کنشگران / عالمان دینی
شیخ یحیی کاشانی
روزنامه نگار
خلاصه

مقاله با تأکید بر پذیرش عمومی مشروطیت و مذمت استبداد آغاز می‌شود. نویسنده با رد این دیدگاه که مشروطیت برای ایران زود است، استدلال می‌کند که ایران حتی دیر هم مشروطه شده و اگر این اتفاق زودتر رخ می‌داد، کشور از بسیاری از مشکلات و از دست دادن اراضی جلوگیری می‌کرد. برای اثبات این ادعا، به دوران ناصرالدین شاه و صدارت امیرکبیر، و همچنین دوران سپهسالار و امین‌الدوله اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که حضور نمایندگان ملت می‌توانست مانع از انزوای مصلحان و تضعیف کشور شود. در ادامه، به خطر تقسیم ایران توسط قدرت‌های خارجی (روس و انگلیس) در صورت عدم وقوع مشروطه اشاره می‌کند و تأکید دارد که دولت قاجار فاقد توان نظامی و سیاسی برای مقابله با این تهدید بود. در پایان، با توجه به دیرکرد در تحقق مشروطه، بر لزوم تلاش مضاعف و سرعت عمل در مسیر ترقی و مدنیت تأکید می‌کند و مسئولیت حفظ حقوق ملت و آبادانی کشور را بر عهده منتخبان مردم می‌داند.

متن کامل گزارش
خوبی مشروطیت و بدی استبداد، امروز در ایران از مسلمات اولیه شده و قولی است که جملگی بر آنند؛ چیزی که هست خیالات و احتمالات مختلف که قسمی از وسواس شمرده می‌شود و در بعضی سرهای کم اطلاع پیدا می‌شود؛ مثل اینکه بعضی گمان می‌کنند مشروطیت برای ایران زود است. عقیده بنده و همه اهل اطلاع که تکیه بر پایه محکم و دلیل متین دارد این است که ایران دیر مشروطه شد، اگر زودتر شده بود خیلی خوب [و] به موقع بود. حالا هم که این نعمت دست داد دیر شد ولی موقع از دست نرفته بلکه وقت، بسیار تنگ و موقع باریک بود ولی اگر بیشتر به تعویق می‌افتاد بی‌اندازه مضر بلکه باعث اضمحلال ما می‌شد. اشخاصی که می‌گویند مشروطیت برای ما زود بود دلیلشان این است که هنوز ملت ما عالم نیستند می‌بایستی صبر کرد تا عالم شوند. حرف این اشخاص شبیه به این است که مسمومی در خواب داشته باشیم و بخواهیم به او تریاق بدهیم. کسی بگوید حالا در خواب شیرین است بگذارید بیدار شود آن وقت تریاقش بدهید؛ غافل از اینکه تا از خواب بیدار شود زهر مهلک در خونش حل شده و کار وی را ساخته است. امروز دشمنان این مملکت شب و روز در کارند که اساس استقلال ما را برچینند و ما را اسیر و بنده خود کنند. اگر یک لحظه غفلت کنیم و یک دقیقه دست از کوشش بداریم کارمان خراب، پُل‌مان آن طرف آب است. بیش از این، [این] سخن سخیف در خور التفات نیست، برویم بر سر مطلب خود. در اول مقاله گفتیم ایران اگر پیش از این مشروطه شده بود بسیار خوب و به موقع بود. به چه دلیل؟ به این دلیل که اگر در اول عهد ناصرالدین شاه این نعمت دست می‌داد و بنا می‌شد نمایندگان ملت در پایتخت حاضر باشند میرزاتقی خان امیر [کبیر] خیالات عالیه‌اش را به مشورت و تصویب وکلای ملت اجرا می‌کرد، کسی نمی‌توانست مانع اقدامات او شود و نقشه صحیحی را که برای اصلاح ایران کشیده بود ناتمام نمی‌گذارد. آن وقت چه می‌شد؟ مملکت افغان و بلوچستان، خوارزم و صحرای ترکمان از دست ایران رایگان نمی‌رفت؛ دولت ایران بزرگترین و مهمترین دولت آسیا می‌شد و تمام دول عالم از او تملق می‌گفتند. آن وقت ایرانی که وقتی فرمانفرمای نصف عالم بود توسری‌خور نمی‌شد، تا امروز تمام ملت ما عالم، تمام مملکتمان آباد، تمام مقاصدمان برآورده و اخلاقمان هم این طور فاسد نشده بود. اگر در زمان حاجی میرزا حسینخان سپه سالار[۱] این مطلب صورت گرفته بود قسمتی از بلوچستان و خاک ترکمان و چندین فرسخ خاک در سرحد عثمانی و بحرین و جزایر اطرافش از دست ما بیرون نمی‌رفت و دو دولت قوی بنیه مثل روس و انگلیس، مصمم محو و اضمحلال ما نمی‌شدند. اگر در آغاز سلطنت شاهنشاه مبرور[۲] -که مظهر لطف و سایه عنایت کردگارش می‌توانیم خواند - در زمان صدارت مرحوم امین الدوله[۳] این خلعت آزادی به پیکر هموطنان پوشیده می‌شد مملکتمان گرو نمی‌رفت و تجارتمان به کلی خراب نمی‌شد و این طور شیرازه کارها از هم نمی‌پاشید و آبروی دولت و ملت نمی‌ریخت و به این اندازه عاجز و درمانده و محتاج نمی‌شدیم. شاید بگویند حضور وکلای جاهل ملت در زمان میرزا تقی خان امیر [کبیر] چه فایده داشت؟ چه رأی صائبی می‌دادند؟ جواب می‌گویم: همان قدر فایده داشت که ملت را با دولت متفق می‌کردند و اسباب تقویت حامیان اصلاح بودند. بلی، اگر ملت به توسط وکلای خود، ناظر بر اعمال وزرا و عمال دولت بودند و خوب را از بد تشخیص می‌دادند هر کسی که به خیال آسایش ملت و رفع ظلم می‌افتاد منزوی و گوشه‌نشین یا به اسم بابی و دهری و جمهوری [خواه]، طرد و تبعید نمی‌شد. اگر ایران مشروطه نشده بود موقع می‌گذشت و شیشه امید ما به سنگ می‌خورد. به چه دلیل؟ به این دلیل که دو دشمن بیدار هوشیار داشتیم، پیش از این با هم نزاع داشتند، در سایه اختلاف آنها ما ظاهراً آسوده بودیم. ولی قریب یک سال بود که این دو دشمن، با هم دوست و نفاقشان مبدل به اتفاق شده بود. واضح بگویم با هم قرار گذاشته بودند مملکت ما را تقسیم کنند فقط معارضی که داشتند[۴] دولت آلمان بود. او را هم یک قسمی راضی می‌کردند. اگر این اتفاق رخ نداده و ملت به خیال حفظ خود نیفتاده بود به هر ترتیبی می‌شد به زر یا به زور یا تزویر کار خود را می‌کردند. اگر تعارف را کنار بگذاریم دولت هم برای دفاع خود هیچ نداشت، نه لشکری منظم، نه وزرای دانای کاردان که اگر به قوه نظامی نتواند برابری کند به همین تدبیر و سیاست آنها کاری از پیش ببرد؛ بنابرین معلوم است کار به کجا می‌رسید!... گفتیم که ایران دیر مشروطه شده. اگر راهی در پیش داشته باشیم و نتوانیم به موقع حرکت کنیم ناچاریم چون راه افتادیم تند برویم تا به وقت به منزل رسیم. البته ما که به قصد سر منزل رفعت و افتخار در جاده تربیت و مدنیت قدم می‌زنیم و نمی‌خواهیم از یاران عقب مانده باشیم باید تندتر راه برویم و بهتر کار کنیم. ملت با هزاران زحمت حقوق خود را ثابت کرد و جمعی را از میان خود منتخب نمود [و] به حفظ و رعایت آن برگماشت، اگرچه خود با کمال مواظبت نگران است که حقوقش پامال نشود. اگر سر سوزنی در کارها اهمال یا تأخیر رود در این موقع باریک و وقت تنگ، هزاران فرسنگ این ملت بیچاره از ترقی عقب می‌مانند و گناه آن به گردن همان اشخاص است که ملت انتخاب کرده و به حفظ حقوق خود گماشته و از جان و مال برای حمایت و مساعدت آنها حاضر شد. پس آن بزرگواران راست که حتی‌الامکان در احقاق حقوق ملت و ترفیع شأن دولت و آبادی مملکت بکوشند و این کار چند راه دارد. **پاورقی‌ها:** [۱] میرزا حسین خان مشیرالدوله (۱۲۴۳-۱۲۹۸ ق)، ملقب به سپهسالار صدراعظم اصلاح‌طلب و متجدد دوره ناصری. [۲] منظور مظفرالدین شاه قاجار است. [۳] میرزاعلی خان امین‌الدوله (۱۲۶۰-۱۳۲۲ ق) صدراعظم اصلاح‌طلب دوره مظفری. [۴] در اصل: داشته [۵] اشاره به نظر برخی از متجددان محافظه‌کار مشروطه و در رأس آنها ناصرالملک، برای اطلاع رجوع شود به نامه مهم وی به سیدمحمد طباطبایی در آغاز جنبش مشروطه در تاریخ مشروطه ایران، ص ۹۵ -۹۰. [۶] [روزنامه] حبل‌المتین، س ۱، ش ۸، سه‌شنبه ۲۳ ربیع‌الاول ۱۳۲۵ ق، ص ۲ ۳.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران، نمایندگان مجلس شورای ملی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها