کنشگران / عالمان دینی
شیخ یحیی کاشانی
روزنامه نگار
خلاصه

متن با تأکید بر نقش حیاتی رؤسا و بزرگان، به‌ویژه علمای روحانی، در ترقی و تنزل ملت‌ها آغاز می‌شود. استدلال اصلی بر این پایه استوار است که تأثیر طبقه روحانی بر اخلاق و عادات مردم هزاران برابر بیشتر از حاکمان و صاحبان قدرت است، زیرا فساد عالم به فساد عالم می‌انجامد و اصلاح او نیز به اصلاح جامعه منجر می‌شود. در ادامه، به این نکته اشاره می‌شود که اگر علما با تمدن جدید آشنا شوند و حقایق زمانه را درک کنند، می‌توانند با موعظه و نصیحت، پرده اوهام را از دیدگان عامه برداشته و مفاهیمی چون مدارس جدید، روزنامه و راه‌آهن را که پیشتر بدعت شمرده می‌شدند، به عنوان لوازم ضروری زندگی معرفی کنند. سپس، با اشاره به اطاعت بی‌چون و چرای ملت ایران از علما، مسئولیت سنگین هدایت مردم به سوی ترقی و جلوگیری از هلاکت آن‌ها بر دوش علما گذاشته می‌شود و هشدار داده می‌شود که در صورت کوتاهی، خداوند از آن‌ها بازخواست خواهد کرد. در پایان، با یادآوری جان‌فشانی ملت در راه مقاصد علما و امیدواری مردم به آن‌ها برای سعادت آتیه، از علمای اعلام خواسته می‌شود که با جدیت و سرعت، به تدوین و اجرای قانون اساسی بپردازند، زیرا بدون قانون پایدار، تمام تلاش‌ها موقتی و بی‌ثمر خواهد بود و ترقی ایران محدود و مشروطیت آن موقت خواهد ماند.

متن کامل گزارش
ترقی هر ملت به همت عالیه رؤساء و اعاظم است: کسانی که در بین ملت نفوذ کلمه دارند، آنان که هرگونه قدرت و تصرف در امت را مالک‌اند. در تاریخ فلسفه ثابت و محقق است که ترقی و تنزل جوامع بر دو گونه است: اول، آنکه به مقتضای سیر طبیعی تمدن است؛ دوم، آنکه به واسطه امری فوق‌العاده است؛ مثل توجه رؤساء و بزرگان و ارباب کلمه نافذه. در صورت اول، تقدم چون با حرکت طبیعی است لا محاله تدریجی است؛ بالعکس، در صورت دوم، که به واسطه امری فوق العاده و واقعه غیرمترقبه با سرعت هرچه تمام‌تر در میدان مسابقه، گوی سبقت می‌رباید. از این رو ارباب حکمت‌گویند: در عالم هیچ چیز، ملت را نافع و مضر چون رؤساء روحانی نیست. پس اگر میل این طایفه به طرف اصلاح متوجه شود به اندک مدتی آثار فلاح و نجاح ملت را حاصل گردد و هرگاه به طرف فساد متوجه گردند نیز به اندک مدتی علائم ضعف و نقصان در سیمای اهالی آشکارگردد. اگرچه دولت و ارباب استیلاء را نیز در باب ترقی و تقدم، مدخلیت تامه است و محقق شده که هرگاه سلطان به جانب آبادی مُلک عطف عنان نماید، ملت به اندک زمانی صاحب شرف و افتخار گردند (چنانچه در بسیاری از ممالک، سلاطین ترقی داده‌اند مانند پطر کبیر و اعلیحضرت میکادو امپراطور ژاپن)، ولی از این نکته صرف نظر نتوان نمود که تأثیر طبقه روحانی که نافذ در صدور و ارواحند هزاران مرتبه از ارباب سلطه و قدرت زیاده است، چرا که آن گروه، زمام عادات و اخلاق مردم را در دست گرفته‌اند و در حدیث نبوی «اِذا فَسَدّ العالِمُ فَسَدَ العالَم» [۱] صریحاً این معنی مندرج گشته. و سرّ امر آن است که چون عالِمی فاسد شود به زودی اخلاق عامه را خراب و فاسد کند و هرگاه اخلاقش حسنه و صحیحه شود هر آینه به اندک مدت همگی ناس را همان اخلاق، حاصل خواهد شد. و هرگاه علماء در خط تمدن جدید داخل‌گردند و از اوضاع زمانه واقف و بینا شوند، در مدتی اندک به لسان موعظه و نصیحت، حقیقت امر را به تمام آحاد و افراد یاد خواهند داد. چیزی نخواهد گذشت که پرده اوهام از برابر دیدگان عامه برچیده و حقایق، مرئی خواهد شد. دیگر، مدارس جدیده و دارالفنون بدعت و ضلالت حساب نخواهد شد؛ روزنامه، اوراق مضلّه شمرده نخواهد شد؛ راه‌آهن حرام نخواهدگردید؛ بلکه تحریص و ترغیب خواهند نمود عوام را به طرف اینگونه لوازم که امروزه برای ما از نان یومیه واجب‌تر و لازم‌تر است. خلاصه، آنکه صلاح و فساد دنیا در دست علماء است خصوص در ممالک مشرق زمین که اهالی هنوز آن درجه تربیت را پیدا نکرده‌اند که خودشان مصالح و مفاسد را ملتفت شوند و بدون قائد و راهنما ممکن نیست بتوانند طی راه کنند. الحق ملل آسیا عموما و اهل ایران خصوصأ در شنیدن و متابعت کردن اقوال و اعمال علماء کمال سعی و کوشش را دارند، به حدی که تخطی از فرمایشات مجتهدین را قریب به کفر و الحاد می‌دانند و به هرچه امر و نهی نمایند چون و چراگفتن را جایز نمی‌شمارند بلکه تسامح و کوتاهی را نیز توهین به دین خدا می‌دانند. چون مطلب به این جا رسید پس به ناچار یک مطلب دیگر هم عرض می‌کنم و متوقعم به‌نظر انصاف در او بنگرند و اگر صحیح است هرچه تکلیف خود می‌دانند رفتار کنند. ملت جاهل، مطیع و فرمان‌بردارند. چشمشان به اقوال علماء است. پس اگر علما، ملت را به راه راست هدایت نفرمایند و تکلیف آنها را معین نکنند یا خدا\[ی\] نخواسته از ترقی مانع شوند تقصیر و گناه بر گردن آنها خواهد بود که وظیفه خود را ادا نکرده و راه و چاه را نشان نداده‌اند و خداوند بازخواست از آنان خواهد نمود که چرا قوم را آگاه نکردید، مصالح و مفاسد آنها را نگفتید، چرا خلق را حیران و سرگردان به حال خود واگذاردید تا هلاک شوند؟ ملت نیز در روز عرض اکبر خواهند گفت: «اللهُمَ اِنّ هوْلاء سادَتنا و کبرائُنا قَد اَضَلّونا السَّبیلَ.» خدایا! اینها بزرگان و سادات مایند که باید ما را محافظت کنند، پرستاری ما بر عهده آنها بود لکن در عوض پرستاری، ما را به ضلالت افکندند و گرفتار ذلت و مسکنت نمودند، روزگار ما را سیاه کردند. ای علماء اعلام! ای پیشوایان انام! ای حافظین شریعت غرّاء! حُسن عقیده ملت را درباره خود تجربه نمودید، همراهی مردم را در اجراء مقاصد مقدسه خود ملاحظه فرمودید، جان‌فشانی قوم را در راه محافظتِ نوع خود تماشا کردید. آیا هیچ ملتی اینگونه در متابعت علماء و روحانیین خود حاضر شده‌اند و جان و مال در کف گرفته‌اند؟ آیاکسی حق شکایت و عدم مساعدت از آنها دارد؟ نه، والله ملت حاضر شد تا آخرین قطره خون خود را در راه شما و اجراء فرمایشاتتان بریزد. انصاف نیست بعد از این، دست نگاه دارید و از حق‌گویی سکوت اختیار کنید. امروز، همه ملت از حُسن نیات و مقاصد مقدسه شما به خوبی آگاهند و آزادی و سعادت و مشروطیت راکه حاصل کرده‌اند از اثر اقدامات مجدّانه و مساعی خیرخواهانه شما می‌دانند و برای خوش‌بختی آتیه خود چشم امید به طرف شما دوخته‌اند. شما بزرگواران نیز بهتر از هرکس تکلیف خود را اداء خواهید فرمود و این همه امیدواری را مبدل به ناامیدی و یأس نخواهید ساخت. امروز اول چیزی که برای ما لازم است و نخستین وظیفه وکلاء ملت و وزراء دولت است که باید به اصرار و تعجیل علماء اعلام از قوّه به فعل آید، نوشتن قانون \[اساسی\] است، چنانکه شرحی از فوائد و منافع آن را در مقاله اول روزنامه به عرض رسانیدیم؛ زیرا که هر عمل و اقدام وقتی مفید خواهد بودکه پایدار و برقرارگردد. اقدام شما اگر نتیجه‌اش نوشتن قانون نباشد، موقتی و چند روزی بیش ثمر نخواهد داشت. و همچنین وجود یک پادشاه عادل یا یک وزیر عاقل وقتی می‌تواند باعث نجات ملت شود که قانونِ محکم صحیحی ترتیب داده به موقع اجراء گذارند، والا تمام زحمات موقتی خواهد بود. یکی از دانایان در این خصوص‌گوید: از وجود یک پادشاه عادل یا یک وزیر عاقل همان قدر نظم و ترقی حاصل می‌شود که یک روشنایی از یک مشعل بزرگ. به مجرد آنکه مشعل خاموش شود روشنایی آن هم فوراً تمام می‌شود. سلطان عادل یا وزیر کامل همین که مأموریت و عمرشان به آخر رسید جمیع خوبی‌ها و انتظام‌ها با آنها از میان خواهد رفت؛ اما در حالتی که در یک دولت، قانون وضع شده باشد در تغییر اشخاص یا چند وزیر، خللی به ارکان نظم نخواهد رسید. ما نیز در خصوص علماء اعلام همین صحبت را بعینه تکرار می‌کنیم و عرض می‌نمائیم: اگر میل دارید خیالات بلندتان صورت وقوع یابد و ملت حرکات شما را در آتیه از آیات قدسیه بشمارند و سعادت ابدی خود را به اقدامات شما نسبت دهند، سعی‌کنید هرچه زودتر قانون ایجاد و اجراء شود وگرنه ترقی ایران، محدود و مشروطیتش موقت خواهد بود. عجله و شتاب در این کار لازم است، وقت فکر و مسامحه گذشته است، چه اعتبار به فردا است؟ وقت را باید غنیمت دانست شاید زمانه ما را مهلت ندهد و نقشی دیگر روی کار بیاورد. **پاورقی‌ها:** [۱] اذا... العالم: هرگاه عالِم فاسد شود عالَم نیز فاسد گردد.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها