اندرز به محمد علی شاه قاجار در جهت پیشرفت و استقلال کشور و جلوگیری از دخالت قدرتهای خارجی
این نامه با تأکید بر لزوم حفظ شریعت و برقراری قوانین اسلامی آغاز میشود و به محمدعلی شاه توصیه میکند که معلم دینی برگزیند و به واجبات الهی عمل کند تا حاکمیتش دوام یابد. در ادامه، از همنشینی با دنیاپرستان برحذر میدارد و بر لزوم تلاش برای پیشرفت میهن، ساماندهی امور مملکت، پرورش ملت و ترویج صنایع داخلی مانند ریسندگی و بافندگی تأکید میکند. سپس به گسترش علوم و صنایع جدید اشاره کرده و آن را راهی برای پیشرفت ملتها میداند و عقبماندگی کنونی ایران را نتیجه بیتوجهی به این امور و علاقه به صنایع بیگانگان میداند. در بخش بعدی، از دخالت بیگانگان برحذر میدارد و ریشههای فتنهانگیز آنها را عامل مصیبتها معرفی میکند. سپس به اهمیت گسترش عدالت و برابری اشاره کرده و بر اجرای احکام شرعی برای همگان تأکید میکند. در پایان، به محبت به ملت و جلب دلهای آنان توصیه میکند و مطالعه تاریخ پادشاهان گذشته را برای درسآموزی در جهت استقلال و پیشرفت ضروری میداند و به محمدعلی شاه توصیه میکند که از راه پادشاهان غرق در لذتهای دنیوی دوری کرده و راه پادشاهان تلاشگر در جهت آموزش و پرورش ملت و گسترش دانش را برگزیند و مقام دانش و دانشمندان را گرامی بدارد.

حمایت از تولیدات داخلی
متن با تأکید بر لزوم و حتمیت رفع نیاز از محصولات خارجی آغاز میشود. در ادامه، به تفصیل به انواع کالاهای مصرفی از جمله لباس، فرش، مبلمان، ابزار و لوازم خرازی اشاره شده و بر استفاده از تولیدات داخلی، حتی با قیمت بالاتر یا کیفیت پایینتر، تأکید میشود. این رویکرد را به عنوان یک اقتصاد ملی و راهی برای جلوگیری از خروج سرمایه از کشور معرفی میکند. سپس، با طرح این پرسش که چگونه یک ملت مستقل میتواند در امور معیشتی خود به بیگانگان محتاج باشد، به نقد وابستگی به خارج میپردازد. در پایان، از طبقات مختلف جامعه از جمله علما، تجار و دولتمردان میخواهد که با عهد و قسم، متعهد شوند که تا حد امکان از کالاهای داخلی استفاده کرده و به تدریج نیاز به محصولات خارجی را به طور کامل از بین ببرند و به داراییهای ملی افتخار کنند.

ارائه کمک مالی هیأت علمیه نجف به دولت
متن با اشاره به وظیفه ذاتی ملت در یاری رساندن به امور کشور آغاز میشود. سپس به نقش هیئت علمیه در جمعآوری کمکهای مالی برای رفع نواقص ملی اشاره میکند و از ایثار آنان در این زمینه قدردانی مینماید. در پایان، سه برات تجارتی به مبلغ یکصد و بیست و هفت تومان و هفت هزار و پنج شاهی به عنوان کمک مالی تقدیم شده و وصول آن مورد انتظار است. متن با دعای خیر برای استمرار عدالتخواهی به پایان میرسد.
نتایج ویرانگر دودستگی نمایندگان مجلس شورا و رعایت سیاست اعتدال
متن با اشاره به انتخاب وکلای مجلس و تشکیل قریبالوقوع آن آغاز میشود و بر اهمیت حفظ مشروطیت و استقلال کشور تأکید میکند. سپس به آسیبپذیری ملت ایران در برابر شیادان داخلی و خارجی به دلیل عدم آگاهی و اخلاق اشاره میکند و دودستگی وکلای مجلس اول را عامل اصلی خرابیها و قدرت گرفتن محمدعلی شاه میداند. در ادامه، با رد تقلید کورکورانه از پارلمانهای اروپایی، بر لزوم اتحاد و اعتدال در میان وکلا تأکید میکند و اختلاف و تشکیل احزاب مختلف را مضرترین عامل برای ایران میداند. در پایان، به ملت و قوه مجریه هشدار میدهد که دشمنان داخلی و خارجی همچنان در کمین هستند و تنها راه نجات کشور، اتحاد و پرهیز از تفرقه است.
معنای وطن و لزوم اتحاد دولتها و ملتهای مسلمان در برابر دشمنان
متن با طرح پرسش «وطن یعنی چه؟» آغاز میشود و به تفاوت درک افراد از مفهوم وطن در مراحل مختلف زندگی اشاره میکند. از دیدگاه کودک سه ساله که چهار آجر را وطن میداند تا فردی که شهر یا مملکت خود را وطن میشمارد و در نهایت به اشتباهات ناشی از این درک محدود از وطن میپردازد که منجر به جنگ و خونریزی شده است. سپس، با استناد به آیات قرآن، کره زمین را وطن مقدس نوع انسان معرفی میکند و بر لزوم اتحاد و برادری تأکید میورزد. در ادامه، به نقش پیامبران در دعوت به وحدانیت خدا و اخلاق نیکو برای ایجاد اتحاد اشاره میکند و قوانین اسلامی مانند خمس و جهاد را ابزارهایی برای حفظ استقلال و قدرت جامعه اسلامی برمیشمارد. در بخش دوم، به اهمیت قانون «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه» میپردازد و آن را اساس ترقی و تمدن میداند. نویسنده با نقد قوانین بشری که نتوانستهاند اتحاد واقعی را ایجاد کنند، شریعت اسلام را تنها راه رسیدن به اتحاد و ترقی معرفی میکند. در پایان، با اشاره به وضعیت مسلمانان در جهان، بر لزوم اتحاد اسلامی و رفع اختلافات موهوم تأکید میکند و از علما و آیات عظام میخواهد که برای تحقق این هدف تلاش کنند.
انتقاد شدید از رسم تیولداری
پیشنهاداتی به منظور استقراض ملی و بازسازی و پیشرفت کشور
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از فداکاریها و رنجهای دوران مشروطه چه بوده است؛ اهدافی چون ترویج شریعت، حفظ استقلال، آزادی، امنیت، توسعه تجارت و اجرای قانون اساسی. سپس بیان میشود که با وجود رسیدن به مقصد مشروطه، این تازه آغاز راه است و کشور همچون بیماری است که نیاز به تقویت دارد. نویسنده سه راهکار اصلی برای بهبود وضعیت کشور ارائه میدهد: اول، رفع اغراض شخصی و اتحاد میان رؤسای ملت و مجاهدین. دوم، تربیت و بهکارگیری افراد شایسته و متخصص که دارای حسن تمدن، تدین، حب وطن و نوعدوستی باشند و به ظاهر افراد توجه نکنند. سوم، تحصیل پول از طریق استقراض ملی از اعیان و رجال، مطالبه مالیاتهای معوقه از حکام، یا استقراض از بانکهای خارجی. در ادامه، نُه پیشنهاد تفصیلی برای پیشرفت کشور مطرح میشود که شامل تأسیس بانک دولتی با سرمایه جواهرات، استقراض خارجی با شرایط سهل، دادن امتیاز به دول دوست، تقویت روابط با دولت عثمانی، تشکیل ادارات عدلیه، تأسیس مدارس و دارالترجمه، فرستادن دانشجو به اروپا، سازماندهی نظامی ایلات و انتخاب وکلای عالم و وطندوست برای تشکیل مجلسین شورای ملی و سنا، و استخدام مستشار از دول غیرهمجوار برای اداره وزارتخانهها است.
اخذ علم و تمدن جدید و نفی تقلید
متن با تأکید بر اهمیت مقصد و نتیجه هر عمل آغاز میشود و بیان میکند که ارزش هر کاری به غایت آن بستگی دارد. سپس به بررسی اهداف مختلف در نهضت مشروطیت میپردازد و مقاصد صحیح را که شامل حفظ اسلام، تأیید حوزه اسلامیان و استقلال مملکت است، از مقاصد فاسد که به دنبال حریت مطلقه و اشاعه فحشا هستند، تفکیک میکند. در ادامه، بر لزوم اتحاد کلمه و توحید مقصد برای آبادی مملکت و تقویت جامعه اسلامی تأکید میکند و مسلمانان را به تأسیس تمدن بر مبانی اسلامی و رعایت اصول مساوات فرا میخواند. در پایان، بیان میکند که راه رسیدن به تمدن و ترقی، پیروی از تعالیم اسلام و ائمه هدی (ع) است و تقلید کورکورانه از غرب، منجر به ذلت دنیوی و اخروی خواهد شد و مجله الغری را به تبیین این مسیر دعوت میکند.
پرهیز شدید از بدنام کردن و دلسرد نمودن مجاهدان واقعی مشروطیت
متن با خطاب به مدیران جراید آغاز میشود و به انتقاد از بدنام کردن و متهم ساختن بزرگان و مجاهدان مشروطیت میپردازد که با جان و مال خود در راه استقلال وطن فداکاری کردهاند. سپس به این نکته اشاره میکند که این اقدامات باعث دلسردی و پشیمانی وطندوستان میشود و از عدم حمایت از خانوادههای شهدا گلایه میکند. در ادامه، به وضعیت کنونی کشور پس از مشروطیت اشاره میکند که همچون طفلی شیرین نیازمند دایه است و نباید اشخاصی که به منزله دایه هستند، رنجانده شوند. به عنوان نمونه، از آیتالله نورالله ثقهالاسلام اصفهانی نام میبرد و خدمات او در دوران استبداد صغیر و همکاری با خوانین بختیاری را یادآور میشود و اتهامات ناروا علیه او را رد میکند. در پایان، از جراید میخواهد که از درج مطالب غرضورزانه و کذب پرهیز کنند، زیرا این کار باعث دلسردی بزرگان و طبیبان جامعه میشود و کشور را نیازمند طبیب خارجی خواهد کرد. همچنین بر اهمیت معارف و علم برای پیشرفت ملت تأکید میکند.
بی خبری از دانشهای جدید، علت جهل و عقبماندگی ایرانیان
متن با انتقاد از ضعفهای اخلاقی ایرانیان آغاز میشود و به پنهانکاری در برابر اعمال ناپسند و عدم پذیرش نقد اشاره میکند. سپس به مسئله انجمنهای مخفی و احزاب سیاسی میپردازد و لزوم شفافیت در دوران آزادی را مطرح میکند، اما در عین حال، بیان آشکار نقایص مسئولان را به دلیل تبعید و توقیف، دشوار میداند. در ادامه، به عدم رعایت قوانین در انتخابات وکلا، وزرا و حکام و همچنین عدم مجازات ظالمان و خائنان انتقاد میکند. نویسنده بر لزوم حفظ استقلال و آزادی، اتحاد و اتفاق برای پیشرفت کشور تأکید کرده و بیعملی مجلس در اصلاح امور و توقف قزاقان روس را نتیجه بیمبالاتی در انتخابات و اغراض شخصی میداند. همچنین، به مسئله برافراشتن بیرقهای خارجی توسط افراد عادی و شفاعت سفارت روس از اشرار اشاره کرده و آن را مغایر با قوانین و شأن کشور میداند. در پایان، بر اهمیت اصلاح قوانین وزارت معارف و تأسیس مدارس با برنامه واحد برای ریشهکن کردن بیعلمی و نادانی تأکید میکند و از وکلای مجلس میخواهد که به وظیفه خود در این زمینه عمل کنند، در غیر این صورت، نکبت و پریشانی دامنگیر ملت خواهد شد. متن با اشاره به بیتفاوتی مسئولان و مردم در برابر فساد و خیانت و لزوم عبرتگیری از وقایع تاریخی به پایان میرسد.
تلاش در جهت حفظ استقلال و پیشرفت کشور
متن با تأکید بر اهمیت فعالیت و پیشرفت در جوامع امروزی آغاز میشود و به مقایسه وضعیت ایران با کشورهای اروپایی و حتی آفریقایی میپردازد که با فعالیت و صنعت به سعادت رسیدهاند. سپس به نقد وضعیت داخلی ایران میپردازد و از عدم استفاده صحیح از منابع مالی و انسانی، به رغم وجود حمایت روحانیت و شخصیتهایی چون آیتالله خراسانی، گلایه میکند. در ادامه، نویسنده به نقش نایبالسلطنه و کابینه جدید در پیشرفت کشور امید میبندد، اما از رویکرد برخی جراید در ترویج اصطلاحات غربی و ایجاد نفاق انتقاد میکند و معتقد است که این رویکرد به جای بیدار کردن ملت، به فساد اخلاق و مانع ترقی منجر میشود. در بخش پایانی، خطاب به ثروتمندان و مالکین، مسئولیت آنها را در حفظ اسلام و استقلال کشور یادآور میشود و با طرح سوالاتی درباره بقای اسلام در صورت عدم وجود سلطنت اسلامی و استقلال، به وضعیت مسلمانان در کشورهای تحت نفوذ استعمار اشاره میکند. در نهایت، از عدم کمک مالی ثروتمندان به دولت و ملت انتقاد کرده و آنها را به عواقب سوء این بیتفاوتی در دنیا و آخرت هشدار میدهد و بر وظیفه هر مسلمان در حفظ اسلام و استقلال تأکید میکند.
درخواست رسیدگی به اداره قشون، عدلیه و مالیه خراسان
نامهای به دارالشورای کبری، وضعیت نابسامان خراسان را در سه حوزه قشون، عدلیه و مالیه تشریح میکند. ابتدا به فقدان قشون منظم و ضعف امنیت در مرزها و مناطق داخلی اشاره شده و از دولت خواسته میشود تا با اعزام قشون و تجهیزات جدید، امنیت را برقرار سازد. سپس به عدم حضور والی خراسان و تأخیر در اجرای قوانین عدلیه و همچنین بیعدالتی در نظام مالیاتی و اخذ مالیات از افراد فقیر و ناتوان، در حالی که ثروتمندان از پرداخت معاف هستند، انتقاد میشود. در پایان، بر لزوم پرداخت حقوق اعضای انجمن ایالتی برای جلوگیری از تعطیلی آن تأکید شده و از دارالشورای کبری درخواست رسیدگی فوری به این مسائل میشود.
تشویق مردم به استفاده از کالاهای وطنی
این متن با اعلام تعهد نویسندگان و همراهی رکنالملک آغاز میشود و پنج فقره تعهد شرعی را برای ترویج کالاهای داخلی و اصلاح سبک زندگی بیان میکند. در ابتدا، بر لزوم استفاده از کاغذ ایرانی برای قبالجات و احکام شرعی تأکید شده و عدم امضای اسناد نوشته شده بر کاغذ غیرایرانی را اعلام میکند، هرچند استفاده از آن را حرام نمیداند. سپس، تعهد به عدم اقامه نماز بر میتهایی که کفن آنها از پارچه ایرانی نباشد، مطرح میشود. در ادامه، بر پوشیدن لباسهای مردانه از منسوجات ایرانی تأکید شده و از پیروان خود نیز میخواهد که این رویه را دنبال کنند. در بخش چهارم، به مختصر برگزار کردن مهمانیها، شامل یک پلو، یک چلو، خورش و یک افشره، اشاره شده و از پذیرش دعوتهای پرتکلف خودداری میشود. در نهایت، با استناد به آیات قرآن و حدیث «لا ضرر و لا ضرار»، از احترام نگذاشتن به افراد وافوری (تریاکی) و عدم رفت و آمد به منزل آنها سخن به میان میآید و ضررهای مالی، جانی، نسلی و دینی وافور کشیدن را گوشزد میکند.


درخواست از مجلس شورای ملی برای رفع نگرانی مردم اصفهان
نامه با بیان اهمیت خیرخواهی برای دولت و ملت و آسایش شاهنشاه آغاز میشود و تأکید میکند که این خیرخواهی به دوام دولت، قوی شدن ملت و خشنودی خداوند منجر خواهد شد. در ادامه، به مقایسه دوران صفویه که وزرا از علما بودند و مردم در رفاه و آسایش زندگی میکردند، با دوران وزرای بیرحم و ظالم میپردازد که با نفاق و بیرحمی، دولت و ملت را به تباهی کشاندند. به طور خاص، به نقش مخرب عینالدوله و امیربهادر در خانهنشین کردن وزرای دانشمند و علمای دین و تضعیف دین مبین اشاره میکند. سپس، به قیام علمای تهران و تشکیل مجلس شورای ملی به عنوان راه حلی برای رفع ظلم و برقراری آسایش اشاره میکند و مشورت را از اصول قرآنی و عامل ترقی دولتهای دیگر مانند عثمانی میداند. در بخش پایانی، به وضعیت نسبتاً بهتر اصفهان به دلیل حکمرانی رکنالممالک و توجه ظلالسلطان به مردم اشاره کرده و شش درخواست مشخص از مجلس شورای ملی برای بهبود وضعیت اصفهان مطرح میکند: استحکام نوشتجات شرعیه، تعیین محتسب برای کنترل نرخها، جلوگیری از خروج غلات از شهر، جلوگیری از انحصار فروش بار، جلوگیری از کشتار بره و در نهایت، رفع فساد و فاحشهها و ایجاد امنیت برای جان و مال و ناموس مردم از طریق گشتهای شبانه و پلیس. نامه با ابراز امیدواری به اقدامات علمای تهران و اصفهان برای حل این مشکلات پایان مییابد.
تکذيب تلاش جهت وادار کردن علمای نجف به تحريم مشروطه
این متن با اشاره به سفر نویسنده به عتبات عالیات در سال ۱۳۲۴ قمری آغاز میشود و به شایعهای مبنی بر دریافت پول از ولیعهد برای تحریک علمای نجف به تحریم مشروطیت میپردازد. نویسنده این شایعه را توطئهای از سوی مستبدین میداند و با توسل به ائمه، خواستار مجازات عاملان آن میشود. در ادامه، به مشاهده وضعیت پریشان مردم تبریز و تلاش مجاهدین برای ریشهکن کردن استبداد اشاره میکند. نویسنده پس از بررسی معنای مشروطه در یک جریده ملی، آن را عین مشروعه و مطابق با اصول عدل و انصاف اسلامی میداند. سپس، به دعوت از علما و تجار برای طرح دو مطلب میپردازد: اول، اثبات مشروعیت مشروطه و وجوب اجرای آن، و دوم، ارائه طرحی برای ترقی ملت و دولت ایران، افزایش درآمدها، تأسیس بانک ملی، قطع وابستگی خارجی، ایجاد کارخانجات و برقراری امنیت. در پایان، نویسنده به اتهامات وارده مبنی بر استبدادطلبی و مخالفت با مشروطه پاسخ میدهد و با تأکید بر سوابق خود در حمایت از دین و ملت، این اتهامات را رد میکند و بر بیمیلی خود به ریاست و ثروت تأکید میورزد.
عوامل پیشرفت اروپاییان و عقبماندگی مسلمانان
متن با بیان این نکته آغاز میشود که خداوند در خلقت و تدبیر امور معیشتی، تفاوتی میان انسانها قائل نشده و قابلیت علم و صنعت به همه عطا شده است، اما فعلیت یافتن این استعدادها نیازمند تلاش و کوشش است. در ادامه، با مقایسه وضعیت معیشتی در کشورهای اروپایی و ایران، به وفور نعمت و آسایش در اروپا و کمبود و سختی در ایران اشاره میکند. نویسنده علت این تفاوت را نه غضب الهی، بلکه تلاش و تدبیر اروپاییان و بیتوجهی و حواله دادن امور به غیب توسط مسلمانان میداند. سپس به مشکل کمبود آب در نجف اشرف، با وجود نزدیکی به رود فرات، میپردازد و اقدامات بینتیجه و غیرعلمی برای حل این مشکل را نقد میکند. در پایان، با ذکر نمونه شهر بمبئی که با تدبیر و علم، مشکل آب شیرین خود را حل کرده، بر لزوم استفاده از عقل و تدبیر در میان مسلمانان تأکید میکند.
لزوم صرفهجویی در زندگی و عدم واردات کالاهای مصرفی از جنسهای خارج
متن با اشاره به پیشرفت ملتهای خارجی به واسطه علم و ثروت آغاز میشود و وضعیت فقر و جهل ایرانیان در دوران استبداد را توصیف میکند. سپس با طلوع مشروطیت، بر لزوم همت جمعی برای تحصیل علم و ثروت تأکید میکند. در ادامه، به مفهوم قناعت و ثروت طبیعی در مقابل ثروت اضافی میپردازد و با استناد به آیات و اشعار، قناعت را راهی برای توانگری معرفی میکند. نویسنده ثروت طبیعی را عدم نیاز به غیر در معاش و ثروت اضافی را وابستگی به اموال خارجی میداند. در پایان، با تقسیم کالاهای وارداتی به ضروری و تجملاتی، بر لزوم قناعت و پرهیز از واردات کالاهای تجملی تأکید میکند و آن را «زهد واجب» میخواند.
.jpeg&w=3840&q=75)
شایسته سالاری
متن با تأکید بر اهمیت شایستهسالاری (امتیاز فضلی) به عنوان یکی از چهار رکن ترقی و آبادی هر مملکت آغاز میشود. در ادامه، به تشریح وضعیت نامطلوب ایران در این زمینه میپردازد و با ذکر مثالهایی از وضعیت سربازان و اعطای مناصب نظامی و مذهبی بر اساس وراثت یا رشوه به جای لیاقت، به نقد شدید این رویه میپردازد. سپس، با استناد به آیات قرآن و سیره انبیا، شایستهسالاری را اصلی الهی و عقلی معرفی میکند. در بخش بعدی، به نقش علم در پیشرفت دنیا و آخرت اشاره کرده و بیتوجهی به علوم دنیوی و صنایع را عامل عقبماندگی ایران و وابستگی به بیگانگان میداند. در ادامه، به دفاع از مجلس شورای ملی پرداخته و آن را احیاکننده احکام اسلام و مانع فساد و رشوه معرفی میکند و مخالفان مجلس را خائن و دزد مینامد. در پایان، با تأکید مجدد بر لزوم شایستهسالاری و مبارزه با رشوه و وراثت مناصب، مردم را به اتحاد و هوشیاری در برابر دشمنان داخلی و خارجی دعوت میکند و از آنان میخواهد که از مجلس حمایت کنند تا کشور به ترقی و استقلال دست یابد.

انتقاد از بی نظمی حکومت فتحعلی شاه قاجار
متن با ستایش از شجاعت و مردانگی سپاه ایران در نبردهای توپخانهای آغاز میشود. سپس، با ابراز تأسف از بینظمی و عدم انسجام در حکومت وقت، بیان میکند که اگر این حکومت از نظم و دوام کافی برخوردار بود، میتوانست مانند پادشاهان کیانی، بر سایر سلاطین برتری یابد و آنها را مطیع خود سازد.
بیان سبب قدرت و عظمت روسیه و انحطاط و اسارت مسلمانان
شعر با طرح پرسشی درباره علت خواری و ضعف مسلمانان در مقایسه با پیشرفت و آزادی اروپاییان آغاز میشود. سپس به نقد وضعیت داخلی جوامع اسلامی میپردازد و عواملی چون عدم پایبندی به پیمانهای الهی، فقدان دانش و دانشمند، بیرحمی بزرگان نسبت به کوچکتران، دروغگویی، خیانت به وطن، نفاق و رشوهخواری را از دلایل اصلی انحطاط مسلمانان برمیشمارد. در ادامه، با اشاره به وقایع تاریخی و مظلومیتهای گذشته، از بیتفاوتی مسلمانان نسبت به دین و ارزشهای آن انتقاد میکند و با مقایسه وضعیت مسلمانان با پیروان ادیان دیگر، آنان را به بیداری و بازگشت به هویت دینی و ملی خود فرا میخواند. در پایان، با لحنی حماسی، آرزوی ظهور منجیانی چون فریدون و نریمان را برای احیای شکوه گذشته مطرح میکند.
شناخت روانشناسی اجتماعی مردم در تشویق آنها به سمت پیشرفت کشور
متن با تأکید بر اهمیت شناخت «روح اجتماع» و «جماعات نفسیه» در درک حوادث تاریخی و اجتماعی آغاز میشود و به نقد رویکرد مورخانی میپردازد که از این منظر غافل بودهاند. در ادامه، مفهوم «جماعت» را فراتر از صرف اجتماع فیزیکی افراد تعریف میکند و آن را به عنوان یک «ذات واحده» با وحدت فکری معرفی میکند که میتواند شامل تمام ملت یک کشور باشد. سپس به بحث «معنای سلطنت و مستحق آن» میپردازد و لزوم وجود قراردادهای مدون (قانون اساسی و قوانین فرعی) برای اداره کشور و حفظ حقوق ملت را مطرح میکند. متن به این نکته اشاره دارد که عدم پایبندی به این قراردادها و غلبه افکار شخصی بر مصالح عمومی، میتواند وضعیت کشور را از استبداد نیز بدتر کند. در بخش «قابل توجه ارباب جراید»، به نقش مهم روزنامهنگاری در آگاهیبخشی عمومی اشاره میکند و از ارباب جراید میخواهد که با توجه به «حداثت عهد» مردم با این پدیده، از طرح مسائل تفرقهافکنانه و شخصی پرهیز کرده و بر اصلاحات عمومی و تنبیه مردم بر حقوق خود تمرکز کنند. در پایان، مجدداً به بحث «روح اجتماع» بازمیگردد و صفات عمومی و خصوصی جماعات را تشریح میکند و بر این نکته تأکید میکند که حرکت به سوی ترقی و سعادت، نیازمند غلبه صفات مشترک و عمومی بر افکار فردی است. همچنین، به مسئولیت نمایندگان و مسئولان در پیشقدم شدن برای اصلاحات و پرهیز از منافع شخصی اشاره میکند و با استناد به آیهای از قرآن، بر لزوم عمل به آنچه دیگران را به آن تشویق میکنند، تأکید میورزد.
تلاش و کوشش برای استقرار مشروطیت
متن با توصیف رؤیایی آغاز میشود که در آن نویسنده با حضرت آدم ابوالبشر ملاقات میکند. حضرت آدم در این رؤیا، ضمن تأکید بر اهمیت علم و جایگاه انسان در نظام هستی، به فواید مجلس شورای ملی اشاره کرده و آن را نمادی از مشورت و خرد جمعی میداند. در ادامه، به اهمیت اتحاد مسلمانان، پیروی از قرآن و احکام شریعت برای رفع ظلم و استبداد پرداخته میشود. سپس، به نقد وضعیت موجود کشور، نفوذ بیگانگان و وابستگی اقتصادی به آنها، و همچنین فساد و بیعدالتی حاکمان اشاره شده و از ملت خواسته میشود که قدر مجلس شورای ملی را بدانند و در رفع نواقص آن بکوشند. در پایان، بر لزوم همکاری دولت و ملت، اجرای قوانین عدل و داد، و پرهیز از تفرقه تأکید میشود و از پادشاه خواسته میشود که با وزرای منتخب و وکلای ملت یکدل باشد تا کشور از گزند اجانب در امان بماند.
تایید احداث راه آهن در ایران
متن با اشاره به بدیهی بودن منافع و فواید راهآهن آغاز میشود. در ادامه، ابراز امیدواری شده است که با اهتمام و تلاش مسئولان دولت، احداث راهآهن در ایران به سرانجام برسد.
آرزوی کسب دانش و پیشرفت مردم کشور
متن با اشاره به توجه شاه به اصلاح امور و پیشرفت کشور آغاز میشود. سپس به قدرت گرفتن کشورهای اروپایی و تصرف بخشهایی از آسیا و آفریقا اشاره میکند. در ادامه، پیشرفت ژاپن را به عنوان الگویی از ترقی ملی و صنعتی معرفی میکند که با تکیه بر علم، صنعت، تجارت و اتحاد دولت و ملت به دست آمده است. در پایان، ابراز امیدواری میشود که علم و حکمت در ایران نیز گسترش یابد و مردم از ثمرات آن بهرهمند شوند تا موجب شادمانی و دعای خیر برای شاه گردد.
لزوم مشروطیت ایران
مقاله با تأکید بر پذیرش عمومی مشروطیت و مذمت استبداد آغاز میشود. نویسنده با رد این دیدگاه که مشروطیت برای ایران زود است، استدلال میکند که ایران حتی دیر هم مشروطه شده و اگر این اتفاق زودتر رخ میداد، کشور از بسیاری از مشکلات و از دست دادن اراضی جلوگیری میکرد. برای اثبات این ادعا، به دوران ناصرالدین شاه و صدارت امیرکبیر، و همچنین دوران سپهسالار و امینالدوله اشاره میکند و بیان میدارد که حضور نمایندگان ملت میتوانست مانع از انزوای مصلحان و تضعیف کشور شود. در ادامه، به خطر تقسیم ایران توسط قدرتهای خارجی (روس و انگلیس) در صورت عدم وقوع مشروطه اشاره میکند و تأکید دارد که دولت قاجار فاقد توان نظامی و سیاسی برای مقابله با این تهدید بود. در پایان، با توجه به دیرکرد در تحقق مشروطه، بر لزوم تلاش مضاعف و سرعت عمل در مسیر ترقی و مدنیت تأکید میکند و مسئولیت حفظ حقوق ملت و آبادانی کشور را بر عهده منتخبان مردم میداند.
لزوم مصالحه میان دولت و مخالفان و تلاش در جهت آبادانی کشور
متن با تأکید بر عدم عقبنشینی از عقیده نویسنده آغاز میشود که معتقد است مهربانی و عنایت دولت به مردم نباید نشانه ضعف تلقی شود. در ادامه، نویسنده به تفاوت دیدگاه مردم عادی و دولتمردان اشاره میکند و بیان میدارد که دغدغه اصلی او همواره پیشرفت دولت و ملت و اتحاد این دو گروه برای آبادانی کشور است. در پایان، با طرح این پرسش که آیا نزاعها پایانی خواهند داشت یا باید به صلح و اصلاح روی آورد، بر لزوم تدبیر برای آبادانی مملکت به جای درگیری و جنگ تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
تایید انتشار روزنامه مریخ
متن با ابراز امیدواری به روزنامه مریخ آغاز میشود و آن را نتیجه عقل و مقدمهای برای رشد فکری و بینش جامعه معرفی میکند. در ادامه، نقش این روزنامه را در حل مسائل چهارگانه سیاست مدن، تدبیر منزل، تهذیب اخلاق و تعیین حدود طبقات مختلف مردم تبیین میکند. در پایان، آرزو میشود که این نشریه به بلوغ رسیده و به گسترش عدالت و آبادانی در جامعه منجر شود.
اصلاح وضع مالیه کشور
این پیشنهاد با اشاره به اینکه عمده مشکلات کشور ناشی از سوءمدیریت مالیه است، دو راهکار اساسی ارائه میدهد. ابتدا، برای اصلاح وضعیت مالیه، از مجلس خواسته میشود که وزارت مالیه را موظف کند تا تمام عایدات و مخارج ولایات را به صورت دقیق ثبت و به کمیسیون بودجه مجلس ارائه دهد. همچنین، انجمنهای ولایتی نیز موظف شوند تا تمامی دریافتیها از مردم به نام دولت را صورتبرداری کرده و اعلام عمومی کنند تا شفافیت مالی ایجاد شود. دوم، برای اصلاح وضعیت نظامی، از وزارت جنگ خواسته میشود که صورت دقیق تمامی نیروهای نظامی (سوار، فوج، توپچی و غیره) را تهیه کند و مجلس نیز از طریق انجمنها این اطلاعات را راستیآزمایی کند. پیشنهاد میشود که از میان نیروهای موجود، سی هزار نفر جوان و کارآمد مسلح شده و در مراکز مشخص مستقر شوند و مابقی بودجه به نظمیه و امنیه اختصاص یابد تا امنیت کشور و مرزها تأمین شود. در پایان، از مجلس درخواست میشود که این دو امر مهم را به سرعت پیگیری کند.
تشویق ثروتمندان کشور به دادن قرضه به دولت
متن با اشاره به همت ملت عثمانی در جمعآوری کمک مالی برای تقویت نیروی دریایی آغاز میشود و این اقدام را ستایش میکند. سپس به وضعیت ایران میپردازد که درگیر فتنهها و بازیچه همسایگان شده است و برای رفع این مشکلات، نیاز به جمعآوری سرمایه برای تشکیل ارتش و برقراری امنیت دارد. در ادامه، به بیتفاوتی و عدم اقدام جدی مردم ایران، بهویژه اشراف و ثروتمندان، در قبال این نیاز مبرم اشاره میکند و از متمولین کشور، اعم از شاهزادگان، تجار و ملاکین، درخواست میکند که به عنوان اعانه یا استقراض، وجوه لازم را برای دولت فراهم آورند.
ارائه راهکار به میرزا صادق خان مستشارالدوله
در ابتدای متن، نگارنده به لزوم استفتائات از علمای نجف در خصوص مسائل مهمی چون مشق ملی، تحریم کالاهای خارجی، مکاتب اجباری و تشکیل بانک اشاره میکند و خواستار تعیین مواد لازم برای این استفتائات میشود تا هرچه سریعتر به نتیجه برسند. در ادامه، به وضعیت کابینه جدید و احتمال استبدادی بودن وزرای جنگ، مالیه، داخله و تجارت میپردازد و بیان میکند که این وزرا ممکن است در ظاهر تبعیت کنند اما در امور مهم کارشکنی نمایند و اعضای مجلس را فریب دهند. به عنوان مثال، به حاکم تبریز اشاره میکند که به جای اصلاحات مرزی، به فکر ساخت مدرسه علمیه بوده است. سپس، به ضعف و انفعال برخی نمایندگان مجلس اشاره میکند و خواستار اصلاح این وضعیت و یکدلی هیئت مقدس مجلس میشود. در بخش دیگری، به اهمیت جلب حمایت عشایر جنوب و غرب ایران (محمره، الوار، اکراد، فیلی، کلهر، سنجاب و گوران) تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که مجلس با انتشار نوشتههای علما و ارسال مبالغی به عشایر، آنها را از نظر شرعی و سیاسی آگاه سازد تا از نفوذ مستبدین و همسایگان شمالی در امان بمانند. همچنین، بر لزوم قطع مواجب و مرسوم وزرای خائن و مجازات اشرار تأکید میکند تا دیگران عبرت بگیرند. در پایان، به وضعیت عشایر مرزی با عثمانی اشاره کرده و پیشنهاد میدهد در صورت طولانی شدن درگیریها در شمال، عشایر جنوبی تحریک شوند تا توازن قوا برقرار شود و از منافع اسلامیت غفلت نشود. در انتها، به جمعآوری مخفیانه نیرو و تشکیل انجمنهای سری توسط مستبدین در تهران اشاره میکند.
نقش وحدت جامعه و قانون در پیشرفت کشور
متن با تبیین این اصل آغاز میشود که هر سرزمینی دارای ثروت است و انسانها حق بهرهمندی از آن را دارند. سپس به اهمیت اجتماع و اتحاد در پیشرفت انسان اشاره میکند و بیان میدارد که انسان در حالت انفرادی ضعیف و ناتوان است، اما با اجتماع و همکاری میتواند بر طبیعت مسلط شود و از ثروتهای آن بهرهمند گردد. در ادامه، بر لزوم وجود یک حکومت منظم و قانونمند برای استحکام اجتماع و پیشرفت تمدن تأکید میشود. نویسنده توضیح میدهد که در چنین حکومتی، قوانین باید عادلانه باشند، حقوق افراد مساوی و حدود شخصی مشخص باشد و مردم احساس مالکیت بر دستاوردهای خود داشته باشند. در پایان، با اشاره به موهبت شاهنشاه عادل و توجهات علمای اعلام، بر لزوم تحصیل علم و رسیدن به اوج عزت و تمدن تأکید شده و هشدار داده میشود که برای حفظ این دستاوردها، باید هوشیار بود.
مساوات و عدالت اجتماعی
سخنرانی با استناد به آیات قرآن و احادیث، چهار رکن اصلی ترقی و سعادت یک ملت را مساوات، امنیت، حریت و امتیاز فضلی (شایستهسالاری) معرفی میکند. در ادامه، مفهوم صحیح مساوات را اجرای یکسان حدود الهی برای همه افراد جامعه، بدون توجه به جایگاه اجتماعی، میداند و وضعیت نابسامان ایران را ناشی از عدم اجرای این اصول و شیوع جهل و ظلم برمیشمارد. سپس با مقایسه ایران با کشورهای اروپایی در زمینه پیشرفت علمی و صنعتی، بر اهمیت علم و دانش برای آبادانی و ترقی تأکید میکند. در پایان، با اشاره به وضعیت گذشته ایران و وسعت آن، مردم را به تحصیل علم، فرستادن فرزندان به مدارس جدید و آموختن علوم و فنون نوین ترغیب میکند تا از عواقب ظلم و جهل رهایی یابند و به سوی پیشرفت و اتحاد گام بردارند.

تایید احداث راه آهن در ایران
این فتوا با ذکر «بسم الله لاقوة الا بالله» آغاز میشود و به تأیید احداث راهآهن از تهران تا مشهد میپردازد. در ادامه، فواید این اقدام از جمله تسهیل امور و افزایش تردد زوار و غیره را برمیشمارد و آن را بیشک و تردید میداند. در پایان، با استناد به ضربالمثل «صلاح مملکت خویش خسروان دانند» و عبارت «والامر بید من له ولایة الامر»، تصمیمگیری نهایی را به حاکمان واگذار میکند.
مکالمه خیالی در اثبات و رد مشروطیت
این مکالمه خیالی میان «مقیم» و «مسافر» به بررسی ماهیت مشروطه و تفاوت آن با استبداد میپردازد. مقیم در ابتدا مشروطه را عامل خرابی ایران میداند و آن را امری جدید و خلاف شرع میپندارد. مسافر در پاسخ، مشروطه را همان قانون و دستورالعمل پیامبر اسلام معرفی میکند که در طول زمان به فراموشی سپرده شده و اکنون مشروطهخواهان به دنبال احیای آن هستند. او با استناد به آیات و روایات، مشورت و شورا را از اصول اسلام میداند و سلطنت مطلقه را خلاف شرع معرفی میکند. در ادامه، مسافر به تفصیل به تبیین پانزده تفاوت اساسی میان نظام مشروطه و استبداد میپردازد. این تفاوتها شامل نحوه اداره کشور، جمعآوری و مصرف مالیات، اجرای عدالت، آزادیهای فردی، ترویج علم و صنعت، و امنیت جانی و مالی مردم میشود. در هر مورد، میرزا هدایتالله (صاحبخانه) با ذکر حکایاتی از ظلم و فساد دوران استبداد، سخنان مسافر را تأیید میکند. در پایان، مقیم به شبهه «مشروطه مشروعه» اشاره میکند و مسافر با مقایسه آن با حیله معاویه و عمروعاص در جنگ صفین، این عنوان را دسیسهای برای از بین بردن مشروطه و بازگرداندن استبداد میداند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که برخی از مفاسد رخ داده در دوران مشروطه، ناشی از اقدامات دولتیان و مستبدین بوده و نباید به پای اصل مشروطه گذاشته شود.

امکان پیشرفت جوامع اسلامی با اجرای قوانین اسلامی
این متن با طرح پرسشی درباره کفایت اسلام برای پیشرفت جوامع اسلامی آغاز میشود. در پاسخ، نویسنده با استناد به آیات قرآن و سنت پیامبر (ص) و ائمه (ع)، اصول و قوانین اسلام را برای اداره امور دنیا و آخرت کافی میداند. سپس به بررسی تاریخ تمدن اسلامی میپردازد و فتوحات مسلمانان و پیشرفتهای علمی آنان را نتیجه عمل به همین اصول معرفی میکند. نویسنده با اشاره به مذاکرات خود با فلاسفه غربی، اثبات میکند که تمام آرمانهای ترقیخواهانه در اسلام موجود است. در ادامه، علت تنزل جوامع اسلامی را «علم بیعمل»، «نزاع خانگی» و «اختلاف مسئله خلافت» و به ویژه نفوذ مغول و تاتار در جهان اسلام میداند. در پایان، با ذکر مثالهایی از ضعف مسلمانان در برابر استعمار و از دست دادن سرزمینهای اسلامی، تأکید میکند که دست غیب الهی تنها زمانی با مسلمانان است که به اوامر شرعی عمل کنند و از اصول اصیل اسلام پیروی نمایند.
اهمیت و فواید قانون
متن با تشبیه فشار هوا به فشار استبداد، به نقد وضعیت بیقانونی و عقبماندگی ایران میپردازد. سپس با برشمردن مشکلات جامعه ایران در حوزههای بیکاری، بیسوادی، عدم ثبت احوال، فقدان فضاهای عمومی و ضعف بهداشت، این وضعیت را با کشورهای متمدن مقایسه میکند. در ادامه، به ریشههای تاریخی اطاعت بیچون و چرا از سلاطین اشاره کرده و پیامبر اسلام (ص) را اولین کسی معرفی میکند که با دعوت به قانون الهی، بشریت را از بندگی سلاطین رهانید و تمدن اسلامی را پایهگذاری کرد. متن سپس به افول تمدن اسلامی و اقتباس قوانین از سوی اروپاییان اشاره میکند و در پایان، با تأکید بر اینکه اصول تمدن از اسلام نشأت گرفته، مسلمانان امروز را به اتحاد، مجاهدت در راه خدا و پیروی از سیره رهبران صدر اسلام برای احیای مجدد تمدن اسلامی و رهایی از ظلم و بیقانونی فرا میخواند.
موقعیت سیاسی و تجاری ایران با دولتهای قدرتمند اروپایی
این مقاله به بررسی مناسبات اقتصادی و سیاسی ایران با دولتهای اروپایی، به ویژه روسیه و انگلیس، میپردازد. در ابتدا، وضعیت تجارت ایران با این کشورها را تشریح میکند و نشان میدهد که تجارت با انگلیس زیانبار و با روسیه تقریباً برابر است. سپس، به مناسبات سیاسی ایران با عثمانی، انگلیس و روسیه اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه رقابت صدساله روسیه و انگلیس به تضعیف ایران منجر شده است. در ادامه، علت اتحاد روسیه و انگلیس را جلوگیری از نفوذ آلمان در ایران میداند و تأکید میکند که این اتحاد به معنای پایان رقابت آنها در ایران نیست، بلکه شکل آن تغییر کرده است. مقاله با ذکر شواهدی از ادامه رقابت پنهان این دو قدرت در امور داخلی ایران، به ویژه در جریان مشروطه و پس از آن، به این نتیجه میرسد که ایران همچنان میدان رقابت آنهاست. در پایان، راهکار خروج ایران از این وضعیت را در دو نکته اصلی میداند: تعلیم ملی برای تقویت حس وطنپرستی و ایجاد یک نیروی دفاعی قوی، و همچنین ایجاد رقابت بینالمللی برای این دو قدرت در ایران توسط دانایان ملت.
رد استقراض خارجی و پیشنهاد استقراض ملی توسط دولت
متن با تأکید بر اهمیت حس قومیت و حب استقلال برای حفظ شرف و جایگاه ملتها آغاز میشود و بیان میکند که عدم وجود این حس، به ذلت و خواری منجر خواهد شد. سپس به وضعیت دولت ایران پس از دوره استبداد اشاره میکند که به دلیل اصلاحات ضروری و جبران خسارات گذشته، نیازمند استقراض است. نویسنده سه راهکار برای تأمین این نیاز مالی ارائه میدهد: استقراض خارجی که به دلیل شرایط زیانبار آن به شدت رد میشود؛ استقراض داخلی از ثروتمندان و صاحبان مکنت که پول خود را در بانکهای خارجی سپردهاند، با پیشنهاد گرفتن سود از املاک محمدعلی میرزا؛ و در نهایت، اعانه ملی و مجانی از سوی عموم مردم. در ادامه، با ذکر مثالهایی از فداکاری ملتهای فرانسه، ژاپن و عثمانی در زمان بحران، ایرانیان را به غیرت و همت ملی برای حفظ دین، آیین و استقلال کشور فرا میخواند و تأکید میکند که این اعانه باید بدون اجبار و اکراه باشد.

چند یادآوری به دولت و ملت ایران
این متن با طرح پرسشهایی از وضعیت نامطلوب ایران در مقایسه با کشورهای پیشرفته آغاز میشود. به مسائلی چون عدم پیشرفت علمی، مهاجرت ایرانیان، عقبماندگی از ژاپن، احتکار و عدم مجازات محتکرین اشاره میکند. سپس به مشکلات سیاسی و حقوقی مربوط به زوار عتبات در مرز عثمانی و عدم پیگیری حقوق اتباع ایرانی توسط مأموران ایران میپردازد. در ادامه، به تناقض در فرامین دولتی درباره تجارت پوست بره و تأثیر نام کالا بر ارزش آن اشاره میکند. مسائل فقهی مربوط به حمل جنازه، دفن در سرداب و نبش قبر را مطرح کرده و سپس به اهمیت تمدن و سیاست برای آزادی ملت، عواقب تجارت نامتوازن با خارجه و لزوم محاکمه اجباری در مجامع بینالمللی میپردازد. در پایان، بر لزوم سازماندهی افواج ملی تحت امر یک سردار اعظم با تصویب شورای ملی، اهمیت بنادر جنوبی، ضرورت اتحاد حول مجلس شورا و پرهیز از مصرف کالاهای خارجی تأکید میکند و از تأسیس کارخانه کاغذ سیگار در تبریز قدردانی کرده و مصرف تولیدات داخلی را واجب میشمارد.
لزوم زدودن بیم و هراس از اروپاییان
متن با تأکید بر اهمیت از بین بردن ترس از دشمنان برای پیشرفت و آسایش ملی آغاز میشود. مرعوبیت را بزرگترین مانع ترقی، عامل اضمحلال ملیت و زوال شرف و استقلال معرفی میکند و با استناد به آیات قرآن و احادیث، نقش رعب در پیروزی مسلمانان صدر اسلام را تبیین میکند. در ادامه، مرعوبیت ایرانیان از همسایگان اروپایی را عامل اصلی پیشرفت مقاصد آنان در ایران میداند و وظیفه کنونی ایرانیان را زدودن این ترس و تقویت جرئت و شهامت برای حفظ استقلال و شرف ملی برمیشمارد.
تلاش در جهت حفظ استقلال کشور و عدم اتکا به قدرتهای خارجی
متن با تأکید بر لزوم روابط دوستانه ایران با همه کشورها، به ویژه همسایگان، آغاز میشود. سپس به تاریخچه تضعیف ایران توسط همسایگان (روس و انگلیس) در یکصد سال اخیر و از دست رفتن بخشهایی از خاک ایران اشاره میکند. در ادامه، به بیداری ایرانیان و تمایل آنها به قدرتهای ثالث (آلمان و عثمانی) برای رهایی از فشار روس و انگلیس میپردازد. متن پیشنهاد میکند که روس و انگلیس برای جلب اعتماد ایرانیان باید نیروهای خود را از ایران خارج کرده و از دخالت در امور داخلی و فشار بر ایران دست بردارند و در عوض، در تأمین مالی و توسعه ایران همکاری کنند. در پایان، به اهمیت فداکاری ایرانیان برای استقلال و پیامدهای احتمالی مقاومت آنها برای همسایگان اشاره کرده و تأکید میکند که اتحاد آلمان و عثمانی در ایران قویتر از اتحاد روس و انگلیس خواهد بود.
بیان قدرت و حیله های استعمار اروپایی و تشویق علمای اسلام به گسترش معارف دینی و دانش های جدید
متن با توصیف وضعیت اسفبار و بیمارگونه کشورهای شرقی در نتیجه هجوم استعمارگران اروپایی آغاز میشود. در ادامه، با لحنی پرسشگرانه و سرشار از غیرت دینی، علمای اسلام را به چارهجویی و اقدام برای نجات دین و ملت فرامیخواند. سپس به گسترش نفوذ بریتانیا در هند و سایر مناطق اشاره کرده و وضعیت مسلمانان را در برابر دشمنان هوشیار و فعال، در خواب و غفلت توصیف میکند. در پایان، بر لزوم گسترش معارف دینی و دانشهای جدید و نشر جراید برای مقابله با این وضعیت تأکید میکند.
پرهیز مسلمانان از معاشرت و دوستی با کفار فرنگی و تحریم تجاری کالاهای اروپایی به ویژه منسوجات
متن با هشدار به مسلمانان در مورد غفلت و سرگردانی در برابر نفوذ دشمنان دین و مملکت آغاز میشود. نویسنده با سوگند به مقدسات، وضعیت فعلی مسلمانان را که بازارهایشان پر از کالاهای فرنگی است و تجار و مردم لباسهای ناپاک کفار را میپوشند، به شدت نکوهش میکند. در ادامه، به مقایسه وضعیت کنونی با دوران نیاکان پاک و شوکت گذشته اسلام میپردازد و از تسلط فرنگان بر کسب و تجارت مسلمانان ابراز تأسف میکند. سپس، با تأکید بر عواقب وخیم ادامه این روند، به حرمت پوشیدن لباس کفر و عبادت با آن اشاره کرده و آن را موجب غضب الهی و خشم پیامبر میداند. در بخش دوم، هشت دلیل فقهی و عقلی برای حرمت استفاده از کالاهای کفار و معاشرت با آنها ارائه میشود. این دلایل شامل تقویت کفر و تضعیف اسلام، وجوب دفاع در برابر استیلای کفار (چه از طریق جنگ، چه از طریق فرهنگی و اقتصادی)، ایجاد فقر و بیکاری برای مسلمانان، گناه کبیره بودن این عمل، کمک به ستمکاران و دشمنان دین، احتمال نجاست کالاهای کفار، نهی از نماز در لباس کفار و حرمت دوستی و موالات با آنها است. در پایان، نویسنده به خرافات و موهوماتی که مانع کسب و تلاش مسلمانان شدهاند، انتقاد میکند و از علما میخواهد که با ترویج صنایع داخلی و ترک کالاهای خارجی، به تقویت اسلام و نجات وطن کمک کنند. متن با دعایی برای بیداری و عقلانیت مسلمانان به پایان میرسد.
لزوم انجام اصلاحات نظامی در قشون خراسان
این نامه با تأکید بر اهمیت استقلال کشور و آسایش ملت، به نقش قشون در حفظ امنیت و اداره امور سرحدات اشاره میکند. سپس، با برجسته کردن اهمیت استراتژیک خراسان و کمبود قشون و ذخایر نظامی در این منطقه، راهکار اصلاحی را در اختصاص بخشی از مالیات به امور نظامی پیشنهاد میدهد. در پایان، از عدم توجه به درخواستهای مکرر برای رفع اغتشاشات داخلی و جلوگیری از اشرار گلایه شده و بیان میشود که تاکنون جز وعده و مسامحه، نتیجهای حاصل نشده است.
مشروعیت علما و سلاطین و لزوم اتحاد میان آن دو
در این متن، با اشاره به پیشرفت روزافزون ملتها، بر لزوم هوشیاری و عبرتگیری از تاریخ و تحولات جهانی تأکید میشود. سپس به بیخبری و بیبصیرتی بسیاری از مردم ایران در قبال حقوق دولت و ملت اشاره شده و از کسانی که بدون علم و معرفت اظهار نظر میکنند، انتقاد میشود. در ادامه، به نقش نویسندگان و مؤلفان در بیان حقوق رعیت در برابر سلاطین پرداخته و لزوم توجه به حقوق پادشاهان بر رعایا برای حفظ نظم و امنیت جامعه تبیین میگردد. همچنین، به اهمیت وجود سلاطین مقتدر برای حفظ تمدن و جلوگیری از هرج و مرج اشاره شده و تخریب قدرت حاکم حتی در صورت ظلم، به دلیل ضرورت حفظ مصالح عمومی، جایز دانسته نمیشود. در بخش بعدی، نویسنده به رابطه دولت و ملت به مثابه روح و جسم اشاره کرده و بر لزوم اتحاد و محبت میان آنها برای آسایش و آبادی کشور تأکید میکند. از کسانی که با ایجاد تفرقه میان دولت و ملت، به شریعت آسیب میرسانند، انتقاد شده و وظیفه حکمرانان در رفع ستم و پاسبانی از حقوق مردم یادآوری میشود. در پایان، با استناد به آیات قرآن، منصب ولایت و سلطنت را حق امام معصوم دانسته و در زمان غیبت، این منصب را به دو شعبه علم و دین (متکفلین آن علما) و اقامه و اجرای احکام (متکفلین آن سلاطین عادل) تقسیم میکند و بر لزوم همکاری این دو گروه برای حفظ نظم و اجرای شریعت تأکید میورزد.
رکود و ورشکستگی تولید ملی و تشویق مردم به استفاده از کالاهای وطنی
متن با اشاره به ضعف و انحطاط ایران در دوره قاجار و غارت اموال توسط امنای دولت آغاز میشود. سپس به تلاشهای عقلای مملکت برای رهایی از استبداد و دستیابی به مشروطیت در سال ۱۳۲۴ قمری اشاره میکند. نویسنده با وجود شکست موقت مشروطه در استبداد صغیر، بر لزوم آگاهی مردم از حقوق ملی و منافع کشور تأکید میکند و هدف رساله را تبیین علل ضعف مسلمین و راه تبدیل ذلت به عزت از طریق مشروطیت میداند. در ادامه، دو منبع قوت دین را برهان و حاملان دین معرفی میکند و به نقش علمای حقیقی و علمای سوء در تقویت یا تضعیف دین میپردازد. سپس به فقر و ضعف مسلمانان و دولت ایران اشاره کرده و آن را نتیجه از دست رفتن صنایع داخلی و ورود کالاهای خارجی میداند. در پایان، راهکار برونرفت از این وضعیت را بازگشت به تولید ملی، حمایت از صنایع داخلی، و تشویق مردم و مسئولان به استفاده از کالاهای وطنی میداند و از علما، وکلا و وعاظ میخواهد که در این مسیر پیشگام باشند.

وجوب فراگیری علوم و فنون جدید و زبانهای خارجی و تشکیل نیروهای دفاعی مقتدر
سؤالکننده با اشاره به پیشرفت مسلمانان در گذشته و سپس انحطاط و عقبماندگی کنونی، علت اصلی این وضعیت را تفرقه و جهالت میداند. سپس چهار پرسش مطرح میکند: آیا علوم غیرشرعی (به جز سحر و کهانت) مخالف دین هستند؟ آیا تحصیل علوم و صنایع جدید برای حفظ ممالک اسلامی و دیانت واجب است؟ آیا یادگیری زبانهای خارجی ذاتاً حرام است؟ و آیا یادگیری زبانهای خارجی به دلیل توقف علوم و صنایع جدید بر آن، واجب مقدمی است؟ در پاسخ، علمای شیعه تأیید میکنند که کوتاهی مسلمانان در اتحاد و وظایف سیاسی و عدم بهکارگیری علوم و صنایع، منجر به وضعیت ذلتبار کنونی شده است. در ادامه، به چهار سؤال پاسخ میدهند: تعلیم صنایع و علوم جدید برای حفظ اسلام و تقویت قوای دفاعی از اهم واجبات است. تعلیم علوم و فنون (به جز آنچه شرعاً حرام شده) و همچنین یادگیری زبانهای خارجی و حتی ترجمه آنها، واجب است. اما به دلیل وجود عقاید فاسده در تعلیمات و کتب غیرمسلمانان، پیشنهاد میشود اداره معارفی با حضور افراد عالم و متدین تشکیل شود تا بر مدارس و کتب نظارت کند و معلمانی برای اصول و فروع دینی در مدارس تعیین شوند تا ضمن حفظ دیانت، از فساد عقیده جلوگیری شود. این امر به عهده مجلس ملی و وزارت معارف است.


لزوم شرکت علمای ایران در دولت
متن با ابراز خوشحالی از همراهی علما با روزنامه حبلالمتین آغاز میشود و به نقش این روزنامه در تغییر دیدگاه منفی نسبت به علما اشاره میکند. در ادامه، برتری علمی و فکری روحانیون را در طول تاریخ اسلام تأکید کرده و پیشنهاد میدهد که دولت ایران، علما را در امور مملکتی و ترقیات ملی و دولتی طرف مشورت قرار دهد. سپس، با طرح سؤالاتی، عدم تضاد بین مناصب دینی و حکومتی را بیان میکند و بر لزوم اتحاد همه اقشار ملت برای حفظ استقلال تأکید میورزد. در پایان، با اشاره به وضعیت اسفبار کشورهای اسلامی که از سلطنت اسلام جدا شدهاند و مقایسه با پیشرفت ژاپن، به علمای ایران هشدار میدهد که اگر روش ژاپنیها را در فداکاری برای وطن پیش نگیرند، در کمتر از یک قرن نابود خواهند شد و هیچکس قادر به بازگرداندن قدرت اسلام نخواهد بود.
لزوم حفظ همبستگی و فراگیری فنون نظامی
متن با اشاره به تلاشهای دو سال گذشته علما برای اصلاح وضعیت مسلمانان و مقابله با تسلط کفار و اجانب آغاز میشود. در ادامه، به تأسیس مجلس شورای ملی و تبدیل سلطنت مطلقه به مشروطه اشاره شده و از زحمات وکلای ملت در این راستا قدردانی میشود. سپس، به فعالیت مفسدین و خائنین دین و دولت برای تخریب اساس مشروطیت و ایجاد نفاق در داخل و توسل به عوامل خارجی پرداخته و بر وجوب حفظ مشروطیت برای عموم مسلمانان تأکید میشود. در بخش بعدی، بر لزوم اتحاد و اخوت حقیقیه بین مسلمانان برای مقابله با توطئههای داخلی و خارجی تأکید شده و از خطبا، اهل منبر و صاحبان جراید خواسته میشود که از بدگویی پرهیز کرده و همگان را به اتحاد دعوت کنند. در پایان، بر اهمیت تعلیم و تعلم فنون جنگی و علوم حربی در عصر حاضر برای دفاع از کشور، حفظ امنیت و نظم، و مقابله با طمع اجانب تأکید شده و از جوانان ایرانی خواسته میشود که با غیرت اسلامی و ملی در این راه اهتمام ورزند.


پیشنهاد ساز و کارهایی به منظور حفظ دین، استقلال و پیشرفت کشور و سلامت جامعه
این نامه با اشاره به مجاهدتهای علما و ملت در استقرار مشروطیت، هدف اصلی این تلاشها را حفظ دین، احیای وطن اسلامی، آبادی مملکت و ترقی ملت میداند. سپس به انحرافات موجود در اداره کشور پس از مشروطه، از جمله تشکیل ادارات فاسد، صرف بیرویه مالیه در مصارف غیرضروری، عدم اجرای عفو عمومی و هتک نوامیس دینی اشاره میکند. در ادامه، بر اسلامی بودن ایران و لزوم حفظ بیضه اسلامیه تأکید کرده و خواستار اصلاح مفاسد موجود، الغای تحمیلات خارج از تحمل ملت، قطع ایادی مفسدین، تشکیل قوای نظامی منظم، تشکیل مجلس سنا و تعیین مدعیالعموم قانونی برای نظارت بر مطبوعات میشود. در پایان، درخواست میشود که قانون معارف پس از تأیید هیئت مجتهدین ناظر، برای نویسندگان ارسال شود تا نظرات خود را در این زمینه ارائه دهند.


پاسخ تلگراف سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی و رد نگرانی آنها
پاسخ علمای تبریز به تلگراف سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی با ابراز تشکر از اقدامات آنان آغاز میشود. متن به نگرانیها درباره مفاسد و اهمیت آذربایجان اشاره میکند و تأکید دارد که علت اصلی هیجانات مردمی، تأخیر در اجرای مشروطیت و قانون عدل است. علمای تبریز با رد این تصور که اسلام مانع ترقی است، آن را عامل ترقی و تمدن میدانند. در ادامه، وضعیت آشفته کشور، اختلال مرزها و درگیری بین مشروطهخواهان و استبدادطلبان توصیف میشود. سپس، از بهبهانی و طباطبایی خواسته میشود که با نفوذ خود، از اسلام و مسلمانان حمایت کرده و پادشاه را به اجرای کامل مشروطیت و توجه بیشتر به آذربایجان ترغیب کنند. در پایان، به نگرانی مطرح شده در تلگراف مخاطبان مبنی بر «مذاکرهای که استقلال ایران را سم قاتل است» پاسخ داده میشود و تأکید میگردد که مردم آذربایجان تنها خواهان مشروطیت و قانون هستند و هیچ سخنی از استقلالطلبی به میان نیامده است.
ترک مبارزه مسلحانه و در پیش گرفتن مبارزه سیاسی
این متن با اطمینانبخشی به مخاطب آغاز میشود که نویسنده در مسیر ترقی و سعادت ملت ثابتقدم است و تا پای جان از مبارزه دست نخواهد کشید. در ادامه، نویسنده به تفاوت رویکرد خود با سایر رفقا اشاره میکند و تأکید دارد که هر زمان مقتضیات خاص خود را دارد. با توجه به شرایط فعلی که مبارزه مسلحانه کنار گذاشته شده، نویسنده بر لزوم پیگیری مبارزه از طریق منطق، بیان و قلم تأکید میکند و بیان میدارد که باید با پیروی از دستورالعمل حکما و فلاسفه، بر دشمن غلبه کرد و راه حق را به طالبان آن نشان داد. در پایان، نویسنده از کسانی که این شیوه را رعایت نمیکنند و بهانهای به دست مغرضین میدهند، ابراز تأسف میکند.

مشکلات و کوتاهیهای مجلس و دولت مشروطه
متن با ابراز نگرانی عمیق نویسنده از وضعیت موجود در کشور آغاز میشود و ترس او از بیان حقایق به دلیل فضای تکفیر و تهدید را نشان میدهد. در ادامه، نویسنده به نقد تند و صریح وضعیت هرج و مرج و سوءاستفاده از عنوان مشروطهخواهی میپردازد. او گروههای مختلفی را متهم میکند که به بهانه مشروطه، به منافع شخصی، چپاول اموال مردم، تضییع حقوق دولت و ایجاد آشوب مشغولند. نویسنده همچنین به ناتوانی دولت و مجلس در برقراری امنیت و اجرای قانون اشاره کرده و از عدم تصویب قوانین وزارتخانهها توسط مجلس انتقاد میکند. در بخش دیگری، با استناد به تاریخ، به نقد عملکرد مجلس شورای ملی میپردازد و ایرادات ساختاری و عملکردی آن را برمیشمارد، از جمله عدم حضور نمایندگان، عدم آگاهی آنها از حقوق و قوانین، و عدم تناسب نمایندگی با جمعیت. نویسنده ریشه این مشکلات را در جهل مردم و عدم شناخت صحیح از وظایف مجلس و نمایندگان میداند. در ادامه، با نقل قولی از میرزا ملکمخان، به نقد عملکرد وکلا و مسئولیتناپذیری آنها در قبال احیای ایران میپردازد و تأکید میکند که انتظام امور کشور باید حاصل عقل ملت باشد نه صرفاً پادشاه. در پایان، نویسنده راهکارهایی را برای برونرفت از وضعیت موجود ارائه میدهد که شامل اتحاد ملت برای مطالبه اتمام قانون اساسی و قوانین وزارتخانهها، اجرای نظامنامه داخلی مجلس، فعال بودن رئیس مجلس، تشکیل مجلس سنا، انتخاب وکلای عالم و متدین، استعفای وکلای ناکارآمد و صداقت و خدمتگزاری وکلا برای جلب قلوب ملت و پادشاه است. هدف نهایی این راهکارها، حفظ ملیت و قومیت ایران و نجات کشور از سیاستهای داخلی و خارجی است.
لزوم اتحاد ملی برای بیرون راندن بیگانگان از کشور و کمک مالی به دولت
این بیانیه با استناد به آیه «وَ اعتَصِمُوا بحَبلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لا تَفَرُقُوا» آغاز میشود و به دارالشورا کبرای ملی خطاب شده است. در ابتدا، به دسیسههای خائنان و بیگانگان که موجب فتنه و فساد در مملکت شدهاند، اشاره میکند. سپس دو مطلب اصلی را مطرح میسازد: اول، لزوم اتحاد و یکپارچگی ملت برای قطع نفوذ خارجی و جلوگیری از اقدامات خودسرانه بیگانگان، به خصوص دولت روس که در گذشته صدمات زیادی به ایران وارد کرده و اکنون نیز در کشور حضور دارد. دوم، ضرورت تقویت قوه دفاعی کشور از طریق تشکیل عساکر منظم و تأمین امنیت داخلی برای مقابله با بهانههای خارجی و قطع امید اشرار. در ادامه، طلاب مدرسه آیتالله تهرانی ضمن تأکید بر این دو خواسته، از وکلای مجلس، اولیای دولت و عموم مردم میخواهند که در جهت اتحاد ملی و تأمین بودجه برای تقویت قوای نظامی تلاش کنند. آنها با اشاره به وضعیت دشوار مالی خود و شهادت برخی از بستگانشان در راه حق، مبلغی را به عنوان اعانه جمعآوری کرده و تقدیم میکنند تا دیگران نیز به تأسی از آنها به کمک دین و وطن بشتابند. در پایان، از آقای حاجی شیخ محمد طالقانی به دلیل تشویق و ترغیب طلاب به این امر خیر تشکر کرده و برای ایشان و سایر مؤمنین آرزوی توفیق در اعتلای کلمه حق را دارند. در انتها، اسامی اعانهدهندگان افتخاری نیز ذکر شده است.
تایید احداث راه آهن در ایران
متن با ستایش از پادشاه و دولت آغاز میشود و پیشرفت و تسهیل امور را نتیجه همت و اقبال او میداند. سپس به موضوع احداث راه آهن میپردازد و بیان میکند که در صورت نبود موانع دولتی، این اقدام از نظر ظاهری دارای محاسن فراوانی است. در ادامه، تأکید میشود که این پروژه بدون شک به شکوه شعائر مذهبی کمک کرده، مورد تأیید عقلا خواهد بود و موجب افزایش دعا برای بقای پادشاه اسلامی میشود. در پایان، دعایی برای طول عمر پادشاه و افزایش حسنات او مطرح شده است.
لزوم اصلاحات سیاسی در ایران
این مصاحبه با طرح سوالاتی درباره وضعیت مردم ایران آغاز میشود. در پاسخ، به استعداد و قریحه بالای ایرانیان اشاره شده و استبداد حاکم به عنوان مانع اصلی ترقی و آزادی عمل معرفی میشود. سپس، ارتباط گوینده با ایران و تلاشهای او برای رهایی از این وضعیت توضیح داده میشود. در ادامه، پیشنهاداتی برای اصلاح وضع دولت ایران و تشکیل حکومتی قابل تحمل ارائه میگردد و بر لزوم حمایت اخلاقی از مردم ستمدیده تأکید میشود. در بخش دیگری، امکان ایجاد روح آزادیخواهانه در اسلام با استناد به تعالیم قرآن و بدون مواجهه با مشکلات مشابه لوتر بررسی میشود. سپس، اصلاحات مورد نیاز در دربار ناصرالدینشاه و نقش اطرافیان جاهل او در سوء اداره کشور مورد بحث قرار میگیرد. در ادامه، به این سوال پاسخ داده میشود که آیا اصلاحات در میان شیعیان دشوارتر از اهل سنت است و در نهایت، تأثیر اصلاحات در ایران بر سایر کشورهای اسلامی و همچنین وضعیت مصر و هند تحت سلطه اروپا و انگلستان بررسی میشود.

درخواست اجرای سریع پیشنهادات ملا محمدکاظم خراسانی
درخواستی برای اجرای فوری دستورات و پیشنهادات آیتالله ملا محمدکاظم خراسانی در زمینه اصلاح ادارات، به ویژه عدلیه، کاهش هزینهها، تقویت قوای اسلامی و نظامی و افزایش ثروت دولت ارائه شده است. تأکید میشود که تأخیر در این اقدامات، اساس حکومت را متزلزل کرده و امنیت و آسایش را از بین میبرد. این درخواست به نمایندگان خراسان در مجلس و سایر نهادهای دولتی و رسانهای ارسال شده است.
توصیف شکوه و اقتدار گذشته مسلمانان و اظهار تأسف از انحطاط کنونی آنها
این شعر با توصیف قدرت و شکوه گذشته مسلمانان آغاز میشود که چگونه بر پادشاهان باج میگرفتند و بر سرزمینهای وسیعی از چین تا اندلس و مصر تسلط داشتند. در ادامه، با لحنی حزنانگیز به وضعیت کنونی مسلمانان میپردازد که گرفتار غم و رنج هستند و کاشانه و گنج خود را از دست دادهاند. سپس با استفاده از تمثیلهایی مانند بریدن منقار مرغان بساتین و چریدن گاوان شکمخواره در گلزار، به خیانت یاران و فروش یوسف توسط آنان اشاره میکند. در پایان، با بیان اینکه مزرعه را آب گرفته و خون دل رنگ می ناب به خود گرفته، از وضعیت اسفناک موجود ابراز تأسف کرده و از واسطه رحمت حق میخواهد که طوفان بلا را از این خاک بگرداند.
درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت حمایت از مجلس شورای ملی
در ابتدای سلطنت محمدعلی شاه، با اشاره به عنایات پنهانی پادشاهی در جهت پیشرفت کشور و نظمبخشی به مجلس ملی، که آن را اساس عدالت و کلید ترقی میداند، ابراز امیدواری و تشکر میشود. سپس به اخبار تلگرافی مبنی بر تردید اهالی آذربایجان در مورد مجلس و ایجاد شورش اشاره شده و از نایبالسلطنه درخواست میشود تا قبل از گسترش فساد، با جلب عنایت شاهانه، این توهمات را رفع کرده و با استحکام بخشیدن به امر مجلس، از حضور پادشاه استدعا کند. در پایان، امید به اجابت این درخواست و دعای خیر برای پادشاه ابراز میشود.

زیان استقراض خارجی و لزوم کمک مالی به دولت
متن با اشاره به نیاز دولت به پنج کرور برای تنظیم امور و حفظ مملکت آغاز میشود. در ادامه، به مضرات استقراض از دولتهای خارجی با توجه به وضعیت فعلی کشور تأکید شده است. سپس، لزوم تأمین این مبلغ توسط ملت به عنوان یکی از واجبات مهم مطرح میشود و به مذاکرات تلگرافی با مجلس و وزرا در این خصوص اشاره دارد. در پایان، درخواست صدور حکم از ناحیه مقدس (نجف اشرف) برای لزوم پرداخت اعانه توسط مردم مطرح شده و امید به اقدام سریع در این زمینه ابراز میشود.
لزوم رعایت نظم و انضباط در جلسات شورا
متن با تأکید بر ضرورت نظم و ترتیب در مجلس شورا آغاز میشود. سپس به وضعیت نامنظم و مضحک مجلس اشاره میکند که موجب تمسخر بیگانگان شده است. در ادامه، ناکارآمدی مجلس در پیشبرد امور و عدم توانایی آن در نظمدهی به امور داخلی خود مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، به عدم الزام وزرا به حضور در مجلس به دلیل بینظمی موجود و عدم اجرای مصوبات اشاره میشود.

تبیین مشروطیت و ترجیح آن بر استبداد و جمهوریت
این مقاله با معرفی «مجلس شورای ملی» به عنوان نهادی برای کنکاش و مشاوره در امور ملی آغاز میشود و نقش آن را در ارتقاء دانش، بینش، سعادت، ثروت و استقلال ملت تبیین میکند. در ادامه، به اهمیت وجود قوه عاقله در اداره کشور و لزوم بیداری ملت برای مقابله با استبداد و ظلم میپردازد. سپس، به تشریح وظایف وکلای ملت در مجلس و نقش آن در حفظ ثروت و عزت کشور و جلوگیری از بیداد و غارت میپردازد. در بخش بعدی، سه نوع سلطنت (مستقله مستبده، مشروطه و جمهوریت) را معرفی کرده و مشروطه را به عنوان حد وسط میان استبداد مطلق و آزادی مطلق، برتر میداند. در پایان، بر نقش مجلس در ایجاد اتحاد و یگانگی میان دولت و ملت و حفظ کشور از دشمنان خارجی تأکید میکند.
نقد و رد نظر میرزا عبدالرحیم الهی قراجهداغی در نسبت الهی به مجلس شورای ملی
متن با ستایش از تشکیل مجلس شورای ملی و نقش شاه، ولیعهد، صدر اعظم و علما در این امر آغاز میشود. سپس به تدریجی بودن اصلاحات و پیشرفت اشاره میکند و با استناد به آیات و احادیث، عجله را مذموم میشمارد. در ادامه، به عقبماندگی سیصد ساله ایران از قافله تمدن غرب میپردازد و این عقبماندگی را ناشی از کوتاهی خود ملت میداند، نه بخل الهی. متن بر لزوم بیداری و تلاش برای جبران این عقبماندگی تأکید میکند و تشکیل مجلس را گام نخست در این مسیر میداند. در پایان، از ملت میخواهد که مجلس را پاس بدارند و هرگونه اقدام علیه آن را دشمنی با جان و دین خود تلقی کنند. همچنین از دانشمندان داخلی و خارجی میخواهد که برای پیشرفت کشور قلم بزنند و مجلس را در این راه یاری دهند، چرا که هدف مجلس حفظ ملت از خطرات داخلی و خارجی و افزایش قدرت و ثروت کشور است.

لزوم کسب دانش های جدید توسط ایرانیان
متن با استناد به آیه قرآن و حدیث «حب الوطن من الایمان» به اهمیت وطن و لزوم صیانت از آن میپردازد. سپس به دوران شکوه ایران در گذشته اشاره میکند که به دلیل خردورزی و دانش، کشور در اوج قدرت و رفاه بود. در ادامه، انحطاط و عقبماندگی کنونی ایران را نتیجه روی آوردن مردم به لذایذ مادی و غفلت از علم و خرد میداند که منجر به تسلط جهل، خیانت و ظلم شده است. در پایان، با اشاره به بیداری برخی غیرتمندان و تلاش آنان برای آگاهیبخشی و ترویج علم و صنعت، از اقدامات حاج زینالعابدین تقیاف در تأسیس کارخانهها و مدارس و ارسال اخبارات مجانی برای روحانیون به عنوان نمونهای از این تلاشها تقدیر میکند و برای او دعا میکند.
لزوم تأسیس بانک ملی در کشور
متن با عرض ارادت به حججالاسلام آغاز میشود و به اهمیت و فواید کامل تأسیس بانک اسلامی برای مسلمانان اشاره میکند. تأکید میشود که این اقدام برای تقویت اسلام یک پیروزی بزرگ است و مورد پذیرش همگان قرار گرفته است. در ادامه، به توضیحاتی که در مجلس انتخاب در این خصوص ارائه شده، اشاره میشود و از مخاطبان درخواست میشود تا هرگونه ترتیب و نظر اصلاحی خود را برای اجرا اعلام کنند.


استبداد، علت عقبماندگی ایرانیان
متن با ابراز حیرت و تأسف از وضعیت ایران آغاز میشود و به رنجهای مردم تحت ستم استبداد اشاره میکند. سپس به این نکته میپردازد که چگونه هر فردی که قصد کمک به ملت را داشته، توسط استبداد سرکوب یا آواره شده است. در ادامه، نویسنده به مقایسه ایران با کشورهای اروپایی میپردازد و پیشرفت اروپا را نتیجه آزادی افکار و اختراعات میداند، در حالی که در ایران، استبداد مانع از بروز استعدادها و پیشرفت شده است. نویسنده همچنین به غارت منابع ایران توسط بیگانگان و ناتوانی مردم در مقابله با آن اشاره میکند. بخش بعدی به انتقاد شدید از پادشاهان قاجار میپردازد که برای سفرهای فرنگ و تجملات شخصی، کشور را به قرض و گرو میگذارند و به جای آبادانی، به ویرانی آن دامن میزنند. در پایان، نویسنده به این نکته اشاره میکند که حتی در دوران مشروطه نیز، استبداد به شکل دیگری ادامه یافته و کسانی که حرف حق میزنند، توسط اطرافیان پادشاه به بدخواهی متهم میشوند و این وضعیت به ویرانی کشور و پریشانی مردم منجر شده است.
آمادگی حوزه علمیه نجف اشرف جهت کمک مالی به دولت
این متن به اطلاع مجلس شورای ملی میرساند که هیأت علمیه نجف اشرف، با وجود نیاز و فقر، با کمال میل و رغبت آماده کمک مالی به دولت است. در پایان، برای اصلاح امور مسلمین و توفیق آنان دعا شده است.
پیشنهاداتی به حاکم جدید آذربایجان جهت توسعه و پیشرفت آن ولایت
متن با اشاره به آشوبهای گذشته و تلاشهای نگارنده برای اصلاح امور آغاز میشود. سپس، به حاکم جدید آذربایجان (مخبرالسلطنه هدایت) یادآوری میشود که جانشین خانوادهای با سابقه طولانی در حفظ دولت و ملت است و اکنون که دوره سلطنت تجدید شده، باید در جهت ترقی ملت و دولت گام بردارد. نگارنده با تأکید بر عبرتآموزی از وقایع گذشته (مانند لشکرکشی به تبریز و شکست دولت)، از حاکم میخواهد که با پذیرش این اظهارات، حقوق بشر را حفظ کرده، در ترقی ملت اسلام بکوشد و شوکت دولت را افزایش دهد. در پایان، به نقش مراجع عتبات عالیات در مشروطه اشاره شده و بر لزوم تبعیت از ایشان و تلاش برای پیشرفت و توسعه تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
تأیید مجلس و بیان فواید آن
متن با ابلاغ سلام به مجلس محترم اسلامیه آغاز میشود. سپس، با استناد به تلگرافات و اخبار، برکات و فواید تشکیل مجلس را برشمارد. این فواید شامل حفظ اسلام، فراهم آوردن رفاه عمومی و آسایش فقرا و ضعفا، رونق شرع، از بین بردن ظلم و خودرأیی، و رفع بدعتها و اغتشاش قیمتها است. حتی به ترک خرید و فروش مسکرات توسط مسیحیان به دلیل اتحاد هموطنی اشاره میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، بر لزوم حمایت مؤمنین از مجلس تأکید میکند و مخالفت با مجلس را مخالفت با قانون شرع میداند. در پایان، آمادگی خود را برای همکاری در جهت ترویج شرع اعلام میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
نحوه روابط و مناسبات استعماری اروپاییان با مسلمانان و لزوم وحدت مسلمانان
متن با توصیف وضعیت عمومی مسلمانان در گذشته و حال آغاز میشود و به دو حالت کلی اشاره میکند: وضعیت داخلی مسلمانان که همواره با معایب و نقایص همراه بوده و مانع ترقی حقیقی شده است، و وضعیت کنونی که ناشی از استیلای اروپاییان است. در ادامه، وضعیت حکومت عثمانی و ایران را به عنوان نمونههایی از حالت اول بررسی میکند و به تلاشهای ناکام برای تشکیل پارلمان در ایران و اختلافات داخلی اشاره دارد. سپس به حالت دوم، یعنی روابط مسلمانان با اروپاییان میپردازد و آن را بدتر از خصومتهای داخلی میداند. وضعیت مسلمانان را به گوسفندانی تشبیه میکند که در برابر شیران اروپایی ناتوان هستند و هشدار میدهد که اگر این وضعیت ادامه یابد، دین اسلام نیز از دست خواهد رفت. در بخش بعدی، به وضعیت مسلمانان هند اشاره میکند که نه ملک دارند و نه دین، و تنها امید را در بیداری و اتحاد عمومی مسلمانان میبیند. تأکید میشود که عدم اخوت و همدردی عامل اصلی تباهی مسلمانان است و بدون آن، ترقی و حفظ دین و ملک ممکن نیست. در ادامه، به نفوذ اروپاییان در امور داخلی کشورهای اسلامی و ضعف مسلمانان در برابر آنها اشاره میکند و با ذکر مثالهایی از هند، ایران، ترکیه و مصر، این نفوذ را نشان میدهد. سپس به اهمیت وحدت و همدردی مسلمانان میپردازد و آن را واجب میشمارد و تأکید میکند که این اتحاد نباید با وفاداری به حکومتها یا دوستی با بیگانگان منافاتی داشته باشد. در پایان، با اشاره به قرارداد ۱۹۰۷ انگلستان و روسیه در تقسیم ایران، از عدم اتحاد ایران و عثمانی در آن زمان ابراز تأسف میکند و بار دیگر بر لزوم همدردی و اتحاد بینالمسلمین تأکید میکند. متن با بیان اینکه چرا مسلمانان ذلیل شدند و عیسویان ترقی کردند، و با ذکر مثالهایی از قدرتهای جهانی، به این نتیجه میرسد که این وضعیت ناشی از عدم اخوت و همدردی است و جای گریستن بر احوال زندگان و آیندگان است.
ارائه کمک مالی به دولت و مخالفت با استقراض خارجی
جمعی از طلاب اصفهانی مقیم نجف اشرف، با مشاهده وضعیت نابسامان مالی کشور و ضعف دولت، برای جلوگیری از استقراض خارجی و پذیرش شروط ویرانکننده، تصمیم به فروش لوازم زندگی و اهدای وجه آن به عنوان کمک به ملت گرفتند. این اقدام را وظیفه خود دانستند و از عموم مسلمانان خواستند تا با غیرت اسلامی خود به این حرکت بپیوندند و هرکس به اندازه توان خود کمک کند تا مجموع کمکها قابل توجه باشد و مشکلات کشور حل شود. در پایان، اسامی طلاب کمککننده و میزان کمکهایشان ذکر شده است.
بیان خدمات سیاسی، اجتماعی و رفاهی انجمن ایالتی اصفهان
این متن با اشاره به قصد سفر به عتبات عالیات، به تشریح هجده مرحله از اقدامات و خدمات انجمن ملی اصفهان در راستای مشروطیت میپردازد. این اقدامات شامل برگزاری انتخابات، جلوگیری از مستبدین، ایجاد امنیت، تنظیم آب رودخانه، تشکیل انجمن بلدیه، ترویج صنایع داخلی، رسیدگی به امور نظامی، ایجاد وحدت در برابر تعدیات عثمانی، توسعه معارف و مدارس، تشکیل قشون مردمی و پرداخت مالیات میشود. در پایان، متن به اتهامات روزنامهها مبنی بر مخالفت انجمن اصفهان با مجلس مقدس اشاره کرده و بر لزوم انجام وظیفه صحیح و عدم توجه به مخالفین تأکید میکند.

لزوم ایجاد نیروی نظامی مردمی متشکل از عشایر، برای تأمین امنیت شیراز
متن با اشاره به ناآرامیها و تعدیات عشایر در شیراز آغاز میشود و به ضرورت ایجاد یک نیروی نظامی محلی برای برقراری امنیت میپردازد. در ادامه، به استقلال دیرینه عشایر و عدم تأثیرپذیری آنها از نصایح و مواعظ اشاره شده و تأکید میشود که تنها با قوه قهریه میتوان نظم را برقرار کرد. سپس، پیشنهاد تشکیل یک نیروی ۱۵۰۰ نفری از تفنگچیان محلی در شیراز مطرح میشود که به دلیل آشنایی با منطقه و حمایت توپخانه، قادر به مقابله با عشایر خواهند بود. در پایان، به صرفه اقتصادی این طرح نسبت به اعزام نیرو از تهران و همچنین لزوم تأمین امنیت بنادر و راههای ارتباطی اشاره شده و مداخله صولتالدوله برای تأمین امنیت مسیر بوشهر و شیراز پیشنهاد میشود.
انتصاب سلطان احمد میرزا به سلطنت
متن با عرض تبریک و تهنیت به سلطان احمد شاه آغاز میشود. سپس به معافیت محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد شاه به سلطنت بر اساس مواد ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی در مجلس فوقالعاده ۲۷ جمادیالثانی در عمارت بهارستان اشاره میکند. در ادامه، واگذاری موقت نیابت سلطنت به عضدالملک تا زمان تشکیل پارلمان و تصمیمگیری نهایی بر اساس ماده ۳۸ قانون اساسی بیان میشود. در پایان، مجلس عالی از طرف ملت تبریکات خود را تقدیم کرده و برای سلطنت مشروطه احمد شاه و ترقی و سعادت کشور دعا میکند.
تأیید مجلس شورای ملی، وجوب آموزش نظامی، تأسیس مدارس جدید و بانک ملی
این سند با طرح سؤالی درباره مشروعیت مجلس شورای ملی و وجوب تبعیت از آن آغاز میشود. همچنین در مورد مخالفت با مجلس و نسبت دادن مفاسد به آن، و نیز صدور احکامی در خصوص آموزش نظامی، تأسیس مدارس جدید و بانک ملی پرسش شده است. در پاسخ، محمدکاظم خراسانی بر لزوم موافقت و تأیید مجلس ملی تأکید میکند و آن را موجب حفظ اسلام و رفع ظلم میداند. او مفاسد نسبت داده شده به مجلس را افترا و مغلطه مستبدین میخواند و احکام مربوط به آموزش نظامی، تأسیس مدارس و بانک ملی را صحیح و صادر شده از خود تأیید میکند. عبدالله مازندرانی نیز بر لزوم تأیید مجلس تأکید کرده و نسبت دادن مفاسد به آن را ناشی از فساد عقیده مخالفان میداند. حاج میرزاحسین خلیلی نیز با تأیید مطالب فوق، بر عدم توجه به تشکیک مشککین تأکید میکند.



بی دانشی ایرانیان و عقب ماندگی آنها
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به نقش مجلس ملی در تحکیم اسلام و گسترش عدالت و دانش اشاره میکند. سپس با استناد به آیات قرآن و احادیث نبوی، برتری علم و عالمان بر سایر مخلوقات و اهمیت طلب علم را تبیین میکند. در ادامه، نویسنده علم را عامل اصلی پیشرفت و آبادانی کشورها دانسته و با ذکر مثالهایی از ژاپن و ایالات متحده آمریکا، نقش علم در کسب قدرت، ثروت و صنعت را برجسته میسازد. در پایان، به عقبماندگی ایران به دلیل بیعلمی اشاره کرده و با مثالهایی از زمینهای بایر و معادن دستنخورده، وضعیت کشور را به فردی نابینا که روی گنج نشسته و گدایی میکند، تشبیه میکند و بر لزوم تأسیس مدارس و بهرهگیری از علم برای توسعه تأکید میورزد.
آرزوی شکوفایی فرهنگ و معارف اسلامی
این متن با تبریک به آقا محمد محلاتی، مؤلف مجله «دره النجف»، به دلیل انتشار این نشریه آغاز میشود. در ادامه، نویسنده ابراز امیدواری میکند که این مجله به ترویج معارف اسلامی کمک کرده و الهامبخش نشریات مشابه دیگر در ایران باشد. سپس به اهمیت ترویج دین مبین و نقش آن در شکوفایی معارف اسلامی در طول تاریخ اشاره میکند و بیان میدارد که بسیاری از دستاوردهای علمی و فرهنگی ملل دیگر، ریشه در اسلام دارد. در پایان، با ابراز تأسف از فراموشی علوم اسلامی در دورهای از تاریخ، امیدواری خود را به احیای این معارف در پی پیروزی نهضت روحانی (مشروطه) و نقش مجله «دره النجف» در این مسیر بیان میکند و آرزوی تداوم خدمات مفید این نشریه را دارد.
نابسامانی اوضاع کشور پس از مشروطیت در مقایسه با پیش از آن
متن با انتقاد از وضعیت کشور پس از مشروطه آغاز میشود و بیان میکند که امور مملکت به دست افراد مغرض و نادان افتاده و هیچ کار صحیحی انجام نشده است. در ادامه، بیقانونی و بینظمی موجود را صد درجه بدتر از دوران استبداد میداند. برای نمونه، به موضوع معادن نمک اشاره میکند که با هدف صرفهجویی و افزایش درآمد، مالیاتی بر آن وضع شد. اما دولت با ایجاد ادارات پرهزینه، مخارجی دو برابر عایدات ایجاد کرد و قیمت نمک را به حدی افزایش داد که نارضایتی عمومی را در پی داشت. در پایان، به بیربطی احزاب سیاسی به مسئله معادن نمک و ادامه بحث و مذاکره در این خصوص در مجالس مختلف اشاره میکند.
تشکر و تقدیر از سپهدار و وزیر داخله در ایجاد نظم و امنیت در کشور
این تلگراف با ابراز خرسندی از مجاهدتهای سپهدار و وزیر داخله در اصلاح مفاسد، برقراری امنیت و نظم، دفع مداخلات خارجی و نظارت بر انتخابات تأکید میکند. در ادامه، امیدواری به عنایات ولی عصر (عج) برای تحقق این اهداف و انتظار برای خروج کامل قوای روس و نتایج مطلوب آن بیان شده است.


دعوت دولتمردان و علمای ایران و عثمانی به اتحاد اسلام
متن با انتقاد از وضعیت فعلی جامعه اسلامی آغاز میشود و به پردهدریها و بیعفتیها در جامعه اشاره میکند که منجر به از بین رفتن عفاف ملی و گسترش فحشا میشود. سپس راهکار برونرفت از این وضعیت را توسعه معارف عمومی و آموزش علوم و صنایع به دختران با حفظ حدود دینی و شرعی میداند. نویسنده تأکید میکند که رعایت نوامیس دینیه مانع ترقی نیست و نباید از فرنگیان تقلید کرد، بلکه باید به علمآموزی از گهواره تا گور پایبند بود. در ادامه، به کسانی که مانع ترقی زنان هستند و دین را به انزوا میکشانند، انتقاد میکند و وضعیت فعلی اسلام را در غربت و انحطاط میبیند. نویسنده به نفوذ کفار و تسلط آنان بر مسلمانان اشاره میکند و این وضعیت را نتیجه اختلافات داخلی و جنگهای خانگی میداند که باعث ضعف و فتور اسلام شده است. در بخش بعدی، نویسنده به وضعیت اسفناک مسلمانان در برابر کفار اشاره میکند و از بیتفاوتی و غفلت مسلمانان نسبت به خطرات پیش رو انتقاد میکند. او راه چاره را در اتحاد دو دولت ایران و عثمانی و دو ملت شیعه و سنی میداند و تأکید میکند که این اتحاد نباید به معنای تغییر عقاید باشد، بلکه باید برادری و همکاری را تقویت کند. نویسنده به فساد نیت برخی از مسلمانان اشاره میکند که از نابودی یکدیگر خوشحال میشوند و این وضعیت را خطرناک میداند. او پیشنهاد میکند که علمای شیعه و سنی با یکدیگر متحد شوند و با تشکیل انجمنهایی به نام «ترقی اسلام»، به نشر و تبلیغ اسلام در سراسر جهان بپردازند و از این طریق، مسلمانان را از غفلت بیدار کنند. در پایان، نویسنده به وضعیت خاص ایران اشاره میکند که در آن ریاست روحانی در دست مجتهدین و سیاست جسمی در دست سلطنت است و این دو قوه در مواردی با یکدیگر تزاحم دارند. او پیشنهاد میکند که سلطنت ایران از مقام قدسیت ریاست دینیه مدد گیرد و علما و اهل شریعت در مشاورات مهم دولتی شرکت کنند تا این دو قوه با یکدیگر متحد شوند و به سعادت ملت کمک کنند. او همچنین به شاه ایران توصیه میکند که با بذل همت، دولت و ملت را زنده و برازنده کند و در نهایت، بر لزوم تشکیل انجمنهای روحانی برای ترقی اسلام و تبلیغ آن در کشورهای دیگر تأکید میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم راهبرد سیاسی برای حفظ استقلال کشور
سند با تأکید بر اهمیت اتخاذ یک مسلک سیاسی مستقیم و صحیح برای حفظ استقلال کشور آغاز میشود و بیمسلکی را عامل اصلی ضعف و اضمحلال ایران در گذشته، بهویژه در دوران وزرای استبدادی و پادشاهان عیاش، معرفی میکند. در ادامه، به بیتوجهی وکلای مجلس سابق به مسئله تعیین مسلک و پاسخهای کلیشهای وزرا اشاره شده و با ذکر مثالهایی از پطر کبیر، بیسمارک و سیاست تجارت آزاد انگلیس، لزوم داشتن یک راهبرد مشخص برای پیشرفت و حفظ منافع ملی تبیین میشود. سپس، سند به کابینه کنونی توصیه میکند که اگرچه قادر به تعیین مسلک بلندمدت نیست، اما باید یک مسلک موقتی برای جزئیات امور اتخاذ کند و از اعتماد به حمایتهای دروغین سفرای خارجی پرهیز نماید. در پایان، سند پیشنهاد میکند که سیاست ایران باید به سمت اتحاد با یکی از دول همجوار (روس و انگلیس یا عثمانی و آلمان) متمایل شود و این امر را وظیفه کابینه میداند. همچنین، به نقش اغتشاشات داخلی در جلوگیری از تعیین مسلک و تلاش قدرتهای خارجی برای تحمیل وام به ایران اشاره شده و ورود ناصرالملک به عرصه سیاست را مایه امیدواری برای تعیین مسلک صحیح میداند. سند با تأکید بر لزوم رفع اغتشاشات داخلی برای تعیین مسلک و اهمیت دقت کابینه در این برهه حساس، به پایان میرسد.
تلاش در جهت تولید و مصرف ملی و پیشرفت کشور
متن با ستایش از نعمت عدل و احسان الهی که به واسطه پادشاه عادل و با مساعدت حجج اسلام و افتتاح مجلس شورای ملی برای رفع ظلم و اجرای احکام اسلامی فراهم آمده، آغاز میشود. سپس به شکرگزاری این نعمت و هشدار به دشمنان مشروطه میپردازد که اراده الهی را نمیتوان تغییر داد و کسانی که به بازگشت امینالسلطان دل بستهاند، در اشتباهند. در ادامه، نویسنده بر لزوم حفظ مشروطه و مجلس شورای ملی تأکید میکند و از ملت میپرسد که آیا پس از رهایی از ستم، دوباره خود را اسیر خواهند کرد. سپس با طرح این پرسش که چرا ایران نباید مانند سایر ممالک پیشرفت کند و مردم در مساوات زندگی کنند، به انتقاد از وابستگی به خارج و عدم خودکفایی میپردازد. در پایان، با ذکر خاطرهای از سفر مخبرالسلطنه به ژاپن و مشاهده سادگی و قناعت مردم آن کشور، به مقایسه با تجملگرایی و مصرفگرایی بیرویه در ایران میپردازد و از اعیان و اهل وطن میخواهد که از این وضعیت دست بردارند و به جای کالاهای فرنگی، از نمادهای دینی و ملی در خانههای خود استفاده کنند تا از تخریب خانه و دین خود جلوگیری شود.
گفتگوی خیالی میان شیخ سنتگرا و شوخ متجدد فرنگی مآب
گفتوگویی خیالی میان یک شیخ سنتگرا و یک شوخ متجدد فرنگیمآب، به نقد و بررسی وضعیت ایران در دوره قاجار میپردازد. شوخ با برشمردن مظاهر تمدن غربی مانند کبریت، تلگراف، ساعت، لباس فرنگی و... دین اسلام را باطل میداند. شیخ در پاسخ، ابتدا به صنایع دستی و هنرهای سنتی ایران اشاره میکند و سپس تأکید میکند که پیشرفتهای مادی ربطی به علم دین و مذهب ندارد. او متجددین را به خودپسندی و جهل مرکب متهم میکند و از عدم تربیت عالمان و حکیمان در مدارس جدید انتقاد میکند. شیخ همچنین به وابستگی ایران به محصولات خارجی و فساد و بیسوادی در دستگاه حکومتی اشاره میکند. شوخ در ادامه، به مزایای سفر به فرنگ و کسب مقام و ثروت در ایران اشاره میکند. شیخ در پاسخ، علم را محک اصلی ترقی میداند و از بیاحترامی به اهل علم در ایران و متروک شدن علوم سنتی گلایه میکند. او همچنین به وضعیت نامناسب مدارس و کتابخانهها و عدم حمایت دولت از چاپ کتب علمی اشاره میکند. در پایان، شیخ از ضایع شدن استعدادها در ایران و رواج منصبفروشی و علمفروشی انتقاد میکند و شوخ نیز با تأکید بر پیشرفتهای علمی غرب، همچنان دین اسلام را بیاثر میداند.
تلاش در جهت آبادانی و رفع محرومیت از کشور
این مقاله با تأکید بر اهمیت آبادانی و توسعه کشور، حیات و قومیت ایران را وابسته به آبادانی آن میداند. نویسنده هشدار میدهد که کوتاهی در آبادانی، ایران را در معرض استعمار و بهرهکشی بیگانگان قرار خواهد داد و ایرانیان را به وضعیتی مشابه بردگان آفریقایی دچار خواهد کرد. در ادامه، با رد افتخار به گذشته بدون عمل در زمان حال، بر لزوم تلاش و کوشش برای کسب ثروت و پیشرفت تأکید میشود. مقاله در نهایت، ریشه اصلی فقر و عقبماندگی را در عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی میداند؛ جایی که مردم از حاصل کار خود مطمئن نیستند و مورد ظلم و غصب قرار میگیرند، از کار و کوشش دست میکشند.
بیداری و اتحاد مسلمانان تنها راه رهایی از استعمار
متن با اشاره به گزارشهای خبری آغاز میشود که از شور و خروش مسلمانان علیه ملت نصاری و احتمال وقوع جنگ ملی خبر میدهند. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر ملتهای نصاری که بر شرق و غرب عالم تسلط دارند، علیه مسلمانان متحد شوند، بقای اسلام در جهان به خطر خواهد افتاد. سپس، نویسنده به تکیه مسلمانان بر دو دولت ایران و عثمانی اشاره کرده و تفاوت میان علم و دانش ملت نصاری با جهالت و نادانی عمومی مسلمانان را برجسته میکند. در پایان، متن به این موضوع میپردازد که بخش عمدهای از مسلمانان تحت سلطه نصاری هستند و اگر خواهان حفظ دین و کیش خود هستند، باید از غرور و غفلت دست بردارند و به جای ملامت دیگران، به بیداری و اتحاد روی آورند. همچنین، به این نکته اشاره میشود که اخبار اروپا با هدف ترساندن مسلمانان از جنگ صلیبی منتشر میشوند و اگر مسلمانان از خواب غفلت بیدار شده و متحد شوند، میتوانند از لطمات اجانب رهایی یابند.
بی اطلاعی مسئولان کشور از وظایف اصلی خود و منفعتطلبی آنها
متن با انتقاد از وکلای مجلس شورا آغاز میشود که به جای پرداختن به امور اصلی کشور، مشغول تعیین کمیسیون و مناصب داخلی هستند. سپس به وزرا اشاره میکند که همچون دوران استبداد، به دنبال کسب پول و منافع شخصیاند و ملت نیز تحت تأثیر سخنرانان بیمبالات و ریشسفیدان اصناف قرار گرفته است. نویسنده وضعیت ایران را در مقایسه با پیشرفت سایر ملتها رو به انحطاط میداند و به نقش مصلحانه انبیا و اولیا و علمای گذشته اشاره میکند. در ادامه، به فساد و نفاق برخی علمای تهران و به طور خاص ملا حبیبالله مجتهد کاشان میپردازد و او را در قتل و غارتهای نایب حسین شریک میداند. سپس به تفصیل وظایف هر یک از وزرای معارف، عدلیه، جنگ، داخله و امور خارجه را شرح میدهد و تأکید میکند که هر وزیر باید تخصص و آگاهی لازم در حوزه خود را داشته باشد. در پایان، مسئولیت تمام بدبختیها و پریشانیهای کشور را متوجه وزرا میداند و علت اصلی این وضعیت را موروثی بودن مناصب و عدم شایستهسالاری در انتخاب وزرا و علما عنوان میکند و برای اصلاح امور به قدرت الهی امید میبندد.
تشویق ثروتمندان کشور به دادن وام به دولت
متن با تأکید بر اهمیت استقلال و شرف ملی آغاز میشود و بیان میکند که حفظ یا از دست دادن این ارزشها به همت خود ملت بستگی دارد. با ذکر نمونههایی از فداکاری مسلمانان صدر اسلام و ملتهای متمدن اروپا (مانند فرانسه و عثمانی) در حفظ وطن و کمک به دولت خود، به ایرانیان هشدار میدهد که در خواب غفلت هستند و دشمنان در کمین استقلال و دین و دنیای آنها نشستهاند. سپس به نیاز مبرم دولت به پول برای اصلاحات فوری اشاره میکند و تأکید دارد که قرض گرفتن از بیگانگان به سلب استقلال منجر خواهد شد. در ادامه، پیشنهاد میکند که صندوقهای اعانه در شهرها تأسیس شود تا تجار و مردم با کمکهای مالی خود، نیاز دولت را برطرف کنند. در پایان، با اشاره به اقدامات مشابه در عثمانی و اروپا، ابراز امیدواری میکند که ایرانیان نیز با همت و غیرت، به یاری دولت بشتابند و نام نیکی از خود در تاریخ به جای بگذارند.

تشویق مردم به سرمایهگذاری در شرکت (نساجی) اسلامیه به منظور خودکفایی اقتصادی
متن با ستایش از مظفرالدینشاه و اشاره به حمایت دولت و اعیان از «شرکت اسلامیه» آغاز میشود. سپس به اشتیاق مردم اصفهان برای رهایی از وابستگی اقتصادی و حفظ ثروت در داخل کشور اشاره میکند و فواید اولیه و امیدبخش شرکت را برمیشمارد. در ادامه، با استناد به حدیث «الناس علی دین ملوکهم»، شور و همت عمومی ملت و روحانیون را برای پیشرفت و ترقی ملی ستایش میکند و آیندهای روشن برای ایران پیشبینی میکند که در آن فرزندان این مرز و بوم به نیاکان خود افتخار خواهند کرد. در بخش بعدی، خدمت به این شرکت را معادل خدمت به اسلام و پیامبر اکرم (ص) دانسته و با استناد به آیه قرآن، مسلمانان را به یاری این حرکت تشویق میکند. سپس، با اشاره به حمایت علمای اعلام، خود را نیز در زمره حامیان این شرکت معرفی میکند. در ادامه، بر تکلیف شرعی و عقلی مسلمانان برای تقویت بازار اسلامی و استفاده از فرصت باقیمانده برای بازگشت به شکوه گذشته تأکید میکند و پیشرفت را منوط به علم و دانش میداند. در پایان، ثروت و استقلال اقتصادی را سدی محکم در برابر نفوذ بیگانگان معرفی کرده و با تأکید بر نقش شرکت اسلامیه در توسعه کارخانجات و صنایع، تجارت را روح و جان دولت و ملت و اساس ترقی کشور میداند که بر سه پایه زراعت، صنعت و تجارت استوار است و تجار را مشوق اصلی این سه حوزه معرفی میکند.

شرایط و ضوابط انتخاب کارگزاران توسط پادشاه
متن با تأکید بر ضرورت وجود انصار و اعوان برای پادشاه در اداره امور مملکت آغاز میشود و گروههای مختلفی از جمله علما، فقها، مجتهدین، حکما، سپاهیان و مسئولین مالی و عمرانی را برمیشمارد. سپس به این نکته میپردازد که پادشاه باید در انتخاب کارگزاران خود، شرایطی را رعایت کند. این شرایط شامل قابلیت و استحقاق فرد برای شغل، دانش و تجربه در آن کار، توانایی و قدرت انجام وظایف، امانتداری و عدم خیانت، سختکوشی و اهتمام، دوری از عیشطلبی و راحتجویی، داشتن عقل و رأی و تمیز، و در کارهای مالی، داشتن مکنت و بیطمعی است. همچنین، بر اصالت خانوادگی، دوری از دروغ و زرنگی، و مراقبت پادشاه از احوال کارگزاران و رعایا تأکید میشود. در ادامه، به لزوم عدم بیکار گذاشتن افراد شایسته و پرهیز از سپردن مشاغل متعدد به یک نفر اشاره شده و در نهایت، پادشاه را به مراقبت از عدم ظلم و تعدی حکام بر ضعفا و فقرا و رسیدگی مستقیم به شکایات رعایا توصیه میکند.
کمک مالی گروهی از علما و طلاب نجف اشرف به دولت جهت اصلاحات اداری و نظامی
متن با اشاره به نیاز مبرم کشور به اصلاحات اداری و نظامی و لزوم تأمین بودجه برای این منظور آغاز میشود. سپس به مخالفت شدید با استقراض خارجی به دلیل شرایط نامطلوب و تهدیدکننده استقلال ایران اشاره میکند. در ادامه، به تشکیل جلسهای در منزل شیخ اسحق گیلانی توسط علما و طلاب نجف اشرف برای جمعآوری کمکهای مالی مردمی اشاره دارد. این کمکها به مجلس شورای ملی تقدیم شده تا در مصارف و اصلاحات ضروری صرف شود. در پایان، از عموم مردم و مدیر روزنامه خیرالکلام درخواست میشود که در این امر مشارکت کرده و خبر آن را منتشر کنند. در ادامه، لیستی از اسامی علما و طلاب و میزان کمکهای مالی آنها ذکر شده است.
رفع شبهات از انگیزه تأسیس مجلس شورا و بیان موافقت اسلام با پیشرفت
متن با طرح شبهاتی در مورد لزوم تأسیس مجلس شورای ملی توسط علما آغاز میشود و به این پرسش پاسخ میدهد که چرا علما در این برهه تاریخی به دنبال اصلاحات مملکتی هستند، در حالی که در گذشته چنین رویکردی نداشتهاند. در ادامه، به چهار سناریوی محتمل در صورت عدم تأسیس مجلس (تسلیم به بیگانگان، تسلط فرقههای فاسد، قدرتگیری دهریها، یا اقدام علما) اشاره میکند و بر لزوم تشکیل مجلسی با قواعد مذهبی تأکید دارد. سپس به شبهه مخالفت قوانین مجلس با شریعت پاسخ میدهد و تفاوت مواد قانونی و هیئت قانونی را توضیح میدهد و بیان میکند که قوانین اسلامی خود کاملترین هستند و مجلس میتواند به اجرای آنها کمک کند. در بخش بعدی، به اهمیت تحصیل علوم و صنایع جدید برای حفظ استقلال و پیشرفت کشور میپردازد و در نهایت، مفهوم صحیح «آزادی» را از دیدگاه عقلای دنیا تبیین میکند و آن را با حفظ حقوق دیگران و بیان خیر عمومی مرتبط میداند. متن با دعا برای دوام سلطنت مظفرالدین شاه و تأکید بر نقش مجلس در حفظ اسلام و پیشرفت کشور به پایان میرسد.
پرهیز از کدورت مذهبی و لزوم اتحاد و اتفاق مذهبی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا هدف از تبدیل حکومت مطلقه به مشروطه، نجات ملت اسلام از اضمحلال و رهایی از طمع اجانب نبود؟ سپس با اشاره به فداکاریهای مردم در برابر استبداد و بیگانگان، بر لزوم اتحاد و اتفاق مسلمین برای حفظ دین اسلام تأکید میکند. در ادامه، با استناد به تاریخ و عبرت گرفتن از انقراض حکومتهای گذشته به دلیل نفاق، راه چاره را در اتحاد و پرهیز از اختلافات مذهبی میداند. متن به تلاشهای علمای اسلام، به ویژه علمای نجف، در صدور رسائل و احکام متعدد برای وجوب اتحاد اشاره کرده و از برخی اقدامات تفرقهافکنانه، مانند تألیف کتاب «حجج قطعیه فی الفرق الاسلامیه»، انتقاد میکند. در پایان، از عموم برادران اسلامی و مدیران روزنامهها میخواهد که از نشر مقالات تفرقهآمیز خودداری کرده و در جهت تعمیر حصار ویران شده اسلام و حفظ منافع عمومی گام بردارند.
لزوم کسب دانش جهت رفع عقب ماندگی
متن با ستایش از تمدن و پیشینه درخشان ایران باستان آغاز میشود و به نقش ایرانیان در پایهگذاری تمدن، پادشاهی، شورش علیه ستمگران و وضع قوانین مشروطه اشاره میکند. سپس به ساختار حکومتی ایران باستان، از جمله نقش موبد موبدان و دستور، و نظارت مردم بر شاه میپردازد. در ادامه، به ضعف و انحطاط ایران در دوران معاصر اشاره کرده و آن را ناشی از دوری از اصول عدالت و مساوات اسلامی و روی آوردن به استبداد میداند. نویسنده به نقد دیدگاههایی میپردازد که علت غلبه اعراب بر ایران را تنبلی ایرانیان یا اعتقاد مذهبی اعراب میدانند و تأکید میکند که پیروزی اعراب به دلیل پایبندی آنان به عدالت و مساوات و حمایت مردم از آنان بوده است. در پایان، به نقد وضعیت کنونی جامعه ایران میپردازد که به جای پرداختن به مسائل زمینی و علمی، به امور غیبی و غیرمادی مشغول شده و نتیجه آن عقبماندگی و وابستگی به بیگانگان است. نویسنده بر لزوم کسب دانش و اتحاد برای رهایی از این وضعیت تأکید میکند.
تایید احداث راه آهن در ایران
متن با تأکید بر منافع عمومی و دولتی احداث راهآهن آغاز میشود. در ادامه، این اقدام را به نفع زوار و مسلمانان دانسته و آن را خدمتی بزرگ به امام رضا (ع) و موجب احیای شعائر اسلامی معرفی میکند. در پایان، تعداد ترددکنندگان از راهآهن را سالانه حداقل پنجاه هزار نفر تخمین میزند.
اصلاحیه بر متمم قانون اساسی
این سند شامل اصلاحیههای سید محمدکاظم طباطبایی یزدی بر متمم قانون اساسی مشروطه است. در ابتدا، بر لزوم مطابقت قوانین با شرع تأکید میشود. سپس، آزادی تحصیل و مطبوعات را مشروط به عدم مخالفت با شرع و عدم تهمت و توهین میداند و مسئولیت نویسنده و ناشر را در این موارد گوشزد میکند. در ادامه، قوه مقننه را تابع عدم مخالفت با قوانین شرعیه دانسته و حق تحقیق و تفحص مجلسین را نیز مقید به عدم ممنوعیت شرعی میکند. در پایان، پیشنهاد تشکیل انجمنهایی از علمای نافذالحکم در هر شهر برای فصل دعاوی شرعی و نظارت بر قوانین مجلس شورای ملی را مطرح میکند و بر لزوم تشویق مردم به کسب حرف و صنایع و آگاهی از حقوق بینالملل برای حفظ دین و دنیای ملت تأکید دارد.

موضع علمای ایران نسبت به توسعه کشور و ظلم و فساد و استبداد دولتمردان ایرانی
نامهای به سید حاج مستان مراغهای داغستانی در پاسخ به تصور او مبنی بر مخالفت علما با ترقی ایران آغاز میشود. در ابتدا، نویسنده با طرح پرسشهایی، این اتهام را که علما مانع پیشرفتهایی چون راهآهن، مدارس، عدالتخانه، بیمارستان و ارتش منظم بودهاند، رد میکند. سپس، به فساد و سوءاستفاده برخی از علما از موقعیت خود اشاره میکند، اما تأکید دارد که این رفتار عمومی نیست و بسیاری از علما به حق و فضیلت خدمت میکنند. در ادامه، به ظلم و فساد حاکمان و دولتمردان ایرانی میپردازد و آن را عامل اصلی عقبماندگی و مشکلات کشور معرفی میکند. به عنوان مثال، به رشوه گرفتن برای مناصب حکومتی و پیامدهای آن، از جمله شورش اکراد، اشاره میکند. نویسنده معتقد است که ریشه این مشکلات در ظلم داخلی است و نه توطئه خارجی. در بخش بعدی، به مقایسه ایران با فرانسه میپردازد و علت پیشرفت اروپا را در وجود عدالت، مساوات، آزادی و قانون میداند و نبود اینها را در ایران عامل عقبماندگی معرفی میکند. همچنین، به اهمیت علم و آموزش برای ترقی ملت اشاره کرده و نقش دولت را در تأمین امنیت و فراهم آوردن بستر رشد ملت، حیاتی میداند. در پایان، به ضعف و بیکفایتی وزرای ایران در مقایسه با امیرکبیر و وزرای اروپایی اشاره میکند و آزادی مطبوعات و اصلاح سفارتخانهها را از جمله راههای برونرفت از وضعیت موجود میداند. در نهایت، تأکید میکند که چاره همه خرابیها در علم و همت خیرخواهان وطن برای تأسیس مدارس است، وگرنه ایران به ورطه نابودی کشیده خواهد شد.

مبارزه با خرافات دینی و جمود فکری و بیان علل اصلی عقبماندگی مسلمانان به ویژه شیعیان
متن با انتقاد از باورهای خرافی و سطحینگری در دین آغاز میشود که منجر به بیمبالاتی در فروع و اصول دین شده است. سپس به نقش افراد بیدین در لباس اهل دین و زهد اشاره میکند که با فریبکاری، مردم را از حق منحرف میسازند و با وجود آگاهی مردم از هواپرستی آنان، به دلیل اغراض نفسانی مورد تبعیت قرار میگیرند. در ادامه، به وضعیت نامطلوب مسلمانان در عمل، اخلاق، عدالت و سیاست میپردازد و بیان میکند که این ضعفها باعث دوری دیگر ملتها از اسلام شده است. همچنین، به نقد کسانی میپردازد که اعمال بد را با نامهای خوب توجیه میکنند و این امر را عامل تنفر بسیاری از اهل ملت و مذهب از طریقه اسلامی میداند. در بخش دیگری، به مقایسه وضعیت قضایی و حکومتی مسلمانان با فرنگیان میپردازد و علت برتری کفار بر مسلمانان در ایران را وجود عدالت بیشتر در بلاد ایشان و آسودگی مردم تحت حکومت آنان میداند. سپس، به ذلت و خواری ایرانیان در نزد دول و ملل دیگر اشاره میکند که ناشی از عصیان، اعتدای، اعراض از آیات الهی و تفسیر به رأی کلمات الهی است. در ادامه، به نقد کسانی میپردازد که به جای تحصیل عزت و شوکت اصلی، به لذایذ نفسانی دنیا مشغولند و با تکیه بر ولایت ائمه و تعزیهداری، خود را از عذاب الهی مصون میدانند، حتی اگر اموال مردم را به ظلم ببرند. در پایان، به اهمیت عدل، احسان و مردمداری در حکومت اشاره میکند و وظیفه حاکمان را اصلاح امور خلق میداند و از انحراف و هواپرستی حاکمان و قضات در زمان خود انتقاد میکند که به جای رسیدگی به امور مردم، به فکر منافع شخصی خود هستند. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که عبادات رسمی در زمان حاضر به پوستی بیمغز تبدیل شدهاند و از حقیقت و معنای اصلی خود دور گشتهاند.

علل پیشرفت اروپايان و عقب ماندگی ایرانیان
متن با تقسیمبندی امور به چهار دسته بر اساس منافع و مضار فردی و جمعی آغاز میشود. دسته اول شامل اموری است که هم برای فرد و هم برای جامعه سودمند هستند و عقل سلیم آنها را مطلوب میداند. دسته دوم اموری هستند که هم برای فرد و هم برای جامعه مضرند و اقدام به آنها نشانه نادانی و سوءفطرت است. دسته سوم اموری هستند که منافع عمومی دارند، حتی اگر ضررهای شخصی جزئی به همراه داشته باشند، که عقلای قوم آنها را صحیح میدانند. دسته چهارم اموری هستند که تنها منافع شخصی دارند و گاهی به جامعه ضرر میرسانند. در ادامه، متن به نقد ایرانیان میپردازد که اغلب در دسته چهارم قرار میگیرند و منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند، که این امر را عامل عقبماندگی و عدم پیشرفت کشور میداند. برای تبیین این موضوع، به داستان پیرمردی که درخت میکاشت اشاره میکند تا اهمیت کار برای آیندگان را نشان دهد. در پایان، به نقصان علوم و صنایع در ایران اشاره میکند و دلیل آن را قناعت افراد به نفع شخصی اندک و عدم تلاش برای تکمیل حرفه و بهرهمند ساختن همنوعان میداند و مثالهایی از آقازاده، طبیبزاده و تاجرزاده میآورد که هر یک به دلیل خودخواهی و عدم تلاش برای پیشرفت جمعی، به جامعه آسیب میرسانند.
اظهار نگرانی شدید از واردات بی رویه کالاهای خارجی
متن با ابراز نگرانی شدید از ورود بیرویه کالاهای خارجی از روسیه به ایران آغاز میشود. نویسنده به طور خاص به واردات نفت، قند و شکر، و اشیای شکستنی اشاره میکند و معتقد است که این سیل کالاها ثروت ایران را از بین برده و به اقتصاد کشور آسیب میرساند. در پایان، نویسنده به غفلت ایرانیان از این وضعیت و تصور نادرست آنها مبنی بر اینکه روسها برای کار کردن و ایرانیان برای بهرهبرداری خلق شدهاند، اشاره میکند.
اظهار تأسف از عزل نابجای حاکم فارس و درخواست اعزام حاکم کاردان و باتجرب
انجمن ایالتی فارس با ارسال تلگرافی به مجلس شورای ملی و کابینه وزرا، از وضعیت نابسامان منطقه پس از عزل سهامالدوله ابراز نگرانی میکند. در این تلگراف، به از هم گسیختگی امنیت و آسایش عمومی و افزایش تجاوزات عشایر اشاره شده و درخواست میشود که حاکمی باکفایت، باتجربه و فداکار به همراه نیروی کافی برای اصلاح امور و سرکوب مفسدین به فارس اعزام شود. همچنین، هشدار داده میشود که در صورت عدم اجابت این درخواست، وصول مالیات ممکن نخواهد بود و جنوب کشور با مشکلات جدیتری مواجه خواهد شد.
بیان اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران در دوره ناصری
این گزارش با توصیف تسلط بیگانگان در ایران و ضعف بزرگان کشور آغاز میشود. سپس به نقد وضعیت اجتماعی و اقتصادی ایران میپردازد و ریشههای بدبختی مردم را در عدم تمایل به کسب و صنعت، رواج خرافات توسط ملاهای طماع و استبداد سلاطین میداند. در ادامه، به تجملگرایی و ثروتاندوزی شاهزادگان و حکام اشاره میکند که در مقابل فقر و فلاکت رعایا قرار دارد. وضعیت اسفناک دهات ایران، ظلم حاکمان و نابودی صنایع داخلی به دلیل نفوذ تجارت خارجی، از دیگر محورهای اصلی گزارش است. نویسنده به طور خاص به وضعیت کرمان و ظلمهای تاریخی وارده بر مردم آن پس از سقوط لطفعلی خان زند اشاره میکند و از فقر شدید، فروش کودکان و رواج صیغه و متعه برای امرار معاش سخن میگوید. در پایان، گزارش به فساد گسترده در تمام سطوح جامعه، از جمله در حرم امام رضا (ع) و موقوفات، اشاره کرده و وضعیت ایران را بدتر از سایر ممالک اسلامی میداند. علت این انحطاط را ظلم امرا و جهل ملاها معرفی میکند که مردم را به تزویر و دروغگویی واداشته است. همچنین، به تمرکز ثروت در تهران و غفلت از علم و صنعت، و تلاش برای مشغول نگه داشتن مردم با زیارت و تعزیهداری اشاره میکند. در نهایت، گزارش با توصیف تشدید ظلم ناصرالدین شاه و درباریان و غرق شدن آنان در عیش و غفلت به پایان میرسد.
تلازم تدین و تمدن
این مقاله به نقد فعالیتهای مبلغان غربی و آمریکایی میپردازد که با هدف ترویج مذهب خود، به تخریب چهره اسلام و معرفی آن به عنوان دینی منافی با تمدن اقدام کردهاند. نویسنده با اشاره به اینکه اسلام ذاتاً عین تمدن است، اعلام میکند که در این مجله به اثبات این موضوع و همچنین بررسی عوامل قوت و انحطاط اسلام خواهد پرداخت. در ادامه، به معرفی کتاب «الاسلام و المدنیه» اثر شیخ محمد فرید مصری اشاره میکند که در راستای اثبات تطابق قوانین اسلام با تمدن نگاشته شده و به دلیل اهمیت آن، ترجمه فارسی آن توسط آقا شیخ آقابزرگ طهرانی در مجله «دره النجف» منتشر خواهد شد.
فلسفه تأسیس مجلس شورا و لزوم تبعیت از آن
متن با اشاره به وضعیت اسفبار مسلمین در برابر دول خارجی و نادیده گرفتن قوانین اسلامی توسط آنان آغاز میشود. سپس به وضعیت نابسامان خزانه دولت، ضعف نظامی، جهالت ملت و رکود صنعت در ایران اشاره میکند و خطر اسارت ایران در چنگال روس و انگلیس را گوشزد مینماید. در ادامه، تأسیس دارالشورا را به عنوان آخرین راه حل برای اجرای احکام شریعت و حفظ اسلام از نفوذ بیگانگان معرفی میکند. تخلف از دارالشورا را به منزله محاربه با امام زمان و مخالفت با شاهنشاه اسلام دانسته و عواقب سوء آن را متوجه مخالفان میداند. در پایان، هدف از آزادی و مساوات مورد نظر مشروطهخواهان را نه اباحه محرمات، بلکه اجرای کامل احکام شریعت و برقراری عدالت در حقوق و عقوق میداند و تأکید میکند که دارالشورا برای اجرای قضایای احکام اسلام و تأمین آسایش مردم و آرامش کشور تأسیس شده است.

فواید تأسیس بانک ملی
این متن به بررسی سه جنبه از فواید تأسیس بانک ملی میپردازد: دنیوی، اخروی و اطمینانبخش بودن. در بخش فواید دنیوی، تجارت رایج در ایران را نوعی دلالی میداند که منجر به خروج ثروت از کشور میشود و تجارت واقعی را در توسعه زیرساختها و صنایع میبیند که از عهده افراد خارج است و بانک ملی میتواند آن را محقق کند. همچنین، با تأسیس بانک ملی، مالیاتها به درستی صرف آبادانی کشور و مخارج ضروری میشود و از حیف و میل جلوگیری میکند. در بخش فواید اخروی، قوام دین و حفظ شریعت را در گرو تأسیس بانک ملی میداند که اسلام را از شر دشمنان حفظ میکند. در نهایت، برای ایجاد اطمینان، به شفافیت معاملات بانک و انتخاب افراد امین و درستکار برای اداره آن اشاره میکند و از تجار میخواهد که در این امر مهم مشارکت کنند و در صورت عدم همکاری، از عموم مردم و حتی زنان بیوه برای کمک به این پروژه مقدس دعوت خواهد شد.

انتقاد از بینظمی و بیعملی مجلس شورا
متن با اشاره به انتخاب نمایندگان توسط مردم و لزوم نتیجهگیری از کارها آغاز میشود. سپس به عدم کارایی و بیعملی مجلس شورا اشاره میکند و از عقلای قوم میخواهد راهکاری برای فعالیت مؤثر ارائه دهند. در ادامه، پیشنهاد میشود که نمایندگان در یک روز مشخص، از صبح تا عصر به گفتگو و تصمیمگیری درباره امور بپردازند تا به نتیجهای برسند. در پایان، اصلاح مملکت مشروطه را به ترتیب منوط به اصلاح وزارتخانهها، مجلس، کمیسیونها و در نهایت کمیسیون رئیسه مجلس میداند و بر لزوم اصلاح این کمیسیون تأکید میکند.
تشویق مردم به استفاده از منسوجات و کالاهای وطنی
متن با اشاره به توافق هشتصد نفر از تجار و اشراف اصفهان و قمشه برای تحریم کالاهای خارجی و تأیید علما، بر اهمیت وطندوستی و ترجیح محصولات داخلی تأکید میکند. سپس با مقایسه رفتار اروپاییها در حفظ منافع ملی خود، به مذمت استفاده از منسوجات خارجی میپردازد که منجر به فقر و وابستگی ملت میشود. در ادامه، با ذکر نمونه ژاپن، نقش حمایت از تولید داخلی در پیشرفت صنعت و حرفه را تبیین کرده و از ایرانیان میخواهد که با حمایت از صنعتگران داخلی، از ذلت در برابر اجانب رهایی یابند. در پایان، با اشاره به اتفاق نظر علما و تمایل ملت، از شخص سلطنت و صدارت عظمی میخواهد که با تشویق مردم به استفاده از کالاهای ایرانی، زمینه ترقی و پیشرفت کشور را فراهم آورند و پیشبینی میکند که با این اقدام، ایران در مدت کوتاهی از ژاپن نیز پیشی خواهد گرفت.

تشويق مردم ایران به قانون خواهی
متن با خطاب به مسلمانان ایران آغاز میشود و وضعیت ذلتبار کشور، از دست رفتن ثروت، شرف و ناموس، و تسلط اجانب و مستبدین را نتیجه بیغیرتی و بیتفاوتی مردم میداند. سپس به نقش علمای اسلام در حمایت از مشروطیت و فرمان مظفرالدین شاه برای استقرار آن اشاره میکند که هدفش اجرای احکام شریعت، امنیت، ازدیاد ثروت و بقای ملت و سلطنت بوده است. در ادامه، به وجود خائنین و مغضوبین دین و دولت که در صدد اخلال در کار مجلس شورای ملی هستند، هشدار میدهد. متن با فراخوانی ملت ایران به ترک جهل، بدبختی و بیغیرتی ادامه مییابد و بر لزوم حفظ استقلال و حقوق انسانیت تأکید میکند. نویسنده با اشاره به تجربیات تاریخی کشورهایی مانند چین، مراکش، هند و روسیه، اهمیت قانون را برای بقای یک ملت گوشزد میکند. در پایان، به کسانی که از فواید قانون و مشروطیت بیخبرند و گمان میکنند اجرای قانون به دین آسیب میرساند، توصیه میکند از علمای اسلام که جان و مال خود را فدای این امر مقدس کردهاند، تقلید کنند و حفظ دین و بقای سلطنت اسلامی را منوط به وجود قانون میداند و از ملت میخواهد برای تحصیل و استحکام آن بکوشند.
تشکر از مظفرالدین شاه قاجار به مناسبت صدور فرمان مشروطه و درخواست گشایش مجلس شورای ملی
متن با حمد و ثنای الهی و شکرگزاری از امام عصر (عج) و پادشاه آغاز میشود و صدور فرمان مشروطه را طلوع آفتاب سعادت ایرانیان میداند. در ادامه، استقلال سلطنت را وابسته به ثروت و تربیت ملت و تربیت ملت را وابسته به استقلال سلطنت معرفی میکند. سپس، تشکیل مجلس شورای ملی را برای حفظ اسلام و تقویت سلطنت ضروری دانسته و از دولت به دلیل پذیرش این استدعا قدردانی میکند. در پایان، با ابراز مسرت از تشکیل مجلس شورای ملی، از پادشاه تشکر کرده و خواستار تکمیل تعداد وکلا از سراسر کشور و تسریع در فعالیت مجلس برای استحکام مبانی سلطنت و استقرار حقوق ملت میشود.
لزوم درک موقعیت ایران و حفظ جایگاه کشور در جهان پس از تأسیس مجلس شورای ملی
متن با تبریک تأسیس مجلس شورای ملی آغاز میشود و آن را نتیجه عنایت الهی، توجه امام زمان و دینپروری شاه میداند. مجلس را نخستین گام در مسیر ترقی، سربلندی دین و دولت، و استقلال از بیگانگان معرفی میکند. سپس به اهمیت این مجلس در نگاه جهانیان اشاره کرده و تأکید میکند که موفقیت آن به نجات کشور از مهالک و همترازی با سایر ملتها منجر خواهد شد. در مقابل، هشدار میدهد که اگر اغراض شخصی بر مصالح عمومی غلبه کند، کشور دچار خواری و نابودی خواهد شد. در ادامه، بر لزوم اجرای صحیح قوانین دین مبین، ساماندهی امور مملکت، مسدود کردن راههای استبداد و فساد، و رهایی از بدهیهای خارجی تأکید میکند. در پایان، خواستار فراهم آوردن مقدمات استغنا از اجانب و جلب مشارکت هموطنان متمکن برای آبادانی کشور میشود.

کمک مالی آحاد مردم ایران به دولت
متن با اشاره به اهمیت تکمیل اسباب هر هدف و لزوم تلاش برای آن آغاز میشود. سپس، با یادآوری فداکاریهای ملت ایران در راه استقلال و مشروطیت، از سستی و بیتفاوتی کنونی مردم در قبال وطن انتقاد میکند. نویسنده با لحنی عاطفی، از ثروتمندان و وطندوستان میخواهد که با کمک مالی به دولت، از استقراض خارجی که منجر به اضمحلال استقلال کشور میشود، جلوگیری کنند. در ادامه، با اشاره به نمونههایی از فداکاری زنان عثمانی و توانایی مالی مردم ایران، بر لزوم جمعآوری پنج کرور تومان برای اصلاحات فوری کشور تأکید میکند. در پایان، کمک مالی به دولت را بهترین جهاد در راه تقویت اسلام و حفظ استقلال مملکت دانسته و از مردم میخواهد که با بیداری از غفلت و همت جمعی، خود متصدی اصلاح امور شوند و از استقراض خارجی بپرهیزند.
اقدامات اساسی علیه مشروطه خواهان
متن با انتقاد از اقدام انگلستان در اعزام قشون به شیراز آغاز میشود و آن را موجب جسارت روسیه و لکه دار شدن محبوبیت انگلستان در ایران میداند. سپس به مسئله استقراض مالی ایران میپردازد و سه شرط اساسی را برای آن مطرح میکند: برقراری امنیت پایدار، ساماندهی ادارات و وزارتخانهها، و تشکیل بانک ملی. تأکید میشود که بدون تحقق این سه شرط، نباید به استقراض دولتی روی آورد و در صورت لزوم، استقراض شخصی یا بینالمللی با حفظ استقلال ایران ارجح است. در ادامه، متن به خطر استقراض توأمان از روسیه و انگلستان اشاره کرده و آن را مسمومکننده استقلال ایران میداند. در پایان، به اهمیت احداث راهآهن برای ایران اشاره شده و توصیه میشود که ایرانیان در این زمینه کمتر سخن بگویند و بیشتر عمل کنند و قبل از هر اقدامی، موانع را شناسایی و برطرف سازند تا از یأس و دلسردی ملت جلوگیری شود.
انتقاد و مذمت اجنبی پرستان
متن با طرح پرسش «با شرف کیست و بیشرف کدام است؟» آغاز میشود و شرافت را به وجدان پیوند میزند. سپس به توصیف فردی میپردازد که به ظاهر عاقل است اما در واقع جاهل و پستفطرت است. این فرد با روشهای غیرمشروع ثروتاندوزی میکند، به کالاهای خارجی علاقه دارد، ترقی وطن را محال میداند و به جای کمک به ملت، به پر کردن کیسه اجانب میپردازد. در ادامه، بیتفاوتی این شخص نسبت به فقر، بدبختی و مشکلات مردم، ویرانی کشور، قروض خارجی و عدم حمایت از تولید داخلی و مؤسسات خیریه را شرح میدهد. در پایان، چنین فردی را فاقد شرافت و انسانیت معرفی میکند که وجودش جز ضرر برای دیگران سودی ندارد و زندگیاش بیثمر است.
پرداخت کمک مالی به دولت ایران جهت رفع احتیاجات کشور
متن با اشاره به اهمیت استقلال ایران و صیانت از حوزه اسلام در برابر بیگانگان آغاز میشود. سپس بر لزوم مشارکت همه مسلمانان در رفع نیازهای دولت و تکمیل نواقص کشور تأکید میکند. در ادامه، نویسندگان که در نجف اشرف اقامت دارند، با وجود تنگدستی، مبلغی را به مجلس شورای ملی تقدیم کردهاند تا به عنوان کمک ملت به دولت محسوب شود. در پایان، اسامی و مبالغ اهدایی هر یک از علما ذکر شده است.

تأیید مشروطیت و بیان نتایج و برکات آن
متن با ستایش از خداوند به خاطر نعمت مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی آغاز میشود و آن را موجب قرار گرفتن ایران در شمار کشورهای متمدن میداند. در ادامه، بر لزوم اتحاد ملت برای اعتلای مشروطیت تأکید شده و آن را همتراز با کلمه توحید معرفی میکند. سپس، با تکرار عبارت «امروز روزی است که...» به اهمیت زمان حال برای تلاش در جهت حفظ وطن، کاشت بذر تمدن، آگاهی از حقوق، دایر کردن صنایع داخلی، پوشیدن لباس وطنی، رهایی از بدبختی، ریشهکن کردن نفاق و تصفیه شهرها اشاره میکند. در پایان، با ابراز خرسندی از بیداری مردم و تشکیل انجمنها برای اصلاح امور، به ویژه انجمن کرمانیهای مقیم تهران، ابراز امیدواری میکند که این انجمنها روز به روز قویتر شوند.
آمادگی کمک مالی به دولت و مخالفت با استقراض خارجی
این تلگراف با اشاره به مذاکرات دولت برای استقراض خارجی و شرایط حیرتآور آن، به مخالفت شدید اهالی اصفهان با این استقراض اشاره میکند. در ادامه، آمادگی علما، تجار و اشراف اصفهان برای کمک مالی به دولت، به هر نحو که مجلس صلاح بداند، اعلام شده و از دارالشورای کبری درخواست تعیین تکلیف میشود.


نکاتی پیرامون حفظ استقلال کشور و هشیاری نسبت به نقشههای دشمنان
متن با اشاره به مشاهده پریشانی مسلمین و خرابی مملکت توسط علما و اطلاع از نقشههای اجانب، به تأسیس مجلس شورای ملی و انجمنها برای اصلاح مفاسد و دفع مضار اجانب اشاره میکند. در ادامه، هشت نکته برای حفظ استقلال کشور و تقویت اسلام و مسلمین ارائه میشود. این نکات شامل تأکید بر اتحاد و اخوت بین مسلمین برای جلوگیری از نفوذ اجانب، تدبر در تاریخ اسلام و فتوحات گذشته، لزوم فراگیری علم جنگ برای دفاع از اسلام و مرزها، ترویج تولیدات داخلی و کاهش وابستگی به خارج، رفتار مسئولانه اهالی برای حفظ امنیت، مجازات تهمتزنندگان و حفظ آبروی مسلمانان، لزوم هماهنگی انجمنها با مجلس شورای ملی و در نهایت، اهمیت حفظ و حراست از مرزهای اسلامی است. متن با ابراز امیدواری به تأیید صاحب شریعت و امام زمان و تشکر علما و عموم مردم از مجلس شورای ملی و انجمنها به پایان میرسد.

تشویق مردم ایران به استفاده از منسوجات و کالاهای وطنی
متن با ابراز خشنودی از اقدامات علمای اصفهان در تشویق صنایع داخلی و ترویج استفاده از پوشاک و مایحتاج تولید داخل آغاز میشود. این اقدامات را خدمتی به ملت و تقویتی برای دولت و اتباع آن میداند. در ادامه، امیدواری خود را برای بینیازی کامل مردم ایران از کالاهای خارجی بیان میکند و معتقد است که استفاده از محصولات پاک و طاهر داخلی، موجب استجابت دعاها و قبولی طاعات خواهد شد. در پایان، نویسنده عزم خود را برای عدم استفاده از اجناس غیرایرانی اعلام کرده و چشمانتظار گسترش تولیدات داخلی در داخل و خارج کشور است و التماس دعا دارد.
تشویق مردم به استفاده از تولیدات و منسوجات داخلی
متن با اشاره به اهمیت کشاورزی و صنعت برای هر کشور آغاز میشود و وضعیت نابسامان ایران را نتیجه بیتوجهی حاکمان مستبد به آینده و نفوذ صنایع خارجی میداند. در ادامه، راهکار برونرفت از این وضعیت را کاهش مصرف و ترویج کالاهای داخلی معرفی میکند. سپس به مذمت پوشیدن لباسهای خارجی و تأکید بر پوشش اسلامی میپردازد و با یادآوری سیره گذشتگان در استفاده از تولیدات داخلی، به حرمت شرعی استفاده از منسوجات کفار اشاره میکند. در نهایت، با استدلال بر اینکه استفاده از کالاهای خارجی موجب تقویت کفار و بیکاری مسلمانان میشود، بر لزوم استفاده از منسوجات ایرانی و اسلامی تأکید میکند و وضعیت بیکاری و فقر ناشی از عدم رواج این امر را به تصویر میکشد.
توجه به اخلاق، لازمه پیشرفت و استقلال
متن با اشاره به وضعیت نامطلوب ملت اسلامیه و دوری از تربیت اخلاقی، دلیل اصلی این ضعف و وابستگی به اجانب را نفاق و بیاعتدالی اخلاقی میداند. سپس با رد این تصور که اختلاف مذاهب عامل تفرقه است، خوشاخلاقی و الفت قلوب را مایه جمعیت و اتفاق و اصل تمدن معرفی میکند. در ادامه، با مقایسه پیشرفت فرنگیان بر پایه اتفاق و غفلت مسلمانان از اصول تمدن اسلامی، بر لزوم تلاش همگانی برای حفظ حوزه اسلامیت و رفع نیاز از بیگانگان تأکید میشود. در پایان، با خطاب به افراد متکبر، بخیل و اهل نفاق، از آنها میخواهد که با کنار گذاشتن صفات ناپسند خود، برای استعلا بر اجانب و حفظ استقلال و منافع مسلمین متحد شوند و هشدار میدهد که کوتاهی در این امر، به جهاد و فداکاریهای بزرگتر در آینده منجر خواهد شد.
اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و سوقالجیشی خلیج فارس
این مقاله با تأکید بر اهمیت استراتژیک، اقتصادی و سیاسی خلیج فارس آغاز میشود و به سابقه بیتوجهی دولت ایران به این منطقه اشاره میکند. در ادامه، وضعیت جغرافیایی، جمعیتی و تجاری سواحل خلیج فارس را تشریح کرده و به رقابتهای تجاری قدرتهای جهانی در این منطقه میپردازد. سپس، مزیتهای خلیج فارس برای توسعه صنعتی و لزوم ایجاد کارخانجات در آنجا را بیان میکند. در بخش بعدی، به اهمیت سیاسی خلیج فارس از دیدگاه سیاستمداران خارجی اشاره کرده و وضعیت بحرانی فعلی سواحل ایران را ناشی از بیتوجهی و جهالت اهالی و سوءمدیریت حکام محلی میداند. در پایان، راهکارهایی از جمله تشکیل ایالت بحری با مرکزیت بندرعباس، ایجاد اداره بحریه، اصلاح نظام مالیاتی و توسعه مدارس و معارف در منطقه را برای بهبود وضعیت سواحل خلیج فارس پیشنهاد میکند و بر ضرورت اقدامات فوری دولت جدید تأکید میورزد.
انتقاد شدید از مراجع و علمای مخالف مشروطه
تایید و پشتیبانی از شرکت (نساجی) اسلامیه، و تشویق مردم ایران به استفاده از محصولات آن
این متن با درخواست از شاه برای حمایت از شرکت نساجی اسلامیه و تشویق مردم به استفاده از محصولات داخلی آغاز میشود. سپس، با استناد به آیات و روایات، بر لزوم پرهیز از پوشاک و کالاهای خارجی و تأکید بر خودکفایی و حمایت از تولیدات اسلامی تأکید میشود. در ادامه، به منافع دینی و دنیوی این شرکت برای عموم مسلمین و آبادی کشور اشاره شده و از شاه و مسئولین خواسته میشود که در ترویج آن بکوشند. متن با بیان اینکه رونق کشور و دین به رواج تجارت و صنایع داخلی وابسته است و دوری از محصولات خارجی را نشانه خردمندی و پرهیزکاری میداند، به پایان میرسد. در نهایت، بر اهمیت این شرکت به عنوان نعمتی بزرگ از جانب خداوند و امام زمان تأکید شده و از مسئولین خواسته میشود که در رفع هرگونه نقص و خلل در آن اهتمام ورزند تا مسلمانان از احتیاج به بیگانگان بینیاز شوند.




تحریم معاملات بازرگانی ایران با روسیه به منظور اجرای نیروهای نظامی آن دولت به خروج از کشور
متن با عذرخواهی از شیخ عبدالله مازندرانی به دلیل انتشار یک مراسله شخصی آغاز میشود و دلایل این اقدام را اهمیت موقعیت، لزوم تبیین برخی مسائل، رفع شبهات عمومی و آگاهسازی مسئولین بیان میکند. در ادامه، به دشواری ظاهری تحریم کالاهای روسی اشاره میکند اما با ذکر نمونههایی از ملتهای دیگر (چین، هند، عثمانی) که با همین روش به اهداف خود رسیدهاند، آن را سهل و مؤثر میداند. منافع اقتصادی و سیاسی تحریم کالاهای روسی، از جمله بیداری حس ملی، ایجاد اشتغال و کاهش قدرت سیاسی روسیه در ایران، تشریح میشود. همچنین، به این نکته اشاره میکند که روسیه به محصولات ایران نیاز دارد، در حالی که ایران میتواند جایگزینهای داخلی و خارجی برای کالاهای روسی بیابد. در بخش دیگری، به نقش روسیه در ایجاد تفرقه و آشوب در ایران، از جمله اختلافات میان گروههای مختلف و صدور تلگرافهای بحثبرانگیز از سوی علمای نجف، میپردازد. نویسنده تأکید میکند که این اقدامات روسیه با هدف تضعیف روحانیت و تصرف ایران صورت میگیرد و از علمای نجف میخواهد که در صدور احکام دقت بیشتری به خرج دهند تا مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرد. در پایان، بر لزوم حفظ نفوذ روحانیت به عنوان تنها سد در برابر تجاوزات خارجی تأکید میکند و از ملت ایران و دولت عثمانی میخواهد که به شایعات دشمنان توجه نکنند و از روحانیت حمایت کنند.
فایده مطالعه تاریخ در فهم علل ترقی و انحطاط تمدن اسلامی
متن با تأکید بر اهمیت علم تاریخ آغاز میشود و تفاوت نگاه شرق و غرب به این علم را بیان میکند. در ادامه، تاریخ را منبعی برای استنباط احوال گذشته و درک علل ترقی و انحطاط تمدنها معرفی میکند. سپس، با استناد به آیات قرآن، نقش تاریخ در تکمیل عقل عملی و ارائه سرمشق برای آیندگان را تبیین میکند. در پایان، با اشاره به لایحه ارشادیه شیخ محمدکاظم خراسانی به احمد شاه، بر لزوم مطالعه تاریخ صدر اسلام برای بازگشت به مسیر صلاح و فلاح تأکید کرده و از مجله الغری میخواهد که به این موضوع بپردازد.
نقش مطبوعات در بیداری افکار عمومی و اهتمام علما در استقرار مشروطیت
متن با تأکید بر اهمیت مطبوعات در آگاهیبخشی و پیشرفت جامعه آغاز میشود و روزنامههای عصر مشروطه را عاری از تملق و دروغ و متمرکز بر استحکام عدالت، آزادی و ترویج تمدن اسلامی معرفی میکند. سپس به نقش مطبوعات در ایجاد اتحاد، تبیین حقوق و حدود و رساندن دادخواهیها اشاره کرده و توسعه مطبوعات را عامل اصلی ترقی و سعادت ملتها میداند. در ادامه، به تأسیس مشروطیت در ایران و نقش علما در پیشبرد آن میپردازد و همراهی حجج اسلام را علت اصلی موفقیت مشروطیت معرفی میکند. در پایان، با رد دیدگاه مخالفان که اسلام را مانع ترقی میدانستند، تأکید میکند که قواعد اسلام منبع تمام سعادات و ترقیات مملکتی است و تأسیس نهادهای جدید مانند مدارس و بانک ملی با اصول اسلام منافاتی ندارد.
آشوب و ناامنی در اغلب نقاط کشور و انتقاد از بیعملی مجلس و دولت
این نامه با اشاره به برچیده شدن بساط استبداد و استقرار مشروطیت، به وضعیت نابسامان کشور پس از گذشت یک سال از تجدید مشروطیت میپردازد. نویسنده با تأکید بر وفاداری به دولت مشروطه، از عدم پیشرفت و افزایش ناامنی در نقاط مختلف ایران، از جمله فارس، عراق، مازندران و گیلان، ابراز نگرانی میکند. در ادامه، نامه به انتقاد شدید از بیعملی مجلس و وزرا در قبال مشکلات داخلی و دخالتهای خارجی میپردازد و از آنها میخواهد که برای نجات کشور از وضعیت موجود، اقدامات فوری از جمله تشکیل مجلس سنا، جذب مستشار، برقراری نظم و امنیت، و بیرون راندن قوای بیگانه را انجام دهند. در پایان، نویسنده با تأکید بر دغدغه حفظ استقلال و شرافت ایرانی، از نمایندگان و وزرا میخواهد که با اتحاد و توجه به وضعیت داخلی، به وظایف خود عمل کنند.
حکم مجازات اسلامی و رد ایرادات فرنگیمایان
متن با تأکید بر این نکته آغاز میشود که تمدن بدون دین محال است و آسایش و رفاه جامعه تنها زمانی محقق میشود که حقوق بشر از تجاوز مصون بماند. در ادامه، به ضرورت وجود قوانین آسمانی برای صیانت از حقوق بشر اشاره میکند و بیان میدارد که عقول بشری به تنهایی قادر به درک کامل این حقوق نیستند و تکیه بر تجربه صرف، منجر به تضییع حقوق در طول زمان خواهد شد. سپس، به نقش اعتقاد به عالم آخرت و مجازاتهای اخروی در کنار مجازاتهای دنیوی برای حفظ حقوق اجتماعی میپردازد و این دو عامل را حافظ حقوق و هیئت اجتماعیه انسان معرفی میکند. در بخش بعدی، به نقد دیدگاه کسانی میپردازد که تهذیب اخلاق را به تنهایی برای تمدن کافی میدانند و با ذکر مثالهایی از کشورهای غربی، ناکارآمدی این رویکرد را نشان میدهد. در ادامه، دین اسلام را به عنوان تنها دینی معرفی میکند که میتواند متکفل ترقی امتها و اقوام عالم باشد و مزایای آن را در عصر روشنگری و علم، آشکارتر از همیشه میداند. سپس، به موانع هدایت بشری اشاره میکند که شامل مبلغان مسیحی و سادهلوحان سیاسی یا مقلد میشود که دین اسلام را منافی تمدن معرفی میکنند. در ادامه، به معضل سفر ایرانیان به خارج و بازگشت با اخلاق رذیله اروپایی و استهزاء دین اسلام میپردازد و جهل را علت اصلی این بدبختیها در ایران میداند. دو نوع خرافات رایج در ایران را معرفی میکند: خرافات طبقه سافله (عوام) که ناشی از جهل به علوم و صنایع جدید است و خرافات طبقه متنسکین (زاهدنمایان) که به علوم الهامی و لدنی معتقدند و اصلاح امور را به عهده ولی عصر میاندازند. در پایان، بر لزوم بهرهمندی ایرانیان از علوم مملکتداری متناسب با عصر، بدون لطمه زدن به دیانت تأکید میکند و نقش روحانیت را در تمییز بین مواد نافع و مضر تمدن اروپا برای بازگرداندن دین و دنیای از دست رفته، حیاتی میداند. همچنین، به مضرات تقلید کورکورانه از تمدن غرب و مفاسد آن مانند مصرف مسکرات و رفع حجاب اشاره میکند و آمادگی خود را برای پاسخگویی به اشکالات، به شرط اکتشاف حقیقت، اعلام میدارد.
اتحاد عموم مردم در حفظ استقلال کشور و بیرون راندن اشغالگران انگلیسی و روسی
متن با اشاره به استقلال کشور لیبریا توسط بردگان سابق آفریقایی-آمریکایی، به مقایسه وضعیت ایران با این کشور میپردازد. در ادامه، به اشغال ایران توسط نیروهای روس و بیتفاوتی مردم اشاره میکند و این وضعیت را ناشی از عدم اتحاد و اغراض شخصی میداند. سپس، با رد این شبهه که قوانین جدید و تمدن با اسلام منافات دارد، به نقش اسلام در تمدنسازی اروپا اشاره میکند. در پایان، بر لزوم اتحاد و آگاهی مردم نسبت به حقوق ملی و وطنی تأکید کرده و از دانایان و خطبا میخواهد که مردم را به این امر تشویق کنند تا استقلال کشور حفظ شود و از تجاوزات بیگانگان جلوگیری به عمل آید.
علل و عوامل عقبماندگی کشور و لزوم حفظ استقلال و اخراج قوای اشغالگر روس
متن با تبیین مفهوم «غنای حقیقی» که مختص خداوند است و «غنای خیالی» که در انسانها و دولتهای قدرتمند منجر به طغیان و استبداد میشود، آغاز میگردد. در ادامه، به مقایسه وضعیت گذشته و حال جوامع پرداخته و بیان میکند که در گذشته، اغنیا و قدرتمندان خود را صاحب اختیار مردم میدانستند، اما در عصر حاضر، عقلا بر این باورند که هر فرد و ملتی باید امور خود را اداره کند و قانون باید حاکم مطلق باشد. سپس، به دسیسههای متنفذین داخلی و خارجی برای جلوگیری از اجرای قانون و بیداری مردم اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه این افراد با دستاویز قرار دادن دین، سعی در تضعیف علم و اقتدار و حفظ جهل و ضعف مردم دارند تا بتوانند مقاصد خود را پیش ببرند. در پایان، با انتقاد از غفلت مردم نسبت به اشغال کشور توسط قوای روس و ابراز تأسف از عدم اتحاد و اتفاق، خواستار حرکت ملی و نهضت دیانتی برای حفظ عزت و استقلال مسلمین میشود.
وجوب کمک مالی به دولت جهت انجام اصلاحات لازم در کشور
متن با تأکید بر وجوب حفظ استقلال ایران در برابر نفوذ بیگانگان آغاز میشود و نیاز مبرم دولت به کمک مالی برای تجهیز قشون و جلوگیری از استقراض خارجی را مطرح میکند. در ادامه، به فداکاری علمای نجف و طلاب در جمعآوری اعانه اشاره شده و از عدم مشارکت علمای قفقاز انتقاد میشود. سپس، به نقش برجسته ثقهالاسلام بادکوبهای در ترویج مشروطیت، اتحاد اسلامی و جمعآوری کمکهای مالی پرداخته میشود. در بخش دیگری، به پیشنهاد زرتشتیان انگلستان برای اعطای وام به دولت ایران و فتوای آیات عظام خراسانی و مازندرانی مبنی بر حرمت ایذاء اهل ذمه اشاره شده و این اقدام زرتشتیان در مقایسه با عدم همراهی مسلمانان قفقاز ستایش میشود. در پایان، به اقدامات ابوالقاسم شیروانی، وکیل کنسول روس در نجف، برای تشویق قفقازیها به اعانه و همچنین خبر خروج روسها از ایران و کمکهای مالی مردم تبریز اشاره شده و بر لزوم عفو عمومی مستبدین پس از خروج روسها تأکید میشود. متن با اشاره به توسعه مطبوعات در نجف و لیست کمکهای مالی هیئت علمیه کربلا به پایان میرسد.
لزوم بازنگری در رسائل عملیه و روزآمد کردن و قابل مراجعه نمودن آنها برای عموم
متن با خطاب به هیئت علمیه نجف اشرف آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که کتب فقهی موجود، به دلیل زبان عربی و اصطلاحات پیچیده، برای عموم مردم قابل فهم نیستند و بیشتر به مسائل عبادی پرداختهاند تا سایر مسائل زندگی. در ادامه، پیشنهاد میشود که رسالههای عملیه با زبان فارسی و به شیوهای ساده و مرتب تدوین شوند. تأکید میشود که این رسالهها نباید تنها به فروع فقهی موجود اکتفا کنند، بلکه باید فروع جدید و مسائل عامالابتلاء را نیز پوشش دهند. همچنین، پیشنهاد میشود که فصول و بندها به شیوه جدید و جداگانه نوشته شوند و نظرات مخالف سایر مجتهدین در حاشیه ذکر گردد. در پایان، به لزوم تشکیل جمعیتی متخصص در حوزه علمیه نجف اشاره میشود که دارای سه قوه تصرف (استنباط فروع جدید با رعایت حقوق سیاسی)، تتبع (احاطه بر فروع فقهی) و انشاء (بیان ساده و روان) باشد. این جمعیت نیازمند حمایت مالی است و امید میرود پس از بهبود اوضاع ایران، ریاست روحانی مذهب جعفری به این مهم توجه کند و نظامنامهای برای آن تدوین نماید.
اهمیت تاسیس شرکت (نساجی) اسلامیه و تأیید آن
متن با اشاره به پیامدهای منفی معاشرت و مشابهت با کفار آغاز میشود و بیان میکند که این روابط، ایمان و عبودیت مسلمانان را تضعیف میکند. سپس با استناد به آیه قرآن، پارچههای تولید شده توسط دشمنان دین را ناپاک و مضر برای اجابت دعا معرفی میکند. در ادامه، به عدم اجابت دعاها و غفلت مسلمانان از پاکیزگی مطعوم و ملبوس اشاره کرده و خرید کالاهای خارجی را عین سفاهت میداند. در پایان، از مؤسسان شرکت اسلامیه به دلیل نصرت مؤمنین و شکست رونق دشمنان دین تمجید کرده و عمل آنها را تجارتی سودآور و عبادتی بزرگ میشمارد که مفاسد دینی و دنیوی را از بین میبرد و از اعضای این شرکت میخواهد که با شوق و رغبت به کار خود ادامه دهند.
.png&w=3840&q=75)
تبریک جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت
این نامه با تبریک جلوس احمدشاه به سلطنت آغاز میشود و آن را نعمتی الهی و عیدی ملی برای دولت و ملت ایران میداند. در ادامه، نویسندگان ابراز امیدواری میکنند که این موهبت بزرگ همواره برای مسلمانان پایدار و مبارک باشد و سلطنت عادلانه شاه جوانبخت، با تأیید الهی، در اجرای احکام شریعت، احیای دولت و ملت، رفع خرابیها، عمران مملکت، تحکیم اساس مشروطیت و گسترش عدالت موفق باشد. نامه با آرزوی سعادت برای ایران و مقایسه احمدشاه با انوشیروان عادل به پایان میرسد.


لزوم عدم اقتباس از الگوی پیشرفت اروپاییان و وظیفه جراید در آن باره
متن با تأکید بر اهمیت وحدت و همبستگی ملی به عنوان عامل اصلی ترقی و پیشرفت آغاز میشود و تفرقه و جنگهای داخلی را عامل اصلی انحطاط و وابستگی ملتها، از جمله مسلمانان و ایرانیان، معرفی میکند. در ادامه، به آسیبهای ناشی از اختلافات داخلی و ملوکالطوایفی در ایران اشاره کرده و نقش قدرتهای خارجی در دامن زدن به این تفرقه را برجسته میسازد. سپس، به لزوم بومیسازی الگوهای پیشرفت و عدم تقلید کورکورانه از مدلهای غربی میپردازد و بیان میکند که هر ملت باید با توجه به شرایط فرهنگی، دینی و اخلاقی خود مسیر ترقی را طی کند. در پایان، وظیفه اصلی ارباب جراید و اهل قلم را بیدار کردن ملت، هدایت آنها به سوی ترقی و جلوگیری از انتشار افکار مضر و تفرقهافکنانه میداند و از آنها میخواهد که از هتاکی و اغراض شخصی پرهیز کرده و با رعایت ادب و اخلاق به روشنگری بپردازند.
تشویق و کمک به صندوق انجمن تاسیس مدارس (جدید) و مکاتب ملیه ایران
متن با خطاب به مؤمنین آغاز میشود و اقدام به تأسیس مدارس جدید و مکاتب ملیه ایران را خیری بزرگ و جاری توصیف میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، بر سبقت گرفتن در کارهای خیر و اهمیت آن تأکید شده است. در پایان، نگارنده آمادگی خود را برای مشارکت در این امر خیر با اهدای مبلغی اعلام میکند.

رد شایعات درباره خود و بیان انتظارات از مجلس شورا
متن با رد شایعاتی مبنی بر مخالفت نویسنده با مجلس شورا آغاز میشود. نویسنده با اشاره به سابقه خود در مطالبه عدالت و مشروطیت، تأکید میکند که از اولین کسانی بوده که به دنبال آزادی و مشروطه کردن سلطنت بوده است. در ادامه، با استناد به آیات قرآن کریم، بر اهمیت مشورت و عدم مخالفت با اصل مشروطیت تأکید میکند. سپس، انتظارات خود را از مجلس شورا بیان کرده و بر لزوم تشکیل مجلسی با افراد کاردان، پاکطینت و دوراندیش تأکید میکند تا بتواند در برابر حوادث و دشمنان خارجی از دین، عزت و شرف ملت دفاع کند. در پایان، با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و هجوم دشمنان، از مخاطبان میخواهد که حق را بپذیرند و به هوای نفس آن را رد نکنند.

انصراف از نمایندگی مجلس شورای ملی
متن با اشاره به سابقه نگارنده در ترویج مشروطیت و انتخاب شدن او به عنوان نماینده مجلس ملی و سپس انجمن ایالتی تبریز آغاز میشود. در ادامه، نگارنده با توجه به تجربیات خود و سفری به خارج از کشور، به این نتیجه میرسد که نمایندگی مجلس شورای ملی نیازمند تخصص در امور اقتصادی و سیاسی ملت و آگاهی از سیاستهای خارجی و عوامل ترقی و تنزل ملل است و ارتباطی به فقه ندارد. سپس به اشتباه مردم در انتخاب وکیل بر اساس ظاهر و شغل اشاره میکند و اعلام میدارد که اگر دوباره انتخاب شود، این سمت را نخواهد پذیرفت؛ زیرا خود را فاقد تخصص لازم در این زمینه میداند و وجدانش اجازه نمیدهد حقوق ملت را فدای افتخار شخصی کند. در پایان، بر لزوم انتخاب افراد متخصص و آگاه به سیاست و نیازهای ملت برای حل مشکلات کشور تأکید میکند.
مانع نبودن حجاب بانوان در پیشرفت علمی و فعالیت اجتماعی آنها
این متن با نقد دیدگاه لرد کرومر در کتاب «المصر الحدیثه» آغاز میشود که اسلام را مانع سعادت و ترقی بشری میداند و به مسئله حجاب زنان به عنوان یکی از دلایل خود استناد میکند. سپس به شبههای که یک زن آلمانی در مورد حجاب و امکان اداره امور شخصی در صورت پذیرش اسلام مطرح کرده، پاسخ میدهد. متن در ادامه به دو دیدگاه اصلی در مورد حجاب میپردازد: اول، دیدگاهی که خواهان خودمختاری مطلق زنان مانند مردان است و حجاب را مانع لذتبردن از زندگی میداند؛ دوم، دیدگاهی که حجاب را مانع ترقی و تمدن زنان میشمارد و معتقد است که عدم مشارکت برابر زن و مرد در جامعه، منجر به اختلال در آن میشود. در ادامه، متن به چهار امر برای رفع شبهات میپردازد: اول، تقسیم وظایف در جامعه بشری به دو بخش داخلی (تربیت اولاد و منزل) و خارجی (تحصیل معاش)؛ دوم، دشواری و اهمیت بیشتر اداره امور داخلی نسبت به امور خارجی؛ سوم، برتری طاقت و تحمل زنان نسبت به مردان در امور داخلی و شداید زندگی، با استناد به مثالهایی از حیوانات و انسان؛ و چهارم، لزوم رعایت عدل و موازنه در خلقت و وظایف هر موجود، با استناد به آیات قرآن. در نهایت، نتیجهگیری میشود که مدیریت امور داخلی جامعه بشری، بر اساس حکمت الهی، منصبی است که به زنان واگذار شده است.
حکم سفر ناصرالدین شاه قاجار به فرنگستان
این رساله با طرح پرسشهایی از سوی مؤمنین درباره جواز مراوده و معامله با کفار، سفر به بلاد آنها برای سیاحت یا کسب، و همچنین حکم شرعی سفر ناصرالدینشاه به فرنگستان آغاز میشود. در ادامه، به مسائل فقهی مربوط به طهارت اهل کتاب و کالاهای فرنگی و جواز ازدواج با زنان کافره نیز پرداخته میشود. پاسخ به این پرسشها با تأکید بر عدم وجود نقص شرعی در این امور، به تفصیل بیان میگردد. استدلال میشود که از زمان پیامبران تا کنون، مجالست با کفار امری رایج بوده و تنها در صورتی که فرد نتواند شعائر اسلامی را در بلاد کفر به جا آورد، هجرت واجب میشود. همچنین، سفر پادشاه به فرنگستان به دلیل مصالح دینی و دولتی، از جمله کسب اطلاع از نظم و قواعد فرنگی و خرید اسلحه، نه تنها جایز بلکه ممدوح و ثوابدار شمرده میشود. در پایان، به این شبهه که سفر به فرنگستان موجب ارتکاب معصیت میشود، پاسخ داده شده و تأکید میشود که ارتکاب گناه به ذات سفر ارتباطی ندارد و بسیاری از افراد در داخل ایران نیز مرتکب معاصی میشوند، در حالی که برخی از سفرکنندگان به فرنگستان، ایمانشان تقویت شده است.
تشکر از مدیر روزنامه ثریا جهت حمایت از شرکت (نساجی) اسلامیه
متن با ابراز خرسندی از مقالات روزنامه ثریا آغاز میشود که حاوی نصایح و مواعظ مشفقانه است. در ادامه، از مدیر روزنامه به دلیل انتشار شرح و کتابچه مربوط به «شرکت اسلامیه» در شمارههای ۳۳ و ۳۴ روزنامه تشکر شده است. این اقدام به منزله جهاد و دارای اجر عظیم نزد خداوند تلقی میشود، زیرا مانع بزرگی برای جلوگیری از احتیاج مسلمانان به کفار است. در پایان، به رواج و ترقی سریع منسوجات شرکت اسلامیه در میان مسلمانان و اختراع اشیاء و اجناس نفیسه توسط این شرکت اشاره شده است.

اخلاق و آداب کشورداری و زمینههای رفاه و پیشرفت جامعه
این نامه با ابراز امیدواری از دینپرستی و وطنپروری مخاطب آغاز میشود. سپس به اهمیت وظیفه تربیت و تعلیم شاهزاده جوان توسط مخاطب اشاره میکند و آن را از مهمترین وظایف ملی میداند. در ادامه، نویسنده از مخاطب میخواهد که در تربیت شاهزاده نهایت تلاش خود را به کار گیرد تا علوم و اخلاق کریمه، حب وطن، شوق اعتلای دین و دولت، بسط عدالت، ترقی و آبادانی مملکت، ترویج صنایع وطنی و استغنا از اجانب در وجود او ریشه دواند. در پایان، نویسنده بر لزوم توجه شاهزاده به علل ترقی ملتها و تنزل دولت ایران و همچنین پوشیدن منسوجات وطنی و مراقبت از فصول دهگانه پیشین تأکید میکند.

لزوم فراگیری دانشها و صنایع جدید جهت پیشرفت کشور
متن با تأکید بر نیاز مبرم ایران به دانش و صنایع نوین، مشابه کشورهای پیشرفته، آغاز میشود. در ادامه، نقش مجلس شورای ملی در ترویج علوم و صنایع را برای افزایش ثروت و نفوذ ملی برجسته میکند و جهل را مانع اقدامات صحیح و مشروع میداند. سپس، با اشاره به رشد مدارس و مکاتب در سایه حکومت، بر لزوم تکمیل نواقص آموزشی از جمله ترجمه و چاپ کتب علمی و صنعتی تأکید میکند. در پایان، دو عامل اصلی ترقی کشور را پول و مردمان عالم و هنرمند معرفی کرده و با استناد به روایات، کمک به مدارس و اهل بلد را بر دیگران مقدم میشمارد و آیندهای باشکوه برای ایران پیشبینی میکند.
علل ضعف و عقبماندگی مسلمانان و راه نجات از آن
متن با طرح پرسشهایی درباره نسبت اسلام با تمدن، ترقی، جهالت، تفرقه، نفاق، فقر و پریشانی آغاز میشود و با قاطعیت پاسخ میدهد که اسلام نه تنها مانع این امور نیست، بلکه مقتضی تمدن، ترقی، علم، معرفت، اتحاد، رفع احتیاج، صلحطلبی و اصلاح است. در ادامه، اصول مسلمه اسلام مانند شور و مشورت، وجوب تحصیل علم، اتحاد و اتفاق، آزادی اموال و نفوس، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، حفظ آب و خاک و صلحجویی را با استناد به آیات و احادیث بیان میکند و تأثیر هر یک را در پیشرفت ملتهای دیگر نشان میدهد. سپس به این پرسش میپردازد که چرا با وجود این اصول، مسلمانان امروز فقیر، جاهل، بیثروت، بیصنعت و کماتحاد هستند. علت این وضعیت را در عدم پایبندی به قرآن و اسلام، ایجاد اختلاف و تفرقه، جنگ و غارت، و کنار گذاشتن شایستهسالاری میداند. در پایان، راه نجات را در اتحاد مسلمانان، رفع اختلافات شیعه و سنی، و همبستگی برای رهایی از ذلت، فقر، جهل و حفظ مملکت اسلامی از مخاطرات آتیه معرفی میکند.
مخالفت با استقراض خارجی دولت
متن با اشاره به آیه قرآنی، وضعیت نابسامان ایران را نتیجه عدم پیشرفت امور حکومتی و فقدان پول میداند. با وجود نیاز دولت به پانصد هزار لیره، پیشنهاد استقراض خارجی را به دلیل شرایط تحقیرآمیز آن، که منجر به اسارت دولت و ملت و نابودی شرف ایرانیت میشود، رد میکند. با اشاره به وطندوستی هیئت کابینه، ابراز امیدواری میکند که آنان از پذیرش این استقراض خودداری کنند و بار مسئولیت آن را نپذیرند. در ادامه، با مقایسه وضعیت ایران با فعالیتهای وطنپرستانه عثمانیها در تقویت قوای بحری خود، به ضعف و سکوت ایران در برابر این بحران اشاره میکند. برای برونرفت از این وضعیت، پیشنهاد جمعآوری اعانه ملی را مطرح میکند و آقای ناصرالملک را به عنوان فردی معتمد برای مدیریت این امر معرفی میکند. از هموطنان میخواهد که با کنار گذاشتن تعصب، در این اقدام مشارکت کرده و از مدیران روزنامهها نیز میخواهد که در تهییج و یادآوری این وظیفه ملی کوتاهی نکنند. در پایان، اسامی برخی از اعانهدهندگان اولیه را ذکر میکند.
ابراز تشکر از اقدامات نصرالسلطنه در سرکوبی اشرار
نامه با ابراز امیدواری به نصرالسلطنه سپهدار به دلیل نطقهای او در حمایت از مشروطیت، استقلال و حقوق ملت آغاز میشود. در ادامه، از اقدامات مجدانه و مجاهدتهای او در دفع اشرار تراکمه تشکر و قدردانی شده و این اقدامات موجب امتنان و اطمینان بیشتر به او تلقی میشود. در پایان، امیدواری به تداوم تلاشهای نصرالسلطنه برای اعتلای دین، دولت، مملکت و ملت و حفظ قوانین عدالت و مشروطیت ابراز شده است.

واگذاری املاک مجهول المالک و ... به علیرضا خان به عنوان پاداش مجاهدتهای وی
این سند به واگذاری قنوات پلنگان، فتحآباد، چشمه حسینآباد و چشمه آقا محمدی به سردار علیرضا خان میپردازد. این املاک به دلیل مجهولالمالک بودن، مخروبه و بدون استفاده بودن، به ایشان واگذار شدهاند تا احیا و دایر گردند. این واگذاری به عنوان پاداش مجاهدتها و زحمات علیرضا خان در راه ملت صورت گرفته و هیچ کس حق معارضه و مداخله در این خصوص را ندارد.

خدمات مجلس شورای ملی و سفارش اخلاقی به جراید
متن با ستایش از عملکرد مجلس شورای ملی در مدت کوتاه فعالیت خود آغاز میشود و به دستاوردهایی چون تأسیس بانک ملی، موازنه دخل و خرج دولت و ساماندهی ادارات دولتی اشاره میکند. سپس، نقش مجلس را در جلب حمایت مسلمانان جهان و اصلاح امور آنان برجسته میسازد. در ادامه، بر اهمیت اتحاد و اتفاق برای حفظ این دستاوردها تأکید کرده و به شدت از روزنامههایی که با فحاشی، تهمت و افترا به تفرقه دامن میزنند، انتقاد میکند. در پایان، با لحنی نصیحتآمیز، از روزنامهنگاران میخواهد که حتی اگر متدین نیستند، متمدن و سیاسی باشند و از آزادی بیان در جهت حفظ شرف و ناموس ملت استفاده کنند، نه تخریب و تفرقه.
وظایف اصلی مجلس شورای ملی در دوره دوم
متن با اشاره به عدم پیشرفت دوره اول مشروطیت به دلیل عدم اجرای قوانین داخلی مجلس، به اهمیت نظم و انضباط در پارلمان میپردازد. سپس، وظایف اصلی مجلس دوم را در راستای جلوگیری از هرج و مرج دوره قبل، شامل تعیین جایگاه وکلا، برنامه روزانه مجلس، جایگاه تماشاگران و وقایعنگاران، و نحوه انتشار نطقها و لوایح، تشریح میکند. همچنین، بر لزوم حضور نمایندگان آیاتالله برای نظارت شرعی و عدم دخالت سایر علما در امور شرعی مجلس تأکید دارد. در ادامه، به ضرورت تشکیل مجلس سنا و پرهیز وکلا از افراط و تفریط اشاره کرده و با انتقاد از عملکرد برخی وکلای دوره اول که به دنبال منافع شخصی بودند، آنان را عامل به توپ بستن مجلس و بیاعتباری مشروطیت در نگاه خارجیها معرفی میکند. در پایان، به وظیفه مجلس در تعلیم و تربیت شاه جوان، شامل آموزشهای دینی، جغرافیای ایران، فنون سیاسی و دیپلماسی، و سفرهای داخلی و خارجی برای آشنایی با پیشرفتهای تمدن، میپردازد و بر لزوم دوری شاه از مشاوران بداندیش تأکید میکند.
درخواست ابرسانی به نجف
متن با اشاره به تقدیر الهی و مشیت ازلی، وضعیت تشنگی و محرومیت ساکنان نجف، به ویژه فقرا، ضعفا، بیوهزنان و یتیمان را توصیف میکند. در ادامه، نویسنده با ناامیدی بیان میکند که با وجود مشکلات موجود، هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت آب نجف، از جمله لایروبی نهر، به نتیجه نخواهد رسید. در پایان، متن به این نکته اشاره میکند که برای حل این مشکل، نیاز به همتی برای تشکیل یک شرکت و آوردن دستگاه تصفیه آب است که هم سودآور باشد و هم آسایش مردم را فراهم کند، اما چنین همتی وجود ندارد.
شکایت از ستم و اجحاف مأموران اداری و لشکری دولت مشروطه
متن با اشاره به تهاجم اجانب و رفتارهای استبدادی مأموران دولتی و مجاهدنماها آغاز میشود و به فساد حکام و ادارات اشاره میکند. نویسنده ابتدا از ناامیدی و واگذاری امور به خدا سخن میگوید، اما سپس با استناد به آیات و روایات، بر لزوم تلاش و تغییر از سوی خود مردم تأکید میکند. در ادامه، به اهمیت تهذیب اخلاق و اصلاح سه مجرای «حلق، جلق و دلق» (شکمپرستی، شهوترانی و زبان) برای اصلاح جامعه میپردازد. نویسنده از مسئولان میخواهد که با جدیت با مفسدین برخورد کنند و به جای انتصاب افراد فاسد، از جوانان تحصیلکرده و بااخلاق در مناصب حکومتی استفاده شود. در پایان، به خطر تسلیم شدن به اجانب و از دست رفتن استقلال کشور هشدار میدهد و وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی را نتیجه بیکفایتی و فساد داخلی میداند.
تشکر از مدیر روزنامه حبل المتین جهت حمایت از شرکت (نساجی) اسلامیه
متن با ابراز شادمانی و سلامتی آغاز میشود. سپس، نویسنده از مدیر روزنامه حبلالمتین به خاطر مقالات و بیانات روشنگرانه در حمایت از شرکت نساجی اسلامیه و آگاهسازی مردم از مضرات استفاده از البسه خارجی تشکر میکند. در ادامه، با استناد به حدیث «المؤمنُ اخُ المؤمن»، بر لزوم خیرخواهی و همکاری مؤمنین تأکید شده و از همگان خواسته میشود تا با جدیت و اهتمام، در پیشبرد این شرکت که موجب ترقی ملت، ترویج دین، رفاه رعیت و خیر دنیا و آخرت است، مشارکت کنند. متن با ابراز انتظار برای دریافت مکاتبات و اطلاع از وضعیتها به پایان میرسد.

رواج کالاها و آداب و رسوم اروپایی (فرنگی مآبی) در ایران و زمینه های اعطای امتیاز تنباکو به کمپانی انگلیسی رژی
متن با توصیف ورود کالاهای فرنگی به ایران و کسادی بازار صنایع داخلی آغاز میشود. سپس به تأثیر این مراودات بر تغییر افکار بزرگان ایران و تمایل آنها به تقلید از پیشرفتهای فرنگستان میپردازد. در ادامه، نویسنده به نفوذ فرهنگ و آداب فرنگی در جامعه ایران و کاهش دینداری و ارزشهای اسلامی اشاره میکند. بخش بعدی به نفوذ اقتصادی خارجیها در ایران و ورشکستگی تجار مسلمان میپردازد و از اعطای امتیازات به بیگانگان انتقاد میکند. در نهایت، متن به چگونگی اعطای امتیاز تنباکو به کمپانی رژی و پیامدهای آن، از جمله افزایش حضور فرنگیان و ترویج فساد و مسیحیت در ایران، اشاره کرده و وضعیت ضعف مسلمانان و اقتدار فرنگیان را به تصویر میکشد.
استقرار نظام مشروطیت تنها راه اصلاح کشور

لزوم کسب دانش های جدید توسط ایرانیان
متن با اشاره به سابقه تاریخی ایران و وضعیت کنونی آن در برابر بیگانگان، به نقد رویکرد برخی طلاب میپردازد که تنها به دانستن اصطلاحات فقهی و صرف و نحو اکتفا کرده و خود را بینیاز از دانشهای دیگر میدانند. در ادامه، بر لزوم کسب دانشهای شرعی برای هر مسلمان تأکید میشود و این دانشها را مایه فخر نمیداند، بلکه ندانستن آنها را مایه شکست میشمارد. سپس، با تأکید بر اینکه هدف اهانت به علما نیست، بیان میکند که باید به علومی پرداخت که زمانه اقتضای آن را دارد و تعلیم علوم جدید با علوم شرعی منافاتی ندارد. در پایان، قدرت دین را منوط به قدرت متدینین و کسب علوم روز را موجب سلطه و عظمت اهل مذهب دانسته و ترقی ملت را در گرو دانش و بصیرت عموم افراد میداند.
زمینههای پیدایش احزاب سیاسی
متن با طرح پرسشی درباره دو اصطلاح "اعتدالیون" و "انقلابیون" که از ایران به عراق رسیده و در جراید محلی و مکاتبات رایج شده، آغاز میشود. نویسنده از ماهیت این دو فرقه و نزاع بین آنها اظهار بیاطری میکند و نگران است که این اختلافات به استقلال کشور آسیب برساند. در ادامه، نویسنده به دو جنبه پاسخ به این پرسش اشاره میکند: یکی، شناسایی افراد و گروههایی که در ایران خود را به این فرقهها نسبت میدهند و قضاوت بین آنها که مجله درهالنجف به دلیل ماهیت سیاسی آن از پاسخ به آن معذور است. دیگری، تبیین حقیقت و منشأ پیدایش این فرقهها در جهان و تغییراتی که در حکومتها ایجاد کردهاند. سپس، به بررسی فرقههای سیاسی در اروپا میپردازد و از اشرافیت محافظهکار (اریستوکراسی) که بر اساس شرافت نسبی و برتری طبقاتی بنا شده بود، سخن میگوید. در ادامه، به ظهور دموکراسی در قرن ۱۸ میلادی اشاره میکند که برابری انسانی و نفی امتیازات موروثی را شعار خود قرار داد و مقاصد آن را در زمینههایی چون آزادی خرید زمین، برابری در آموزش، نفی تفاخر نسبی، الغای بردگی و آزادی زنان برمیشمارد. در بخش بعدی، به پیدایش سوسیالیسم (اشتراکیون) در قرن ۱۹ میلادی میپردازد که در واکنش به نابرابریهای اقتصادی ناشی از انقلاب صنعتی شکل گرفت. نویسنده به تفاوتهای این فرقه با دموکراتها در زمینه مساوات مطلق در ثروت و منصب اشاره میکند و دیدگاههای مختلف سوسیالیستهای فرانسه و آلمان را بیان میکند. در نهایت، به ظهور آنارشیسم (فوضویه و انقلابیه) در سال ۱۸۷۹ میلادی اشاره میکند که از دل سوسیالیستها برخاستند و به دنبال تغییر نظام اجتماعی از طریق شورش و آشوب بودند و این گروه را به دلیل عدم درک صحیح از آزادی و ایجاد اغتشاش، مورد انتقاد قرار میدهد.
تشویق مردم به کمک مالی به دولت و التزام دولت به پرداخت دیون مردم و دقت در مصرف آن
متن با اشاره به نارضایتی قدرتهای خارجی از بیداری ایرانیان و تلاش آنها برای مداخله در امور داخلی ایران آغاز میشود. سپس به رد پیشنهادهای فریبنده این قدرتها برای استقراض خارجی توسط ایرانیان اشاره میکند که نشاندهنده عدم مرعوبیت ملت است. در ادامه، بر اهمیت استقراض داخلی از مردم تأکید شده و سعادت و شقاوت ایران را وابسته به نحوه مدیریت این استقراض میداند. متن به دولت توصیه میکند که در بازپرداخت به موقع دیون و سود آن و همچنین دقت در مصرف وجوه و ارائه گزارش شفاف به ملت کوشا باشد. در پایان، هشدار داده میشود که عدم رعایت این اصول منجر به از دست رفتن استقلال، تسلط بیگانگان و تبدیل ایران به سرنوشتی بدتر از مصر و قفقاز خواهد شد.
تطابق احکام اسلام و مقتضیات زمان
متن با تعریف عدل و مساوات در حقوق آغاز میشود و به تبیین حقوق نوعی و شخصی در اسلام میپردازد. سپس به وجوب سلطنت مشروطه اسلامی اشاره کرده و منکران آن را در شمار مشرکین قرار میدهد. در ادامه، احکام فروعی اسلام را به دو قسم قلبی و جوارحی تقسیم میکند و استبداد و خودخواهی را عامل خرابی ممالک و عدل و انصاف را موجب آبادانی میداند. در بخش بعدی، به اهمیت حفظ وطن از بیگانگان، افزایش ثروت، ترویج تجارت و تحصیل علم و درایت اشاره میکند و از دوری از ستمکاران و مراتب ظلم سخن میگوید. سپس احکام فروعی عملی اسلام را در سه دسته عبادات، معاملات و سیاسات بررسی میکند و فواید سیاسی و اجتماعی عباداتی چون طهارت، نماز، زکات، روزه، حج و جهاد را تشریح میکند. در ادامه، امر به معروف و نهی از منکر را معادل آزادی بیان و قلم مطابق با قوانین اسلامی میداند و به نقش آن در پیشرفت اقتصادی کشور اشاره میکند. در بخش پایانی، به لزوم وجود دو ریاست جسمانی (سلطان) و روحانی (علما) در ممالک اسلامی تأکید میکند و مشروطیت را نتیجه اصول و فروع محمدی میداند که با اجابت مظفرالدین شاه و تکمیل محمدعلی شاه محقق شده است. در نهایت، خطاب به متدینین، مخالفین و سیاسیون اروپا، مشروطیت را مطابق با شرع و موجب خیر و برکت برای ایران معرفی میکند و آن را نتیجه همکیشی و همعقیدگی ملت و شاه با علمای اسلام میداند.
وظایف علماء: نگهبانی از قوانین شرع و نظارت بر عملکرد مسئولان
نامه با ابراز امیدواری به سلامتی و موفقیت مخاطب در ترویج شرع آغاز میشود. سپس به اهمیت نقش علما در حفظ و نگهبانی از قوانین شرع مبین در شرایطی که اسلام و مسلمانان از شر ستمگران رهایی یافتهاند، اشاره میکند. تأکید میشود که کوچکترین تخلف از شرع، به استقلال و ترقی کشور آسیب میزند و راه را برای نادانان و دشمنان زیرک باز میکند تا با بهانه آزادی، اغراض شخصی خود را پیش ببرند و باعث فتنه و پایمال شدن قوانین شرع شوند. در ادامه، به لزوم اصلاح معارف و مدارس و نظارت دقیق بر محتوای جراید و مجلات برای عدم تعرض به شرع و شرعیات اشاره شده و این امور را از وظایف مهم امنای شرع، به ویژه مخاطب نامه، میداند. نامه با اعلام آمادگی کامل نویسنده برای همکاری و خدمت در این امور به پایان میرسد.

تلازم اسلام و پیشرفت
متن با اشاره به تصورات غلط برخی افراد در سی سال گذشته آغاز میشود که معتقد بودند اسلام نمیتواند حقیقت غرب را درک کند و این درک منجر به سقوط اسلام خواهد شد. سپس به دیدگاه مسیو راک در پنج سال قبل اشاره میکند که گمان میکرد با افزایش تأثیرات غرب، اسلام ضعیفتر میشود. در ادامه، با ذکر نمونههایی از نهضتهای اسلامی در آفریقا (مانند متمهدی و اشاش) و گسترش اسلام در جنوب آفریقا، این دیدگاهها را رد میکند. متن به تضعیف سایر ادیان در برابر اسلام، ایجاد شهرها و قوانین منظم در مناطق اسلامی و عدم تأثیرگذاری انگلیس بر هندیها اشاره دارد. همچنین، نهضت وطنیه در دولت عثمانی را به عنوان نمونهای از پیشرفت بدون تخلف از قواعد اسلامی مطرح میکند. در پایان، این تحولات را به مثابه «مشروب تازه در شیشههای کهنه» توصیف کرده و بر لزوم تأمل کامل و تدریس این موضوع برای دولت انگلیس به منظور مصلحت وطنیه تأکید میکند.
اظهار تأسف از استیلاى استعمارگران بر سرزمینهای اسلامی و لزوم کسب علوم و فنون جدید توسط مسلمانان
متن با تبریک به مدیر روزنامه حبلالمتین برای تلاشهای هشتساله در بیداری مسلمانان آغاز میشود. سپس به لزوم هوشیاری مسلمانان در برابر استعمارگران و عواقب بیتفاوتی اشاره میکند. در ادامه، نقش علما را در تشویق مردم به کسب علوم و صنایع جدید و نجات کشور از وابستگی به اجانب برجسته میسازد و بر لزوم مشورت سلاطین اسلامی با علما تأکید میکند. در بخش بعدی، با ذکر نمونههایی از وضعیت اسفبار مسلمانان در مناطق مختلف جهان اسلام تحت سلطه بیگانگان، از جمله تخریب مساجد و مهاجرت اجباری، به مخاطبان هشدار میدهد. در پایان، با اشاره به خطر از دست رفتن اماکن مقدسه اسلامی مانند مکه، از عموم مسلمانان، سلاطین و علما میخواهد که هوشیار باشند و برای حفظ استقلال و شریعت چارهاندیشی کنند.
حفظ استقلال و پیشرفت کشور، مهمترین مصلحت و تکلیف ایرانیان مسلمان
این استفتاء با طرح وضعیت بحرانی کشور به دلیل تسلط بیگانگان و استبداد داخلی آغاز میشود. در ادامه، پرسشهایی درباره جواز و وجوب مداخله علما و عقلا برای جلوگیری از استبداد، اصلاح امور سیاسی و مملکتی، و کاهش ظلم و فساد مطرح میشود. استفتاء به وضعیت نابسامان مالیات، رشوه و مهاجرت مردم اشاره کرده و لزوم وضع قوانین و اجرای مساوات را خواستار میشود. در پاسخ، اهتمام به کاهش ظلم، رفع ناامنی، آبادانی کشور و حفظ استقلال در برابر دشمنان از مهمترین تکالیف مسلمانان دانسته شده و بر لزوم انتظام صحیح امور برای حفظ دولت اسلامی تأکید میشود.

اسلام، دین جامع و برنامه کامل دنیا و آخرت، و لزوم اقتباس آگاهانه و هوشمندانه از تمدن غرب
متن با اشاره به حدیث «بَدَاَ غَریباً وَ سَیَعوُدُ غَریبأً» آغاز میشود و به مفهوم غربت اسلام به معنای مهجوریت و مجهولالقدر بودن آن میپردازد. سپس به تاریخ پر فراز و نشیب اسلام و مصیبتهایی که بر آن گذشته، اشاره میکند و از عظمت گذشته اسلام و ذلت کنونی آن ابراز تأسف میکند. نویسنده بر این باور است که اسلام دینی جامع است که تمام شئون دنیا و آخرت، از جمله قواعد سیاسی و اقتصادی را در بر میگیرد و نیازی به الگوبرداری از دیگران ندارد. در ادامه، به لزوم تفکیک فکر صحیح از سقیم و معیار قرار دادن کتاب و سنت برای افکار اشاره میکند. نویسنده همچنین به این نکته میپردازد که اروپاییان بسیاری از پیشرفتهای خود را از اسلام گرفتهاند و مسلمانان نیز باید با هوشمندی و بدون تعصب، آنچه را که مانع شرعی ندارد از تمدن غرب اخذ کنند. در پایان، به وضعیت نابسامان ایران پس از مشروطیت و عدم پیشرفت آن اشاره کرده و ریشه مشکلات را در عدم تطابق قوانین با شرع و عدم فهماندن حسن قوانین به مردم میداند و تأکید میکند که قوانین باید با منطق و شرع به مردم تفهیم شوند، نه با زور.

تشویق به تولید و مصرف کالای وطنی
متن با بیان اهمیت تجارت و جایگاه آن در سیاست و اقتصاد آغاز میشود. سپس به مقایسه تجارت رایج در اروپا که بر پایه تولید و صادرات محصولات صنعتی است با وضعیت ایران میپردازد که مواد اولیه را صادر و کالاهای بیارزش وارد میکند. نویسنده این وضعیت را عامل فقر، بیکاری و از دست رفتن سرمایه ملی میداند و بر لزوم اکتفا به تولیدات داخلی تأکید میکند. در ادامه، راهکار اصلی برای ترویج مصرف کالای وطنی را دخالت و حمایت شاهانه معرفی میکند، با این استدلال که مردم از روش حاکمان خود پیروی میکنند. در پایان، از شاه درخواست میشود که خود و درباریانش از منسوجات داخلی استفاده کنند تا این امر به الگویی برای عموم مردم تبدیل شود و موجب ترقی مملکت و ثروت ملت گردد.
نصیحت به شاه جهت همدلی و وظیفهشناسی نسبت به ملت
متن با اشاره به اهمیت وجود سلطان برای حیات مملکت آغاز میشود و نقش ملت را در ترقی و تمدن برجسته میسازد. سپس، با استناد به فرمایش حضرت امیر علیهالسلام، به شاه یادآوری میکند که مقام سلطنت موهبتی الهی است که به واسطه قوای ملی به پادشاه تفویض شده و وظیفه اصلی او، همدلی با ملت، حفظ حدود سلطنت و طرد خائنین است. در ادامه، به وضعیت نابسامان مملکت، نفوذ اجانب، تعطیلی قوانین و عدم امنیت اشاره میکند و از شاه میخواهد که از مشاوران ناصالح دوری گزیند. در پایان، با تأکید بر لزوم اقدامات عملی و نه صرفاً نیات درونی، به شاه هشدار میدهد که بدون همراهی با ملت و اجرای اصلاحات، سلطنت او به تباهی خواهد رفت و به او توصیه میکند که فضلا و افراد شایسته را در امور مملکت به کار گیرد.
تشکر از مدیر روزنامه حبل المتین جهت حمایت از شرکت (نساجی) اسلامیه
متن با ابراز خرسندی از حمایت روزنامه حبلالمتین از شرکت اسلامیه و ترویج منسوجات داخلی آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم تلاش برای گسترش استفاده از محصولات داخلی و قطع وابستگی به کالاهای خارجی تأکید شده است. سپس، با تأیید این نکته که صنایع ایرانی هنوز برای رفع کامل نیازهای ملت کافی نیستند، امیدواری به پیشرفت روزافزون صنایع داخلی با اهتمام علما و توجه مردم ابراز میشود. در پایان، نویسنده با نظر مدیر روزنامه مبنی بر عدم حرمتگذاری بر منسوجات خارجی در شرایط فعلی موافقت کرده و توضیح میدهد که تا زمانی که محصولات داخلی کفایت نیازهای مسلمانان را نکند، اقدامی برای منع استفاده از کالاهای خارجی صورت نخواهد گرفت و بر لزوم تکمیل صنایع داخلی و تشویق مردم به استفاده از آنها تأکید میکند.

معنی و فواید سلطنت مشروطه
متن با حمد و سپاس الهی و صلوات بر پیامبر و آل او آغاز میشود. نویسنده پس از ورود به ایران، وضعیت پریشان مردم و ظلم استبداد را مشاهده کرده و به ضرورت مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی اشاره میکند. او هدف از نگارش این رساله را تبیین حقیقت مشروطیت برای رفع ابهامات و شبهات برخی مستبدین و عوام میداند و تأکید میکند که مشروطیت با دین و عقاید مذهبی منافاتی ندارد. سپس به تفاوت سلطنت مطلقه و مشروطه میپردازد و سلطنت مطلقه را عامل عقبماندگی و ذلت ملت و دولت معرفی میکند. در مقابل، سلطنت مشروطه را موجب ترقی، عدالت، امنیت و ثروت میداند و به پیشرفت کشورهای اروپایی به واسطه این نوع حکومت اشاره میکند. نویسنده در ادامه به اهمیت قانون، ثروت (با تعریف جدید آن بر پایه علم و صنعت)، ملت، مملکت، سلطنت و وطن میپردازد. در بخش دوم، به تفصیل به مزایای سلطنت مشروطه از جمله محدودیت قدرت سلطان، مسئولیتپذیری وزرا، مساوات در برابر قانون و نقش مجلس در اداره امور کشور اشاره میکند. در خاتمه، به نکاتی در خصوص استقرار مشروطیت، لزوم تطابق قوانین با شرع، اهمیت انتخاب وکلای عالم و عادل، تشکیل انجمنهای صنفی، حفظ شئونات طبقات مختلف، عدم دخالت در عقاید مذهبی و لزوم اصلاح وضعیت موقوفات و توسعه مدارس و صنایع میپردازد. در پایان، بر لزوم تفکیک قوای سهگانه مقننه، قضائیه و اجراییه برای دستیابی به ثروت، آبادانی و امنیت تأکید میکند و با دعایی برای پادشاه، علما، وکلا و وزرا به پایان میرسد.
انتقاد از دولتمردان و نهادهای حکومتی دوره ناصری
متن با اشاره به قتل امیرکبیر، وضعیت نابسامان مملکت پس از او را توصیف میکند. در ادامه، به نفوذ فزاینده دولتهای روس و انگلیس در امور داخلی ایران و تبدیل شدن بزرگان کشور به ابزاری برای منافع بیگانگان میپردازد. سپس، به فقدان عدلیه و اجرای قانون شریعت در کشور اشاره میکند و فساد گسترده در دستگاه قضا و سوءاستفاده ملاها و حکام از موقعیت خود را شرح میدهد. در بخش بعدی، نحوه واگذاری حکومت ولایات به بالاترین پیشنهاددهنده بدون در نظر گرفتن لیاقت و فساد مالی گسترده در این فرآیند را بیان میکند. همچنین، به ظلم و ستم حکام و اتباعشان بر مردم، تحمیل هزینههای گزاف به روستاییان و سوءاستفاده از موقعیت برای جمعآوری ثروت اشاره دارد. در ادامه، به وضعیت نابسامان ارتش، فساد در وزارتخانههای عدلیه، معارف، مالیه، بحریه و خارجه میپردازد و ضعف و بیکفایتی این نهادها را تشریح میکند. سپس، به از دست رفتن بخشهایی از خاک ایران به دست روس و انگلیس و نفوذ این کشورها در دربار و میان رجال ایرانی اشاره میکند. در پایان، به وضعیت اخلاقی و اجتماعی مردم ایران و ترویج خرافات و تفرقه میان آنان میپردازد و ناصرالدین شاه را فردی با عقاید مذهبی ساده اما بدون عمل به فروع دین، زنپرست و علاقهمند به افراد بیرحم و مغرور معرفی میکند که به جای اصلاحات اساسی، به عیش و خوشگذرانی خود اهمیت میداد.
تسریع در تشکیل مجدد مجلس شورا و سامان بخشیدن به امور و ایستادگی قاطع مجلس و دولت در برابر زیادهخواهیهای روسیه و انگلستان
متن با اشاره به اغتشاشات و ناامنیهای داخلی، ریشه این مشکلات را در عدم اتحاد و ضعف وزارتخانهها میداند. سپس به نقش همسایگان خارجی و مستبدین داخلی در دامن زدن به این ناآرامیها اشاره میکند. در ادامه، بر لزوم افتتاح سریع مجلس ملی و اتحاد وکلا و کابینه برای رفع انقلابات تأکید میشود. نویسنده همچنین به توطئههای خارجی و داخلی برای تضعیف حکومت جدید و سوءاستفاده از وضعیت موجود اشاره کرده و خطر بازگشت استبداد را گوشزد میکند. در پایان، با تأکید بر اهمیت اتحاد رجال دولت و ملت و انتخاب افراد شایسته برای مسئولیتها، از عواقب وخیم عدم رفع سریع اغتشاشات و لزوم عبرتگیری از تاریخ سخن میگوید.
اقتباس آگاهانه و هوشمندانه از تمدن غرب
متن با اشاره به آیه «اَفَغَیرَ دین اللهِ یَبغُونَ» آغاز میشود و به تغییرات مداوم در افکار و احوال بشر در طول اعصار میپردازد. نویسنده با ذکر مثالهایی از تاریخ ایران و جهان، نشان میدهد که چگونه دیدگاهها و اکتشافات علمی و فلسفی پیوسته در حال دگرگونی هستند و هیچ نظریهای ثابت و ابدی نیست. در ادامه، به نقد رویکرد تقلید کورکورانه از تمدن غرب میپردازد و تأکید میکند که در اروپا نیز اختلافات فکری و فلسفی بسیاری وجود دارد و نباید هر آنچه از غرب میآید را بدون چون و چرا پذیرفت. نویسنده از مسافران ایرانی به اروپا و ارباب جراید میخواهد که در انتقال دستاوردهای غربی، اصول صحیح و مفید را از مفاسد و مضرات جدا کنند و به حفظ دیانت و ملیت ایرانی توجه داشته باشند. در پایان، به اهمیت صنعت، زراعت، فلاحت و تجارت برای استقلال و ترقی کشور اشاره میکند و از پرداختن به مسائل فرعی و تفرقهافکنانه مانند حجاب زنان، در شرایطی که کشور نیاز به اصلاحات اساسی اقتصادی و اجتماعی دارد، انتقاد میکند و مسئولیت مفسدههای اخلاقی و اجتماعی را بر عهده ارباب قلم میداند.
تایید احداث راه آهن در ایران
متن به تأیید احداث راهآهن در ایران میپردازد. در ابتدا، منافع حاصل از این اقدام را بدیهی و بینیاز از توضیح میداند و در پایان، برای کسانی که در پی انجام این پروژه هستند، آرزوی توفیق الهی میکند.
فتوای مجلس شورا
متن با تبیین دو فایده اصلی مجلس شورای ملی آغاز میشود: حفظ قواعد سیاسی و نوامیس طبیعی کشور و ملت، و همچنین ابداع و تغییر قوانین سیاسی متناسب با زمان و مصلحت. در ادامه، قوانین سیاسی به دو دسته الهی و مُلکی تقسیم میشوند؛ قوانین الهی را تغییرناپذیر و قوانین مُلکی را حاصل خرد جمعی دانشمندان و عقلا میداند که با اکثریت آرا تصویب شده و پس از تأیید شاه، برای اجرا به وزارتخانهها ابلاغ میگردند. نویسنده با تشبیه مجلس شورا به مغز و وزارتخانهها به اعضای بدن، بر لزوم هماهنگی و سلامت هر دو بخش برای پایداری دولت تأکید میکند. در پایان، با اشاره به پیشرفتهای تمدنی، اعضای مجلس و دولت را به همکاری و همیاری برای آبادانی و پیشرفت کشور فرا میخواند.
لزوم تشکیل ارتش ملی و امیدواری به اصلاح امور به ریاست ناصرالملك
متن با ابراز امیدواری به کفایت و درایت هیئت وزرا آغاز میشود، اما نگرانی خود را از وضعیت ایالت فارس، جنوب کشور و مشکلات داخلی و خارجی ابراز میکند. سپس با اشاره به بلاهایی که دشمنان از طریق تفرقه و جنگهای داخلی بر سر ایران آوردهاند، از رجال کشور میخواهد که با اتحاد و وطنپرستی، حق دینپرستی را ادا کرده و آلت دست دشمن نشوند. در ادامه، از هیئت وزرا میخواهد که با کمک علما، امرا و ملت، به اصلاحات لازم بپردازند، بهانههای اجانب را قطع کنند و مالیات را صرف تشکیل نیروی نظامی نمایند. در بخش دوم، خطاب به نایبالسلطنه (ناصرالملک) تأکید میشود که در این شرایط حساس، بازگشت او به کشور برای نجات وطن اسلامی و احیای حیات آن، از مهمترین واجبات است و نباید در این امر تأخیر کند.


توجیه مردم در انتخاب درست نمایندگان خود
متن با اشاره به تفاوتهای فرهنگی و سیاسی مناطق مختلف ایران آغاز میشود و بیان میکند که در برخی مناطق، به دلیل نزدیکی به کشورهای متمدن، استبداد کمتر رواج دارد، اما در مناطق دورافتاده، استبداد ریشهدار شده و هرگونه تلاش برای تمدنخواهی با مخالفت شدید مواجه میشود. در ادامه، اغتشاشات و انقلابهای محلی را ناشی از عدم درک صحیح نظامنامه انتخابات و اعمال سلیقههای شخصی در انتخاب وکلا میداند. برای حل این مشکل، پیشنهاد میشود که دو نفر امین خداترس و وطنپرست، یکی از طرف مجلس و دیگری از طرف وزارت داخله، برای نظارت بر انتخابات و اجرای صحیح نظامنامه به ولایات اعزام شوند. این اقدام را موجب آسایش ملت، امنیت کشور و رفع اغتشاشات دانسته و تأکید میکند که حضور این امینها به مدت یک تا دو ماه در هر شهر، به شناسایی افراد مغرض و مفسد کمک کرده و اطلاعات لازم را در اختیار وکلای ملت قرار خواهد داد تا از اشتباه در انتخاب نمایندگان جلوگیری شود.
کمک مالی به دولت جهت رفع استقراض خارجی
متن با اشاره به نقش آیتالله حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی در تأسیس مجلس شورای ملی آغاز میشود و به خدمات طلاب مدرسهای که به ایشان منسوب است، اشاره دارد. در ادامه، به مسئله استقراض خارجی و تلاش طلاب برای جمعآوری کمک مالی از مردم برای جلوگیری از آن پرداخته شده است. در پایان، از مجلس شورای ملی درخواست میشود که با اظهار لطف و تشویق، از این اقدام حمایت کرده و از متولی مدرسه، شیخ محمد طالقانی، قدردانی کند.
تأکید بر حفظ استقلال اقتصادی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا ایران از نظر مواد معیشتی و لوازم مملکت به خارج نیازمند است یا خیر. سپس مواد معیشتی را به سه دسته نباتی، معدنی و صنعتی (شامل تجارت) تقسیم میکند. در بخش نباتی، به وفور حبوبات و رستنیها در ایران اشاره شده و تأکید میشود که جز برخی ادویه، نیازی به واردات مواد غذایی نیست. در بخش معدنی، به وجود خزاین الهی در کوهها اشاره شده که با علم معدنشناسی قابل بهرهبرداری هستند. در بخش صنعتی و تجاری، صنایع لازمه و صادرات برای افزایش ثروت و مکنت مطرح میشود. در ادامه، به وضعیت نامطلوب هر یک از این بخشها در ایران پرداخته میشود. در حوزه نباتی، از مسامحه و سهلانگاری در تکمیل زراعت و آبادانی اراضی انتقاد شده و سختگیری ارباب زراعت و احتکار مورد نکوهش قرار میگیرد. پیشنهاد میشود که به جای صرف ثروت در لهو و لعب، در توسعه زراعت و حفر قنوات سرمایهگذاری شود. در بخش معدنی و صنعتی، از عدم سرمایهگذاری در تجزیه معادن و تأسیس کارخانههای داخلی (مانند ریسمانتابی و قندسازی) گلایه شده و دلالی تجار ایرانی برای فرنگیها به شدت نقد میشود. در پایان، نتیجهگیری میشود که ایران از نظر مواد معیشتی غنی است، اما در بهرهبرداری و عمل به آن ناتوان است و این نعمات مادی و معنوی به دست دیگران افتاده است، در حالی که قانون شرع مقدس اسلام نیز در دست است اما اعمال و رفتار به دیگران سپرده شده است.
مخالفت با تندروان و آشوبطلیان و در پیش گرفتن سیاست مصالحه
سند با طرح سؤالی از حجج اسلام آغاز میشود که آیا مشروطه و قوانین آن با شرع اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در قبال آن چیست. در پاسخ، نویسنده با اشاره به سابقه اصلاحطلبی خود و اجدادش، به مخاطرات مشروطه و افتادن امور به دست عوام اشاره میکند. او از اقدامات خود برای ترویج نیت اصلاحطلبانه و سپس انزوای خود به دلیل خروج مشروطهخواهان از مسیر عقل سخن میگوید. نویسنده تأکید میکند که آشوبطلبی و انقلابجویی را بر اساس حکم شرع و عقل منکر است و همواره در حفظ حقوق مملکت و ترقی مادی و معنوی آن کوشیده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
شرح استبداد رژیم قاجار و استمداد از ملکه و دولتمردان انگلستان
وضعیت نابسامان ایران در دوره قاجار، شامل خرابی کشاورزی و صنعت، کاهش جمعیت، زندانی شدن بهترین افراد و غارت اموال مردم توسط پادشاه و وزرا را تشریح میکند. به ویژه، وزیر اعظم (امینالسلطان) را فردی بیرحم و فاسد معرفی میکند که اختیار مطلق بر جان و مال مردم دارد. همچنین، به بیقانونی و عدم وجود حکومت واقعی در ایران اشاره میکند و از بین رفتن نفوذ نجبا و شرفا را عامل اصلی این وضعیت میداند. مردم ایران را مستعد انقلاب و شورش میداند و از دولت انگلیس میخواهد که به جای حمایت از پادشاه مستبد، از مردم ایران حمایت کند. به تجربه خود از دستگیری و تبعید اشاره میکند و از ملکه و پارلمان انگلیس میخواهد که در مورد نقض حقوق مردم ایران و فرمانهای صادر شده از پادشاه، توضیح بخواهند. در پایان، هشدار میدهد که اگر انگلیس اقدامی نکند، روسیه برای منافع خود به ایران کمک خواهد کرد و این وضعیت به ضرر منافع انگلیس خواهد بود.

بی تفاوتی و ناتوانی مسئولان کشور نسبت به مشکلات داخلی و مداخلات خارجی
متن با اشاره به آرزوی دیرینه ملت ایران برای رهایی از استبداد و تشکیل مجلس و دولت مسئول آغاز میشود. سپس به این نکته میپردازد که با وجود تحقق این آرزو، مشکلات کشور نه تنها حل نشده بلکه تشدید نیز یافته است. نویسنده به بیحسی و بیهمتی ملت و مسئولان، تهاجمات خارجی (روس و انگلیس)، هرج و مرج داخلی، و خطر از دست رفتن استقلال ایران اشاره میکند. در ادامه، به نقد عملکرد وکلای مجلس و وزرا میپردازد که به جای خدمت به ملت، به دنبال منافع شخصی و افزایش مواجب خود هستند و در تأمین امنیت و استقلال کشور کوتاهی میکنند. در بخش پایانی، به تحلیل روانشناسی جمعیت و چگونگی تأثیرگذاری بر افکار عمومی میپردازد و بیان میکند که حوادث بزرگ و تأثیرگذار، بیش از حوادث کوچک و متعدد، بر خیال جمعی اثر میگذارند و خطبا باید با بزرگنمایی مطالب، قلوب مردم را جذب کنند.
ضرورت انطباق متمم قانون اساسی با ضرورتهای اجتماعی
متن با اشاره به بحثهای جاری در مجلس شورای ملی پیرامون تصحیح متمم قانون اساسی آغاز میشود. در ادامه، به اختلاف نظرات مردم و گروههای مختلف (از جمله اقلیتهای دینی) درباره انطباق این نظامنامه با شریعت اسلام و قوانین غربی پرداخته و این اختلافات را ناشی از تحریکات مفسدین و دشمنان مشروطه میداند. سپس، با تأکید بر اینکه علمای اسلام جز آسایش ملت و آبادی مملکت هدفی ندارند، به این نکته اشاره میکند که پیشرفتهای اروپا از اقتباس احکام اسلام است و نیازی به قوانین غربی نیست. در ادامه، با استناد به قاعده «الضرورات تبیح المحظورات» و مماشات ائمه با خلفای جور، بر لزوم انعطافپذیری مجتهدین در مواجهه با ضرورتهای زمان برای حفظ اسلام و مملکت تأکید میشود. در پایان، با اشاره به مسئولیت سنگین علما در قبال امام زمان و تاریخ، از آنها میخواهد که با حفظ مصالح عمومی و جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان، حقوق اقلیتها و دستاوردهای مشروطیت را پاس بدارند.
وجوب فراگیری آموزش های نظامی و لزوم تصویب قوانین مربوط به آن در مجلس
سوالی درباره لزوم حفظ نظام مملکت و دفع فساد مفسدین از طریق ایجاد قوه دفاعیه و استعدادات جنگی مطرح شده است. در این سوال، به نقش وجوه نقدیه و مشارکت مردم در امور سیاسی برای تأمین این وجوه اشاره میشود. همچنین، وضعیت نابسامان کشور به دلیل استبداد، هرج و مرج مالی و تسلط اجانب بیان شده و آمادگی ملت برای جاننثاری و حفظ مملکت اسلامی در صورت آگاهی از حکم شرعی تأکید میشود. در پاسخ، حفظ اسلام و پاسبانی از ممالک اسلامی تکلیف عمومی مردم دانسته شده و بر وجوب تعلیم و تعلم آداب جنگی جدید برای جوانان مسلمان تأکید میشود. همچنین، از مجلس شورای ملی خواسته شده تا هرچه سریعتر قانون مشق نظامی را تصویب کند. در ادامه، بر لزوم هر آنچه موجب قوت ملت و شوکت دولت و حفظ حدود و ثغور است، تأکید شده و پاسخ آخوند خراسانی در مورد وجوب قیام به وظایف حفظ استقلال دولت اسلامی تأیید میشود.



سؤال و جواب پیرامون وظایف بزرگان، دولتمردان و نمایندگان مجلس در نظام مشروطه
متن با طرح سؤالی درباره لزوم تبیین وظایف هر طبقه در شرایط بیداری جامعه آغاز میشود. در پاسخ، وضعیت فعلی جامعه به فردی تشبیه میشود که ناگهان از خواب بیدار شده و در مواجهه با دزدان، سردرگم است. سپس، وظایف و شرف هر یک از طبقات حاکم و مؤثر در نظام مشروطه تشریح میشود: ابتدا شرف پادشاه در اعطای عدالت، مشورت با عقلا، اصلاح امور و سپردن کارها به اهل آن. سپس شرف وزرا در ترک هوای نفس و غرض شخصی و اقدام جدی برای رفاه ملت. در ادامه، شرف وکلای مجلس در اتحاد، تأمل در مصالح کشور، صرف شب و روز برای اصلاح قوانین و پرهیز از نفاق و اختلاف بیان میشود. در نهایت، شرف بزرگان، شاهزادگان و امرا در بازگرداندن اموال ذخیره شده به دولت برای رفع قرضهای خارجی و داخلی، حمایت از بانک ملی و کمک به توسعه کشور، به جای مطالبه پول و صرف آن در تجملات، تبیین میگردد.

سفارش به توسعه امور خیریه و عام المنفعه
متن با ستایش از توجهات امام عصر (عج) و اتحاد مردم در امور خیریه آغاز میشود. سپس به اقدامات محمدحسن میرزا در تأسیس مریضخانه «اسلامیه» برای فقرا و بیماران اشاره میکند که بدون چشمداشت، غذا و دارو ارائه میدهد. در ادامه، از مخاطبان میخواهد که برای تشویق و ترویج این کار خیر در مجالس و منابر سخن بگویند و مردم را به توسعه آن ترغیب کنند. در پایان، از پزشکان میخواهد که در تکمیل این امر بکوشند تا مردم از نیاز به بیگانگان بینیاز شوند و بیماران داخلی بهبود یابند، چرا که علاج، رفع احتیاج از بیگانگان است.

لزوم سوادآموزی عمومی ، تساوی حقوق شهروندی، و تبیین تطابق مصوبات مجلس با احکام شرعی
متن با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و خطر نابودی ملت، به حرکت اجتماعی اخیر (مشروطه) میپردازد و آن را نتیجه ضعف دولت، بیداری ملت و ظلم حاکمان میداند. سپس به دو مسئله اصلی در قانون اساسی که موجب اختلاف شدهاند، یعنی تعلیم اجباری و مساوات حقوق، میپردازد. در مورد تعلیم اجباری، بر لزوم توسعه آن بر اساس احادیث و نیاز کشور به علوم جدید برای حفظ استقلال تاکید میکند. در خصوص مساوات حقوق، به تبعات عدم تساوی دیه اقلیتها با مسلمانان اشاره کرده و آن را ناعادلانه و موجب عدم پذیرش تابعیت توسط اقلیتها و بیاعتباری ملت در مجامع بینالمللی میداند. نویسنده با استناد به تغییر احکام شرعی در طول تاریخ و فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو، از فقها میخواهد با نظر فقاهت و حدس صائب، راه حلی برای نجات ملت از این مخاطرات ارائه دهند. در ادامه، پیشنهاد میکند که مواد اختلافی قانون اساسی موقتاً مسکوت بمانند و برای حل و فصل نهایی، نظر علمای نجف اشرف ملاک قرار گیرد تا از اختلافات داخلی جلوگیری شود. در پایان، به مسئله تأسیس کمیسیون علمی برای نظارت بر تطابق قوانین با شرع اشاره کرده و تاکید میکند که این نظارت باید به گونهای باشد که شائبه نفع شخصی و ریاست بر مجلس را ایجاد نکند و صرفاً بر اساس اجتهاد و استنباط فقها باشد.
کمال انسانی و اسلامی و راه وصول به آن و علل انحطاط و عقبماندگی مسلمانان
متن با تبیین دو جنبه متضاد در فطرت انسان آغاز میشود: یکی تمایل به شهوات و تعلقات دنیوی و دیگری گرایش به تجرد و عوالم روحانی. این کشمکش درونی، منشأ تمام خوبیها و بدیها در عالم معرفی میشود. در ادامه، نویسنده به این نکته میپردازد که جنبه ملکی انسان، او را به سوی کمال مطلق سوق میدهد و تا زمانی که به کمال نهایی (قرب الهی) نرسد، در هیچ مرتبهای قرار نمیگیرد. سپس، به نقش قانون دینی و امام معصوم در تربیت انسان و جامعه اشاره میکند و غیبت امام را دلیلی بر واگذاری این مسئولیت به علمای امت میداند. در بخش بعدی، به علل انحطاط مسلمانان میپردازد که شامل غلبه استبداد سلاطین و عدم تربیت صحیح مردم توسط علما، و همچنین جنگهای داخلی شیعه و سنی است. این اختلافات، به ویژه پس از دوره صفویه، به نزاعهای دولتی تبدیل شده و موجب ضعف و انحطاط جهان اسلام گردیده است. در پایان، با اشاره به پیروزی مشروطیت در ایران و عثمانی، از عقلای مملکت و دانایان میخواهد که با کنار گذاشتن اختلافات فرقهای، به سوی اتحاد و ترقی گام بردارند و از آیات قرآن کریم برای تأکید بر اهمیت وحدت و برادری مسلمانان استفاده میکند. متن با این نتیجهگیری به پایان میرسد که اتحاد، عامل ترقی و عزت مسلمانان در صدر اسلام بوده و اختلاف، علت اصلی تنزل و ذلت کنونی آنهاست.
اهمیت قانون اساسی و توجیه علما نسبت به آن
متن با تأکید بر نقش حیاتی رؤسا و بزرگان، بهویژه علمای روحانی، در ترقی و تنزل ملتها آغاز میشود. استدلال اصلی بر این پایه استوار است که تأثیر طبقه روحانی بر اخلاق و عادات مردم هزاران برابر بیشتر از حاکمان و صاحبان قدرت است، زیرا فساد عالم به فساد عالم میانجامد و اصلاح او نیز به اصلاح جامعه منجر میشود. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر علما با تمدن جدید آشنا شوند و حقایق زمانه را درک کنند، میتوانند با موعظه و نصیحت، پرده اوهام را از دیدگان عامه برداشته و مفاهیمی چون مدارس جدید، روزنامه و راهآهن را که پیشتر بدعت شمرده میشدند، به عنوان لوازم ضروری زندگی معرفی کنند. سپس، با اشاره به اطاعت بیچون و چرای ملت ایران از علما، مسئولیت سنگین هدایت مردم به سوی ترقی و جلوگیری از هلاکت آنها بر دوش علما گذاشته میشود و هشدار داده میشود که در صورت کوتاهی، خداوند از آنها بازخواست خواهد کرد. در پایان، با یادآوری جانفشانی ملت در راه مقاصد علما و امیدواری مردم به آنها برای سعادت آتیه، از علمای اعلام خواسته میشود که با جدیت و سرعت، به تدوین و اجرای قانون اساسی بپردازند، زیرا بدون قانون پایدار، تمام تلاشها موقتی و بیثمر خواهد بود و ترقی ایران محدود و مشروطیت آن موقت خواهد ماند.
ابراز اطمینان از نظارت علما بر مصوبات مجلس
متن با شش مقدمه آغاز میشود که به ضرورت حکومت شورایی بر اساس نص قرآن و عقل اشاره دارد و پیشرفت کشورهای مسیحی را نتیجه این نوع حکومت میداند. در ادامه، سه گروه مخالف مشروطه (ستمگران، نادانان و بیکارهها) را معرفی میکند و انگیزههای هر گروه را برای مخالفت با مشروطه برمیشمارد. سپس، به افزایش نیاز به علما و طلاب در صورت استقرار دولت مشروطه و اجرای احکام شرعی اشاره میکند. در بخش چهارم، به وضعیت اسفبار ممالک اسلامی تحت سلطه استعمارگران میپردازد و فهرستی از سرزمینهای از دست رفته را ارائه میدهد و مجلس ملی را تنها راه نجات ایران و عثمانی از این وضعیت میداند. در مقدمه پنجم، به جواز تقیه در شرایط اضطرار و مصلحتاندیشی برای دفع ضرر کلی اشاره میکند و در مقدمه ششم، تألیف قلوب کفار برای تشرف به اسلام را از سنن جاریه میداند. در پایان، با اشاره به اینکه دولت شورایی شده و مخالفان نتوانستهاند آن را برهم زنند، به این نکته میپردازد که برخی با مغالطه، مشروطه را مخالف شرع و مضر به حال علما میدانند، در حالی که اساس آن برای حفظ اسلام است و علمای بزرگی در مجلس حضور دارند و اقتدار علما با مشروطه افزایش یافته است. در نهایت، از مخاطبان میخواهد که با تأمل در مقدمات، به نتیجهگیری نویسنده اذعان کنند و از ایجاد کدورت و رنجش که به نفع مدعیان است، پرهیز نمایند.
تقبیح سیاست مستبدانه محمدعلی شاه
این متن با خطاب به پادشاه، هدف اصلی نویسنده را برای پیشرفت و ترقی ایران و قرار گرفتن آن در میان ملل متمدن جهان بیان میکند. نویسنده تأکید میکند که این هدف تنها از طریق برقراری قانون، عدالت، بسط دانش و حکومت مشروطه قابل دستیابی است و هر راه دیگری به خیانت به پادشاه و ملت منجر خواهد شد. در ادامه، نویسنده به پادشاه یادآوری میکند که نتایج سلطنت او بر ملت ایران و عهدشکنیهایش در قبال مشروطیت، به بدبختی انجامیده است. در پایان، نویسنده به تهدید پادشاه مبنی بر قتل خود اشاره کرده و با قاطعیت اعلام میکند که مرگ او نه تنها بیفایده خواهد بود، بلکه از هر قطره خونش، مبارزان دیگری برای برافراشتن پرچم عدالت و مشروطیت برخواهند خاست.
آرزوی استقرار آزادی و حکومت قانون در نظام مشروطه
متن با گلایه از برخوردهای منفی و اتهامات ناروا نسبت به نویسنده آغاز میشود که به دلیل انتقاد از وضعیت کشور و تأکید بر لزوم اصول و قانونمداری، مورد شماتت قرار گرفته است. در ادامه، نویسنده به تغییر نگرش مردم و درک اهمیت «اصول»، «قانون» و «آزادی» اشاره میکند، هرچند همچنان از عدم قوام مجلس شورای ملی و وجود افراد جاهطلب در آن انتقاد دارد. نویسنده بر این باور است که تا زمانی که نفسانیات کنار گذاشته نشود، آزادی واقعی جاری نگردد و مردم علم نیاموزند، امیدی به انتظام کشور نیست. در بخش پایانی، به برپایی مجلس شورای ملی و آشکار شدن خرابیهای ناشی از سلطنت شخصی و استبداد اشاره شده و بدهکاریهای کلان کشور که در گذشته پنهان بود، افشا میشود. در انتها، نویسنده به گفتگویی با یک ایرانی در حیدرآباد اشاره میکند که در آن بر لزوم اجرای عدالت و تأسیس اساس معدلت تأکید شده و نویسنده زمان را مقتضی صبر نمیداند.
پرهیز مسلمانان از مصرف کالاهای مصرفی و تشویق آنها به رفع احتیاجات خود
سؤالی درباره حکم شرعی استفاده از خوراکیها، آشامیدنیها، پوشاک و مصنوعات وارداتی از کشورهای کفار مطرح شده است. در پاسخ، مفاسد ناشی از ورود این اجناس به ایران تأیید میشود و بر لزوم رفع این مفاسد تأکید میگردد. مسئولیت حفظ دین و دنیای مردم در زمان غیبت امام زمان (عج) بر عهده دولت و ملت است که باید با همکاری یکدیگر به این مهم بپردازند. از آنجا که ملت تنها میتواند به تحریض و تشویق بپردازد و اجرای امور با دولت است، دولت باید به وظیفه خود عمل کند تا ملت نیز به وظایف خود بپردازد. در ادامه، از تمایل مردم به مصرف قند وارداتی با وجود اخبار مفاسد آن ابراز تعجب شده و از تنفر نویسنده از این قذارات و اجتناب از مصرف آن سخن به میان میآید. در نهایت، این موضوع در باب سیاستها و مصالح عمومی قرار گرفته و تکلیف اصلی بر عهده صاحبان قدرت از مسلمانان دانسته میشود که باید با عزم راسخ، نیازهای مردم را با تولید داخلی تأمین کرده و از ورود و مصرف کالاهای خارجی جلوگیری کنند.

بیان اوضاع نابسامان اجتماعی و اقتصادی مردم
متن با اشاره به گرانیهای گذشته در زمان محمد شاه و مقایسه آن با وضعیت فعلی آغاز میشود. سپس به دو عامل اصلی نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی اشاره میکند: اول، تحمیل مالیات جهادیه به مردم به دلیل اشغال بوشهر توسط انگلیس و سوءاستفاده ظالمان از این وضعیت؛ دوم، گرانی شدید و قحطی در سال ۱۲۷۷ قمری که از تهران تا زنجان گسترش یافته و حتی اعیان نیز به سختی نان گندم پیدا میکنند. قیمت غلات و حبوبات به شدت افزایش یافته و مردم برای تهیه نان با مشکلات فراوان روبرو هستند. نویسنده به مشاهده خود از فروش گندم به صورت بیع سلف با قیمتهای گزاف و مرگ و میر روزانه از گرسنگی اشاره میکند. در ادامه، وضعیت اسفناک مردم را توصیف میکند که برای یافتن غذا به صحرا میروند و از گیاهان تغذیه میکنند. در پایان، به دستور سلطان برای شکستن انبارها و فروش غله به قیمت ارزانتر به نانوایان اشاره میکند، اما توضیح میدهد که مأموران وصول مالیات با دریافت رشوه و جریمه، این دستور را نقض کرده و وضعیت را بدتر کردهاند. متن با ابراز امیدواری به بهبود اوضاع به پایان میرسد.
لزوم تشکیل سریعتر مجلس شورای ملی
این نامه با اشاره به مشکلات کنونی کشور، تشکیل فوری مجلس شورای ملی را تنها راه حل میداند و تأخیر در آن را موجب بروز مشکلات لاینحل معرفی میکند. در ادامه، از مخاطبان خواسته شده است که با سرعت وکلای منتخب را اعزام کرده و در انتخاب سایر وکلا نیز نهایت دقت را به کار گیرند تا از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری شود. در پایان، بر لزوم تسریع و اهتمام در این امر تأکید شده است.

نقاط شروع اصلاحات
متن با معرفی چهار حوزه اصلی برای آغاز اصلاحات شامل اداره معارف، مالیه، عسکریه و فلاحت آغاز میشود. در ادامه، به نقد وضعیت مدارس جدید و آموزش زبانهای خارجی میپردازد و تأکید میکند که این نوع آموزش، به جای پیشرفت، به انکار مذهب و دیانت منجر شده است. سپس، با اشاره به زبانهای عربی و فارسی به عنوان زبانهای اصلی ملت، پیشنهاد میکند که علوم جدید از طریق ترجمه متون مصری و بیروتی به فارسی ساده، در کشور رواج یابد و در قانون اساسی معارف، برای محصلین علوم، امید و فداکاری مالی و جانی در نظر گرفته شود. در بخش بعدی، به اهمیت تحصیل صنایع و نقش جوانان اشرافی در کارخانجات اشاره میکند و تأکید دارد که پیشرفت صنعتی تنها زمانی مؤثر است که اداره فلاحت، مواد اولیه مورد نیاز کارخانجات را از داخل کشور تأمین کند تا از وابستگی به واردات خارجی جلوگیری شود. در پایان، با اشاره به لزوم مهاجرت جوانان برای کسب صنایع جدید، بر اهمیت غیرت و حیا در خودکفایی و عدم وابستگی به محصولات کفار تأکید میکند.
آفت زدایی از باورهای نادرست مسلمانان
متن با تقسیم اصلاحات به سه قسم سیاسی، علمی و ادبی آغاز میشود و بر اهمیت اصلاح ادبی (اصلاح آداب، عادات و اخلاق مردم بر اساس آموزههای اسلامی) تأکید میکند. سپس توضیح میدهد که دین اسلام ضامن سعادت دنیوی و اخروی پیروان خود است و اصلاح ادبی، اگر مطابق با این دین پاک اجرا شود، نیازی به اصلاحات سیاسی و علمی نخواهد بود. در ادامه، به وظیفه علما در اجرای اصلاح ادبی اشاره میکند و بیان میدارد که عدم اجرای آن، مسلمانان را از سعادت محروم کرده و به انحطاط میکشاند. متن به تفصیل به ابعاد مختلف اصلاح ادبی، از جمله اصلاح اعتقادات، عبادات، اخلاق و آداب جاهلیت، و همچنین عدم ارثی بودن مناصب علمی و سیاسی میپردازد. در بخش بعدی، به ضعف و خواری مسلمانان در برابر پیشرفت غرب اشاره میکند و علت آن را غفلت مسلمانان و تلاش اروپاییان برای تضعیف اسلام میداند. در پایان، بر لزوم اتحاد بین فرق اسلامی و آگاهی روحانیون از شبهات و تهاجمات فرهنگی غرب تأکید میکند و از علمای ایران میخواهد که در این زمینه فعالتر باشند.

لزوم حفظ دین و وطن و اتحاد آحاد مردم
.jpeg&w=3840&q=75)
اتحاد مسلمانان تنها راه پیشرفت آنها
متن با مقایسهای میان وضعیت مسلمانان و مسیحیان آغاز میشود و برتری مسیحیان را از جنبههای مختلف مانند جمعیت، قدرت، علم، صنعت و ثروت نشان میدهد. اشاره میشود که بخش عمدهای از سرزمینهای اسلامی تحت سلطه مسیحیان قرار گرفته است. در ادامه، نویسنده به این نکته میپردازد که با وجود این تنزل، روح حیاتی در ملت اسلام از بین نرفته و مسلمانان هنوز خود را برتر از سایر اقوام میدانند. علت اصلی استیلای مسیحیت بر اسلام، نفاق و غفلت مسلمانان ذکر شده است. در پایان، متن بر اهمیت اتحاد مسلمانان تأکید میکند و آن را تنها راه بازگشت به عظمت گذشته و مقابله با نفوذ مسیحیان میداند. همچنین به این موضوع اشاره میشود که دانشمندان اروپایی نیز از اتحاد شیعه و سنی شگفتزده شدهاند و این اتحاد را مانعی برای پیشرفت خود میدانند.
تقاضا از میرزا ملکمخان جهت جلوگیری از توهین و هتاکی روزنامهنگاران مشروطهخواه نسبت به باورهای دینی
نامهای به میرزا ملکمخان درباره وضعیت آشفته کشور و نقش روزنامهنگاران در ایجاد تفرقه. در ابتدا، نویسنده از عدم دریافت پاسخ به نامه قبلی خود گلایه میکند و وضعیت نابسامان مملکت را تشریح میکند؛ پادشاه را حیران، وزرا را نادان و سرگردان، علما را درگیر تکفیر و وکلا را قاصر یا جاهل میداند. سپس، به مقالات روزنامهنگاران مشروطهخواه انتقاد میکند که با توهین به مذهب و رؤسای دولت و ملت، باعث تحریک مستبدین و مخالفین شدهاند. به عنوان مثال، به هجرت شیخ فضلالله نوری و میرزا حسن تبریزی به عبدالعظیم حسنی و تزلزل قلوب علما اشاره میکند. نویسنده تأکید میکند که مجلس به نام شرع و شریعت تشکیل شده، اما جهل حامیان آن و زیادهروی روزنامهها، حربه به دست دشمنان میدهد و بیم آن میرود که نهضت مشروطه به شکست بینجامد. از میرزا ملکمخان میخواهد که با نفوذ قلم خود، جلوی این روند را بگیرد و با تبیین لطایف اسلام، قلوب مردم را به نشاط آورد. در پایان، نویسنده به ملکمخان یادآور میشود که امروز مهمترین امور، تعدیل بودجه، تأسیس بانک ملی و اصلاح وزارتخانهها و حکومتها است و هر اقدامی جز اینها، تضییع عمر است. همچنین، از بیتفاوتی نسبت به خطر استیلای روس و انگلیس ابراز نگرانی میکند و تأکید میکند که آزادی قلم باید صرف بیان مفاسد و مصالح عمومی شود.
لزوم تقویت بنیه دفاعی، رواج دانش و صنعت و تأسیس بانک ملی
سوالی درباره چگونگی تقویت استقلال ملت و دولت اسلامی مطرح شده است. این تقویت از دو طریق امکانپذیر است: افزایش قدرت دفاعی از طریق تشکیل ارتش نوین و تولید تجهیزات جنگی، و خودکفایی ملت در تولید مایحتاج داخلی برای بینیازی از محصولات خارجی. برای تحقق امر اول، پیشنهاد میشود وجوه نقدی مردم به صورت داوطلبانه در محلی جمعآوری شود که از آن به عنوان «بانک ملی» یاد میشود و این عمل با رعایت موازین شرعی و پرهیز از ربا انجام گیرد. برای تحقق امر دوم، نیاز به توسعه علوم و صنایع داخلی و تأسیس مدارسی برای آموزش این امور است، به گونهای که به عقاید و اعمال دانشآموزان آسیبی نرسد. در پاسخ، علمای شیعه بر اهمیت این امور برای تقویت ملت و دولت و حفظ شعائر اسلام تأکید کردهاند، مشروط بر اینکه منجر به مفسده و ارتکاب محرمات شرعی نشود. همچنین، بر جواز و رجحان این اقدامات و لزوم حفظ عقاید و اعمال و جلوگیری از مداخله بیگانگان تأکید شده است. در نهایت، به استعداد و قابلیت ذاتی ایرانیان در صنایع اشاره شده و از ملت و دولت خواسته شده است تا برای رفع احتیاج از خارج و تشویق صنعتگران داخلی تلاش کنند.



بشارت اقدامات دولت در جهت رفاه عمومی در آینده نزدیک

عدم اعتماد و اتکا به اظهار دوستی و همراهی انگلستان و روسیه با دولت ایران و لزوم حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی
متن با اشاره به تجربیات گذشته و وضعیت کنونی ایران، به نقد سیاستهای دولتهای خارجی، به ویژه انگلستان و روسیه، میپردازد. در ابتدا، به عدم صداقت و قابل اعتماد نبودن سیاستهای این کشورها اشاره میکند و بیان میدارد که اعتماد به آنها، ایران را دچار خطرات بزرگی کرده است. سپس، به وعدههای دروغین روسها برای خروج از ایران و عدم وفای به عهد آنها میپردازد و نقش انگلستان در تأیید این وعدهها را نیز زیر سؤال میبرد. در ادامه، بر لزوم حفظ استقلال ایران از طریق مقاومت داخلی تأکید میکند و مفهوم «نزاکت سیاسی» را در برابر قدرتهای بزرگ، به معنای تسلیم شدن در برابر تجاوزات آنها تفسیر میکند. همچنین، ادعاهای نوعپرستی و تمدنخواهی اروپاییان را بیاساس دانسته و آن را صرفاً لفاظی برای فریب ملتهای شرقی میداند. در بخش پایانی، هشت راهکار عملی برای مقابله با تجاوزات خارجی ارائه میدهد که شامل اتحاد ملی، تحریم کالاهای روسی، حفظ حقوق ملی توسط دولت، اعتراضات سیاسی و ملی، اقدامات دیپلماتیک، اتحاد روحانیون با مسلمانان جهان، همکاری با انقلابیون روس و در نهایت، صدور حکم دفاع از سوی روحانیون و مقاومت مسلحانه مردمی است. در پایان، بر این نکته تأکید میشود که ایران خواهان جنگ نیست، بلکه تنها به دنبال حفظ استقلال، آزادی و حقوق خود است و برای رسیدن به این اهداف، از هیچ فداکاری دریغ نخواهد کرد.
تکذيب شایعه قبول هرگونه کمک مالی و مادی دولت به حوزه علمیه نجف اشرف
در پاسخ به پرسشی درباره دریافت کمک مالی از دولت برای حوزه علمیه نجف، دریافت هرگونه وجهی را تکذیب میکند و اعلام میدارد که در صورت دریافت نیز آن را عودت میدادند. در ادامه، به خدمات علمای نجف در راه مشروطیت و سعادت ایران اشاره میکند و تأکید مینماید که این خدمات خالصانه و بدون چشمداشت مادی بوده است. در پایان، آرزوی خود را برای تلاش مسئولین در جهت انتظام، آسایش و ترقی مملکت و صرف مالیات ملت در مصالح عمومی و تشکیل قشون نظامی بیان میکند.

شرح جنایات متجاوزان روسی و تأثیر تحریم کالاهای روس در اقتصاد روسیه و تأکید بر مجاهده اقتصادی ایرانیان
این مقاله با اشاره به تلگراف قونسل روس که تهدیدی علیه روحانیت و استقلال ایران تلقی میشود، آغاز میگردد. در ادامه، نویسنده به تفصیل به سابقه اقدامات خصمانه روسیه علیه ایران و اسلام، از جمله دخالت در امور داخلی، حمایت از استبداد و تخریب اماکن مذهبی میپردازد و این اقدامات را در تضاد با ادعاهای خیرخواهانه روسیه میداند. سپس، به تحلیل مفهوم «وخامت» از دیدگاه قونسل روس میپردازد و توضیح میدهد که تحریم کالاهای روسی توسط روحانیت، نه برای ایران، بلکه برای اقتصاد روسیه وخامتبار خواهد بود و میتواند منجر به بحرانهای داخلی در روسیه شود. در بخش بعدی، نویسنده بر آگاهی و بصیرت روحانیت شیعه نسبت به مسائل سیاسی روز تأکید میکند و بیان میدارد که روحانیت از تهدیدات پوچ روسها مرعوب نخواهد شد. در ادامه، به اهمیت اتحاد علمای شیعه و سنی در این مجاهده اقتصادی اشاره میکند و آن را عاملی برای ایجاد انقلاب در جهان اسلام میداند. در پایان، مقاله با خطاب به ملت ایران، آنان را به بیداری، اتحاد و اجرای قاطعانه حکم تحریم اقتصادی فرا میخواند و تأکید میکند که این مجاهده اقتصادی، مقدمهای برای اقدامات دفاعی گستردهتر است و هرگونه سستی در اجرای آن، به منزله خیانت به ملت و دین خواهد بود. همچنین، از هیئت علمیه نجف اشرف میخواهد که در صدور احکام تحریم، جامعیت و وضوح را رعایت کرده و تنها به مجاهده اقتصادی اکتفا نکنند، بلکه برای دفاع از حقوق ملت، آماده اقدامات عملی و اتحاد با علمای اهل سنت باشند.
آداب مملکت داری پادشاه
متن با تأکید بر اهمیت آبادانی مملکت و خزانه، به پادشاه توصیه میکند که به جای تمرکز صرف بر پر کردن خزانه، به آبادانی کشور بپردازد. سپس، بر لزوم استفاده از افراد امین و زیرک برای اطلاع از وضعیت رعایا و حاکمان، و همچنین مشورت با دانایان، اهل قلم و تجار در امور مختلف تأکید میکند. در ادامه، به پادشاه هشدار میدهد که از کسانی که حقایق را از او پنهان میکنند، دوری کند و افراد کارآمد را به خدمت بگیرد. همچنین، بر لزوم حفظ فاصله با سفرای خارجی و جلوگیری از خرید ملک توسط آنها در ایران، و نیز کوتاه کردن دست ظلم از سر رعایا تأکید شده است. در پایان، ویژگیهای وزیر شایسته از جمله تدبیر، دانش، صبر، کمطمعی و دوری از ظلم را برمیشمارد.
مرامنامه اتحادیه علمای نهاوند
این مرامنامه با هدف نشر عدالت، ترویج معارف و تهذیب اخلاق، اصول و وظایف اعضای اتحادیه علمای نهاوند را تبیین میکند. بر اساس این مرامنامه، اعضا موظف به همراهی با قوانین حکومت، رفع ظلم از طریق مجاری قانونی و مساعدت به امور عامالمنفعه هستند. همچنین، هرگونه حمایت از محکومین قانونی، مداخله در امور خلاف قانون مملکتی و دخالت در امور عمومی ممنوع است. در پایان، متن قسمنامهای برای اعضای جدید ارائه شده که بر عدم خیانت، رعایت حقوق افراد و پیگیری منافع عمومی و رفع ظلم از طریق قانونی تأکید دارد.
تأکید بر وضع قوانین لازم توسط مجلس شورا
در شرایطی که ارکان اسلام متزلزل شده و بیم خطرات جدی میرود، وظیفه اصلی مجلس وضع قوانین و تعیین حدود است. اگر نشریات خارجی از مذاکرات مجلس مطلع شوند، تعجب خواهند کرد که ملتی که تازه بیدار شده، ابتدا به مسائل پیش پا افتادهای مانند گوشت و نان میپردازد. بنابراین، لازم است که مجلس پیش از هر چیز، قوانین ضروری را تصویب کند.
مهجور شدن قرآن در نزد مسلمانان
متن با اشاره به آیه «وَ الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدینَهم سُبُلَنا» آغاز میشود و بیان میکند که دعوت و اجابت خالصانه، موجب هدایت الهی است. سپس، قرآن مجید را به عنوان مدینه فاضله انسانی و صراط مستقیم سعادت بشری معرفی میکند و با تأسف از مهجوریت آن در میان مسلمانان سخن میگوید. در ادامه، به برخی از کاربردهای سطحی و نادرست قرآن در جامعه اشاره میکند که نشاندهنده غفلت و جهل نسبت به فواید حقیقی آن است. در پایان، با یادآوری سوره والعصر و نقش اصحاب صفه، به مقایسه جایگاه قرآن با دیوان شاعران میپردازد و با استناد به آیات «نَسُوا اللَّه فَاَنْسیَهُم أَنفُسَهُم» و «اِنَّ اللّه لا یُغَیِّرُ ما بِقَوم حتّی یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم»، فراموشی خداوند و عدم تغییر در نفس را عامل ذلت و نکبت مسلمانان میداند.

اتحاد و انسجام ملی و اقتدار نظامی، ضامن استقلال کشور
مقاله با ارجاع به مطلبی در جریده ایران نو، به بررسی عوامل حفظ استقلال کشور میپردازد. در ابتدا، دو نوع قوه مادی (پول، قشون، تسلیحات) و ادبی (شناخت و بهکارگیری این قوا) را برای سعادت و استقلال ملت ضروری میداند. سپس، با اذعان به ضعف ایران در قوای مادی، به بررسی قوه ادبی میپردازد و با وجود عدم مشاهده اثر عملی آن، ریشهکن شدن استبداد و رهایی از ظلم را نتیجه «قوه اجتماع» میداند. در ادامه، وضعیت ایران را به پوست گردویی در دریای متلاطم تشبیه کرده و یگانه راه نجات را اتحاد و اتفاق فرقههای اصلاحطلب و استقلالخواه میداند. مقاله تأکید میکند که ایران هنوز مراحل انقلاب سیاسی را طی نکرده و نباید به اصلاحات جزئی در دوره اجتماعی بپردازد، در حالی که اصل مملکت در خطر است. در پایان، با اشاره به تجربه عثمانی و فرانسه، بر لزوم تمرکز قوای ملت و پیروی از یک برنامه واحد تأکید میکند و از رؤسای فرقهها میخواهد که برای نجات وطن از گرداب هلاکت، در تأسیس یک مرکز واحد تلاش کنند. همچنین، بازگشت استبداد را محال دانسته و آینده ایران را بین حفظ استقلال در سایه مشروطیت یا تصرف توسط اجانب محدود میکند.
تأیید نظر آخوند خراسانی مبنی بر تهدید تحریم کالاهای روسی و در پیش گرفتن سیاست مجاهده اقتصادی
متن با اشاره به پاسخ متین و پرمغز آخوند خراسانی به دیپلمات روس آغاز میشود و این پرسش را مطرح میکند که آیا دیپلمات روس از اشتباهات خود دست خواهد کشید یا خیر. در ادامه، به دیپلمات روس هشدار داده میشود که از جسارتهای خود در برابر مقام ریاست روحانی اسلام سودی نخواهد برد، زیرا این مقام نه تنها دارای جنبه اسلامی مافوق سیاسیات است، بلکه از اوضاع سیاسی جهان نیز آگاه است. تأکید میشود که تهدیدات دیپلمات روس به جای سود، زیان به بار خواهد آورد و او از مقاصد روسیه در ایران و تاریخ اضمحلال ملل اسلامی آگاه است. همچنین، به این نکته اشاره میشود که مقام ریاست روحانی اسلام مقتضیات مجاهده اقتصادی و مدافعه حقوقی ایران را به خوبی درک کرده و میدانند که بازار کالاهای روسی در ایران به دلیل گرانی و نامرغوبی، تنها به ایران محدود شده و تحریم آن میتواند تجارت روسیه را مختل کند. در بخش دیگری، بیان میشود که مقام روحانی نمیتوانند مضرات مالی را دلیل سکوت خود در برابر اضمحلال مملکت اسلامی قرار دهند و قول دیپلمات روس مبنی بر عدم توانایی شیعیان ایران در مقاومت را رد میکنند و تصریح میشود که حکم جهاد در صورت لزوم، اختصاص به ایران نخواهد داشت و در میان همه مسلمانان عمومیت خواهد یافت. در پایان، متن با خطاب به ایرانیان غیور، آنها را به قیام به وظیفه ملی و دینی خود در حمایت از حکم مجاهده اقتصادی و عدم سستی در اجرای آن فرا میخواند و هشدار میدهد که کوتاهی در این امر، به بیحیثیتی و از دست دادن دین و دنیا منجر خواهد شد.
دلایل تأیید مشروطیت و رد نظر منتقدان
این رساله با اشاره به وضعیت اسفبار ایران تحت استبداد و نفوذ بیگانگان، به تبیین چرایی لزوم مشروطه میپردازد. در ابتدا، به نقش علما در آغاز نهضت مشروطه و تأکید بر حفظ شریعت اسلامیه در برابر ظلم و جور داخلی و طمع دول خارجی اشاره میکند. سپس با ذکر نمونههای تاریخی از سقوط ممالک اسلامی مانند اندلس و هند، خطر اضمحلال اسلام و ایران را گوشزد کرده و مشروطه را تنها راه علاج این ضعف و فتور میداند. در ادامه، به نقد استقراضهای بیرویه و وابستگی به خارج میپردازد و آن را بدتر از قرارداد رژی میشمارد. رساله در فصلی دیگر، به اعتراضات علیه مشروطه، از جمله ظهور فساد و هرج و مرج، پاسخ میدهد و این مشکلات را ناشی از جهالت ملت و کارشکنی مستبدین میداند. همچنین، به اهمیت حفظ وطن به عنوان مقدمهای برای حفظ بیضه اسلام در عصر غیبت امام اشاره میکند. در فصول بعدی، به تفاوت سلطنت مشروطه و مستبده میپردازد و وعدهها و بهانههای محمدعلی شاه را برای مقابله با مشروطه نقد میکند. در پایان، تکلیف مشروطهخواهان را استقامت، عمل به عدالت، امر به معروف و نهی از منکر دانسته و عاقبت کار را در صورت عدم تحقق مشروطه، نابودی و ذلت میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
مشخصنبودن حدود وظایف وزرا و پیشنهاد مصالحه مجلس با حاج شیخ فضل الله نوری
متن با گلایه از عدم اجرای نظامنامه داخلی مجلس و تحریف مذاکرات توسط وقایعنگاران جراید آغاز میشود. سپس به نقد عملکرد وزرا و اعضای مجلس میپردازد و تأکید میکند که وظیفه اصلی مجلس، قانونگذاری برای تنظیم امور وزرا و حکام است تا عدالت برقرار شود و از هرج و مرج جلوگیری گردد. در ادامه، به اهمیت قانون در نظمبخشی به مملکت و جلوگیری از ظلم و تعدی اشاره میکند. نویسنده از عدم اقدام مجلس در اصلاح بودجه و تأسیس بانک ملی انتقاد کرده و تناقض در تصمیمگیریهای مجلس را زیر سؤال میبرد. در پایان، پیشنهاد میکند که مجلس برای اتمام حجت با متحصنین در حرم حضرت عبدالعظیم (شیخ فضلالله نوری و یارانش) مکاتبه کرده و خواستههای آنها را به صورت کتبی دریافت کند تا در صورت صحت، پذیرفته شود و در غیر این صورت، با ادله و براهین رد و در روزنامهها منتشر گردد تا شبهات برطرف شود.
مقایسه نظام و تشکیلات حکومتی ایران با نظام سیاسی هند مستعمره انگلیس
مکالمهای میان یک سیاح ایرانی و یک هندی، به مقایسه نظام حکومتی ایران و هند تحت استعمار انگلیس میپردازد. در ابتدا، سیاح ایرانی به معرفی خود و سفرهایش میپردازد. سپس، گفتوگو به وضعیت عدالت و احقاق حقوق رعایا در ایران کشیده میشود. سیاح ایرانی توضیح میدهد که در ایران، افراد صاحب نفوذ میتوانند از طریق علما یا دربار دادخواهی کنند، اما فقرا و کسبه چارهای جز تحمل ظلم یا پناه بردن به مساجد و امامزادهها ندارند. او به سوءاستفاده از مفهوم امامزادهها برای دفع ظلم و کسب درآمد اشاره میکند و معتقد است که این امر به تزلزل اعتقادات عمومی منجر میشود. در ادامه، به بحث درباره «عوارض» (مالیاتهای اضافی) در ایران پرداخته میشود که حکام برای منافع شخصی خود از مردم میگیرند و به خزانه دولت واریز نمیشود. سیاح ایرانی شانزده نوع از این عوارض را نام میبرد و به «چوب شلاق» به عنوان ابزاری برای وصول این عوارض و ایجاد رعب در میان مردم اشاره میکند. در بخش بعدی، هندی به ضعف اخلاقی برخی ایرانیان مهاجر در هند و عدم تهذیب اخلاق توسط روحانیون و دولت ایران انتقاد میکند و به اهمیت زبان فارسی در هند و تلاش انگلیسیها برای ترویج زبان خود میپردازد. در پایان، هندی به نظام قانونی هند اشاره میکند که بر اساس قانون استوار است و حتی نایبالسلطنه نیز تابع قانون است. او به تفکیک محاکم و وظایف مشخص هر اداره و همچنین سیستم ارتقاء و مجازات کارکنان دولتی در هند اشاره میکند که مانع از فساد میشود. در نهایت، هندی به مفهوم قانون اساسی و سلطنت مشروطه میپردازد و تأکید میکند که قانون باید بر همه افراد، از جمله پادشاه، جاری باشد تا مؤثر واقع شود و از بیقانونی و اختلافات جلوگیری کند.
(بیان روش روزنامه (محاکمات
متن با اشاره به وجود روزنامههای مخصوص مجالس عدلیه در سراسر جهان آغاز میشود و پنج نتیجه مهم انتشار روزنامه «محاکمات» را برمیشمرد. در ابتدا، حق نظارت مردم بر وزارتخانهها و امکان اعتراض به اقدامات خلاف عدالت از طریق روزنامه مطرح میشود. سپس، نقش روزنامه در جمعآوری اطلاعات از مردم برای پروندههای مهم قضایی، مانند پرونده آصفالدوله در مورد دخترفروشی در خراسان، توضیح داده میشود. در ادامه، به اهمیت ثبت احکام قطعی در روزنامه برای جلوگیری از نسخ و ابطال آنها توسط وزرای جدید اشاره شده و این اقدام را راهی برای حفظ استحکام احکام و جلوگیری از تجدید دعویهای مکرر میداند. در نهایت، به نقش روزنامه در شفافسازی روند محاکمات برای عموم مردم و جلوگیری از اتهام قصور به اجزای محاکمه، و همچنین ایجاد شرمندگی در مدعیان برای طرح دعاوی بیاساس اشاره میکند.
دلایل عدم استقرار مشروطیت و لوازم آن در ایران
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا با وجود اقدامات ظاهری مشروطیت، ایران به معنای واقعی مشروطه نخواهد شد. نویسنده دلیل اصلی را عدم وجود دو عامل اساسی میداند: «حس» در ملت و «علم» کافی در میان مردم. در ادامه، ویژگیهای ملتی که دارای «حس» است را برمیشمارد؛ از جمله آگاهی از آزادی، عدم پذیرش استبداد، درک حقوق مشترک، غیرت وطنی و پرهیز از وابستگی به بیگانگان. سپس به اهمیت وجود افراد عالم و دانا برای اداره امور کشور پس از استرداد حقوق ملت اشاره میکند. در بخش پایانی، نویسنده با ابراز تأسف از وضعیت ایران و بیحسی ملت، بیان میکند که مشکلات کشور فراتر از نبود نهادهایی مانند انجمنهای ایالتی و ولایتی یا عدلیه است و دو غم اصلی او، بیحسی ملت و نبود علمای کافی است. در نهایت، با انتقاد از انجمنهایی که به جای پرداختن به مسائل اصلی وطن، به کارهای فرعی مشغولند، بر لزوم بیداری و توجه به ریشههای مشکلات تأکید میکند و مجدداً دو عامل «حس ملت» و «وجود علمای کافی» را شرط اصلی آبادانی و استقرار مشروطیت میداند.
حقوق بشر
سخنرانی با تأکید بر حقوق ذاتی انسانها آغاز میشود و بیان میکند که این حقوق فارغ از جایگاه اجتماعی، ثروت، دین یا نژاد برای همه بشر ثابت است. سپس به نقد شدید حکام و اعیان مملکت میپردازد که رعایا را همچون حیوان فرض کرده و حقوق آنها را نادیده میگیرند و این وضعیت را ناشی از تملق شاعران و چاپلوسان میداند. در ادامه، به مقایسه با حکومت عادلانه کریمخان زند میپردازد که خود را «وکیلالرعایا» مینامید و این رویکرد را نمونهای از سلطنت مشروطه میداند. سپس به دو نوع استبداد جسمانی (حکام ظالم) و روحانی (علمای سوء) اشاره میکند. استبداد جسمانی را با مثالهایی از ظلم حکام و فساد اداری و مالیاتستانی بیرویه شرح میدهد و وضعیت اسفناک سربازان را نتیجه این فساد میداند. برای اصلاح امور نظامی، پیشنهاد میکند که کار به اهلش سپرده شود و ظلالسلطان را برای وزارت جنگ مناسب میداند، مشروط بر اینکه وزیر جنگ تابع قانون و مسئول در برابر مجلس باشد. در بخش استبداد روحانی، به علمای دنیاپرست و فاسق میپردازد که با اعمال خود، دین مردم را متزلزل میکنند و با استناد به احادیث، آنها را بدترین فقها میخواند. در پایان، به اهمیت شناخت حقوق فردی و ملی اشاره میکند و ملت ایران را به دلیل غفلت و جهل، «ملت میته» مینامد. همچنین به بیتفاوتی نسبت به قراردادهای خارجی (مانند قرارداد ۱۹۰۷) که سرنوشت ایران را تعیین میکنند، انتقاد میکند و وضعیت مجلس شورای ملی را نیز به دلیل عدم وجود وکلای کاردان و متدین، نامطلوب میداند و خواستار حضور افراد شایسته در مجلس میشود.

ضرورت کمک به تأسیس بانک ملی در کشور
نامه با اشاره به دریافت نامهای از مخاطب و پرسش از احوال او آغاز میشود. سپس به نقش اهالی فارس در بیداری مردم و روشن شدن آفاق ایران به نور شریعت، تمدن، ملتپرستی و دینداری اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به تشریح ده فایده و حسن حکومت مشروطه و مجلس شورای ملی میپردازد. این فواید شامل افزایش قدرت دفاعی کشور در برابر بیگانگان، اتحاد دولت و ملت، بهرهگیری از خرد جمعی به جای رأی فردی، جلوگیری از فساد و خیانت مسئولان، رونق اقتصادی و صنعتی، جلوگیری از سوءاستفاده کارگزاران، ایجاد حس مالکیت و آبادانی در مسئولان، ممانعت از ظلم حکام ایالات و ایجاد امنیت و رونق سرمایهگذاری میشود. در پایان، نویسنده با تأکید بر اینکه ایران با اجرای کامل مشروطیت و میزان شرع، راه صدساله را یک شبه خواهد رفت، از مخاطب میخواهد که در تشکیل مجلس و انتخاب نمایندگان تسریع کند.
لزوم آموزش نظامی همگانی و ایجاد ارتش جدید مرکب از ایلات و عشایر و طوایف و ارجاع خدمات دولتی به افراد ذیصلاح
متن با استناد به آیه «أُفَوِّضُ اَمری إِلَی الله» آغاز میشود و به تحلیل وضعیت سیاسی ایران در مواجهه با احتمالات وخیم داخلی و خارجی میپردازد. نویسنده معتقد است که دولت ایران برای مقابله با این تهدیدات، نیازمند یک نیروی قوی و منسجم است که دستیابی به آن در شرایط فعلی مالی و سیاسی، زمانبر خواهد بود. دو تهدید اصلی شامل ملوکالطوایفی بر اساس تقسیمات جغرافیایی معاهده دولتین و احتمال تغییر سلطنت از خاندانی به خاندان دیگر، به دلیل نفوذ روزافزون یک طایفه در امور لشکری و کشوری، مطرح میشود. نویسنده تأکید میکند که این احتمالات، استقلال ایران را نابود خواهد کرد و رؤسای کنونی کشور فاقد حس وطنخواهی کافی برای چشمپوشی از منافع شخصی و مقابله با سازشهای سیاسی خارجی هستند. در ادامه، راهکارهایی برای دفع این احتمالات ارائه میشود: برای دفع احتمال اول، اجرای قوانین مشق اجباری و اصلاح افراد ملت، تشکیل قشون امروزی از ایلات و عشایر با رعایت توازن قوا و نظارت بر ارتباطات رؤسا با اجانب پیشنهاد میشود. برای دفع احتمال دوم، جلوگیری از نفوذ بیش از حد یک طایفه در امور لشکری و کشوری و واگذاری خدمات دولتی بر اساس علم، لیاقت و قابلیت، نه بر اساس طایفهگرایی، توصیه میشود. این امر مستلزم جذب مستشاران عالم و بیغرض و حفظ موازنه رقابتی بین طوایف است تا از خیالات دور و دراز جلوگیری شود.
اخذ قوانین و مقررات اروپایی از اسلام و پیشاهنگی اسلام و مسلمانان در ایجاد مجلس شورا
متن با تأکید بر برتری اسلام در تأسیس اصول حکومتی آغاز میشود و بیان میکند که ترقی و تنزل دولتها به اتحاد ملت و دولت و وجود مجلس شورا بستگی دارد. در ادامه، به نقد دیدگاه اروپاییان میپردازد که این شیوه حکومتی را از ابداعات خود میدانند و اسلام را مخالف تمدن و موافق استبداد معرفی میکنند. متن با استناد به آیات قرآن، احادیث نبوی و سیره ائمه، اثبات میکند که اسلام از ابتدا بر پایه مشاوره، آزادی و عدالت بنا شده و قوانین آن اساس ترقی و تمدن بودهاند. سپس، با مقایسه آزادی و شیوه حکومتی در صدر اسلام با وضعیت اروپا، برتری اسلام را در این زمینه نشان میدهد. در پایان، به وقایع مربوط به تأسیس مجلس شورای ملی در ایران و نقش مظفرالدینشاه و محمدعلیشاه در این امر اشاره میکند و ابراز امیدواری میکند که با احیای قوانین اسلامی، ایران و سایر ممالک اسلامی به عظمت و ترقی اولیه خود بازگردند.
لزوم فراگیری و گسترش دانشهای جدید و رفع عقب ماندگی علمی و اقتصادی
این نامه با تقدیر از فرمانفرما به دلیل اهتمام به تأسیس دارالفنون آغاز میشود. نویسنده پیشنهاد میکند که پیش از تأسیس دارالفنون، که مقدمات آن هنوز فراهم نیست، به چند اقدام دیگر پرداخته شود. ابتدا، بر تأسیس و انتظام مکاتب ابتدایی، اعدادی و رشدی با نظارت هیئت علمیه و استخدام معلمان متخصص در علوم جدید تأکید میشود. سپس، لزوم تأسیس مدرسه فلاحت و زراعت مطرح میگردد، زیرا ایران کشوری زراعتی است و در بسیاری از نیازها به خارج وابسته است. نویسنده به اقدامات ژاپن و پطر کبیر اشاره کرده و از یأس خود نسبت به تکرار چنین اقداماتی در شرایط فعلی ایران سخن میگوید. او معتقد است که کشورهای خارجی مانع پیشرفت صنعتی ایران میشوند و تنها ابزار و ماشینآلات را میفروشند، نه علم آن را. در ادامه، پنج علت اصلی عقبماندگی و پریشانی کشور را برمیشمارد: اسراف و تبذیر در کالاهای وارداتی، تنزل ارزش پول، کثرت نفوس و قلت درآمد، احتکار و بنکداری، و جهل. برای رفع این مشکلات، پیشنهاداتی ارائه میشود: تقویت مکاتب موجود و تأسیس مدارس جدید، تأسیس مدرسه زراعت و فلاحت، و تشکیل شرکت برای استخراج معادن زغالسنگ و سایر معادن. نامه با تأکید بر اهمیت همت و اراده رجال برای پیشرفت کشور و رهایی از فقر و مسکنت به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
تایید احداث راه آهن در ایران
سؤالی از حاجی ملاصادق قمی درباره منافع و فواید احداث راهآهن در ایران مطرح شده است. در این سؤال، به نقش راهآهن در آبادی مملکت، رفاه رعیت، افزایش زراعت و تجارت، و تسهیل زیارت اماکن مقدسه اشاره شده و از ایشان خواسته شده است که تعداد تقریبی زوار و عابرین را پس از احداث راهآهن بین تهران، کاشان و قم تخمین بزنند. در پاسخ، حاجی ملاصادق قمی با تأکید بر منافع بیشمار راهآهن، از جمله آبادانی بیابانها، کاهش قیمت محصولات، ایجاد اشتغال و کاهش بیکاری، و افزایش تردد زوار به اماکن مقدسه، احداث آن را تأیید میکند. او همچنین ابراز امیدواری میکند که با اتصال راهآهن از شمال تا جنوب ایران، کشور به گلستانی آباد تبدیل شده و مردم به شغلهای مختلف مشغول شوند.
شرح مضرات حکومت استبدادی و فواید حکومت مشروطه
متن با اشاره به تاریخ استبداد در ایران و تبدیل آن به سلطنت مشروطه در سال ۱۳۲۴ قمری آغاز میشود. سپس به فواید سلطنت مشروطه و مجلس شورای ملی از جمله نظم در وزارتخانهها، صرف صحیح مالیات، توسعه زیرساختها و اجرای قوانین شرعی میپردازد. در ادامه، به مشکل استقراض دولت از کشورهای خارجی و خطرات آن برای استقلال و ناموس ملت اشاره میکند. در نهایت، بر ضرورت تأسیس بانک ملی با سرمایه داخلی تأکید شده و از علما و اقشار مختلف مردم خواسته میشود تا با کمک مالی به این بانک، نیاز دولت به استقراض خارجی را برطرف کرده و استقلال و شریعت را حفظ کنند. همچنین به نقش نظارتی مجلس شورای ملی بر بانک ملی و اطمینان از عدم ضرر و زیان سرمایهگذاران اشاره شده و مزایای این بانک برای تقویت دولت و ملت و کاهش نفوذ اجانب تبیین میگردد.

انتقاد از رکود و جمود فرهنگی جامعه
متن با اشاره به لزوم ترویج علم در جامعه اسلامی آغاز میشود و سپس به نقد وضعیت فرهنگی و اجتماعی ایران میپردازد. نویسنده بیان میکند که در ایران، حتی علوم دینی مانند قرآن و حدیث نیز به دلیل تعارض با منافع و اعمال بزرگان و حاکمان، قابل تدریس و ترویج نیستند. او با ذکر مثالهایی از آیات قرآن و احادیث درباره ظلم، دروغ و رشوه، نشان میدهد که چگونه این مفاهیم با رفتار بزرگان در تضاد است و به همین دلیل، آموزش آنها با مخالفت و خطر مواجه میشود. در ادامه، به وضعیت فقه و اصول، فروع دین (مانند نماز، روزه، خمس و زکات) و اصول دین (توحید و عدل) اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه این مباحث نیز به دلیل عدم رعایت آنها در جامعه و تضاد با منافع قدرتمندان، عملاً کنار گذاشته شدهاند. در پایان، نویسنده با لحنی طنزآمیز به این نتیجه میرسد که نه علوم دینی و نه علوم دنیایی در ایران قابل آموزش نیستند و وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور را اسفناک توصیف میکند.
شرایط لازم رهبری جامعه اسلامی و راهکارهایی جهت جبران عقبماندگی و پیشرفت کشور
این رساله با تأکید بر جامعیت دین اسلام و نقش حیاتی علما در حفظ و پیشبرد آن آغاز میشود. نویسنده با اشاره به جایگاه ائمه و پیامبران به عنوان رهبران جامع روحانی و جسمانی، وظایف علما را در عصر غیبت امام زمان (عج) تبیین میکند. در ادامه، به نقد وضعیت موجود جامعه اسلامی و ایران میپردازد و عواملی چون غفلت علما از مسائل سیاسی و اجتماعی، ضعف مالیه، عدم توسعه علوم و صنایع، و مشکلات ناشی از بیکاری و فساد در طبقات مختلف جامعه (از جمله برخی روحانیون، سادات، مرثیهخوانان، دراویش، زنان و ملاکین) را برمیشمارد. در بخش پایانی، راهکارهایی عملی برای جبران عقبماندگی و پیشرفت کشور ارائه میدهد که شامل تشکیل دارالفنون اسلامی در ایران، آموزش علوم جدید، تأسیس راهآهن حسینی و جمعآوری کمکهای مالی از مسلمانان برای تقویت قوای دفاعی و اقتصادی است. نویسنده بر لزوم حضور فعال علما در صحنه اجتماع و سیاست، و دوری از انزوا و خانهنشینی تأکید میکند و این اقدامات را برای حفظ استقلال و شوکت اسلام و ایران ضروری میداند.
تشویق عموم مسلمانان به همراهی با مجلس شورا و لزوم اقتدار مالی و نظامی کشور
این بیانیه با یادآوری نقش علمای شیعه در حمایت از مشروطیت و مقابله با مفسدین آغاز میشود. سپس به مشکلات ناشی از بینظمیها و سوءاستفادهها در دوران پس از استقرار مشروطه اشاره میکند و بر لزوم همراهی مردم با مجلس شورای ملی برای رفع نواقص و حفظ استقلال کشور تأکید دارد. در ادامه، بیانیه به اهمیت تقویت بنیه مالی و نظامی کشور برای مقابله با تهدیدات خارجی میپردازد و توضیح میدهد که شکایات علما از تحمیلات مالی، به دلیل سوءاستفادهها بوده، نه اصل لزوم تأمین مالی دولت. در پایان، با مقایسه وضعیت مسلمانان در کشورهای تحت سلطه کفار و تأکید بر حفظ اساس مذهبی و قوانین الهی در ایران، از مردم میخواهد که با جدیت در تأمین مالی دولت مشارکت کنند تا کشور به اقتدار و پیشرفت دست یابد.
اتحاد میان شاه و مردم
متن با ستایش از ملت ایران و یادآوری گذشته پرافتخار آن آغاز میشود و سپس به وضعیت کنونی کشور که در اثر غفلت دچار ضعف و آسیب شده، اشاره میکند. در ادامه، نویسنده بیداری ملت را نتیجه ندای غیبی میداند و بر لزوم اتحاد و همبستگی برای رهایی از مشکلات تأکید میکند. نویسنده، محمدعلی شاه قاجار را معماری دلسوز و مدیر معرفی میکند که خواهان آبادی مملکت، رفاه رعیت، اقتدار دولت و رواج شریعت است و استقلال کشور را در گرو یگانگی دولت و ملت میداند. از ملت خواسته میشود که از شاه تشکر کرده و در اطاعت از اوامر او کوشا باشند. سپس، خطاب به دولتیان و وزرا، بر اهمیت همراهی با نیات شاه برای آبادی و رفاه کشور تأکید میشود و هشدار داده میشود که در صورت ضعف ایران، بیشترین آسیب متوجه آنان خواهد بود. در بخش بعدی، نویسنده بر لزوم غیرت ملی، اسلامی و انسانی تأکید میکند و اصلاح امور را تدریجی میداند، نه یکباره. در پایان، از وکلا خواسته میشود که با نیت پاک و دلسوزی برای ملت و دولت، به وظایف خود عمل کنند و از ملت نیز میخواهد که با احترام و همدلی با یکدیگر رفتار کرده و خطاهای گذشته را فراموش کنند و برای پیشرفت کشور، مال و وقت خود را صرف کنند و از تنبلی بپرهیزند.
دستاوردهای معکوس از مشروطیت
متن با اشاره به بحرانهای مکرر کابینه وزرا در دوران مشروطه آغاز میشود و نگرانی از پیامدهای منفی این تغییرات را بیان میکند. در ادامه، به ناکارآمدی وزرای معارف، عدلیه و مالیه اشاره شده و تأکید میشود که وزرا به جای انجام وظایف تخصصی خود، تنها به دنبال منافع شخصی هستند. سپس، نویسنده به این نتیجه میرسد که تمام اقدامات و حرکات مشروطهخواهان، به جای آبادی و آسایش، منجر به هرج و مرج، قتل و غارت و عدم امنیت شده است. در پایان، به انحراف مجلس شورای ملی از اهداف اصلی خود و نیز رفتار ظالمانه فاتحین و مجاهدین با مردم، که حتی از دوران استبداد نیز بدتر است، انتقاد میشود.
اظهار خشنودی از وعده محمدعلی شاه قاجار در تقویت و حمایت از مشروطیت
متن با تقدیم ادعیه خالصانه به محمدعلی شاه قاجار آغاز میشود. سپس، نویسندگان از دریافت دستخط تلگرافی شاه که حاوی بشارت تکمیل عزم راسخ و عنایت ملوکانه در اجرای قوانین مشروطیت است، ابراز خشنودی میکنند. مشروطیت را موجب قوت دین و دولت، حافظ استقلال سلطنت و مفتاح سعادت و ترقیات میدانند. در ادامه، امیدواری خود را به تداوم ظل عطوفت و دینپروری شاه و مصون ماندن قلب او از دسایس خائنین و اجانب بیان میکنند. از شاه میخواهند که موهبت الهی استقلال را مغتنم شمرده و با نصبالعین قرار دادن ترقیات دیگران، تمام قوا را در استحکام مشروطیت مصروف دارد و خرابیهای ناشی از مفسدین را اصلاح کند. در پایان، ابراز امیدواری میکنند که با بذل عنایات شاه، عموم علما به دعاگویی و ملت به جاننثاری و فدویّت ذات اقدس او ترغیب شوند که موجب وصول به درجات شوکت و اقتدار و مراتب سلطنت و جهانبانی است.



آگاه سازی ایرانیان برای از بین بردن زمینه های عقب ماندگی کشور
نامه با توصیف وضعیت نگارنده در زندان و محرومیت از دوستان آغاز میشود. نگارنده از حبس و کشته شدن خود ابراز خرسندی میکند، زیرا آن را در راه آزادی و زندگی ملت میداند. او از اینکه نتوانسته آرزوهای خود را به طور کامل محقق کند و بیداری ملتهای مشرق را ببیند، افسوس میخورد. سپس به مقایسه کاشتن افکار خود در میان ملت و در دربار سلاطین میپردازد و بیان میکند که تلاشهای خیرخواهانهاش در دربار به دلیل شهوت و جهالت سلاطین بینتیجه مانده است. در پایان، از دوست خود میخواهد که این نامه را به دوستان و هممسلکان ایرانیاش برساند و به آنها توصیه میکند که از حبس و قتال نترسند و از جهالت و حرکات سلاطین خسته نشوند. او از آنها میخواهد که در جهت نابودی حکومت مطلقه و از بین بردن عادات بازدارنده سعادت ایرانیان تلاش کنند، نه در جهت از بین بردن اشخاص یا صاحبان عادات.

لزوم وحدت کلمه و اتفاق نظر میان علما جهت اصلاح کشور
متن با تأکید بر نقش علما در اصلاح ایران آغاز میشود و بیان میکند که استقلال دین و کشور تنها با اصلاحات دولتی و قیام ملت ممکن است که این امر در ایران به دلیل نفوذ علما، تنها با پیشگامی آنان محقق میشود. سپس به انتقاد از عدم اتحاد و اتفاق میان علما میپردازد و آن را عامل اصلی وضعیت نامطلوب کشور میداند. در ادامه، از علما میخواهد که با اتحاد و اقدام عملی، به جمعآوری کمکهای مالی برای حفظ استقلال کشور بپردازند و این کار را از هر عمل خیری واجبتر میشمارد. در بخش دوم، به مفهوم «حبالوطن» میپردازد و مدعیان آن را به دلیل عدم اقدام عملی در شرایط بحرانی کشور، دروغگو میخواند. در پایان، با اشاره به نمونههایی از فداکاری مردم عثمانی، از ایرانیان و به ویژه علما و مسئولین میخواهد که با کمک مالی و فداکاری، به نجات کشور از وضعیت فعلی کمک کنند.

کمک مالی به دولت جهت رفع استقراض خارجی
متن با ستایش از نقش مطبوعات در هدایت ملت به سوی ترقی آغاز میشود و روزنامه ایران نو را به دلیل اسلامپرستی و تلاش برای رهایی ملت از ذلت و خواری مورد تحسین قرار میدهد. در ادامه، به نگرانیها درباره استقراض خارجی دولت و احتمال فروش کشور اشاره میکند و این وضعیت را مایه اندوه دوستان و شادی دشمنان میداند. سپس، با تأکید بر اهمیت استقلال مسلمانان برای قوام دین اسلام، پیشنهاد میشود که با جمعآوری کمکهای مالی از سوی ایرانیان داخل و خارج کشور، مبلغ مورد نیاز برای رفع استقراض تأمین شود تا شرافت و استقلال کشور حفظ گردد. در پایان، از مدیر روزنامه ایران نو درخواست میشود که این لایحه را برای ترغیب اهالی به کمک مالی منتشر کند و فهرستی از کمکهای جمعآوری شده از سوی اتحادیه علمیه کربلای معلی و اسامی برخی از اعانهدهندگان ارائه میشود.
تایید احداث راه آهن در ایران
متنی در تأیید احداث راهآهن از تهران به مشهد مقدس، با اشاره به تخمین تعداد زوار و حجم تجارت. در این متن، احداث راهآهن موجب تسهیل تردد زوار، کاهش هزینهها و زمان سفر و افزایش چشمگیر تعداد زوار و حجم تجارت دانسته شده است. در پایان، این اقدام به عنوان عاملی برای افزایش دعاگویی برای طول عمر و شوکت شاهنشاه معرفی شده است.
اهمیت اصلاح امور مالی
متن با اشاره به دو ویژگی منحصر به فرد اسلام آغاز میشود: اول، جامعیت دین اسلام که علاوه بر تهذیب اخلاق، امور سیاسی را نیز در بر میگیرد؛ و دوم، التزام بینظیر مسلمانان به جزئیات دین خود. سپس، بر اهمیت حیاتی اصلاح امور مالی کشور تأکید میشود و هشدار داده میشود که هرگونه سهلانگاری در این زمینه، حیات سیاسی مملکت را به خطر میاندازد. در ادامه، از دو دولت همجوار (روسیه و انگلستان) انتظار میرود که در مسیر ترقی و تمدن ایران، مساعدت کنند و عدم همکاری آنها به منزله مخالفت با پیشرفت ملت ایران تلقی میشود. در پایان، به عنوان یکی از روحانیون، پیشنهاد میشود که مردم به اقتضای دیانت از مصرف کالایی خاص (احتمالاً پارچه) که خارج از مأکل و مشرب است، خودداری کنند و ابراز امیدواری میشود که سایر روحانیون نیز با این نظر موافق باشند.
تشکر از سرداران و عموم مردم ایران در استقرار مجدد مشروطیت، لزوم تشکیل مجلس سنا و انتخاب پنج نفر مجتهد ناظر بر مصوبات مجلس شورا از تهران، به رأی نمایندگان
تلگرافی به میرزا صادق خان مستشارالدوله، ضمن تبریک افتتاح مجلس ملی، بر لزوم شکرگزاری از خداوند برای این موهبت الهی تأکید شده است. در ادامه، از دینپرستی و وطنپروری نمایندگان ملت که سعادت و استقلال کشور را به دست آوردهاند، قدردانی میشود. همچنین، از نمایندگان خواسته شده تا خودخواهی و نفسپرستی را کنار گذاشته و برای اعتلای دین، احیای دولت و ملت، آبادانی کشور و استقلال از بیگانگان تلاش کنند. تجدید رسوم شرعیه، حفظ نوامیس الهی، رفع جهالت و تربیت ملت از وظایف اصلی شمرده شده و بر لزوم اصلاح ذاتالبین ملت، به ویژه در آذربایجان، تأکید شده است. در پایان، انتظار برای افتتاح مجلس سنا و معرفی موقت هیئت مجتهدین ناظر بر مصوبات مجلس شورای ملی، تا زمان انجام تحقیقات کامل، بیان شده است.


نصایحی به سلطان احمد شاه نوجوان در امر اداره کشور
این نامه با تبریک جلوس احمدشاه آغاز میشود و با دعای خیر برای او ادامه مییابد. سپس، نه توصیه کلیدی برای اداره کشور ارائه میدهد. این توصیهها شامل ترویج شریعت و انتخاب معلمان دیندار، پرهیز از افراد فاسد و دنیاپرست، وطنپروری و تشویق صنایع داخلی، نشر علوم و صنایع نوین، دوری از مداخلات بیگانگان و انتخاب رجال وطنپرست، برقراری عدالت و مساوات در حقوق، ابراز محبت به ملت و مطالعه تاریخ سلاطین بزرگ است. در پایان، بر اهمیت ترویج علما و حفظ جایگاه آنان برای استقلال کشور تأکید شده و از شاه خواسته میشود که القائات دشمنان دین و دولت را نپذیرد.

فقدان قوانین مصوب پس از مشروطه
متن با ابراز تأسف از وضعیت مشروطیت در ایران آغاز میشود و بیان میکند که ایرانیان تمایل دارند هر چیز خوبی را که در سایر کشورها میبینند، داشته باشند. سپس به این نکته اشاره میکند که با گذشت یک سال و نیم از مشروطه شدن کشور، هنوز هیچ صنف و گروهی قانون مدونی برای رفتار خود ندارد. در ادامه، به اتلاف وقت مجلس بر سر بررسی یک لایحه مختصر بلدیه اشاره میکند و معتقد است که این موضوع نیازی به این همه بحث و مذاکره ندارد و تنها باید در مورد پذیرش یا عدم پذیرش آن رأیگیری شود.
جهالت، عامل بدبختی و عقبماندگی مسلمانان
متن با استناد به آیه «لیس للانسان الا ما سعی» آغاز میشود و به بررسی مفهوم «ملیت» در جامعه میپردازد. نویسنده ملت را نه حاکمان و مالکان، بلکه طبقات کارگر، کشاورز، کسبه و صنعتگران میداند که با تلاش خود، اساس ثروت و ترقی مملکت را تشکیل میدهند. در ادامه، به نقد مالکان و صاحبان قدرت میپردازد که به دلیل جهالت و خرافات، خود را مالک مردم میدانند و ظلم و تعدی را موهبتی الهی تلقی میکنند. نویسنده این وضعیت را ناشی از عدم آگاهی از قوانین اسلام و جهالت عمومی میداند که باعث میشود مردم، ستمگران را ستایش کرده و مخالفت با آنها را شرک بپندارند. در پایان، متن به تلاش پیامبران و مصلحان برای بیداری مردم اشاره میکند و ابراز تأسف میکند که به دلیل نادانی و جهالت، این تلاشها بیثمر مانده و مردم همچنان در اسارت و بندگی باقی ماندهاند.
استفاده از مستشاران دولتهای بیطرف اروپایی برای برنامهریزی و انتظام امور اداری کشور
این مقاله با تأکید بر ضرورت استخدام مستشاران خارجی برای پیشرفت مشروطیت و حفظ استقلال ایران آغاز میشود. در ادامه، به ناکارآمدی وزرای وقت در اداره امور مملکت بدون کمک متخصصان خارجی اشاره شده و بیان میشود که عدم پیشرفت و حتی عقبگرد کشور در یک سال اخیر، گواه این مدعاست. مقاله به این نکته میپردازد که بدون مستشاران خارجی، روابط وزارتخانهها نامعلوم و ادارات دچار هرج و مرج خواهند بود و این وضعیت به تضعیف استقلال و افزایش دخالت بیگانگان منجر میشود. در پایان، مقاله از مجلس و ملت میخواهد که وزرا را به استخدام مستشاران عالم و بیطرف مجبور کنند تا از پشیمانیهای آتی جلوگیری شود و ایران از وضعیت هرج و مرج و ضعف کنونی رهایی یابد.
لزوم شناخت نیازهای زمان و گفتوگوهای بینالادیان
متن با تأکید بر حقانیت دین اسلام آغاز میشود و سپس به این پرسش میپردازد که آیا مسلمانان به حقیقت اسلام پایبند هستند یا تنها به نام آن اکتفا کردهاند. در ادامه، به تغییر و تحولات زمانه و لزوم انطباق با آن اشاره میکند و با ذکر مثالهایی از پیشرفتهای نظامی و اجتماعی، مسلمانان را به هوشیاری در برابر این تغییرات فرا میخواند. متن به خطر انحراف مسلمانان از دین در صورت عدم تدبیر مناسب اشاره کرده و پیشنهاد میکند که انجمنهایی برای تبیین ادله اسلام و پاسخ به شبهات دایر شود تا هم عقاید مسلمانان تقویت شود و هم حقیقت اسلام بر سایر ملل آشکار گردد. در پایان، مسلمانان را به تلاش برای ترویج دین و پرهیز از سستی دعوت میکند.
تایید احداث راه آهن در ایران
متن با اشاره به اینکه احداث راهآهن در سایر کشورها موجب اعتبار و رونق دولت و ملت شده، این عمل را مستحسن میشمارد. سپس به منافع عمومی راهآهن، از جمله تسهیل عبور و مرور زوار و افزایش شرفیابی به اماکن مقدسه و دربار شاهنشاهی اشاره میکند. در ادامه، با تخمین تعداد زوار مشهد مقدس و تأکید بر کاهش زمان و هزینه سفر، پیشبینی میشود که احداث راهآهن به افزایش چشمگیر زوار و مسافران منجر خواهد شد. در پایان، این اقدام را اثری ماندگار از همت بلند شاهنشاه میداند و در قالب فتوا، عمل راهآهن را خالی از ضرر و دارای منفعت و حسن تأیید میکند.
نقش مؤثر عدالت و مساوات در پیشرفت جامعه
این متن با تأکید بر قانون مساوات و عدالت، آن را عامل جذب قلوب مردم، اتحاد و پیشرفت جامعه معرفی میکند. توضیح میدهد که مالیات باید صرف منافع عمومی شود و هرکس با تحصیل علم و خدمت به ملت، به ترقی و آسایش دست مییابد. این رویکرد، رغبت مردم به علوم، صنایع و نظام عسکری را افزایش داده و در نهایت به ازدیاد ثروت، قدرت نظامی و شوکت دولت منجر میشود. در ادامه، بر لزوم تدوین و انتشار کتاب قانون در سراسر مملکت تأکید شده و قانون را حاکم اصلی در سلطنت مشروطه میداند، نه عقلای مملکت که صرفاً مجری آن هستند. بیان میشود که قوانین مربوط به مالیات و ادارات دولتی، موضوعات عرفی هستند و با احکام شرعی منافاتی ندارند، بلکه باید با کمک رؤسای روحانی، علومی که به شوکت اسلام و آبادی مملکت کمک میکنند، ترویج شوند. سپس، نویسنده توضیح میدهد که دولت جمهوری یا سلطنت مشروطه، جزو مذاهب نیستند و نباید با عقاید دینی اشتباه گرفته شوند. در نهایت، به تفاوت احکام دینی (مانند بیع و نکاح) که نیازمند شرع شریف هستند، با قوانین وضعی اشاره میکند و تأکید دارد که قوانین آسمانی کامل و بینیاز از تأسیسات جدیدند و مجلس شورای ملی نیز نباید برخلاف احکام الهی عمل کند. همچنین، قوانین حکومتی را تنها ناظر بر حقوق دنیوی مردم میداند و نه عبادات و تکالیف شخصی که مربوط به ارتباط انسان با خداوند است.
دستهبندیهای سیاسی و عدم استفاده از دستاوردهای مشروطیت
این شعر با انتقاد از وضعیت جامعه ایران آغاز میشود که در آن مردم در علم و صنعت ناتوان، اما در فتنه و آشوب ماهرند و به جان یکدیگر افتادهاند. سپس به مشروعیت مشروطه از دیدگاه عقل و شرع اشاره میکند و آن را صحیح میداند. در ادامه، شاعر از بیاثر ماندن تلاشها برای مشروطه ابراز تأسف کرده و از علما و وکلا میخواهد که برای اجرای مشروطه و گرفتن حق مظلومان اقدام کنند. مشروطه به درختی پربار تشبیه میشود که میوههایی چون عدلیه، انصاف و مساوات دارد و قانون اساسی ناظر بر آن است. در پایان، با اشاره به گذشت دو سال از مشروطه و پر شدن شهر از شبنامه و اعلان، از عدم اجرای قانون و نبود همت مردان گلایه میکند و نتیجه میگیرد که در جامعهای که عقلها تابع خرافات و افکار مسموم است، قانون راهگشا نخواهد بود.
عوامل مقوم ملیت و نقش مخرب برخی مطبوعات در تضعیف آن
متن با بررسی سه عامل دیانت، قومیت و وطنیت به عنوان پایههای اتحاد و همبستگی انسانی آغاز میشود. در ادامه، برتری رابطه دینی بر روابط قومی و وطنی در ایجاد اتحاد و پایداری مورد تأکید قرار میگیرد و با استناد به آیات قرآن و شواهد تاریخی، نقش دیانت در پیشرفت و انحطاط ملتها تبیین میشود. سپس، به وضعیت جامعه ایران و مسلمانان اشاره شده و جهل و غفلت به عنوان عامل اصلی ضعف و احتضار استقلال و شرافت آنها معرفی میگردد. در بخش پایانی، به نقش مطبوعات در بیداری عمومی پرداخته شده و از انحراف برخی جراید از مسیر دیانتپروری و تمرکز بر قومیت و وطنپرستی انتقاد میشود. این انحراف، موجب تفرقه و انزجار عمومی از مطبوعات و حکومت جدید دانسته شده و به عنوان عامل اصلی خسارات سیاسی، اخلاقی و اجتماعی معرفی میگردد. در نهایت، با تأکید بر اهمیت مطبوعات به عنوان ابزاری مقدس برای تعالی و ترقی جامعه، از سوءاستفاده از آن در ایران ابراز تأسف میشود.
درخواست از فرانسه، آلمان و انگلستان جهت جلوگیری از تجاوز روسیه به ایران
متن با دعوت از دولتهای فرانسه، آلمان و انگلستان برای حمایت از ایران در برابر تجاوز روسیه آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان ضمن اعتراض به تجاوز قشون روس به آذربایجان و حمایت آن از استبداد، اعلام میکنند که در صورت ادامه این وضعیت، عموم ملت ایران را برای دفاع از وطن و اسلام به جهاد دعوت خواهند کرد. سپس با اشاره به اهداف ملت ایران برای برقراری مشروطیت، عدالت، تمدن و ترقی، از ملت فرانسه درخواست یاری برای دستیابی به آزادی میشود. در پایان، با تأکید بر رونق تجارت و صنعت در ایران متمدن و دوستدار اجانب، از دولتهای متمدن خواسته میشود که روسیه را از به بردگی کشیدن ملت ایران بازدارند و هشدار داده میشود که عدم کمک به ایران به منزله مشارکت در خونریزی خواهد بود.


درخواست کمک مالی جهت انتشار مجلهای فارسی در کربلا یا نجف
درخواستی برای حمایت مالی از انتشار یک مجله فارسی در کربلا یا نجف مطرح شده است. هدف از این مجله، که قرار است از نشریات علمی و تاریخی اروپایی الگوبرداری کند، ترویج زبان فارسی و افزایش نفوذ اقتصادی و سیاسی ایران در عراق است. از مخاطب درخواست شده است که با مقامات دولتی برای تأمین کمک هزینه چاپ مجله از سوی دولت ایران مکاتبه کرده و بر منافع سیاسی آن تأکید کند. همچنین اشاره شده است که چاپ رایگان این مجله در عراق، با توجه به حضور گسترده ایرانیان، امری ضروری و واجب است، همانطور که مجله الاسلام به صورت رایگان در مطبعه دولتی چاپ میشود.
ارشاد نمایندگان مجلس شورای ملی به انجام وظایف دینی و ملی
متن با ستایش از مجلس شورای ملی و اشاره به پایان دوران استبداد و ویرانیها آغاز میشود. سپس، مجلس را کلید سربلندی دین و دولت، قوت و شوکت و بینیازی از بیگانگان و آبادی مملکت معرفی میکند. در ادامه، به اهمیت این نهاد در نگاه جهانیان و نقش آن در نجات کشور از مهالک اشاره شده و هشدار میدهد که اگر اغراض شخصی بر مصالح عمومی غلبه کند، کشور دچار ذلت و خواری خواهد شد. در پایان، بر لزوم اجرای صحیح قوانین دین مبین، ساماندهی امور دولت، مسدود کردن راههای استبداد و تعدیات خائنان، و فراهم آوردن مقدمات استغنای از بیگانگان از طریق تدابیر حکیمانه و جلب مشارکت توانگران تأکید میکند.

شرح دانش، کیاست و کشورداری انگلیسی ها و تسخیر تدریجی هندوستان توسط آنها
متن با ستایش از دانش، کیاست و نظم حکومتی انگلیسیها آغاز میشود و آنها را در مملکتداری و رعایت حال رعایا بینظیر میداند، حتی اگر روشهایشان با حیله و فریب همراه باشد. سپس به چگونگی ورود انگلیسیها به هندوستان اشاره میکند که ابتدا با اجازه پادشاه عالمگیر برای دفع پرتغالیها وارد کلکته شدند. در ادامه، به تدابیر و حیلههای انگلیسیها برای نفوذ و تسلط بر هندوستان میپردازد؛ از جمله ساخت قلعه به بهانه تجارت، جمعآوری نیرو و تجهیزات جنگی، و ارسال نمایندگان با هدایا و عهدنامههای فریبنده به نزد حکام محلی. متن توضیح میدهد که چگونه انگلیسیها با سوءاستفاده از غفلت و غرور حکام هندی، ابتدا با وعده کمک نظامی و سپس با مطالبه مواجب نیروها، بخشهایی از قلمرو آنها را تصاحب میکردند و در نهایت با دخالت در جانشینی حکام، کل مملکت را به تصرف خود درمیآوردند.
لزوم رعایت نظم و برنامه در مجلس شورا
سیدمحمد طباطبایی در سخنانی به وضعیت مجلس شورا اشاره میکند. ابتدا، به وجود انجمنهایی برای تخریب مجلس در شهر اشاره میکند و تأکید میکند که مجلس تحت حمایت امام زمان (عج) است و ملت نیز با آن همراه است. سپس، به عدم نظم و ترتیب درونی مجلس انتقاد میکند و بیان میدارد که با وجود تلاشهای فراوان، هنوز مقصود اصلی از تشکیل مجلس محقق نشده است. او خواستار ساماندهی مجلس، ایجاد محلی برای رسیدگی به عرایض مردم و رعایت نظم در هنگام نطقها میشود. همچنین، از ناقص ماندن کارها و عدم تدوین دستورالعمل و حدود حکام گلایه میکند و در پایان، از مجلس میخواهد که فعلاً در مورد بازگرداندن تیولات و موقوفی تسعیر جنس دست نگه دارد.

زیانهای وابستگی به تولیدات خارجی
متن با اشاره به آیه «العز فی القناعة و الذل فی الطمع» آغاز میشود و به این نکته میپردازد که نفوذ و قدرت دول اروپایی در آسیا، به ویژه ایران، ناشی از وسعت تجارت و رغبت مردم آسیا به کالاهای خارجی است. این وضعیت را عامل ضعف کشورهای آسیایی و قوت اروپاییها معرفی میکند و با طرح این پرسش که در برابر این وضعیت چه باید کرد، راهکار را در قناعت به تولیدات داخلی و ترک تجملات و کالاهای خارجی میداند. در ادامه، به مضرات اقتصادی و اجتماعی وابستگی به خارج، از جمله شیوع ریا و ربا و افلاس عمومی اشاره میکند و با استناد به سیره دول متمدن در حمایت از تولید داخلی، از رؤسای ملت و علما میخواهد که خود پیشگام استفاده از کالاهای وطنی شوند تا مردم نیز از آنها تبعیت کنند. متن با حدیث «الناس علی دین ملوکهم» به پایان میرسد.
تشویق مردم کشور به دادن وام به دولت
متن با طرح درخواست وطن از فرزندانش برای اعانه پنج کرور تومانی آغاز میشود و به بیان مصائب و مشکلات ایران از جمله تجاوز بیگانگان، غارت اموال و هتک حرمتها میپردازد. در ادامه، با طرح پرسشهای متعدد، مردم را به غیرت و همبستگی برای رهایی از این وضعیت و حفظ استقلال و شرف ملی تشویق میکند. در پایان، بر لزوم مشارکت همه ایرانیان در این امر تأکید کرده و کسانی را که از کمک مالی دریغ میکنند، شایسته نام ایرانی نمیداند.
گزارش بازتاب وقایع مشروطیت ایران در مطبوعات انگلستان به حاج شیخ فضلالله نوری
گزارشی از پاریس به حاج شیخ فضلالله نوری ارسال شده است که در آن نویسنده ضمن ابراز ارادت، از استحکام مجلس شورای ملی و پیشرفت تشکیل بانک ملی ابراز خرسندی میکند. در ادامه، به مقایسه نقش روحانیون اسلام در رهبری اصلاحات با مقاومت رهبران مذهبی مسیحی در برابر اصلاحات در فرانسه میپردازد و سرکوب شدید روحانیون مسیحی توسط دولت فرانسه را شرح میدهد. سپس، به پوشش گسترده اخبار مجلس ایران در مطبوعات اروپا، به ویژه روزنامههای انگلیسی، اشاره میکند و از تمجید این روزنامهها از وطندوستی و پایداری نمایندگان ملت و انتقاد از وزرای ظالم و حکام جائر میگوید. در بخش پایانی، ترجمه مقالهای از روزنامه تایمز درباره سلطنت مظفرالدین شاه و وضعیت ایران در آن دوره ارائه میشود که به ضعف مالی، نفوذ روسیه، و در نهایت، شکلگیری نهضت مشروطه و نقش علما در آن میپردازد. نویسنده در پایان، وعده میدهد که اخبار مطبوعات اروپا را به صورت هفتگی برای مخاطب ارسال کند.
علل انحطاط مسلمانان
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا با وجود ماهیت ترقیخواه اسلام، مسلمانان دچار انحطاط و ذلت شدهاند. نویسنده علت اصلی را در عدم پایبندی مسلمانان به قوانین حقیقی اسلام و تقلید کورکورانه میداند که منجر به آسیبپذیری در برابر شبهات مذاهب دیگر میشود. در ادامه، به بیداری رقبای اسلام و تلاش آنان برای تضعیف مسلمانان اشاره میکند و راهکار را در تربیت صحیح اسلامی کودکان از طریق مدارسی مانند مدرسه «اسلام» سیدمحمد طباطبایی میداند که به جای آموزش زبانهای خارجی همراه با شبهات مسیحی، بر استحکام عقاید اسلامی تمرکز دارد. در بخش پایانی، بر اهمیت دعوت به اسلام و ترویج آن در سطح جهانی تأکید میشود و از بیتفاوتی مسلمانان در قبال این وظیفه انتقاد میکند. نویسنده به تأسیس «حوزه ترقی اسلامی» توسط سیدمحمد طباطبایی اشاره کرده و از عدم حمایت کافی از این نهاد ابراز تأسف میکند. در نهایت، بر لزوم تربیت مبلغان اسلامی برای مقابله با فعالیتهای تبشیری مسیحیان تأکید میشود.
انتقاد شدید از قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس
متن با ابراز ناامیدی از دولت استبدادی روسیه آغاز میشود که انتظار میرفت با نهضت آزادیخواهی ایران مقابله کند و به دنبال توسعه نفوذ خود و ریشهکن کردن مشروطیت باشد. سپس، تعجب و انتقاد شدید از دولت انگلیس مطرح میشود که با وجود ادعای حمایت از آزادی و داشتن مشروطیت، به معاهدهای بیرحمانه تن داده و حکم نابودی ملت ایران را امضا کرده است. در ادامه، بر اهمیت اتحاد، وطنپرستی و فداکاری ملت برای بقا و ترقی تاکید میشود و بیان میگردد که بدون این صفات، هیچ ملتی زنده نخواهد ماند. همچنین، توصیه میشود که از علم و صنعت اروپاییان استفاده شود، اما در سیاست به آنها اعتماد نشود، زیرا آنها تنها به منافع خود میاندیشند و ملتهای دیگر را حقیر میشمارند. با استفاده از مثالی از حیوانات درنده و دول استعمارطلب، ماهیت فریبنده استعمارگران تبیین میشود و دولت انگلیس به دلیل ریاکاری و فریبکاری در قبال ایران، مورد سرزنش قرار میگیرد. در پایان، فلسفه سیاسی پشت این معاهده، یعنی ترس انگلیس از قدرت روزافزون آلمان و تلاش برای اتحاد با روسیه به قیمت حیات ایران، برای مخاطبان روشن میشود و از نقش فرانسه در این معاهده ننگین ابراز تعجب میشود.
بیان درخواستهای سیاسی ـ اجتماعی گروه اجتماعیون ـ عامیون قفقاز
این متن، خلاصهای از درخواستهای گروه اجتماعیون - عامیون قفقاز و انجمنهای ایروان، تفلیس و بادکوبه را به مجلس شورای ملی ارائه میدهد. در ابتدا، نویسنده به تأکید مجدد این گروهها بر طرح مطالباتشان اشاره میکند و سپس به دلیل اهمیت موضوع، این درخواستها را به مجلس عرضه میدارد. محور اصلی مطالبات شامل حق انتخاب وکیل برای مجاهدین قفقاز، اجرای مساوی قانون اساسی، آزادی قلم، مطبوعات، گفتار و اجتماع، عدم تعرض پلیس به اشخاص بدون اثبات تقصیر، آزادی اعتصاب کارگران، حق انتخاب وکلای مجلس برای عموم طبقات، حذف واسطه بین شاه و رعایا جز مجلس، تغییر حکام مستبد، تشکیل قشون ملی، تقسیم خالصجات دولتی به رعیت، تأسیس مدارس جدید و عمومی، مسئولیتپذیری هیئت وزرا در برابر مجلس و ورود مالیات دیوانی به خزانه دولت است. هدف نهایی، رساندن این مطالبات به نظر وکلای مجلس است.