متن با ستایش از نعمت عدل و احسان الهی که به واسطه پادشاه عادل و با مساعدت حجج اسلام و افتتاح مجلس شورای ملی برای رفع ظلم و اجرای احکام اسلامی فراهم آمده، آغاز میشود. سپس به شکرگزاری این نعمت و هشدار به دشمنان مشروطه میپردازد که اراده الهی را نمیتوان تغییر داد و کسانی که به بازگشت امینالسلطان دل بستهاند، در اشتباهند. در ادامه، نویسنده بر لزوم حفظ مشروطه و مجلس شورای ملی تأکید میکند و از ملت میپرسد که آیا پس از رهایی از ستم، دوباره خود را اسیر خواهند کرد. سپس با طرح این پرسش که چرا ایران نباید مانند سایر ممالک پیشرفت کند و مردم در مساوات زندگی کنند، به انتقاد از وابستگی به خارج و عدم خودکفایی میپردازد. در پایان، با ذکر خاطرهای از سفر مخبرالسلطنه به ژاپن و مشاهده سادگی و قناعت مردم آن کشور، به مقایسه با تجملگرایی و مصرفگرایی بیرویه در ایران میپردازد و از اعیان و اهل وطن میخواهد که از این وضعیت دست بردارند و به جای کالاهای فرنگی، از نمادهای دینی و ملی در خانههای خود استفاده کنند تا از تخریب خانه و دین خود جلوگیری شود.