در این متن، با اشاره به پیشرفت روزافزون ملتها، بر لزوم هوشیاری و عبرتگیری از تاریخ و تحولات جهانی تأکید میشود. سپس به بیخبری و بیبصیرتی بسیاری از مردم ایران در قبال حقوق دولت و ملت اشاره شده و از کسانی که بدون علم و معرفت اظهار نظر میکنند، انتقاد میشود. در ادامه، به نقش نویسندگان و مؤلفان در بیان حقوق رعیت در برابر سلاطین پرداخته و لزوم توجه به حقوق پادشاهان بر رعایا برای حفظ نظم و امنیت جامعه تبیین میگردد. همچنین، به اهمیت وجود سلاطین مقتدر برای حفظ تمدن و جلوگیری از هرج و مرج اشاره شده و تخریب قدرت حاکم حتی در صورت ظلم، به دلیل ضرورت حفظ مصالح عمومی، جایز دانسته نمیشود. در بخش بعدی، نویسنده به رابطه دولت و ملت به مثابه روح و جسم اشاره کرده و بر لزوم اتحاد و محبت میان آنها برای آسایش و آبادی کشور تأکید میکند. از کسانی که با ایجاد تفرقه میان دولت و ملت، به شریعت آسیب میرسانند، انتقاد شده و وظیفه حکمرانان در رفع ستم و پاسبانی از حقوق مردم یادآوری میشود. در پایان، با استناد به آیات قرآن، منصب ولایت و سلطنت را حق امام معصوم دانسته و در زمان غیبت، این منصب را به دو شعبه علم و دین (متکفلین آن علما) و اقامه و اجرای احکام (متکفلین آن سلاطین عادل) تقسیم میکند و بر لزوم همکاری این دو گروه برای حفظ نظم و اجرای شریعت تأکید میورزد.