کنشگران / عالمان دینی
محمدعلی داعی الاسلام
خطیب
خلاصه
متن با تأکید بر حقانیت دین اسلام آغاز میشود و سپس به این پرسش میپردازد که آیا مسلمانان به حقیقت اسلام پایبند هستند یا تنها به نام آن اکتفا کردهاند. در ادامه، به تغییر و تحولات زمانه و لزوم انطباق با آن اشاره میکند و با ذکر مثالهایی از پیشرفتهای نظامی و اجتماعی، مسلمانان را به هوشیاری در برابر این تغییرات فرا میخواند. متن به خطر انحراف مسلمانان از دین در صورت عدم تدبیر مناسب اشاره کرده و پیشنهاد میکند که انجمنهایی برای تبیین ادله اسلام و پاسخ به شبهات دایر شود تا هم عقاید مسلمانان تقویت شود و هم حقیقت اسلام بر سایر ملل آشکار گردد. در پایان، مسلمانان را به تلاش برای ترویج دین و پرهیز از سستی دعوت میکند.
متن کامل گزارش
و بعد: اِنَّ الدّینَ عِندَاللَّهِ الاسلام [۱]. آری صحیح است که امروز در روی زمین دین در نزد خدا اسلام است. هر عاقل که تعصب را کنار گذارده در مقام تجسس دین حق برآید و در علامات باهره عقاید صافیه و احکام مضبوطه و معجزات ظاهره دین مبین اسلام تفکر کند خواهد یافتکه این دین، قابل قبول و عمل، و ناجی بنی نوع بشر از هر خطر و خلل است. لا رَیبَ فیهِ هُدیَّ لِلمُتّقین [۲].
هر چه بر صفحه اندیشه کشد کلک خیال
شکل مطبوع تو زیباتر از آن ساختهاند
لیکنکلام در این است که آیا سیصد ملیون نفوس بشر که نام اسلام بر خود بستند و به این نام بر سایر اقوام افتخار کنند حقیقت عشق این معشوق حقیقی را در سر دارند و به عشق او پاک بازنده و در مُقدَمش مال و جان نثار مینمایند یا به نام اکتفا ورزیدند و معشوق را نشناختند؟ اگر پای امتحان در کار آید گریزند و یار را تنها گذارند و به دست دشمن تسلیم کرده هر یک در پی پرورش بدن و انجام هوای نفسانی خود روند؟
بر عقل لطیف هر عاقل، واضح استکه وضع زمانه و حرکات اهل جهان دائماً در تغییر و تبدیل است. تجربیات و کوشش ارباب صنایع و تفکرات و دقت فلاسفه جهان در تکمیل حِرّف و اسباب معیشت همیشه رنگهای تازه در جهان احداث کند و جبلت نفوس بشریه [۳] به جذب و قبول آن صنایع اقدام نماید و از گذشتن یک قرن، تفاوت بسیار در عادات اقوام بشر پدیدار شود. کلام افلاطون الهی است که: اطفال خودتان را به عادات خودتان مُربّی و مجبور مسازید؛ چه آنان ابنای زمان دیگرند و شما ابنای زمان دیگر.
زیرک و هوشمند، آن قوم را باید گفت که از حرکات \[و] تغییرات زمانه، بیوقوف نماند و سرّ و لوازم تبدلات ایام و دهر را نیکو بدارد. چون بیند تغییری در عادات و صنایع و حرکات قومی پیدا شد و آن تغییر باعث نتایج نیکو و سرافرازی قومی و ترقی آن قومگردد، فوراً عادات خود تغییر دهد تا از ترقیات و حفظ نوعی خود بازنماند. مثلاً چون رسم جنگ با قوه ناریه [۴] در جهان پدیدار شد اگر مسلمانان رسم خودشان را تغییر میدادند و با همان شمشیر و نیزه جنگ نمیکردند اول اقوام میشدند.
در این قرون اخیره که سلاطین مقتدره اروپا [۱] \[و] امریکا [۲] به ملل عالم آزادی دادند و هر کس از هر ملت را بر ترک مذهبی و قبول مذهب دیگر اختیار بخشیدند، اگر مسلمانان زمان به همان رسم قدیم اکتفاء کنند و در مقام تدبیرات زایده برنیایند علاوه بر اینکه ترقی نخواهند نمود تنزل خواهند کرد؛ چه عوام مسلمین به واسطه حشر با مذاهب دیگر و دیدن کتب مذهبی آنان، از اسلام دست خواهند برداشت و پا به دایره ملل دیگر خواهند گذاشت.
چنانچه محسوس است که از ابتدای قرن اخیر تاکنون چه اندازه اختلاف مذهبی در میان مسلمانان پیدا شد. مسلمانان ظاهریکه از اسلام جز نام نمیدانستند و به همان شنیدن از پدر و مادر که نماز باید خواند اکتفا میکردند، هر دستهای دنبال منادیای رفتند. چون از ادلّه حَقّه اسلام خبر نداشتند به شبهات غیر دچار شده از نجات الهی روتافتند. چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. آری، کاه بیمغز از تموّج هوا در حرکت آید، هر آنی در مکانی افتد. نهال تازه با باد شدید استقامت نتواند آخر از پا درافتد. درخت محکم از شدت باد نهراسد بلکه از تموّج او به وجد و رقص درآید. مثلاً در مُلک اسلامی ایران ما در هفتاد سال پیش از این اگر ده نفر مسلمان در مجلس مینشستند از همدیگر مطلع بودندکه تمام به دین اسلامند، لیکن اگر اکنون ده نفر در جایی بنشینند از هم خبر ندارند که کدام مسلمان است و کدام دهری و کدام بابی و غیرها است، همچنین حال مسلمانان ممالک دیگر.
در اینجا عقل دوربین و حزم مآلاندیش، حال قرن آینده را حکم خواهد نمود که چند ملل تازه دیگر در میان اسلامیان ظهور خواهند نمود و چه اضمحلال در اسلام رخ خواهد داد.
باری، از مطلب دور نشویم، مقتضای وقت را از دست نباید داد و به فکر علاج درد با تدبیر موافق وقت باید افتاد. اِغتَنِموا الفُرَصَ فَانّها تَمُرُ مَرَّ السَّحاب [۳].
نیاید دگر تیر رفته ز شصت
اگر چه به دندانگزی پشت دست
مقتضای وقت این است که انجمنهای بسیار برای بیان ادلّه حقیقت اسلام دایر کنیم و دُعاة [۴] فراوان برای نطق در آن انجمنها مهّیا سازیم. مسلمانان در آن انجمنها در اوقات معیّنه بیایند و ادله دین شریف خود بیابند. اگر شبهاتی از ملل دیگر شنیدند بیانکنند و جواب بیاموزند. اهل مذاهب دیگر بخصوص معترضین اسلام هم از آن مجلس و مواضع دیگر از دعاة اسلامیه، ادلّه اسلام بشنوند و اعتراضات خود را جواب بگیرند. از وجود چنین مجالس و دعاة، هم عقاید اسلامیان مضبوط گردد و به فریب معترضین گمراه نمیشود، و هم بر سایر ملل عالم حقیقت اسلام هویدا و حجت خدا تمام میشود. و نیز معیّن استکه در میان ملل جهان، تشنگان زلال حقیقت بسیار موجودندکه چون ماءُالحیاة [۱] حقیقت را در جایی موجزن ببینند، به هر کشش و کوشش باشد خود را به کنار آن رسانند و به نوشیدن جامی از آن، مست وحدت الهیه گردند و شاهد اسلام شریف را چون جان شیرین در بغلگیرند.
ای برادران اسلام! وقت بسیار تنگ است، کسالت مورزید و در مقام ترویج متاع مذهب بیغل و غش خود برآیید. ببینید رقبای شما در مقام ترویج متاع خود چگونه سعی دارند و به انواع تدابیر به تمام امم در تمام جهان متاع میفروشند. ایّاکُم و الکَسَلَ فَاِنَّهُ یُبَعِّدُکُم مِنَ اللَّهِ [۲] گر از من دل خسته نصیحت نکنی گوش
بسیار بخایی سرانگشت ندامت
**پاورقیها:**
[۱] آل عمران، ۱۹: هر آینه دین در نزد خدا دین اسلام است.
[۲] بقره، ۲: در آن هیچ شکی نیست. پرهیزگاران را رهنماست.
[۳] جبلت نفوس بشریه: طبیعت ذات انسانی.
[۴] قوه ناریه: سلاح آتشین.
[۱] اروپا.
[۲] امریکا.
[۳] فرصتها را غنیمت شمارید، زیرا که آنها مانند ابرهایگذرنده هستند (از فرمودههای امیرمؤمنان علیه السلام).
[۴] جمع داعی: مبلغان.
[۱] آب حیات.
[۲] بپرهیزید از کاهلی و تنبلی، زیرا که آن شما را از خدا دور میکند.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1285
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار