کنشگران / عالمان دینی
ادیب الممالک فراهانی
شاعر
خلاصه
این شعر با توصیف قدرت و شکوه گذشته مسلمانان آغاز میشود که چگونه بر پادشاهان باج میگرفتند و بر سرزمینهای وسیعی از چین تا اندلس و مصر تسلط داشتند. در ادامه، با لحنی حزنانگیز به وضعیت کنونی مسلمانان میپردازد که گرفتار غم و رنج هستند و کاشانه و گنج خود را از دست دادهاند. سپس با استفاده از تمثیلهایی مانند بریدن منقار مرغان بساتین و چریدن گاوان شکمخواره در گلزار، به خیانت یاران و فروش یوسف توسط آنان اشاره میکند. در پایان، با بیان اینکه مزرعه را آب گرفته و خون دل رنگ می ناب به خود گرفته، از وضعیت اسفناک موجود ابراز تأسف کرده و از واسطه رحمت حق میخواهد که طوفان بلا را از این خاک بگرداند.
متن کامل گزارش
ماییم که از پادشهان باج گرفتیم دیهیم [۲] و سَریر [۳] از گهر و عاج گرفتیم وز پیکرشان دیبه [و ] دیباج [۴] گرفتیم
زان پس که از ایشان کمر و تاج گرفتیم اموال و ذخایرشان تاراج گرفتیم ماییم که از دریا امواج گرفتیم
و اندیشه نکردیم ز طوفان و ز تَیّار [۵]
در چین و خُتَن [۶] وَلَّوَلَه از هیبت ما بود در اُندُلس [۷] و روم عیان قدرت ما بود
در مصر و عَدّن غُلغله از شوکت ما بود غَرناطه [۸] و اشبیلیه [۹] در طاعت ما بود
صِقَّلیّه [۱۰] نهان در کنف رایت [۱۱] ما بودی فرمان همایون قضا آیت ما بود جاری به زمین و فلک و ثابت و سیار
وز ناحیه غرب به افریقیه راندیم وز بحر جنوبی [۱۳] به فلک، گرد فشاندیم ماییم که از خاک بر افلاک رساندیم
خاک عرب از مشرق اقصی گذراندیم دریای شمالی [۱۲] را بر شرق نشاندیم هند از کف هندو، خُتّن از تُرک ستاندیم
نام هنر و رسم کرم را به سزاوار
امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم [۱۶] هم سوخته کاشانه و هم باخته گنجیم
در داو [۱۴] فِره [۱۵] باخته اندر شش و پنجیم چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم ماییم که در سوگ و طَرّب قافیه سنجیم
جغدیم به ویرانه هزار [۱۷] یم به گلزار
مرغان بساتین [۱] را منقار بریدند گاوان شکمخواره به گلزار چریدند تا عاقبت او را سوی بازار کشیدند
اوراق ریاحین [۲] را طومار دریدند گرگان ز پی یوسف بسیار دویدند یاران بفرختندش و اغیار [۳] خریدند
آوخ ز فروشنده، دریغا ز خریدار
افسوس که این مزرعه را آب گرفته خون دل ما رنگ می ناب گرفته رخسارِ هنر، گونه مهتاب گرفته
دهقان مصیبتزده را خواب گرفته وز سوزش تب، پیکرمان تاب گرفته چشمان خِرَد، پرده ز خوناب گرفته
ثروت شده بیمایه و صحت [۴] شده بیمار
ابری شده بالا و گرفته است فضا را
از دود و شَرّر تیره نموده است هوا را
آتش زده سکّان زمین را و سما [۵] را آ سوزانده به چرخ، اختر و در خاک، گیا [۶] را
ای واسطه رحمت حق، بهر خدا را
زین خاک بگردان، ره طوفان بلا را
بشکاف ز هم، سینه این ابر شرربار
**پاورقیها:**
[۱] کمر و تاج گرفتن: کنایه از سلب قدرت و سلطنت است
[۲] تاج پادشاهی
[۳] تخت پادشاهی
[۴] نوعی پارچه ابریشمی رنگین
[۵] موج دریای طوفانی
[۶] ترکستان شرقی
[۷] نام سرزمین اسپانیا در زمان حاکمیت مسلمانان بر آنجا
[۸] از شهرهای اسلامی اندلس
[۹] از شهرهای اسلامی اندلس
[۱۰] نام جزیره سیسیل در دریای مدیترانه
[۱۱] پرچم
[۱۲] دریای شمالی: دریای مازندران
[۱۳] بحر جنوبی: دریای عمان و اقیانوس هند که به آن «بحر اخضر» نیز میگفتند (از افاضات شفاهی استاد دکتر قره چانلو)
[۱۴] نوبت بازی (به ویژه در نرد و شطرنج)
[۱۵] بسیار زیاد
[۱۶] سپنج: خانه موقت. دیر سپنج: کنایه از دنیاست.
[۱۷] بلبل
[۱] جمع بستان: بوستانها
[۲] جمع ریحان: گیاهان خوشبو
[۳] جمع غیر: بیگانگان
[۴] تندرستی، سلامتی
[۵] آسمان
[۶] گیاه
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1281
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار