کنشگران / عالمان دینی
شیخ محمدعلی تهرانی
سیاستمدار
خلاصه

متن با طرح این پرسش آغاز می‌شود که هدف از فداکاری‌ها و رنج‌های دوران مشروطه چه بوده است؛ اهدافی چون ترویج شریعت، حفظ استقلال، آزادی، امنیت، توسعه تجارت و اجرای قانون اساسی. سپس بیان می‌شود که با وجود رسیدن به مقصد مشروطه، این تازه آغاز راه است و کشور همچون بیماری است که نیاز به تقویت دارد. نویسنده سه راهکار اصلی برای بهبود وضعیت کشور ارائه می‌دهد: اول، رفع اغراض شخصی و اتحاد میان رؤسای ملت و مجاهدین. دوم، تربیت و به‌کارگیری افراد شایسته و متخصص که دارای حسن تمدن، تدین، حب وطن و نوع‌دوستی باشند و به ظاهر افراد توجه نکنند. سوم، تحصیل پول از طریق استقراض ملی از اعیان و رجال، مطالبه مالیات‌های معوقه از حکام، یا استقراض از بانک‌های خارجی. در ادامه، نُه پیشنهاد تفصیلی برای پیشرفت کشور مطرح می‌شود که شامل تأسیس بانک دولتی با سرمایه جواهرات، استقراض خارجی با شرایط سهل، دادن امتیاز به دول دوست، تقویت روابط با دولت عثمانی، تشکیل ادارات عدلیه، تأسیس مدارس و دارالترجمه، فرستادن دانشجو به اروپا، سازماندهی نظامی ایلات و انتخاب وکلای عالم و وطن‌دوست برای تشکیل مجلسین شورای ملی و سنا، و استخدام مستشار از دول غیرهمجوار برای اداره وزارتخانه‌ها است.

متن کامل گزارش
غرض از ریخته شدن خون این همه جوانان، غارت اموال، زد وخورد فوق‌العاده، جنگ‌های خانگی، معارضات داخلی، بر بادی ثروت، رفتن مکنت، تعطیل کسب و تجارت در این مدت چه بود؟ ترویج احکام شریعت، حفظ مملکت از تطاول اجانب، استقلال دولت، بقاء ملیت، حصول قومیت، زوال عبودیت، تحصیل آزادی و حریت، احداث امنیت، زیادتی ثروت، توسعه تجارت، تأسیس کارخانجات، تسویه طرق و شوارع [۱]، رفع احتیاج از ضروریات، رفع مضار، ترویج علوم و صنایع، تحدید حدود حکام، تعیین اشخاص عالِم کافی از برای کار، استحکام حدود و ثغور، تکمیل زراعت، استخراج معادن، بستن سدها، اداره کردن وزارتخانه و به عبارت اُخری، اجراء قانون اساسی در مملکت یا ابقاء اصول مشروطیت. الحمد لله که با بهترین اوضاع و خوش‌ترین اسلوب به مقصد رسیده، سبب نیکنامی ملت ایران فراهم شد. فعلاً بر مَرکب مقصود سوار شده و به منزل مراد رسیده، شاهد مطلوب را در کنار گرفته، از رنج راه آسوده شدیم، اسباب آسایش فراهم آمد، غصه و اندوه به آخر رسید. وقت، وقت راحت است، زمان، زمان استراحت. خیر، امروز روز اول رنج است، امروز روز اول زحمت است، امروز روز اول کار است، امروز روز اول تعب [۲] است. مثل مملکت مریضی است که مثل مرض با طبیعت مقاومت نموده، و طبیعت بر مرض مستولی شده، حالت بحران رخ داده، قلع ماده مرض گشته، لیکن اثر مرض هنوز باقی است. مدتی بایست تقویت مزاج مریض شود تا حالت اول عود نکند و مزاج رو به صحت گمارد: دوای مقوی از برای مریض وطن چیست؟ کدام معجون می‌تواند آثار این مرض را رفع کند؟ کدام طبیب می‌تواند از برای این مریض نسخه بنویسد؟ کدام پرستار می‌تواند حفظ این مریض کند؟ اول دوا، اول معجون، اول مقوی، رفع اغراض شخصیه است. مادامی که غرض شخصی در بین است، خودبینی و خودپسندی در میان است، خودخواهی و خودغرضی وجود دارد، باید به حال این مریض گریست، امید بهبودی نداشت. پس باید رؤساء ملت و مجاهدین راه حریت بعد از این همه رنج‌ها و محنت‌ها و زحمت‌ها ملتفت این نکته دقیق در این موقع باریک بشوند که دستاویز این و آن نگردند تا آلت اجراء خیالات بی‌مایگان نباشند. با کمال اتحاد و یگانگی سنگرهای نفاق مفسدین را از بیخ و بن برکنند و با کمال اتفاق و دوستی ریشه درخت فساد و خودغرضی را بسوزانند تا از باغستان آزادی میوه چینند و از آنچه پخته‌اند بخورند و از آنچه کِشته‌اند بدروند. دوم دواء، تحصیل آدم است. امروز باید از برای کار آدم پیدا کرد. امروز باید عموم ملت تحصیل آدم کنند. امروز باید رؤساء مملکت کار را به آدم بسپارند. امروز باید وکلا آدم انتخاب کنند. امروز باید حکام آدم به اطراف بفرستند. آدم کیست؟ آدم کسی است که حسن تمدن داشته باشد. آدم کسی است که حسن تدین داشته باشد. آدم کسی که حب وطن داشته باشد. آدم کسی است که عارف به مقتضیات عصر باشد. آدم کسی است که معنی عرف را فهمیده باشد. آدم کسی است که قدم نیک را بهتر از جمع کردن مال بداند. آدم کسی که خودبینی نداشته باشد. آدم کسی است که نوع‌دوست باشد. آدم کسی که حب جاه نداشته باشد. آدم کسی که وطن‌فروش نباشد. آدم کسی است که شارلاتان نباشد. آدم کسی که خداپرست باشد. آدم را از چه طبقه باید پیدا کرد؟ عیب غالب ایرانیان این [است] که گرفتار آرایش ظاهرند. هر که را صاحب درشکه و کالسکه و ثروت ببینند گویند این است محیی [۳] مملکت، ناجی ملت، پاسبان رعیت، غمخوار امت، این است که پیچ و مهره کار به دست اوست. این است که می‌تواند رفع ظالم کند. این است که می‌تواند حفظ حقوق نماید. این است که ایران به نوک قلم او برمی‌گردد. عیب غالب مردم ایران این است که نظر به ظاهر دارند. بعضی که چهار کلمه تحصیل زبان عربی کرده، گویند این است راهنمای اسلام، این است طبیب روحانی، این است پیشوا و مقتدا، این است هادی صراط مستقیم. بعضی که چهار کلمه تحصیل زبان خارجه کرده، گویند این است عالِم به حقوق دول و ملل، این است شخص دیپلماسی، این است عالم به علم پلتیک [۴]، این است ملتفت اسرار سیاسی. غرض این است که شرف به علم است نه به لباس؛ لیکن مردم دانا آرایش ظاهر و نقلیات بی‌حقیقت و دعاوی دروغین را اعتماد نکنند، نظر به آدم کنند و چشم از آرایش ظاهر بپوشند. از مطلب دور نشویم. غرض این بود که از برای کار آدم لازم است. اگر امور مملکت به دست غیر آدم بیفتد باز همان آش است همان کاسه. این همه رنج‌ها بی‌فایده خواهد ماند و این همه کوشش‌ها بی‌نتیجه. وقت ملتفت خواهیم شد که کار از کار گذشته، پشیمانی سودی نخواهد بخشید. سوم، تحصیل پول که مایه حیات هر مملکت و منشأ نجات هر ملت است. تحصیل پول به چه نوع ممکن است؟ هر کسی از برای تحصیل پول رأیی می‌زند و عقیده‌ای اظهار می‌کند. اولا باید در این باب ارباب حل و عقد مملکت تأمل کنند و مقدار احتیاج فوری را ملاحظه نمایند که چه اندازه پول لازم است. بعد تعیین راه حصول آن را کنند. آنچه گمان می‌رود که فعلاً رفع احتیاج به آن شود از دو کرور [۵] تا سه کرور تومان است. چرا؟ به دلیل آن که می‌توان به این مقدار قلیل ترتیب نظام مملکت داد و اداره وزارت جنگ را مرتب نموده، بعد از اداره شدن وزارت جنگ، چرخ وزارت مالیه به حرکت خواهد افتاد. مالیات و گمرکات مرتباً به دست دولت خواهد رسید و به واسطه نظم این دو اداره، سایر ادارات مرتب خواهد شد. راه تحصیل این مقدار وجه چیست؟ چون احتیاج فوری است البته صاحبان غیرت و فتوت از اعیان و رجال مملکت در صندوق اعانه به قدر همت معاونت خواهند کرد. هر گاه صاحب غیرت و فتوتی در بین اعیان پیدا نشد البته رؤسای مجاهدین غیور به طور صحیح از اشخاصی که اموال ملت را اندوخته و در بانک‌های خارجه سپرده‌اند یا در صندوق‌های آهنی در منزل‌ها حبس نموده، به عنوان اعانه یا به طریق استقراض به فراخور استعداد هر یک گرفته، صرف اداره مملکت نموده و لدی‌الاقتضاء وجوه آنان را رد نمایند و باید مطالبه بقیه مالیات را از حکامی که گرفته‌اند و حساب بار آورده‌اند نمایند (گرچه شش ماه هم حساب ایشان به اختتام نخواهد رسید). هرگاه اعانه یا استقراض از رجال و اعیان مملکت و بقیه مالیات به مقدار کافی به دست نیامد، رؤسای مملکت به طریق قرض شخصی از بانک‌های خارجه استقراض نموده، اداره وزارت جنگ را مرتب کنند تا سایر ادارات مرتب شود. اما تحصیل پول عمده به چند طریق ممکن است: اول، تأسیس بانک دولتی. به چه ترتیب؟ بدین ترتیب که جواهراتی که متعلق به دولت است سرمایه قرار داده، به مقدار قیمت آن، بلیط شرکت طبع نموده، در بین ملت منتشر کنند و نفع آن را آنچه معمول تجارت است منظور دارند تا پول‌های متفرقه که در گوشه ذغال‌دان‌ها ودر میان خرابه‌ها یا نقاط دیگر است در یک نقطه جمع شده، احداث کارخانجات لازمه گردد، هزاران هزار [نفر] مشغول کار شوند. دوم، استقراض خارجی با شرایط سهل و ساده. سوم، دادن امتیاز به دول متحابه [۶] با شرایط علمی مملکت مطابق با اصلاح. چهارم، دواء این مملکت تکمیل ارتباط با دول متحابه است خاصه با دولت عثمانی؛ چه، جهت جامعه اسلامیت و قرب ادبیات و زبان و مجاورت و اتحاد در مسلک و نونهالی در مشروطه، موجب ازدیاد محبت و ارتباط است. پنجم، دواء این مملکت، تشکیل ادارات عدلیه مثل سایر دول متمدنه دنیا مرکب از اعضا و اجزاء عالِم در تمام نقاط مملکت از شهرها و قراء اطراف و رسیدن به عرایض عامه ملت واجراء احکام قضات و حکام بدون ملاحظه وسایط. ششم، ترتیب مدارس ابتدایی و علمی به قدری که مالیه مملکت اقتضاء نماید و تأسیس دارالترجمه که علوم مفیده را به لسان فارسی سهل ترجمه نموده، در مدارس منتشر کنند و [برای] تحصیل یک علم جزیی محتاج به چند سال زبان اروپایی نشود و نوشتن یک پروگرام [۷] از برای عموم مدارس تا اطفال اخلاق و طبایعشان نزدیک یکدیگر گردد، و فرستادن عده قابل تربیت شده به طرف اروپا تا از وضع اداره کردن وزارتخانه‌ها مستحضر شده برگردند. هفتم، گرفتن نظام [۸] از ایلات یا قنطرات [۹] نمودن یک معلم اروپایی با شرایط علمی؛ چه ایلات صلاحیت آن دارند که در مدت دو سال مشق نظام، به طرز صحیح با مواجب [۱۰] کافی مثل نظام اروپایی امتحان داده، مملکت را از خطرات متصوره نجات دهند و جلب کردن قلوب کلیه اهل نظام به لسان نرم و بیان ملایم. هشتم، دواء این مملکت، همت در انتخاب وکلاء عالِم وطن‌دوست ملت‌خواه [است]. به زودی تشکیل مجلس شورای ملی شود و بعد از آن بلاواسطه به یک همت فوری انتخاب نمایندگان مجلس سنا گردد تا به توسط تشکیل مجلسین، موانع راه ترقی برداشته شود و عموم افراد مملکت از شریعت‌ترین قانون محظوظ گردند. نهم، خواستن مستشار از دول غیر همجوار به عنوان استخدام از برای اداره کردن وزارتخانه‌ها تا چرخ ادارات به قوه علمی در کمال سرعت سیر به حرکت افتد. **پاورقی‌ها:** [۱] احداث راه‌ها و خیابان‌ها [۲] رنج، سختی [۳] زنده کننده [۴] سیاست [۵] هر کرور، معادل پانصد هزار [۶] دوست [۷] واژه انگلیسی برنامه [۸] سپاه، نیروی نظامی [۹] تلفظ ترکی کنترات [۱۰] حقوق، مستمری
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1327
برهه تاریخی: استبداد صغیر و فتح تهران
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: حکومت ایران

موضوعات و دسته‌بندی‌ها