مقاله با تأکید بر پذیرش عمومی مشروطیت و مذمت استبداد آغاز میشود. نویسنده با رد این دیدگاه که مشروطیت برای ایران زود است، استدلال میکند که ایران حتی دیر هم مشروطه شده و اگر این اتفاق زودتر رخ میداد، کشور از بسیاری از مشکلات و از دست دادن اراضی جلوگیری میکرد. برای اثبات این ادعا، به دوران ناصرالدین شاه و صدارت امیرکبیر، و همچنین دوران سپهسالار و امینالدوله اشاره میکند و بیان میدارد که حضور نمایندگان ملت میتوانست مانع از انزوای مصلحان و تضعیف کشور شود. در ادامه، به خطر تقسیم ایران توسط قدرتهای خارجی (روس و انگلیس) در صورت عدم وقوع مشروطه اشاره میکند و تأکید دارد که دولت قاجار فاقد توان نظامی و سیاسی برای مقابله با این تهدید بود. در پایان، با توجه به دیرکرد در تحقق مشروطه، بر لزوم تلاش مضاعف و سرعت عمل در مسیر ترقی و مدنیت تأکید میکند و مسئولیت حفظ حقوق ملت و آبادانی کشور را بر عهده منتخبان مردم میداند.