متن با تقسیمبندی امور به چهار دسته بر اساس منافع و مضار فردی و جمعی آغاز میشود. دسته اول شامل اموری است که هم برای فرد و هم برای جامعه سودمند هستند و عقل سلیم آنها را مطلوب میداند. دسته دوم اموری هستند که هم برای فرد و هم برای جامعه مضرند و اقدام به آنها نشانه نادانی و سوءفطرت است. دسته سوم اموری هستند که منافع عمومی دارند، حتی اگر ضررهای شخصی جزئی به همراه داشته باشند، که عقلای قوم آنها را صحیح میدانند. دسته چهارم اموری هستند که تنها منافع شخصی دارند و گاهی به جامعه ضرر میرسانند. در ادامه، متن به نقد ایرانیان میپردازد که اغلب در دسته چهارم قرار میگیرند و منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند، که این امر را عامل عقبماندگی و عدم پیشرفت کشور میداند. برای تبیین این موضوع، به داستان پیرمردی که درخت میکاشت اشاره میکند تا اهمیت کار برای آیندگان را نشان دهد. در پایان، به نقصان علوم و صنایع در ایران اشاره میکند و دلیل آن را قناعت افراد به نفع شخصی اندک و عدم تلاش برای تکمیل حرفه و بهرهمند ساختن همنوعان میداند و مثالهایی از آقازاده، طبیبزاده و تاجرزاده میآورد که هر یک به دلیل خودخواهی و عدم تلاش برای پیشرفت جمعی، به جامعه آسیب میرسانند.