در ابتدای متن، نگارنده به لزوم استفتائات از علمای نجف در خصوص مسائل مهمی چون مشق ملی، تحریم کالاهای خارجی، مکاتب اجباری و تشکیل بانک اشاره میکند و خواستار تعیین مواد لازم برای این استفتائات میشود تا هرچه سریعتر به نتیجه برسند. در ادامه، به وضعیت کابینه جدید و احتمال استبدادی بودن وزرای جنگ، مالیه، داخله و تجارت میپردازد و بیان میکند که این وزرا ممکن است در ظاهر تبعیت کنند اما در امور مهم کارشکنی نمایند و اعضای مجلس را فریب دهند. به عنوان مثال، به حاکم تبریز اشاره میکند که به جای اصلاحات مرزی، به فکر ساخت مدرسه علمیه بوده است. سپس، به ضعف و انفعال برخی نمایندگان مجلس اشاره میکند و خواستار اصلاح این وضعیت و یکدلی هیئت مقدس مجلس میشود. در بخش دیگری، به اهمیت جلب حمایت عشایر جنوب و غرب ایران (محمره، الوار، اکراد، فیلی، کلهر، سنجاب و گوران) تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که مجلس با انتشار نوشتههای علما و ارسال مبالغی به عشایر، آنها را از نظر شرعی و سیاسی آگاه سازد تا از نفوذ مستبدین و همسایگان شمالی در امان بمانند. همچنین، بر لزوم قطع مواجب و مرسوم وزرای خائن و مجازات اشرار تأکید میکند تا دیگران عبرت بگیرند. در پایان، به وضعیت عشایر مرزی با عثمانی اشاره کرده و پیشنهاد میدهد در صورت طولانی شدن درگیریها در شمال، عشایر جنوبی تحریک شوند تا توازن قوا برقرار شود و از منافع اسلامیت غفلت نشود. در انتها، به جمعآوری مخفیانه نیرو و تشکیل انجمنهای سری توسط مستبدین در تهران اشاره میکند.