کنشگران / عالمان دینی
شیخ یحیی کاشانی
روزنامه نگار
خلاصه

این مقاله با تأکید بر اهمیت آبادانی و توسعه کشور، حیات و قومیت ایران را وابسته به آبادانی آن می‌داند. نویسنده هشدار می‌دهد که کوتاهی در آبادانی، ایران را در معرض استعمار و بهره‌کشی بیگانگان قرار خواهد داد و ایرانیان را به وضعیتی مشابه بردگان آفریقایی دچار خواهد کرد. در ادامه، با رد افتخار به گذشته بدون عمل در زمان حال، بر لزوم تلاش و کوشش برای کسب ثروت و پیشرفت تأکید می‌شود. مقاله در نهایت، ریشه اصلی فقر و عقب‌ماندگی را در عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی می‌داند؛ جایی که مردم از حاصل کار خود مطمئن نیستند و مورد ظلم و غصب قرار می‌گیرند، از کار و کوشش دست می‌کشند.

متن کامل گزارش
در نمره‌های سابق حبل‌المتین به‌عرض رسانیدیم که حیات و قومیت و مِلکیت ما در این قطعه خاک که ایران می‌گویند موقوف است به آبادی آن، یعنی اگر ما مملکت را آباد کنیم و به وظایف و احکام اولیای آدمیت رفتار نمائیم مِلکمان متعلّق به خودمان خواهد بود، دست کسی به طرف خانه و لانه ما دراز نخواهد شد، منافع و فوائد زیاد که از این خاک به عمل می‌آید مخصوص خود ایرانی خواهد بود، خانه دست صاحب خانه باقی خواهد ماند، سجلات محکم از مجامع آدمیت بر حقیت و مِلکیت ما صادرگشته، احدی پیرامون ما نخواهدگردید. اگر هم کسی سوءقصدی در حق ما داشته باشد آدمیان حق‌پرست حامی و طرفدار ما خواهند بود. اما اگر از تعمیر خانه کوتاهی کنیم و در رفع خرابی نکوشیم قهراً ضرر این خرابی به همسایه‌ها وارد شده‌گرد و خاک و کثافتِ ما آنها را اذیت خواهد نمود و از طرف محکمه اولیای آدمیت حکم به همسایه‌ها خواهد فرمود که بروید این خانه را که فریادش بلند است از چنگال این مخربان اساس عمران به در آرید که ما در جزاء این بدکاری و ویرانی، حقوق ثابته آنها را ساقط کردیم، بلکه خودشان را نیز از دائره آدمیان خارج نمودیم. دیگر اسم انسان به روی این وحشیان نهادن صحیح نیست و عنوان آدم از القاب چنین کسان برداشته شده است. خوب آن وقت همسایه‌ها چگونه با ما سلوک خواهندکرد؟ همانطورکه با سیاهان مرکز افریقا و امریکا سلوک می‌کنند. بدون‌کم و زیاد ما را در قطار آنها آورده همان نظری که به آنها دارند به ما هم خواهند داشت [و] به همان چشم ما را خواهند دید. چه‌کار خواهند کرد؟ ما را مثل حیوانات بهائم[۱] زیر بار خواهند نمود چنانکه گاو را به شخم کردن وا می‌دارند و دوچوبه برگردنش می‌نهند، اگر بی - ادبی نباشد برگردن ما خواهند گذاشت و به زراعت مشغول خواهند نمود. چه طور که سیاه‌ها را از افریقا گرفته با کشتی حمل به امریکا نموده در زراعات و استخراج معادن باز می‌داشتند، ما را همان ترتیب به فعلگی و کارگری وادار خواهند نمود، به قدر قوت لایموت به ما از خوراک‌های ناگوار خواهند داد که زنده بمانیم و کارشان را راه بیاندازیم. به اندک کندی و تکاهل از همان زنجیرها و شلاق‌ها که سورچیان دیده‌اید در دست دارند اوقات ما را تلخ کرده، چالاکمان خواهند نمود. بلاتشبیه در مَثّل مناقشه نیست، مثل شُتر باید برای اربابان کار بکنیم، زمام خود را در دست آنها داده، بدون چون و چراگَرده زیر بار بدهیم. دیگر نخواهند گفت اینها فرزندان سلاطین کیانند یا اَخلاف[۲] ساسانیان.استخوان پوسیده رستم و کیکاوس به درد ما نخواهد خورد. شاهنشاهی کیخسرو و سیروس و داریوش، افاقه[۳] به ذلت ما نخواهد بخشید. آثار قدیم تخت جمشید و سوس (شوش) ما را از مهلکه نجات نخواهد داد. تواریخ عهد قدیم که همه از قدرت و شوکت اَسلاف[۴] ما پُر است دردی از دل ما بر نخواهد داشت. حرف حسابی آنها چیست؟ حرفشان اینست‌که اگر شما اخلاف آن اسلاف بزرگ بودید شیوه و روش آنها را از دست نمی‌دادید. به رفتار و کردارشان اقتداء و پیروی می‌کردید. تخت جمشید را که آثار عظمت گذشتگان بود خراب نمی‌نمودید. آثار عتیقه شوش را به رایگان به فرانسه‌ها نمی‌بخشیدید. همان قِسم که آنها دیباچه دفتر آدمیت را به نام گرامی خود زینت دادند لااقل شما هم اسم خود را در یکی از اوراق دفتر انسانیت ثبت میکردید تا در نزد محکمه آدمیت مقصر نشوید و از دائره آدمیت خارجتان نکنند. چرا باید این قدر در حق این خانه ظلم و ستم روا دارید و تیشه و تبر[۵]، بیل و کلنگ به دست گرفته بنیان سعادت خود را متزلزل و منهدم کنید و همسایگان را به تنگ بیاورید تا هم خانه و هم مجاورین این خانه شکایت شما را در محکمه اولیاء آدمیت برده از حرکاتتان تظلم نمایند؟ پس تا اینجا فهمیدیم باید ایران را آبادکرده موافق اصول و قواعد آبادی این عهد، مستحق زندگی بسازیم. خوب اینکار را چه جور باید کرد و از کدام راه باید داخل شد؟ به جهت توضیح این فقره، مقدمه \[ای\] لازم است عرض کنیم تا درست ملتفت شوید و علاج کار را به دست بیاورید. همه کس در نظر اول می‌داند که اموال و ثروتی که در دنیا هست همه اثر زحمت بنی‌آدم و حاصل کار آنها است. درست است بعضی حُبوب[۶] و میوه‌جات طبیعی است که در صحراها و جنگل‌ها به عمل می‌آیند، لکن آنها چندان کم و ناقابل است که ابداًکفاف عُشری از سُکّان[۷] این کره خاکی را نمی‌نماید. به علاوه چنان جنگلی و برّی[۸] است که غالباً قابل استعمال و مصرف نیست. اگر هندوانه را در بستان نکارند و مواظبت و دقت در تربیتش نکنند بی‌شبهه بعد از چندی هندوانه ابوجهل خواهد شد، تلخ و تند که ابداً صلاحیت خوردن نخواهد داشت. اگرچه اصل تمام اشجار و حبوبات بُستانی را از صحرا و جنگل پیدا کرده‌اند لکن آن درجه تفاوت پیدا کرده و از حالت اولیه ترقی نموده است که شباهتی با وضع اولی خود ندارد، بعینه مثل انسان متمدن و وحشی. خلاصه آنکه بنی آدم اسباب معاش و لوازم زندگانی و تدارکات راحت را باید خود فراهم کند.کسی از خارج چیزی وارد این‌کره نخواهد کرد. ساکنین‌کره مریخ و عطارد از آنجا غذای پخته و مرغ بریان کرده برای ما نخواهند آورد. لَیسَ لِلانسانِ الا ما سَعی. آدم باید سعی و کوشش کند، جد و جهد نماید تا لقمه نانی به دست آورد. تفاوت و اختلاف در ثروت که یک ملتی زیاد و قومی دیگر کم دارند سببی ندارد مگر همان کمی و زیادی کار. هر قومی که کوشش و جهدشان بیشتر است لامحاله ثروت و مالشان زیادتر است و آنها که تنبل و بیکاره‌اند فقیر و بی‌بضاعت. این مسئله مسلّم است و دلیل و مجادله لازم ندارد، ربطی به بخت و اتفاق ندارد. بله ممکن است یک نفر یا دو نفر برحسب اتفاق، گنجی یافته غنی شوند یا اموالشان سوخته فقیر گردند لکن دخلی به مطلب ما ندارد. سخن ما در اشخاص نیست در ملت است. هیچ عاقل نمی‌تواند حکم کند که ملت انگلیس و اتازونی[۹] و فرانسه برحسب بخت و اتفاق، صاحب ثروت شده‌اند و ایران و هند و افغان برحسب تصادف بینوا و بی‌بضاعت‌گردیده‌اند. در هر مُلکی[۱۰] که مردمش زیاد کار بکنند و از زحمتْ پهلو تهی ننمایند، اموال و ثروت بالطبع زیاد می‌شود، و در همان مملکت وقتی که مردمش‌کم کار بکنند اموال به همان نسبت‌کمتر می‌شود. پس اگر ما بخواهیم مملکت خود را آباد کنیم و صاحب ثروت شویم ناچار باید دامن همت به‌کمر زده به کار بچسبیم و به شغل مشغول شویم و مثل مردم همه دنیا خریدار زحمت و مشقت‌گردیم تا شاهد مقصود در آغوش آید. رنج نبرده‌گنج میسر نمی‌شود و کار نکرده مزد به آدم نمی‌دهند. خوب، علت کمی و زیادی کار در ممالک مختلفه عالم چیست؟ چرا قومی از کار مسامحه می‌کنند و بر ثروت و مکنت خود نمی‌افزایند و گروهی چهار اسبه در میدان کار می‌تازند و گوی سبقت از اهل عالَم می‌ربایند؟ جواب این سؤال آنست که انسان در هر حال نفع خود را طالب است و برای هر زحمت، آسودگی و رفاه خود را منظور می‌کند. اگر کاری را به حال خود نافع نداند ممکن نیست اقدام در آن‌کار بکند. پس در هر جا که مردم خاطرجمع هستند که آنچه کار بکنند حاصل‌کارشان مال خودشان خواهد بود و کسی دست تعدی به جانب مال آنها دراز نخواهد کرد، مردم آن نقطه برای قضاء حوایج معیشت به میل و جهد پی کار می‌روند و مصدر اعمال مفیده گردیده صاحب اموال بی شمار می‌گردند و قهراً ترقی می‌کنند. برعکس در مملکتی که مردم ببینند هرچه زحمت می‌کشند و پول جمع می‌کنند، دیگران به ضرب چوب و چماق از آنهاگرفته، در عوضِ احترام و عزت، خلق را ذلیل و خوار می‌نمایند و بدون تقصیر و محاکمه اخراج بلد می‌کنند، سر می‌برند،گوش و دماغ می‌برند، توسری می‌زنند، ملکشان را غصب، ناموسشان را بر باد می‌دهند و اگر اندک پولی دارند از ترس جباران و مستبدان و دزدان شب و روز خواب و آرام ندارند، جانشان در معرض خطر است، البته از کسب و کار دست می‌کشند و جز فقر و فلاکت و بی‌هنری و بی‌غیرتی در آن مُلک هیچ اثری مشاهده نخواهد شد. **پاورقی‌ها:** [۱] جمع بهیمه: چارپا [۲] جمع خلف: جانشینان [۳] بهبودی [۴] جمع سلف: پیشینیان [۵] در اصل: طبر [۶] جمع حبّه و حبّ: دانه‌های نباتات [۷] جمع ساکن [۸] بیابانی [۹] نجم، ۳۹: برای مردم پاداشی جز آنچه خود کرده‌اند نیست. ۲. ایالات متحده امریکا [۱۰] سرزمینی
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها