کنشگران / عالمان دینی
میرزا علی آقا خراسانی
عالم دینی
خلاصه

متن با تقسیم‌بندی امور به چهار دسته بر اساس منافع و مضار فردی و جمعی آغاز می‌شود. دسته اول شامل اموری است که هم برای فرد و هم برای جامعه سودمند هستند و عقل سلیم آن‌ها را مطلوب می‌داند. دسته دوم اموری هستند که هم برای فرد و هم برای جامعه مضرند و اقدام به آن‌ها نشانه نادانی و سوءفطرت است. دسته سوم اموری هستند که منافع عمومی دارند، حتی اگر ضررهای شخصی جزئی به همراه داشته باشند، که عقلای قوم آن‌ها را صحیح می‌دانند. دسته چهارم اموری هستند که تنها منافع شخصی دارند و گاهی به جامعه ضرر می‌رسانند. در ادامه، متن به نقد ایرانیان می‌پردازد که اغلب در دسته چهارم قرار می‌گیرند و منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح می‌دهند، که این امر را عامل عقب‌ماندگی و عدم پیشرفت کشور می‌داند. برای تبیین این موضوع، به داستان پیرمردی که درخت می‌کاشت اشاره می‌کند تا اهمیت کار برای آیندگان را نشان دهد. در پایان، به نقصان علوم و صنایع در ایران اشاره می‌کند و دلیل آن را قناعت افراد به نفع شخصی اندک و عدم تلاش برای تکمیل حرفه و بهره‌مند ساختن همنوعان می‌داند و مثال‌هایی از آقازاده، طبیب‌زاده و تاجرزاده می‌آورد که هر یک به دلیل خودخواهی و عدم تلاش برای پیشرفت جمعی، به جامعه آسیب می‌رسانند.

متن کامل گزارش
اگر کلیه امور را به حسب مصالح و منافع و مضار و مفاسد نوعیه و شخصیه ملاحظه نماییم به چهار صورت، تصویر می‌توان نمود که هر یک را برحسب عقل، حکمی علیحده می‌باشد: اول: اموری که دارای منافع نوعیه است و هم شخصیه که عقل سلیم و رأی مستقیم، حاکم به مطلوبیت و مرغوبیت این‌گونه امور و صاحب عقل و کیاست و فهم و فراست، مقدمین در این امور و متقلدین این افعال را در زمره صاحبان غیرت و دیانت و خدام عوالم انسانیت می‌شمارند؛ دوم: اموری که دارای مضار نوعیه و شخصیه است که در شرع دینداران وطن‌پرستان، اقدام درین سنخ امور علاوه بر نادانی و جهالت، کاشف از سوءفطرت و عدم عقیدت است و آن شخص را در سلک تابعین هوای نفسانی و خائنین به عوالم انسانی محسوب می‌دارند؛ سیم: اموری است که دارای منافع عامه و مصالح نوعیه است ولی فاقد مفاسد شخصیه نیست. حکما و عقلا نیز ارتکاب اینگونه امور را نیکو و صحیح می‌دانند و اضرار به شخص واحد را درین صورت قبیح نمی‌شمارند و اگر بطور دقت ملاحظه نماییم اغلب افعال حق جل و علا داخل درین قسم سیم است؛ مثلا عطاء باران در بعضی اوان اگرچه یکی را خانه‌خراب و دیگری را غریق سیلاب می‌کند ولی نسبت به حال عموم دارای هزارگونه منفعت و مصلحت است و شر یسیژ بنفع کثیر متدارک می‌شود. چهارم: اموری است که مصالح آن منحصر است به مصالح شخصیه و دارای منافع نوعیه نیست بلکه مضار نوعیه، گاهی دارد. اقدام در چنین امور فقط کتار خودپرستان و خودغرضان است و نوع‌پرستان و وطن‌خواهان هیچگاه ارتکاب این نوع امور را تجویز نمی‌کنند و منافی تمدن می‌دانند. ولی بدبختانه ملاحظه می‌کنیم که ما ایرانیان قاطبةً دارای این صفت ذمیمه هستیم و در تمامی امور، اغراض شخصیه خود را از دست نمی‌دهیم. مصالح خاضه را بر منافع عامه ترجیح می‌دهیم و به واسطه سریان [۳] این مرض در مزاج اهالی ایران، مملکت ما خراب شد و بدین تیشه، درخت تمدن ما از ریشه برآمد و به علت این صفت، علم و صنعت از وطن ما هجرت کرد. پیداست که ترقی هیچ قوم و ملت بدون رعایت جهت نوعیت، فراهم نخواهد آمد؛ چنانچه سابقین در فکر ما بودند خوبست ما هم در فکر لاحقین [۱] باشیم. پیرمردی را دیدند که غرس اشجار [۲] می‌نمود. از او پرسیدند که چرا درختی می‌کاری که از میوه آن امید برخورداری نداری؟ جواب داد که ما مدیونیم در پاره‌ای نعمت‌هایی که ما متنعمیم، دیگران کشتند ما خوردیم، ما نیز کشت کنیم تا دیگران بدروند. ایرانیان تمامی افعالشان لازمه است، افعال متعدیه ندارند. درکاری که نفع عاجل نداشته باشد داخل نمی‌شوند. فائده [ای] جز فائده شخصی تصور نمی‌کنند؛ مثلاً اگر به آنها بگوییم هرگاه رودخانه کارون را به زنده‌رود وصل نماییم محصولات املاک ما ده مقابل زیاد می‌شود و بعد از ده سال چندین‌کرور به ثروت مملکت اضافه‌گردد، جواب خواهند دادکه این کار فائده ندارد، زیراکه ما شاید ده سال دیگر زنده نباشیم. ماها در شروع به‌کاری که نتیجه آن بعد از ده سال به اعقاب ما عاید می‌شود بخل می‌کنیم؛ ولی اهالی سایر ممالک متمدنه بسا می‌شود به کاری شروع می‌نمایند که نتیجه آن بعد از سیصد سال دیگر ظاهر می‌شود. جهت نقصان علوم و صنایع ما آن است که مشتغلین هر صنعت و متکفلین هر حرفت [۳] بعد از حصول اندک نفع شخصی، دست ازکارکشیده به فائده جزئی، قناعت می‌کنند و بقیه عمر را به بطالت می‌گذرانند. هیچگاه درصدد تحصیل و تکمیل صنعتی برنیامده که ابناء جنس [۴] خود را از فواید آن بهره‌مند نمایند. آقازاده بعد از خواندن متن شرایع [۵] به مسند ریاست [روحانی] جلوس می‌فرماید و تحصیل اجتهاد و نظر نمی‌کند تا نوع او از علمش نتیجه و ثمر برند. طبیب‌زاده بعد از دانستن اسم گاوزبان [۶] و بنفشه افتتاح دارالطبابه و محکمه [۷] می‌کند و به مبلغ جزئی که از طبابت خود تحصیل می‌کند قناعت کرده خون عالمی را به گردن گرفته ضمانت می‌نماید. تاجرزاده چشم به اندوخته پدر دوخته که تا او مرده مال او را برده، صرف خوشگذرانی کند و درصدد برنیامده که اداره تجارت نماید تا جمعی در سایه او صاحب ثروت شوند. **پاورقی‌ها:** [۱] بعدی‌ها [۲] غرس اشجار: نهال‌کاری [۳] مشتغلین صنعت و متکلفین حرفت: صنعتکاران و پیشه‌وران [۴] ابناء جنس: همنوعان [۵] منظور کتاب عربی شرایع‌الاسلام در فقه امامیه، تألیف محقق حلی از علمای مشهور شیعه در قرن ۷ ق است. [۶] از گیاهان دارویی [۷] دارالطبابه و محکمه: مطب و دفتر کار
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها