کنشگران / عالمان دینی
سراج الدین صدر جبل عاملی موسوی
عالم دینی
خلاصه

این مقاله با معرفی «مجلس شورای ملی» به عنوان نهادی برای کنکاش و مشاوره در امور ملی آغاز می‌شود و نقش آن را در ارتقاء دانش، بینش، سعادت، ثروت و استقلال ملت تبیین می‌کند. در ادامه، به اهمیت وجود قوه عاقله در اداره کشور و لزوم بیداری ملت برای مقابله با استبداد و ظلم می‌پردازد. سپس، به تشریح وظایف وکلای ملت در مجلس و نقش آن در حفظ ثروت و عزت کشور و جلوگیری از بیداد و غارت می‌پردازد. در بخش بعدی، سه نوع سلطنت (مستقله مستبده، مشروطه و جمهوریت) را معرفی کرده و مشروطه را به عنوان حد وسط میان استبداد مطلق و آزادی مطلق، برتر می‌داند. در پایان، بر نقش مجلس در ایجاد اتحاد و یگانگی میان دولت و ملت و حفظ کشور از دشمنان خارجی تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش
از آنرو که این جریده به‌نام نامی و اسم‌گرامی «انجمن شورای ملی اصفهان» نامیده می‌شود ان شاءالله تعالی در ابتداء لازم آمد لفظ مجلس در اصطلاح و عرف متمدنین ترجمه شود تا قرائت‌کنندگان درباره منبع خیر و معدن صلاح و ثروت و عزّت و استقلال خود به‌قدر میسور، معرفتی حاصل نمایند. مجلس شورا عبارت است از انجمنی مشتمل بر تمام طبقات ملت و اصناف رعیت و ساکنین و متوطنین یک مملکت‌که در آن انجمن از مصالح عامه و خیرات شامله و اموری‌که حیات ملّیه را به کار است‌کنکاش و مشاوره و بحث و مذاکره نمایند و ملت خود را به‌توسط افکار عاقلانه و مساعی مجدانه از تنگنای جهل و نادانی و وحشت و بَداوت [۱] و بی‌سامانی به‌اوج دانش و بینش و کاردانی و صُقع [۲] سعادت و ثروت و استقلال و عزّت و کامرانی ترقی دهند و چنانکه هر شخصی را به‌جهت تعقل و تدبیر، دِماغی هست که تمام اعضاء و جوارح در تحت اداره و تدبیر آن به‌کارند، همین طور هر مملکتی را انجمنی لازم است که به‌منزله قوه عاقله متصرفه و ارادیه مملکت است. و هرگاه شخصی خلل در دماغش باشد که ارتباط و تدبیر نتواند، آن شخص را دیوانه خوانند. و اگر مملکتی فاقد انجمن ملی باشد آن ملت را وحشی و مملکت را غیرمتمدن نامند. آیا غیرتمندان و عقلا و بزرگان راضی می‌شوند که آنها را به‌انضمام ملت وحشی بخوانند و بی‌تربیت خطاب کنند؟ اگر قوه دماغی در مُلک [۳] نباشد و ادارات و امور کیف ما اتفق [۴] بر وفق هوای شخصی و مشتهیات نفسانی گردش نماید، البته تمام حرکات مملکت، وحشیانه خواهد بود. و از آنجا که طبیب بی‌مروّتْ خلق را رنجور می‌خواهد، همیشه ابناء قدرت و ریاست، ملت را بی‌بصیرت و عمیا [۵] می‌خواهند که استبداد و بیداد خود را جاری نمایند. ولی هرگاه ملت بیدار شوند و به‌فوائد و ثمرات و مصالح مجلس واقف و مستبصِر [۶] گردند، دیگر محال است که به استبداد و ظلم و انحطاط و پستی از سایر ملل تن بدهند. به‌دانش شود کار عالم بساز ز بی دانشی کار گردد دراز بالجمله انجمن شورا عبارت شد از کنکاش عمومی و مشاوره ملی در حفظ ثروت و عزت و ازدیاد آن و نگاهداری مملکت از دشمنان و جلوگیری بیداد و تطاول و تهیّج در رفع مسامحه و تکاهل و دقت در آنچه خیر و صلاح ملّت است و چون اجتماع قاطبه آحاد ملت و افراد مردم در مجلسِ واحد ممکن نیست چنین متداول شده‌که هر طبقه از طبقات و صنفی از اصناف، شخصی را انتخاب و اختیار نمایند که او از جانب آنها ناظر و رقیب و لاحظ [۷] باشد و آنچه صرفه و صلاح و رفاهیت و فلاح از برای طبقه منتخبه اوست درصدد انجام باشد. در مصالح مشترکه که اختصاص به طبقه‌ای دون طبقه‌ای ندارد که تمام وکلا یک جهتِ نظر و تدبّر دارند از قبیل بانک ملی و ترویج صناعات و اتصال روابط و تنقیه [۸] شوارع و فتح ابواب کسب و تجارت و سدّ طریق نهب و غارت و ظلم و دست‌اندازی دشمن و سایر اموری که تَرفّه [۹] و ترقی را به‌کار است و اموری که مختص به‌طبقه خاص و مخصوص است که وکیل و منتخب در مجلس دیدبان است که مَحَطَّ نظر [۱۰] او دائماً تکمیل نواقص و ترتیب امور صنف و طبقه خویش است. پس از این جهت‌که مجلس، مشتمل بر وکلاء ملت است آنرا مجلس وکلاء و مبعوثان هم می‌نامند و بعد از انعقاد چنین مجلس در مملکتی کمیسیون‌ها و مجالس عدالت از آن مجلس کل منشعب و تعیین می‌شود و بعضی ملل [که] از این درجه تمدن گذشته و به‌تمدن اعلی نائل شده‌اند، مجلس دیگر دارند که آنرا «سنا» یعنی مجلس مبعوثان اشراف و لَبّ ملت می‌نامند که سنا از پارلمان عالی‌تر است، چنانکه در فرانسه منعقد است و هیچ قوم در دنیا به‌منتهای عزت و ثروت و مالک رقابی و غایت تمدن ملی نرسیدند مگر به‌انعقاد مجلس. سلطنت‌های عالَم را سه قِسم گفته‌اند: ۱) مستقله مستبده؛ ۲) مشروطه؛ ۳) جمهوریت و حرّیت کلیه. مستقله، آنست که تمام اختیارات به‌دست شخص سلطان و ارکان و وزراء اوست که هرچه خواهند بکنند و هرجور که توانند دریغ نکنند، چنانکه داشتیم و به‌حسّ دریافتیم. و اما آن دو قِسم دیگر شرح می‌خواهد و بیان لازم دارد و ان‌شاءالله تعالی به‌عیان آمده و به‌حسب آثار و خیرات و برکاتی که از آن ناشی خواهد شد تشریح و توضیح کامل می‌گردد که آنقدر پرفایده و کثیرالعائده [۱۱] است که قلم از تحریر شمّه‌ای از آن قبائل و زبان از تقریر شِرذِمه‌ای [۱۲] از آن شمائل، عاجز و قاصر است. معانی هرگز اندر حرف ناید که بحر بیکران در ظرف ناید پس آن مقدار که مقدور و آن اندازه که میسور باشد عرض می‌شود: مشروطه عبارت است از مملکتی که سلطنت در آن مشروط و مقید است به‌عدل و داد و تَرک ظلم و استبداد و جز نتایج مجلس و اهتمام در خیر و صلاح ملت که معنای سلطنت عادله و مدینه فاضله که ارباب سیاست می‌گویند همین است. و جمهوریت عبارت است از مملکتی که هیچ سلطان ندارد و تسویه [۱۳] کلی و مواسات [۱۴] و آزادی ملی به‌هیچ قیدی مقید نیست و به‌هیچ سلطه و قدرت، مقهور نه؛ بلکه تمام اَزِمّه [۱۵] امور به‌دست ملت و مجلس مبعوثان است و رئیس‌جمهور، برگزیده دستوری است که مجلس را اداره می‌کند و پارلمان را ریاست می‌نماید. و آزادی مطلق، مطابق استبداد مطلق است که این دو متقابلانند و مشروطه، متوسط این دو می‌باشد. و در باب رجحان جمهوریت بر مشروطه و مشروطه بر تَجَمهُر [۱۶] و حریّت مطلقه، سخن‌ها رفته و مذاکرات بسیار است و غالب را رأی بر آنست که مشروطه ترجیح دارد. نقدأ این بحث به‌کار ما نمی‌خورد و برمی‌گردیم به ترجمه مجلس که میان دولت و ملت بلکه میانه تمام طبقات و افراد رعیت را اتحاد و یگانگی می‌اندازد و ریشه اختلاف را از بیخ و بُن می‌کَند و تمام جمعیت ساکنین یک مملکت را به‌منزله شخص واحد می‌گرداند تا دشمن خارجی نتواند بر آنها چیره شود و ثروت و تنعّم مملکت را از ربودن اجانب و سرقت اغیار حفظ نماید. در ممالک متمدن، ادارات تجارتی و کمپانی‌ها مرابحه [۱۷] به‌رعایای خارج مملکت خود نمی‌دهند و به‌جهت امتیازات، فقط اهالی وطن خود را ممتاز می‌نمایند. **پاورقی‌ها:** [۱] بی‌فرهنگی [۲] کرانه [۳] حکومت، کشور [۴] کیف ما اتفق: هرگونه که روی دهد [۵] کور، نابینا [۶] آگاه [۷] نگرنده [۸] پاک کردن [۹] آسایش [۱۰] محطّ نظر: مورد نظر و توجه [۱۱] کثیرالعائده: پرفایده [۱۲] پاره‌ای، اندکی [۱۳] برابر کردن [۱۴] همیاری [۱۵] جمع زمام [۱۶] جمهوریّت [۱۷] سود دادن [۱۸] [روزنامه] انجمن مقدس ملی اصفهان، س ۱، ش ۱، یکشنبه ۲۱ ذیقعده ۱۳۲۴ ق، ص ۱ و ۲ و ۳.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1285
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران، انجمن اصفهان
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها