کنشگران / عالمان دینی
خلاصه
متن با تأکید بر اهمیت علم تاریخ آغاز میشود و تفاوت نگاه شرق و غرب به این علم را بیان میکند. در ادامه، تاریخ را منبعی برای استنباط احوال گذشته و درک علل ترقی و انحطاط تمدنها معرفی میکند. سپس، با استناد به آیات قرآن، نقش تاریخ در تکمیل عقل عملی و ارائه سرمشق برای آیندگان را تبیین میکند. در پایان، با اشاره به لایحه ارشادیه شیخ محمدکاظم خراسانی به احمد شاه، بر لزوم مطالعه تاریخ صدر اسلام برای بازگشت به مسیر صلاح و فلاح تأکید کرده و از مجله الغری میخواهد که به این موضوع بپردازد.
متن کامل گزارش
قبل از شروع در مطلب، به تقدیم فیالجمله از اهمیت تاریخ مبادرت نموده، عرضه میدارد: از جمله علومی که تاکنون در ملل مشرق زمین عموماً و مسلمین خصوصاً قدر و منزلتی نداشته و ندارد و حقیقت او در بوته جهل و پرده خفا مانده، یکی علم تاریخ است. بالعکس، در ملل غربیه از علوم مهمه محسوب و زیاده از حد، معتنابه[۱] و معمول [است].
امروزه از علوم لازمهالتعلیم در مدارس و مکاتب [غرب]، یکی علم تاریخ است و شخصی که کتابی در فنی تصنیف نماید که لایق مقام مورخی گردد، البته آن شخص مابهالافتخار ملت خود بر سایر ملل خواهد بود.
علم تاریخ در ملل مشرق زمین عبارت است از حکایات و قصص سالفه[۲] که شاغل[۳] فکر و مُفِّرح[۴] قلب و رافع خون باشد؛ چنان که یکی از ریشسفیدان وقتی میفرمود و به خیال خود نکته میسرود که حکمای سلف، فن تاریخ را به جهت اشتغال و سرگرمی اشخاص مبتلا به تب لازم تدوین کردهاند.
[تاریخ] در ملل غربیه عبارت است از وقایع ماضیه و خصوصیات حالات مردمان گذشته و کیفیات روشن سابقین که سرمشق وقایع و حالات و کیفیات روش دیگران در ازمِنه[۶] حالیه و استقبالیه[۷] گردد.
فن تاریخ در واقع منشأ استنباط و احوال و اوضاع سابقه ادوار عالم است که مردم میتوانند از آثار و اخبار سابقه، میزان ترقی و انحطاط بنینوع خود را در سوابق ایام به دست آورند و آن را مقیاس عملیات و موضوع فکریات خود قرار دهند؛ چنان که امروزه از اثرات حفریات شوش و قلعه دختران کرمان و اراضی بابل و نینوا و مصر ثابت کردهاند که معموره عالم و تمدن آن وقت بیشتر از الان بوده. قطعات فلزیه در اطاق موزه مصر به خوبی شاهد است بر این که این قطعه در کارخانه ترقی تهیه شده و این قوه عجیبه از استکشافات عهد قدیم است. یا آن که از واقعه مصالحه ایران با روم، در بستن سد نهر کارون که بنا شد رومیان ببندند و سی هزار رومی با شخص قیصر تا چند سال به تهیه این نهر - که در حقیقت اکسیر است - پرداختند استنباط میشود که این وادی غیر زرع، الان تا چه اندازه قابل زراعت و لایق اهمیت است - یا آن که از استیلای لشکر اسلام بر حدود شمالی افریقا تا وسط افریقای مرکزی و صحرای کبیر جنوباً و بوغاز ستیه[۱] غرباً و تشکیل سلطنت اسلامی در اندلس به آن سرعت و جلادت معلوم میشود که آن وقت کانال سوئز[۲] مفتوح بوده و عرضاً مسدود شده، پس فلان شخص فرانسوی که خود را مجدّدهِ عالَم و محیی قطعات خمسه کُره[۳] در افتتاح کانال میداند بیجا است.
الحاصل، مقصود از نگارش این امور اثبات اهمیت تاریخ است و ثمرات مترتبه بر آن. و به عبارت اوضح، بنینوع انسان را دو عقل است: یکی، عقل علمی؛ دیگری عقل عملی. موضوع عقل علمی تجربه است و در سرد و گرم دنیا. تکمیل شخص، به تحصیل عقل عملی است. بدون عقل عملی، اساس عقل علمی، پا در هوا و هباءً منثور[۵] است.
شاگردان دانای فارغالتصحیل مُمتَحَن[۶]، مرجع خدمت نخواهند شد مگر در ادارات عامله مصدر عمل و اَشغال[۷] مهمه گردند و از روی تجربه دارای عقل عملی شوند.
چون که تحصیل عقل عملی از برای هر یک از افراد بشر، در کمال صعوبت و فوق حدالتقریر مشکل است، مگر آن که عمر را مکرر نمایند تا با یکی تحصیل عقل عملی و با دیگری به اعمال پردازند، این هم که محال است. از آن طرف هم، این معنی فطری در طبع حیوانی است که اگر حیوانی احساس کند که برادر نوعی او از آن راه به چاله افتاده، این یکی طبعاً راه را کج خواهد نمود. اگر انسانی دید رفیقش از فلان غدا مریض و از دیگری صحت یافت، قهراً همان را سرمشق خود قرار میدهد.
لهذا فن تاریخ که عبارت است از کیفیات اوضاع و احوال اسلاف[۸] در قرون سابقه، به جهت سرمشق و تحصیل عقل عملی از برای اخلاف[۹] در قرون لاحقه[۱۰]، تدوین نمودند تا اخلاف، کتاب احوال اسلاف را نصبالعین خود قرار داده، از محاسن و مَساویء[۱۱] او عقل عملی را میزانبندی اعمال خود نموده.
پس از این بیان، واضح گردید که فن تاریخ از برای مردمی که خیال ارتقاء به مدارج عالیه ترقی دارند، لازم است و بدون او نیل به مقصود، مَعسور[۱] بلکه عادتاً محال است.
و از اینجا بایست فهمید که قرآن مجید تا چه اندازه جامع علوم و حاوی طرق صلاح و فلاح عباد است. همین علم تاریخ که موجب تکمیل عقل عملی است از برای اخلاف بشری در دوره آتیه، اساس همین مبارک قانون اساسی ما بر آن است. اغلب وقایع قرون ماضیه و حالات انبیای سلف را در ضمن بیان تاریخی به شخص اول دائره امکانی (صلی الله علیه و آله) نازل فرموده و بعد از آن ثمره آن را هم که سرمشق و دستورالعمل افعال و روش بندگان او باشد بیان میفرماید؛ چنان که در سوره هود میفرماید: وَکُلا نَقُصُ عَلَیکَ مِن أنبَاءِ الرُّسُل مَا نُثَبِّتُ بهِ فُؤَادَکَ وَجَاءَکَ فِی هَذِهِ الحَقَّ وَمَوعِظَةٌ وَذِکرَی لِلمُؤمِنِینَ[۲]. در سوره حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام، قبل از شروع به اصل قصه میفرماید: نَحنُ نَقُصُ عَلَیکَ أُحسَنَ القَصَص[۳] و در اختتام واقعه میفرماید: لَقَد کَانَ فِی قَصَصِهم عِبرَةٌ لأولِی الألبَاب. هر کس که عن فکر رجوع بدین کلام عزّمن قائل نماید، تصدیق خواهد نمود که اگر تمام مورخین عالم و دانایان ملل دنیا علی شَتاتِها و اختلافِها[۵] جمع شوند و یک کنفرانس تاریخی تشکیل دهند و تمام عمر خود را صرف بیان فایده و ثمره تاریخ کنند، بیش از آنچه در تحت این سه کمله مبارکه "موعظه" و "ذکری" و "عبرت" که از برای مؤمنین و اولیالالباب دستور داده شده نتوانند بیان نمایند. همچنین ملتفت خواهند شد که نیست صفحه و سورهای از قرآن که دارای یک واقعه تاریخی نباشد. ولی افسوس و هزار افسوس که این دستور شریف مثل سایر حقایق دینیه و اصول مقدسه اسلامیه، از دست رفته و امروزه بایست از ملل مسیحیه که از مبدأ اسلام تلقی کردهاند[۷] تلقی نماییم.
به هر جهت، پس از این بیان، معلوم شد که امروزه اهم امور از برای ما مسلمانان که رشته حیاتمان به مویی بسته است، آن است که تاریخ اسلاف خودمان را در صدر اول اسلام پیشنهاد خاطر نموده، همان را موضوع فکریات و مقیاس عملیات خود قرار داده تا بلکه آب رفته به جوی باز آید؛ چنان که در لایحه ارشادیه تبریکیه که از طرف بندگان حضرت مستطاب غَوثُالمِلَهِ الناجیَه، کَهفُ الأَمَهِ المَرحُومَه، مُروجُ الشَریعَهِ المُحَمدیَه، بانی السلطَنَهِ الشُورَویه، مُؤسِسُ العَدالَهِ فِی المَمالِکِ الاسلامِیَه، اَلذی به جَمعَت شَمِلُ الدین وَ تَمَّت حُجهُ الاسلام عَلَی البَشَر فِی القَرن الرابعَعَشر مَولانا الافخَم وَ اُستادُنا الاعظَم الشَیخ محمدکاظم الخراسانی صاَنَ اللهُ بهِ حَوزةَ الاسلام وَ رَدّ بهِ کَیدَ الزّنادِقهِ اللِئام، به حضور اقدس اعلیحضرت شاهنشاهی السلطان احمد شاه خلد الله ملکه و سلطانه اهدا شده و کلیه صلاح و فلاح سلطنت اسلامی را در ضمن موادی چند درج و اخطار فرمودهاند، بدین مطلب به عبارتی مختصر اشاره شده در ماده هشتم و نهم میفرمایند:
ماده هشت: مراجعه به تواریخ سلاطین بزرگ عالم و دانستن این که به چه روش رفتار و نشر معارف مذهبیه و استقلال ملت خود را پایدار و در صفحات تاریخ عالم، نام خود را به یادگار گذارده و بر طبق همان سلوک و رفتار و مراقبت فرمایند ان شاء الله تعالی.
ماده نهم: این معنی البته از تاریخ ایران بر ذات اقدس مکشوف خواهد بود که هر یک از سلاطین سلف، چه سابق بر ساسانیان و چه بعد از آن که در وادی خوشگذرانی برآمده و عمر خود را به لهویات مصروف داشتهاند، قاطبه رجال مملکت هم پیروی طریقه ملوک خود نموده، ضعف و مذلت بار آوردند و هر کدام که از این عیاشیها و شهوات نفسیه و سَبُعیه[۱] احتراز و همّ خود را به وظایف رعیتپروری و مملکتداری و نشر علمیات و ترتیبات لشکری و کشوری و آبادی مملکت مصروف داشته، به اندک زمانی مقدم بر سایر سلاطین جهان شدند. امید که ان شاء الله تعالی ذات اقدس نیز از طریق وخیمه اوّلی به کلی اِعراض و احتراز، و مسلک ثانی را نصبالعین خود فرموده، عماً قریب مأمول را حاصل خواهند فرمود، آن شاء الله تعالی.
لذا بر اداره مجله الغری که بیان مصالح مسلمین را متکفل شده، لازم است که تاریخ حدوث اسلام و منشأ ترقی مسلمین را اولاً، و موجب انحطاط آنها را ثانیاً، در طی مجلات خود به بیانی واضح عرضهداشت قارئین کرام بنماید.
**پاورقیها:**
[۱] قابل اعتنا
[۲] گذشته
[۳] مشغول کننده
[۴] نشاطآور
[۵] تب لازم: سل
[۶] جمع زمان: دورهها
[۷] آینده
[۸] کذا فیالاصل.
[۹] در اصل سویس
[۱۰] قطعات خمسه کره: پنج قاره کره زمین
[۱۱] آشکارتر
[۱۲] هباءً منثور: تباه شده
[۱۳] آزموده شده
[۱۴] جمع شغل: سِمتها
[۱۵] جمع سلف: گذشتگان
[۱۶] جمع خلف: بازماندگان
[۱۷] بعدی
[۱۸] جمع مساءه: بدیها، زشتیها
[۱۹] دچار سختی
[۲۰] هود، ۱۲۰: ما همه این حکایات اخبار انبیا را بر تو بیان میکنیم تا قلب تو را به آن قوی و استوار گردانیم و در این (شرح حال رسولان) طریق حق و راه صواب بر تو روشن شود و اهل ایمان را پند و تذکر باشد.
[۲۱] یوسف، ۳: ما بهترین حکایات را بر تو میگوییم.
[۲۲] همان، ۱۱۱: همانا در حکایات آنان (پیامبران ما و یوسف و برادران) برای صاحبان عقل، عبرت کامل خواهد بود.
[۲۳] علی شتاتها و اختلافها: با وجود همه تفاوتها و اختلافاتشان
[۲۴] یادواره، یادبود
[۲۵] تلقی کردن: برداشت کردن
[۲۶] حیوانی
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1328
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران