متن با خطاب به مسلمانان ایران آغاز میشود و وضعیت ذلتبار کشور، از دست رفتن ثروت، شرف و ناموس، و تسلط اجانب و مستبدین را نتیجه بیغیرتی و بیتفاوتی مردم میداند. سپس به نقش علمای اسلام در حمایت از مشروطیت و فرمان مظفرالدین شاه برای استقرار آن اشاره میکند که هدفش اجرای احکام شریعت، امنیت، ازدیاد ثروت و بقای ملت و سلطنت بوده است. در ادامه، به وجود خائنین و مغضوبین دین و دولت که در صدد اخلال در کار مجلس شورای ملی هستند، هشدار میدهد. متن با فراخوانی ملت ایران به ترک جهل، بدبختی و بیغیرتی ادامه مییابد و بر لزوم حفظ استقلال و حقوق انسانیت تأکید میکند. نویسنده با اشاره به تجربیات تاریخی کشورهایی مانند چین، مراکش، هند و روسیه، اهمیت قانون را برای بقای یک ملت گوشزد میکند. در پایان، به کسانی که از فواید قانون و مشروطیت بیخبرند و گمان میکنند اجرای قانون به دین آسیب میرساند، توصیه میکند از علمای اسلام که جان و مال خود را فدای این امر مقدس کردهاند، تقلید کنند و حفظ دین و بقای سلطنت اسلامی را منوط به وجود قانون میداند و از ملت میخواهد برای تحصیل و استحکام آن بکوشند.