کنشگران / عالمان دینی
سیدجلال الدین کاشانی (موید الاسلام)
روزنامه نگار
خلاصه

متن با ابراز خوشحالی از همراهی علما با روزنامه حبل‌المتین آغاز می‌شود و به نقش این روزنامه در تغییر دیدگاه منفی نسبت به علما اشاره می‌کند. در ادامه، برتری علمی و فکری روحانیون را در طول تاریخ اسلام تأکید کرده و پیشنهاد می‌دهد که دولت ایران، علما را در امور مملکتی و ترقیات ملی و دولتی طرف مشورت قرار دهد. سپس، با طرح سؤالاتی، عدم تضاد بین مناصب دینی و حکومتی را بیان می‌کند و بر لزوم اتحاد همه اقشار ملت برای حفظ استقلال تأکید می‌ورزد. در پایان، با اشاره به وضعیت اسفبار کشورهای اسلامی که از سلطنت اسلام جدا شده‌اند و مقایسه با پیشرفت ژاپن، به علمای ایران هشدار می‌دهد که اگر روش ژاپنی‌ها را در فداکاری برای وطن پیش نگیرند، در کمتر از یک قرن نابود خواهند شد و هیچ‌کس قادر به بازگرداندن قدرت اسلام نخواهد بود.

متن کامل گزارش
نمی‌دانم شعف قلبی خود را از همراهی علمای اعلام و حصون اسلام کثرالله امثالهم به این نامه مقدس چگونه بیان نمایم، یا تشکرات سزاوار خویش را از توجه معلمین روحانی ایران خصوصاً به مقتضیات زمان، چگونه عرض‌کنم؟ قبل از اشاعه روزنامه مقدس حبل‌المتین عامه رجال خارجه و داخله، مانع ترقیات ملیه و دولیه ایران را علمای اعلام تصور می‌کردند و نام مقدس این بزرگواران را که باید تمام طبقات ملت به وجودشان فخر کنند زشت می‌نمودند؛ منجمله خدماتی که روزنامه مقدس «حبل‌المتین» به شریعت غرّای اسلام نموده، ابطال اقوال معاندین علمای اعلام و ابراز خیالات عالیه هادیان ملت و جانشینان پیامبر (ص) است. در انظار خودی و بیگانه من باب ترقیات اسلام و اسلامیان از مقالات زیبا و پسندیده و کلمات عالیه علمای اعلام و هادیان اسلام که متوالیاً در حبل‌المتین اشاعت یافته بر عالمیان ظاهر گردیده که به اندازه‌ای که این طبقه عالیه، تنزل اسلام را دانسته و نکات ترقی را استنباط کرده‌اند، هیچ یک از طبقات اسلام ملتفت نشده و بیانیه‌ای که این بزرگواران در ترقی دولت و رفع نواقص ملت که باعث ترویج شرع انورست ساعی و جاهدند، دیگران نمی‌باشند. پر واضح است که از بدو اسلام الی الحین، این طبقه، یعنی معلمین روحانی، عاقل‌ترین و فهیم‌ترین و داناترین تمام طبقات بوده و هستند. بدون تردید احدی از ملت اسلام این امر را نمی‌تواند انکار نمود. پس در صورتی که علمای اعلام به این درجه همراهی با دولت دارند و به این اندازه ساعی در ترقیات ملت‌اند و به این پایه، علت تنزل و اسباب ترقی اسلام را ملتفت می‌باشند، شایسته است که دولت علیه ایران این بزرگواران را طرف مشورت خود در معاملات مُلکی و ترقیات ملتی و دولتی قرار دهد؛ چه ترقی ایران منحصر است بر این‌که تباین مسند شرع و عرف مرتفع و هر دو، متفق شده، اسلام را نگذارند از پای درآید. از روی اطمینان و وثوق می‌گویم که علمای اعلام بدون هیچ عذری، قبول خدمات دولت اسلام را خواهند فرمود و اعلیحضرت اسلامیان‌پناه را در ترویج احکام شرع و رفع نواقصات مُلکی و ملتی اسلامیان، به مال و جان و عقل و تدبیر و تشویق ملت، تأییدات صحیحه خواهند فرمود. عقلاً و شرعاً هیچ مانع نیست که چند تن از علمای بزرگ در دارالشورای دولت، شرکت داشته باشند. چه منافاتی دارد که حاکم شهر، قاضی ملت هم باشد؟ یا قاضی ملت شرکت تامه‌ای در امر حکومت داشته باشد؟ چه نقص ظاهر خواهد شد که سرداران قشون اسلام، امام جماعت مسلمانان نیز باشند؟ ملت ایرانیه مشتی بیش نیستند. اگر بنا شود که عالم، جاهل، شاه، گدا، امیر، فقیر، همدست نشوند و به پشتگرمی یکدیگر به مقتضیات وطن‌خواهی پایبند نگردند از قوه حفظ استقلال آینده خود بیرون نخواهند آمد. ای معلمین روحانی ایران! شما را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم عطف عنان نظر، به ممالکی که از سلطنت اسلام جدا و تجزیه شده بفرمایید. مساجد را شرابخانه تصور کنید، معابد اسلام را اصطبل ستوران و انبار زباله‌دان تماشا نمایید. ببینید اختیارات علمای بزرگ اسلام را که نمی‌توانند بدون اجازه حکومت متبوعه به جهت خود، زنی را عقد بندند. ملاحظه فرمایید که دختران اشراف و بزرگان اسلام، سر از چنبر اطاعت مربیان خود پیچیده، ناموس طایفه بلکه ملت خود را در سر بازارها بر باد می‌دهند و احدی را قدرت تکلم کردن با آنان نیست. سلطنت اسلامی ایران از سلطنت چین و هند و سایر سلطنت‌های اسلامیه در آفریقا و آسیا بزرگ‌تر و قوی‌تر نیست از وخامت غفلتی که امروزه ما ایرانیان را نیز فراگرفته، به این روز سیاه نشسته و به این حال تباه، گرفتار شدیم. پس بر ماست که بر اسلام رحم آوریم. نه والله بر خویشتن و جانشینان خود ترحم کنیم و بر استخوان‌های پوسیده پدران بزرگوار خویش رحم آورده، نگذاریم اراضی که با عناصر اجداد ما عجین است، لگدکوب دشمنان گردد. هیچ چیز، ما را از این ورطه ترسناک نجات نمی‌بخشد مگر این که تمام افراد بدون استثنای احدی در حفظ وطن فداکاری نماییم و از مال و جان در راه حفظ او دریغ نداریم. یگانه بی‌انباز را بر صدق مقالم گواه می‌آورم. اگر ملت محقر ژاپون به هوش نیامده، راه ترقی را پویان نمی‌شدند و یک‌دل و یک‌جهت در حفظ وطن عزیز فداکاری نمی‌کردند و به مقتضیات زمان عمل نمی‌نمودند تا امروز نامی از ملیت آنان باقی نمانده بود. و اگر امروز ما نیز روش ژاپونیان را اختیار ننماییم در کمتر از یک قرن، نیست و نابود خواهیم شد. نه علما قادر بازگشت قوت اسلام خواهند بود و نه بزرگانی که امروزه هر یک دعوی مالکیت و تسلط مطلق می‌کنند، قدرت سخن گفتن خواهند داشت. واضح‌تر بگویم هیچ یک از آنان وجودی که منشأ اثر باشد نخواهند داشت. خدایا قبل از رسیدن چنین روزی قالب مرا از روانم تهی فرمای. **پاورقی‌ها:** [۱] سزاوار [۲] مانع [۳] مؤنث انیق: زیبا و پسندیده [۴] عاقل‌ترین و فهیم‌ترین و داناترین [۵] بدون تردید [۶] تباین مسند: تضاد مقام [۷] جدا و تجزیه شده [۸] جمع مزبله: زباله‌دان [۹] جمع بنت: دختران [۱۰] بزرگان اسلام [۱۱] منظور بزرگان دین است. [۱۲] جمع خُلّف: جانشینان، بازماندگان [۱۳] استخوان‌های رمیمه آباءِ کرام: استخوان‌های پوسیده پدران بزرگوار [۱۴] ترسناک، موحش [۱۵] حفظ، نگهبانی [۱۶] بازگشت [۱۷] کوس لِمّن الملکی می‌زنند: دعوی مالکیت و تسلط مطلق می‌کنند. [۱۸] حبل‌المتین، س ۸، ش ۴، ۴ رجب ۱۳۱۸ ق، ص ۱۶ - ۱۷. [۱۹] حبل‌المتین، س ۸، ش ۴، ۴ رجب ۱۳۱۸ ق، ص ۱۶ - ۱۷.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1279
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران، حکومت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها