متن با معرفی چهار حوزه اصلی برای آغاز اصلاحات شامل اداره معارف، مالیه، عسکریه و فلاحت آغاز میشود. در ادامه، به نقد وضعیت مدارس جدید و آموزش زبانهای خارجی میپردازد و تأکید میکند که این نوع آموزش، به جای پیشرفت، به انکار مذهب و دیانت منجر شده است. سپس، با اشاره به زبانهای عربی و فارسی به عنوان زبانهای اصلی ملت، پیشنهاد میکند که علوم جدید از طریق ترجمه متون مصری و بیروتی به فارسی ساده، در کشور رواج یابد و در قانون اساسی معارف، برای محصلین علوم، امید و فداکاری مالی و جانی در نظر گرفته شود. در بخش بعدی، به اهمیت تحصیل صنایع و نقش جوانان اشرافی در کارخانجات اشاره میکند و تأکید دارد که پیشرفت صنعتی تنها زمانی مؤثر است که اداره فلاحت، مواد اولیه مورد نیاز کارخانجات را از داخل کشور تأمین کند تا از وابستگی به واردات خارجی جلوگیری شود. در پایان، با اشاره به لزوم مهاجرت جوانان برای کسب صنایع جدید، بر اهمیت غیرت و حیا در خودکفایی و عدم وابستگی به محصولات کفار تأکید میکند.