اظهار تاثر از بمباران مجلس شورا و برچیده شدن مشروطیت
اعلام حمایت از مجلس شورای ملی
متن با ابیاتی حماسی آغاز میشود و به بیداری ملت و هوشیاری آنها در حفظ حقوق خود اشاره دارد. سپس به نقش مردم اصفهان در آغاز این حرکت و سرمشق شدن برای دیگران میپردازد. در ادامه، با اشاره به وقایع ارومیه و سلماس، بر لزوم اتحاد و مطالبه حقوق از امنای ملت تاکید میکند و حرکت غیورانه و تحصن عاقلانه را عامل انصراف مغرضین میداند. در پایان، اتحادیه طلاب اصفهان از برادران ملتخواه خود میخواهد تا رسیدن به مقاصد، از عزم خود باز نایستند و آمادگی کامل خود را برای حفظ و حراست از مجلس شورای ملی و حمایت از انجمنهای ولایتی اعلام میکند و از ثقةالاسلام و اعضای انجمن میخواهد که در تحقق اهداف متحصنین کوتاهی نکنند.
جدا کردن فتنهگران از اطراف ملاقربانعلی زنجانی و حرام بودن پیروی از ایشان
متن با اشاره به کهولت سن و عدم آگاهی ملاقربانعلی زنجانی از مسائل روز آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم حفظ احترام شخصی ایشان تأکید شده و سپس خواسته میشود که افراد مفسد و اشرار از ارتباط با وی و انتشار شایعاتی که موجب فساد مملکت و برهم زدن آسایش میشود، به کلی منع گردند. این درخواست با امید به تحقق آن به پایان میرسد.

تقلب انجمن آذربایجان در انتخابات نمایندگان دوره دوم مجلس شورای ملی
این نامه با انتقاد از وضعیت وکلای آذربایجان در مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تقلب و دسیسه در انتخاب آنها اشاره دارد. نویسنده به بیلیاقتی و بیعلمی منتخبان و همچنین عدم رعایت شرایط انتخاب برای برخی افراد، از جمله سید حسن تقیزاده، اشاره میکند. در ادامه، به تلاش اعضای انجمن برای تقویت جناح خود از طریق معرفی افراد غیربومی و فاقد بصیرت محلی برای نمایندگی آذربایجان میپردازد. در پایان، نویسنده به اشتباه بزرگ مسئولان تهران در تبعید محمدعلی شاه به روسیه اشاره کرده و این اقدام را خیانت و جهالت میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام عزل کارگزار مشهد و انتصاب کارگزار جدید
این اعلامیه، انتصاب منتخبالملک به کارگزاری کل خراسان از سوی ملت را به اطلاع عموم کارگزاریهای نقاط خراسان میرساند. از این پس، تمامی امور مربوط به اداره کارگزاریها باید به منتخبالملک ارجاع داده شود و هرگونه تقویت و همراهی از ایشان درخواست گردد. همچنین هشدار داده میشود که رجوع به تهران در این خصوص بینتیجه بوده و موجب مسئولیت خواهد شد.
درخواست از ملا محمدکاظم خراسانی جهت رفع شر قوامالملک شیرازی و کارگزارانش از مردم فارس
نامه با ستایش از مخاطب و آرزوی توفیق برای او در جهت آسایش ملت و ترقی اسلام آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفناک مردم فارس به دلیل اقدامات مستبدانه خاندان قوامالملک اشاره میکند و از اخراج فجیع دو مجتهد کرمانی توسط آنها ابراز تأسف میکند. در ادامه، نویسنده به فسادها، قتلها، هتک حرمتها و غارت اموال مسلمانان مشروطهخواه در لار، جهرم و شیراز توسط این خاندان اشاره کرده و بیان میکند که این اقدامات هنوز از یادها نرفته است و اکنون نیز در کرمان به فساد دامن میزنند. در پایان، نویسنده تأکید میکند که تا زمانی که این خاندان خبیث و کارگزارانشان از میان نروند، ملت اسلام به مقاصد خود نخواهد رسید و افسوس میخورد که تلگراف ظلالسلطان مانع از مجازات آنها در گذشته شده است.

درخواست از دولتهای اروپایی به ندادن قرضه به دولت ایران تا انعقاد مجدد مجلس شورا
این بیانیه با خطاب قرار دادن متمدنین جهان، از دولتهای اروپایی درخواست میکند تا پیش از تصویب مجلس شورای ملی ایران، از اعطای هرگونه وام جدید به دولت ایران خودداری کنند. تأکید میشود که ملت ایران هیچ قرضی را بدون تأیید پارلمان، که بر اساس قانون اساسی مجدداً برقرار شده، به رسمیت نخواهد شناخت. در پایان، به شدت به مداخله خارجی در امور داخلی ایران، به ویژه پس از ورود قوای روس، اعتراض میشود.
شکایت از شرارت های نایب حسین کاشی
این نامه با اشاره به چهل سال ظلم و تعدی نایب حسین کاشی و اتباعش در کاشان، از جمله قتل مسلمانان، هتک ناموس، توهین به مقدسات و سرقت اموال مردم، به هیجان آمدن مردم کاشان را گزارش میدهد. نویسندگان که خود را خادمان شرع معرفی میکنند، حکم به محارب و مفسد بودن نایب حسین و وجوب دفع و قتل او را صادر کردهاند. آنها تأکید میکنند که مردم کاشان به زنان و کودکان اشرار کاری ندارند و از حجتالاسلام بهبهانی میخواهند که به سخنان مخالفین توجه نکند، زیرا تا زمانی که این اشرار زنده هستند، مردم کاشان آسوده نخواهند بود و مجبور به مهاجرت خواهند شد.
ابراز خشنودی از انصراف محمدعلی شاه از استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با ابراز خشنودی از مواضع محمدعلی شاه قاجار آغاز میشود. در ادامه، به تشکر از عنایات شاهانه در جهت تقویت اسلام، اعتلای دین و اجرای احکام شریعت میپردازد. نویسنده، نطق و فرمایشات شاه را مطابق با دستخط مبارک دانسته و آن را موجب شادی و روشنایی دلها معرفی میکند. در پایان، هدف از نگارش مجدد نامه را اطلاعرسانی به عموم طبقات از ارادات شاه در استوار کردن مبانی دین و تشویق به دعاگویی برای او بیان میکند.

درخواست تشکیل مجدد مجلس شورای ملی توسط صدراعظم
این نامه با اشاره به وقایع گیلان و تصرف قوای دولتی توسط فداییان و ملت، تأکید میکند که این حوادث ارتباطی به قتل سید تبریزی ندارد و صرفاً یک تصادف است. سپس به تشکیل مجلس در رشت و نظم یافتن شهر اشاره میکند. در ادامه، از صدراعظم درخواست میشود که بدون هیچ کدورتی، به وعده قبلی خود عمل کرده و مجلس شورای ملی را مجدداً برقرار سازد. در پایان، نویسندگان با قسم به خدا، هدف مردم را رعیت شاهنشاه اسلامیانپناه بودن و بقای سلطنت را در اجرای قانون مشروطیت میدانند و خواستار همراهی صدراعظم با حکم علمای نجف اشرف میشوند.
گزارش رسیدگی به علت گران شدن نان در تهران
تشویق رئیس انجمن ایالتی گیلان به همراهی با مشروطهخواهان
این نامه با اشاره به وضعیت هیجانزده ایران و آگاهی ملت از حقوق غصبشدهشان آغاز میشود. سپس، با ابراز تعجب از سکوت مخاطب که پیشتر به عدالتخواهی و اسلامپرستی شهره بوده، از او میخواهد که با وجود رنجهای گذشته، به حرکت مشروطهخواهان بپیوندد. در ادامه، به سرنوشت حاجی خمامی، از مخالفان مشروطه، اشاره میکند و او را خسرالدنیا و الاخره میخواند. در پایان، با تأکید بر اهمیت یاری رساندن به مسلمانان تبریز و حکم حجج اسلامیه مبنی بر جهاد در راه مشروطه، از مخاطب میخواهد که سکوت را بشکند و مجدانه در راه مقاصد ملت مظلوم بکوشد، چرا که در غیر این صورت مورد مؤاخذه الهی قرار خواهد گرفت و خوشنامی خود را از دست خواهد داد.
تایید ناچارانه مصالحه محمدعلی شاه با مخالفان
متن با ابراز امیدواری به نتایج مثبت زحمات مخاطب آغاز میشود. سپس به این نکته اشاره میکند که هرکس برای طرح رأی آمده، آن را پسندیده و برای همراهی رفته است. در ادامه، بر اهمیت حفظ اساس اسلام تأکید شده و بیان میشود که خروج یک یا چند نفر به عموم ضرری نمیرساند. در پایان، اشاره میشود که پس از انعقاد صلح عمومی، چارهای جز پیوستن به عموم نیست.

همدست نمودن علمای مخالف مشروطه با نیروهای دولتی در سرکوب و کشتار مشروطهخواهان
انتقاد از تندروی مشروطهخواهان و عدم تبعیت مردم از آنها
متن با اشاره به مفاسد و رفتارهای ظالمانه برخی افراد و کمیتهها آغاز میشود. در ادامه، هدف اصلی مجاهدتهای ملت مظلوم را رفع ظلم و تعدیات مستبدانه این افراد معرفی میکند. سپس، از اولیای امور درخواست میشود تا شر و ظلم این افراد را از اهالی همدان رفع کنند و به عموم ملت اعلام میشود که هر حکم و اعلانی از جانب کمیتههای سری یا ستاریه و انجمنهای غیررسمی، حکم طاغوت داشته و پیروی از آن به منزله اعانت جبت و طاغوت است. در پایان، از اولیای امور خواسته میشود تا از فعالیت تمام انجمنهای غیررسمی جلوگیری کنند.

اظهار نگرانی از وضعیت نابسامان کشور
نامه با ابراز نگرانی از وضعیت نابسامان کشور و عدم دریافت اخبار موثق از مخاطب آغاز میشود. نویسنده به اخبار جراید مبنی بر اضمحلال ایران، پارتیبازی در تهران و حضور قوای روس اشاره میکند. در ادامه، به تلگرافی از بغداد درباره نفاق در مرکز و عدم تمایل ناصرالملک به بازگشت به ایران اشاره شده و وضعیت را بدتر از دوران محمدعلی شاه توصیف میکند. سپس، به فعالیتهای خود در عثمانی، از جمله انتصاب احمدبیک به عنوان مفتش مکاتب و راهاندازی نشریه سروش، میپردازد. در پایان، با اشاره به اخبار آتشسوزی در تهران، بر لزوم چارهجویی سریع از نجف تأکید کرده و از تشکیل کمیسیونی با عثمانیها برای تدوین برنامه مشترک خبر میدهد و منتظر دستورالعمل مخاطب است.
هشدار به محمدعلی شاه در تأثیرپذیری از خائنین به ملت و مملکت وکوتاهی او در اصلاح امور و نابسامانی اوضاع کشور
این نامه با ادعیه خالصانه آغاز میشود و به اقدامات علمای شیعه برای حفظ دین، تقویت دولت، ترقی ملت و آسایش مردم اشاره میکند. نویسندگان از تأثیرگذاری خائنین بر شاه ابراز تأسف و حیرت میکنند و بیان میدارند که اگر اظهارات شاهانه بر واقعیت و عمل منطبق بود، اوضاع کشور به این سیاهی نمیگرایید و اغتشاشات ویرانگر، به ویژه در آذربایجان، رخ نمیداد. همچنین، به بیصاحب ماندن سرحدات و ورود اجانب به کشور و تشکیل اردو در تهران اشاره شده است. نویسندگان تأکید میکنند که دفع مفسدین و فرق ضاله بابیه باید از طریق وزارت عدلیه و قوانین مشروطیت انجام شود. در پایان، بر لزوم حفظ دین و استقلال دولت با التزام به قوانین مشروطیت تأکید شده و امیدواری داده میشود که شاه با اقدامات اصلاحی، از گسیختگی کلی کشور جلوگیری کند.



لزوم کمک مالی و انسانی به مجاهدان مشروطه خواه
متن با یک استفتاء آغاز میشود که در آن وضعیت کشور و تصرف برخی مناطق توسط ملت به یمن توجه امام عصر و اوامر آیتالله، و همچنین مجاهدتهای سپهدار اعظم در رشت و سالار و سردار ملت در تبریز تشریح شده است. در ادامه، به آمادهسازی قشون توسط دولتیان برای مقابله با مناطق تحت تصرف ملت اشاره میشود و از علما خواسته میشود تا تکلیف مسلمانان را در کمک مالی و انسانی برای دفع دشمن و حفظ جان و مال خود مشخص کنند. در پاسخ به این استفتاء، فتوایی صادر شده که کمک به برادران دینی در دفع از جان، آبرو و اموالشان را بر همگان لازم میداند و تأکید میکند که در این راه، با دست، زبان و مال کوتاهی نخواهند کرد.


دستورالعمل به سپهدار اعظم در برخورد با مخالفان مشروطه، اعم از روحانی و درباری
این تلگراف با ستایش از مخاطب به عنوان حافظ حقوق ملی و وطن اسلامی آغاز میشود. سپس به دریافت تلگراف قبلی مخاطب و ارسال پاسخ مفصل اشاره میکند که بر لزوم حفظ قوای ملی، مجازات مفسدین (اعم از روحانیون بیدین و درباریان وطنفروش)، جلوگیری از مداخله بیگانگان و عدم پذیرش ضمانت مشروطیت از همسایگان تأکید داشته است. در ادامه، چهار نکته اساسی برای مراقبت فوری مطرح میشود: اول، جلوگیری کامل از مداخله بیگانگان و اخراج قوای روسی؛ دوم، سلب قوای استبدادی و واگذاری قوای نظامی، مالی و ارتباطی به دولت؛ سوم، حفظ قوای ملی و حضور ارتش ملی در تهران برای امنیت و آزادی نمایندگان و وزرای مشروطهخواه؛ و چهارم، مجازات مفسدین اصلی از جمله روحانیون و درباریان خائن و همچنین اشرار آذربایجان. در پایان، به ارسال تلگرافات قبلی از بغداد و اسلامبول اشاره شده و انتظار برای دریافت اخبار و مکاتبات آتی ابراز میشود.


اعلان تأسیس انجمن ایالتی فارس
این اعلان با ستایش از آیات عظام اصفهان و صمصامالسلطنه آغاز میشود. در ادامه، به تشکیل انجمن ایالتی فارس در تاریخ ۵ ربیعالاول ۱۳۲۷ قمری، در عمارت ظهیرالدوله، اشاره میکند. این انجمن با حمایت علما و بزرگان فارس و با هدف اتحاد ملت برای مشروطهخواهی عملی و قرار گرفتن تمام مملکت فارس تحت قانون اساسی و مشروطه رسمی تشکیل شده است. در پایان، از مخاطبان خواسته شده تا این خبر را به اطلاع عموم برسانند.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با ابراز نگرانی از فتنه آخرالزمان و ویرانی ایمان آغاز میشود. سپس به وضعیت ملک و دین و تسلط کفر اشاره میکند و از دیدهبانی سخن میگوید که قوم او را تکذیب کرده و به دار آویختند. در ادامه، به ظلمی که بر عدل روا داشته شده و به دار آویخته شدن یک عالم دینی توسط قوم خود، اعتراض میکند و از مسلمانان میپرسد که آیا هیچ قومی پیر خود را دار زده است. در بخش دوم، از نفاق اهل ملک و کید دشمنان ابراز نگرانی میکند و شورشی را توصیف میکند که باغ دین و ملک را ویران کرده است. این بخش به آیین مجوسی و شادی دشمنان از به دار آویخته شدن دیدهبان اشاره دارد و از مسلمانان میپرسد که چگونه ادعای اسلام میکنند و اسلام را آشکارا میکشند. در پایان، به عواقب این اعمال و از بین رفتن ایمان اشاره میکند و از حضرت مهدی (عج) میخواهد که ظهور کند تا جهان را از دجال پاک سازد و به سرنوشت امت در چنگ گرگان بیشبان میپردازد. در انتها، به ملا قربانعلی زنجانی اشاره میکند و نام فضلالله را با شهید پیوند میزند.
پرسش از علل مخالفت با اقدامات دولت و درخواست رسیدگی به آن
در این نامه، از مخاطب درباره علت دوری از امور مهم و کلی پرسش میشود. سپس، درباره ابعاد و عوامل انقلاب مشهد و راهکارهای درمانی آن سؤال شده است. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که در جهت اصلاحات تلاش کند و دستورالعملهای لازم را ارائه دهد تا دولت و سلسله علمیه بر اساس آن اقدام کنند.

تشکر از اعضای انجمن ایرانی لندن، جهت همدردی و همراهی با مردم ایران برای استقرار مجدد مشروطیت
متن با ابراز خرسندی و امتنان از تلاشهای «انجمن ایرانی لندن» آغاز میشود که با همدردی و همراهی خود، تسلیبخش خاطر پریشان نویسنده از حوادث ظالمانه در ایران بودهاند. در ادامه، به نقش این انجمن در ترقی و آزادی نوع بشر اشاره شده و با استناد به شعر سعدی، بر وظیفه انسانی کمک به یکدیگر تأکید میشود. در پایان، از انجمن درخواست میشود که به شکرانه آرامشی که در سایه مشروطیت دولت انگلیس دارند، مردم مصیبتزده ایران را فراموش نکنند.

اعلام استقلال لارستان از دولت مرکزی و اجرای اصول مشروطیت در آنجا
این اعلامیه با بشارت به عموم ملت، علما، تجار و سادات آغاز میشود و به پیروزی مجاهدان لارستان بر مستبدین و خوانین محلی اشاره میکند که منجر به استقرار مشروطیت در این منطقه شده است. در ادامه، از علما و تجار خواسته میشود تا حکام را به رعایت اصول مشروطیت و همراهی با ملت فراخوانند و به نایبالحکومه بندر بوشهر هشدار داده میشود که در صورت ادامه رفتارهای استبدادی، با مجازات شدید مواجه خواهد شد. در پایان، بر لزوم اتحاد وطنپرستان و اجرای احکام پیشوایان دین در خصوص اطاعت از قوانین مشروطیت تأکید شده و عواقب مخالفت با آن، از جمله محاربه و اخراج از بلاد اسلام، گوشزد میشود.

درخواست از محمدعلی شاه جهت تأیید و پذیرش مشروطیت و قانون اساسی
متن با اشاره به تشکیل مجلسی برای اصلاح امور، هدف اصلی مبارزات ملت را بازگرداندن حقوق غصبشده و اجرای بیکموکاست قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی بیان میکند. در ادامه، از محمدعلی شاه درخواست میشود که با رأفت پدرانه، حقوق ملت را بازگرداند و آنان را از اسارت رها سازد تا همگی مطیع و جانباز حفظ اساس سلطنت و ترقی کشور باشند. در غیر این صورت، ملت ایران هیچگونه تغییر یا تحریفی در قانون اساسی را نخواهد پذیرفت.
سازگاری یا ناسازگاری مشروطه با اسلام و انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
متنی به محضر حجج اسلام ارائه شده که در آن با استناد به حدیث امام زمان (عج) درباره رجوع به راویان احادیث در حوادث واقعه، از ایشان درباره سازگاری مشروطه (به عنوان وضعی مستحدث و برگرفته از غرب) با دین اسلام و انطباق قوانین مساوات و آزادی آن با شرع مقدس سؤال شده است. در ادامه، پاسخ به این سؤال، خطاب به شاهنشاه، از طریق حاجی شیخ فضلالله نوری و امامجمعه ارسال شده است. در این پاسخ، از خبر تلگرافی انصراف شاه از مشروطه غیرمشروعه که منجر به قتل و توهین به شرع شده بود، تشکر و ابراز امیدواری شده که شاه در ترویج اسلام و شرع و نشر عدالت موفق و مأجور باشد. همچنین از امر ملوکانه که در این زمینه به اجرا درآمده، قدردانی شده است.
درخواست اعلام تحریم مشروطیت و عدم گشایش مجدد مجلس شورا از سوی علمای کشور
متن با ستایش از مخاطب آغاز میشود و به وضعیت آشفته کشور پس از مشروطه، سلب امنیت و رواج عقاید فاسد اشاره میکند. قوانین برگرفته از غرب را عامل این وضعیت میداند و انحلال مجلس توسط شاه را لطف الهی برای بازگشت امنیت تلقی میکند. سپس، با ابراز نگرانی از تلاش مجدد منحرفین برای تشکیل مجلس و احیای اساس سابق، از علما میخواهد که پیش از وقوع فاجعه، با صدور حکم صریح بر حرمت اساس مشروطه، به وظیفه الهی خود عمل کنند. در ادامه، از مخاطب میخواهد که حکم قطعی حرمت را در ذیل ورقه سؤال مؤمنین بنویسد و به نماینده اعزامی، آقا میرزا محمدحسن اصفهانی، توجه ویژه نشان دهد. در بخش دوم، با نزدیک شدن به زمان انعقاد مجلس دوم، پیشنهاد میشود که تلگرافهایی از مناطق مختلف به دربار شاهی ارسال شود که در آن، مشروطه را نامناسب برای دولت و ملت دانسته و امنیت فعلی را کافی بدانند. در پایان، پاسخهایی از سوی محمدمهدی الحسینی و یعقوب الحسینی و محمدطاهر الحسینی به تلگراف شیخ فضلالله نوری ارائه شده که در آن، ضمن تأیید مواضع وی و اعلام تبعیت از علمای اعلام، برای شوکت شاهنشاه دعا میکنند.

درخواست اجرای حکم ارتداد محمدعلی شاه توسط مراجع مشروطهخواه نجف و خلع او از سلطنت و نایب السطنگی ظل السطان
زمینه چینی برخی مشروطه خواهان تندرو برای ورود نیروهای انگلیسی به بوشهر
این مکاتبه با انجمن ولایتی بوشهر، بر وجوب استقلال مشروطیت و پرهیز از خودخواهی تأکید میکند و آن را عامل کشتار مردم میداند. در ادامه، به حبلالمتین گزارش داده میشود که پس از فتح، تجار مستبد با تحریک مجاهدین، باعث غارت چند دکان شدهاند. انگلیسیها با دستاویز قرار دادن این غارت، گمرک را تصرف کرده و متصدی نظم شدهاند. همچنین، امیرپنجه با حمایت تجار مستبد که موافق اصلاحات انگلیسیها هستند، به این وضعیت دامن میزند و منتظر دریابیگی هستند. در پایان، از مخاطب خواسته میشود که به هر طریق ممکن برای مقابله با این وضعیت اقدام کند.

نتایج ویرانگر دودستگی نمایندگان مجلس شورا و رعایت سیاست اعتدال
متن با اشاره به انتخاب وکلای مجلس و تشکیل قریبالوقوع آن آغاز میشود و بر اهمیت حفظ مشروطیت و استقلال کشور تأکید میکند. سپس به آسیبپذیری ملت ایران در برابر شیادان داخلی و خارجی به دلیل عدم آگاهی و اخلاق اشاره میکند و دودستگی وکلای مجلس اول را عامل اصلی خرابیها و قدرت گرفتن محمدعلی شاه میداند. در ادامه، با رد تقلید کورکورانه از پارلمانهای اروپایی، بر لزوم اتحاد و اعتدال در میان وکلا تأکید میکند و اختلاف و تشکیل احزاب مختلف را مضرترین عامل برای ایران میداند. در پایان، به ملت و قوه مجریه هشدار میدهد که دشمنان داخلی و خارجی همچنان در کمین هستند و تنها راه نجات کشور، اتحاد و پرهیز از تفرقه است.
تقبیح محمدعلی شاه در برچیدن بساط مشروطه و آرزوی پیروزی مشروطهخواهان آذربایجان، گیلان و اصفهان
این شعر با انتقاد شدید از محمدعلی شاه و اقدامات او در برچیدن مشروطه آغاز میشود و او را فردی مستبد و جدا از مذهب معرفی میکند که کشتی ملت را به گرداب بلا افکنده است. در ادامه، شاعر به ستمهای شاه اشاره کرده و آن را در اسلام ناروا میداند. سپس، با اشاره به مقاومت مشروطهخواهان در تبریز (ستارخان)، گیلان (سپهدار) و اصفهان (صمصامالسلطنه)، امید به پیروزی آنان و سرنگونی شاه مستبد را ابراز میکند. شعر با تکرار عبارت «کار ایران با خداست» بر توکل به خداوند و امید به آینده تأکید کرده و در نهایت، وضعیت نابسامان ایران را نتیجه قامت ناساز ملت میداند.
تلاش در جهت مصالحه میان دولت و مشروطه خواهان معارض
عدم اجازه دولت ایران در انعقاد معاهدات و استقراض خارجی بدون تصویب مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به شکایات ملت ایران، به قصد دولت برای استقراض از کشورهای همسایه جهت سرکوب مردم اعتراض میکند. در ادامه، از سوی علمای شیعه به عنوان رؤسای روحانی ملت ایران، به سفرا و جراید رسمی دولتهای بزرگ اعلام میشود که بر اساس اصول ۲۴ و ۲۵ نظامنامه اساسی، دولت ایران بدون تصویب پارلمان (که در حال حاضر انجمن ایالتی تبریز است) حق انعقاد هیچگونه معاهده یا استقراضی را ندارد. در پایان تأکید میشود که اگر قرضی بدون امضای انجمن صورت گیرد، ملت ایران مسئول پرداخت آن نخواهد بود.


اظهار دلگیری از چیرگی نیروهای دولتی بر امور شهر قزوین
نامه با ابراز شکرگزاری از بازگشت مخاطب به وطن آغاز میشود و نویسنده آرزوی رهایی خود از فشار استبداد را بیان میکند. در ادامه، نویسنده از بیتوجهی مخاطب به حال خود گلایه کرده و وضعیت نابسامان قزوین را تشریح میکند؛ شهری که در احاطه مستبدین است و او به دلیل ترس از نیروهای دولتی و سواره قراداغ، مجبور به خانهنشینی شده است. نویسنده به حمایت سپهدار اعظم از مشروطهخواهان اشاره میکند، اما توضیح میدهد که این حمایت باعث شده تا نیروهای دولتی نیز به جمع مستبدین قزوین اضافه شوند و وضعیت او بدتر از زمان تخریب مجلس و صدور فتوای قتل مجاهدین شده است. نامه با ابراز دلگیری از بیلطفی مخاطب و درخواست یادآوری از حال او به پایان میرسد.
درخواست از مردم جهت استقرار مجدد مشروطیت و عدم همکاری با دولت محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و اقدامات ظالمانه حکومت استبدادی، مردم را به تلاش برای احیای حقوق غصب شده خود فرا میخواند. در ادامه، بر لزوم حفظ دین، مملکت و وطن اسلامی از تسلط کفر و استوار ساختن اساس مشروطیت و استقلال کشور تأکید میشود. در پایان، اقدام در این مسیر را به منزله جهاد در راه نبوت و سستی در آن را به منزله خواری و خذلان میداند و از مردم میخواهد از پرداخت مالیات و عایدات گمرکی به مأموران استبداد خودداری کنند، زیرا این کار به منزله یاری رساندن به ظلم و ستم است.

لزوم حمایت از علما و مردم معترض متحصن در آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به عموم برادران ایمانی و دوستان دینی خطاب میکند. در ادامه، به تحصن جمع کثیری از علما و مردم در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانیه برای خیرخواهی ملت اشاره میکند. سپس، بر لزوم حمایت و همراهی همه مردم با متحصنین تأکید میکند تا به یاری خداوند و توجهات حضرت حجت (عج)، ریشه ظلم و استبداد برچیده شده و ملت مظلوم به حقوق خود دست یابند. متن با ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» و امضای نویسندگان به پایان میرسد.


تجاوز روسیه به ایران و وظیفه دولت و ملت در مقابله با آنها
متن با اشاره به پیشبینیهای قبلی درباره تحرکات روسیه در ایران آغاز میشود و به طرح نقشههای روسیه برای نفوذ در خراسان و آذربایجان میپردازد. در ادامه، نویسنده به غیرتمندان خراسان هشدار میدهد که نباید بهانه به دست بیگانگان دهند و بر لزوم آشتی دولت و ملت برای مقابله با اجانب تأکید میکند. سپس، به علمای اعلام و عموم مسلمین گوشزد میشود که روسها به دنبال بهانهجویی برای مداخله هستند و این امر نتیجه مرعوبیت ایرانیان است. در بخش بعدی، استقلال ایران و حفظ مشروطیت را منوط به خروج قوای روس از کشور و توجه صمیمانه شاه به این مسئله میداند. در پایان، وظیفه فوری ملت و دولت را اخراج قوای بیگانه از خاک ایران و عدم پذیرش هیچ عذر و بهانهای از دربار میشمارد و از علمای نجف اشرف میخواهد که تا خروج کامل روسها از پای ننشینند، چرا که در غیر این صورت نه مشروطه و نه استقلال برای ایران باقی نخواهد ماند.
از صحنه بیرون کردن مشروطهخواهان انقلابی و درستکار توسط مشروطهخواهان فرصتطلب
متن با اشاره به ظهور افرادی که در دوران استبداد پرورش یافتهاند و اکنون در لباس مشروطیت ظاهر شدهاند، آغاز میشود. این افراد مانع پیشرفت امور شده و به بدنام کردن خادمان مشروطیت، به ویژه علما، میپردازند تا در صورت بازگشت استبداد، کسی جرئت مقابله نداشته باشد. در ادامه، به جعل تلگرافات و اخبار برای فریب روحانیون و دولتمردان مشروطهخواه اشاره شده و علت این خرابیها را ادامه فعالیت مستبدین تحت لوای مشروطیت میداند. سپس به نمونههایی از بدنام کردن شخصیتهایی چون آقا سید مرتضی اهرمی، حجتالاسلام لاری و آقا میرزا سید حسن مدیر حبلالمتین اشاره میکند. در پایان، بیان میشود که ریاست روحانی از مقاصد این افراد آگاه است و برای رفع این اشتباهکاریها تلاش میکند و به توجه به حجتالاسلام لاری و نگارش تلگرافی در حمایت از آقا سید مرتضی اهرمی اشاره دارد.
محکومیت استبداد محمدعلیشاه قاجار در برچیدن آزادیهای سیاسی، نفی و رد شاهپرستی
متن با اشاره به تاریخ اروپا و مسیحیت، پیشرفتهای تمدنی آنها را نتیجه اخذ اصول تمدن و سیاست از اسلام میداند. سپس به سیر قهقرایی مسلمانان و اسارت آنها در برابر طواغیت اشاره میکند و بیداری مسلمانان و پی بردن آنها به حقوق ملی و آزادی خدادادی خود را نتیجه هدایت پیشوایان روحانی میداند. در ادامه، صدور احکام علمای نجف و اسلامبول بر وجوب تحصیل مشروطه را حجتی برای برائت دین اسلام از احکام جوریه معرفی میکند. سپس به نقد شدید کسانی میپردازد که با سوءاستفاده از نام دین، به ظلم و استبداد دامن میزنند و اعمال ظالمانه خود را دینداری میخوانند. در بخش پایانی، به نفوذ شاهپرستی در مملکت و پیامدهای مخرب آن از جمله گسترش جهالت، نابودی قوای ملی، وابستگی به بیگانگان و فساد حکومتی اشاره میکند و این رذیله را عامل اصلی تفرقه، تنفر و در نهایت زوال و انقراض دولت و ملت میداند.

مخالفت با تجدید مشروطیت
تقدیر از کتاب تنبیهالامه و تنزیهالمله میرزای نائینی در استواری مشروطیت بر مبانی دینی
این متن با ستایش از رساله «تنبیهالامه و تنزیهالمله» اثر میرزا محمدحسین نائینی آغاز میشود و آن را شایسته تقدیر و فراتر از تمجید میداند. در ادامه، بر اهمیت این رساله در تبیین ریشههای دینی اصول مشروطیت و درک حقیقت ولایت ائمه تأکید میکند. سپس، با تأیید مجدد بر عظمت این اثر، آن را برای تکمیل عقاید و تصدیق وجدانی مسلمانان در خصوص ریشهدار بودن مبانی سیاسی از دین اسلام کافی و فراتر از انتظار توصیف میکند و برای نویسنده آن دعای خیر میکند.


بیان نقش خود در ترغیب مراجع نجف به حمایت از مشروطیت
متن با ابراز خرسندی از تحقق اهداف عدالتخواهان و ترقیخواهان آغاز میشود که به آزادی قلم و بازگشت حقوق مشروعه منجر شده است. این دستاوردها را نتیجه توفیقات الهی، تأییدات حجت عصر و تلاشهای مردم غیور تبریز و وکلای آنها، به ویژه میرزا صادق خان مستشارالدوله، میداند. سپس، نگارنده به ملت ایران و به خصوص مردم آذربایجان و وکلایشان، به خاطر جنبش مردانه در ماه ذیقعده تبریک میگوید و با تأسف از عدم حضور خود در ایران در این مقطع مهم، به دلیل اجبار و عدم امکان حرکت، سخن میگوید. در ادامه، به فعالیتهای خود در نجف اشرف اشاره میکند که در آنجا مسئله مشروطیت را ترویج داده و مراجع را با ادله و براهین به محسنات آن آگاه ساخته است. همچنین، به تعلیم طلاب و انتشار رسالههایی در باب ماهیت مشروطیت اشاره میکند. در پایان، از تحریک خدام توسط مستبدین نجف و جسارت آنها در صحن شریف گلایه میکند و با وجود این مشکلات، آن را در راه ملت و وطن نوشدارو میداند و ابراز امیدواری میکند که مراسم اسلامپرستی و وطندوستی در همه جا تعظیم شود.
درخواست از دولتهای مقتدر جهان برای جلوگیری از تجاوز روسیه به آذربایجان
درخواستی از دولتهای قدرتمند جهان برای جلوگیری از تجاوز احتمالی روسیه به آذربایجان مطرح شده است. این درخواست بر این مبنا استوار است که چنین تجاوزی خلاف قوانین بینالمللی بوده و از دولتها خواسته شده تا روسیه را از این اقدام منصرف کنند.
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و تعویض حاکم گلیایگان
رویگردانی مردم تبریز از مشروطیت و توصیه به خودداری مراجع نجف از تأیید و حمایت آن
متن با ابراز ناامیدی از وضعیت مشروطه و عملکرد مشروطهطلبان آغاز میشود. اشاره میشود که توصیههای عقلا برای پرهیز از افراطگرایی نادیده گرفته شده و روزنامهنگاران و سخنرانان هرچه خواستهاند گفته و نوشتهاند. سپس به وقایع پس از حرکت شاه به باغ شاه و تلگرافهای عمومی و خصوصی به علما اشاره میشود که منجر به بددلی اهالی انجمن تبریز از پاسخ علما و هتاکی در تلگرافخانه گردیده است. در ادامه، وضعیت مشروطه در تبریز بسیار ضعیف توصیف شده و به افراطگری برخی مشروطهخواهان اشاره میشود. در پایان، توصیه میشود که نوشتجات مراجع نجف نیز بیاثر بوده و با تندی خود باعث رنجش پادشاه شدهاند و بهتر است مراجع نجف از پاسخ دادن به برخی مطالب خودداری کنند، مگر در موارد ضروری، زیرا مردم بسیار بیلگام شدهاند.
.jpeg&w=3840&q=75)
پیشنهاداتی به منظور استقراض ملی و بازسازی و پیشرفت کشور
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از فداکاریها و رنجهای دوران مشروطه چه بوده است؛ اهدافی چون ترویج شریعت، حفظ استقلال، آزادی، امنیت، توسعه تجارت و اجرای قانون اساسی. سپس بیان میشود که با وجود رسیدن به مقصد مشروطه، این تازه آغاز راه است و کشور همچون بیماری است که نیاز به تقویت دارد. نویسنده سه راهکار اصلی برای بهبود وضعیت کشور ارائه میدهد: اول، رفع اغراض شخصی و اتحاد میان رؤسای ملت و مجاهدین. دوم، تربیت و بهکارگیری افراد شایسته و متخصص که دارای حسن تمدن، تدین، حب وطن و نوعدوستی باشند و به ظاهر افراد توجه نکنند. سوم، تحصیل پول از طریق استقراض ملی از اعیان و رجال، مطالبه مالیاتهای معوقه از حکام، یا استقراض از بانکهای خارجی. در ادامه، نُه پیشنهاد تفصیلی برای پیشرفت کشور مطرح میشود که شامل تأسیس بانک دولتی با سرمایه جواهرات، استقراض خارجی با شرایط سهل، دادن امتیاز به دول دوست، تقویت روابط با دولت عثمانی، تشکیل ادارات عدلیه، تأسیس مدارس و دارالترجمه، فرستادن دانشجو به اروپا، سازماندهی نظامی ایلات و انتخاب وکلای عالم و وطندوست برای تشکیل مجلسین شورای ملی و سنا، و استخدام مستشار از دول غیرهمجوار برای اداره وزارتخانهها است.
رد شایعات و اتهامات نسبت به خود

رد درخواست حاج شیخ فضل الله نوری و تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت در کشور
این متن با استناد به حدیثی از امام زمان (عج) مبنی بر رجوع به راویان احادیث در حوادث واقعه، از حجج اسلام و مروّجین احکام میپرسد که آیا مشروطیت و قوانین مساوات و حریت آن با دین اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در ابقا یا از بین بردن آن چیست. در پاسخ، تأکید میشود که اصلاح آشوب و اداره امور کشور تنها با مساعدت و موافقت با ملت و اقامه مشروطیت ممکن است و در غیر این صورت، باید از خراسان و رعیت چشم پوشید.
پاسخ به استفتای جهاد ایرانیان مقیم طرابوزان



شکایت از وضعیت نابسامان کشور و ناتوانی دولتمردان و نمایندگان مجلس شورای ملی در اداره امور کشور
این نامه با اشاره به وضعیت بحرانی و ناامنی گسترده در ولایات مختلف ایران، از جمله مازندران، کاشان، اردبیل، خمسه و خلخال، آغاز میشود. نویسنده به آشفتگی اوضاع در پایتخت، نارضایتی عمومی از عملکرد مجلس، وزرا و مشروطیت، و فعالیتهای مخرب مستبدین و منتسبین شرع اشاره میکند. او همچنین به وضعیت نابسامان اقتصادی، نایاب شدن پول و اضطراب در معاملات، و مشکلات تأمین نان و گوشت میپردازد. در ادامه، نویسنده به فساد افکار در نجف و ناامیدی سردار اسعد بختیاری اشاره کرده و از مخاطب (سیدحسن تقیزاده) میخواهد که فعلاً به تهران نیاید، زیرا حضور او در شرایط فعلی که اراذل و اوباش و افراد بیشرف بر اوضاع مسلط هستند، نه تنها سودی ندارد بلکه ممکن است به ضرر او تمام شود و فسادها به نام او ثبت شود. نامه با ابراز تأسف از عدم درک مردم و مسئولین از وضعیت موجود و افزایش خرابیها و بیکاری، و همچنین دسیسههای داخلی و خارجی برای به هم زدن مملکت، به پایان میرسد و نویسنده از غم وطن ابراز هلاکت میکند.
شرایط و وظایف نمایندگان مجلس شورا و رئیس دولت اسلامی
این متن با تأکید بر ضرورت اتحاد ملت و دولت و انطباق مشروطیت با مشروعیت آغاز میشود. در ادامه، به نقد و رد شعارهایی میپردازد که مشروطیت را با دین در تضاد میدانند و این رویکرد را عامل تفرقه و فساد معرفی میکند. سپس، شروط صحت و کمال مجلس ملی اسلامی را در پنج فصل تشریح میکند. فصل اول به تعداد اعضای مجلس و کفایت آنها در امور حسبیه میپردازد. فصل دوم، شروط کیفی اعضای مجلس را در کمال عقل، رشد، بلوغ، علم و قدرت خلاصه میکند. فصل سوم، وظایف شرعی و حقوق وضعی نمایندگان را در حفظ محاسن صورت و سیرت و دوری از اشرار و کفار بیان میکند. در این فصل، بر لزوم فقیه عادل و جامعالشرایط بودن شخص اول مجلس تأکید شده و وظیفه همگانی در امور حسبیه و واجبات کفایی تبیین میشود. فصل چهارم، ولایت کلیه حاکم شرع عادل را در اجرای حدود شرعیه و تعیین امور مجلس، از جمله عزل و نصب و تغییر و تبدیل، حق مطلق او میداند و هرگونه مخالفت با آن را حرام و موجب فسق میشمارد. فصل پنجم، اختیار بیتالمال مسلمین را تحت ولایت حاکم شرع دانسته و مصارف آن را در جهت مصالح عمومی مسلمین، از جمله ساختن پلها، مساجد، مدارس و تجهیزات دفاعی، واجب میشمارد. در پایان، تفاوت میان دولت مشروطه مشروع و استبداد قهری را به تفاوت کفر و اسلام تشبیه کرده و تأکید میکند که احیای نام مشروطیت، حتی بدون تحقق کامل اهداف آن، تأثیرات مثبتی در قلوب مردم داشته و اجرای کامل احکام شریعت میتواند به تسخیر ممالک و گسترش اسلام منجر شود.

مقاومت مردم تبریز در برابر رژیم محمدعلی شاه قاجار و درخواست حمایت مراجع مشروطهخواه نجف از آنها
درخواست مراجعت سید مرتضی اهرمی از تبعیدگاه به بوشهر
این نامه با سلام و تحیات آغاز میشود و به اطلاع مخاطب میرساند که عدم حضور سید مرتضی اهرمی در بوشهر برای اهالی بوشهر، لنگه و بنادر بسیار ناگوار و دشوار است. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که مردم از حمایت و فرمانبرداری از حجج اسلامیه دریغ نمیکنند، اما اکنون پناه و ملجأیی ندارند و گرفتار اغراض مغرضین شدهاند. در پایان، با تأکید بر فوریت بازگشت سید مرتضی اهرمی به بوشهر، از مخاطب درخواست میشود که با سرعت تمام اجازه بازگشت ایشان را صادر کند تا مردم از برکت وجود او بهرهمند شوند.
ارائه رهنمود برای اداره امور کشور تا پیش از انتخابات و افتتاح مجدد مجلس شورا
این تلگراف با اشاره به آزادی مخابره تلگرافی به عنوان اولین گام مشروطیت، به ضرورت تشکیل موقت مجلس ملی برای اداره امور کشور تا زمان برگزاری انتخابات و افتتاح مجدد مجلس شورا میپردازد. در این راستا، بر لزوم حفظ قانون اساسی، مسئولیت وزرا و ترتیب صحیح انتخابات تأکید شده است. همچنین، فراهم آوردن موجبات آزادی و ایمنی در انتخابات، توجه نمایندگان به مرکز و بازگشت مهاجرین به وطن، و مذاکره با سایر مراکز ملی برای آزادی مخابره از جمله خواستههای مطرح شده است. در پایان، خروج از تحصن منوط به اطمینان کامل از حصول اهداف و استحکام اساس مشروطیت دانسته شده است.


ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و انتصاب حاکم جدید کمره و گلپایگان
تبانی و توافق پنهان و آشکار انگلستان و روسیه در امور ایران
این مقاله به نقد اظهارات سر ادوارد گری، وزیر خارجه انگلستان، میپردازد که در آن عدم مداخله در امور داخلی ایران را فراموش کرده و اقدامات مسلحانه روسیه در ایران را توجیه میکند. نویسنده بیان میکند که این اظهارات نشاندهنده تبانی و همکاری پنهان و آشکار دولتهای روسیه و انگلستان در امور ایران است و این همکاری وضعیت کشور و ملت را به وخامت کشانده است. در ادامه، نویسنده از سر ادوارد گری سؤال میکند که آیا این نوع مداخله با مفهوم عدم مداخله سازگار است و آیا در طول انقلاب سیاسی ایران، حقوق خارجیها یا جان و مال اتباع بیگانه به اندازهای به خطر افتاده که چنین تصرفاتی را توجیه کند. در پایان، هشدار داده میشود که اگر این دو دولت رویه خود را تغییر ندهند، ممکن است اوضاعی در ایران پیش آید که امنیت خارجیها نیز به خطر افتد و مسئولیت آن بر عهده مسلک ناپسند این دو دولت خواهد بود.
بی توجهی به آشتی خواهی محمدعلی شاه و تشویق مشروطه خواهان به فتح سریع تر تهران و بهانه ندادن به روسیه و انگلستان جهت مداخله در امور کشور
متن با اشاره به شکست محمدعلی شاه در تبریز و قیام عمومی در ایران آغاز میشود و خطر مداخله خارجی را به دلیل هرج و مرج داخلی و تلاش مستبدین برای جلب بیگانگان گوشزد میکند. سپس دو هدف اصلی قیام ملت را اثبات دروغگویی شاه مبنی بر عدم تمایل مردم به مشروطه و بازپسگیری حقوق غصبشده ملت با قدرت ملی بیان میکند. در ادامه، نویسنده بر لزوم پایان دادن فوری به غائله استبداد با حمله سرداران ملی به تهران و ریشهکن کردن استبداد تأکید میکند و فرصت کنونی را بینظیر میداند. متن به فریبکاری درباریان و محمدعلی شاه در پیشنهاد صلح اشاره کرده و آن را ترفندی برای جلوگیری از پیشروی مشروطهخواهان و جلب مداخله خارجی میداند. نویسنده با برشمردن دلایل عدم صداقت شاه در صلحخواهی، از احرار و دانشمندان میخواهد که فریب این دسیسهها را نخورند و به یاد بیاورند که صلح واقعی تنها پس از تشکیل مجلس در تهران و توسط وکلای ملت امکانپذیر است. در پایان، بر اهمیت انتخاب وکلای لایق و وطنپرست برای مجلس آینده تأکید شده و از انجمنهای ملی خواسته میشود تا فهرستی از افراد شایسته را برای آگاهی مردم منتشر کنند.
تلاش در جهت حفظ استقلال و پیشرفت کشور
متن با تأکید بر اهمیت فعالیت و پیشرفت در جوامع امروزی آغاز میشود و به مقایسه وضعیت ایران با کشورهای اروپایی و حتی آفریقایی میپردازد که با فعالیت و صنعت به سعادت رسیدهاند. سپس به نقد وضعیت داخلی ایران میپردازد و از عدم استفاده صحیح از منابع مالی و انسانی، به رغم وجود حمایت روحانیت و شخصیتهایی چون آیتالله خراسانی، گلایه میکند. در ادامه، نویسنده به نقش نایبالسلطنه و کابینه جدید در پیشرفت کشور امید میبندد، اما از رویکرد برخی جراید در ترویج اصطلاحات غربی و ایجاد نفاق انتقاد میکند و معتقد است که این رویکرد به جای بیدار کردن ملت، به فساد اخلاق و مانع ترقی منجر میشود. در بخش پایانی، خطاب به ثروتمندان و مالکین، مسئولیت آنها را در حفظ اسلام و استقلال کشور یادآور میشود و با طرح سوالاتی درباره بقای اسلام در صورت عدم وجود سلطنت اسلامی و استقلال، به وضعیت مسلمانان در کشورهای تحت نفوذ استعمار اشاره میکند. در نهایت، از عدم کمک مالی ثروتمندان به دولت و ملت انتقاد کرده و آنها را به عواقب سوء این بیتفاوتی در دنیا و آخرت هشدار میدهد و بر وظیفه هر مسلمان در حفظ اسلام و استقلال تأکید میکند.
تأیید احکام و فتاوای گذشته: وجوب استقرار مشروطه و لزوم همراهی با آن
نامهای به مراجع تقلید ارسال شده که در آن از شایعاتی مبنی بر عدم صدور احکام قبلی در خصوص وجوب مشروطیت و لزوم همراهی با مجلس و همچنین تغییر رأی مراجع سخن به میان آمده است. در پاسخ، مراجع تقلید صحت احکام پیشین خود را تأیید کرده و بر وجوب پیروی مسلمانان از این احکام و دوری از تشکیکات و اکاذیب مغرضین تأکید میکنند. همچنین، با اشاره به وضوح این امور و وجود خطوط و مهرهای خودشان بر تلگرافات و احکام، هرگونه تردید در این زمینه را بیمورد میدانند.


بیاعتباری و بیآبرویی تقیزاده نزد مردم تبریز
متن با اشاره به دخالت علنی روسها در امور داخلی ایران و باز بودن در کنسولگری روسیه به روی مردم آغاز میشود. در ادامه، به تضییع حقوق ایرانیان در کارگزاریها به دلیل نفوذ کنسولگری روسیه و حضور نظامیان روس در شهر اشاره شده و استعفای کارگزار را مصلحت دانسته است. سپس، به نامهای که پیشتر به هیئت علمیه نجف ارسال شده بود، ارجاع داده و پیشبینیهای قبلی در مورد نیات روسها را یادآوری میکند. در پایان، به بیاعتباری تقیزاده نزد مردم تبریز و تهران و اتهام طرفداری او از انگلیس اشاره دارد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست کمک انسانی و مالی به سید عبدالحسین لاری
این مقاله با ستایش از اقدامات سید عبدالحسین لاری و مجاهدین لارستان در مبارزه با استبداد، از علمای ایران به دلیل عمل به تکالیف شرعی خود در برابر مستبدین قدردانی میکند. در ادامه، با اشاره به هشدارهای روزنامه حبلالمتین درباره لزوم آمادگی علمای اسلام برای جهاد، از اهالی بنادر و تجار میپرسد که آیا از سید لاری حمایت خواهند کرد یا منتظر خواهند ماند تا در شمار مستبدین قرار گیرند. مقاله تأکید میکند که بیطرفی در این شرایط بیفایده است و در صورت پیروزی استبداد، بیطرفان نیز آسیب خواهند دید، اما در صورت پیروزی مشروطهخواهان، با آنها بر اساس احکام اسلامی رفتار خواهد شد. در پایان، از کسانی که نمیتوانند کمک جانی کنند، درخواست کمک مالی میکند و هشدار میدهد که به زودی مجبور به بیان صریحتر مواضع خود خواهد شد.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و مخالفت با تجدید آن در کشور
.jpeg&w=3840&q=75)
جبران صدمات وارده به مجلس و جلب اعتماد عموم و طرد افراد مفسد و فتنهگر توسط محمدعلی شاه



تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
خبر اعزام دریابیگی به حکومت بوشهر و درخواست همکاری با او، درصورت همراهی با مشروطه خواهان
این نامه با معرفی میرزا احمدخان دریابیگی به عنوان حاکم بوشهر آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم همراهی او با مشروطهخواهان و ملت تأکید شده و تصریح میکند که در صورت همکاری، مردم بوشهر و توابع باید او را به رسمیت بشناسند. همچنین، دستور داده شده که ادارهجات تحت تصرف ملت باشد و مازاد درآمد گمرکات و سایر دوائر به مجاهدین تبریز و دیگر نقاط اختصاص یابد. در پایان، هشدار داده شده که اگر دریابیگی از مسیر مشروطیت منحرف شود، مردم نباید او را به عنوان حاکم به رسمیت بشناسند و این موضوع به خوانین و رؤسای منطقه نیز ابلاغ شده است.

مرثیهسرایی برای حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با اشاره به چهار شخصیت برجسته که بر دار رفتند، آغاز میشود. در ادامه، به مقام و فضل شیخ فضلالله نوری اشاره شده و او را به دلیل شهادتش، همردیف با این بزرگان میداند. متن بر مظلومیت و جایگاه معنوی شیخ فضلالله نوری تأکید دارد.
دروغ بودن اتهامات وارده به حاج شیخ فضل الله نوری و تحریکات روسیه و انگلستان در آن باره
نامه با دعایی برای مخاطب آغاز میشود و سپس نویسنده به شرح حال خود و خانوادهاش پس از مهاجرت به قم میپردازد. او از دستتنگی و قرض برای سفر به قم میگوید و از اینکه در راه مورد سرقت دزدهای بختیاری قرار گرفتهاند. در ادامه، نویسنده به اوضاع سیاسی کشور پس از اعدام شیخ فضلالله نوری اشاره میکند و هیجان عمومی مردم را توصیف میکند. او اتهامات وارده به شیخ فضلالله نوری مبنی بر دعوت از روسها را دروغ و بهتان محض میداند و معتقد است که تنها جرم او مخالفت با اساس مشروطه بوده است. نویسنده همچنین تمام اتفاقات را ناشی از تحریکات روس و انگلیس میداند که با فریب شاه و همکاری با سران مشروطه، به دنبال اهداف خود هستند. نامه با دعایی برای عاقبت به خیری امور و رفع مفاسد پایان مییابد.
تلاش مشروطهخواهان در جهت عزل محمدعلی شاه از سلطنت
این نامه با تأیید نگرانیها درباره آینده وطن آغاز میشود و بر این نکته تأکید دارد که تنها راه نجات کشور، تشکیل پارلمان از طریق قدرت ملی است. در ادامه، نویسنده به صراحت بیان میکند که صلح با محمدعلی شاه بیفایده خواهد بود و تمام تلاشها باید بر خلع او از سلطنت متمرکز شود. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که برای تقویت جبهه تبریز، مهاجران را به آنجا بفرستد و در کنفرانس پترزبورگ نیز اقدامات لازم را انجام دهد، چرا که قبلاً به اسلامبول و مراکز دیگر نیز اطلاعرسانی شده است.
نکوهش علمای مخالف مشروطیت
کمک انسانی و مالی به مشروطهخواهان بختیاری
متن با ستایش از مجاهدتها و غیرتمندی ایل بختیاری و خوانین آن آغاز میشود که برای استرداد حقوق ملت در میدان جنگ تلاش میکنند. در ادامه به اعزام چهار هزار سوار بختیاری پس از اردوی سردار اسعد اشاره شده و بیان میدارد که مردم اصفهان نیز در این مدت از طریق مالیات و سایر وجوه، هزینههای مجاهدین را تأمین کردهاند. در پایان، متن بر لزوم اعزام یک اردوی سه هزار نفری دیگر از بختیاری برای احتیاط تأکید کرده و از همه میخواهد که به مجاهدین کمک کنند، زیرا تاریخ این مساعدتها را فراموش نخواهد کرد.
لزوم صرفهجویی در زندگی و عدم واردات کالاهای مصرفی از جنسهای خارج
متن با اشاره به پیشرفت ملتهای خارجی به واسطه علم و ثروت آغاز میشود و وضعیت فقر و جهل ایرانیان در دوران استبداد را توصیف میکند. سپس با طلوع مشروطیت، بر لزوم همت جمعی برای تحصیل علم و ثروت تأکید میکند. در ادامه، به مفهوم قناعت و ثروت طبیعی در مقابل ثروت اضافی میپردازد و با استناد به آیات و اشعار، قناعت را راهی برای توانگری معرفی میکند. نویسنده ثروت طبیعی را عدم نیاز به غیر در معاش و ثروت اضافی را وابستگی به اموال خارجی میداند. در پایان، با تقسیم کالاهای وارداتی به ضروری و تجملاتی، بر لزوم قناعت و پرهیز از واردات کالاهای تجملی تأکید میکند و آن را «زهد واجب» میخواند.
.jpeg&w=3840&q=75)
هدف استعماری روسیه و انگلستان از دادن قرضه خارجی به دولت ایران
متن با هشدار به ملت ایران آغاز میشود که اقدامات روسیه و انگلستان در ایران، از جمله اعطای وام، با اهداف استعماری و مشترک صورت میگیرد و نباید به ظاهر دیپلماتیک آنها اعتماد کرد. در ادامه، به تحلیل روابط انگلستان و روسیه و ترس انگلستان از نفوذ آلمان در ایران میپردازد و پیشبینی میکند که ایران در آستانه انقلاباتی قرار دارد. سپس، نویسنده به هیئت کابینه هشدار میدهد که در غیاب مجلس ملی، اقدام به استقراض خارجی نکنند، زیرا این کار به بدنامی تاریخی آنها منجر شده و اعتماد ملت را از بین میبرد. همچنین، استقراض را بزرگترین دستاندازی به قانون اساسی و دشمنی با پادشاه میداند، به خصوص در شرایطی که نیروهای ملی آماده حمله به تهران هستند و پادشاه به تازگی فرمان مشروطیت را امضا کرده است. در پایان، با اشاره به اینکه دولت سه سال بدون استقراض امور را گذرانده، پیشنهاد میکند که وزرا میتوانند برای مبلغ ناچیز مورد نیاز، قرض شخصی بگیرند و از هیئت وزرا میخواهد که به چنین استقراضی تن ندهند، در غیر این صورت، کابینه در اولین مجلس پارلمان ایران سقوط خواهد کرد.
دعوت به رفع اختلاف و اتحاد و پیروی گروههای مختلف مردم از اقدامات مشروع علما
متن با اشاره به ضعف مسلمانان و نفاق داخلی، به خطر استقلال مذهب و مملکت اسلامی از سوی دشمنان اشاره میکند. سپس با ذکر نمونههایی از وضعیت مسلمانان در مناطق مختلف تحت تسلط اجانب و اقدامات اشغالگرانه روسها در آذربایجان، به تجاوز به نوامیس و اموال مردم و تبدیل مساجد به کلیسا میپردازد. در ادامه، سکوت در برابر این تجاوزات را موجب هلاکت دانسته و حفظ اساس اسلام را بر همه طبقات مردم واجب میشمارد. در پایان، بر لزوم اتحاد و اتفاق برای رفع بهانههای اجانب و حفظ نظم داخلی تأکید کرده و به تلگرافات علمای نجف در این خصوص اشاره میکند.
درخواست بازگرداندن فرزند حاج شیخ فضلالله نوری از نجف برای سرپرستی خانواده خود پس از شهادت پدرش
متن با درخواست از آیتالله خراسانی برای بازگرداندن آقا ضیاءالدین، فرزند حاج شیخ فضلالله نوری، از نجف به تهران آغاز میشود. دلیل این درخواست، معطل ماندن امورات خانواده مرحوم شیخ فضلالله نوری پس از شهادت او ذکر شده است. در ادامه، سید احمد طباطبایی نیز با تأکید بر لزوم این امر، درخواست مشابهی را مطرح میکند.

اعلام براندازی سلطنت محمدعلی شاه قاجار



اظهار نگرانی از عدم اقدام دولت نسبت به تجاوزات مرزی روسیه به شمال کشور
متن با ابراز احترام به کابینه وزرا آغاز میشود و سپس به انتقاد از رویکرد سکوت دولت در برابر مشکلات ملت میپردازد. در ادامه، به اخبار نگرانکننده از تجاوزات همسایه شمالی (روسیه) و تهدید استقلال و آزادی ملت اشاره میکند. در پایان، از دولت میخواهد که تکلیف مسلمانان را در قبال این تجاوزات روشن کند و در صورت عدم اقدام، مسلمانان به فکر چارهای دیگر خواهند بود.
لزوم تشکیل انجمنهای نظارت بر عملکرد مأموران ایرانی در خارج از کشور و تدوین آییننامهای بدان منظور
متن با سلام و تحیت به «انجمن اخوت ایرانیان» آغاز میشود. در ادامه، بر اهمیت نظارت منتخبین ملت بر عملکرد مسئولان برای حفظ اساس مشروطه تأکید شده است. بیان میشود که همانطور که در داخل کشور انجمنهای ایالتی و ولایتی برای این منظور لازم است، در خارج از کشور نیز، به ویژه در نقاط مهمی مانند عراق که محل تردد اتباع ایرانی است، باید انجمنهای رسمی برای مراقبت از عملکرد مسئولان تشکیل شود. به همین منظور، «انجمن اخوت ایرانیان» موقتاً مسئول نظارت بر عدم تجاوز مأموران کارپردازخانه از وظایف مشروطه خود منصوب میشود تا زمانی که نظامنامه رسمی این امر از سوی مجلس ملی و وزارت خارجه تدوین و ابلاغ گردد. در پایان، از کارپردازخانه خواسته میشود که این انجمن را موقتاً به رسمیت بشناسد.

دعوت محمدعلی شاه به اعلام مجدد مشروطیت در کشور
این شعر با لحنی تند و انتقادی، محمدعلی شاه را به دلیل ستمگری و نقض عهد مشروطیت مورد خطاب قرار میدهد. در ابتدا، شاه را به خاطر ویرانی ایران و سرکشی در برابر خداوند و قرآن سرزنش میکند و او را به بدعهدی و ایجاد تفرقه در میان ملت متهم میسازد. سپس، با اشاره به ناآرامیها در آذربایجان، لرستان، استرآباد و طوالش، از شاه میخواهد که از خواب غفلت بیدار شده و به فکر سامان دادن اوضاع باشد، در غیر این صورت، ملک و ملت از ستم او نالان خواهند شد. در ادامه، به شاه هشدار میدهد که اگر شیخ نوری و مشاوران بدمنش خود را از دربار نراند، حوادث ناگواری در انتظار او خواهد بود و این کشمکشها به بدبختی و خسران منجر خواهد شد. در پایان، با تأکید بر اینکه مشروطه همان اسلام است، از شاه میخواهد که استبداد را کنار گذاشته و با مشروطه همراه شود تا سعادت را به دست آورد و از پریشانی خلق جلوگیری کند. همچنین، به او یادآوری میکند که نقض پیمان، او را در برابر شاهان دیگر خوار کرده است.
نگرانی از بینظمی در بوشهر از سوی مشروطهخواهان و تأکید بر امنیت و آسایش عموم به ویژه اتباع خارجه
این نامه با ابراز نگرانی از بینظمی و چپاول در بوشهر توسط سواران تنگستانی آغاز میشود که موجب رنجش انگلیسیها شده است. در ادامه، با یادآوری هدف اصلی مشروطهخواهان مبنی بر حفظ امنیت و آسایش عمومی، به ویژه اتباع خارجی، از مخاطب درخواست میشود که انجمن ایالتی را به گونهای سامان دهد که نظم و امنیت کامل در شهر و اطراف آن برقرار شود و رضایت خاطر بیگانگان حاصل گردد. در پایان، از مخاطب خواسته میشود که نتیجه اقدامات را تلگراف کند.
لزوم اعلام مجدد مشروطیت جهت ایجاد آرامش در کشور
متن با ابراز تعجب از حضور افراد مغرض در اطراف شاه و تلاش آنها برای ایجاد هرج و مرج در کشور آغاز میشود. در ادامه، به تأثیرات گسترده خونریزیهای ناحق در زاویه حضرت عبدالعظیم در عتبات و سایر ولایات اشاره شده و تأکید میشود که این خونریزیها تنها با اعطای مجدد مشروطیت قابل جبران است. در پایان، به این نکته اشاره میشود که در غیر این صورت، تکلیف نویسنده مشخص خواهد بود.

هشدار به محمدعلی شاه قاجار و حامیان وی در براندازی مشروطه
سوالی درباره حکم شرعی افرادی که در باغ شاه تهران علیه مجلس شورای ملی و مشروطیت فعالیت میکنند، مطرح شده است. در پاسخ، بقا و دوام اسلام را منوط به مشروطیت دانسته و این افراد را به کسانی تشبیه میکند که در کربلا علیه امام حسین (ع) اجتماع کردند. هرگونه اقدام علیه مسلمانان را به منزله تیراندازی به بدن سیدالشهدا (ع) میداند و این افراد را در دنیا مبغوض و مطرود و در آخرت در زمره قاتلین امام حسین (ع) محشور میشمارد.



لزوم مصالحه میان دولت و مخالفان و تلاش در جهت آبادانی کشور
متن با تأکید بر عدم عقبنشینی از عقیده نویسنده آغاز میشود که معتقد است مهربانی و عنایت دولت به مردم نباید نشانه ضعف تلقی شود. در ادامه، نویسنده به تفاوت دیدگاه مردم عادی و دولتمردان اشاره میکند و بیان میدارد که دغدغه اصلی او همواره پیشرفت دولت و ملت و اتحاد این دو گروه برای آبادانی کشور است. در پایان، با طرح این پرسش که آیا نزاعها پایانی خواهند داشت یا باید به صلح و اصلاح روی آورد، بر لزوم تدبیر برای آبادانی مملکت به جای درگیری و جنگ تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
نقد و رد نظر سید محمدکاظم طباطبایی یزدی مبنی بر عدم مداخله و اظهار نظر نسبت به مشروطیت
متن با اشاره به شبهاتی در نوشتههای سید محمدکاظم یزدی و پسرش آغاز میشود. سپس به تفصیل به ظلم و بیعدالتی حکام قاجار، فساد مالی، فروش ولایات، رشوه و تفاوت مالیاتها میپردازد که منجر به مهاجرت مردم و جلب ترحم ملل متمدن شده است. در ادامه، مسامحات درباریان، صرف بیتالمال در لهویات فرنگستان و سفرهای بیغیرتانه دو سلطان (ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه) را عامل خرابی مملکت معرفی میکند. ضعف قوای نظامی ایران و از دست رفتن ممالک اسلامی مانند قفقازستان و ترکستان به دلیل سلطنت مطلقه و بیغیرتی حاکمان نیز مورد انتقاد قرار میگیرد. در نهایت، بر ضرورت تغییر وضع موجود برای حفظ استقلال و صیانت مذهب امامیه تأکید شده و عدم مداخله سید محمدکاظم یزدی در مشروطیت به معنای تبرّی از حفظ اسلام تلقی میشود. متن با انتقاد شدید از کسانی که بدیهیات را نمیدانند اما خود را مجتهد میخوانند و نیز کسانی که با وجود آگاهی، صلاح خود را در عدم مداخله میبینند، به پایان میرسد و بر اهمیت حفظ بیرق اسلامی تأکید میکند.
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
درخواست قیام علیه رژیم محمدعلی شاه قاجار
مطابقت قانون اساسی با احکام اسلام و درخواست حمایت از سلطان عبدالحمید دوم عثمانی از مردم ایران و اتحاد دو ملت ایران و عثمانی


ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و آرزوی نابودی مشروطه خواهان و استقرار احکام شریعت در کشور
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست استقرار مجدد مشروطیت و به رسمیت نشناختن حکام و مأموران دولتی
متن با خطاب به نیرالدوله آغاز میشود و به تشریح وضعیت انجمن ایالتی خراسان پس از نفوذ افراد مغرض میپردازد. در ادامه، به تعطیلی یک روزه انجمن برای شناسایی خائنین اشاره شده و آشکار شدن ماهیت مخالفان از طریق تلگرافاتشان به تهران و نیرالدوله، به عنوان نتیجه این اقدام، بیان میشود. در پایان، بر تعهد ملت خراسان به مشروطیت و عدم پذیرش حکام و مأموران دربار استبداد، مگر با تصویب مجلس شورای ملی و انجمنهای ایالتی، تأکید میگردد.
شادمانی از خلع محمدعلی شاه قاجار
این شعر با ستایش از سپهدار (محمدولی خان تنکابنی) آغاز میشود که با هنر خود، استبداد را از بین برده و عدالت را در همه جا برقرار ساخته است. در ادامه، به خلع محمدعلی شاه قاجار اشاره میکند که از هیبت سپهدار، شبش به روز روشن تبدیل شده و در نهایت از تاج و تخت خود خوار و شرمنده گشته است. شعر با اشاره به استعفای شاه و بیزاری او از کردارش به پایان میرسد و تاریخ این واقعه را در قالب یک مصرع «شه مات سپهدار شده» بیان میکند.
اقبال مردم ایران به تقلید از آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
نامهای درباره اقبال عمومی مردم تهران و سایر شهرها به تقلید از سید محمدکاظم طباطبایی یزدی پس از درگذشت حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی. در این نامه، نویسنده از کمبود رساله مستقل از سید محمدکاظم یزدی گلایه کرده و از خرید و توزیع «منتخب الرسائل» خبر میدهد. همچنین، از تصمیم خود برای چاپ «جامع عباسی» و نیاز به کمک مالی برای این منظور سخن میگوید و درخواست مساعدت مالی برای تسریع در چاپ را مطرح میکند.
وجوب کمکهای مالی، تسلیحاتی و نیرو به مجاهدان تبریز



ضرورت اتحاد افراد و انجمنهای مشروطهخواه
متن با اشاره به خواست عقل برای وضع قانون، رفع ظلم، برقراری عدالت، وحدت ملت، تساوی حقوق و آزادی افکار آغاز میشود و در مقابل، تمرّد از قانون و ظلم را مذموم میشمارد. سپس به سیر تاریخی ظهور و افول پدیدهها اشاره کرده و وحدت و اتفاق را که در آغاز اسلام درخشید، پس از تلاطم فتن و ظلم، به نهایت خود رسیده و اکنون دوره مشروطیت و قانونمداری از قلوب ملت طلوع کرده است. در ادامه، با تأکید بر اینکه دولت قانون و عدالت اساس گرفته و روح وحدت در ملت دمیده شده، به مانع اصلی این اتحاد یعنی اقدامات مخالفین و مستبدین اشاره میکند که با حیلهگری و وسوسه، بین انجمنهای ملی و مشروطهخواه تفرقه میاندازند و موجب ضعف مشروطیت میشوند. در پایان، با طرح این پرسش که آیا جز اتحاد همه انجمنها راه دیگری برای دفع این اخلال و فساد وجود دارد، به اهمیت وحدت برای مقابله با مفسدین تأکید میکند.
گلایه شدید از بیپولی نیروهای دولتی و نگرانی از همگسیختن امور تبریز

تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با اشاره به وظیفه علما در بیان خیر و صلاح دولت و ملت، به شاه قاجار نوشته شده است. در این نامه، بر اطاعت ملت ایران از احکام مراجع نجف اشرف تأکید شده و بیان میشود که با وجود فتاوای مراجع مبنی بر وجوب مشروطیت، رفع فساد و خونریزی در ایران تنها با استقرار مجلس شورای ملی و اجرای مشروطه مطابق قانون اساسی ممکن است. در پایان، تصمیمگیری نهایی به شاه واگذار میشود.

اعلام استقرار مجدد مشروطیت و عفو عمومی توسط محمدعلی شاه و تشکر از زحمات آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در حمایت از مشروطه خواهان
متن با خطاب به آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی آغاز میشود. در ادامه، به پذیرش اعاده مشروطیت توسط شاه و صدور عفو عمومی اشاره شده و این اقدام به منزله دمیدن روح تازه در کالبد شهر توصیف میگردد. در پایان، از مساعدتهای ویژه این دو عالم در حمایت از مشروطهخواهان تشکر و قدردانی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود. سپس به تأیید احکام علمای نجف اشرف و سایر علما در خصوص وجوب مشروطه و لزوم اطاعت از آن اشاره میکند. نویسنده بر همراهی و اهتمام خود در تقویت این امر مقدس تأکید کرده و بیان میدارد که از ابتدا تاکنون، همواره در راستای مدلول احکام حجج اسلام، به صورت کتبی و عملی تلاش کرده است. در پایان، این امر را وظیفه تمامی مسلمانان میداند و بر ادامه تلاش خود به یاری امام زمان (عج) تأکید میکند.

تبعیت عموم مردم و متنفذان استرآباد از فتاوای آخوند خراسانی و تصرف شهر به دست مشروطه خواهان
انجمن ملی استرآباد، با وجود فعالیتهای قبلی، به دلیل حضور حکومت و بیطرفی ایلخانی، نتوانسته بود مشروطیت را به طور کامل رسمیت بخشد. با رسیدن دستخط آخوند خراسانی به ایلخانی و سرکردگان استرآباد، وضعیت تغییر کرد. ایلخانی و صاحبمنصبان با قرآن قسم یاد کردند که در پیشبرد مشروطیت تلاش کنند. حاجی رحیم خان نیز سوارهای یموت را برای حضور در انجمن و حرکت به سمت تهران و شاهرود فراخواند. در پی این وقایع، شعارهای مشروطهخواهی در شهر طنینانداز شد. تصمیم گرفته شد که به زودی انتخابات جدید برگزار شود و پس از ماه صفر، جشن بزرگی در استرآباد برپا گردد. روز پنجشنبه ۱۸ صفر، امیراکرم، حاکم استرآباد، از شهر بیرون رانده شد و دارالحکومه به تصرف مشروطهخواهان درآمد. امیراکرم هنگام خروج، قسم خورد که تا ده روز دیگر خبر هیجان ملی از لاریجان شنیده خواهد شد و همراهی او با مشروطیت آشکار میشود.
درخواست اجازه ورود سید عبداله بهبهانی به عتبات عالیات از سلطانعثمانی
.jpeg&w=3840&q=75)
مکالمه خیالی در اثبات و رد مشروطیت
این مکالمه خیالی میان «مقیم» و «مسافر» به بررسی ماهیت مشروطه و تفاوت آن با استبداد میپردازد. مقیم در ابتدا مشروطه را عامل خرابی ایران میداند و آن را امری جدید و خلاف شرع میپندارد. مسافر در پاسخ، مشروطه را همان قانون و دستورالعمل پیامبر اسلام معرفی میکند که در طول زمان به فراموشی سپرده شده و اکنون مشروطهخواهان به دنبال احیای آن هستند. او با استناد به آیات و روایات، مشورت و شورا را از اصول اسلام میداند و سلطنت مطلقه را خلاف شرع معرفی میکند. در ادامه، مسافر به تفصیل به تبیین پانزده تفاوت اساسی میان نظام مشروطه و استبداد میپردازد. این تفاوتها شامل نحوه اداره کشور، جمعآوری و مصرف مالیات، اجرای عدالت، آزادیهای فردی، ترویج علم و صنعت، و امنیت جانی و مالی مردم میشود. در هر مورد، میرزا هدایتالله (صاحبخانه) با ذکر حکایاتی از ظلم و فساد دوران استبداد، سخنان مسافر را تأیید میکند. در پایان، مقیم به شبهه «مشروطه مشروعه» اشاره میکند و مسافر با مقایسه آن با حیله معاویه و عمروعاص در جنگ صفین، این عنوان را دسیسهای برای از بین بردن مشروطه و بازگرداندن استبداد میداند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که برخی از مفاسد رخ داده در دوران مشروطه، ناشی از اقدامات دولتیان و مستبدین بوده و نباید به پای اصل مشروطه گذاشته شود.

ناسازگاری مشروطیت با اسلام و رواج کفر و بیدینی به واسطه آن
اتفاق نظر با منویات علمای معترض مهاجر به قم و پیشنهاد متقاعد کردن رضاشاه و همراه کردن او با خود برای مقابله با تهدیدات فراروی سلطنت و دیانت
نامه با ابراز امیدواری برای ترویج شرع آغاز میشود و به دریافت نامهای از حاج شیخ نورالله و هیئت علمیه در خصوص مسائل جاری و نظارت بر مصوبات مجلس اشاره میکند. در ادامه، بر اهمیت جلوگیری از مفاسد دینی به عنوان وظیفه اصلی علما تأکید شده و تنها راه اصلاح را همراه کردن مقام سلطنت با علما میداند. این همراهی باید به گونهای باشد که سوءتفاهمی ایجاد نشود و بهانهای به دست لامذهبان ندهد که نفوذ روحانیت را مانع پیشرفت کشور بدانند. نویسنده معتقد است که این افراد در واقع عامل بیگانگان هستند که با تضعیف روحانیت و تقیدات دینی مردم، راه را برای رواج مسالک فاسد هموار میکنند. پیشنهاد میشود که با اعزام فردی متدین و عاقل، به رضاشاه تفهیم شود که علما پشتیبان سلطنت او هستند و جلب قلوب عامه نیز منوط به این همراهی است. در بخش دوم، به مسئله نظارت بر مصوبات مجلس پرداخته شده و آن را از نتایج مساعدت سلطنت میداند. اشاره میشود که عوامل فاسد مانع اجرای این نظارت خواهند شد و حتی در صورت مساعدت لفظی، با کارشکنیها آن را عقیم میگذارند. در پایان، نویسنده از وضعیت موجود ابراز ناراحتی کرده و آمادگی خود را برای هرگونه فداکاری در راه اصلاح امور اعلام میکند و به مکاتبات قبلی با حاج میرزا ابوالحسن بروجردی اشاره میکند. نامه با دعا برای فرج و سلام و درود به هیئت علمیه به پایان میرسد.

مشوه نمودن اوضاع و ترور شخصیتها توسط مشروطهخواهان تندرو
متن با اشاره به وضعیت حساس کشور و دخالت بیگانگان آغاز میشود و بیان میکند که هدف اجانب نابودی دولت اسلامی ایران است. در ادامه، نویسنده از برخی افراد داخلی که با بیناموسی به دامان اجانب چسبیدهاند و آنها را به مداخله دعوت میکنند، ابراز نگرانی میکند. سپس به یکی از نیرنگهای این افراد اشاره میکند که با گزارشهای جعلی، شخصیتهای محترم را مستبد جلوه میدهند و مانع خدمت آنها به ملت میشوند. در ادامه، نویسنده به دفاع از آقا میرزا ابوالقاسم، فرزند حجتالاسلام طباطبایی، میپردازد و اتهام طرفداری از استبداد را رد میکند. او تأکید میکند که آقا میرزا ابوالقاسم در مجلس از ملت طرفداری کرده و مشروطیت را تحدید حدود و تعیین حقوق دانسته است. در پایان، نویسنده از مخاطب درخواست میکند که تحقیقات لازم را انجام داده و این نامه را در روزنامه درج کند تا شبهات از بین برود.
مصالحه با محمدعلی شاه قاجار و عدم تسلیم به متجاوزان روس
تلگراف با تشبیه شاه به پدر و مردم به فرزندان آغاز میشود و بر عدم دخالت بیگانگان در اختلافات داخلی تأکید دارد. در ادامه، متحصنین آمادگی خود را برای تسلیم شدن به شاه و پذیرش هرگونه رفتار از سوی او اعلام میکنند، مشروط بر اینکه راه خواربار باز شود و از ورود سپاهیان روس به خاک ایران جلوگیری به عمل آید. هدف اصلی خود را حفظ وطن و سلطنت میدانند و بیان میکنند که کشته شدن به دست اردوی شاه را بر پیروزی به کمک دولتهای بیگانه ترجیح میدهند. در پایان، با تأکید بر فرمانبرداری خود، از شاه میخواهند که مشروطیت را اعاده کند و در ازای آن، آمادگی خود را برای تأمین هزینهها و جلوگیری از ورود قشون روس اعلام میکنند.

شکایت از فتنه و فساد میرزا احمدخان دریابیگی (حاکم بنادر جنوب)
سید اسدالله خرقانی در نامهای به تهران، به تشریح اقدامات میرزا احمدخان دریابیگی، حاکم بنادر جنوب، میپردازد. او ابتدا به چگونگی ورود دریابیگی به بوشهر و نقش خود در تسهیل این امر اشاره میکند. سپس، به انتقاد از اقدامات وحشیانه دریابیگی در برخورد با سید اهرمی و غارت خانهاش میپردازد. خرقانی از همراهی با اعمال فاسد دریابیگی خودداری کرده و به مخالفت با لشکرکشی او به تنگستان اشاره میکند که با گزارشهای دروغین به تهران و صرف هزینههای گزاف همراه بوده است. در ادامه، به تحریک اهل سنت عباسی و لنگه علیه سید عبدالحسین لاری توسط دریابیگی و خاندان قوامالملک شیرازی اشاره میکند و این اقدامات را به منظور ایجاد فتنه و کسب منافع مالی میداند. در پایان، خرقانی خواستار عدم پذیرش هزینههای دریابیگی بدون تصویب انجمنها و حضور بازرسان مالی و عدلیه میشود و بر فداکاری خود برای ملت ایران تأکید میکند.
اعلام جهاد با رژیم محمدعلی شاه قاجار

هشدار به مردم شیراز نسبت به فریبکاران و پیروی از مراجع مشروطهخواه
متن با استناد به آیه قرآن، فضیلت امت اسلامی را در امر به معروف و نهی از منکر میداند و از بیتوجهی مردم شیراز به نصایح دلسوزان و پیروی از مسیرهای ویرانگر انتقاد میکند. سپس به شیرازیان هشدار میدهد که از حرکات وحشیانه و تفرقهافکنانه دست بردارند و به عواقب دنیوی و اخروی آن اشاره میکند. در ادامه، به تلاشهای مشروطهخواهان برای استقلال و حراست از دین اشاره کرده و شیرازیان را به دلیل نفاق و عدم حمایت از این حرکت سرزنش میکند. در بخش بعدی، به متحصنین در شاهچراغ و مسجد نو و پناهندگان تلگرافخانه خطاب کرده و آنها را از عواقب پیروی از نصرالدوله و صولتالدوله برحذر میدارد. به نصرالدوله، به عنوان «آژنت روس»، توصیه میکند که از گذشته عبرت بگیرد و از دامن زدن به آشوب دست بردارد. به صولتالدوله یادآوری میکند که پیشتر از او برای حمایت از مشروطهخواهان دعوت شده بود و اکنون از او میخواهد که فتنه را خاموش کند و به قوانین دولت مشروطه احترام بگذارد. در پایان، به علمای اعلام پیشنهاد میکند که در صورت عدم پذیرش حق توسط مردم و خواص، شهر را ترک کنند و تنها در صورتی بازگردند که مردم از حرکات وحشیانه دست برداشته و به اخلاق اسلامی عمل کنند.
اعلام اجرای مقاصد مشروطیت
تجلیل از رهبران مشروطه
این شعر با توصیف رنج و خمار جانکاه آغاز میشود و سپس به امید و نوید از رحمت الهی میپردازد. در ادامه، به ظلم و ستم دوران گذشته و خونریزیهای آن اشاره میکند و با ستایش از مجاهدان مشروطه، از تغییر اوضاع به سمت پیروزی و روشنایی سخن میگوید. شعر به نقش رهبران مشروطه، از جمله باقرخان و ستارخان، در مبارزه با بیداد و برقراری عدالت میپردازد و از سید محمد طباطبایی و علمای خراسان به دلیل حمایت از دین و ملت تجلیل میکند. در پایان، با تأکید بر قدرت و عزت خراسان و نقش آن در حمایت از مشروطه، به امیدواری برای آیندهای بهتر اشاره دارد.
فریبکاری و اغفال مشروعه خواهان تبریز
شکایت از نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای ملی
نامهای به مستشارالدوله درباره دریافت مکاتبات خصوصی و نامطلوب از تهران و انجمن ایالتی تبریز که حاوی اتهامات و مطالب مغرضانه علیه نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای ملی است. نویسنده با اشاره به فداکاریهای مردم آذربایجان در راه مشروطیت، این اتهامات را ناشی از اغراض شخصی و موجب تنزل جایگاه ملی میداند. در پایان، از مستشارالدوله درخواست میشود تا در مورد این مکاتبات و رفتار نمایندگان آذربایجان به انجمن ولایتی اطلاعرسانی کند و به شایعات جراید اسلامبول نیز پاسخ دهد تا حیثیت وکلای آذربایجان حفظ شود.
اعلام حمایت از سردار نصرت در دفع اشرار و استقرار نظم و سرکوب مخالفان حکومت

اعلان تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در عدم همکاری با دولت
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطیت نامشروع است و اگر حق است، چرا رعایت نمیشود. سپس به دستور مراجع نجف مبنی بر عدم اطاعت از افکار مخاطبان و نپرداختن مالیات اشاره میکند و بر عدم امکان سرپیچی از مذهب حقه و فرمایشات مراجع تقلید تأکید دارد. در ادامه، حاکمیت سپهدار اعظم را از جانب ملت گیلان و بر اساس حق و صواب میداند و تهدید به اعزام قشون و قلع و قمع را با آمادگی برای دفاع تا آخرین قطره خون پاسخ میدهد. در پایان، آمادگی برای عبودیت و رعیتی را مشروط به بازگرداندن پادشاه به راه مهر و محبت و ادای حق مردم میداند و در صورت تکرار وضعیت آذربایجان، پرداخت مالیات را حرام اعلام میکند.
تلاش در جهت مصالحه میان دولت و مشروطهخواهان معارض و اقناع مراجع نجف، و مخالفت انگلستان و روسیه با ایجاد مصالحه
این متن با اشاره به هزینههای تاریخی ایران در برابر قدرتهای خارجی آغاز میشود و بر لزوم حفظ استقلال کشور در برابر نفوذ روسیه تأکید میکند. در ادامه، نویسنده به نقش خود در مقابله با زیادهخواهیهای روسیه و تلاش برای ایجاد مصالحه میان مشروطهخواهان و دولت اشاره میکند. او از سکوت تبریز، رشت و اصفهان در زمان گرفتاری تبریز انتقاد کرده و حرکت سپهدار و سردار اسعد را ناشی از تحریک انگلستان میداند. نویسنده همچنین به تلاشهای خود برای اقناع مراجع نجف به منظور ایجاد وحدت و جلوگیری از بازگشت استبداد اشاره میکند و از عدم تمایل خود به پذیرش وکالت مجلس سخن میگوید. در پایان، به ملاقاتهای خود با کنسولهای روس و انگلیس و مخالفت آنها با مصالحه اشاره کرده و از عینالدوله به عنوان حامی ملت یاد میکند، هرچند او را مشروطهخواه نمیداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
ذلت و حقارت کنونی مسلمانان
متن با دو مقدمه آغاز میشود که در آن ضرورت وجود قانون الهی برای انتظام جامعه بشری و لزوم وجود حافظان غیبی برای اجرای آن تبیین میگردد. در ادامه، به این پرسش پاسخ داده میشود که چرا با وجود اعتقاد مسلمانان به این اصول، دچار فقر، پریشانی و عدم اطمینان به یکدیگر شدهاند. پاسخ این است که مسلمانان با عدول از قوانین الهی و روی آوردن به نفاق و ظلم، از اوج عزت به حضیض ذلت رسیدهاند. در بخش پایانی، با ذکر نمونههایی از وضعیت اسفبار مسلمانان در هند و ایران، از جمله سلطنت استبدادی، فروش زنان مسلمان به روسها، انکار قرآن توسط برخی مدعیان رهبری و سوءاستفاده قضات انگلیسی از زنان مسلمان، به اوج حقارت و بیغیرتی جامعه اسلامی اشاره میشود.
زیانها و مقاصد مشروطیت و تحریم آن
این استفتاء از علمای اصفهان درباره مشروعیت مجلس تشکیل شده در تهران و مفاسد ناشی از آن پرسش میکند. در پاسخ، مفاسد دو سال اخیر مجلس را بیشمار میداند که از جمله آنها رواج مذاهب باطله، اضمحلال اسلام، ترویج محرمات توسط مروجین احکام شرعیه، توهین به صاحب شریعت و ارکان اسلام، توهین به علمای اعلام، ترویج مساوات میان مسلمین و کفار در دیه و قصاص، قتل مؤمنین بدون انتقام، انتشار فحشا و هرزگی، افزایش ظلم و ناامنی، و منع حمل اجناس توسط مردم است. در پایان، اعانت بر برپایی چنین مجلسی را از جهات متعدد حرام و در شرایط فعلی که مجلس از بین رفته، اقامه مجدد آن را با مفاسد بیشتر و حرمت شدیدتر میداند.

شرح اوضاع نابسامان کشور و درخواست استقرار مشروطیت و گشایش مجلس شورای ملی از محمدعلی شاه
متن با توصیف وضعیت بحرانی و دشوار کشور آغاز میشود و بیان میکند که اوضاع نابسامان، متحصنین را ناچار به پناه بردن به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و بیان حقایق به شاه کرده است. در ادامه، به تفصیل به مشکلات و مصائب ایران از جمله نفاق بین ملت و دولت، اغتشاش در ایالات، فقر عمومی، بیپولی دولت، سلب اعتبار بینالمللی، ظلم حکام، قتل و غارت، یأس مردم از دولت و سوءتدبیر مسئولین اشاره میکند. همچنین، به شکایتهای مکرر شیعیان و تجار از ناامنی و وضعیت نامناسب کسب و کار میپردازد و هشدار میدهد که این وضعیت میتواند به گسیختگی شیرازه ملیت منجر شود. در پایان، با یادآوری وعده قبلی شاه مبنی بر اعطای آزادی، از او درخواست میشود که با گشایش مجلس شورای ملی، به عنوان تنها راه حل برای استقرار امنیت، اتحاد دولت و ملت و جبران خسارات وارده، به این وضعیت خاتمه دهد.
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و عدم انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
استمداد از علماء مجلس برای تأمین امنیت فارس
این نامه با اشاره به شهادت شیخ اصطهباناتی و سید احمد معینالاسلام و اقدامات خشونتآمیز مستبدین، وضعیت بحرانی ملت اسلام، علما و مشروطهخواهان را در فارس تشریح میکند. در ادامه، از غفلت آیتالله بهبهانی و طباطبائی و همچنین دولت و مجلس در رسیدگی فوری به این اوضاع انتقاد شده و تأکید میشود که این غفلت به خرابی مملکت منجر خواهد شد.

تأکید بر کمکرسانی سریع و فوری به مردم تبریز
این بیانیه با تشبیه قطع آذوقه بر مردم تبریز به واقعه کربلا، به شدت از وضعیت موجود انتقاد میکند. در ادامه، با لحنی پرسشگرانه، از ضعف حمیت دینی و غیرت مسلمانان در قبال این ظلم گلایه شده و از همکاری با ظالمان به شدت نکوهش میشود. بیانیه با عبارت «انا لله و انا الیه راجعون» به پایان میرسد که نشاندهنده عمق فاجعه و ناامیدی است.



لزوم حفظ همبستگی و فراگیری فنون نظامی
متن با اشاره به تلاشهای دو سال گذشته علما برای اصلاح وضعیت مسلمانان و مقابله با تسلط کفار و اجانب آغاز میشود. در ادامه، به تأسیس مجلس شورای ملی و تبدیل سلطنت مطلقه به مشروطه اشاره شده و از زحمات وکلای ملت در این راستا قدردانی میشود. سپس، به فعالیت مفسدین و خائنین دین و دولت برای تخریب اساس مشروطیت و ایجاد نفاق در داخل و توسل به عوامل خارجی پرداخته و بر وجوب حفظ مشروطیت برای عموم مسلمانان تأکید میشود. در بخش بعدی، بر لزوم اتحاد و اخوت حقیقیه بین مسلمانان برای مقابله با توطئههای داخلی و خارجی تأکید شده و از خطبا، اهل منبر و صاحبان جراید خواسته میشود که از بدگویی پرهیز کرده و همگان را به اتحاد دعوت کنند. در پایان، بر اهمیت تعلیم و تعلم فنون جنگی و علوم حربی در عصر حاضر برای دفاع از کشور، حفظ امنیت و نظم، و مقابله با طمع اجانب تأکید شده و از جوانان ایرانی خواسته میشود که با غیرت اسلامی و ملی در این راه اهتمام ورزند.


رفع اتهامات ناروا نسبت به خود و اعلام گوشهنشینی
این نامه با تشکر از اقدامات مجدانه مخاطبان آغاز میشود. سپس به ماجرای قصد نگارنده برای سفر به شیراز جهت دادخواهی و مطالبه حقوق غارتشده و خون شهدای سادات و ائمه جماعات اشاره میکند که با دریافت تلگرافی از تهران مبنی بر دریافت حقوق، از این سفر منصرف شده است. در ادامه، نگارنده به وضعیت خراب خانههای خود پس از غارت و آتشسوزی اشاره میکند و بیان میدارد که با وجود بیماری و گوشهنشینی، همچنان مورد افترا و تهمت قرار گرفته است. در پایان، با تأکید بر انزوا و دوری از تعلقات دنیوی، اتهامات وارده را رد کرده و خود را بری از این نسبتها میداند.

پیشنهاد ساز و کارهایی به منظور حفظ دین، استقلال و پیشرفت کشور و سلامت جامعه
این نامه با اشاره به مجاهدتهای علما و ملت در استقرار مشروطیت، هدف اصلی این تلاشها را حفظ دین، احیای وطن اسلامی، آبادی مملکت و ترقی ملت میداند. سپس به انحرافات موجود در اداره کشور پس از مشروطه، از جمله تشکیل ادارات فاسد، صرف بیرویه مالیه در مصارف غیرضروری، عدم اجرای عفو عمومی و هتک نوامیس دینی اشاره میکند. در ادامه، بر اسلامی بودن ایران و لزوم حفظ بیضه اسلامیه تأکید کرده و خواستار اصلاح مفاسد موجود، الغای تحمیلات خارج از تحمل ملت، قطع ایادی مفسدین، تشکیل قوای نظامی منظم، تشکیل مجلس سنا و تعیین مدعیالعموم قانونی برای نظارت بر مطبوعات میشود. در پایان، درخواست میشود که قانون معارف پس از تأیید هیئت مجتهدین ناظر، برای نویسندگان ارسال شود تا نظرات خود را در این زمینه ارائه دهند.


تلاش در جهت استقرار مجدد مشروطیت و اعلان تشکیل انجمن ایالتی
این بیانیه با اشاره به اهمیت مشروطیت برای استقلال کشور و جلوگیری از سلطه بیگانگان آغاز میشود. در ادامه، به فتوای علمای بزرگ مبنی بر وجوب جهاد برای احیای مشروطیت اشاره کرده و از مسلمانان میخواهد که از این حکم اطاعت کنند. سپس، با تأکید بر لزوم دفاع از مشروطیت تا پای جان، از تشکیل انجمن ولایتی در تنکابن و خرمآباد خبر میدهد و از مردم میخواهد که در صورت وقوع ظلم و تعدی، به این انجمن اطلاع دهند تا با اقتدار به رفع آن بپردازد.
درخواست بازگشت مشروطیت توسط محمدعلی شاه و وعده همکاری با او
این نامه با ستایش از مقام سلطنت آغاز میشود و به محمدعلی شاه یادآوری میکند که مشروطیت با دستخط شاه فقید توشیح شده و ملت به تکمیل آن امیدوار بوده است. نویسندگان، درباریان مغرض را عامل بازداشتن قوه مجریه از اجرای قوانین و عدم تحقق کامل مشروطه میدانند. اشاره میشود که ملت ایران، مشروطه را از فرائض مذهبی خود میداند و سکوت اخیرشان ناشی از شاهدوستی و انتظار برای ایفای وعدههای شاهانه بوده است. در ادامه، ویرانی کشور و مشکلات اقتصادی را نتیجه سوءتدبیر درباریان و نقض عهد آنان معرفی میکند. در پایان، با سوگند به ذات ملوکانه، اطمینان داده میشود که با اعطای دستخط بازگشت مشروطه و افتتاح مجلس شورای ملی، ملت وفاداری و فداکاری کامل خود را نشان خواهد داد و از شاه درخواست میشود که هرچه سریعتر دستخط بازگشت مشروطیت را به اهالی اصفهان عنایت فرماید.
نگرانی شدید از ناامنی در کشور
سخنران با اشاره به وظیفه نمایندگان در حفظ حقوق مردم و تأمین سعادت آنان، بر اهمیت امنیت کشور تأکید میکند. او بیان میدارد که بدون وجود امنیت، وضع قانون بیفایده است و به وضعیت ناامن ولایات، به ویژه شیراز، اشاره میکند. سخنران از عدم پاسخگویی وزیر جنگ در مورد تأمین قشون انتقاد کرده و در نهایت، لزوم تأمین امنیت را پیش از هر اقدام قانونی دیگری مطرح میسازد.
بیم و نگرانی از ورود قوای روسیه به داخل کشور
شعر با خطاب به پادشاه آغاز میشود و او را به شنیدن نصیحت دعوت میکند. در ادامه، کشور به عروسی تشبیه شده که پادشاه داماد آن است و نباید آن را به دست روسها سپرد. روسها اهریمنانی خونخوار توصیف شدهاند که نباید به آنها اجازه ورود و دستدرازی به کشور داده شود، چرا که این کار به تقاضاهای بیشتر و تسلط کامل آنها منجر خواهد شد.
اظهار تأسف از بیتفاوتی و بیعملی مردم کشور در براندازی مشروطیت
گله از ناسازگاری ستارخان
متن با گله از رفتار ستارخان آغاز میشود که به دلیل خودرأیی و عدم تمکین به نصایح، باعث مشکلات و هزینههای زیادی شده است. در ادامه، به عدم پذیرش پیشنهادهای صلحجویانه با رحیم خان و سایر رؤسای ایلات توسط ستارخان اشاره میشود. در پایان، نویسنده اعزام ستارخان به اردبیل را اشتباه دانسته و از عدم حمایت کافی از او پس از اعزام انتقاد میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام پناهگاه بودن منزل برخی از علمای تبریز در برابر حمله سربازان و مأموران دولتی

عدم تعارض اصول مشروطیت با قوانین اسلامی
متن با تأکید بر لزوم اتحاد دولت و ملت برای انجام اصلاحات آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که اگر هدف مجلس، وضع قانون باشد، این وظیفه وزرا است، اما اگر هدف اتحاد باشد، وضعیت کنونی مطلوب است. در ادامه، به رفع شبهه تعارض مشروطیت با مذهب پرداخته و بیان میکند که مشروطیت و تنظیم امور سلطنت، ارتباطی به مذهب ندارد. در پایان، توضیح میدهد که قانون اسلام کلیات مناسبات سیاسی و اجتماعی را بیان کرده، اما جزئیاتی مانند اداره نظمیه و وزارت خارجه که در صدر اسلام نبوده، باید توسط ملت و بر اساس اصول اسلامی تدوین شود.
شروط پذیرش التزام محمدعلی شاه به افتتاح مجدد مجلس شورا
این نامه با اشاره به تلگرام محمدعلی شاه مبنی بر پذیرش مشروطیت و قانون اساسی آغاز میشود، اما بلافاصله به عدم اطمینان از صداقت شاه به دلیل نقض مکرر عهود و ادامه حضور مفسدین و قوای خارجی اشاره میکند. در ادامه، شروطی برای پذیرش التزام شاه به مشروطیت مطرح میشود که شامل اصلاح مفاسد، عدم تخطی از قانون اساسی، تشکیل موقت مجلس ملی از وکلای سابق و امنای ملت، و فراهم آوردن موجبات دلگرمی ملت برای جلوگیری از نقض مجدد عهود است. در پایان، تأکید میشود که در صورت عدم تحقق این شروط، امکان برگزاری انتخابات و بازگشت مهاجرین به وطن وجود ندارد و تکلیف شرعی علما نیز در قبال تلگرام شاه مشخص نخواهد بود.


اظهار خشنودی از وعده محمدعلی شاه قاجار در تقویت و حمایت از مشروطیت
این تلگراف با ابراز خشنودی از دریافت دستخط شاهانه و وعدههای محمدعلیشاه قاجار مبنی بر حمایت از مشروطیت و انجام وظایف رعیتپروری آغاز میشود. نویسندگان ضمن اشاره به اظهار امتنان از شعاعالسلطنه و عضدالملک، به دریافت توقیع تلگرافی دیگری از شاه اشاره میکنند که حاوی همین بشارت و وعده است. در ادامه، امیدواری خود را به رفع وحشت ناشی از تفرقه و استیصال ابراز کرده و از خداوند متعال و حضرت ولی عصر (عج) مسئلت میکنند که شاهزادگان و امراء را در دلسوزی و دولتخواهی و حمایت از اساس مشروطیت تأیید فرماید. در پایان، از خداوند میخواهند که کسانی را که به نام دینداری یا دولتخواهی به اضمحلال دین و دولت و ایجاد هرج و مرج دامن میزنند، از خیالات فاسده خود منصرف و مأیوس گرداند.



اعلام ابطال همه قراردادهای خارجی دولت ایران در زمان تعطیلی مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به اخبار منتشرشده در روزنامههای فرنگستان، نگرانی خود را از احتمال انعقاد قراردادی توسط دربار ایران با دو دولت همسایه ابراز میکند که به زعم نویسنده، حقوق ملت و استقلال کشور را تضییع خواهد کرد. در ادامه، به سابقه مبارزات ملت ایران برای مشروطیت و مشکلات داخلی پس از جلوس محمدعلی شاه اشاره شده و از نمایندگان دول دوست و به ویژه سفرای روسیه و انگلیس سؤال میشود که آیا در زمان تعطیلی پارلمان، دربار ایران حق دارد قراردادی مضر به آزادی و حقوق ایرانیان منعقد کند. در پایان، ملت اصفهان ضمن شکایت به دول و ملل متمدنه، به دو دولت همسایه اعتراض کرده و اعلام میکند که هرگونه قراردادی که در زمان تعطیلی پارلمان و برخلاف استقلال و منافع ملی ایران بسته شده باشد، از نظر ملت ایران لغو و بیاعتبار است و از این دو دولت انتظار میرود که مانع ترقی و آزادی ملت ایران نشوند و خود را شریک ظلم نکنند.
اظهار نگرانی از اقدامات تهدیدآمیز محمدعلی شاه قاجار
این نامه با اشاره به تلاشهای قبلی برای تبعید امیربهادر و دیگر درباریان مفسد که استقلال کشور را به خطر انداخته بودند، به اقدامات اخیر محمدعلی شاه میپردازد. در ادامه، به خروج ناگهانی شاه به باغشاه، تشکیل اردو و توقیف برخی سران اشاره شده و از وضعیت نگرانکننده و قطع شدن خطوط تلگراف خبر میدهد. در پایان، اقدامات دربار را به سمت انهدام مشروطیت و مجلس ارزیابی میکند.


اعلام غیرقانونی و بیاعتبار بودن همه قراردادهای دولت ایران با دولتها و شرکتهای خارجی
این اعلامیه با اشاره به استقلال کامل ایران، تمام قراردادهای استقراض، رهن، امتیاز و هرگونه توافق مشابه را که بدون امضای مجلس و مغایر با قانون اساسی توسط حکومت وقت منعقد شده باشد، بیاعتبار میداند. همچنین، جواهرات موجود در خزائن تهران را متعلق به ملت ایران دانسته و هرگونه رهن یا امتیاز مربوط به آنها با دولتها و بانکهای خارجی را باطل اعلام میکند. در پایان، از مخاطبان درخواست میشود که این موارد را به دولتهای متبوع خود اطلاع دهند.


انتقاد شدید از سکوت و بیتفاوتی علمای مخالف مشروطیت نسبت به مظالم نیروهای دولتی و تأیید آنها
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
تشویق به اتحاد کلمه و وحدت هدف (مطالبه مشروطیت)
متن با اشاره به قیام مردم آذربایجان پس از انحلال مجلس و غصب حقوق ملت ایران آغاز میشود. در ادامه، بر ضرورت اتحاد کلمه و وحدت مقصود مسلمانان برای حفظ دین اسلام تأکید شده و اختلاف و تفرقه را عامل نفوذ بیگانگان و اضمحلال اسلام معرفی میکند. سپس، از مسلمانان ایران خواسته میشود که هدف خود را با هدف مردم تبریز (مطالبه مشروطیت) یکی کرده و از طرح مطالبات دیگر خودداری کنند. در پایان، بر لزوم اطلاعرسانی متقابل و پیروی از یک خط مشی واحد تأکید شده و اتحاد قلوب و حفظ نوامیس الهی را موجب رضایت حضرت حجت (عج) و پیروزی بزرگ میداند.


فواید مشروطه
متن با تأکید بر وظیفه عقلی هر فرد مسلمان ایرانی در قوام مشروطیت آغاز میشود و به تلاش شیاطین انسی برای شبههافکنی در میان علمای نجف و کربلا اشاره میکند. سپس، نویسنده به تبیین فواید شرعی و دنیوی مشروطه میپردازد. فایده اول، حلال شدن مواجب و مستمریهای دیوانی است که در زمان استبداد به دلیل اخذ مالیات ظالمانه، حرام تلقی میشد. فایده دوم، گشایش باب مجازات و اجرای حدود و نهی از منکر است. فایده سوم، تقویت اسلام از طریق اتحاد مسلمانان و اظهار ملیت در برابر کفار ذکر میشود. در ادامه، به مقایسه دوران استبداد و مشروطه پرداخته و ظلم و ستم سلاطین جور، از جمله تصاحب اموال مردم، رشوه و جریمه، و حتی فروش رعایا را تشریح میکند. متن با بیان اینکه چگونه مشروطیت ریشه ظلم را کنده و حقوق ملت را بازگردانده، به آزادی و برابری مردم اشاره میکند و در نهایت، مشروطیت را راهی برای رهایی از بندگی دولت مستبده ظالمه معرفی میکند.
گزارشی از وضع نابسامان لارستان

کارشکنی مشروطهخواهان علیه وی
متن با گلایه از شایعاتی آغاز میشود که علیه نگارنده منتشر شده است. این شایعات را نه از جانب مستبدین، بلکه از سوی افراد مغرض، هواپرست و خودپسند میداند که برای پیشبرد اهداف خود این مطالب را میسازند. در ادامه، این تصور را که همه مشروطهطلبان افرادی آزاد و بیهوا و هوس هستند، رد میکند و هدف از این شایعات را تخریب وجهه خود و جلوگیری از انتخابش به عنوان نماینده در دارالشوری عنوان میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز نگرانی و کسب اطلاع از وقایع تبریز
جمعی از علمای قم با ارسال نامهای به سعدالدوله، رئیسالوزرا، نگرانی عمیق خود را از اخبار ناگوار تبریز و مداخله بیگانگان ابراز میکنند. آنان با اشاره به اجتماع در منزل تولیتمدار و حضور خود در آن، خواستار کسب اطلاع از حقیقت وقایع و اقدامات دولت برای دفع مضرات و جلب منافع ایران میشوند.
تشکر از اقدامات انقلابی سید عبدالحسین لاری

توهین و تخریب وجهه علمای مخالف مشروطه و نقش تقی زاده در آن ماجرا
رفتار برخی علما در گذشته و مداخلات رؤسای روحانیون، باعث تنفر عمومی شده بود. در دوره مشروطه، علمای مخالف مشروطه منفور عامه شدند، در حالی که علمای موافق مشروطه مورد حمایت مردم بودند. برخی افراد که مخالف کلیت علما بودند، به تخریب وجهه آنها میپرداختند. تقیزاده پس از ورود به تبریز، ابتدا با نگارنده مراوده داشت، اما پس از مدتی ارتباط خود را قطع کرده و به تخریب نگارنده پرداخت. او در غیاب نگارنده، با کمک افرادی چون میرزا اسماعیل نوبری و شیخ محمد خیابانی، اقدام به شایعهپراکنی علیه نگارنده و ارسال گزارش به نجف کرد. پس از بازگشت نگارنده، تقیزاده از ملاقات با او خودداری کرده و با استفاده از تلگرافخانه و جلب حمایت برخی افراد مانند میرزا محمدرضای مساوات، به فعالیتهای خود ادامه داد. نگارنده به اجبار به تلگرافخانه برده شد و شاهد مکاتبات پنهانی تقیزاده بود. در یک مورد دیگر، فرمانفرما نگارنده را به تلگرافخانه احضار کرد، اما خود با تأخیر و با حالتی از انزجار حاضر شد.
.jpeg&w=3840&q=75)
تأیید احکام و فتاوای گذشته: وجوب استقرار مشروطه و حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این فتوا با خطاب به علمای بزرگ، بر صحت و اعتبار احکام پیشین مبنی بر وجوب مشروطیت، تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حاکمان فعلی تأکید میکند. در ادامه، شایعات مربوط به نسخ این احکام توسط آیتالله میرزاحسین و نویسندگان فتوا را تکذیب کرده و مشروطیت را نعمتی بزرگ برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام میداند. در پایان، از عموم مسلمانان میخواهد که با اتحاد و تلاش برای اجرای احکام الهی، از جان، آبرو و مال خود و استقلال ممالک اسلامی در برابر بیگانگان محافظت کنند.


درخواست از محمدعلی شاه جهت تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور و از میان رفتن کدورت دولت و ملت
متن با اشاره به وظیفه اسلامپرستی و دولتخواهی، به محمدعلی شاه قاجار هشدار میدهد که سکوت ظاهری اجانب در برابر اوضاع داخلی ایران، عواقب وخیمی خواهد داشت. سپس با یادآوری وظیفه پدری شاه نسبت به ملت و مشترکالمنافع بودن سلطنت و رعیت، بر لزوم حفظ مذهب اسلام، آیین اثناعشری و استقلال مملکت تأکید میکند. در ادامه، از هدر رفتن قوای مادی و معنوی ملت در درگیریهای داخلی ابراز تأسف شده و از شاه درخواست میشود تا با تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور، به تفرقه و ناسازگاری پایان داده و اتحاد و اتفاق را برقرار سازد. در پایان، آزادی دو نفر از هیئت علمیه محبوس در مراغه درخواست میشود و ابراز امیدواری میگردد که با رحمت شاهانه، اوضاع بهبود یابد.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از صدراعظم به سبب دستور قتل آزادیخواهان و تلاش برای قتل آخوند خراسانی
نامه با اشاره به انکار احکام شریفه و تلاش برای گمراه کردن سلطان مسلمانان آغاز میشود. در ادامه، به خونریزیهای فراوان و شهادت فجیع برخی بزرگان در مأمن مسلمین اشاره شده و سوءقصد به جان آیتالله خراسانی در عتبات عالیات و شهادت علمای اخیار در فارس و آذربایجان توسط «دوستان دولت» محکوم میشود. نویسنده این اقدامات را موجب ثبت فجایع به نام دولت در دل مسلمانان دانسته و هشدار میدهد که این وضعیت به هیجان عمومی در تمام بلاد منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به یک بیت شعر، بر لزوم اعاده مشروطیت برای علاج مفاسد تأکید شده و موافقت صادقانه با ملت را راهی برای رفع مفاسد و ایجاد رفاه و آسایش عمومی معرفی میکند.

تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت و براندازی محمدعلی شاه قاجار
متن با خطاب به سروران ملی و امرای بختیاری آغاز میشود. در ادامه، به دریافت تلگراف اطمینانبخش اشاره شده و وضعیت کشور در خطر توصیف میشود. سپس بر لزوم حفظ قوای ملی، حراست از مجلس، عدم پذیرش ضمانت مشروطیت از بیگانگان، سلب قدرت استبدادی و اجرای حکم الهی بر مفسدین تأکید میگردد.

پرهیز دادن از هرگونه همکاری با دربار و دولت
توجه دادن علما به مسئولیت سنگین سیاسی و اجتماعی خود در برابر مسلمانان
متن با تأکید بر مسئولیت علما و مجتهدین در قبال مسائل جامعه آغاز میشود و بیان میکند که آنها باید پس از بررسی دقیق جوانب هر مسئله، رأی خود را اعلام کنند و سکوت در مسائل مهمی چون مشروطیت و استبداد، عقلاً و شرعاً جایز نیست. در ادامه، با طرح پرسشهایی متعدد، به وضعیت اسفبار کشورهای اسلامی در برابر استعمارگران اروپایی، از دست رفتن استقلال و ثروت، نفوذ بیگانگان از طریق تجارت و قرض، و تلاش آنها برای ترویج مسیحیت اشاره میکند. همچنین، به ضعف و ذلت مسلمانان و عدم اتحاد میان آنها میپردازد و از علما میخواهد که به جای سکوت و اختلاف، به وظایف شرعی و اجتماعی خود عمل کرده و ملت را در برابر ظلم و استبداد یاری کنند. در پایان، با هشدار به علما مبنی بر از دست رفتن اعتبار و ریاستشان در صورت ادامه این رویه، از بیداری ملت و لزوم اقدام فوری برای حفظ دین و دنیای مسلمانان سخن میگوید.
تحریم تجدید مشروطیت
درخواست بازگشت مشروطیت از سوی برخی مناطق، موجب صدور فتوایی مبنی بر حرمت این درخواست شده است. در این فتوا، علمای اعلام و متدینین با بازگشت فتنهای که خاموش شده و تبدیل مشروطه به ابزاری برای اشرار، مخالفت کردهاند. در پایان، درخواست تجدید مشروطیت حرام اعلام شده است.

لزوم کمک مالی به مشروطه به مثابه تکلیف دینی و ملی
متن با اشاره به بدیهی بودن نیاز دولت و مملکت به کمک مالی مردم برای رهایی از تنگناهای کنونی آغاز میشود. سپس بر غیرت دینی و وطنی ایرانیان تأکید میکند که کمتر از سایر ملتها نیست، اما این کمک مشروط به مسدود شدن راههای حیف و میل و جلوگیری از دخالت کمیتههای سری و چپاولگران است. همچنین، جمعآوری و مصرف وجوه باید به دست معتمدین ملت سپرده شود تا تجربه ناموفق گذشته تکرار نشود. در ادامه، بیان میشود که با رعایت این شرایط، مردم از کمک مالی دریغ نخواهند کرد و آن را جهاد فی سبیل الله خواهند دانست. در پایان، نویسنده اعلام میکند که خود و سایر خادمان شریعت، تکلیف دینی و وطنی را به عموم مردم اعلام خواهند کرد و پیشنهاد میشود که این اقدامات در تهران با امضای علما، امرا، شاهزادگان و تجار و در سایر شهرها با امضای علما و اعیان و توسط انجمنهای ایالتی و ولایتی انجام شود.

اعلام تعییت اهالی استرآباد از دستورات مراجع نجف در حمایت از مشروطه و آمادگی اعزام نیرو به تهران به حمایت از مشروطهخواهان
این بیانیه با خطاب به عموم حجج اسلام، سادات، تجار و کسبه آغاز میشود و از اتحاد و همقسم شدن تمام طبقات استرآباد در پی دریافت احکام مراجع عتبات عالیات خبر میدهد. در ادامه، از آمادگی اهالی بلوک و سران یموت برای اطاعت از احکام مراجع و بیرون راندن حکومت ظالم و عدم پرداخت مالیات سخن به میان میآید. همچنین، هشدار داده میشود که در صورت ممانعت دولت و خونریزی، سردار کافی با دو هزار سوار یموت برای اجرای احکام امام زمان (عج) و ریشهکن کردن مستبدین حرکت خواهد کرد. در بخش دیگری، با مقایسه با ترکمانها و اشاره به مشروطه دادن سلطان عثمانی، از مشروطهطلبان خواسته میشود که همت کنند تا نیازی به اعزام نیرو از استرآباد نباشد. در پایان، با تأکید بر تبعیت اهالی استرآباد از احکام حجج اسلام، اعلام میشود که در صورت هرگونه اقدام از سوی دولت، آمادگی کامل برای دفاع وجود دارد.
تلاش در جهت بازگشت مشروطیت و کمک همه جانبه به مجاهدان تبریز



انتقاد از مطالبه گزاف مالیات از اصفهان و توابع
انجمن ولایتی اصفهان در نامهای به وزیر مالیه، به مطالبه مالیات گزاف از مردم اصفهان اعتراض میکند. در ابتدا، انجمن بر پایبندی خود به قوانین مجلس مقدس و نقش اصفهان در پیشبرد مشروطیت تأکید میکند. سپس، با اشاره به وضعیت نابسامان اقتصادی و خسارات وارده به مردم اصفهان در دوران استبداد صغیر و غارتها، مطالبه مالیات را غیرمنصفانه و تحریکآمیز میداند. در پایان، از وزیر مالیه میخواهد که اجرای قوانین مشروطیت را در اولویت قرار داده و از ایجاد هیجان و نارضایتی در مردم اصفهان خودداری کند.
تایید حکم حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این فتوا در پاسخ به استعلامی از جمعیت اتحاد و ترقی ایرانیان در اسلامبول صادر شده است. در این فتوا، حکم حرمت پرداخت مالیات به گماشتگان محمدعلی شاه قاجار تأیید میشود. تأکید شده است که تا زمانی که مجلس شورای ملی بر اساس قانون اساسی سابق و متمم آن تشکیل نشود و نمایندگان ملت برای جلوگیری از تجاوزات و حیف و میل بیتالمال حضور نداشته باشند، وظیفه مسلمانان عدم تمکین از حکومت فعلی است. مخالفت با این حکم به منزله محاربه با شریعت و اطاعت از حکام کنونی به منزله اطاعت از عمال یزید دانسته شده است.


اظهار تعجب از سکوت و عدم همراهی علما و مردم اصفهان با مشروطهخواهان آذربایجان و خراسان
متن با ابراز تعجب از عدم همراهی مردم و علمای اصفهان با نهضت مشروطه در سایر نقاط ایران آغاز میشود. در ادامه، به اخبار هیجانانگیز از خراسان، لارستان و تصرف شهرهای آذربایجان توسط ملت اشاره شده و از مخاطبان اصفهانی پرسیده میشود که منتظر چه هستند. سپس، به ارسال یک جریده مصری حاوی شرح حال اصفهان و نیز حکمی از علمای بزرگ (از جمله سید اسماعیل صدر، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی) اشاره میشود که برای تنبه مردم اصفهان و تشویق آنان به همدستی با مشروطهخواهان آذربایجان، خراسان و طوالش فرستاده شده است. متن با سلام و درود پایان مییابد.

درخواست خلع لباس و عنوان علمای مخالف مشروطیت
این متن با استناد به آیه قرآن، مشروطیت را عامل آسایش مردم و حفظ ملیت و اسلامیت میداند و نقش علما را در این زمینه حیاتی توصیف میکند. سپس به اخطار به علمایی میپردازد که ظاهراً عالم هستند اما باطناً حقوق ملت را ضایع کرده و اساس شریعت و مشروطیت را تخریب میکنند. در ادامه، از وزارت عدلیه درخواست میشود که هر عالمی که فساد و تقصیرش ثابت شد، ابتدا لباس و القاب روحانیت از او سلب شود و با عناوین عادی خطاب شود، سپس به مجازات برسد تا عبرتی برای دیگران باشد و جایگاه روحانیت از چنین افرادی مبرا بماند.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
احساس خطر از مشروطه خواهان تندروی وابسته به روسیه و انگلستان، به ویژه سید حسن تقیزاده
این نامه با اشاره به دریافت نامهای از مخاطب آغاز میشود و نگارنده لزوم بیان مقدماتی را برای توضیح دیدگاه خود مطرح میکند. در ابتدا، به تفاوت اهداف مشروطهخواهان اشاره میشود؛ گروهی با هدف حفظ اسلام و اجرای احکام مذهبی به مشروطه پیوستند، در حالی که گروهی دیگر با اغراض فاسد وارد این جریان شدند. پس از سقوط استبداد، این تفاوت مقاصد آشکار شد و در حالی که نگارنده و همفکرانش به دنبال استوار ساختن مشروطیت بر پایههای مذهبی بودند، گروه مقابل به دنبال اهداف خود برآمدند و به هشدارهای مبنی بر لزوم حفظ اساس مذهبی مشروطیت بیتوجهی کردند. در ادامه، به فعالیتهای انجمنهای سری اشاره میشود که بهائیان، ارامنه و مسلماننمایان غیرمقید به احکام اسلام در آن عضویت دارند. این انجمنها، آیتالله خراسانی و نگارنده را مانع پیشرفت مقاصد خود میدانند و با نشر اکاذیب و شایعات، به دنبال سلب نفوذ آنها هستند. در بخش پایانی، نگارنده به حکم صادر شده در مورد تقیزاده اشاره میکند که نه تکفیر، بلکه حکم به فساد مسلک سیاسی و منافات آن با اسلامیت مملکت بوده است. این حکم بر اساس گزارشهای موثق از اعضای مجلس و دیگر افراد ملتخواه صادر شده و تقیزاده را مسئول اصلی یا رکن عمده انجمن سری تهران میداند. نامه با اشاره به خیانتهای تقیزاده و امثال او که به گفته نگارنده، عساکر کاری روس و انگلیس هستند، به پایان میرسد و از خداوند برای رفع شر آنها دعا میکند.

صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
نارضایی مردم شیراز از انتصاب علاءالدوله به حکومت فارس
متن با اشاره به فیوضات ملی و عیدی تازه برای ملت شیراز آغاز میشود. سپس به انتخاب علاءالدوله برای حکومت فارس بر اساس تلگرافات و استدعای کارکنان استبداد و ایادی قوام اشاره میکند و ابراز تعجب میکند که مخاطبان از سابقه ارتباط علاءالدوله با قوام بیخبرند. در ادامه، هیجان عمومی ملت، تعطیلی بازار و تحصن در تلگرافخانه را گزارش میدهد و از مخاطبان درخواست میکند که حکومت علاءالدوله را به حاکمی مقتدر و بیطرف تغییر دهند. همچنین، از آنها میخواهد که به تلگرافات جعلی مزدوران قوام که در کنسولخانه هستند، اعتنا نکنند و دستور فوری برای احضار پسران قوام که باعث اغتشاش در مملکت میشوند، صادر کنند. در پایان، تأکید میشود که در صورت عدم توجه به این درخواستها، مردم با تمام قوا در دفع استبداد مقاومت خواهند کرد و انتظار حفظ مملکت و اعاده امنیت با تعیین حاکم بیطرف و دفع ایادی استبداد را دارند.
چشمپوشی ملت ایران از حمایت انگلستان و روسیه از مبارزات آنان در راه استقرار مجدد مشروطیت
این مقاله با اشاره به معاهده ۱۹۰۷ روسیه و انگلستان و تقسیم ایران، به تحلیل اقدامات این دو دولت در قبال مشروطیت میپردازد. ابتدا به نقش روسیه در سرکوب مشروطه و حمایت از محمدعلی شاه اشاره میکند و سپس سکوت انگلستان را در این وقایع، نوعی حمایت از شاه تلقی میکند. در ادامه، نویسنده به طرح پیشنهاد برگزاری کنفرانسی با حضور نمایندگان ایران، روسیه و انگلستان برای حل و فصل اوضاع ایران میپردازد و با برشمردن پنج ضرر عمده این کنفرانس برای استقلال و حقوق ملی ایران، بر لزوم رد قاطع آن توسط ملت تأکید میکند. در پایان، مقاله به ملت ایران توصیه میکند که به هیچ وجه به حمایت دولتهای خارجی دل نبندند و با هوشیاری و قدرت قلب، خود برای احقاق حقوق ملیشان قیام کنند، زیرا هیچ دولتی نمیتواند به زور در امور داخلی ایران دخالت کند و هرگونه کنفرانس با تحریک روسیه، به ضرر آزادی ایران خواهد بود.
غارت منزل منتقدان مشروطه و کشتن آنها در تبریز پس از بمباران مجلس شورا
.jpeg&w=3840&q=75)
پیشنهاداتی به حاکم جدید آذربایجان جهت توسعه و پیشرفت آن ولایت
متن با اشاره به آشوبهای گذشته و تلاشهای نگارنده برای اصلاح امور آغاز میشود. سپس، به حاکم جدید آذربایجان (مخبرالسلطنه هدایت) یادآوری میشود که جانشین خانوادهای با سابقه طولانی در حفظ دولت و ملت است و اکنون که دوره سلطنت تجدید شده، باید در جهت ترقی ملت و دولت گام بردارد. نگارنده با تأکید بر عبرتآموزی از وقایع گذشته (مانند لشکرکشی به تبریز و شکست دولت)، از حاکم میخواهد که با پذیرش این اظهارات، حقوق بشر را حفظ کرده، در ترقی ملت اسلام بکوشد و شوکت دولت را افزایش دهد. در پایان، به نقش مراجع عتبات عالیات در مشروطه اشاره شده و بر لزوم تبعیت از ایشان و تلاش برای پیشرفت و توسعه تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست کمک فوری برای مجاهدان و مردم محاصرهشده تبریز
شرایط امکان مصالحه میان مشروطهخواهان و محمدعلی شاه و تبیین سیاست ریاکارانه روسیه و انگلستان
این تلگراف در پاسخ به سفارت انگلیس، ضمن ابراز امتنان از تلاشهای خیرخواهانه دولتین انگلیس و روس برای اعاده مشروطیت، به تبیین ریشههای اغتشاشات ایران میپردازد. تأکید میشود که این انقلابها ناشی از تلاش ملت برای دستیابی به آزادی و حقوق ملی و حرص درباریان بر غصب حقوق است. ملت ایران وفاداری خود را به سلطنت اعلام کرده و تنها خواهان استحکام مشروطیت، طرد فتنهگران و جلوگیری از خیانت درباریان در آینده است. همچنین، حفظ استقلال وطن از اهم تکالیف دینی مسلمانان دانسته شده و مداخله دول خارجی و لشکرکشی به ایران، عامل اصلی انقلاب و هیجان ملت معرفی میشود. در پایان، از دولتین انگلیس و روس درخواست شده تا با رعایت عدالت و حق همسایگی، از پایمال کردن احساسات ملت ایران خودداری کرده و نیروهای نظامی خود را از ایران خارج کنند، همانگونه که انگلیس نیروهای خود را از بوشهر بازگرداند.


تحقیر شخصیت آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی توسط مخالفان
نامه با توصیهای به مخاطب مبنی بر عدم مصلحت ماندن در نجف آغاز میشود و وضعیت زندگی و دین را در آنجا دشوار توصیف میکند. در ادامه، نویسنده به مشکلات و گرفتاریهای فراوان خود اشاره میکند که شامل مشاغل بیاندازه، دغدغههای قلبی، دشمنان بسیار و گستاخیهای زیاد است. او همچنین از شیوع گسترده مهرهای جعلی به نام خود خبر میدهد که در هفده نوع مختلف مشاهده شده و از طریق آنها وجوه، سفارشات و اجازات مختلفی صادر شده است. نامه با استناد به آیه قرآن و توکل بر خداوند به پایان میرسد.

انتقاد شدید از عملکرد دولت در اداره امور جامعه، از جمله گرانی نان

گزارشی از وضع محافل مشروطهخواهان
نامه با ابراز تأسف از عدم پاسخگویی به نامه قبلی آغاز میشود. سپس به موضوع نگارش نامهای به خوانین اشاره میکند که قرار است پس از ارائه به اهالی کرمانشاه و رؤسای عشایر، نتایج آن بررسی شود. تأکید میشود که اگر این اقدامات مؤثر واقع نشود، نامههای بعدی نیز بیاثر خواهد بود. در ادامه، به اهمیت حفظ حوزه علمیه نجف پس از فوت آیتالله حاجی خلیلی تهرانی و لزوم آگاهسازی مردم اشاره میشود. نویسنده از خوشباوریهای گذشته انتقاد کرده و بیان میکند که دوره اکتفا به قول و لفظ گذشته است. در بخش دیگری، به فعالیتهای «انجمن اتحادیه طلاب» در نجف و تصمیم آنها برای عدم به رسمیت شناختن مأموران ایرانی در صورت عدم رعایت قانون مشروطیت اشاره میشود. همچنین، خبرهایی از فعالیتهای مشروطهخواهان ایرانی در استانبول به رهبری صباحالدین افندی و نگرانی آنها از استبداد در ایران و تأثیر آن بر عثمانیان ذکر میگردد. در پایان، نویسنده به تجاوزات روسیه در مرزها و اعتراض علمای نجف به کنسولها اشاره کرده و از مخاطب میخواهد که اخبار ایران و تبریز، وضعیت حاجی عطیه و اوضاع کرمانشاه در مورد مشروطه را به تفصیل گزارش دهد.
تکذیب نسخ احکام صادره در دفاع از مشروطیت و استقرار مجدد آن
این نامه با خطاب به سید علی یزدی، بر صحت احکام پیشین صادر شده در خصوص وجوب اهتمام به مشروطیت، تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حکام وقت تأکید میکند. در ادامه، شایعات مربوط به نسخ این احکام توسط میرزا حسین تهرانی و نویسندگان نامه را تکذیب کرده و آن را افترا میداند. نامه با تأکید بر اهمیت مشروطیت به عنوان نعمتی الهی برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام، از مخاطب میخواهد که این مطالب را به اطلاع عموم مسلمانان برساند تا با اتحاد و تلاش برای اجرای احکام الهی، از جان، مال و آبروی مسلمانان محافظت شده و ممالک اسلامی از تسلط کفار مصون بمانند.


دفاع از مشروطیت و تبعیت از مراجع مشروطهخواه نجف
این نامه با اشاره به تلگراف وزرای دربار، به اشتباهکاریهای آنان در قبال مشروطه اعتراض میکند. نویسندگان با تأکید بر اینکه مردم ایران یاغی نیستند، بلکه خواهان حقوقی هستند که مظفرالدین شاه اعطا کرده و شاه کنونی نیز تأیید نموده، به پیشرفت جهانیان در سایه مشروطه و عقبماندگی ایران در وضعیت فعلی اشاره میکنند. نامه، مشروطیت را هم برای آبادانی دنیا و هم برای آخرت (با توجه به حکم حجج اسلام) ضروری میداند و از شاه میخواهد که با پذیرش مشروطه، نام نیکی از خود به جای گذارد. در پایان، اهالی گیلان بر پایبندی خود به حقوق مشروطه و اجرای احکام مراجع تأکید کرده و از سپهدار به دلیل حفظ امنیت گیلان تشکر میکنند.
تغییر ظاهر مشروطهخواهان پس از بمباران مجلس شورا و اقبال مردم به حاج شیخ فضلالله نوری
اخلاق اجتماعی و سیاسی ملکالمتکلمین
انتصاب سلطان احمد میرزا به سلطنت
متن با عرض تبریک و تهنیت به سلطان احمد شاه آغاز میشود. سپس به معافیت محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد شاه به سلطنت بر اساس مواد ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی در مجلس فوقالعاده ۲۷ جمادیالثانی در عمارت بهارستان اشاره میکند. در ادامه، واگذاری موقت نیابت سلطنت به عضدالملک تا زمان تشکیل پارلمان و تصمیمگیری نهایی بر اساس ماده ۳۸ قانون اساسی بیان میشود. در پایان، مجلس عالی از طرف ملت تبریکات خود را تقدیم کرده و برای سلطنت مشروطه احمد شاه و ترقی و سعادت کشور دعا میکند.
اعلام وفاداری و تبعیت از منویات محمدعلی شاه قاجار
اعلام خلع محمدعلی شاه قاجار از سلطنت از سوی علمای کرمان
تایید خلع محمدعلی شاه از سلطنت و تبریک جلوس سلطان احمد شاه
متن با تبریک به سپهدار اعظم و سردار اسعد آغاز میشود. در ادامه، خلع محمدعلی میرزا از سلطنت به دلیل خیانتهای او به دین، دولت و ملت، از نظر شرعی و قانونی تأیید شده است. سپس، جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت و نیابت سلطنت عضدالملک تبریک گفته میشود.


انتقاد و شکایت از مماشات و اغماض دولت نسبت به هتاکیهای حاکم بوشهر نسبت به خود و درخواست عزل او
نامه با ابراز ارادت و تشکر آغاز میشود و به تأخیر در پاسخگویی به عرایض متعدد و تلگرافات مراجع تقلید در خصوص واقعهای فجیع اشاره دارد. نویسنده با استناد به حدیث «خَیرُالمَقال ما صَدقَه الفِعالُ» و با تکیه بر رضایت امام عصر (عج) و جایگاه مراجع و وزارت، خواستار اقدامات مؤثر در برابر استبداد و هتاکیهای دریابیگی حاکم بوشهر میشود و شبهات فریبکارانه او را که با دستاویز انجمن ایالتی استبدادیه مطرح شده، رد میکند. در ادامه، به تدریجی بودن امور اشاره میکند اما تأکید دارد که تأخیر در این مورد خاص، موجب دلتنگی مراجع و عدالتخواهان خواهد شد. نویسنده به استدعانامهای از سوی سید شبّر و تجار بندر لنگه به آیتالله خراسانی اشاره میکند که ایشان دستور دادهاند عیناً به وزیر ارسال شود. سپس، به اقدامات خود و تأیید آن توسط جرایدی چون حبلالمتین و خاورستان اشاره کرده و بیان میکند که اهالی لنگه بیغرض هستند و جایی برای صحبتهای مغرضانه دریابیگی باقی نمیماند. نویسنده شایعات مبنی بر درخواست اداره گمرک برای ابقای دریابیگی را رد کرده و آن را موجب مطایبات مراجع میداند. او دریابیگی را مسبب تنفر و یأس عدالتخواهان و مطلقالعنان شدن اشرار میداند و خواستار استرداد اموال غارتشده خود و بستگانش به مبلغ بیست هزار تومان و تعمیر خانهاش میشود و تأکید میکند که دریابیگی شرعاً و قانوناً مسئول جبران خسارت است. در پایان، به نامهای از دریابیگی اشاره میکند که خواستار حضور وکیل نویسنده در بوشهر برای حل مسئله اموال شده، اما نویسنده این درخواست را خلاف قانون میداند زیرا تمام اداره عسکریه تحت امر حکومت محلی است. نامه با دعای خیر و ارجاع به مرقومه آیتالله خراسانی که از تفرعن دریابیگی ابراز نگرانی کرده، به پایان میرسد.

وجوب دفاع اهالی مردم ایران از حقوق خود و اخطار به متجاوزان به سرزمین ایران
سوالی درباره وظیفه مسلمانان در برابر تجاوزات دولتهای روس و انگلیس به خاک ایران مطرح شده است. در پاسخ، بر لزوم حفظ جان و مال اتباع خارجی تأکید شده و سپس به تجاوزات برخی دولتهای همسایه به حقوق ملی و ملکی مسلمانان اشاره میشود. در این شرایط، بر هر ایرانی واجب است که خود را برای دفاع از حقوق ملی و مملکت اسلامی آماده کند، اما باید صبر و شکیبایی پیشه کند. در پایان، اعلام میشود که اتمام حجت با مراکز مربوطه صورت گرفته و در صورت عدم توقف تجاوزات، تکلیف مسلمانان مجدداً اعلام خواهد شد.


اعلام حمایت علمای خراسان از استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ستایش الهی آغاز میشود و به وضعیت آرام و بدون شرارت در خراسان اشاره دارد. سپس به اتفاق نظر تمامی طبقات جامعه، از علما و اعیان گرفته تا تجار و کسبه، در تشکیل انجمن و ترویج مشروطیت و احکام شرعیه الهیه میپردازد. در ادامه، تأکید میشود که هیچ عمل خلاف قاعده یا بینظمی رخ نداده و تنها راه حل، همکاری و مساعدت دولت است که پیش از این با وعدههای خود مردم را ساکت کرده اما به آنها عمل نکرده است. در پایان، بر وجوب دفاع از احکام شرعیه با جان و مال برای هر مسلمانی تأکید میشود.
تأیید مجلس شورای ملی، وجوب آموزش نظامی، تأسیس مدارس جدید و بانک ملی
این سند با طرح سؤالی درباره مشروعیت مجلس شورای ملی و وجوب تبعیت از آن آغاز میشود. همچنین در مورد مخالفت با مجلس و نسبت دادن مفاسد به آن، و نیز صدور احکامی در خصوص آموزش نظامی، تأسیس مدارس جدید و بانک ملی پرسش شده است. در پاسخ، محمدکاظم خراسانی بر لزوم موافقت و تأیید مجلس ملی تأکید میکند و آن را موجب حفظ اسلام و رفع ظلم میداند. او مفاسد نسبت داده شده به مجلس را افترا و مغلطه مستبدین میخواند و احکام مربوط به آموزش نظامی، تأسیس مدارس و بانک ملی را صحیح و صادر شده از خود تأیید میکند. عبدالله مازندرانی نیز بر لزوم تأیید مجلس تأکید کرده و نسبت دادن مفاسد به آن را ناشی از فساد عقیده مخالفان میداند. حاج میرزاحسین خلیلی نیز با تأیید مطالب فوق، بر عدم توجه به تشکیک مشککین تأکید میکند.



سیاست سکوت در مقابل مشروطیت
متن با اعلام عدم اطلاع نگارنده از جزئیات و خصوصیات یک موضوع آغاز میشود و به همین دلیل، موضع سکوت را اتخاذ میکند. در ادامه، بر اهمیت حفظ اسلام، عقاید مسلمین و دفع افکار ملحدین تأکید شده و این موارد را از مهمترین فرایض و قوانین شریعت محمدی (ص) میداند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که در این شرایط حساس، تمام جوانب صلاح رعایت شود تا به یاری خداوند، آسیبی به اسلام وارد نشود و توفیق الهی مسئلت میگردد.

درخواست از کاردار عثمانی جهت راضی نمودن محمدعلی شاه برای افتتاح مجدد مجلس شورا
این نامه با ابراز ارادت به کاردار عثمانی آغاز میشود و به سابقه محرومیت ملت ایران از آزادی و مساوات در دوران استبداد اشاره میکند. سپس به اعطای قانون اساسی توسط مظفرالدین شاه و تأیید آن توسط محمدعلی شاه میپردازد، اما از کارشکنی مفسدین و خائنین در اجرای آن و مکدر شدن خاطر شاه از ملت گلایه میکند. در ادامه، به تعویق افتادن مکرر افتتاح مجلس شورای ملی و سنا و تضییقات وارده بر ملت توسط مفسدین اشاره شده و از کاردار عثمانی درخواست میشود تا این وضعیت را به اطلاع شاه برساند و برای احیای حقوق ملی و افتتاح مجلس شورا تلاش کند. در پایان، به ناامنیها، خسارات اقتصادی و وضعیت نابسامان ولایات مختلف اشاره شده و تأکید میشود که صبر ملت به سر آمده است. در حاشیه نیز جمالالدین افجهای بر اهمیت تشکیل مجلس شورا و مبارزه با استبداد برای حفظ استقلال مملکت تأکید کرده است.

مخالفت با افتتاح مجدد مجلس شورا توسط محمدعلی شاه قاجار به سبب تعارض داشتن با احکام اسلام
این نامه با ابراز ارادت به شاه آغاز میشود و به واقعه دوازدهم شوال اشاره میکند که در آن، پس از احضار جمع کثیری از علما و بزرگان به دربار و ابلاغ اراده شاه مبنی بر تأسیس مجلس شورای عمومی، حاضران به اتفاق آرا اعلام کردند که مجلس شورا با قواعد اسلام منافی است. در ادامه، به قرائت تلگرافات و عرایض متظلمانه از ولایات مختلف و طبقات گوناگون اشاره میشود که همگی خواستار انصراف از این تصمیم بودند. سپس، علما و بزرگان حاضر در مجلس، عریضهای به صدراعظم تقدیم کرده و حضوری نیز استدعای انصراف از تأسیس مجلس را مطرح کردند و با وعده شاه مبنی بر صدور دستخطی در این خصوص، مرخص شدند. نامه با تأکید بر تکلیف شرعی حفظ اسلام و درخواست مجدد برای صدور دستخط شاه برای رفع اضطراب مردم پایان مییابد و سوگند یاد میشود که تأسیس مجلس شورای عمومی جز نابودی دین، هرج و مرج و هتک نوامیس اسلامی نتیجهای نخواهد داشت.

انتقاد از بیمسئولیتی سیاسیون مشروطهخواه پس از فتح تهران و بیتوجهی به سرنوشت کشور
این شعر با لحنی انتقادی و تند، به نقد عملکرد سیاسیون مشروطهخواه پس از پیروزی مشروطه میپردازد. در ابتدا، به ویرانی کشور و مایه ننگ بودن خود و مخاطب اشاره میکند و سپس به اختلافات داخلی، اتهامزنیها و بیکفایتیها میپردازد. در ادامه، به نقش مخرب هر دو گروه (مستبد و مشروطهخواه) در تخریب وطن اشاره میکند و با کنایه به سوءاستفاده از مردم و بدتر شدن اوضاع ایران میپردازد. در پایان، با مقایسه خود و مخاطب با خر و اشاره به حقارت در برابر بیگانگان و درگیریهای داخلی، وضعیت اسفناک کشور را نتیجه عملکرد این افراد میداند و از آیندهای پر از فتنه ابراز نگرانی میکند.
تبریک و تشکر به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
گزارش اقدامات انقلابی مشروطهخواهان بوشهری
گزارشی از پیروزی مشروطهخواهان در بوشهر ارائه شده است. در این گزارش، به تصرف دوایر استبدادی، تسلیم مأموران استبداد، برقراری امنیت و تشکیل حکومت قانونی ملی اشاره شده است. همچنین، از توقیف دریابیگی که از تهران برای حکومت بوشهر حرکت کرده بود، خبر داده شده و در پایان، دعای خیر برای مخاطبان ذکر شده است.

شرح صدمات و ستم های وارده بر خود از سوی مستبدین
این نامه با اشاره به خدمات ملی نویسنده در دوره استبداد صغیر و نقش او در برچیدن هیئت استبدادی بوشهر و تشکیل مجلس، به ستمهای وارده از سوی دریابیگی، حاکم بوشهر، میپردازد. نویسنده شرح میدهد که چگونه خانهاش با توپ ویران و اموالش غارت شده و خود او به مدت یک ماه زندانی گشته است. با وجود وساطت مراجع نجف، به ویژه آخوند خراسانی، و تلگرافهای متعدد به سپهدار اعظم و وزارت داخله برای جبران خسارات، دریابیگی از اجرای احکام سرپیچی کرده و تنها به صورتسازی و پاسخهای دروغین اکتفا نموده است. نامه با گلایه از عدم رسیدگی به دادخواهی او و اشاره به رونوشت خطابه آخوند خراسانی به دریابیگی، به پایان میرسد و از خداوند طلب یاری میکند.

تشکر و تقدیر از سپهدار و وزیر داخله در ایجاد نظم و امنیت در کشور
این تلگراف با ابراز خرسندی از مجاهدتهای سپهدار و وزیر داخله در اصلاح مفاسد، برقراری امنیت و نظم، دفع مداخلات خارجی و نظارت بر انتخابات تأکید میکند. در ادامه، امیدواری به عنایات ولی عصر (عج) برای تحقق این اهداف و انتظار برای خروج کامل قوای روس و نتایج مطلوب آن بیان شده است.


لزوم راهبرد سیاسی برای حفظ استقلال کشور
سند با تأکید بر اهمیت اتخاذ یک مسلک سیاسی مستقیم و صحیح برای حفظ استقلال کشور آغاز میشود و بیمسلکی را عامل اصلی ضعف و اضمحلال ایران در گذشته، بهویژه در دوران وزرای استبدادی و پادشاهان عیاش، معرفی میکند. در ادامه، به بیتوجهی وکلای مجلس سابق به مسئله تعیین مسلک و پاسخهای کلیشهای وزرا اشاره شده و با ذکر مثالهایی از پطر کبیر، بیسمارک و سیاست تجارت آزاد انگلیس، لزوم داشتن یک راهبرد مشخص برای پیشرفت و حفظ منافع ملی تبیین میشود. سپس، سند به کابینه کنونی توصیه میکند که اگرچه قادر به تعیین مسلک بلندمدت نیست، اما باید یک مسلک موقتی برای جزئیات امور اتخاذ کند و از اعتماد به حمایتهای دروغین سفرای خارجی پرهیز نماید. در پایان، سند پیشنهاد میکند که سیاست ایران باید به سمت اتحاد با یکی از دول همجوار (روس و انگلیس یا عثمانی و آلمان) متمایل شود و این امر را وظیفه کابینه میداند. همچنین، به نقش اغتشاشات داخلی در جلوگیری از تعیین مسلک و تلاش قدرتهای خارجی برای تحمیل وام به ایران اشاره شده و ورود ناصرالملک به عرصه سیاست را مایه امیدواری برای تعیین مسلک صحیح میداند. سند با تأکید بر لزوم رفع اغتشاشات داخلی برای تعیین مسلک و اهمیت دقت کابینه در این برهه حساس، به پایان میرسد.
جلوگیری از اقدامات خودسرانه مجاهدان مشروطه خواه
نامه با دعای خیر برای مخاطب و آرزوی موفقیت در رهایی ملت از شر اشرار آغاز میشود. در ادامه، به اطلاع میرساند که برخی افراد سودجو با پوشش مجاهد، به تعدی و چپاول رعیت مشغول شدهاند که این امر به آبروی مخاطب لطمه میزند. از مخاطب خواسته شده است که به هر نحو ممکن از این اقدامات جلوگیری کرده و مجاهدان واقعی را از افراد فرصتطلب متمایز سازد تا مردم در آسایش و رفاه باشند. در پایان، مجدداً بر لزوم جلوگیری از آزار و اذیت مجاهدین صوری تأکید شده است.

درخواست رسیدگی به مظلومان و ضعفا
متن با اشاره به گذشت هفت ماه از تغییر سلطنت و انتظار مردم برای برقراری نظم آغاز میشود. سپس به ورود والی جدید به تبریز و تلاشهای اولیه برای برقراری نظم اشاره میکند، اما تأکید دارد که با وجود این تلاشها، اوضاع داخلی آذربایجان رو به وخامت است. نویسنده به نقش خود در نصیحت و ارشاد مردم اشاره میکند و بیان میدارد که وظیفه روحانیون، وعظ و منع مردم از شورش است، اما قوه اجراییه در دست آنها نیست. در ادامه، وضعیت نابسامان آذربایجان، افزایش یأس مردم و پایمال شدن حقوق ضعفا را تشریح میکند و به مقاومت مردم تبریز در برابر استبداد اشاره دارد. در پایان، با تأکید بر اینکه از دست افراد ضعیفی مانند او کاری ساخته نیست، از مخاطب (سیاستمدار و آگاه به امور سیاسی) میخواهد که به وضعیت مظلومان رسیدگی کند و شکایت خود را به تهران نیز میرساند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
درخواست ورود مراجع مشروطهخواه عتبات یا نمایندگانشان به تهران، جهت حل و فصل نهایی وضعیت سیاسی کشور
متن با بیان لزوم ورود مراجع تقلید به صحنه سیاسی کشور آغاز میشود. در ادامه، از مراجع عتبات عالیات درخواست میشود که شخصاً به ایران تشریف بیاورند و با صدور حکم قاطع، به اختلافات موجود پایان دهند. در صورت عدم امکان حضور مستقیم، پیشنهاد میشود که حداقل نمایندگان عالم، مجرب و آگاه به مسائل روز را به تهران اعزام کنند. همچنین، از ولایات معتبر ایران نیز خواسته میشود که هر کدام نمایندهای به مرکز بفرستند تا با همکاری یکدیگر، کشور را از بحران فعلی نجات دهند. متن با ابراز تواضع و واگذاری تصمیم نهایی به مراجع پایان مییابد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست گشودن راه آذوقهرسانی به تبریز و نگرانی از سوء استفاده دشمن از جنگ خانگی
درخواستی برای گشودن راه آذوقهرسانی به تبریز مطرح شده و به عدم پاسخگویی به تلگراف قبلی اشاره میشود. نویسنده خود را فردی آزاده و اصلاحجو معرفی میکند که در پی اصلاح امور است و سابقه پاکی در اقدامات خود دارد. سپس به مخاطب یادآوری میشود که در شرایط بحرانی، باید فشار را کاهش داد و به مصلحین فرصت داد. تأکید میشود که حل مشکل تبریز تنها با زور ممکن نیست و ملاحظات سیاسی گستردهتری وجود دارد. هشدار داده میشود که قطع آذوقه و تسلیم شدن مردم، میتواند به سوءاستفاده دشمنان منجر شود و مسئله ناموس دولتی و ملی را به خطر اندازد. در پایان، پیشنهاد میشود که آذوقه آزاد شود و سپس مأموران دولتی و اصلاحطلبان برای حل فتنه همکاری کنند و عقلا از سراسر کشور برای تصمیمگیریهای کلان به پایتخت فراخوانده شوند. نویسنده آمادگی خود را برای همکاری یا سکوت در صورت عدم پذیرش پیشنهادها اعلام میکند و یادآور میشود که همین مطالب را به شاه و نایبالسلطنه نیز عرضه کرده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام لغو قراردادهای مالی و بازرگانی دولت با کشورهای خارجی در غیاب مجلس شورای ملی
بیانیهای خطاب به سفرای کشورهای خارجی، با تأکید بر مشروطه بودن حکومت ایران و لزوم تصویب مجلس شورای ملی برای هرگونه قرارداد مالی و تجاری. در ادامه، سه مورد از اقدامات غیرقانونی درباریان باغشاه (قرض نایبالسلطنه، امتیاز نفت قصرشیرین و تجارت پوست بره) که بدون تصویب مجلس انجام شده، تشریح میشود. بیانیه به اعتراض انجمنهای ایالتی به این اقدامات اشاره کرده و از سفرا میخواهد که به دولتهای متبوع خود اطلاع دهند. در پایان، به ورود نیروهای نظامی روسیه به خراسان اشاره شده و از سفرا خواسته میشود که برای رفع این اقدام خلاف روابط بینالمللی، به دولتهای خود اطلاعرسانی کنند.
اعلام حرکت اعتراضآمیز آخوند خراسانی به ایران
متن، خبر از هیجان عمومی در پی مداخله روسیه در ایران میدهد و اعلام میکند که آیتالله خراسانی و دیگر حجج اسلام قصد حرکت اعتراضی دارند. نگارنده نیز به عنوان مقدمه، عازم بغداد شده است.
تبعیت روسیه از انگلستان در امور ایران
متن با اشاره به لزوم بیرون راندن «مهمانان قویپنجه» از کشور از طریق تأمین امنیت داخلی آغاز میشود. سپس به تحلیل نقش انگلستان و روسیه در مسئله مشروطه میپردازد و بیان میکند که روسیه به دلیل بدهی و نفوذ انگلستان، در واقع ابزاری در دست این کشور است و مجبور به تبعیت از سیاستهای آن است. در ادامه، نویسنده با اشاره به عدم توانایی روسیه در حمایت از شاه مخلوع، این موضوع را دلیلی بر نفوذ انگلستان و فریب خوردن روسیه و شاه مخلوع توسط آن میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تایید حاج شیخ محمدباقر بهاری و لزوم حفظ شئون علمای عدالتخواه
این استفتا با پرسشی درباره حکم کسانی که به حاج شیخ محمدباقر بهاری توهین میکنند و تکلیف مسلمانان در قبال آنها آغاز میشود. در پاسخ، جایگاه رفیع حاج شیخ محمدباقر بهاری به عنوان یکی از علمای بزرگ اسلام تأیید شده و حفظ احترام و اجرای احکام ایشان واجب و توهین به ایشان حرام اعلام میشود. در ادامه، هدف از تلاشهای دو سه ساله برای حفظ شئون علمای عدالتخواه، اجرای احکام الهی، رفع ظلم، محو بدعت، جلوگیری از استبداد، حفظ جان و مال مسلمانان، ترویج شریعت، امر به معروف و نهی از منکر و یاری ستمدیدگان بیان شده و در پایان، برای توفیق مؤمنین در راه رضای الهی دعا میشود.

نوید بازگشت مشروطیت
این شعر با لحنی طنزآمیز و کنایهآلود، به وضعیت مشروطیت پس از به توپ بسته شدن مجلس میپردازد. در ابتدا، با تشبیه مشروطیت به فردی که از دنیا رفته، دعوت به برگزاری مجلس فاتحه و مراسم عزاداری برای آن میکند. در ادامه، با برشمردن آداب و رسوم مجالس ترحیم، به ظاهر به سوگواری برای مشروطه میپردازد، اما در پس این ظاهر، امید به بازگشت آن و انتقاد از وضعیت موجود را پنهان کرده است. در بخش پایانی، با اشاره به فداکاریهای مردم تهران، گیلان و تبریز، به نوعی به مبارزات مشروطهخواهان اشاره میکند و در نهایت، با تغییر لحن و ذکر «لعنه الله علی مشروطه» از زبان یک واعظ، به نقد مخالفان مشروطه میپردازد و در پایان دوباره با «رحمه الله علی مشروطه» به امید بازگشت آن اشاره میکند.
سفارشی به فاتحان تهران جهت اعلام عفو عمومی
متن با حمد و ستایش الهی آغاز میشود و موفقیتهای اخیر را مایه شرف تاریخی و حیات ملی میداند. سپس بر لزوم مراقبت از مداخله فتنهجویان و دوری از افساد دشمنان و دوستان نادان، و حفظ اتحاد میان سرداران و طبقات مختلف تأکید میکند. در ادامه، با اشاره به حضور دشمن خارجی و اهمیت رفع وحشت و جلب قلوب، اعلام عفو عمومی برای تمامی مخالفان مشروطیت، به جز مباشرین در اتلاف جان و مال، را از وظایف مهم مملکتداری و سیره پیامبر اسلام (ص) پس از فتح مکه و بصره میداند. در پایان، پیشنهاد میکند که در صورت عدم ایمنی از افساد برخی افراد، مجازاتی جز تبعید به محلی که تأثیرگذار نباشند، اعمال نشود.

گزارش درگیری مشروطهخواهان و نیروهای دولتی و بمباران مجلس شورا
تأکید مجدد بر تشکیل مجلس شورا و تحریم مالیات به دولت
این نامه با تأکید بر صحت احکام پیشین صادر شده از سوی نویسندگان مبنی بر وجوب اهتمام به مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حکام فعلی، هرگونه ادعا مبنی بر نسخ این احکام از سوی خود یا آیتالله حاج میرزا حسین خلیلی را تکذیب میکند. در ادامه، مشروطیت را نعمتی عظیم برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام معرفی کرده و صدور حکمی مغایر با آن را غیرممکن میداند. در پایان، از مخاطب میخواهد که این مطالب را به اطلاع عموم مسلمانان برساند تا با اتحاد و تلاش، احکام الهی اجرا شود و جان، آبرو و اموال مسلمانان حفظ شده و ممالک اسلامی از تسلط کفار مصون بماند.


نصیحت به نظامیان جهت همراهی با مردم در جهت اعاده مشروطیت
این بیانیه با یادآوری احکام پیشین مبنی بر عدم جواز اطاعت از دستورات قتل و شلیک به مشروطهخواهان، به نظامیان و صاحبمنصبان قزاق و توپخانه خطاب میکند. در ادامه، به همکاری آنان با سرداران روس و ریختن خون مسلمانان و غارت اموالشان اشاره شده و این اعمال را با همراهی یزید بن معاویه مقایسه میکند. سپس با ذکر نمونهای از رفتار سرداران عثمانی که با ملت خود همراهی کردند، نظامیان ایرانی را به توبه از گذشته و همراهی با ملت و برادران ایمانی خود فرا میخواند تا بدنامیها به نیکنامی مبدل شود.


حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه و عدم همکاری با آن
این فتوا که توسط انجمن سعادت ایرانیان به اتباع ایران مقیم خارج ابلاغ شده، بر حرمت پرداخت مالیات به مأموران محمدعلی شاه و هرگونه همکاری با او تأکید میکند. دلیل این حکم، عدم تشکیل مجلس شورای ملی و ظالم بودن شاه عنوان شده است. این فتوا، ادامه احکام پیشین صادر شده در این زمینه است.


عدم تأمین جانی مشروطهخواهان
این تلگراف با اشاره به تلاشهای یکساله مشروطهخواهان برای حفظ استقلال وطن و فداکاریهای صورتگرفته، به اعلام مشروطیت و اجازه افتتاح پارلمان از سوی دولت پس از تجدید کابینه اشاره میکند. با وجود این اعلام، مشروطهخواهان به محض اطمینان از نمایندگان دولتهای روس و انگلیس، خلع سلاح کرده و منتظر اجرای وعدهها شدند. اما با نظامی شدن حکومت تهران، توقف مجامع و پناهنده شدن برخی مشروطهطلبان، امیدها به یأس تبدیل شده است. در پایان، هیئت مشروطهطلبان قزوین اعلام میکند که از این پس برای حفظ جان و مال برادران خود و استقلال وطن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد و هر اتفاقی بیفتد، تقصیر درباریان است.
اظهار نگرانی شدید از اقدامات احتمالی محمدعلی شاه قاجار بر ضد مجلس
این نامه با اشاره به دستخط پیشین شاه مبنی بر حمایت از مشروطیت و تأکید بر نقش آن در آسایش و ترقی کشور آغاز میشود. سپس به تلاشهای ملت برای حفظ مشروطه و تحمل سختیها اشاره میکند. در ادامه، با ابراز نگرانی از دستخط تلگرافی اخیر و اخبار نگرانکننده از مرکز، این اقدامات را ناشی از دسیسههای مغرضین دانسته و هشدار میدهد که این رویکرد میتواند به نقض عهد شاه و انقراض دولت منجر شود. در پایان، از شاه میخواهد که در صورت نارضایتی از برخی حرکات، به دارالشورای کبری و عدلیه رجوع کند و از ایجاد تشتت و هیجان در میان ملت پرهیز نماید.
استمداد علمای رشت از علمای مشروطه خواه نجف

تمجید از پیشگامی و پایداری مردم آذربایجان در استقرار و بازگشت مشروطیت

تخطئه و شماتت حاج شیخ فضلالله نوری و رد هرگونه همکاری با او از سوی علمای خراسان
متن با طرح سؤالی از حجج اسلام آغاز میشود که آیا مشروطه و قوانین آن (مساوات و حریت) با دین اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در قبال آن چیست. در ادامه، پاسخ به این سؤال، با لحنی تند و شماتتآمیز، حاج شیخ فضلالله نوری را مورد خطاب قرار میدهد. این پاسخ، اقدامات نوری را فتنهانگیز، فاسد و خونریزانه توصیف کرده و او را به ننگ طبقه علمیه، دنیافروشی دین و رد احکام مراجع مشروطهخواه متهم میکند. در پایان، به او هشدار داده میشود که از این «فضولیها» دست بردارد تا پرده از کارهایش بیشتر برداشته نشود.
بشارت پیروزی مجدد مشروطه و مدح رشادت مجاهدین مشروطه خواه
این شعر با لحنی امیدوارکننده و حماسی، ملت ایران را به صبر و پایداری در برابر سختیها و ظلم دوران استبداد صغیر فرا میخواند. در ابتدا، با الهام از داستان یوسف و کنعان، نوید بازگشت روزهای خوش و پیروزی مشروطه را میدهد. سپس، به توصیف و ستایش مجاهدان مشروطهخواه، به ویژه «شیر گیلان» (احتمالاً اشاره به ستارخان یا یکی از رهبران گیلانی) میپردازد و شجاعت و نقش آنان در احیای ایران را برجسته میکند. در ادامه، به نقش قفقازیها در پیروزی مشروطه اشاره کرده و از اتحاد و حریت سخن میگوید. در بخش پایانی، به سرنوشت شوم مستبدان و دشمنان ملت اشاره کرده و با دعا برای مجاهدان و نفرین بر بدخواهان، خواستار ظهور مهدی (عج) برای پایان دادن به فتنهها میشود. تکرار مصرع «کار مشروطه تا نظام گرفت مستبد حصبه و جذام گرفت» در پایان هر بند، بر پیروزی نهایی مشروطه و نابودی استبداد تأکید دارد.
مأموریت به صولت الدوله جهت بازگرداندن اموال غارت شده مردم لار
این نامه با اشاره به حکم آخوند خراسانی، اقدامات قوامالملک در لارستان را به ظلم بنیامیه تشبیه میکند و آن را لکهای تاریخی میداند که با هیچ توجیهی قابل رفع نیست. سپس بیان میکند که اگر صولتالدوله برای انتقام از این ظلمها اقدام کند، این کار مطابق با تکلیف مسلمانی اوست. در پایان، انجمن ولایتی پیشنهاد میدهد که اگر قوامالملک اموال غارتشده مردم لار را بازگرداند و رضایت آنها را جلب کند، انجمن از صولتالدوله درخواست خواهد کرد که از تصمیم خود برای انتقام صرفنظر کند.
اعلام حرکت اعتراضی گروهی از علمای ایرانی عراق به سمت ایران
منع مشروطهخواهان تندرو به سبب فراهم کردن مداخلات خارجی
متن با اشاره به تلاشهای نگارنده از ابتدای مشروطه برای حفظ کشور و جلوگیری از آشوب آغاز میشود. در ادامه، به هشدارها و توصیههای مکرر در تبریز و مکاتبات قبلی اشاره میکند که بر اهمیت جلوگیری از اقداماتی که منجر به مداخله بیگانگان میشود، تأکید دارد. نگارنده با یادآوری پرداخت غرامت سنگین به روسیه در گذشته برای حفظ استقلال کشور، از مخاطبان میخواهد که با اقدامات خود، زمینه تسلط بیگانگان را فراهم نکنند و تأکید میکند که حتی حاضر است در سیبری به کار اجباری مشغول شود، اما شاهد مداخله خارجی در کشور نباشد.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تشکر از ظل السطان به واسطه حسن اداره فارس و همکاری با مشروطیت
اتحادیه طلاب تهران در نامهای به ظلالسلطان، ضمن ابراز تشکر از مدیریت او در فارس و همگامی با مشروطیت، خواستار حضور او در مرکز کشور برای پیشبرد اهداف مشروطه شدند. نامه با قرائت تلگرافهای ظلالسلطان در انجمنهای خصوصی و عمومی طلاب آغاز میشود و به تشکر و درخواست دوام شوکت و سعادت او برای سرپرستی ملت فارس میپردازد. در ادامه، بر لزوم درج این اقدامات در جراید برای اطلاع عموم و ارسال نسخهای به دارالشورای کبری تأکید شده است. سپس، با اشاره به اینکه مقام ظلالسلطان فراتر از حکومت فارس است، بر اهمیت حضور او در مرکز برای تأمین و نشر عدالت در سراسر کشور تأکید میشود. در پایان، نامه به نقش ظلالسلطان در پیشرفت مشروطیت و خدمت به ملت و دولت اشاره کرده و بر مسئولیت همگانی ایرانیان در حفظ وطن و نقش ویژه سلسله قاجاریه در نشر عدالت و حفظ رعیت تأکید میکند.
وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و ائمه اطهار آغاز میشود. سپس به وجوب اطاعت از احکام صادر شده از سوی مراجع نجف اشرف و سایر علمای اسلام در خصوص استحکام پایههای عدالت و تأسیس مشروطیت و عدم جواز مخالفت با آن اشاره میکند. در پایان، نویسنده خود را «احقرالطلاب و المحصلین» معرفی میکند.
مشروعیت مشروطیت و عدم انتساب هرج و مرج و بینظمی به آن
این تلگراف در پاسخ به مشیرالسلطنه و عینالدوله، به دفاع از مشروطیت و رد اتهامات بیدینی و هرج و مرجطلبی علیه مشروطهخواهان میپردازد. نویسنده با اشاره به فتاوای مراجع نجف اشرف در وجوب مشروطه، تأکید میکند که مشروطه به معنای دخالت عقلای ملت در مقدرات کشور است و نه نفی احکام دینی. همچنین، ضمن پذیرش برخی رفتارهای بیرویه از سوی مشروطهخواهان، اقدامات مغرضانه برخی مردان خودپسند را عامل اصلی بیقاعدگیها و خونریزیها میداند. در پایان، با تأکید بر عدم یاغیگری ملت و وجوب استقلال سلطنت اثنیعشری، خواستار ارائه راه حلهای منطقی به جای خونریزی و اقدامات خشونتآمیز میشود و پیشنهاد تجدید انتخابات و اصلاح قانون اساسی را مطرح میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
تقاضای اعزام یک دسته نظامی از اصفهان برای سرکوبی اشرار شیراز
متن با اشاره به آگاهی مخاطبان از وضعیت ناآرام فارس آغاز میشود. سپس به کمبود نیروی نظامی در فارس و دشواری اعزام سریع نیرو از تهران اشاره میکند. در ادامه، از تلگراف وزارت جنگ به اصفهان برای اعزام فوری یک فوج و صد و پنجاه نفر سوار به شیراز خبر میدهد. در پایان، از مخاطبان درخواست میشود که برای تسریع در حرکت این نیروها به سمت شیراز، به فرماندهان فوج و سوار تأکید کنند، زیرا وضعیت شیراز بسیار بحرانی است و تأخیر میتواند خطرات بزرگی به دنبال داشته باشد. نویسنده در انتها از مخاطبان میخواهد که اقدامات انجام شده در این خصوص را به او اطلاع دهند.

شایعهپراکنی علیه مخالفان مشروطیت
.jpeg&w=3840&q=75)
هشدار نسبت به درخواستهای مشروطهخواهان متحصن در سفارت عثمانی
این نامه با ابراز فروتنی و انکسار، از طریق سفارت انگلیس به وزرای مختار دولتهای دوست ارسال شده است. در این نامه هشدار داده میشود که اگر متحصنین در سفارت عثمانی بخواهند بر خلاف قانون اساسی، مشروطیت را تجدید کرده و مجلس پارلمان تشکیل دهند، حتی اگر در یک کلمه با قانون اساسی اختلاف داشته باشند، مورد قبول ملت ایران نخواهد بود. تأکید میشود که تمام جزئیات و کلیات باید مطابق با قانون اساسی باشد که تمام فصول آن به تأیید شاه رسیده است.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
تکذیب خبر تحریم مجلس شورای ملی
این متن با اشاره به مکاتبات بغداد، به انتشار تلگرافی جعلی از سوی نویسنده مبنی بر تحریم مجلس شورای ملی ایران اشاره میکند. نویسنده ضمن تأکید بر اینکه تشکیل مجلس به صلاح عموم است، این خبر را تکذیب کرده و اعلام میدارد که این تلگراف از زبان او جعل شده و قرار بوده توسط سفارت روسیه مخابره شود. در پایان، از سفارت روسیه خواسته میشود که جعلی بودن این تلگراف را اعلام کرده و جاعل آن را تحت پیگرد قرار دهند.

مخالفت مذهب و علمای شیعه با استبداد و مستبدان
زینهار به دولتمردان، نمایندگان و نظامیان ایران جهت دفاع از کشور و مردم
متن با استناد به آیه قرآن، وضعیت ایران را مظلومانه توصیف میکند و از همه اقشار جامعه میخواهد برای رفع ظلم و دفع ظالم متحد شوند. سپس با اشاره به خطراتی که از چهار سو ایران را تهدید میکند، از علما، امرا، وزرا، وکلا، ملت و دولت میخواهد که با غیرت و مردانگی برای دفاع از اسلام و وطن قیام کنند. در ادامه، جوانان و مادران را به جهاد و فداکاری فرامیخواند و به وضعیت اسفبار آذربایجان و زنان ایرانی اشاره میکند. متن با هشدار درباره عواقب استبداد و تشویق به جانفشانی در راه مشروطیت، از وکلا میخواهد که به جای منافع شخصی، به فکر خدمت به ملت باشند و در نهایت، با فراخوانی انقلابیون و آزادیخواهان، خواستار نابودی استبداد و پایداری مشروطه میشود.
آرزوی استقرار مجدد مشروطیت و ایجاد امنیت و رفاه در کشور
متن با طرح پرسشی از وضعیت نابسامان ایران در دوران مشروطه آغاز میشود. به مسدود شدن راهها، عدم تجارت، فقر کسبه و مردم تبریز اشاره شده و از مخاطب خواسته میشود تا تکلیف حمایت از یکی از طرفین را مشخص کند. در پاسخ، تأکید میشود که مشروطه شدن دولت، ظلم و استبداد حکام را کاهش داده و موجب آسودگی مردم خواهد شد. فسادها، تلفات جانی و مالی نیز نتیجه استبداد دانسته میشود.

اعلام تشکیل دارالمعدله (مجلس شورای کبری مملکتی) به جای مجلس شورای ملی توسط محمدعلی شاه
این نامه با خطاب به علما، از تشکیل «دارالمعدله» یا «مجلس شورای کبرای مملکتی» خبر میدهد. در ابتدا به تلگراف قبلی اشاره میشود که در آن از تصمیم شاه مبنی بر عدم تشکیل مجلس شورای عمومی و وعده نشر عدالت و بسط معدلت سخن رفته بود. سپس، افتتاح دارالمعدله در تاریخ ۴ ذیقعده ۱۳۲۶ ق اعلام میشود که هدف آن تشیید شریعت نبوی، ترویج احکام اسلامیه، اعانه مظلومین و تأمین آسایش رعایا ذکر شده است. اعضای این مجلس را شاهزادگان، وزرا، رجال و تجار دانشمند و خیرخواه معرفی میکند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که از این پس، تمام قوانین عمومی و مسائل مربوط به عدالت در این دارالمعدله مورد مذاکره و اقدام قرار گیرد.

تداوم فتح و غارت مشروطهخواهان شیراز
نامه با خطاب به حجج اسلام نجفی و حاجی آقا نورالله آغاز میشود. در این نامه، نویسندگان به عدم اجرای حکم انتقام و مجازات قاتلین شهدای سادات و علمای اعلام اشاره میکنند و بیان میدارند که این افراد همچنان به قتل و غارت و شهید کردن مشروطهخواهان ادامه میدهند. در پایان، با طرح پرسشی مبنی بر اینکه مسلمانان تا کی باید در ترس و تحصن باشند و با استناد به آیهای از قرآن کریم، به وضعیت موجود اعتراض میشود.

ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز نگرانی از ناامنی کشور و محکوم کردن بلوای شیراز
متن با ابراز امیدواری به وعدههای ملوکانه برای برقراری نظم و مجازات ظالمین آغاز میشود. سپس به عدم تحقق این وعدهها و ادامه ناامنیها، به ویژه حادثه فجیع شیراز که منجر به قتل علما و ذریه طاهره شده، اشاره میکند. در ادامه، از غفلت و بیتوجهی به این وقایع ابراز تعجب شده و از مجلس شورای ملی خواسته میشود تا با تدارک و جبران حادثه شیراز، موجب آرامش مردم و امنیت کشور شوند. در پایان، هشدار داده میشود که در صورت تعلل در این امر، اسلام در خطر خواهد بود.



دلایل مشروع نبودن سلطنت محمدعلی شاه و بیلیاقتی سلسله قاجاریه
ترغیب صدرالعلما به حمایت از مشروطه خواهان و پیروزی قریبالوقوع آنها
این نامه با ستایش از صدرالعلما به دلیل حمایت از مشروطه و عدالتخواهی آغاز میشود. سپس به تلاشهای منافقین برای فریب متحصنین در سفارت عثمانی اشاره میکند و تأکید دارد که این تلاشها بیاثر بودهاند. در ادامه، نویسنده با اطمینان خاطر به صدرالعلما توصیه میکند که نگران توطئههای مخالفان نباشد، زیرا مشروطهخواهان از حمایت الهی، امام عصر (عج)، سلطان عثمانی، ستارخان، مردم مناطق مختلف ایران و حتی دول خارجی برخوردارند. نامه با پیشبینی سقوط قریبالوقوع ظالمان و تأکید بر خوشنامی مشروطهخواهی برای حامیان آن، از جمله صدرالعلما و دیگر علمای تهران، به پایان میرسد.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و اعلام عفو عمومی
درخواست پناهندگی از کنسولگری عثمانی
متن با اشاره به ناامنی گسترده در ایران، به ویژه در تبریز، و غیرممکن شدن زندگی در آنجا آغاز میشود. در ادامه، درخواست میشود که کنسولگری عثمانی به دولت عثمانی اطلاع دهد تا نویسنده، خانواده، بستگان و اموالش را از تعرض اشرار حفظ کرده و تحت حمایت خود قرار دهد. در پایان، ابراز امیدواری میشود که این درخواست مورد توجه قرار گیرد و نویسنده خود را دعاگوی دوام دولت عاهره اسلامیه و خادمالشریعه معرفی میکند.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
بهانه ندادن به دولتهای خارجی برای وارد کردن نیروهای نظامی به کشور به عناوین گوناگون
متن با اشاره به اقدامات روسیه برای مرعوب ساختن ملت ایران و حمایت از استبداد آغاز میشود. سپس دو راهکار برای مقابله با این اقدامات پیشنهاد میکند: مقاومت مسلحانه مانند ستارخان در تبریز و اعتراض جدی از سوی ایرانیان داخل و خارج کشور، به ویژه روحانیون. در ادامه، به وضعیت جنگ بین مستبدین و مشروطهخواهان در خراسان اشاره میکند و از نادانی مردم بوشهر و اقدامات انگلستان در آنجا انتقاد میکند که بهانهای برای دخالت روسیه در خراسان و سایر مناطق شده است. نویسنده سکوت ملت را عامل بدتر شدن اوضاع میداند و معتقد است دولتیان به دنبال دخالت خارجی هستند. راه حل را در تصرف تهران و دایر کردن مجلس میداند و هشدار میدهد که تعلل در این امر پشیمانی به بار خواهد آورد. در پایان، به خطر ورود نیروهای نظامی خارجی به ایران اشاره میکند و بیان میدارد که ورود هر تعداد قزاق روس، بهانهای برای ورود نیروهای بیشتر از سوی سایر کشورها خواهد شد و به همکاری آلمان، اتریش و عثمانی در مسائل ایران اشاره میکند.
اظهار امیدواری نسبت به استقرار مجدد مجلس شورای ملی
متن با ابراز همدردی با پناهندگان سفارت عثمانی در تهران آغاز میشود. در ادامه، امیدواری به عنایت شاهنشاه ایران، اتحاد جامعه اسلامی و نیات حسنه سفارت عثمانی بیان شده و برای تحقق آرزوی ایرانیان و انعقاد فوری مجلس شورای ملی در تهران دعا میشود. در پایان، ابراز امیدواری شده است که نعمت مشروطیت، که به دلیل سوءقصد خائنان به تعویق افتاده بود، به زودی در تهران نیز مانند آذربایجان و گیلان و سایر نقاط ایران، به همت پیشوایان دین و برادران غیور، برقرار شود و همگان در این امر همآواز گردند. متن با شعار «پاینده باد دین اسلام و آزادی» به پایان میرسد.
درخواست تشکیل مجدد مجلس شورا از محمدعلی شاه قاجار و تهدید وی به حرکت به سمت ایران



بشارت نگارش رساله تذکره الغافل و ارشاد الجاهل به آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
نامهای به سید محمدکاظم طباطبایی یزدی که در آن از نگارش رسالهای با عنوان «تذکرهالغافل و ارشادالجاهل» خبر داده میشود. این رساله به نقد مشروطیت میپردازد و آن را مخالف اصول اسلام، قواعد شرع و ناسازگار با وضعیت ایران میداند. نگارش این رساله پس از بمباران مجلس و با استناد به حدیث «إِذا ظَهَرَت البدع» صورت گرفته است.

ابلاغ احکام مراجع مشروطهخواه نجف به اطلاع عموم مردم گیلان
این نامه با خطاب به سپهدار اعظم، از ارسال احکام شرعی و پندنامههای هیئت علمیه نجف اشرف به علما، مجتهدین، مسئولین نظامی و اداری، خوانین و تجار مازندران خبر میدهد. هدف از این اقدام، رساندن این احکام و نصایح به دست مخاطبان در منطقه تنکابن و جلوگیری از انحراف آنان از مسیر عدالت در شرایط حساس کنونی است. در پایان، از سپهدار اعظم درخواست شده است که در صورت عدم حضور مخاطبان در محل، پاکتهای حاوی احکام را به دست صاحبانشان برساند.
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و لزوم دوری جستن مسلمانان از آن
زدودن یأس و ناامیدی از خود و تلاش برای اعتلای وطن
متن با توصیف دوران سفر و تلاش برای یافتن راه حل برای مشکلات وطن آغاز میشود. نویسنده به فضای تاریک استبداد و اسارت اشاره میکند و بیان میدارد که سالها با نگارش لوایح و رسائل، بزرگان دولت و ملت را از عواقب مسیرشان آگاه میکرده است. در ادامه، به موفقیتهای اولیه در تهیه مقدمات مقاصد ملی با وجود موانع و حوادث ناگهانی اشاره میکند که او را به بستر یأس و ملالت افکنده است. سپس، با ظهور مشروطه و تغییر وضعیت از استبداد به عدالت، امید در دل او زنده میشود و از شادی فراوان به مسجد میرود و بر منبر سخن میگوید. اما این شادی دیری نمیپاید و با بروز نفاق داخلی، دخالت بیگانگان و ضعف مسئولین، فضای امید دوباره تیره و تار میشود. نویسنده به دلگیری پادشاه از ملت و ملت از پادشاه، عجز وزرا، سکوت علمای بصیر و جسارت جاهلان اشاره میکند. در این میان، نفس یأسپرست او را به کنارهگیری از خدمت دعوت میکند و با استدلالهایی سعی در منصرف کردن او دارد. در نهایت، ندایی غیبی او را به برخاستن و تلاش برای نجات ملت دعوت میکند و با استناد به آیات قرآن و احادیث، یأس را مذموم و تلاش و حرکت را ستایش میکند. در پایان، نویسنده با شنیدن این خطاب، از تصمیم خود برای کنارهگیری منصرف شده و با توکل و همتی بلند، تصمیم به انتشار روزنامه (جریده) برای خدمت به وطن میگیرد.
امیدواری به سرکوب فوری معارضان تبریز
علل موافقت اولیه با مشروطیت و مخالفت بعدی با آن

گزارشی از وضع نظامی شهر تبریز

توجه دادن وزراء و وکلای مجلس به اوضاع بحرانی و نابسامان کشور
این شعر با لحنی هشدارآمیز، وضعیت بحرانی و خطرناک کشور را به وزرا و وکلای مجلس گوشزد میکند. با اشاره به حضور نیروهای روس در قزوین و تبریز، از بیغیرتی و خواب غفلت مسئولان انتقاد شده و از آنان خواسته میشود تا از خواب بیدار شده و برای نجات وطن چارهای بیندیشند. در ادامه، با یادآوری گذشته پرافتخار ایران و مقایسه آن با وضعیت فعلی، از کاسته شدن از خاک وطن، گسترش جهل و ذلت و از بین رفتن غیرت ابراز تأسف میشود. در پایان، با اشاره به مبارزات گذشته و نقش رهبران مشروطه، از ملت مظلوم خواسته میشود که به خدا و حجت عصر توکل کنند.
اظهار نگرانی از پیشرفت مجاهدان تبریزی و کمبود تدارکات نیروهای دولتی

عدم مخالفت مشروطهخواهان با سلطنت و پرهیز از رویارویی محمدعلی شاه با آنها
این نامه با یادآوری بدعهدیهای دولت در قبال وعدههای داده شده به نمایندگان اروپایی و ملت، به سفیر ایتالیا مینویسد که مردم از بازگرداندن حقوق خود ناامید شدهاند. در ادامه، با استناد به احکام مراجع نجف اشرف، به کوتاه شدن دست حکام از امور اشاره میکند و وضعیت گیلان را نمونهای از این امر میداند. سپس از سفیر میخواهد که به شاه اطلاع دهد که مردم با شخص او مخالفتی ندارند و تنها خواهان بازگرداندن حقوق ملت هستند و نباید به سخنان مفسدین گوش دهد تا از خونریزی و زحمت مردم جلوگیری شود. در پایان، برقراری امنیت و آسایش در گیلان و حفظ حقوق اهالی داخلی و خارجی را تأکید میکند.
انتقاد از سکوت و مسامحه دولت در برابر مداخلات خارجی و چارهاندیشی برای مجاهدان آذربایجان
متن با انتقاد از وضعیت اسفبار حکمآبادیهای محبوس توسط نیروهای خارجی آغاز میشود و به عدم پاسخگویی دولت در قبال این وضعیت اشاره دارد. سپس به تلگراف سپهدار به سردار و سالار برای عزیمت به تهران و نظرات موافق و مخالف درباره آنها میپردازد. در پایان، بر لزوم چارهاندیشی برای ساماندهی امور و جلوگیری از سوءتفاهمها تأکید میکند و با ذکر رباعی از میرزا محمدتقی حجتالاسلام، به ضرورت تأمل در این مسائل اشاره دارد.

اقدامات اساسی علیه مشروطه خواهان
متن با انتقاد از اقدام انگلستان در اعزام قشون به شیراز آغاز میشود و آن را موجب جسارت روسیه و لکه دار شدن محبوبیت انگلستان در ایران میداند. سپس به مسئله استقراض مالی ایران میپردازد و سه شرط اساسی را برای آن مطرح میکند: برقراری امنیت پایدار، ساماندهی ادارات و وزارتخانهها، و تشکیل بانک ملی. تأکید میشود که بدون تحقق این سه شرط، نباید به استقراض دولتی روی آورد و در صورت لزوم، استقراض شخصی یا بینالمللی با حفظ استقلال ایران ارجح است. در ادامه، متن به خطر استقراض توأمان از روسیه و انگلستان اشاره کرده و آن را مسمومکننده استقلال ایران میداند. در پایان، به اهمیت احداث راهآهن برای ایران اشاره شده و توصیه میشود که ایرانیان در این زمینه کمتر سخن بگویند و بیشتر عمل کنند و قبل از هر اقدامی، موانع را شناسایی و برطرف سازند تا از یأس و دلسردی ملت جلوگیری شود.
انجام اقدامات لازم جهت جلوگیری از عملی شدن توطئه شاه علیه مشروطه
متن با ابراز نگرانی شدید از دریافت تلگرافی هولناک آغاز میشود. در ادامه، از مخاطب خواسته شده است که برای حفظ اسلام و مسلمانان، اقدامات فوری و پیشبینینشدهای را به کار گیرد. در پایان، بر لزوم اطاعت عمومی مسلمانان تأکید شده و درخواست اطلاعرسانی سریع از نتایج اقدامات مطرح میشود.



اعلام خلع محمدعلی شاه از سلطنت و به سلطنت رساندن سلطان احمد میرزا ولیعهد و نایبالسلطنگی عضدالملك میرزا قاجار
با توجه به وضعیت نابسامان کشور و عدم امکان بازگرداندن نظم و امنیت بدون تغییر سلطنت، و از آنجا که پادشاه سابق (محمدعلی شاه) با پناه بردن به سفارت روسیه، خود را از سلطنت خلع کرده است، مجلس عالی فوقالعاده در تاریخ ۲۷ جمادیالاخری ۱۳۲۷ در عمارت بهارستان تهران تشکیل شد. این مجلس، سلطان احمد میرزا ولیعهد را به عنوان شاهنشاه ایران منصوب و نیابت سلطنت را به طور موقت به عضدالملک تفویض کرد تا پس از تشکیل پارلمان، مطابق ماده ۳۸ قانون اساسی، در مورد نیابت سلطنت تصمیم قطعی گرفته شود.
خبر تشکیل انجمن ایالتی شیراز و آمادهباش نیروهای مردمی
متن با ابراز شکرگزاری از تشکیل انجمن ایالتی شیراز در روز دوم ربیعالاول ۱۳۲۷ قمری آغاز میشود و از اتحاد ملت فارس در سایه اقدامات عاقلانه خبر میدهد. در ادامه، از اعزام شیخالاسلام برای اطلاعرسانی این خبر به مجاهدین سرکوه و لار یاد میکند. سپس، درخواست میشود که تلگرافی از سوی مخاطبان و انجمن ولایتی و صمصامالسلطنه به حجهالاسلام لاری و شیخ زکریا ارسال شود تا نیروهای خود را حفظ کرده و از بینظمی جلوگیری کنند و مالیات لار و سرکوه را با تصویب انجمن ایالتی هماهنگ سازند. در پایان، بر لزوم ارسال فوری تلگراف و نظارت بر تلگرافخانه انگلیس برای شناسایی مخالفان تأکید شده است.
شرایط مصالحه با محمدعلی شاه؛ بازگرداندن حقوق شهروندی، افتتاح مجلس شورا و اجرای قانون اساسی
درخواستی از سوی ارفعالدوله، کارپرداز ایران در بغداد، به علمای نجف، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، مطرح میشود. ارفعالدوله با اشاره به وضعیت بحرانی ایران و خونریزیها، خود را مأمور به برقراری صلح میان دولت و ملت معرفی کرده و از علما میخواهد شرایط این مصالحه را تعیین کنند. در پاسخ، علما هدف ملت از مقاومت را احقاق حقوق، افتتاح مجلس و اجرای قانون اساسی و رفع ظلم اعلام میکنند و بیان میدارند که با تحقق این مقاصد، صلح برقرار خواهد شد و ارفعالدوله در صورت تلاش برای این امر مأجور خواهد بود.


دروغپراکنی و ارعاب مردم توسط مشروطهخواهان تندرو، برای وادار کردن مردم به حمایت از مشروطیت
متن با اشاره به اوضاع آشفته تهران آغاز میشود و به انتشار نامههای جعلی از سوی برخی علمای نجف اشاره دارد که در آنها کسب و کار حرام و حمایت از متحصنین در سفارت عثمانی برای مشروطیت واجب شمرده شده است. در ادامه، به سوءاستفاده مفسدین از این نامهها برای تحریک مردم به بلوا، بستن دکانها با حیله و تهدید کسبه به تخریب خانه و قتل در صورت عدم همکاری اشاره میکند. در پایان، به لعن و نفرین مردم فقیر نسبت به مسببین این فتنه و فساد و وضعیت دشوار معیشتی آنها اشاره شده و برایشان طلب رحمت الهی میشود.
رد درخواست پناهندگی از سفارت روسیه
سخنان حاج شیخ فضلالله نوری در رد پیشنهاد پناهندگی به سفارت روسیه آغاز میشود. او با تشبیه وضعیت خود به امام حسین (ع) در روز عاشورا، بیان میکند که ترجیح میدهد کشته شود تا اینکه برای حفظ جان خود به کفار پناه ببرد، زیرا این عمل را ننگی برای عالم اسلام میداند. او پناهندگی به سفارت فرنگ را معادل پناهندگی اسلام به کفر میداند و مرگ را بر آن ترجیح میدهد. در ادامه، راه حل نهایی خود را «فرو بستن چشمها، کشیدن پاها و گفتن شهادتین» اعلام میکند و بر رضایت به قضای الهی و صبر بر بلای او تأکید میکند. در پایان، هدف از مقاومت خود را جلوگیری از این میداند که در آینده گفته شود علمای شیعه ریشه اسلام را کندند و میخواهد حداقل یک نفر به عنوان مخالف باقی بماند، و این مقاومت را به مقاومت شهدای کربلا تشبیه میکند.

تفاهم سیاسی روسیه و انگلستان راجع به ایران و عدم امید به کمک آنها در بازگرداندن مجدد مشروطیت
اظهار امیدواری نسبت به استقرار تمام و کمال مشروطیت در کشور
نامه با ابراز امیدواری به تداوم افاضات و افادات آغاز میشود. نویسنده از دریافت نامهای در تاریخ ۲ شعبان و حسن مراقبت در انجام وظایف ابراز امتنان میکند. در ادامه، امیدواری خود را به برکت اتحاد کلمه، مراقبت هیئت علمیه تهران، اسلامپرستی و وطنخواهی سرداران ملی و منتخبین ملت برای استقرار کامل مشروطیت در کشور بیان میکند. مشروطیت از نظر نویسنده، محدود کردن اختیارات تمام ادارات به عدم تجاوز از حدود شرعی و سیاسی است تا حرکتهای خودسرانه و دلبخواهانه که همان استبداد ملعون است، از بین برود. تأکید میشود که اگر این اصول رعایت نشود و ارادات دلبخواهانه در برخی طبقات حاکم باشد، مشروطیت به استبدادی دیگر تبدیل خواهد شد. در پایان، نویسنده ابراز امیدواری میکند که با مراقبت علما، مفهوم واقعی مشروطیت و استبداد و همچنین حقیقت آزادی اعطایی الهی که رهایی ملت از سلطه خودسرانه کارگزاران است (نه رهایی از احکام شریعت)، برای همگان روشن شود و اساس استبداد ملعون در تمام طبقات منهدم گردد.

مخالفت با تجدید مشروطیت
شکایت از خودسری مردم
.jpeg&w=3840&q=75)
پیشنهاد آمادگیهای بیشتر نظامی در برابر حملات احتمالی مخالفان به تهران
نامه با ابراز سلامتی و پاسخ به پرسش معتمدالسلطان اسکندر خان آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم هوشیاری در برابر خائنین و عدم غفلت از وضعیت شهر تأکید شده و پیشنهاد میشود که یک نفر مسئولیت ترتیبات امنیتی شهر را بر عهده گیرد و توپها بر بالای باروها مستقر و قراولها مرتب شوند. نویسنده هشدار میدهد که هدف دشمن تصرف شهر و امکانات نظامی آن است و در صورت وقوع، دفاع دشوار خواهد شد، لذا باید فوراً اقدامات لازم صورت گیرد. همچنین، به نظم داخلی شهر اشاره شده و بر لزوم مراقبت از عدم کمک داخلی به دشمنان خارجی تأکید میشود. در بخش پایانی، نویسنده به نگرانیها درباره خروج خود از شهر اشاره میکند و بیان میدارد که این امر موجب وحشت مردم و شکست خواهد شد. او پیشنهاد میدهد که در صورت عدم خروج، صد قبضه تفنگ دولتی به نام یکی از دیوانیان به او داده شود تا بتواند از شهر دفاع کند و بر لزوم اقدامات علنی و فوری برای تقویت روحیه مردم تأکید میکند.

تشویق سپهدار اعظم به استقرار مجدد مشروطیت
متن با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود و او را در کنف حفظ الهی و خدمت به دین و عدالت و مشروطیت و حراست وطن اسلامی میداند. سپس با اشاره به درایت و غیرت دینی و وطنی مخاطب، ابراز تعجب میکند که چگونه با وجود آگاهی از اهمیت مشروطیت برای حفظ مملکت و ضیق وقت، ایشان سکوت اختیار کردهاند. در پایان، با ابراز خرسندی از اقدامات غیورانه مخاطب، امیدواری میدهد که او همواره مورد تأیید الهی باشد و رجال دیندار و مملکتخواه را از مقاصد فاسد عدهای که دین و دولت را فدای اغراض شخصی میکنند، آگاه سازد و در این لحظات پایانی، مملکت اسلامی را از مهالک استبداد رها سازد.

انتقاد شدید از مراجع و علمای مخالف مشروطه
شرح رفتار مخالفان مشروطه با وی
این روایت به شرح وقایع تبریز در اوایل جمادیالاول ۱۳۲۶ قمری میپردازد، زمانی که خبر تخریب دارالشورای اعظم به تبریز رسید. مستبدین محلات شتربان و سرخاب، با حمایت ایلات و عشایر، در "انجمن اسلامیه" گرد آمدند و به مخالفت با احکام آیات عظام و آزار و اذیت مشروطهخواهان پرداختند. نویسنده که خود را فردی بیطرف و مصلح معرفی میکند، ابتدا در خانه خود گوشهنشین میشود، اما پس از مدتی برای کسب اطمینان به خانه مقتدرالدوله میرود. او از مقتدرالدوله میخواهد که از رئیس انجمن اسلامیه (حاجی میرزا حسن) درباره وضعیت خود استخبار کند. حاجی میرزا حسن در پاسخ، به نویسنده اطمینان میدهد که کسی با او کاری ندارد و میتواند با خیال راحت در خانه خود بماند. با این حال، نویسنده که پیشتر برای جلوگیری از درگیریهای محلی، تفنگهایی را به مجاهدین ششگلان و باغمیشه سپرده بود، به اتهام همکاری با مشروطهخواهان دستگیر و به انجمن اسلامیه برده میشود. در آنجا مورد توهین و تحقیر قرار میگیرد و اموالش غارت میشود. او در بالاخانهای محبوس میشود که در معرض گلولهباران مجاهدین قرار دارد و دو ماه را در شرایط سخت و با بیماری سپری میکند. پس از ورود عینالدوله به تبریز، نویسنده به اردوگاه او منتقل میشود و در آنجا بیگناهی خود را اثبات میکند. شاهزاده به او اجازه میدهد به خانه بازگردد، اما نویسنده به دلیل قولی که به حاجی میرزا حسن داده بود، برای مدتی به باسمنج میرود. در نهایت، پس از مغلوبیت قشون دولتی و فرار مستبدین، نویسنده در ۲۴ رمضانالمبارک با فراغت خاطر به شهر بازمیگردد.
حرام بودن استقرار مجدد مشروطیت در کشور و مرادف بودن تایید و تحکیم آن با محاربه با امام زمان (عج)
اظهار نگرانی از قلع و قمع مشروطهخواهان توسط محمدعلی شاه قاجار
متن با ابراز نگرانی از وضعیت ایران آغاز میشود و به این موضوع اشاره دارد که محمدعلی شاه قصد دارد مجلس شورای ملی را به دومای روسیه تبدیل کرده و مشروطهخواهان را به بهانه مفسد و بابی بودن دستگیر کند. در ادامه، نویسنده خواستار اطلاعرسانی سریع در صورت صحت این اخبار است تا اقدامات لازم انجام شود. در پایان، متن به خونریزی و اتلاف جان انسانها، به ویژه مسلمانان، ابراز تأسف میکند و همه گروههای درگیر را انسان و مسلمان میداند که کشته شدن هر یک از آنها جای افسوس دارد. در نهایت، برای هدایت مفسدینی که به خاطر اغراض شخصی از کشتار هزاران نفر ابایی ندارند، دعا میکند.
شرط مصالحه کامل دولت و ملت
متن با اشاره به لزوم پایان دادن به مناقشات دولت و ملت آغاز میشود و علت اصلی خونریزیها و خسارات وارده به ملت را تجاوز به قانون اساسی میداند. در ادامه، بر اهمیت حفظ قانون اساسی اولیه تأکید میشود که به مثابه خونبهای جانفشانیهای مردم است. سپس، به نقش عوامل خارجی در انهدام پارلمان و تلاش برای کسب امتیازات ویرانکننده برای ایران اشاره شده و هشدار داده میشود که تبدیل قانون اساسی منجر به تشکیل پارلمانی ضعیفتر از دومای روسیه خواهد شد و احکام پیشین مراجع در مورد مشروطیت و قانون اساسی را باطل میکند. در پایان، ابراز تأسف میشود که مستبدین هنوز به عواقب وخیم اقدامات خود پی نبردهاند و امید میرود که رجال خیرخواه با جلوگیری از دخالت اجانب، حقوق ملت را بازگردانند.
ادامه پیشروی اردوی نظامی مشروطهخواهان شمال و جنوب تا براندازی سلطنت محمدعلی شاه
این نامه با نفرین بر مفسدین و مغرضین آغاز میشود که ریشه مشروطیت را میزنند و عامل تعویق امور ملی و خرابی وطن هستند. سپس بر لزوم حرکت اردوی اصفهان و اردوی شمال به سمت تهران برای براندازی استبداد تأکید میکند و برنامهای چهار مادهای برای این اردوها ارائه میدهد که شامل تأمین مشروطه، حفظ امنیت اهالی و بیطرفان، احترام به سفرا و اتباع خارجی، و برخورد با مخالفان اردو به عنوان دشمن ملت است. در ادامه، از مخاطب میخواهد که صمصامالسلطنه را به حرکت ترغیب کند و تأکید میکند که اکنون بهترین زمان برای حرکت است، زیرا دول خارجی نیز از ستمکاری محمدعلی شاه آگاهند و منتظر حرکت این اردوهای آزادیخواه هستند. نامه با ستایش از حس ملیت و وطندوستی مخاطب و درخواست از خداوند برای موفقیت او در راه عزت ایران و ایرانیان به پایان میرسد.
شرط موافقت با حاکم خراسان: پذیرش بازگشت مجدد مشروطیت و فعالیت دوباره انجمن ایالتی
این نامه با اشاره به توافق عمومی مردم خراسان بر سر تشکیل انجمن و اجرای مراسم مشروطیت، به حاکم جدید خراسان (نیرالدوله) اعلام میکند که در صورت موافقت با مشروطیت و احکام انجمن، مردم نیز از او حمایت خواهند کرد. در غیر این صورت، حضور او در خراسان جز دردسر و فساد حاصلی نخواهد داشت و بازگشت او به نفع همه خواهد بود. این نامه به نوعی شرط و شروط علمای مشهد برای پذیرش حاکم جدید را بیان میکند.
دعوت شیخ محمدحسن کبیر مازندرانی به حمایت از مشروطیت و رد این درخواست از طرف وی


.jpeg&w=3840&q=75)

نابودی مبانی دینی به واسطه مشروطیت و تحریم آن
نقش مطبوعات در بیداری افکار عمومی و اهتمام علما در استقرار مشروطیت
متن با تأکید بر اهمیت مطبوعات در آگاهیبخشی و پیشرفت جامعه آغاز میشود و روزنامههای عصر مشروطه را عاری از تملق و دروغ و متمرکز بر استحکام عدالت، آزادی و ترویج تمدن اسلامی معرفی میکند. سپس به نقش مطبوعات در ایجاد اتحاد، تبیین حقوق و حدود و رساندن دادخواهیها اشاره کرده و توسعه مطبوعات را عامل اصلی ترقی و سعادت ملتها میداند. در ادامه، به تأسیس مشروطیت در ایران و نقش علما در پیشبرد آن میپردازد و همراهی حجج اسلام را علت اصلی موفقیت مشروطیت معرفی میکند. در پایان، با رد دیدگاه مخالفان که اسلام را مانع ترقی میدانستند، تأکید میکند که قواعد اسلام منبع تمام سعادات و ترقیات مملکتی است و تأسیس نهادهای جدید مانند مدارس و بانک ملی با اصول اسلام منافاتی ندارد.
تنها راه استقرار آرامش: اعلام عفو عمومی و تشکیل مجدد مجلس شورا
نامه با تأکید بر مخالفت با آشوب و هرج و مرج و حرمت تعرض به سلطنت شیعه آغاز میشود. سپس به تقصیر مأموران دولتی در تشدید اوضاع تبریز و خرابیهای ناشی از آن اشاره میکند. در ادامه، به بینتیجه بودن شدت عمل و خونریزی اشاره کرده و تنها راه علاج را عفو عمومی و تأسیس مجدد مجلس شورا میداند. در پایان، نویسنده بر هدف خود مبنی بر رفع آشوب، قطع مداخله اجانب و دوام سلطنت تأکید کرده و از مخاطب میخواهد به جای بحث علمی، به اصل علاج بپردازد و آخرین تصمیم خود را صراحتاً اعلام کند تا نویسنده تکلیف خود را بداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و جلوگیری از تجدید آن
متن با طرح پرسشی از مجتهدین درباره سازگاری مشروطه با دین اسلام و قوانین شرع آغاز میشود. سپس، با ابراز شکرگزاری از برچیده شدن مشروطیت و بازگشت اسلام، به شاهنشاه گزارش میدهد که با وجود این موهبت، عدهای مفسد همچنان به اشاعه اغراض باطله مشغول هستند. در پایان، درخواست میشود که برای جلوگیری و ریشهکن کردن این افراد، اوامر ملوکانه صادر شود.
مصالحه مخالفان با دولت به منظور بیرون رفتن قوای روسیه از آذربایجان
متن با اشاره به عدم حمایت دولت و افزایش خطرات برای وطن آغاز میشود و به اقدامات اجباری و مخرب روسیه در مشهد و ویرانی آذربایجان اشاره میکند. نویسنده وضعیت نابسامان اقتصادی و تسلط دولتیان پس از مداخله روسها را تشریح کرده و بیان میکند که حکام آذربایجان نیز از دولت حمایت میکنند. در ادامه، به عدم وجود منابع مالی و نظامی کافی برای مقابله با وضعیت موجود اشاره شده و نسبت به سیاستهای دو دولت همسایه (روسیه و انگلیس) ابراز بیاعتمادی میشود. در پایان، تنها راه حل را اعزام هیئت مصالحه به تهران و انجام اقدامات مناسب برای حل بحران میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ترجیح نظام مشروطیت بر استبداد و تکلیف شرعی همه برای بازگشت و استقرار مجدد آن




خبرخواهی و صلح طلبی عین الدوله
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم اتحاد ایران و عثمانی در برابر دولتهای استعمارگر اروپایی
متن با تبیین اهمیت حس تضامن و تکافل در بقای انواع موجودات آغاز میشود و سپس به نقش این حس در بقای نوع بشر و ضرورت آن برای رسیدن به سعادت میپردازد. در ادامه، به نقش انبیا و حکما در ایجاد اتحاد میان اقوام مختلف اشاره میکند و دین اسلام را به عنوان عامل اصلی اتحاد متفرقترین اقوام معرفی میکند. نویسنده با استناد به آیات قرآن، بر پرهیز از تفرقه و نزاع تأکید میکند و انحطاط امت اسلامی را نتیجه ترک تضامن و تکافل و افتادن در دام اختلافات داخلی میداند. در بخشهای بعدی، به نقد مستبدین دینی و سیاسی میپردازد که با ایجاد تفرقه و تعصب، عقول مسلمانان را مغلوب ساختهاند. نویسنده با استناد به آیات قرآن، بر لزوم مدارا با غیرمسلمانان و پرهیز از غلو در دین تأکید میکند و اتحاد با برادران عثمانی را برای دفع اجانب و حفظ استقلال دو مملکت اسلامی ضروری میداند. در پایان، با اشاره به نمونههای تاریخی از اتحاد ملل مسیحی برای حفظ استقلال خود، مسلمانان را به اتحاد و کنار گذاشتن اختلافات فرعی فرا میخواند و هر مسلمانی را که راه نفاق پوید، ویرانکننده اساس اسلام معرفی میکند.
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
اعلام غیرقانونی بودن کارکنان دولتی بوشهر و تأمین امنیت و حراست از حقوق و اموال اتباع انگلیسی شهر توسط مشروطه خواهان
متن با ابراز احترام به کنسولگری دولت بریتانیا آغاز میشود و به اطلاع میرساند که مردم بوشهر، با حمایت علما و مجاهدین، حکومت استبدادی را برکنار کرده و حکومت قانونی مشروطه را مستقر ساختهاند. در ادامه، بر تعهد مشروطهخواهان به حفظ جان، مال و آبروی اتباع دولتهای دوست، از جمله بریتانیا، و تأمین امنیت کنسولگریها و تجارتخانهها تأکید میشود. در پایان، اعلام میگردد که مأموران حکومت استبدادی از سمت خود معزول شدهاند و نویسنده به طور موقت مسئول رسیدگی به امور و اظهارات کنسولگری خواهد بود و بر روابط دوستانه تأکید میکند.

وجوب دفاع از مردم محاصره شده تبریز
این فتوا با اشاره به محاصره تبریز، بر وجوب حمایت فوری و دفاع عاجل از مردم محصور تبریز تأکید میکند و آن را وظیفهای شرعی برای هر مسلمانی میداند.


نگرانی از ایجاد آشوب و اغتشاش تقی زاده
متن با ورود سید حسن تقیزاده به تبریز و استقبال پرشور از او آغاز میشود. سپس، نویسنده با اشاره به جوانی، کمتجربگی و آسیبهایی که تقیزاده در دوران استبداد دیده، پیشبینی میکند که این استقبال و اقتدار، موجب طغیان او خواهد شد و به مفاسدی منجر میشود. در پایان، نویسنده بیان میکند که تمایل تقیزاده به اطاعت عمومی مشروطهخواهان از او، به دلیل عدم تحقق، باعث اختلاف آراء، دستهبندی و در نهایت اغتشاش و اختلاف خواهد شد.
عدم پذیرش قول محمدعلی شاه مبنی بر پذیرش مشروطیت و اجرای قانون اساسی
در تاریخ ۲۸ ربیعالثانی ۱۳۲۷ ق، یمینالممالک، ایلچی بغداد، با هدف متقاعد کردن علمای نجف به پذیرش مشروطیت و امضای قانون اساسی توسط محمدعلی شاه، به نجف سفر کرد. او تلگرافی از شاه مبنی بر اعلان مشروطیت و اجرای قانون اساسی را به علما ارائه داد و از آنان خواست تا با ارسال تلگراف به سراسر ایران، مردم را به آرامش دعوت کنند. با وجود تلاشهای فراوان یمینالممالک و برخی دیگر، علمای نجف به دلیل عدم اطلاع از وضعیت ملت و متحصنین در سفارتخانهها و کنسولگریهای عثمانی، این پیشنهاد را نپذیرفتند. در نهایت، تصمیم گرفته شد که نامهای به یمینالممالک نوشته شود تا او خود تلگراف عدم پذیرش را به شاه ارسال کند. ایلچی بغداد نیز به دلیل اعتراضات و تهدیدات آزادیخواهان، بیش از پنج روز در نجف توقف نکرد. این گزارش به منظور درج در روزنامه خیرالکلام ارسال شده تا از سوءاستفاده مغرضین جلوگیری شود. همچنین، پیشنهاد شده است که برای جلوگیری از هرج و مرج، انجمنهای مختلف تحت لوای یک "جمعیت اتحاد و ترقی" فعالیت کنند.
تایید فتاوای منسوب به خود و عدم پرداخت مالیات به دولت
این بیانیه با تأکید بر وجوب اهتمام به مشروطیت و قطع دست ظالمان از تعدی به جان و مال مردم آغاز میشود. در ادامه، فتاوای پیشین صادر شده از سوی نویسندگان مبنی بر حرمت پرداخت مالیات به حکام فعلی ایران و همچنین حرمت هرگونه مساعدت در مقابل مشروطهخواهان تبریز و سایر مناطق، تأیید و صحت آنها مورد تأکید قرار میگیرد. نویسندگان، تشکیک در این احکام را عجیب دانسته و آن را ناشی از اعتماد به اکاذیب و مفتریات تلگرافات تهران میدانند. در پایان، به عموم مسلمانان اعلام میشود که حفظ دین مبین در گرو عدم پرداخت مالیات به حاکم فعلی و همراهی با مشروطهخواهان تبریز است، چرا که استبدادخواهی جائرین، ممالک اسلامی را در خطر عظیمی قرار داده است.


اتحاد عموم مردم در حفظ استقلال کشور و بیرون راندن اشغالگران انگلیسی و روسی
متن با اشاره به استقلال کشور لیبریا توسط بردگان سابق آفریقایی-آمریکایی، به مقایسه وضعیت ایران با این کشور میپردازد. در ادامه، به اشغال ایران توسط نیروهای روس و بیتفاوتی مردم اشاره میکند و این وضعیت را ناشی از عدم اتحاد و اغراض شخصی میداند. سپس، با رد این شبهه که قوانین جدید و تمدن با اسلام منافات دارد، به نقش اسلام در تمدنسازی اروپا اشاره میکند. در پایان، بر لزوم اتحاد و آگاهی مردم نسبت به حقوق ملی و وطنی تأکید کرده و از دانایان و خطبا میخواهد که مردم را به این امر تشویق کنند تا استقلال کشور حفظ شود و از تجاوزات بیگانگان جلوگیری به عمل آید.
پرهیز دادن مجاهدان آذربایجان و سایر شهرها از تعرض به دیگران
متن با ستایش از انجمن ملی آغاز میشود. سپس به خطر ادامه اغتشاش و بینظمی در کشور اشاره میکند که علاوه بر ویرانی داخلی، بهانهای به دست بیگانگان برای دخالت میدهد. در ادامه، با تمجید از رفتار متمدنانه انجمنهای تهران، از مجاهدان آذربایجان و سایر شهرها خواسته میشود که از اقدامات خلاف نظم، حرکات وحشیانه و تعرض به مردم (چه خودی و چه بیگانه) پرهیز کنند، زیرا این اعمال را دشمنی با اسلام و ویرانگر کشور اسلامی میداند. متن با دعای خیر و امید به رعایت این توصیهها به پایان میرسد.



تأکید بر اجرای احکام شرع در لارستان و انتقام و قصاص مهاجمان به آنجا
متن با خطاب به ثقهالاسلام و علمای اعلام آغاز میشود. در ادامه، دریافت تلگرافی مبنی بر غریبنوازی تأیید شده و انتظار برای حمایت کامل از اسلام و تسریع در اجرای انتقام و قصاص شرعی ابراز میشود. در پایان، تعطیل کردن حقوق و حدود شرعی و تضییع احکام الهی ناروا دانسته میشود.

درخواست از امپراتور روسیه جهت خروج نیروهای نظامی روسی از ایران
این نامه با اشاره به تجاوزات نظامی روسیه در ایران و مداخله در امور داخلی کشور، به تأثیرات منفی این اقدامات بر جامعه مسلمانان و جریحهدار شدن احساسات آنان میپردازد. در ادامه، از دولت روسیه درخواست میشود تا با هدف حفظ روابط حسنه و جلوگیری از تحقیر ملت ایران، نیروهای نظامی خود را بدون ایجاد مشکل از ایران خارج کند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که با صدور اوامر عادلانه و دوستانه، موجبات امتنان علمای اسلام فراهم آید.


وجوب کمک مالی به دولت جهت انجام اصلاحات لازم در کشور
متن با تأکید بر وجوب حفظ استقلال ایران در برابر نفوذ بیگانگان آغاز میشود و نیاز مبرم دولت به کمک مالی برای تجهیز قشون و جلوگیری از استقراض خارجی را مطرح میکند. در ادامه، به فداکاری علمای نجف و طلاب در جمعآوری اعانه اشاره شده و از عدم مشارکت علمای قفقاز انتقاد میشود. سپس، به نقش برجسته ثقهالاسلام بادکوبهای در ترویج مشروطیت، اتحاد اسلامی و جمعآوری کمکهای مالی پرداخته میشود. در بخش دیگری، به پیشنهاد زرتشتیان انگلستان برای اعطای وام به دولت ایران و فتوای آیات عظام خراسانی و مازندرانی مبنی بر حرمت ایذاء اهل ذمه اشاره شده و این اقدام زرتشتیان در مقایسه با عدم همراهی مسلمانان قفقاز ستایش میشود. در پایان، به اقدامات ابوالقاسم شیروانی، وکیل کنسول روس در نجف، برای تشویق قفقازیها به اعانه و همچنین خبر خروج روسها از ایران و کمکهای مالی مردم تبریز اشاره شده و بر لزوم عفو عمومی مستبدین پس از خروج روسها تأکید میشود. متن با اشاره به توسعه مطبوعات در نجف و لیست کمکهای مالی هیئت علمیه کربلا به پایان میرسد.
عدم اعتماد به وعدههای مصالحه محمدعلی شاه
وجوب حمایت عموم مسلمانان از مشروطیت و اظهار تشکر از خدمات شیخ علی لاهیجی در آن باره
این نامه با ستایش از اقدامات شیخ علی لاهیجی در پیشبرد مشروطیت آغاز میشود و از زحمات او در این راه تقدیر میکند. سپس به اهمیت آگاهسازی مسلمانان از محاسن مشروطیت و معایب استبداد میپردازد و تأکید میکند که ایستادگی مشروطهخواهان، آزادی و استقلال را برای نسلهای آینده به ارمغان خواهد آورد. در ادامه، به وجوب شرعی اقامه مشروطه و همراهی مسلمانان با آن اشاره کرده و پرداخت مالیات و حمایت از ظالمان را حرام میشمارد. در پایان، نویسنده هدف خود را حفظ اسلام و جان و مال مسلمانان اعلام میکند و از مخاطب میخواهد که این احکام را به عموم مردم و ایلات ابلاغ کند تا همگان از تکلیف شرعی خود آگاه شوند.

تبیین و تشریح مشروطیت و دعوت مردم قزوین به تبعیت از احکام مراجع مشروطهخواه در حمایت از مشروطیت
این نامه با سلام و تحیات به علما، مجتهدین، طلاب و عموم مؤمنین قزوین آغاز میشود و به عدم تحرک مردم قزوین در حمایت از مشروطیت، برخلاف سایر شهرها، انتقاد میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر لزوم عدم تمسک به ظالمین و قبح ظلم تأکید شده و مشروطیت به عنوان راهی برای جلوگیری از ظلم حکام و حفظ استقلال مملکت و اعتلای اسلام معرفی میشود. نویسنده، مشروطیت را مطابق با احکام الهی و در راستای ترفیه حال فقرا و نجات مسلمانان از دست متکبرین و مفسدین میداند. در پایان، از علمای قزوین خواسته میشود که مردم را به اطاعت از احکام الهی و مراجع تشویق کرده و با سپهدار اعظم همراهی کنند تا از بیمبالاتی به احکام و بیتدینی دوری جویند. نامه با پندهایی در مورد خرد، مروت، پرهیزگاری و عدالت و دعایی برای رهایی از ستم ظالمان و توفیق در پیروی از پیشوایان راستین به پایان میرسد.
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
درخواست تعیین علما نظار در مجلس شورای ملی
این نامه با اشاره به ماده دوم متمم قانون اساسی و دستور آیات عظام، خواستار حضور پنج نفر از علمای طراز اول از میان بیست نفر منتخب در جلسات مجلس شورای ملی است. هدف از این درخواست، رعایت این ماده قانونی است که از نظر اهالی خراسان برای قلوب مسلمین بسیار حائز اهمیت است.
تبریک جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت
این نامه با تبریک جلوس احمدشاه به سلطنت آغاز میشود و آن را نعمتی الهی و عیدی ملی برای دولت و ملت ایران میداند. در ادامه، نویسندگان ابراز امیدواری میکنند که این موهبت بزرگ همواره برای مسلمانان پایدار و مبارک باشد و سلطنت عادلانه شاه جوانبخت، با تأیید الهی، در اجرای احکام شریعت، احیای دولت و ملت، رفع خرابیها، عمران مملکت، تحکیم اساس مشروطیت و گسترش عدالت موفق باشد. نامه با آرزوی سعادت برای ایران و مقایسه احمدشاه با انوشیروان عادل به پایان میرسد.


تقبیح پناهندگی مشروطهخواهان به سفارتخانههای خارجی و تأکید به فداکاری در راه مشروطیت
سخنران با تقبیح پناهندگی مشروطهخواهان به سفارتخانههای خارجی، این عمل را لکه ننگی بر تاریخ ایران میداند و بر عدم تکرار آن تأکید میکند. سپس با اشاره به اینکه این شب ممکن است آخرین شب آزادی و زندگی باشد، به تلاشهای گذشته برای برپایی مشروطیت و اثبات قابلیت ملت ایران برای آزادی و تمدن اشاره میکند. در پایان، بر لزوم فداکاری و آبیاری نهال آزادی با خون برای جاودانگی مشروطیت تأکید میشود.
خبر اعزام دریابیگی به حکومت بوشهر و تعیین شرح وظایف او و انجمن ایالتی بوشهر و همکاری آنها با یکدیگر جهت برقراری امنیت در آنجا و رفع تهدید از نیروهای انگلیسی و اخراج آنان از بوشهر
این نامه با سلام به انجمن ولایتی، علما، امرا، خوانین و تجار بوشهر آغاز میشود. در ادامه، به اعزام دریابیگی به عنوان حاکم منتخب ملی اشاره شده و وظایف او و انجمن ولایتی بوشهر در برقراری امنیت عمومی و اخراج نیروهای انگلیسی از منطقه تشریح میشود. تأکید شده که برقراری امنیت کامل، حفظ استقلال مملکت و دین و دنیای مسلمین را تضمین میکند و مخالفت با آن به منزله محاربه با امام زمان و منافی با مسلمانی است. در پایان، از عموم مسلمین خواسته شده تا با تلاش برای حفظ امنیت و عدم تعرض به جان و مال افراد، از بهانهجویی اجانب جلوگیری کرده و ملت ایران را سربلند سازند.

رد تحصن در سفارتخانههای اروپایی از بیم دستگیری توسط فاتحان تهران
این متن با ابراز شرمساری از پناه بردن علمای اسلام به سفارتخانههای خارجی آغاز میشود و این عمل را ننگی برای جهان اسلام میداند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن کریم، بر عدم جواز پناهندگی به کفار و عدم ولایت آنان بر مؤمنان تأکید میکند. در پایان، نویسنده ترجیح میدهد که صدها بار کشته شود اما به بیگانگان پناه نبرد و برخلاف احکام شرع مقدس اسلام عمل نکند.

وجوب کمک به مدافعان تبریز (ستارخان و یارانش) و مهدورالدم بودن مهاجمان




محکومیت و استهزای وعده محمدعلی شاه قاجار جهت استقرار مجدد مشروطیت
متن با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به نکوهش گفتار بدون عمل میپردازد. سپس به اعلان مشروطیت از سوی دربار محمدعلی شاه اشاره میکند و آن را با لحنی تمسخرآمیز و کنایهآمیز زیر سؤال میبرد. نویسنده این اعلان را صرفاً یک وعده توخالی میداند و بر این باور است که عمل نکردن به قول، موجب رسوایی و ننگ ملت ایران خواهد شد. در ادامه، با استناد به آیات و احادیث، بر اهمیت عمل بر قول تأکید میکند و بیان میدارد که دربار با این اعلان قولی، نه تنها به اعتبار خود نمیافزاید، بلکه موجب بدگویی و طعن جراید خارجی و تحقیر ملت ایران میشود. نویسنده با لحنی تند و عتابآمیز، درباریان را خائن و پستفطرت خطاب میکند و از آنها میخواهد که اگر توان اداره کشور را ندارند، استعفا دهند. در بخش پایانی، با طرح پرسشهای متعدد، به نقد وضعیت موجود و عدم تحقق وعدههای مشروطیت میپردازد. به بسته بودن مجلس، تشکیل کابینه استبدادی، عدم آزادی مطبوعات و مخابرات، حضور نیروهای خارجی و ادامه فعالیت عوامل استبداد اشاره میکند. در نهایت، این اعلان را فریبکاری برای ریشخند ملت میداند و از مردم میخواهد که بیدار باشند و فریب این دزدان راهزن مشروطیت را نخورند.
تایید مجدد مشروطیت و اجرای قانون اساسی
درخواستی برای رفع ابهامات پیرامون مشروعیت مشروطیت و قانون اساسی مطرح شده است. برخی از مقلدین در مورد صدور احکام مربوط به وجوب تأسیس مجلس شورای ملی، تقویت مشروطیت، حرمت پرداخت مالیات به حاکمان ظالم و لزوم تشکیل فوج ملی، دچار تردید شدهاند و معتقدند که این احکام از سوی مراجع صادر نشده یا مشروطیت به درستی برای آنان تبیین نشده است. در پاسخ، ملا محمدکاظم خراسانی تأکید میکند که قبح ظلم و حسن عدل عقلی و شرعی است، قانون اساسی را ملاحظه کردهاند و احکام صادر شده از سوی ایشان است و بر هر مسلمانی متابعت و اجرای آن واجب است. شیخ عبدالله مازندرانی نیز با اشاره به فصل دوم قانون اساسی که بر نظارت مجتهدین بر مصوبات مجلس تأکید دارد، مشروعیت آن را تأیید کرده و هرگونه مخالفت با آن را افترا و معاندت با اسلام میداند.


تبلیغات ضد دینی و وضعیت غیر اخلاقی تهران پس از پیروزی مشروطهخواهان
نامه با ابراز یأس و ناامیدی از وضعیت موجود و اشاره به آیات و روایات آغاز میشود. در ادامه، به شدت از کسانی که به زعم نویسنده، زحمات انبیا و اولیا را ضایع کرده و منکرات را رواج دادهاند، انتقاد میشود. نویسنده به اعدام بزرگان دین، برپایی دکانهای مسکرات و فحشا و وضعیت نامناسب اخلاقی در تهران اشاره میکند و از بیتوجهی به فریادهای علما گلایه دارد. سپس، به توفیق عده قلیلی از مؤمنین در عدم مشارکت در اضمحلال دین اشاره شده و استدعای بقای وجود مخاطب نامه (آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی) مطرح میشود. در بخش بعدی، به فعالیتهای مشروطهخواهان سکولار در تنفر پراکنی علیه علما و وضعیت خوار شدن روحانیون اشاره شده و نمونههایی از آن ذکر میشود. نویسنده مرگ را برای مؤمنان در این زمان بهتر از زندگی میداند و به حضور نیروهای روسی در ایران و بیتوجهی به هشدارهای علما اشاره میکند. در پایان، نویسنده از هفت ماه مخفی بودن خود در تهران و احتمال رفتن به قزوین به دلیل تأمین از کمیته ستار خبر میدهد و هدف از نگارش نامه را یادآوری خود به مخاطب ذکر میکند.

مدح رهبران مجاهدین مشروطه خواه گیلانی و تبریزی
این قصیده با ستایش مشروطه و آرزوی دوام آن آغاز میشود و به نقد استبداد و مفسدان میپردازد. در ادامه، با استفاده از تمثیلها و استعارات، به پیروزی عدالت و مشروطهخواهی بر ظلم و استبداد اشاره میکند و از تغییر اوضاع به نفع مشروطه سخن میگوید. سپس، با تأکید بر پایان دوران استبداد و جهل، به ستایش رهبران مشروطهخواه گیلانی و تبریزی، به ویژه ستارخان و باقرخان، میپردازد و شجاعت و غیرت آنان را در برقراری عدالت و آزادی میستاید. قصیده با تکرار مصرع «کار مشروطه تا نظام گرفت، مستبد حصبه و جذام گرفت» به پایان میرسد.
زیان همیشگی مردم تبریز از تندروی
متن با اشاره به حضور نگارنده در انجمن ایالتی تبریز در چهارم ذیقعده آغاز میشود. نگارنده پیشنهاد اصلاح انجمن و تشکیل مجلسی مختلط برای مذاکره در امور را مطرح میکند. در ادامه، به تجربه تاریخی مردم تبریز در تحمل زحمات اشاره شده و ابراز نگرانی میشود که در نهایت، دستاوردهای نهضت به نام دیگران ثبت شده و برای مردم تبریز جز ذلت چیزی باقی نماند. در پایان، نگارنده از عدم تحقق پیشنهاد خود و قرار گرفتن امور در دست افرادی که او با حزبشان همراه نبوده، گلایه میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
محکوم کردن اقدامات محمدعلی شاه قاجار در بمباران مجلس و انحلال مشروطیت و اعلام بیکفایتی حکومت قاجار در حفظ استقلال کشور و حقوق مردم و دفع خائنین



اعزام هیاتی از علمای عتبات به ایران برای ایجاد مصالحه



ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و انتصاب حاکم شایسته برای مراغه
تردید و بدگمانی نسبت به وعدههای دربار و دولت در استقرار مجدد مشروطیت
متن با ابراز امیدواری اولیه به بازگشت مشروطیت و وعدههای دربار آغاز میشود. سپس به ناامیدی از عدم تحقق وعدهها و تضییقات در تبریز اشاره میکند که منجر به تحصن برخی رهبران شده است. همچنین، از واگذاری حکومت ولایات به افراد غیرمطلوب و بیتوجهی به درخواستهای مردم قزوین برای سپهدار اعظم گلایه میشود. در پایان، از هیئت وزرا خواسته میشود تا به وضعیت ملت توجه کنند و تلگرافی به شاه و وزرا ارسال شده و از مخاطبان خواسته میشود تا این تلگراف را به اطلاع علما و خوانین بختیاری برسانند.
انصراف از نمایندگی مجلس شورای ملی
متن با اشاره به سابقه نگارنده در ترویج مشروطیت و انتخاب شدن او به عنوان نماینده مجلس ملی و سپس انجمن ایالتی تبریز آغاز میشود. در ادامه، نگارنده با توجه به تجربیات خود و سفری به خارج از کشور، به این نتیجه میرسد که نمایندگی مجلس شورای ملی نیازمند تخصص در امور اقتصادی و سیاسی ملت و آگاهی از سیاستهای خارجی و عوامل ترقی و تنزل ملل است و ارتباطی به فقه ندارد. سپس به اشتباه مردم در انتخاب وکیل بر اساس ظاهر و شغل اشاره میکند و اعلام میدارد که اگر دوباره انتخاب شود، این سمت را نخواهد پذیرفت؛ زیرا خود را فاقد تخصص لازم در این زمینه میداند و وجدانش اجازه نمیدهد حقوق ملت را فدای افتخار شخصی کند. در پایان، بر لزوم انتخاب افراد متخصص و آگاه به سیاست و نیازهای ملت برای حل مشکلات کشور تأکید میکند.
تحریک مردم علیه عوام
.jpeg&w=3840&q=75)
آمادگی علما و مشروطه خواهان فارس و بوشهر جهت همکاری با مشروطه خواهان تبریز
گزارشی از وضع مشروطهخواهان ایرانی در اسلامبول و نجف و ایران پس از استقرار مشروطیت
گزارش با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود. سپس به وضعیت آشفته بلاد مسلمین، به ویژه آذربایجان، و کشتار و غارت اموال مردم اشاره میکند. نویسنده از اجتماع مردم اسلامبول در مسجد جامع و ارسال تلگرافهای متعدد به مراجع نجف (آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی) خبر میدهد که در آنها از علما به دلیل عدم همراهی در نجات مسلمانان انتقاد شده و از آنها خواسته شده است که برای نجات مردم ایران از دست محمدعلی میرزا اقدام کنند. همچنین به تلگراف مراجع به سلطان عبدالحمید عثمانی برای تشکر از اعلان مشروطیت و درخواست رفع ظلم محمدعلی میرزا اشاره شده است. در ادامه، نویسنده به اقدامات دولت عثمانی در راستای آزادی و ترقی مملکت و اصلاحات اداری و مالی اشاره میکند و آن را با وضعیت ایرانیان مقیم خارج که به دلیل نفاق و شقاق به ذلت افتادهاند، مقایسه میکند. در پایان، به تلاش طلاب آذربایجان برای گرفتن امضای سید محمدکاظم یزدی پای تلگرافی خطاب به محمدعلی میرزا برای درخواست رفع ظلم و تأمین امنیت اشاره میشود، اما یزدی از امضای آن خودداری کرده و شرط امضا را دست کشیدن مردم آذربایجان از مشروطه اعلام میکند. نویسنده با ابراز تأسف از این اختلافات و نفاق، برای هدایت و رستگاری بندگان خدا دعا میکند.
درخواست هوشیاری و ایستادگی بیشتر دولت در برابر مخالفان و سفرای روسیه و انگلستان
نامه با اشاره به وضعیت جسمانی نویسنده و ناتوانی او در حضور در اجتماعات آغاز میشود. سپس به برگزاری سه مجلس با حضور اهل علم و جمعیت کثیر اشاره میکند که به دلیل فشار سفرای خارجی متوقف شده است. در ادامه، بر لزوم ایستادگی دولت در برابر مخالفان و سفرای روسیه و انگلستان تأکید میشود و از سستیهای گذشته دولت انتقاد میکند. نویسنده خواستار برخورد قاطع با مخالفان است و به توافقی با صدراعظم در مورد متوقفین حضرت عبدالعظیم اشاره میکند که در صورت عمل به آن، اوضاع کنونی پیش نمیآمد. نامه با بیان درد پا و ناتوانی از ادامه مطلب به پایان میرسد.

توافق روسیه و انگلستان بر خلع و خروج محمدعلی شاه از کشور
متن با اشاره به انقلاب در ممالک، به ویژه آذربایجان، آغاز میشود و خلع محمدعلی شاه قاجار و ترک وطن او در ۲۳ شعبان ۱۳۲۷ را بیان میکند. سپس به نقش دولتهای روس و انگلیس در این وقایع میپردازد و اغفال شاه مخلوع توسط روسیه و پناهندگی او به سفارت این کشور را شرح میدهد. در ادامه، نویسنده به وضعیت آذربایجان و همجواری آن با قفقاز اشاره کرده و از مشکلات ناشی از نفوذ روسیه در این منطقه گلایه میکند. در پایان، بهانههای روسیه برای ورود به خاک ایران و آذربایجان، از جمله تهدید ملت و عدم استقرار امنیت، را ذکر کرده و به اشغال عمارت ییلاقی دولتی توسط قشون روس و برافراشتن بیرق دولت خود در آنجا اشاره میکند و هدف نهایی روسها را استقرار امنیت و سپس خروج از کشور عنوان میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی جهت حمایت از مشروطهخواهان ایران



هشدار به مشروطهخواهان نسبت به ترفند گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای بدون کم و کاست قانون اساسی
متن با سلام و دعای خیر آغاز میشود و خطاب به علمای تهران، تجار، اصناف متحصن در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانی و تمامی عدالتخواهان نوشته شده است. در ادامه، با اشاره به صدمات وارده در راه تقویت اسلام و با استمداد از الطاف حضرت ولی عصر (عج)، بر لزوم پایداری و ثبات قدم در مسیر بازگرداندن مجلس شورای ملی و اجرای کامل و بدون تغییر قانون اساسی تأکید میشود. هشدار داده شده است که مبادا با فریب و حیله، تغییری در قانون اساسی ایجاد شود که با آسایش و اهداف اسلامی در تضاد باشد. متن با سلام و امضای محمدکاظم خراسانی به پایان میرسد.

صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
اعلام اجرای احکام اسلام در لارستان
این اعلامیه با تحیت و سلام آغاز میشود و به پیروزیهای اخیر بر دشمنان اسلام و مشروطیت اشاره دارد. در ادامه، بر اساس تکلیف شرعی، حکم مشروطیت از مجلس ملی بنادر به تجار و اعیان ابلاغ میشود که گمرک گرفتن از مالالتجاره از این پس ممنوع است و مردم بر اموال و جان خود مسلط هستند. در پایان، هشدار داده میشود که هرکس با احکام ملت مخالفت کند، کافر و مهدورالدم محسوب خواهد شد.

درخواست بازگشت دریابیگی به بوشهر و استقرار مشروطیت در آن سامان
نامهای به دریابیگی بوشهر نوشته شده است که در آن از تعویق حرکت او به بوشهر ابراز تأسف شده و از او خواسته شده است که به عنوان حاکم منتخب ملی، هرچه سریعتر به بوشهر بازگردد. تأکید شده است که بازگشت او باید به منظور استقرار حکومت مشروطه عادله و امنیت عمومی باشد تا موجب سربلندی ملت در برابر بیگانگان شود. همچنین اشاره شده است که به کنسول انگلیس در بغداد نیز اطلاع داده شده که دریابیگی به عنوان حاکم منتخب ملی به بوشهر خواهد رفت و انتظار میرود قبل از ورود به بوشهر، انجمن ولایتی را در بصره افتتاح کند. از او خواسته شده است که ترتیبات لازم برای اداره امور مالی، پرداخت بدهیها و کمک به تبریز را فراهم آورد. در پایان، ابراز امیدواری شده است که با حضور سید اسدالله خرقانی، اتحاد بین طبقات مختلف مردم فراهم شده و صلاح بوشهر به دست او و سید اسدالله خرقانی تأمین گردد.

عدم مداخله در امر مشروطیت
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی از ابتدا در امر مشروطیت دخالت نکرده و آن را خارج از وظیفه شرعی خود میدانست. با وجود تلاشهای مکرر مشروطهخواهان برای جلب حمایت او، وی از پذیرش آن امتناع ورزید. در اوایل ماه شعبان، مشروطهخواهان با استفاده از شورش تبریز و تهدید به قتل، تلاش کردند او را مجبور به صدور حکم وجوب اقامه مجلس مشروطه کنند. در پی این فشارها، سید محمدکاظم یزدی اعلام کرد که با توجه به فساد، قتل و هرج و مرج ناشی از مشروطه، نمیتواند حکم به لزوم آن دهد. او پیشنهاد کرد که حکمی برای صلح بین مسلمانان تبریز و عفو مقصرین توسط شاه صادر شود، اما این پیشنهاد مورد قبول مشروطهخواهان قرار نگرفت و در نهایت با دخالت یک مأمور پلیس، جمعیت متفرق شد. هرگونه روایت خلاف این وقایع، کذب و افترا است.

درخواست برگزاری انتخابات و تشکیل مجدد مجلس شورا
متن با تقدیم عرایض به شاه آغاز میشود و به مظلومیت ملت ایران در راه اعاده حق مشروع خود و اجرای قانون اساسی اشاره میکند. سپس به دستخط شاهنشاهی که وانمود میکند دولت ایران مشروطه نبوده و به تازگی مشروطیت اعطا شده، اعتراض میکند و یادآور میشود که ایران به یادگار شاه پیشین به مشروطیت معرفی شده و ملت با خون خود قانون اساسی را تحصیل کرده است. در ادامه، بر تطبیق مواد قانون اساسی با موازین شرع تأکید شده و تغییر آن را خلاف مسلمانی میداند. در پایان، با اشاره به اینکه تمام دنیا اجرای مشروطیت و افتتاح مجلس را راه حل مشکلات ایران میدانند، از شاه درخواست میشود که با فرمانی ملوکانه، دستور انتخابات بر طبق قانون اساسی و تشکیل مجلس را صادر کند.


اتحاد و اتفاق نظر و سخن علما، تنها راه غلبه بر چالشها و بحرانهای کشور
نامه با ابراز محبت و آرزوی سلامتی برای مخاطب آغاز میشود و از صدمات وارده بر وی ابراز تأسف میکند. در ادامه، نویسنده به جهاد اکبر در راه اعتلای کلمه حق و لزوم تحمل سختیها اشاره کرده و تجربه ترور خود را یادآور میشود. سپس، وضعیت نابسامان ایران را با واقعه کربلا مقایسه میکند و هجوم بر دین مبین را مشابه هجوم بر امام مبین میداند. نویسنده به وخامت اعمال سابقین و نیاز به زمان برای معالجه اوضاع اشاره کرده و تأکید میکند که تنها راه درمان این امراض مهلکه، تقویت شریعت و اتحاد و اتفاق علمای ربانی است. در پایان، نویسنده ضمن آرزوی دوام افاضت مخاطب، از وی التماس دعا دارد و در حاشیه، پیشنهاد سفر به مشهد مقدس را به عنوان راهی برای تقویت اسلام و دین مطرح میکند.

پرهیز دادن انجمن ایالتی رشت از تعدی و ارتشا و غصب اموال مردم
متن با ابراز امیدواری به ثمر نشستن تلاشها و رنجهای دو سال اخیر در راستای برقراری عدالت و ریشهکن کردن ظلم آغاز میشود. در ادامه، از اعضای انجمنها، به ویژه انجمن ایالتی رشت، درخواست شده است که از آلوده کردن خود به اغراض شخصی و ارتشا پرهیز کنند و در عوض، با همت خود به احقاق حقوق غصب شده مردم بپردازند.

اهداف روسیه و انگلستان از مداخله در امور مشروطیت
این متن به تحلیل اهداف دولتهای روسیه و انگلستان از مداخله در جنبش مشروطه ایران میپردازد. در ابتدا، به نقش انگلستان در مسدود کردن راه هند و حفظ منافع سیاسی خود اشاره میکند. سپس، به تلاشهای روسیه برای حفظ استقلال و محافظت از قفقاز میپردازد. در ادامه، به بهانهتراشی دولت عثمانی برای مداخله اشاره شده و در نهایت، خطرات حتمی متوجه آذربایجان از این مداخلات را گوشزد میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
نصیحت به مبارزان: پرهیز از دو دستگی، بهانه ندادن به دشمنان خارجی و ارتباط انقلابیون کشور با یکدیگر
این نامه با ستایش از غیرت دینی و همت مردم آذربایجان در احیای ایران و استنقاذ حقوق ملت آغاز میشود. در ادامه، سه نکته مهم مطرح میگردد: اول، هشدار درباره نقشه دشمنان برای ایجاد تفرقه و دو دستگی میان سرداران و مجاهدین آذربایجان و تأکید بر لزوم اخوت، مواسات و ایثار. همچنین بر مراقبت از حقوق اتباع خارجی برای جلوگیری از بهانهجویی بیگانگان و دعوت از بزرگان و خیرخواهان تبعیدی برای پیوستن به مبارزان تبریز تأکید شده است. دوم، لزوم ارتباط، مکاتبه و همدستی میان مبارزان در شهرهای مختلف برای حفظ استقلال و تشکیل دولت قانونی جمهوریه مطرح میشود و هشدار داده میشود که تفرقه به استیلای اجانب منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به آیه قرآن، بر اهمیت اتحاد و عدم تفرقه به عنوان تنها راه حصول هر نعمتی تأکید شده است.

جهاد در جهت استحکام اساس مشروطیت و سرپیچی از دستورات دولتی در سرکوبی مشروطه خواهان



ابراز تشکر از اقدامات نصرالسلطنه در سرکوبی اشرار
نامه با ابراز امیدواری به نصرالسلطنه سپهدار به دلیل نطقهای او در حمایت از مشروطیت، استقلال و حقوق ملت آغاز میشود. در ادامه، از اقدامات مجدانه و مجاهدتهای او در دفع اشرار تراکمه تشکر و قدردانی شده و این اقدامات موجب امتنان و اطمینان بیشتر به او تلقی میشود. در پایان، امیدواری به تداوم تلاشهای نصرالسلطنه برای اعتلای دین، دولت، مملکت و ملت و حفظ قوانین عدالت و مشروطیت ابراز شده است.

تهدید نیروهای روس به خروج از کشور
این نامه با اشاره به اتحاد اسلامی و اخوت میان دولتهای اسلامی، به تجاوزات نیروهای روس در آذربایجان، خراسان و رشت میپردازد که به بهانه محافظت از اتباع خود و حمایت از اهالی، وارد این ولایات شده و بر مردم سختگیری میکنند. در ادامه، نویسندگان به نمایندگی از مردم ایران، رسماً به اقدامات روسها اعتراض کرده و اعلام میکنند که برای حفظ وطن خود از دفاع ناگزیرند. در پایان، هشدار داده میشود که اگر نیروهای روس به زودی از ایران خارج نشوند، مردم ایران قیام عمومی خواهند کرد و روسیه مسئول تمام خسارات و خونریزیهای احتمالی خواهد بود.
انتقاد از اوضاع آشفته و نابسامان تهران پس از فتح آن و نصیحت به سید عبدالله بهبهانی جهت نیامدن از نجف به تهران
متن با ابراز نگرانی شدید از وضعیت آشفته تهران پس از فتح آن آغاز میشود و دلیل اصلی این نگرانی را تسلط گروهی از افراد نادان و بیتجربه بر امور مهم کشور میداند. در ادامه، نویسنده به سید عبدالله بهبهانی توصیه میکند که در شرایط فعلی به تهران بازنگردد، زیرا حضور ایشان میتواند منجر به انتساب هرگونه نقص و مشکل به وی شود و در صورت کنارهگیری نیز به تدریج جایگاه خود را از دست خواهد داد. پیشنهاد میشود که بهبهانی ابتدا به زیارت بیتالله و سپس به اسلامبول سفر کند و پس از ملاقات با مقامات عثمانی و گذشت چند ماه، به تهران بازگردد تا در این فاصله اوضاع بهبود یابد و مجلس جدیدی با وکلای بیغرض تشکیل شود. در پایان، نویسنده بر مغشوش بودن اوضاع تهران، نبود سلطنت و مجلس فعال، بیحالی نایبالسلطنه و جسارت مجاهدین و بختیاریها تأکید میکند و از بهبهانی میخواهد که در صورت تصمیم به سفر به ایران، نهایت احتیاط را به خرج دهد و از غفلت بپرهیزد.
علت افول و انحطاط جوامع اسلامی؛ جدایی امور دینی و دنیوی و ابزار نگرانی از انحرافات عقیدتی پس از استقرار مشروطیت
متن با تأکید بر لزوم تطابق قوانین با قواعد اسلام و اهمیت آن در جلب قلوب مردم آغاز میشود. سپس با استناد به تعریف عدالت از دیدگاه فقها، عرف عام و حکما (به ویژه خواجه نصیرالدین طوسی)، به تبیین مفهوم عدالت به عنوان تساوی و تناسب اجزا در هر مرکب میپردازد و نقش آن را در پایداری آسمان و زمین و نظام اجتماعی تشریح میکند. در ادامه، نویسنده افول جوامع اسلامی را ناشی از جدایی سه رکن اصلی (ناموس الهی، حاکم انسانی و دینار به عنوان معیار عدالت) میداند و به نقد عملکرد پادشاهان قاجار، فساد اداری، نفوذ بیگانگان و بیتوجهی به شریعت پس از مشروطیت میپردازد. متن با هشدار به مسلمانان درباره خطرات انحراف از اسلام و دعوت به حفظ غیرت دینی و بازگشت به اصول شریعت و عدالت الهی به پایان میرسد.

لزوم کمک به مدافعان تبریزی و دیگر شهرها و حرمت قتل و غارت آنان و مهدورالدم بودن مهاجمان
این فتوا در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت شرعی محاربه با مردم تبریز و دفاع آنان از خود صادر شده است. در ابتدا، پرسشکننده از علمای اعلام میپرسد که محاربه با مردم تبریز و دفاع آنان در برابر هجوم به قصد قتل، غارت و هتک عرض، از نظر شرعی چه حکمی دارد. سپس، ملا محمدکاظم خراسانی در پاسخ، مطالبه حقوق ملیه توسط مردم تبریز را بدیهی دانسته و کمک به آنان و حرمت هجوم بر جان، مال و ناموسشان را از ضروریات اسلام میشمارد و مهاجم را مهدورالدم اعلام میکند. شیخ عبدالله مازندرانی نیز این نظر را تأیید کرده و بر بدیهی بودن مطالبه حقوق ملیه و لزوم مساعدت و حرمت هجوم تأکید میکند. سید اسماعیل صدر نیز با تأیید فتوای پیشین، بیان میکند که تفاوتی بین تبریز و سایر شهرهای ایران در این حکم وجود ندارد. در نهایت، میرزا محمدتقی شیرازی نیز حرمت مقاتله با مسلمین و هتک اعراض و اموالشان را از ضروریات دین دانسته و جواز و حتی وجوب دفاع در برابر هجوم را از بدیهیات میشمارد.



واگذاری املاک مجهول المالک و ... به علیرضا خان به عنوان پاداش مجاهدتهای وی
این سند به واگذاری قنوات پلنگان، فتحآباد، چشمه حسینآباد و چشمه آقا محمدی به سردار علیرضا خان میپردازد. این املاک به دلیل مجهولالمالک بودن، مخروبه و بدون استفاده بودن، به ایشان واگذار شدهاند تا احیا و دایر گردند. این واگذاری به عنوان پاداش مجاهدتها و زحمات علیرضا خان در راه ملت صورت گرفته و هیچ کس حق معارضه و مداخله در این خصوص را ندارد.

اظهار نظر راجع به اجرای اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه: نظارت پنج نفر از علمای طراز بر مصوبات مجلس شورای ملی ایران
این مجموعه شامل پاسخهای علمای شیعه به درخواست «اتحادیه مسلمین» برای عملیاتی کردن اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه است. «اتحادیه مسلمین» با هدف ایجاد هماهنگی میان ملت و دولت، از مراجع تقلید خواستار اظهار نظر درباره نظارت پنج نفر از مجتهدین بر مصوبات مجلس شورای ملی شده است. پاسخها عموماً بر لزوم اجرای این اصل برای حفظ اسلامیت قوانین و تحکیم مبانی شرعیه تأکید دارند. برخی از علما، مانند شیخ محمدحسین آلکاشفالغطاء، موافقت خود را با هر اقدامی که علمای ایران در این زمینه انجام دهند، اعلام کرده و خواستار حمایت دولت از این طرح شدهاند. سید حسین طباطبایی بروجردی بر لزوم دقت و تدبر در این امور تأکید کرده است. سید هبةالدین شهرستانی اجرای این اصل را به مصلحت شرع و مملکت دانسته و آن را موجب احترام مردم به قوانین و افزایش عایدات دولت میداند. سید محمد حجت کوهکمرهای و سید محمدتقی خوانساری نیز با این طرح موافقت کرده و آن را برای حفظ قوانین شرع و رهایی جامعه از فشارهای دینی و دنیوی مفید میدانند. سید محمدهادی میلانی ضمن تأکید بر اهمیت اتحاد و نقش روحانیت، خواستار حمایت سایر جمعیتها از روحانیت برای تحقق این هدف شده است. محمد فیضقمی نیز از ماهها قبل برای عملیاتی کردن این اصل با مراجع گفتگو کرده و تحسین آنها را جلب کرده است.






وظایف اصلی مجلس شورای ملی در دوره دوم
متن با اشاره به عدم پیشرفت دوره اول مشروطیت به دلیل عدم اجرای قوانین داخلی مجلس، به اهمیت نظم و انضباط در پارلمان میپردازد. سپس، وظایف اصلی مجلس دوم را در راستای جلوگیری از هرج و مرج دوره قبل، شامل تعیین جایگاه وکلا، برنامه روزانه مجلس، جایگاه تماشاگران و وقایعنگاران، و نحوه انتشار نطقها و لوایح، تشریح میکند. همچنین، بر لزوم حضور نمایندگان آیاتالله برای نظارت شرعی و عدم دخالت سایر علما در امور شرعی مجلس تأکید دارد. در ادامه، به ضرورت تشکیل مجلس سنا و پرهیز وکلا از افراط و تفریط اشاره کرده و با انتقاد از عملکرد برخی وکلای دوره اول که به دنبال منافع شخصی بودند، آنان را عامل به توپ بستن مجلس و بیاعتباری مشروطیت در نگاه خارجیها معرفی میکند. در پایان، به وظیفه مجلس در تعلیم و تربیت شاه جوان، شامل آموزشهای دینی، جغرافیای ایران، فنون سیاسی و دیپلماسی، و سفرهای داخلی و خارجی برای آشنایی با پیشرفتهای تمدن، میپردازد و بر لزوم دوری شاه از مشاوران بداندیش تأکید میکند.
اعلام نظر نسبت به تأیید و همراهی با مشروطیت و عمل به مواد موضوعه قانون اساسی
مقابله با محمدعلی شاه تا پذیرش انعقاد مجلس شورا توسط او
متن با سلام و دعای خیر به برادران ایمانی، وکلای انجمن منجیل، مقامات و عموم مردم آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم تشکیل مجلس شورای ملی مطابق قانون اساسی و متمم آن تأکید شده و پرداخت مالیات به دولت غاصب، در صورت عدم تشکیل مجلس و حضور نمایندگان ملت برای جلوگیری از ظلم و فساد، به منزله یاری رساندن به یزید و ابنزیاد و محاربه با امام عصر (عج) تلقی میشود. در پایان، با توکل به خداوند و توسل به امام زمان (عج)، از همت و غیرت اسلامی مخاطبان برای حفظ مملکت اسلامی از تاخت و تاز دولتی، جلوگیری از دخالت بیگانگان و یاری رساندن در افتتاح دارالشورا و اجرای قانون اساسی، درخواست کمک و همکاری میشود.

تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
آشوبطلبان و ترورکنندگان سید عبدالله بهبهانی، عوامل روسیه و انگلستان
متن با ابراز تأسف عمیق از ترور سید عبدالله بهبهانی، این واقعه را مصیبتی بزرگ برای استقلال و شرافت ایران و ایرانیان میداند. در ادامه، به این نکته اشاره میکند که برخی افراد، چه با انگیزههای شخصی و چه با تحریک قدرتهای خارجی (به ویژه روسیه و انگلستان)، همواره در تلاش بودهاند تا ملت ایران را وحشی و آشوبطلب جلوه دهند و آنها را از قابلیت حکومت مستقل محروم سازند تا بتوانند استقلال کشور را از بین ببرند و ایران را به مستعمرات اروپایی ملحق کنند. این رویکرد را با اقدامات محمدعلی میرزا در نابودی مشروطیت و استفاده از هتاکیها علیه خود برای اثبات عدم لیاقت ملت ایران برای مشروطه مقایسه میکند. سپس، با اشاره به تلاشهای مجدد ایرانیان برای دستیابی به حکومت مستقل، بیان میکند که همان دستهای پنهان از پطرزبورغ، با تحریک مجاهدین قفقازی، در حال برانگیختن فتنه و فساد در ایران هستند. این اقدامات و اهمال قوای مجریه و مقننه، بهانهای به دست بیگانگان میدهد تا عدم لیاقت ملت ایران برای استقلال را اثبات کنند. در نهایت، ترور بهبهانی را نقشهای برای دو هدف میداند: اثبات آشوبطلبی ملت و فراهم آوردن بهانهای برای مداخله نظامی روسیه و انگلستان به بهانه برقراری امنیت. متن هشدار میدهد که اگر اداره نظمیه در یافتن قاتلین کوتاهی کند، لکه ننگی بر استقلال ایران خواهد نشست و بهانهای قوی به دست روس و انگلیس خواهد داد. در پایان، بر این نکته تأکید میکند که مصیبت ترور بهبهانی، نه تنها به بازماندگان او، بلکه به عموم مسلمانان و به ویژه روحانیت و حوزههای علمیه تعلق دارد.
ناسازگاری مشروطیت با اسلام
نگرانی از تجاوز روسیه به ایران به بهانه عدم امنیت جانی روسهای ساکن ایران و اعلام شکایت به دولتهای بزرگ جهان




ذم دولتمردان هوادار محمدعلی شاه تاجر و مدح رهبران مجاهدین مشروطه خواه
این شعر با اشاره به آیه «یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور»، به نقد و ذم درباریان و دولتمردان حامی محمدعلی شاه قاجار میپردازد. در ادامه، به اقدامات عینالدوله در آذربایجان و تبریز، سیاستهای بهادرجنگ و مشیرالسلطنه، وضعیت گیلان و خراسان تحت نفوذ روسها، و اوضاع اصفهان و قزوین اشاره میکند. سپس، به ستایش مجاهدان مشروطهخواه و رهبران آنها مانند سپهدار اعظم، ستارخان، صمصامالسلطنه و ضرغامالسلطنه میپردازد و پیروزیهای آنان در قزوین و سایر مناطق را جشن میگیرد. شعر با امید به بازگشت آزادی و استقلال ایران و پاک شدن کشور از خائنان به پایان میرسد.
استقرار نظام مشروطیت تنها راه اصلاح کشور

ورود قوای روسیه به تبریز و اعلام مراجعت به آن شهر
متن با اشاره به دریافت تلگرافی مبنی بر ورود قزاقهای روس به تبریز و اصرار بر بازگشت به شهر آغاز میشود. نویسنده با بیان اینکه اقامت در باسمنج در این شرایط نامناسب است، اعلام وداع میکند. در ادامه، به خدمات خود به دولت و ملت اشاره کرده و از اینکه نتوانسته از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگیری کند، ابراز تأسف و ناامیدی میکند. متن با سوگند به خدا و ابراز یأس از عدم توجه به فریادهایش و با جملاتی حاکی از وداع با زهد، تقوا، عقل و دین به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم توجه دولت به جنوب کشور و مجازات عوامل ستمگر ضدملی
متن با تأکید بر لزوم برخورد قاطع با مسببین اغتشاش و اختلال در کشور آغاز میشود و این افراد را دشمن ایران و ایرانیان معرفی میکند. در ادامه، به اهمیت توجه دولت مرکزی به امور بنادر جنوبی کشور و لزوم برقراری نظم و ترتیب در این مناطق اشاره دارد. نویسنده با انتقاد از عدم تحقق اصلاحات و حتی انتخاب وکیل برای دارالشوری در جنوب، به وجود افراد فرصتطلب و متقلب در جامعه اشاره میکند که به سرعت تغییر موضع میدهند. در پایان، با تهدید مفسدین به مجازات و افشای اعمالشان، تأکید میشود که دوران کنونی با گذشته متفاوت است و هر کس قصد اخلال داشته باشد، با عواقب سختی روبرو خواهد شد.
تسلیت شهادت سید عبدالله بهبهانی
این تلگراف با ابراز تأثر و تأسف عمیق از شهادت سید عبدالله بهبهانی آغاز میشود و این واقعه را خارج از انتظار و مایه اندوه هیئت اسلامیه کشور میداند. در ادامه، به برگزاری مراسم سوگواری و عزاداری در کرمان توسط هیئت ملیه و دوایر دولتی اشاره میکند که در انجمن ایالتی مجلس ترحیم منعقد شده است. متن به حضور گسترده مردم و مسئولین در این مراسم و طلب علو درجات برای شهید و صبر برای بازماندگان و عموم مسلمین اشاره دارد. در پایان، برگزاری باشکوه مجلس ترحیم با حضور رؤسای ملی و دولتی و عموم اهالی و دانشآموزان مدارس را گزارش میدهد.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز نگرانی از مواضع ضد دینی مطبوعات مشروطهخواه
این نامه با ادای احترام و دعا برای مخاطب آغاز میشود و به بیان نگرانی عمیق از وضعیت کنونی کشور میپردازد. اشاره میشود که تلاشها و جانفشانیهای علما و مجاهدین در نهضت مشروطه برای جلوگیری از اضمحلال دولت شیعه و احیای ارزشهای اسلامی بوده است، نه برای ترویج بیدینی و فساد. سپس به انحراف برخی مطبوعات مشروطهخواه از اهداف اولیه اشاره میشود که به جای آگاهیبخشی و ترویج اخلاق حسنه، به توهین به مقدسات، ترویج فساد اخلاقی و انتشار مطالب بیفایده میپردازند. در ادامه، از مخاطب درخواست میشود که با دقت به این معروضات توجه کرده و در هر شماره از نشریه خود به این مسائل بپردازد و سایر جراید را نیز کنترل کند تا از تکرار اشتباهات گذشته و گمراهی مردم جلوگیری شود. نامه با یک بیت شعر و نام هیئت علمیه نجف اشرف به پایان میرسد.
تأیید و حمایت از مشروطیت
نامهای از انجمن فاطمیه تهران به ملا محمدکاظم خراسانی رسیده که در آن از حمایت علما از مشروطیت تشکر شده است. ملا محمدکاظم خراسانی ضمن ابراز خرسندی از این حقشناسی، تأکید میکند که حمایت او و دیگر علما از مجلس ملی و اساس مشروطیت، وظیفه شرعی و دینی آنها برای صلاح دین و دنیای مؤمنین است. او بیان میکند که این حمایت تا زمانی که تکلیف شرعی و اشاره حضرت ولی عصر (عج) باشد، ادامه خواهد داشت و هیچ شبهه یا اغواگری استبدادطلبان نمیتواند در این تکلیف تردید ایجاد کند. در پایان، به انجمن فاطمیه و سایر انجمنهای ملی اطمینان خاطر داده و برای همگان توفیق در تشخیص حق از باطل، ترجیح دین بر دنیا، برادری و اتحاد و بینیازی از بیگانگان را آرزو میکند.

درخواست فرو نشاندن آشوبها و مجازات مستبدان ستمگر
این نامه با اشاره به دریافت تلگراف و ابراز امتنان از حمیت دینی مخاطب آغاز میشود. سپس بر اهمیت اتحاد دولت و ملت برای تحقق مقاصد اسلامی و رفع بهانههای اجانب تأکید میکند. در ادامه، خواستار مجازات عاملان آشوبهای گذشته پس از استقرار حکومت مقتدر و جلوگیری از کینهتوزی در چارچوب اصول مشروطیت میشود. در پایان، ابراز امیدواری برای موافقت کامل اسلامپرستان و وطنپروران را بیان میکند.


متهم نمودن محمدعلی شاه به ایجاد همه نابسامانیهای کشور
افشای مستبدین و اخبار استقامت مشروطهخواهان، دعوت مشروطهخواهان کرمانشاهان به مقاومت در برابر کارگزاران دولت
متن با اشاره به وضعیت نابسامان ایران و گرفتاری شیعیان آغاز میشود و علت اصلی این مشکلات را اقدامات محمدعلی شاه قاجار پس از به سلطنت رسیدن میداند. در ادامه، به نقض عهدهای شاه در همراهی با ملت و تخریب مجلس و مسجد و قتلعام مشروطهخواهان اشاره میکند. سپس، به مقاومت مردم آذربایجان به رهبری ستارخان و اقدامات صمصامالسلطنه بختیاری در اصفهان و ضرغامالدوله و نصرالسلطنه سپهدار در مناطق دیگر در حمایت از مشروطیت میپردازد. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که برای یاری اسلام و ملت مظلوم، با جمعآوری عدهای از جوانمردان ایل خود وارد کرمانشاهان شده، حاکم ظالم را برکنار و انجمن تأسیس کند. در حاشیه نیز بر لزوم پرهیز از ضرر جانی و مالی به مردم در هنگام حرکت تأکید شده است.
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و عدم انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام و تحریم آن
لزوم اجتماع صاحبنظران جهت حل مسائل کشور تا گشایش مجلس شورا
متن با تبریک پیروزی مشروطهخواهان و سقوط محمدعلی شاه آغاز میشود. نویسنده با وجود کنارهگیری از امور، خود را از اصلاح و بیان حقیقت معذور نمیداند و بر لزوم تلاش شبانهروزی برای اصلاح امور مملکت و جلب قلوب مردم تأکید میکند. در ادامه، به مصائب آذربایجان و حضور قوای روس اشاره شده و در پایان، نویسنده پیشنهاد میکند که تا زمان تشکیل مجلس شورای ملی، جمعی از عقلا و متنفذان کشور در مرکز گرد هم آیند تا به گفتگو و حل مسائل بپردازند و آنچه را که ممکن است، حکم کنند و مابقی را به مجلس موکول نمایند.
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم رعایت کامل امنیت تهران پس از فتح آن
این پیام کوتاه به سرداران عظام، بر ضرورت حفظ امنیت عمومی، جلوگیری از غارت و مسدود کردن بهانههای احتمالی برای دخالت بیگانگان تأکید میکند و خواستار ارائه اطلاعات فوری در این زمینه است.


اعلام عدم مداخله در امور سیاسی پس از استقرار مجدد مشروطیت در کشور
این بیانیه با هدف اطلاعرسانی به برادران دینی و حامیان مشروطیت صادر شده است. در ابتدا، نویسنده هدف از تلاشها و مجاهدتهای خود را استقرار مشروطیت و بازگرداندن حقوق ملت بیان میکند و تأکید دارد که جز آسایش مردم و نظم کشور، هیچ غرض دیگری نداشته است. سپس، با توجه به استقرار مجدد مشروطیت، اعلام میکند که دیگر در امور سیاسی مداخله نخواهد کرد و مسئولیت امور را به مجلس شورای ملی و رؤسای ملت واگذار میکند. در پایان، بر وجوب حفظ جان و مال همه مردم، اعم از داخلی و خارجی، شیعه و سنی، تأکید کرده و ریختن خون و بردن مال را حرام و خارج از اسلام میداند.

ابراز تشکر از امنیت و وفور نعمت در اصفهان

کسب اطلاع از نظرات مراجع مشروطهخواه نجف راجع به مشروطهخواهان

گزارشی از آمادگی سید عبدالله بهبهانی برای آمدن به ایران و موقعیت مخالفان مشروطه در نجف اشرف
متن با اعلام دریافت تلگرافهای متعدد از تهران آغاز میشود که در آن از سید عبدالله بهبهانی برای بازگشت به ایران دعوت شده است. در ادامه، نویسنده بر اهمیت استقبال ویژه از ایشان تأکید میکند. در پایان، به وضعیت مخالفان مشروطه در نجف اشرف اشاره شده که با وجود ذلت و بیحیایی، به هتاکی مشغولند و به سزای اعمال خود میرسند.
نابودی مبانی دینی به واسطه مشروطیت و تحریم آن
تهدید به تشکیل انجمن ایالتی در فارس
این نامه با ابراز خیرخواهی برای دولت و ملت، به شاهنشاه اطلاع میدهد که با توجه به اتحاد مردم فارس، اگر تا دوم ربیعالاول فرمان مشروطیت به شکلی که از موانع شرعی و عرفی گذشته مبرا باشد، صادر نشود، مردم فارس خود اقدام به تشکیل مجلس ایالتی خواهند کرد. این اقدام به مراتب مؤثرتر از صرف امضای فرمان مشروطیت خواهد بود.
وظایف علماء: نگهبانی از قوانین شرع و نظارت بر عملکرد مسئولان
نامه با ابراز امیدواری به سلامتی و موفقیت مخاطب در ترویج شرع آغاز میشود. سپس به اهمیت نقش علما در حفظ و نگهبانی از قوانین شرع مبین در شرایطی که اسلام و مسلمانان از شر ستمگران رهایی یافتهاند، اشاره میکند. تأکید میشود که کوچکترین تخلف از شرع، به استقلال و ترقی کشور آسیب میزند و راه را برای نادانان و دشمنان زیرک باز میکند تا با بهانه آزادی، اغراض شخصی خود را پیش ببرند و باعث فتنه و پایمال شدن قوانین شرع شوند. در ادامه، به لزوم اصلاح معارف و مدارس و نظارت دقیق بر محتوای جراید و مجلات برای عدم تعرض به شرع و شرعیات اشاره شده و این امور را از وظایف مهم امنای شرع، به ویژه مخاطب نامه، میداند. نامه با اعلام آمادگی کامل نویسنده برای همکاری و خدمت در این امور به پایان میرسد.

بی اعتمادی محمدعلی شاه به مردم ایران
محمدعلی شاه در تلاش است تا مردم تبریز را در اروپا یاغی و فتنهانگیز معرفی کند، در حالی که تبریزیان حقوقطلبی خود را به اثبات رساندهاند. ادعای شاه مبنی بر اغتشاش یک ساله تبریز و وجود پارلمان در آن زمان، با واقعیت مطابقت ندارد و اغتشاشات اولیه نیز توسط دستیاران خود شاه (شاهسونها) ایجاد شده بود. نویسنده با اشاره به سابقه طولانی شاهپرستی و وفاداری مردم آذربایجان به سلاطین قاجار، این ادعا را رد میکند و به نقل قولی از حاجی میرزا آقاسی اشاره میکند که در صورت یاغی شدن آذربایجان، شاه باید از سلطنت کنارهگیری کند. در ادامه، نویسنده غداری و بدعهدی محمدعلی شاه را علت اصلی مخالفت مردم میداند و با طعنه به حامیان شاه (مانند سید یزدی و شیخ نوری)، بیان میکند که هر کس حقوق خود را مطالبه کند، از نظر شاه یاغی است. در پایان، به محمدعلی شاه اطمینان داده میشود که این بیانات به نفع او نخواهد بود و مردم ایران تا زمانی که غالب هستند، یاغی قلمداد نخواهند شد.
تمجید از نقش مؤثر آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در پیروزی مجدد مشروطیت
این شعر با ستایش از دو مرجع تقلید نجف، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، آغاز میشود و آنان را حامیان شرع و دین معرفی میکند. در ادامه، به نقش این دو عالم در برقراری مشروطه و مهار ظلم اشاره دارد و بیان میکند که با استقرار مشروطه، استبداد از بین رفت. در پایان، از میرزا محمدولی خان تنکابنی به عنوان سپهدار و معمار قانون عدل تمجید میکند و او را مایه زینت و زیبایی مشروطه میداند.
گلایه و احساس خطر از اقدامات تندروانه مشروطه خواهان
نامهای به مخاطبی ناشناس، با ابراز نگرانی از فعالیتهای "انجمن سعادت ایرانیان" و کمیتههای سرّی آن آغاز میشود. نویسنده به برنامههای این انجمن، به ویژه ماده ششم آن که به تصاحب املاک و حقوق زارعین اشاره دارد، انتقاد میکند و آن را مغایر با مشروطیت و نشاندهنده جهالت اعضای کمیته میداند. در ادامه، نویسنده به وضعیت نابسامان قوه مجریه و بازار رشوه اشاره کرده و از عدم اقدام مؤثر برای تشکیل نظام جدید و استخدام صاحبمنصبان نظامی ابراز یأس میکند. در پایان، نویسنده به ورود مسیو پانوف به اسلامبول و اظهارات او درباره بیغرضی ایرانیان و هرج و مرج در جمعآوری اعانات اشاره کرده و بر لزوم تشکیل سریع مراکز و شعبات برای جلوگیری از هرج و مرج و اصلاح امور ایران تأکید میکند.
انتقاد از دولت و مجلس و اظهار نگرانی از سرنوشت کشور
متن با انتقاد شدید از عملکرد مجلس شورای ملی آغاز میشود و بیان میکند که مجلس تاکنون در اصلاح امور کشور کاری انجام نداده و وقت خود را صرف امور حاشیهای کرده است. سپس به مقایسه وکلای فعلی با وکلای سابق میپردازد و هر دو گروه را به دلیل ترس یا طمع، ناکارآمد میداند. در ادامه، نویسنده به دخالتهای دولت روسیه در ایران و وحشیگریهای قزاقهای روسی اشاره میکند و این اقدامات را عمدی برای تحریک ایران میداند. نویسنده از بیتفاوتی اولیای امور و وکلای مجلس در قبال این وضعیت انتقاد کرده و ابراز ناامیدی میکند که نه از وکلا، نه وزرا، نه ملت و نه علما کاری برای دفع شر دولت روس برنمیآید. در پایان، با تکیه بر قدرت الهی و برکات شریعت اثنیعشریه، به آینده ایران امیدوار است و پیشبینی میکند که دولت روس به مکافات اعمال خود خواهد رسید و ایران با وجود ضعفهای داخلی، حفظ خواهد شد. همچنین، از برگزاری جلسات سری در مجلس انتقاد میکند و آن را مخالف با اصول مشروطیت و پارلمان میداند.
اعلام افتتاح مجدد انجمن ایالتی خراسان و تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف
انجمن ایالتی خراسان پس از مدتی تعطیلی، با تصویب مراجع دینی و اعیان مملکت مجدداً آغاز به کار کرده است. از عموم مردم و بزرگان انتظار میرود که به وظایف مشروطیت، حفظ حقوق ملت و خودداری از پرداخت مالیات به مأموران دولتی، بنابر فرمان مراجع مشروطهخواه نجف، عمل کنند.
نصیحت به شاه جهت همدلی و وظیفهشناسی نسبت به ملت
متن با اشاره به اهمیت وجود سلطان برای حیات مملکت آغاز میشود و نقش ملت را در ترقی و تمدن برجسته میسازد. سپس، با استناد به فرمایش حضرت امیر علیهالسلام، به شاه یادآوری میکند که مقام سلطنت موهبتی الهی است که به واسطه قوای ملی به پادشاه تفویض شده و وظیفه اصلی او، همدلی با ملت، حفظ حدود سلطنت و طرد خائنین است. در ادامه، به وضعیت نابسامان مملکت، نفوذ اجانب، تعطیلی قوانین و عدم امنیت اشاره میکند و از شاه میخواهد که از مشاوران ناصالح دوری گزیند. در پایان، با تأکید بر لزوم اقدامات عملی و نه صرفاً نیات درونی، به شاه هشدار میدهد که بدون همراهی با ملت و اجرای اصلاحات، سلطنت او به تباهی خواهد رفت و به او توصیه میکند که فضلا و افراد شایسته را در امور مملکت به کار گیرد.
نگرانی از فروش زمین به دولتهای خارجی به جهت کارهای عمرانی
نامهای به میرزا صادق خان مستشارالدوله درباره نگرانی از فروش زمین به شرکتهای خارجی برای استخراج نفت در منطقه فیلیه. در این نامه، به خرید زمین توسط شرکتهای نفتی خارجی و تجاوزات آنها اشاره شده و این اقدام را خلاف قانون و موجب ضرر و زیان برای دولت و ملت دانسته است. پیشنهاد شده که به جای فروش زمین، امتیاز اجارهای برای مدت معین به آنها داده شود تا پس از اتمام مدت، زمین و تأسیسات به دولت بازگردد. همچنین، درخواست شده که مأموران متدین و درستکار به صورت پنهانی برای نظارت بر فعالیتهای این شرکتها اعزام شوند.
تعارض یا عدم تعارض مبانی مشروطیت با احکام اسلام


تسریع در تشکیل مجدد مجلس شورا و سامان بخشیدن به امور و ایستادگی قاطع مجلس و دولت در برابر زیادهخواهیهای روسیه و انگلستان
متن با اشاره به اغتشاشات و ناامنیهای داخلی، ریشه این مشکلات را در عدم اتحاد و ضعف وزارتخانهها میداند. سپس به نقش همسایگان خارجی و مستبدین داخلی در دامن زدن به این ناآرامیها اشاره میکند. در ادامه، بر لزوم افتتاح سریع مجلس ملی و اتحاد وکلا و کابینه برای رفع انقلابات تأکید میشود. نویسنده همچنین به توطئههای خارجی و داخلی برای تضعیف حکومت جدید و سوءاستفاده از وضعیت موجود اشاره کرده و خطر بازگشت استبداد را گوشزد میکند. در پایان، با تأکید بر اهمیت اتحاد رجال دولت و ملت و انتخاب افراد شایسته برای مسئولیتها، از عواقب وخیم عدم رفع سریع اغتشاشات و لزوم عبرتگیری از تاریخ سخن میگوید.
اقبال مردم ایران به تقلید از آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
در این نامه، نگارنده به پدر خود، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، اطلاع میدهد که پس از درگذشت میرزا حسین تهرانی، توجه و تقلید عموم مردم و علمای تهران به ایشان معطوف شده است. با وجود تلاشهای مفسدین و حاسدین برای تخریب وجهه ایشان از طریق روزنامه حبلالمتین کلکته، مردم تهران و حتی امام جمعه تهران، فتاوای ایشان و میرزا محمدتقی شیرازی را مرجع قرار دادهاند. در پایان، نگارنده پیشنهاد میکند که برای ترویج و تجلیل از برخی مقدسین و ائمه جماعات، نامههایی به آنها نوشته شود تا جایگاه آنها تقویت گردد.
پیشنهاد حمایت و تقویت میرزا ابوتراب شهیدی قزوینی
این نامه با اشاره به حضور میرزا ابوتراب شهیدی قزوینی در قزوین و استقبال مردم از ایشان، به ویژگیهای اخلاقی و علمی او اشاره میکند. سپس پیشنهاد میشود که برای تقویت جایگاه او در قزوین و کمک به انجام امور شرعیه، نامهای از سوی مخاطب به ایشان نوشته شود. این نامه باید حاوی تجلیل از میرزا ابوتراب، امر به تصدی امور شرعیه و فصل خصومات، و همچنین موعظه و نصایح باشد تا به ترویج و تقویت جایگاه او کمک کند.
سفارش به برقراری نظم و امنیت و جلوگیری از هرج و مرج در کشور پس از محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به برچیده شدن فساد و تحقق اهداف مشروع ملت، بر لزوم و وجوب برقراری نظم و امنیت در کشور تأکید میکند. از مخاطبان خواسته شده است که از هرج و مرج جلوگیری کرده و اجازه ندهند مفسدین آرامش عمومی را مختل کنند، زیرا این امر میتواند به دخالت بیگانگان منجر شود. همچنین، بر عدم امتناع از مشارکت در کلیه امور و مصالح کشور که به دولت و ملت مربوط است، تأکید شده است.


تلاش در جهت تبیین و تشریح مشروعیت
متن با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود و به تلاشهای گذشته برای تبیین مفهوم عدالت و مشروطیت اشاره دارد. در ادامه، با ابراز نگرانی از برخی رفتارهای نامناسب و مغایر با شریعت که از سوی عدهای سر میزند، از مخاطب میخواهد که در جلوگیری از این اعمال در میان مردم اهتمام ورزد. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که لایحهای را که در خصوص مشروطیت نوشته و منتشر شده است، برای مردم توضیح دهد و تبیین کند.

ناسازگاری مشروطیت با اسلام و صدمات و زیانهای ناشی از آن
مدح فاتحان تهران به ویژه معزالسلطان
این چکامه با ستایش از ملت ایران آغاز میشود که حقوق خود را بازپس گرفته است. سپس به تمجید از قاضی دادگر و فرشتهای بهشتی میپردازد که دزدان را مکافات کرده و وامهای معوقه را بازپس گرفته است. در ادامه، از شمشیر و دار به عنوان نوشدارو یاد میکند که سینه مجروح و قلب ریش را درمان کرده و عدالت را برقرار ساخته است. بخش عمده چکامه به ستایش از معزالسلطان عبدالحسین، سردار محیی، اختصاص دارد که با غیرت و اتحاد، دشمنان دولت و دین را سرکوب کرده و داد مردم را از بیگانگان ستانده است. چکامه با اشاره به پیروزیهای تاریخی و مقایسه معزالسلطان با پادشاهان بزرگ و نیز با دعای خیر برای او به پایان میرسد.
تجاوز به حقوق مردم در نظام مشروطه
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطهخواهان در پی اصلاح حقیقی امور ملت و رفاه رعیت هستند یا تنها به صورت ظاهری چنین ادعایی دارند. سپس به مقایسه وضعیت استبداد و مشروطه میپردازد و بیان میکند که در دوران استبداد، حکام با پیشکش دادن به مقامات بالاتر، به غارت اموال مردم میپرداختند. در ادامه، با وجود آوازه مشروطیت اصفهان، مشاهده میشود که ضابطان همچنان با پرداخت رشوه، مجوز تصرف در اموال و آبروی رعایا را به دست میآورند. در پایان، بر لزوم رفع این هرج و مرجها و حفظ حقوق ملت تأکید شده و به وضعیت اداره عدلیه اشاره میکند که با وجود دریافت مبالغ زیاد از مردم، مواجبی به اعضای آن پرداخت نشده است. در نتیجه، پیشنهاد میشود که اداره عدلیه به صورت صحیح ساماندهی شود و در انجمنی فوقالعاده، درباره نحوه صرف این مبالغ تحقیق و برای اعضا مواجب مقرر شود تا با فراغ بال به وظایف خود عمل کنند.

پیام تبریک به مناسبت پیروزی مجدد مشروطهخواهان
متن با تبریک به مناسبت یکی از اعیاد اسلامی آغاز میشود. در ادامه، نویسنده از جانفشانیها و زحمات مخاطبان در راه مشروطیت قدردانی کرده و از نتایج حاصله ابراز خشنودی میکند. در پایان، برای سعادت و نصرت مخاطبان دعا کرده و ابراز امیدواری میکند که به زودی بتواند حضوری به آنها تبریک بگوید.

درخواست فوری از سرداران نیروهای مشروطهخواه برای حرکت به سوی تهران و تمهید مقدمات استقرار مجدد مشروطیت
این تلگراف با خطاب به انجمن سعادت اسلامبول، از سرداران ملی درخواست میکند که به سمت تهران حرکت کرده و مقدمات استقرار مجدد مشروطیت را فراهم آورند. در این پیام، فجایع وارده بر ملت مظلوم، ناشی از درباریان مفسد دانسته شده و بر لزوم اجرای بدون تغییر قانون اساسی و انتخابات، و عدم تفرقه قوای ملت پیش از اتمام عملیات تأکید شده است. هشدار داده میشود که در غیر این صورت، بیم فریبکاریهای صعبالعلاج وجود دارد.
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
مخالفت با مشروطیت و تحریم آن
درخواست استقرار مجدد مشروطیت و افتتاح مجلس شورا
درخواست استقرار مجدد مشروطیت و افتتاح مجلس شورای ملی از محمدعلی شاه قاجار مطرح شده است. در این درخواست، تأکید میشود که تنها راه برقراری آرامش، امنیت و استقلال دولت در ایران، اعطای مشروطیت و استقرار عدالت است. از شاه خواسته میشود که به سخنان مغرضین توجه نکند و برای حفظ سلطنت و بقای دولت، دستور افتتاح مجلس شورای ملی را صادر کند. در غیر این صورت، نویسنده و عموم مسلمانان فارس، خود را خادم شریعت محمدی (ص) میدانند و به وظیفه خود عمل خواهند کرد.
اعلام کیفرخواست علیه حاج شیخ فضلالله نوری و صدور حکم اعدام برای وی
کیفرخواست علیه شیخ فضلالله نوری با طرح این مقدمه آغاز میشود که ظلم و جور حاکمان و عالمان ریاکار، مردم را به سمت مشروطیت سوق داد. مشروطیت به معنای محدود کردن قدرت پادشاه و حاکمان و اجرای احکام اسلام بدون تبعیض است. در ادامه، به نقش اولیه شیخ فضلالله در تأیید مشروطه و حضور هشت ماهه او در مجلس شورا اشاره میشود و سپس به چرایی تغییر موضع او و مخالفت شدیدش با مشروطه میپردازد. کیفرخواست، شیخ فضلالله را متهم به ایجاد تفرقه، خونریزی، هتک آبرو، غارت اموال و تخریب آبادیها میکند و به سوگندشکنیهای مکرر او در برابر قرآن و علما اشاره دارد. همچنین، به نقش او در تحصن حضرت عبدالعظیم، جمعآوری اوباش و صرف اموال در راه فساد، و تحریک محمدعلی شاه به سرکوب مشروطهخواهان و بمباران مجلس اشاره میکند. کیفرخواست، اقدامات شیخ فضلالله را در راستای حمایت از استبداد و مخالفت با عدالت و آزادی مردم میداند و او را مسئول ویرانیها و خونریزیها معرفی میکند. در بخش پایانی، سؤالاتی از شیخ فضلالله پرسیده میشود و او به اتهامات پاسخ میدهد. در نهایت، دادگاه با استناد به فتوای مراجع نجف اشرف و اقدامات شیخ فضلالله علیه حکومت ملی، او را مفسد فیالارض شناخته و به اعدام محکوم میکند.
تأیید و حمایت از مشروطیت
این نامه با ابراز خرسندی از وصول مکاتبهای که از تقویت ملت و دولت و رفاه حال رعیت خبر میدهد، آغاز میشود. نویسندگان امیدواری خود را به استحکام مشروطیت و کوتاه شدن دست بدخواهان دین و هواپرستان ابراز میکنند. در ادامه، از اعضای انجمن شریف و انجمنهای تابعه مجلس درخواست میشود که با همدلی و تمام توان، در جهت تقویت ملت، رفاه حال رعیت، یاری مظلومان و اجرای امر به معروف و نهی از منکر بکوشند تا کاستیهای گذشته جبران شود. نامه با امضای نویسندگان به پایان میرسد.



تأکید بر حمایت از مشروطهخواهان



ابعاد وسیع فتوای جهاد مراجع بر ضد اشغالگران روس
متن با اشاره به آیه قرآن، افراط ایرانیان در صلحخواهی و تسلط بیگانگان بر کشور را نقد میکند. سپس به ماهیت تجاوزکارانه روسیه و بیاعتمادی به وعدههای دیپلماتیک آن میپردازد و اقدامات وحشیانه روسها در تبریز و خراسان را دلیلی بر عدم امکان برقراری امنیت در حضور قوای خارجی میداند. در ادامه، ضعفهای داخلی و خارجی روسیه را برمیشمارد و بر اتحاد ملت ایران و مسلمانان جهان در برابر تجاوز تأکید میکند. متن به نقش قوای روحانیت در تهییج مسلمانان و احتمال جهاد دفاعی اشاره دارد و عواقب وخیم آن برای متجاوزین را گوشزد میکند. در پایان، با بیان اینکه ایرانیان و مسلمانان طالب جنگ نیستند اما سکوت را به معنای اضمحلال ابدی میدانند، اعلام میکند که در صورت ادامه تجاوز، چارهای جز دفاع از حقوق ملی باقی نخواهد ماند.
تحریم مشروطیت و مجلس شورای ملی و مخالفت با استقرار مجدد آن در کشور
.jpeg&w=3840&q=75)
مصلحت نبودن رویارویی با اشغالگران روس
متن با ابراز تعجب از دعوت برخی روزنامهها به جنگ با روسیه آغاز میشود و این اقدام را در شرایط فعلی به صلاح کشور نمیداند. سپس به سوءاستفاده کنسول روس از این تحریکات برای توجیه حضور نظامی خود اشاره میکند. در ادامه، با استناد به آیه قرآن، بر لزوم پرهیز از رویارویی نابرابر و بیمورد تأکید میکند و این نوع اقدامات را به مثابه «دوستی خاله خرسه» میداند که تنها به دشمن بهانه میدهد. در پایان، از مخاطبان میخواهد که با دقت قضاوت کنند چه کسی واقعاً به نفع کشور عمل میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تقدیر از رساله ارشاد العباد الی عماره البلاد نوشته شیخ اسماعیل محلاتی غروی (در تبیین و تطبیق نظام مشروطه و اسلام)
متن با ستایش از رساله «ارشاد العباد الی عماره البلاد» نوشته شیخ اسماعیل محلاتی غروی آغاز میشود. این رساله به دلیل تبیین حقیقت مشروطیت و شرح مفاسد استبداد، برای آگاهی مؤمنان و صاحبان غیرت دینی کافی دانسته شده و آن را رجم وسوسههای شیاطین و سلطنتفروشان اسلام میخواند. در ادامه، هدف اصلی از تلاشهای علمای دین، نه تنها کاهش ظلم و قطع دست ستمکاران، بلکه حفظ اساس اسلام و رهایی ممالک اسلامی از تسلط کفار عنوان شده است. متن با امید به بهرهبرداری مسلمانان از این بیانات و استقرار اساس سعادت و حفظ ممالک اسلامی با یاری خداوند و اتفاق کلمه ملیه به پایان میرسد.


مخالفت با تندروان و آشوبطلیان و در پیش گرفتن سیاست مصالحه
سند با طرح سؤالی از حجج اسلام آغاز میشود که آیا مشروطه و قوانین آن با شرع اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در قبال آن چیست. در پاسخ، نویسنده با اشاره به سابقه اصلاحطلبی خود و اجدادش، به مخاطرات مشروطه و افتادن امور به دست عوام اشاره میکند. او از اقدامات خود برای ترویج نیت اصلاحطلبانه و سپس انزوای خود به دلیل خروج مشروطهخواهان از مسیر عقل سخن میگوید. نویسنده تأکید میکند که آشوبطلبی و انقلابجویی را بر اساس حکم شرع و عقل منکر است و همواره در حفظ حقوق مملکت و ترقی مادی و معنوی آن کوشیده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
عدم موافقت با آشوبطلبان و در پیش گرفتن سیاست مصالحه، و انتقاد از نقش مخرب تقی زاده در مجلس شورا
.jpeg&w=3840&q=75)
تهدید رئیس تلگرافخانه به گرفتن انتقام از او
این بیانیه با خطاب قرار دادن رئیس تلگرافخانه به عنوان «غاصب»، به تلگراف اخیر او به رئیس خراسان اشاره میکند و آن را «خرافاتی» میخواند. سپس، نویسنده به خیانتهای بزرگ مخاطب نسبت به حقوق ملت و نقش او در خونریزی و صدمه به مسلمانان اشاره میکند. در ادامه، بیانیه از بیزاری ملت از «نمک به حرامان وطنفروش» سخن میگوید و برای مخاطب آرزوی مکافات اخروی و دنیوی میکند. در پایان، از او میخواهد که دیگر در امورات اداره این حوزه دخالت نکند و اداره امور را به خود ملت واگذار نماید.
ترغیب رؤسا و خوانین بختیاری و قشقایی به تقویت بنیان مشروطیت و برحذر داشتن آنان از همراهی با مخالفان آن



مخالفت با تجدید مشروطیت
شرح اقدامات ضدملی محمدعلی شاه در تبریز و درخواست براندازی او توسط مراجع مشروطه خواه نجف
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با توصیف رحمت الهی بر مزار شهید آغاز میشود و به پایداری و ایمان او در برابر کفر اشاره دارد. در ادامه، به استقبال شهید از مرگ و جاودانگی یاد او میپردازد و شهادت او را نتیجه تلاش برای خاموش کردن بانگ تکبیر میداند. متن با ستایش استقامت و ایمان شهید در برابر سختیها و مرگ، و تأکید بر پناهندگی او به حق، به پایان میرسد.

درخواست اعلام مجدد مشروطیت و گردآوردن عقلای بیغرض کشور در پایتخت به منظور برون رفت سیاسی
متن با تأکید بر اهمیت مشروطه در قالب قانون و نظامنامههایی که منافی مذهب و صلاح مملکت نباشند، آغاز میشود. در ادامه، نویسنده پیشنهاد میکند که مشروطه به سادگی اعلان شود و همزمان، افراد عاقل و بیغرض از سراسر کشور در پایتخت گرد هم آیند تا به سرعت به مذاکره و رفع مشکلات بپردازند. در پایان، نویسنده با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و حضور رقیب در پشت دروازهها، از مخاطب میخواهد که به تلگراف قبلی او توجه بیشتری کند و از عالم الفاظ به عالم معنی وارد شود و به مذاکره و چارهاندیشی بپردازد.
.jpeg&w=3840&q=75)
وجوب فراگیری آموزش های نظامی و لزوم تصویب قوانین مربوط به آن در مجلس
سوالی درباره لزوم حفظ نظام مملکت و دفع فساد مفسدین از طریق ایجاد قوه دفاعیه و استعدادات جنگی مطرح شده است. در این سوال، به نقش وجوه نقدیه و مشارکت مردم در امور سیاسی برای تأمین این وجوه اشاره میشود. همچنین، وضعیت نابسامان کشور به دلیل استبداد، هرج و مرج مالی و تسلط اجانب بیان شده و آمادگی ملت برای جاننثاری و حفظ مملکت اسلامی در صورت آگاهی از حکم شرعی تأکید میشود. در پاسخ، حفظ اسلام و پاسبانی از ممالک اسلامی تکلیف عمومی مردم دانسته شده و بر وجوب تعلیم و تعلم آداب جنگی جدید برای جوانان مسلمان تأکید میشود. همچنین، از مجلس شورای ملی خواسته شده تا هرچه سریعتر قانون مشق نظامی را تصویب کند. در ادامه، بر لزوم هر آنچه موجب قوت ملت و شوکت دولت و حفظ حدود و ثغور است، تأکید شده و پاسخ آخوند خراسانی در مورد وجوب قیام به وظایف حفظ استقلال دولت اسلامی تأیید میشود.



سفارشی به مردم جهت دادن مالیات به کیفیت جدید و حفظ امنیت و آرامش در کشور پس از عزل محمدعلی شاه
این بیانیه با یادآوری حکم پیشین مبنی بر لغو حرمت پرداخت مالیات و لزوم رفع آشوبها پس از تغییر سلطنت، مجدداً بر این موارد تأکید میکند. هدف اصلی، حفظ امنیت کامل در کشور اسلامی و اطاعت از دولت جدید است، زیرا هرگونه ناآرامی میتواند به دخالت بیگانگان و آسیب به دین اسلام منجر شود.


انتخاب نمایندگان آگاه و دیندار در دوره دوم مجلس شورا
متن با تقسیم عدل به سه قسم (اکبر، اوسط، اصغر) آغاز میشود که عدل اکبر را قوانین مشروطیت و شریعت الهی، عدل اوسط را اداره سلطنت تحت قوانین مشروطیت، و عدل اصغر را طلا و نقره برای مساوات در معاملات معرفی میکند. در ادامه، با استناد به آیهای از قرآن، بر اهمیت عدالتخواهی و مشروطهطلبی واقعی تأکید میشود که مستلزم آگاهی از قواعد مشروطیت و نوامیس حریت است. سپس، با خطاب به ملت ایران، بر لزوم بیداری از غفلت و کوشش در انتخابات تأکید شده و از مردم خواسته میشود که در انتخاب نمایندگان، خادم را از خائن تشخیص دهند و مجلس ملی را بازیچه دست بیخردان نکنند. هشدار داده میشود که عدم انتخاب افراد دانا و عالم، به ویرانی ایران و ذلت ابدی نسلهای آینده منجر خواهد شد. در پایان، بر لزوم حرکت سریع ناصرالملک به ایران و همراهی برخی کارآموزان با تأیید آیاتالله خراسانی و مازندرانی تأکید شده و به توطئههای جدید اشاره میشود.
بی مبالاتی برخی از مشروطهخواهان آذربایجان
گزارش به اعزام گروهی از مجاهدین به مراغه به سرکردگی "قلعه وان باشی" و امیر کریم بزاز میپردازد. این گروه در مسیر و پس از ورود به مراغه، با وجود استقبال اولیه مردم، به بدرفتاری، اخاذی و ایجاد وحشت میپردازند. این اعمال ناشایست منجر به درگیری با اهالی مراغه و خروج مجاهدین از شهر میشود. در ادامه، به درگیری مجاهدین با اهالی بر سر مطالبه غله و اعانه اشاره شده و تیراندازی به دو نفر از اهالی مراغه و غارت قورخانه دولتی توسط مجاهدین شرح داده میشود. در نهایت، این رفتارها باعث محاصره مجاهدین در بناب و عقبنشینی آنها به "خانگاه دریا" شده و به عنوان عامل اصلی اقدامات بعدی حاج شجاعالدوله علیه تبریز و کشته شدن مردم معرفی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
موارد پیشنهادی جهت مصالحه با دولت
متن با خطاب به ارفعالدوله آغاز میشود و هدف اصلی مقاومت ملت را احقاق حقوق غصبشده، گشایش مجلس و اجرای قانون اساسی و رفع ظلم بیان میکند. در پایان، تأکید میشود که در صورت تحقق این اهداف و رسیدن ملت به آرزوهای خود، صلح به طور طبیعی برقرار خواهد شد.


انتقاد شدید از سکوت و عدم اقدام مجلس و علمای تهران در برابر شهادت شیخ محمد باقر اصطهباناتی
این نامه با لحنی تند و انتقادی، سکوت و عدم واکنش مجلس و علمای تهران را در برابر شهادت شیخ محمدباقر اصطهباناتی محکوم میکند. در ادامه، به جزئیات فجیع این واقعه، از جمله دعوت شهید به مجلس ختم قوام، شلیک هجده گلوله به او و غارت لباسهایش اشاره شده و با طرح این پرسش که اگر رئیس اسلام چنین سرنوشتی داشته باشد، حال مسلمانان چگونه خواهد بود، به پایان میرسد.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز شادمانی از پیروزیهای نظامی مشروطهخواهان
این تلگراف با ابراز شادمانی از پیروزیهای پیدرپی مشروطهخواهان در تبریز، رشت و اصفهان آغاز میشود. در ادامه، برای تمامی مجاهدان غیور آرزوی پیروزی و نصرت شده و در پایان، سلام مخصوص نگارندگان به همه مخاطبان ابلاغ میگردد.


راهکارهایی برای مدیریت جریان مشروطهخواهی توسط اعضای معتدل و غیرحزبی
در انجمن ایالتی تبریز، پیشنهاد میشود ابتدا اعضای انجمن و سپس مجلسی فوقالعاده با حضور اعضای انجمن و افراد خارج از آن تشکیل شود تا در آن مجلس، درباره اصلاح امور مشورت صورت گیرد. تأکید میشود که از میان گزینههای مشروطه، استبداد مطلقه، استبداد قانونی و استقلال آذربایجان، تنها گزینه مشروطه قابل تحقق است و باید تمام تلاشها بر آن متمرکز شود. هدف از تشکیل این مجلس عالی ملی، جلوگیری از افتادن سرنوشت مشروطه به دست تندروها یا مراکز پنهان و مشارکت دادن افراد عاقل و بیطرف در تصمیمگیریها است.
.jpeg&w=3840&q=75)
وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
این متن با اشاره به احکام صادر شده از سوی حجج اسلام در خصوص وجوب مشروطه و حرمت مخالفت با آن آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم اطاعت از این احکام برای تمامی مسلمانان تأکید شده است. این حکم در ماه محرم سال ۱۳۲۷ قمری صادر شده است.

درخواست از سید مرتضی اهرمی جهت پرهیز از هرگونه تندروی و تأمین امنیت عمومی مردم بوشهر و انگلیسیهای مقیم آن شهر
در شرایطی که اوضاع عمومی کشور رو به بهبود است و خائنین به ملت ناامید شدهاند، نویسندگان از سید مرتضی اهرمی و دیگر خیرخواهان میخواهند که از هرگونه اقدامی که موجب اعتراض خارجیها شود، پرهیز کنند. بر حفظ امنیت و رفاه عمومی مردم بوشهر و حقوق اتباع خارجی تأکید شده است. همچنین، از او خواسته شده تا در پرداخت اقساط گمرکی به انگلیسیها، طبق روال سابق، کوتاهی نکند و این موضوع را با اهمیت تلقی کند.
سازگاری مشروطیت با احکام اسلام و تعریف مجلس شورا به آن
ایجاد صلح و اصلاح میان دولتیها و مشروطهخواهان تبریز
در چهارم محرم ۱۳۲۷، جلسهای با حضور ستارخان، باقرخان و تقیزاده برگزار میشود. در این جلسه، ثقهالاسلام تبریزی با اشاره به محاصره تبریز توسط قوای دولتی، پیشنهاد مذاکره با دولتیان را مطرح میکند. او تأکید میکند که هدف از این مذاکره، رسیدن به یک راه حل میانه است که هم مشروطه محقق شود و هم صلح بین دولت و ملت برقرار گردد، نه تسلیم کامل یکی از طرفین. ستارخان در پاسخ، خود را مطیع عقلا میداند و باقرخان نیز به اشتباه تصور میکند که منظور ثقهالاسلام، ترک سلاح مشروطهخواهان در ازای عفو عمومی است. ثقهالاسلام با رد این برداشت، تفاوت میان «اصلاح» و «تسلیم» را توضیح میدهد و در نهایت، حاضران با تشکیل مجلس مذاکره با دولت موافقت میکنند.
.jpeg&w=3840&q=75)
نامسازگاری احکام اسلام با اصول مشروطیت
متن با حدیثی از پیامبر اکرم (ص) در مورد وظیفه عالم در برابر بدعتها آغاز میشود. نویسنده به برادران دینی خود یادآور میشود که بهترین قوانین، قوانین الهی است که در اختیار شیعیان امامیه قرار دارد و جامع تمام نیازهای سیاسی و اجتماعی است. او تأکید میکند که نیازی به جعل قانون جدید نیست و هرگونه تلاش برای تغییر یا تکمیل قانون الهی، منافی با اعتقاد به خاتمیت پیامبر (ص) و کمال دین است. نویسنده به شدت با جعل قانون توسط مجلس شورا مخالفت میکند و آن را کاری پیامبرگونه میداند که تنها از طریق وحی ممکن است. او مساوات و آزادی را که از اصول مشروطیت است، با احکام اسلام در تضاد میداند و معتقد است که این اصول به تضعیف اسلام و ترویج کفر و فساد منجر شده است. نویسنده به نمونههایی از سخنان و اعمال افراد و گروههایی اشاره میکند که به زعم او، با آزادی بیان و مساوات، به اسلام توهین کرده و عقاید انحرافی را ترویج دادهاند. او همچنین به نقش بیگانگان (مانند انگلیس) و گروههای ضاله در حمایت از مشروطه اشاره میکند و آن را نشانهای از عدم مشروعیت این حرکت میداند. در ادامه، نویسنده به مردم هشدار میدهد که فریب ظاهر مشروطه را نخورند و به عواقب سوء آن، از جمله هرج و مرج، تضعیف دولت اسلامی، و از بین رفتن امنیت اشاره میکند. او از علمای نجف که مشروطه را جهاد نامیدهاند و کشتهشدگان آن را شهید خواندهاند، انتقاد میکند و فهم یک شخص فرنگی را در این زمینه برتر از آنها میداند. در پایان، نویسنده از مردم میخواهد که به وظایف دینی خود عمل کنند، از تحصیل علم الهی غفلت نکنند، از رباخواری و کمفروشی بپرهیزند و به حفظ عفت زنان و دختران خود اهمیت دهند. او همچنین از شاه میخواهد که ناموس شرع و عدالت اسلامی را حفظ کند و از وعاظ میخواهد که از گفتن کذب به خدا و رسول (ص) در منابر خودداری کنند.

انتقاد شدید از حاکم خراسان به سبب همدلی و همراهی با محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به حسن ظن اولیه مردم خراسان به حاکم وقت به دلیل همراهی با مقاصد ملت، از اقدامات غیرمنتظره و ضد ملی او پس از ۲۳ شعبان انتقاد میکند. سپس، با تأکید بر اهمیت موقعیت مرزی و حفظ آرامش، به حاکم هشدار میدهد که سکوت ملت را نباید حمل بر بیحسی و بیغیرتی دانست. در ادامه، نویسندگان با استناد به احکام شرعی و فتاوای مراجع، محمدعلی شاه را مرتد دانسته و اقدامات او در به توپ بستن مجلس، هتک حرمت قرآن و کشتار مردم را محکوم میکنند. در پایان، با اشاره به عدم مشروعیت مالیاتدهی به حکومتی که علیه اسلام و ملت اقدام میکند، به حاکم خراسان هشدار داده میشود که از همراهی با استبداد بپرهیزد و عواقب اقدامات خود را در نظر بگیرد، زیرا حکومت قاجار رو به زوال است و ملت انتقام خواهد گرفت.
تقبیح سیاست مستبدانه محمدعلی شاه
این متن با خطاب به پادشاه، هدف اصلی نویسنده را برای پیشرفت و ترقی ایران و قرار گرفتن آن در میان ملل متمدن جهان بیان میکند. نویسنده تأکید میکند که این هدف تنها از طریق برقراری قانون، عدالت، بسط دانش و حکومت مشروطه قابل دستیابی است و هر راه دیگری به خیانت به پادشاه و ملت منجر خواهد شد. در ادامه، نویسنده به پادشاه یادآوری میکند که نتایج سلطنت او بر ملت ایران و عهدشکنیهایش در قبال مشروطیت، به بدبختی انجامیده است. در پایان، نویسنده به تهدید پادشاه مبنی بر قتل خود اشاره کرده و با قاطعیت اعلام میکند که مرگ او نه تنها بیفایده خواهد بود، بلکه از هر قطره خونش، مبارزان دیگری برای برافراشتن پرچم عدالت و مشروطیت برخواهند خاست.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
درخواست عدم تمکین قوای دولتی از شاه و پیوستن به مشروطهخواهان
انتقاد از بیتفاوتی و بیعملی دولت نسبت به تجاوزات مرزی روسیه به شمال کشور
انجمن ولایتی اصفهان با اشاره به وعدههای دولت مبنی بر رفع تجاوزات و تأمین آسایش ملت و اخراج قوای خارجی، از بیعملی و بیتفاوتی دولت در قبال حوادث خراسان انتقاد میکند. این حوادث شامل قتل مسلمانان، غارت اموال و هتک حرمت مشهد بوده است. متن با لحنی کنایهآمیز، اقدامات دولت را زیر سؤال برده و بیان میکند که اگر رویکرد دولت در مراعات حال ملت و تقویت مشروطیت به همین منوال باشد، ایران به زودی به گلستان تبدیل خواهد شد.
کوشش در راه استقرار مشروطیت به منزله جهاد در راه امام زمان (عج)



آرزوی استقرار آزادی و حکومت قانون در نظام مشروطه
متن با گلایه از برخوردهای منفی و اتهامات ناروا نسبت به نویسنده آغاز میشود که به دلیل انتقاد از وضعیت کشور و تأکید بر لزوم اصول و قانونمداری، مورد شماتت قرار گرفته است. در ادامه، نویسنده به تغییر نگرش مردم و درک اهمیت «اصول»، «قانون» و «آزادی» اشاره میکند، هرچند همچنان از عدم قوام مجلس شورای ملی و وجود افراد جاهطلب در آن انتقاد دارد. نویسنده بر این باور است که تا زمانی که نفسانیات کنار گذاشته نشود، آزادی واقعی جاری نگردد و مردم علم نیاموزند، امیدی به انتظام کشور نیست. در بخش پایانی، به برپایی مجلس شورای ملی و آشکار شدن خرابیهای ناشی از سلطنت شخصی و استبداد اشاره شده و بدهکاریهای کلان کشور که در گذشته پنهان بود، افشا میشود. در انتها، نویسنده به گفتگویی با یک ایرانی در حیدرآباد اشاره میکند که در آن بر لزوم اجرای عدالت و تأسیس اساس معدلت تأکید شده و نویسنده زمان را مقتضی صبر نمیداند.
انتصاب محمدولی خان تنکابنی (سپهدار اعظم) به وزارت جنگ
مجلس عالی، محمدولی خان تنکابنی (سپهدار اعظم) را به دلیل خدمات و فداکاریهایش در احقاق حقوق ملت و اعاده شئون دولت، به وزارت جنگ منصوب میکند. این انتصاب با توجه به اهمیت فوقالعاده وزارت جنگ در شرایط کنونی و کفایت سپهدار اعظم صورت میگیرد تا او با غیرت و وطنپرستی خود، اداره امور این وزارتخانه را به نحو احسن انجام دهد.
انتقادات وارده به عملکرد دولت
این تلگراف در پاسخ به دولت، عملکرد یک ماهه آن را پس از صدور دستخط مشروطیت مورد انتقاد قرار میدهد. در ابتدا، به عدم پیشرفت امور و استعفای هیئتهای مورد اعتماد ملت اشاره میکند. سپس، تعلل در تصویب قانون انتخابات را زیر سؤال میبرد و حضور مفسدین و خیانتکاران در دربار را دلیلی بر عدم تغییر واقعی در اوضاع میداند. در ادامه، به وضعیت بحرانی آذربایجان و اقدامات بیمطالعهای که منجر به ورود قوای خارجی شده، میپردازد و از سکوت دولت در برابر تظلمات مردم انتقاد میکند. همچنین، به تناقض در دستورات دولتی مبنی بر جلوگیری از شرارتها و در عین حال مأموریت دادن به سرداران برای قتل و غارت در اصفهان اشاره دارد. در پایان، به وزارت مالیه و دستورات متناقض آن در مورد مالیات و پرداخت انعام به راهزنان اعتراض میکند و اعلام میدارد که انجمن و اهالی اصفهان سردار معتضد را به حکومت نخواهند پذیرفت و امیر مفخم را مسئول خسارات وارده میدانند و منتظر اقدامات عملی دولت در پاسخ به این انتقادات هستند.
هشدار به حاکم تربت در رعایت امنیت جان و مال مردم
این نامه با واسطه انجمن ولایتی به حاجی سالار معزز بجنوردی ارسال شده است. در آن هشدار داده میشود که در صورت وقوع غارت یا خونریزی در تربت و اطراف آن به دلیل اقدامات او، مردم بر اساس تکلیف مذهبی به اموال و متعلقات او آسیب جدی وارد خواهند کرد. در پایان، ابراز ناامیدی از عملکرد او که خلاف انتظارات ملت بوده، بیان میشود.
سیاست قدیمی روسیه و انگلستان در امور ایران
سیاست روسیه و انگلستان در ایران بر پایه حمایت از طرف غالب و سپس تضعیف آن برای حفظ توازن قوا بود. این رویکرد در عملکرد کنسول روس در تبریز در جریان فعالیت هیأت اسلامیه مشهود بود؛ ابتدا از هیأت اسلامیه و دولت حمایت میکرد، اما پس از مدتی تغییر موضع داد و با اخطارات انگلستان، ظاهراً کنار کشید.
.jpeg&w=3840&q=75)
بازگشت قریبالوقوع نیروهای روسیه از کشور و عدم لزوم حرکت آخوند خراسانی به ایران
این نامه با اشاره به اصلاح امور داخلی و امید به بازگشت نیروهای بیگانه، حرکت آیتالله خراسانی و همراهانشان را در شرایط فعلی غیرضروری میداند. در ادامه، بر لزوم صدور حکم فوری از سوی حجج اسلام برای بازگشت صولتالدوله از شیراز تأکید شده است.

صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
عدم قبول پیشنهادات انگلستان و روسیه و عدم امکان مداخله نظامی آنها در امور ایران
متن با تأکید بر لزوم شناخت جایگاه و عظمت ملت ایران آغاز میشود و بیان میکند که هیبت کنونی ایرانیان، استقلال کشور را حفظ خواهد کرد. سپس به عدم حق دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران اشاره میکند و تأکید دارد که هیچ دولتی نمیتواند به زور در ایران مداخله کند، زیرا همسایگان ایران خود درگیر مشکلات داخلی هستند. در ادامه، به تلاشهای سیاسی همسایگان برای دخالت از طریق فریب و وعده اصلاحات اشاره شده و از ملت خواسته میشود که هیچ یک از پیشنهادات اصلاحی روسیه و انگلستان را نپذیرند و به شاه که تسلیم محض است، اعتماد نکنند. متن بر لزوم اعتراض جدی به این دو دولت و عدم پذیرش هرگونه دخالت یا اصلاحات از سوی آنها تأکید میکند. در پایان، بزرگترین وظیفه ایرانیان را تسریع در تشکیل پارلمان میداند و بیان میکند که با تشکیل پارلمان، طرحهای اصلاحی بیگانگان بیاثر خواهد شد. همچنین، با اشاره به اینکه زمان دفاع گذشته و نوبت حمله است، از عدم ترس از روسیه و انگلستان سخن میگوید و تأکید میکند که آنها تنها در صورتی میتوانند مداخله کنند که ملت خودشان اجازه دهند و نباید به وعدههای شاه برای مشروطه امید بست. متن با این جمله به پایان میرسد که امروز زمان عمل است نه گفتار.
ملامت بست نشستن برخی از تبریزیها در کنسولگری روسیه
متن با گلایه از جهالت عمومی و پناه بردن برخی از ملاکان تبریز به کنسولگری روسیه آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به شایعاتی مبنی بر حمله کنسول روس به منزلش و غارت اموالش اشاره میکند و آنها را تکذیب میکند. سپس، نگرانی خود را از دستگیری حاج محمود و خواهرزادهاش یوسف توسط کنسول روس ابراز میدارد و با وجود اینکه پیشتر آنها را از این اقدامات منع کرده بود، از عواقب آن ابراز تأسف میکند. در پایان، نویسنده بر بیطرفی خود در این آشوبها تأکید میکند و شایعاتی که او را درگیر این مسائل نشان میدهند، رد میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام موافقت کامل محمدعلی شاه با قانون اساسی مشروطه
متن با خطاب به اعضای انجمنهای ایالتی و ولایتی و عموم مردم آغاز میشود. هدف از این اعلامیه، بشارت و اطمینانبخشی به مردم در خصوص موافقت محمدعلی شاه با قانون اساسی مشروطه است. در ادامه، به صدور دستخط جدیدی از سوی شاه اشاره میشود که ابهامات دستخطهای قبلی را رفع کرده و بر عدم تعطیلی مشروطیت مطابق ۱۵۸ اصل قانون اساسی تأکید دارد. این دستخط پس از درخواست کمیته و با همراهی هیئت وزرا صادر شده و اعضای کمیته به حضور شاه رسیده و آن را دریافت کردهاند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که با عنایت شاه و توجه ملت، سعادت و پیشرفت کشور در سایه توجهات اولیای اسلام و پیروی از قوانین مشروطیت و حصول اتحاد و اتفاق میسر گردد.

چگونگی حفظ مشروطیت از تهدیدات و مخاطرات
متن با اشاره به تجربیات نویسنده در دوران استبداد کبیر، مشروطه اول و استبداد صغیر آغاز میشود و به غارت اموال و کتابخانه او در تبریز اشاره میکند. سپس به تحلیل علل ناکامیهای گذشته در حفظ مشروطیت میپردازد و جهالت مردم و افراط و تفریط گروههای مختلف را عامل اصلی میداند. در ادامه، به نقش مجاهدین و علما در بازگرداندن مشروطه اشاره کرده و بر لزوم هوشیاری و عدم اطمینان به وضعیت موجود تأکید میکند. در پایان، نویسنده راهکار حفظ مشروطیت را در اعتدالگرایی، اتحاد مردم و استفاده از روزنامهها برای آگاهیبخشی میداند و نسبت به سوءاستفاده بیگانگان (روسها) از اختلافات داخلی هشدار میدهد.
تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت در کشور
سوالی از علمای نجف اشرف درباره تکلیف شرعی در قبال وعدههای افتتاح پارلمان و تجارب گذشته مطرح شده است. در پاسخ، فتوایی از محمدکاظم خراسانی صادر شده که به شرایط ملت مصر و انجمن وفاق دولتی اشاره دارد.

وجوب تلاش در راه استقرار مجدد مشروطیت
این فتوا با تأکید بر وجوب عینی تلاش مجدانه برای استقرار مشروطیت آغاز میشود. در ادامه، سستی و غفلت در این مسیر را به منزله یاری نرساندن به امام زمان (عج) تلقی میکند و در پایان، همراهی صمصامالسلطنه و ضرغامالسلطنه را در این امر ضروری میداند.


نافرمانی از دستورات حکومتی تا گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی
این فتوا با سلام به متحصنین در سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم عدم تبعیت از حکومت فعلی تا زمان بازگشایی مجلس شورای ملی، پذیرش کامل قانون اساسی، انتخاب وکلای ملت و توقف تخریب بلاد مسلمین و خونریزی تأکید شده است. هرگونه تمکین از حکومت کنونی به منزله تمکین از یزید و شمر تلقی میشود. در پایان، متحصنین به صبر و پایداری در مبارزه تشویق شدهاند و امید به قطع ریشه استبداد و نصرت الهی ابراز شده است.


تقبیح محمدعلی شاه در برچیدن مشروطیت و نوید بازگشت آن
این شعر با لحنی تند و انتقادی، محمدعلی شاه را به دلیل برچیدن مشروطیت و اقدامات ظالمانهاش مورد سرزنش قرار میدهد. شاعر با اشاره به حمایت شاه از افرادی چون شیخ فضلالله نوری و بمباران مجلس، او را به بیعدالتی و ستمگری متهم میکند. در ادامه، به عواقب سوء اقدامات شاه، از جمله وابستگی به بیگانگان و غارت اموال مردم اشاره شده و با یادآوری قیامهای مردمی و نقش ستارخان و بختیاریها، به شاه هشدار داده میشود که حکومتش پایدار نخواهد بود و مشروطیت باز خواهد گشت. شعر با تأکید بر حقانیت مشروطه و محکومیت استبداد به پایان میرسد.
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و سرکوب مفسدان یزد
لزوم حفظ دین و وطن و اتحاد آحاد مردم
.jpeg&w=3840&q=75)
تحریم مشروطه و درخواست عدم افتتاح مجدد مجلس شورا

مواضع انقلابیون در برابر پیشنهادات محمدعلی شاه
متن با اشاره به فرمان محمدعلی شاه و الفاظ شیرین آن آغاز میشود، اما بلافاصله به عدم اطمینان نسبت به این فرمان به دلیل سابقه بدعهدیهای گذشته و تناقض فرامین پیشین اشاره میکند. سپس، نویسنده به بررسی دلایل صدور این فرمان میپردازد و نقش فشار دولتین روس و انگلیس و همچنین قیامهای مردمی را تحلیل میکند. در ادامه، بر لزوم عدم اتکا به صرف فرمان و وزرای مشروطهخواه تأکید شده و قوای قهریه ملی به عنوان تنها ضامن بقای سعادت ملت معرفی میشود. در پایان، متن به اهمیت حفظ رؤسای ملی و عدم پایان یافتن انقلاب با صدور این فرمان اشاره کرده و بر لزوم تشکیل مرکزی از دانایان باسیاست برای پیشبرد اهداف ملی و دقت در قانون انتخابات جدید تأکید میکند.
درخواست ابقای وظایف صاحب اختیار
متن با خطاب به ناظمالاسلام آغاز میشود. نگارنده از ارسال تلگرافهای متعدد از سوی خود و مردم به صدارت و وزارت کشور برای ابقای صاحباختیار خبر میدهد. سپس از ناظمالاسلام درخواست میشود که فوراً برای ابقای صاحباختیار اقدام کند تا او بتواند به اصلاحات لازم در کرمان بپردازد و از مشکلات و موانع جلوگیری کند. در پایان هشدار داده میشود که در غیر این صورت، کرمان نیز مانند بلوچستان دچار انقلاب و تجزیه خواهد شد.

وجوب مساعدت مردم در راه استقرار مشروطیت
این فتوا به علمای متحصن در سفارت عثمانی دستور میدهد که به عموم مردم ایران، وجوب کمک و تلاش جدی برای استقرار مشروطیت را ابلاغ کنند. در پایان، درخواست میشود که نتیجه این ابلاغ اطلاع داده شود.


نافرمانی از دستورات حکومتی تا گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی
این فتوا با سلام و دعای خیر به برادران ایمانی و متحصنین در سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم عدم تمکین از حکومت فعلی تا زمان بازگشایی مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی تأکید شده است. این عدم تمکین به دلیل جلوگیری از تعدیات ظالمین، سوءاستفاده از بیتالمال، خونریزی، هتک حیثیت، غارت اموال و تخریب بلاد اسلامی است. در پایان، با اتکا به نصرت الهی و تأیید امام زمان (عج)، از متحصنین خواسته شده است که در راه اعاده مشروطیت، رفع اغتشاشات داخلی و جلوگیری از مداخله اجانب و آسایش مسلمانان، از هیچ کوششی دریغ نکنند.

ابراز شادی و تهنیت به مناسبت پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با ابراز شادمانی از پایان دوران ستم و آغاز عصر جدیدی برای ایران آغاز میشود. در ادامه، به رنجها و سختیهایی که ملت در دوران استبداد متحمل شده، اشاره میکند و از پیروزی مشروطهخواهان و خوار شدن دشمنان سخن میگوید. سپس، به نقش شخصیتهای برجستهای چون ستارخان، سپهدار و سردار اسعد در این پیروزی اشاره کرده و از مجاهدتهای آنان تقدیر میکند. در پایان، برای این قهرمانان و ملت ایران آرزوی موفقیت و پایداری میکند و شکرگزاری خود را از این پیروزی بزرگ ابراز میدارد.
لزوم تقویت بنیه دفاعی، رواج دانش و صنعت و تأسیس بانک ملی
سوالی درباره چگونگی تقویت استقلال ملت و دولت اسلامی مطرح شده است. این تقویت از دو طریق امکانپذیر است: افزایش قدرت دفاعی از طریق تشکیل ارتش نوین و تولید تجهیزات جنگی، و خودکفایی ملت در تولید مایحتاج داخلی برای بینیازی از محصولات خارجی. برای تحقق امر اول، پیشنهاد میشود وجوه نقدی مردم به صورت داوطلبانه در محلی جمعآوری شود که از آن به عنوان «بانک ملی» یاد میشود و این عمل با رعایت موازین شرعی و پرهیز از ربا انجام گیرد. برای تحقق امر دوم، نیاز به توسعه علوم و صنایع داخلی و تأسیس مدارسی برای آموزش این امور است، به گونهای که به عقاید و اعمال دانشآموزان آسیبی نرسد. در پاسخ، علمای شیعه بر اهمیت این امور برای تقویت ملت و دولت و حفظ شعائر اسلام تأکید کردهاند، مشروط بر اینکه منجر به مفسده و ارتکاب محرمات شرعی نشود. همچنین، بر جواز و رجحان این اقدامات و لزوم حفظ عقاید و اعمال و جلوگیری از مداخله بیگانگان تأکید شده است. در نهایت، به استعداد و قابلیت ذاتی ایرانیان در صنایع اشاره شده و از ملت و دولت خواسته شده است تا برای رفع احتیاج از خارج و تشویق صنعتگران داخلی تلاش کنند.



عدم پذیرش کارگزار دولت
انجمن ایالتی خراسان در نامهای به نبیلالدوله، انتصاب او به عنوان کارگزار خراسان را از سوی «غاصبین حقوق ملت» رد میکند. در این نامه تأکید شده که ملت خراسان کارگزار خود را تعیین کرده و نبیلالدوله را به این سمت نخواهند پذیرفت. به او توصیه میشود که از سمنان به تهران بازگردد و به مشهد نیاید، زیرا آمدن او به نفعش نخواهد بود.
تشویق مردم ایران به قیام و جانفشانی برای رهایی از زبونی، بدبختی و مصایب بیشمار
این شعر با خطاب قرار دادن گروههای مختلف جامعه از جمله نگهبانان آیین، مدیران جراید، خطیبان، حواریون احمد، بزرگان قبایل و علمداران امت، وضعیت اسفبار و زبونی ملت ایران را به تصویر میکشد. سراینده با اشاره به ظلم و ستم حاکمان و توطئههای بیگانگان (روسیه و انگلیس)، مردم را به قیام و جانفشانی برای رهایی از این مصائب و بازپسگیری عزت و استقلال فرا میخواند. در پایان، با تضرع به درگاه الهی، از خداوند برای نجات ملت یاری میطلبد و از افراد دانا و آگاه میخواهد که به ندای برادران فراهان گوش فرا دهند.
ثمرات مشروطیت و مفاسد استبداد
متن با قسم به انسانیت و قومیت آغاز میشود و هدف خود را نمایاندن راه و برداشتن پرده از روی کارها بیان میکند. سپس به تحلیل علل خرابی مملکت میپردازد و ریشه اصلی مشکلات را «غرض شخصی» معرفی میکند که منجر به تعطیلی حقوق انسانیت، از بین رفتن شرف و عدم انجام وظایف شده است. در ادامه، به برابری حقوق انسانها در خلقت اشاره میکند و نقش سلطان را به عنوان ودیعهای الهی و پاسبان حقوق ملت تبیین میکند. وظایف سنگین سلطان در حفظ حدود و حراست حقوق داخلی و خارجی مملکت و لزوم عدالت و انصاف از سوی او مورد تأکید قرار میگیرد. سپس به مفاسد ناشی از وزرای سوء و امنای ظالم در دوره استبداد اشاره میکند که منجر به نفوذ اجانب، ظلم و غارت، کسادی بازار و از بین رفتن امنیت شده است. در بخش پایانی، به برچیده شدن بساط استبداد و تشکیل مجلس شورای ملی به یاری روحانیون و متمدنین اشاره میکند و از وکلای مجلس به دلیل عدم شناخت قدر و منزلت خود و کنار نگذاشتن اغراض شخصی انتقاد میکند. در نهایت، با یادآوری شجاعت و غیرت نیاکان، ملت را به اتحاد، تجدید عقد اخوت و دوری از دوئیت و نفاق فرا میخواند تا روزگار محنت سپری شده و علم و معرفت جای جهالت را بگیرد.
بشارت اقدامات دولت در جهت رفاه عمومی در آینده نزدیک

فشار و اخطار روسیه و انگلستان به محمدعلی شاه قاجار برای بازگرداندن مشروطیت
متن با روایت ملاقات نگارنده با عینالدوله در تلگرافخانه آغاز میشود. در این ملاقات، تلگرافی از شاه ارائه میشود که حاوی لایحهای از سفیران انگلیس و روس به محمدعلی شاه است. این لایحه به شاه هشدار میدهد که چهار ماه پیش به او تکلیف شده بود که مشروطه را به ملت ایران بدهد و اکنون صراحتاً اعلام میکنند که اگر مشروطه را بازنگرداند، هیچ همراهی و مساعدتی از سوی آنها نخواهد بود. در پایان، نگارنده در پاسخ به درخواست عینالدوله، تنها راه چاره را اعطای مشروطه عنوان میکند و عینالدوله نیز با وجود عدم تمایل شخصی به مشروطه، بقای تاج و تخت را در گرو آن میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و تلاش در جهت محو آن
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
سفارش به انگلستان در حمایت از مشروطیت و عدم حمایت از محمدعلی شاه قاجار
اظهار تشکر و شادمانی از تشکیل "دارالشورای کبرای مملكتی" (معدلت خانه) توسط محمدعلی شاه
متن با ابراز تشکر فراوان از محمدعلی شاه به دلیل تشکیل معدلتخانه و نیت پاک شاهانه برای آسایش مسلمین آغاز میشود. سپس به بیان عقاید قلبی نویسنده میپردازد و خاطرنشان میکند که تغییرات پیشین در روش حکمرانی، صدمات زیادی به مردم وارد کرده و تحمل تکلیف انتخاب و تعیین منتخب را دشوار ساخته است. در ادامه، به حرکات جاهلانه اشرار و نابودی ثروت مردم اشاره میکند و هشدار میدهد که هرگونه تغییر بیشتر، به نابودی اسلام و اهل آن منجر خواهد شد. در پایان، از شاه درخواست میشود که نویسنده و امثال او را از تکلیف انتخاب و تعیین منتخب معاف دارد و آنان را در سایه حمایت خود حفظ کند.

صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن

انتصاب حاج علیقلی خان (سردار اسعد) بختیاری به وزارت داخله
متن با اشاره به خدمات حاج علیقلی خان سردار اسعد در استقرار حقوق ملت و اعاده شئون دولت آغاز میشود. سپس، با تأکید بر لزوم قدردانی از زحمات او در راه ترقی نیابت سلطنت، به اطلاعرسانی اقدامات انجام شده به حضرات حججالاسلام میپردازد. در پایان، ضمن ابراز تشکر بیپایان عموم مسلمین از نیتهای خیر آن حضرات، امیدواری به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام اساس مسلمانی مطرح میشود.
تایید اقدام محمدعلی شاه قاجار در انحلال مشروطیت


تأکید به رهبران مشروطه بر حفظ آبرو و جان و مال و نوامیس مردم و پرهیز کمیتههای محلی از اقدامات خودسرانه
متن با سلام و تحیت به مجلس عالی، انجمنهای ایالتی و ولایتی، سرداران و اردوهای ملی آغاز میشود و خدمات آنان را در راه وطن و دین مبین و اعتلای مشروطیت اسلامی ستایش میکند. در ادامه، بر لزوم پایبندی کامل به قوانین و پرهیز از هرگونه تخلف تأکید شده و از تعرض به افراد، درخواست پول به نام اعانه و اعمال استبدادی مانند جریمه گرفتن نهی میکند. در پایان، با اشاره به اتحاد دولت و ملت و قوانین مملکت، استقلال کمیتههای مجاهدین را موجب هرج و مرج دانسته و از اردوهای ملی و مجاهدین میخواهد که از رفتارهای خودسرانه و اخذ جریمه به نام اعانه پرهیز کنند، چرا که این اقدامات را در راستای اهداف استبداد سابق و دشمنی با دین و وطن اسلامی میداند و تخلف از آن را بر عموم مسلمانان واجب میشمارد.


تذکر و توجه دادن نمایندگان مجلس به وظایف سنگین نمایندگی
این نامه با ستایش از پیروزی مشروطیت و پایان یافتن دوران ظلم و ستم آغاز میشود. سپس، با اشاره به فداکاریهای مردم و مراجع تقلید، تشکیل مجلس شورای ملی را نتیجه این تلاشها و بازگشت حقوق ملت میداند. در ادامه، ضمن تبریک به نمایندگان مجلس، مسئولیت سنگین آنان در قبال خونهای ریخته شده و اموال غارت شده را یادآور میشود و از آنان میخواهد که با تدبیر خود، مشکلات کشور را حل کرده و وطن اسلامی را از خطرات نجات دهند. در پایان، هیئت علمیه نجف اشرف خواستار رسیدگی به اعمال مستبدانه یمینالملک، کارپرداز بغداد، و نجات ایرانیان مقیم عراق از ظلم او میشود.
دفاع ستارخان از استقلال کشور و عزت اسلام
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام تسلیت و مراسم فاتحه به مناسبت شهادت شیخ محمدباقر اصطهباناتی
متن با ابراز تسلیت به عموم انجمنهای محترم دارالخلافه آغاز میشود و به شهادت شیخ محمدباقر اصطهباناتی در شیراز اشاره میکند. در ادامه، بر وجوب تعزیتداری و سوگواری برای این واقعه تأکید شده و از تمام اعضای انجمنها دعوت میشود تا در مجلس فاتحه و تعزیهداری که از فردا صبح (پنجشنبه نهم) در مدرسه مرحوم سپهسالار قدیم برگزار میشود، شرکت کنند.

دست نشاندگی محمدعلی شاه قاجار به قدرتهای خارجی و چشمداشت مشروطه خواهان به میانجیگری آنها
لزوم بازگرداندن اموال غارت شده مردم لار
متن با دعای خیر برای مخاطب و تأکید بر حفظ دین و مشروطیت آغاز میشود. سپس به تلگرافی اشاره میکند که از مخاطب دریافت شده و موجب تأسف نویسنده گردیده است؛ زیرا پذیرش اظهارات تفرقهافکنانه گروهی به نام «بنی قوام» منجر به جسارت و راهزنیهای آنان شده است. در ادامه، نویسنده از ارسال حکم تلگرافی به مردم فارس، صولتالدوله و ایل قشقایی برای آزادی اسرا، بازگرداندن اموال غارتشده و حفظ امنیت راهها خبر میدهد و تأکید میکند که مجازات شخصی راهزنان نیز در زمان مقتضی انجام خواهد شد. نویسنده از ایالت فارس گلایه میکند که با عدم همکاری در بازگرداندن اموال، موجب یأس مردم شده و حتی راهزنیهای این گروه به ناامنی راههای یزد، کرمان و خراسان نیز کشیده شده است. در پایان، نویسنده از مخاطب میخواهد که برای اثبات بیگناهی خود از همدستی با راهزنان، با ملت همکاری کرده، تمام اموال غارتشده را بازگرداند، غرامت خسارات را دریافت کند و حکم الهی را در مورد مجازات راهزنان اجرا نماید و نتایج اقدامات را سریعاً اعلام کند تا اقدامات شرعی لازم صورت گیرد.

ابراز نگرانی از ورود نیروهای روسی به مشهد و تعیین تکلیف مردم
متن با ابراز نگرانی از ورود نیروهای روسی به مشهد آغاز میشود و به پذیرش حکومت برای رفع بهانه روسها اشاره دارد. در ادامه، خبر ورود صد نفر قزاق روسی از قوچان به مشهد گزارش شده و درخواست پروتست فوری از دولت مطرح میشود. در پایان، از مخاطب خواسته شده است که اخبار را اطلاع دهد.
اعلان حرمت پرداخت مالیات به کارگزاران محمدعلی شاه
این فتوا با خطاب به صمصامالسلطنه، پرداخت هرگونه مالیات به کارگزاران حکومت استبدادی را حرام اعلام میکند. در ادامه، بر عدم پرداخت مالیات تا زمان تشکیل مجلس شورای ملی تأکید شده است.


برحذر داشتن محمدعلی شاه از خودکامگی و نوید پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با خطاب به پادشاه، او را از ادامه ستم و خودکامگی برحذر میدارد و عواقب ناگوار این رویکرد را یادآور میشود. به پادشاه توصیه میشود که به مشروطه روی آورد تا مورد ستایش قرار گیرد و از مکافات الهی و حوادث روزگار در امان بماند. شعر، خودسری پادشاه را عامل ویرانی ایران میداند و تأکید میکند که مکافات این اعمال، پیروزی وطن را در پی خواهد داشت. در ادامه، پادشاه را از خونریزی و ذلت ملت بازمیدارد و او را به ایمان به روز موعود فرا میخواند. با اشاره به ستمهای وارده بر ملت و مقایسه آن با چنگیز، از پادشاه میخواهد که از سرنوشت تبریز و شهدای آن درس بگیرد. در پایان، با تأکید بر اینکه امید نباید به پادشاه خودسر بسته شود، از مردم میخواهد که به خداوند روی آورند و نوید میدهد که ستاره مشروطه طلوع خواهد کرد و شب هجران به صبح وصال خواهد رسید. شعر نتیجه میگیرد که از این پادشاه جز خطاکاری انتظار نمیرود و پند دادن به او بیفایده است.
بیان فشارهای روانی و محدودیتهای سیاسی ایجاد شده برای وی

دعوت محمدعلی شاه به همراهی با علماء و پذیرش مشروطیت و دعوت مسلمانان به اتحاد با هم
متن با خطاب به پادشاه آغاز میشود و او را به بیداری و توجه به عواقب سوء حکومتش فرامیخواند و از او میخواهد که از سرنوشت لویی شانزدهم و سلطان عبدالحمید دوم عثمانی عبرت بگیرد که به دلیل استبداد و عدم همراهی با ملت، سلطنت خود را از دست دادند. در ادامه، به اتحاد ملتهای مسلمان، به ویژه ایران و عثمانی، تأکید میشود و نفاق و تفرقه میان شیعه و سنی را عامل ضعف و عقبماندگی مسلمانان در برابر قدرتهای غربی معرفی میکند. در پایان، با تمثیل پنج تیر که به تنهایی شکسته میشوند اما در کنار هم قدرتمندند، پادشاه و ملت را به اتحاد و یاری دین بر اساس قرآن فرا میخواند و آن را تنها راه رستگاری و مقابله با دشمنان میداند.
ابراز تشکر از آخوند خراسانی به سبب دلجویی از همسر حاج شیخ فضل الله نوری
متن با ابراز تشکر از آخوند خراسانی آغاز میشود. در ادامه، نگارنده آمادگی خود را برای هرگونه کمک در اصلاح امور دختر مرحوم ثقهالاسلام نوری اعلام میکند و وضعیت فعلی او را راحت توصیف کرده و از جانب او مراتب تشکر را به آخوند خراسانی میرساند.
هوشیاری در انتخاب وکلای صالح
متن با اشاره به قدرت ملی و حمایت مردم خراسان از مشروطیت و حجج اسلام آغاز میشود و بر لزوم هوشیاری در انتخاب وکلا تاکید میکند. در ادامه، به بدبختیهای ناشی از سهلانگاری وکلای سابق اشاره شده و از وکلا خواسته میشود که در محضر علما قسم یاد کنند که حقوق ملت را ضایع نکنند. همچنین، از مردم خواسته میشود که مراقب اعمال وکلا باشند و در صورت مشاهده خیانت، آنها را عزل و مجازات کنند. در پایان، متن به ضرورت تشکیل انجمن ایالتی و حمایت مالی از مجاهدین ملی اشاره کرده و مردم را به هوشیاری و استفاده از فرصت برای حفظ حقوق مشروعه خود در برابر ظلم و استبداد فرا میخواند.
پیشنهاد صدور پیام تشکرآمیز از مراجع مشروطهخواه نجف به ستارخان و باقرخان
متن با تأکید بر لزوم برقراری نظم در کشور آغاز میشود. در ادامه، پیشنهاد میشود که مراجع تقلید نجف نامههایی به انجمن ایالتی تبریز، ستارخان و باقرخان ارسال کنند. این نامهها باید حاوی تقدیر از تلاشهای آنان در گذشته باشد و از ایشان بخواهد که برای برقراری امنیت در کشور و رفع بهانههای حضور نیروهای خارجی تلاش کنند. در پایان، بر ضرورت مشارکت همگانی در اصلاح امور و فرونشاندن فتنهها تأکید شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
تأکید بر حفظ امنیت اتباع خارجی مقیم بوشهر و تضمین برداشت مطالبات آنها
این تلگراف به انجمن سعادت اسلامبول، بر لزوم حفظ امنیت راهها، دریانوردان، پست و به ویژه اتباع خارجی مقیم بوشهر تأکید میکند. همچنین، پرداخت اقساط مربوط به محاسبات انگلیسیها که در دفتر گمرکات بنادر ثبت شده، مورد توجه قرار گرفته است. در پایان، از انجمن خواسته شده تا به آقای سید مرتضی اهرمی در بوشهر تلگراف کرده و از مراجع عتبات عالیات نیز بخواهند که در این خصوص تلگراف ارسال کنند.
بازپرسی و تنبیه حاکم کاشان به سبب تبعید عالم مشروطهخواه آن شهر
نامهای به یکی از علمای بزرگ تهران درباره هتک حرمت آقا میرزا محمدعلی، از نوادگان فاضل نراقی و امام جماعت کاشان، توسط مدیرالسلطنه، حاکم کاشان، به دلیل حمایت از مشروطه. این اقدام منجر به شورش مردم و فرار حاکم شده است. نویسنده از مخاطب میخواهد که با وزرای دولت مذاکره کرده و ترتیبی برای بازپرسی و مجازات مدیرالسلطنه فراهم آورد تا جبران این بیاحترامی صورت گیرد.

هشدار به روسای عشایر نسبت به همکاری با دولتیان ستمگر و پرهیز از سرکوب و کشتار مردم

ابطال همه قراردادهای خارجی دولت و عدم پذیرش کارگزاران دولتی
این نامه با لحنی تند و اعتراضی خطاب به سعدالدوله، وزیر خارجه وقت، آغاز میشود و او را به خیانت و خدمت به دشمنان اسلام متهم میکند. در ادامه، به واگذاری امتیاز پوست بره به اتباع روس اشاره شده و تأکید میشود که ملت هیچ امتیازنامهای را بدون تصویب مجلس شورای ملی به رسمیت نمیشناسد. در پایان، به سعدالدوله هشدار داده میشود که کارگزار تعیین شده برای خراسان را بازگرداند، چرا که ملت او را نخواهد پذیرفت.
موافقت مشروط با مشروطیت
بشارت فتح تهران
این شعر با مژدهای از پیروزی و گشایش الهی آغاز میشود و فتح تهران را نتیجه لطف پروردگار و کوششهای ملت و مجاهدان میداند. در ادامه، به نقش سرداران مشروطه مانند محمدولی خان تنکابنی و ستارخان اشاره کرده و از همت آنان در پایداری دین و آزادی سخن میگوید. شعر به پیروزی مساواتیان و بازگشت مجلس اشاره دارد و خائنان را خوار و بیدادگران را مغلوب معرفی میکند. در پایان، با ستایش از احمدشاه جوان و آرزوی پایداری مجلس مشروطه، برای احرار، دانشوران و سپهداران دعا میکند.
اعلام خلع محمدعلی شاه از سلطنت و انتصاب سلطان احمد میرزا به سلطنت
متن با خطاب به محمدعلی شاه قاجار آغاز میشود و به او اعلام میکند که به دلیل شرایط موجود کشور، هرج و مرج و نارضایتی عمومی، از بار سنگین سلطنت معاف شده است. در ادامه توضیح داده میشود که پناهندگی محمدعلی شاه به سفارت روسیه، به منزله کنارهگیری او از سلطنت تلقی شده است. سپس، تصمیم مجلس عالی فوقالعاده مبنی بر پذیرش سلطان احمد شاه به عنوان شاهنشاه ایران و انتخاب موقت عضدالملک به سمت نیابت سلطنت تا زمان تشکیل پارلمان، ابلاغ میشود.
عدالت، چاره مشکلات کشور و مردم
متن با اشاره به دوری از وطن به دلیل ظلم و استبداد آغاز میشود و نویسنده از خداوند برای استحکام قوای ملی و کوتاه شدن دست خائنین دعا میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث، به پیروزی قوای ملی و بازگشت آب رفته به جوی اشاره شده و بر لزوم حفظ این دستاورد تاکید میشود. بخش اصلی متن به تبیین مفهوم عدالت اختصاص دارد و آن را تنها راه حفظ مقام انسانیت و حل مشکلات کشور معرفی میکند. عدالت به عنوان ملکهای در نفس مملکت توصیف میشود که قادر به ایجاد اتحاد و یگانگی میان سکنه و رفع نزاع است و امور را از افراط و تفریط به حد وسط میرساند.
مطالبات مردم معترض
نامهای از رضا ارفعالدوله به آیات خراسانی و مازندرانی درباره وضعیت ایران و درخواست تعیین تکلیف. در این نامه، ارفعالدوله به مخاطرات خونریزیها و لزوم حفظ استقلال ایران اشاره میکند و از ارسال تلگراف به تهران برای صلح بین دولت و ملت خبر میدهد. او از عدم همکاری «انجمن سعادت» در مذاکرات گلایه کرده و از علما میخواهد که تکلیف را روشن کنند. در پاسخ، آیات خراسانی و مازندرانی هدف ملت از مقاومت را احقاق حقوق، افتتاح پارلمان، اجرای قانون اساسی و رفع ظلم بیان میکنند و صلح را منوط به تحقق این اهداف میدانند. آنها ارفعالدوله را به تلاش در این مسیر تشویق میکنند.


درخواست ایستادگی دولت در برابر مخالفان و عدم مصالحه با آنها
متن با اشاره به دیدارهای اخیر سفرا و گفتگوهای انجام شده، به شاه هشدار میدهد که هرگونه سستی در این مقطع، به گرفتاری و سوء عاقبت منجر خواهد شد. تأکید میشود که مردم به دلیل حمایت شاه از اسلام، او را میخواهند و اگر این حمایت از دست برود، کشور دچار اغتشاش و خونریزی بیسابقه خواهد شد. نویسنده، عجله سفرا را ناشی از پیروزیهای تبریز و به هم خوردن مجلس عثمانی میداند و سعدالدوله را عامل تحریک سفرا معرفی میکند. از شاه خواسته میشود که ثبات قدم نشان دهد و به تهدیدات بیاساس توجه نکند، زیرا خداوند پشتیبان تقویت اسلام است. نویسنده با بیان اینکه خود را فدایی اسلام میداند و هیچ غرض دنیوی ندارد، از شاه میخواهد که از تجربه گذشته درس بگیرد و اجازه ندهد که لغزشی رخ دهد که دیگر قابل اصلاح نباشد. در پایان، پیشنهاد میشود که اجتماع ملی شکل گیرد، فریاد «وا اسلاما» بلند شود، تلگرافهای شدیداللحن به سفارتخانهها ارسال گردد و شاه نیز پاسخهای قاطعانه بدهد تا امر اسلام قوی شود.

ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و استقرار نظم در کشور
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و نابودی مبانی دینی به واسطه آن
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تاثر و اندوه از هجوم عثمانی به ایران و فلاکت مردم کشور
این شعر با لحنی حماسی و اندوهگین، وضعیت نابسامان ایران را در پی هجوم عثمانی و ظلم داخلی به تصویر میکشد. در ابتدا، شاعر با دعوت به خون گریه بر احوال وطن، از دست رفتن شکوه گذشته و جایگزینی نااهلان به جای شایستگان را بیان میکند. سپس، با اشاره به تجاوزات مرزی و سیل ویرانگر حوادث، به وضعیت اسفبار مردم و نبود رهبری و حمایت کافی از سوی دولت و ملت میپردازد. در ادامه، شاعر به تصرف بخشهایی از ایران توسط عثمانی و ظلم مستبدین اشاره کرده و با توصیف فقر و بدبختی زارعین و غارت اموالشان، وضعیت کشور را به کربلا تشبیه میکند.
دلایل تأیید مشروطیت و رد نظر منتقدان
این رساله با اشاره به وضعیت اسفبار ایران تحت استبداد و نفوذ بیگانگان، به تبیین چرایی لزوم مشروطه میپردازد. در ابتدا، به نقش علما در آغاز نهضت مشروطه و تأکید بر حفظ شریعت اسلامیه در برابر ظلم و جور داخلی و طمع دول خارجی اشاره میکند. سپس با ذکر نمونههای تاریخی از سقوط ممالک اسلامی مانند اندلس و هند، خطر اضمحلال اسلام و ایران را گوشزد کرده و مشروطه را تنها راه علاج این ضعف و فتور میداند. در ادامه، به نقد استقراضهای بیرویه و وابستگی به خارج میپردازد و آن را بدتر از قرارداد رژی میشمارد. رساله در فصلی دیگر، به اعتراضات علیه مشروطه، از جمله ظهور فساد و هرج و مرج، پاسخ میدهد و این مشکلات را ناشی از جهالت ملت و کارشکنی مستبدین میداند. همچنین، به اهمیت حفظ وطن به عنوان مقدمهای برای حفظ بیضه اسلام در عصر غیبت امام اشاره میکند. در فصول بعدی، به تفاوت سلطنت مشروطه و مستبده میپردازد و وعدهها و بهانههای محمدعلی شاه را برای مقابله با مشروطه نقد میکند. در پایان، تکلیف مشروطهخواهان را استقامت، عمل به عدالت، امر به معروف و نهی از منکر دانسته و عاقبت کار را در صورت عدم تحقق مشروطه، نابودی و ذلت میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
دعوت انقلابیون و مشروطهخواهان به رعایت نظم و آرامش
متن با تأکید بر اهمیت موقعشناسی در امور فردی و اجتماعی آغاز میشود و آن را به مهارت پزشکان و سیاستمداران تشبیه میکند. سپس به این نکته میپردازد که دوره هیجان ملی و قیامها که برای تحقق انقلاب مشروطه لازم بود، به پایان رسیده است. در ادامه، هرگونه اقدام به ناامنی و اغتشاش را در شرایط فعلی به منزله مسموم کردن وطن و فراهم آوردن بهانه برای دخالت بیگانگان میداند. متن هشدار میدهد که عدم اتحاد و حفظ امنیت، استقلال ایران را به خطر میاندازد و به تجزیه کشور منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به فتوای علمای نجف، تأکید میکند که هدف اصلی انقلاب محقق شده و هرگونه اقدام بعدی که منجر به اغتشاش شود، مفسدهانگیز و حرام است.
مطابقت مشروطیت با احکام اسلام و رد نظرات مخالفان مشروطیت

درخواست عفو عمومی برای مخالفان

اخطار به دولتهای اروپایی نسبت به انعقاد هرگونه قرارداد با دولت ایران در غیاب مجلس شورای ملی
انجمن ایالتی خراسان با یادآوری دستخط مظفرالدین شاه در تأسیس مشروطیت و امضای محمدعلی شاه، وضعیت فعلی ایران پس از به توپ بستن مجلس را تشریح میکند. این انجمن تأکید دارد که انحلال مجلس به معنای پایان مشروطیت نیست و ملت ایران خود را دارای قانون اساسی میداند. انجمن ایالتی خراسان به نمایندگان دولتهای خارجی اخطار میدهد که طبق اصول ۲۴، ۲۵ و ۲۶ قانون اساسی، هرگونه اعطای امتیاز، بستن عهد و استقراض باید به تصویب مجلس شورای ملی برسد. در غیاب مجلس، انجمنهای ایالتی قائممقام پارلمان هستند و هرگونه واگذاری امتیاز بدون تصویب آنها، از سوی ملت ایران پذیرفته نخواهد شد و روحانیون نیز با آن مخالفت خواهند کرد. در پایان، به اطلاع میرساند که محمدعلی شاه قصد دارد اداره تذکره را به دولت روسیه واگذار کند و ملت خراسان رسماً به این اقدام اعتراض کرده و به سایر نمایندگان دولتها نیز اطلاع میدهد که چنین معاملاتی را نخواهند پذیرفت.
عدم تایید و تکذیب مشروطیت
در پاسخ به سؤالی درباره موضعگیری در قبال مشروطیت، بیان میشود که آنچه مطابق با قوانین شرع و بدون مفسده باشد، صحیح و قابل پیروی است. از آنجا که اقدام در امور مهم بدون بررسی کامل جوانب صلاح و فساد، خلاف رویه عقلا و اهل دیانت است، در صدد تحقیق درباره مشروطیت برآمده، اما به دلیل اخبار متناقض، هنوز در تأیید یا تکذیب آن تردید وجود دارد. با توجه به اوضاع فعلی ایران از جمله خونریزیها، هتک حرمتها و غارت اموال، وظیفه خود را سکوت و کنارهگیری از این مخاطره میداند و منتظر فرج آل محمد (ص) است. هرگونه نسبت دادن موضعی غیر از سکوت و توقف، افترا و بهتان خواهد بود و به دلیل اکاذیب و تهدیدات، به اجداد خود در حفظ دین و صبر بر شداید تأسی میکند و کار خود را به خدا واگذار مینماید.

تحریم مشروطیت و نگرانی از تجدید آن

تعویق صدور فتوای تحریم کالاهای روسی
در پاسخ به تلگراف مردم همدان درباره تحریم کالاهای روسی، ضمن ستایش غیرت دینی و حس ملی آنان، بیان میشود که درخواست تحریم از سایر مراکز ملی نیز مطرح شده بود. اما با توجه به تلگراف سلطان عثمانی مبنی بر تعهد دولت روسیه به بازگرداندن قوای خود از ایران برای حفظ امنیت، و با توجه به اتحاد دولت و ملت و رفع فساد در مملکت، فعلاً صدور حکم تحریم به تعویق افتاده و منتظر نتایج مذاکرات دولتی هستند. توصیه میشود مراکز تجاری یکدیگر را مطلع کرده و آماده باشند.


اعلام تحریم مشروطه و منصرف کردن شاه از بازگشایی مجلس شورا
این نامه با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به اطلاع مخاطبان میرساند که در تاریخ ۲۴ شوال، علمای دارالخلافه در دربار شاهی حضور یافته و در پاسخ به درخواستهای قبلی علما و سایر طبقات مبنی بر لغو مشروطیت، دستخطی از شاه دریافت کردهاند. این دستخط، تأسیس مجلس را منافی با قواعد اسلامیه دانسته و اعلام میکند که شاه از این ایده منصرف شده و دیگر مجلسی تشکیل نخواهد شد، بلکه اهتمام بر نشر عدالت و بسط معدلت خواهد بود. در پایان، از مخاطبان خواسته شده است که فوراً از این تصمیم شاهنشاهی تشکر کنند.

بروز اغراض شخصی در میان سران مشروطهخواه
متن با ابراز تأسف از نبود افراد خالص و مآلاندیش در جامعه آغاز میشود که بتوانند ملت را از خیر و شر آگاه سازند. سپس به وضعیت اسفبار مردم غارتزده و گرسنه در شهرهای مختلف ایران، به ویژه تهران، اشاره میکند که در پی شرارت اشرار و ظلم و ستم، دارایی و عزیزان خود را از دست دادهاند. در ادامه، به بیتفاوتی مسئولان نسبت به تحرکات قشون روس در تبریز، قزوین و انزلی انتقاد شده و ریشه این مشکلات را در نفاق، دستهبندی، غرضورزی، عدم اتحاد، وکیلتراشی، فقر و دخالت اجانب میداند. نویسنده با طرح پرسشهایی درباره غیرت، همت، دیانت و مسلمانی، از تقویت کفر و غفلت پس از فداکاریهای مشروطهخواهان گلایه میکند. در پایان، با تأکید بر هدر نرفتن خون جوانان و زنان بیوه، به شیوع اغراض فاسد، نفاق و افساد در جامعه اشاره کرده و از نبود وکلای شایسته و وزرای فعال انتقاد میکند. پیشبینی میشود که کدورت و نقار میان سرداران فاتح نیز به دلیل اغراض نفسانی و توقعات بیجای افراد بیخبر از ریاست و وکالت، ظاهر خواهد شد و نتیجه فداکاریها بیاثر میماند، مگر آنکه دستی از غیب به کمک آید.
درخواست انفصال یمینالملک به سبب اختلاس و سوء رفتار
این نامه با اشاره به خیانتهای پیشین یمینالملک در اداره گمرک و اختلاس اموال عمومی، به وزارت خارجه ایران ارسال شده است. در ادامه، به نقش او در دوران استبداد برای فشار بر عدالتخواهان عتبات و اقدامات مخربش علیه ایران اشاره میکند. نامه خواستار انفصال یمینالملک از سمت خود برای اشاعه عدالت و بهبود وضعیت مردم است.
تسلیت شهادت سید عبدالله بهبهانی و واکنش مردم کرمانشاه نسبت به آن واقعه
این نامه با ابراز تأسف عمیق از شهادت سید عبدالله بهبهانی آغاز میشود و این واقعه را مصیبتی بزرگ برای اسلام و مسلمانان توصیف میکند. در ادامه، به تعطیلی ادارات و عزاداری عمومی مردم کرمانشاه در پی این حادثه اشاره دارد. در پایان، از مخاطبان درخواست میشود که قاتلان را شناسایی و قصاص کنند تا شاید بخشی از آلام مردم ایران تسکین یابد.
پیام تبریک به مناسبت انتصاب جدید مجلس عالی
این پیام با تبریک فتوحات اسلامی و تقدیم دعاهای خالصانه آغاز میشود. سپس، اقدام صورت گرفته (انتخابات جدید) را که موجب احیای اسلام و سعادت ایران و مسلمانان است، ستایش میکند و تبریکات مجدد خود را به وزیر جنگ تقدیم میدارد. در پایان، برای برپایی بساط عدالت توسط او دعا میکند.
پایداری در جهت استقرار مجدد مشروطیت به تبعیت از مراجع مشروطهخواه
این بیانیه با رد اتهام نفاق و عدم اتحاد در میان مردم خراسان، بر همبستگی ملی و دینی با سایر هموطنان، به ویژه آذربایجانیها و قفقازیها، برای حفظ اسلام و مشروطیت تأکید میکند. در ادامه، با اشاره به پایداری مردم آذربایجان در تعطیلی کسب و کار برای مشروطیت، بیغیرتی مردم خراسان در فدا کردن دین و آخرت برای منافع جزئی را رد کرده و بر لزوم مقاومت در برابر استبداد و حفظ حقوق ملی تأکید میکند. در پایان، با رد ادعای مستبدین مبنی بر استفاده از قوای نظامی برای سرکوب، بیان میکند که نیروهای نظامی نیز از خود ملت هستند و به دلیل اعتقادات مذهبی و تبعیت از مراجع، با مردم همراهی خواهند کرد و مخالفت با مشروطیت را موجب ارتداد میداند.
تأیید مشروطیت و رد نظرات علمای منتقد و مخالف
این رساله در پاسخ به پنج مغالطه مطرح شده توسط مخالفان مشروطه نگاشته شده است. در ابتدا، به نقد این دیدگاه میپردازد که دین اسلام کامل است و نیازی به قانون جدید ندارد و وکلا حق قانونگذاری ندارند. پاسخ میدهد که وظیفه وکلا قانونگذاری در امور عرفی و سیاسی است، نه احکام شرعی، و هدف مشروطه محدود کردن استبداد و حفظ نظم مملکت است. در ادامه، به مغالطه دوم که ولایت در امور سیاسی را مختص مجتهدین میداند، پاسخ میدهد که مجلس شورا باید از مجتهدین خالی نباشد و حاکم شرع نیز باید با مشورت عقلا عمل کند. مغالطه سوم درباره اعتبار اکثریت آرا در قانونگذاری و منافات آن با مذهب شیعه را رد میکند و توضیح میدهد که نظر اهل خبره در امور سیاسی ملاک است و در صورت تعارض، رأی اکثریت اهل خبره ترجیح دارد. مغالطه چهارم که برابری اهل ذمه با مسلمانان را نفی میکند، با استناد به قوانین اولیه اسلام و حقوق اهل ذمه در پناه اسلام پاسخ داده میشود. در نهایت، مغالطه پنجم که آزادی قلم و مطبوعات را به معنای آزادی در محرمات میداند، با تاکید بر حفظ شرف مردم و ممنوعیت محرمات در سایر مواد قانونی رد میشود و مواردی که غیبت و افشای معصیت جایز است، توضیح داده میشود. در پایان، نویسنده هدف خود را آگاهیبخشی به امت و دفع اباطیل عنوان میکند.

اظهار امتنان از ایل بختیاری جهت براندازی حکومت محمدعلی شاه و درخواست همکاری آنها با مجاهدان آذربایجانی
متن با ابراز خرسندی از اقدامات ایل بختیاری در اصفهان برای براندازی حکومت محمدعلی شاه و تثبیت مشروطیت آغاز میشود. در ادامه، به سابقه درخشان این ایل در خدمت به دین و اسلام اشاره شده و اقدامات اخیر آنها مایه افتخار ابدی دانسته میشود. سپس، بر لزوم اتحاد و همکاری تمام ملت برای ریشهکن کردن ظلم و استبداد و استحکام عدالت و مشروطیت تأکید شده و از ایل بختیاری خواسته میشود تا با ملت آذربایجان و سایر عدالتخواهان کشور در ارتباط باشند و برای حفظ دین و منافع ملی، یکدل و یکجهت تلاش کنند.

اعتراض و نارضایتی عمومی مردم کشور
وجوب حفظ اساس مشروطیت



ناسازگاری مشروطیت و مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام و تلاش در جهت محو مشروطیت

لزوم آموزش نظامی همگانی و ایجاد ارتش جدید مرکب از ایلات و عشایر و طوایف و ارجاع خدمات دولتی به افراد ذیصلاح
متن با استناد به آیه «أُفَوِّضُ اَمری إِلَی الله» آغاز میشود و به تحلیل وضعیت سیاسی ایران در مواجهه با احتمالات وخیم داخلی و خارجی میپردازد. نویسنده معتقد است که دولت ایران برای مقابله با این تهدیدات، نیازمند یک نیروی قوی و منسجم است که دستیابی به آن در شرایط فعلی مالی و سیاسی، زمانبر خواهد بود. دو تهدید اصلی شامل ملوکالطوایفی بر اساس تقسیمات جغرافیایی معاهده دولتین و احتمال تغییر سلطنت از خاندانی به خاندان دیگر، به دلیل نفوذ روزافزون یک طایفه در امور لشکری و کشوری، مطرح میشود. نویسنده تأکید میکند که این احتمالات، استقلال ایران را نابود خواهد کرد و رؤسای کنونی کشور فاقد حس وطنخواهی کافی برای چشمپوشی از منافع شخصی و مقابله با سازشهای سیاسی خارجی هستند. در ادامه، راهکارهایی برای دفع این احتمالات ارائه میشود: برای دفع احتمال اول، اجرای قوانین مشق اجباری و اصلاح افراد ملت، تشکیل قشون امروزی از ایلات و عشایر با رعایت توازن قوا و نظارت بر ارتباطات رؤسا با اجانب پیشنهاد میشود. برای دفع احتمال دوم، جلوگیری از نفوذ بیش از حد یک طایفه در امور لشکری و کشوری و واگذاری خدمات دولتی بر اساس علم، لیاقت و قابلیت، نه بر اساس طایفهگرایی، توصیه میشود. این امر مستلزم جذب مستشاران عالم و بیغرض و حفظ موازنه رقابتی بین طوایف است تا از خیالات دور و دراز جلوگیری شود.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
اخطار به روسیه برای خروج نیروهای نظامی خود از آذربایجان و حمایت از ستارخان در برابر تهدیدات روسی
این مقاله با لحنی صریح و هشدارآمیز، به نمایندگان دولت روسیه توصیه میکند که با درک شرایط سیاسی کنونی جهان، از مداخلات غیرقانونی در ایران دست بردارند. تأکید میشود که منافع مشروع روسیه در ایران تنها از طریق مهربانی و صداقت با ایرانیان قابل حصول است، نه با تهدید و خشونت. مقاله به پیامدهای منفی اقتصادی و نظامی ادامه سیاستهای خصمانه روسیه اشاره میکند و از قدرت ملت بیدار شده ایران در تحریم کالاهای روسی سخن میگوید. در ادامه، به نفرت عمومی ناشی از اقدامات خشونتآمیز ژنرال روس در تبریز و اهمیت ستارخان به عنوان نماد استقلال و آزادی ایران اشاره میشود. مقاله، تحصن ستارخان در کنسولگری عثمانی را نشانهای از وطنپرستی و فداکاری او برای جلوگیری از بهانهجویی روسها میداند و از ایرانیان میخواهد که خدمات این قهرمان ملی را فراموش نکنند. در پایان، مقاله به دولت روسیه هشدار میدهد که اگر نیروهای خود را از آذربایجان خارج نکند و ژنرال خود را از اقدامات تحریکآمیز باز ندارد، با مشکلات داخلی و خارجی عظیمی مواجه خواهد شد و مسئولیت هرگونه آشوب و برهمخوردگی در کشور بر عهده روسیه خواهد بود.
اخطار به نیروهای دولتی مستقر در خراسان جهت ترک آن منطقه
این اخطار به نیروهای دولتی مستقر در خراسان صادر شده است. در این اخطار، از آنها خواسته شده که خراسان را ترک کنند و در غیر این صورت، بر اساس حکم حجج اسلام، محارب شناخته شده و جان و مالشان در معرض خطر قرار خواهد گرفت. این اخطار توسط جمعی از علما امضا شده است.
شکایت از فتنهانگیزی و تفرقهافکنی میرزا احمدخان دریابیگی (حاکم بنادر جنوب)
این نامه با اشاره به انتخاب وکلای انجمن ایالتی در بنادر جنوب، به تشریح اقدامات میرزا احمدخان دریابیگی، حاکم بنادر، برای اخلال در روند مشروطیت میپردازد. حاکم با تحریک اشرار و ایجاد تفرقه میان تجار و علما، مانع از تشکیل انجمنهای ولایتی و اعزام وکلای بلوکات به تهران شده است. همچنین، با بهانهجویی و سوق اردو به مناطق مختلف، به غارت اموال مردم و کسب منافع شخصی میپردازد. در پایان، بر لزوم عدم پذیرش هزینههای این اردوها توسط وزارت مالیه و تحقیق در مورد این اقدامات تأکید میشود.
انتقاد از حرمت شکنی مطبوعات
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا ایرانیان به اهداف خود نمیرسند و همواره در مسیر پیشرفت سرگردان میمانند. سپس با ذکر مثالی از شرکتهای اروپایی که با اتحاد و اتفاق، ثروت را به کشور خود جلب میکنند، به نقد تقلید ناقص ایرانیان از این الگو میپردازد. اشاره میشود که چگونه شرکتهای متعددی با نامهای مختلف تأسیس شدهاند، اما هیچیک به نتیجه نرسیدهاند. در ادامه، به گسترش مدارس و سپس روزنامهها در دوران مشروطه اشاره میشود و بیان میگردد که چگونه بینظمی و بیاصولی در کار مطبوعات، باعث انزجار مردم از روزنامهها شده است. در پایان، به تلاش علما، وکلا و وزرا برای وضع قانون مطبوعات و محدود کردن آزادی قلم اشاره میشود و این اقدام را نتیجه عملکرد نامناسب صاحبان جراید میداند که با انتقادات تند خود، دلهای هموطنان را جریحهدار کردهاند.
ابزار تشکر و دعاگونی به محمدعلی شاه
عدم پذیرش استعفای فاتحان تهران و دولتمردان ارشد کشور
این نامه خطاب به نایبالسلطنه نوشته شده است. در آن، استعفای سپهدار اعظم، سردار اسعد و سردار منصور غیرقابل قبول دانسته شده و دلیل آن تزلزل مملکت عنوان شده است. در ادامه، قیام این افراد به وظایف حفظ مملکت از نظر شرعی لازم شمرده شده و ابراز امیدواری شده است که نتیجه مطلوب و آسایش خاطر به زودی حاصل شود.

درخواست از علمای ایران برای ایجاد وحدت میان آحاد مردم و تلاش در جهت استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با اشاره به وضعیت اسفبار ایران و مصائب ملت، علمای شیعه را مخاطب قرار داده و از آنان میخواهد که با توجه به مقام امامت و پیشوایی خود، برای حفظ اسلام و حمایت از مسلمین اقدام کنند. بر ضرورت اتحاد و اتفاق میان ملت و نقش علما در تحقق آن تأکید شده است. در ادامه، به خفقان ناشی از ظلم و ستم غاصبان حقوق ملت اشاره شده و از علما خواسته شده تا مردم را از غفلت بیدار کرده و به آنان بفهمانند که دفع شر ظالمین تنها با اتفاق ملت ممکن است. نامه، استقرار دولت مشروطه را تنها راه نجات و سعادت دنیا و آخرت مسلمین دانسته و عدالت، مساوات، امنیت و ترویج شریعت را از نتایج آن برمیشمارد. همچنین، به نقش علما در تبیین مفهوم مشروطه و لزوم مجاهدت همگانی برای تحقق آن اشاره شده است. در پایان، از علما خواسته شده تا با تمام توان برای احیای ملت و حفظ استقلال دولت اسلامی از طریق ایجاد اتفاق و استقرار مشروطه تلاش کنند، چرا که در غیر این صورت، کشور در معرض سلطه بیگانگان قرار خواهد گرفت.
درخواست اقدام فوری و قاطع از سوی مراجع مشروطه خواه نجف
توجه دادن دولت ایران به رقابتهای روسیه و عثمانی در کشور
متن با اشاره به مناقشه مرزی ایران و عثمانی آغاز میشود و سپس به اهمیت حفظ هویت اسلامی پیش از هویت ملی میپردازد. در ادامه، نگرانی خود را از احتمال تصرف مناطق تخلیه شده توسط عثمانی توسط روسیه ابراز میکند. این اقدام را موجب قطع روابط اتحادیه اسلامی و دشواری در حفظ آذربایجان در آینده میداند و هشدار میدهد که این وضعیت برای عثمانی و به تبع آن برای ایران زیانبار خواهد بود.
هدف مشروطهخواهان: بازگشت استبداد
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از «مشروعهبازی» و مخالفت با «مشروطه» چیست. در ادامه، به تشریح تفاوتهای بنیادین سلطنت مستبده (شخصی) و سلطنت مشروطه (نوعی) میپردازد. سلطنت مستبده را نظامی معرفی میکند که پادشاه در آن حاکم مطلق است و میتواند بدون هیچ محدودیتی در امور داخلی و خارجی تصرف کند، در حالی که در سلطنت مشروطه، حدود اختیارات پادشاه و ملت بر اساس قانون اساسی مشخص شده و پادشاه نمیتواند بدون رعایت قانون و تأیید مجلس، اقدام به تصرف در امور مملکت کند. سپس، نویسنده تأکید میکند که استبداد و مشروطیت ذاتاً ارتباطی به دیانت ندارند و مشروعهخواهان درباری و روسیان درباری با هدف ابطال مشروطیت و بازگرداندن حقوق استبدادی شاه، لفظ «مشروعه» را به «مشروطه» چسباندهاند تا مفهوم خارجی آن را از بین ببرند. نویسنده بیان میکند که مفهوم خارجی مشروطیت عین شریعت است و قانون اساسی ایران نیز با تأیید علمای نجف اشرف، هیچگونه مغایرتی با احکام شرعی ندارد. در پایان، از ملت میخواهد که فریب این خدعهها را نخورند و حقوق مشروع خود را از دست ندهند و به مستبدین اجازه ندهند با تغییر قانون انتخابات، دوباره استبداد را از طریق وکلای خود به کشور بازگردانند.
رد درخواست صدر اعظم و تأکید بر حمایت از مشروطیت
نامه با انتقاد شدید از صدر اعظم آغاز میشود که عدالت را از ظلم تشخیص نمیدهد و با تزویر سخن میگوید. نویسنده با اشاره به کردار شمر در صفین، ادعای اسلامخواهی صدر اعظم را در تضاد با عمل او میداند و تأکید میکند که حقانیت مراجع و پیروانشان بر کسی پوشیده نیست. در ادامه، نویسنده به ادعای صدر اعظم مبنی بر «امر دین و مذهب» بودن موضوع اشاره میکند و با تعجب میپرسد که آیا مراجع دین به دنبال خرابی دین هستند و دولتیان که همواره مخرب بودهاند، اکنون حامی دین شدهاند؟ نویسنده صراحتاً اعلام میکند که اگر هدف از آمدن او به تهران تغییر احکام مراجع باشد، این امر محال است و اگر غرض دیگری است، باید بیان شود. در پایان، نویسنده با موعظه حسنه، صدر اعظم را به تأمل دعوت میکند و میگوید که او را به راه خدا خوانده است. همچنین، اعلام میکند که به تلگرافهای نامربوط پاسخ نمیدهد و تا زمانی که تکلیف جلوگیری از استبداد باشد، حاضر به فعالیت است و در صورت لزوم، آماده مجازات علنی است.

درخواست بررسی دقیق حوادث تبریز توسط معتمدان دربار
متن با اشاره به لزوم یک نهضت شاهانه برای نجات کشور، مذهب، سلطنت و ملت آغاز میشود و بیان میکند که حقایق امور از شاه پنهان مانده است. در ادامه، پیشنهاد میشود که چند نفر از رجال دولت، به ویژه اعضای خاندان سلطنت، با اهالی تبریز از طریق تلگراف تبادل نظر کنند و نتایج را به اطلاع شاه برسانند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که این اقدام به نجات کشور از وضعیت بحرانی کمک کند.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست تدارکات لازم برای مجاهدان

انتقاد از رکود و جمود فرهنگی جامعه
متن با اشاره به لزوم ترویج علم در جامعه اسلامی آغاز میشود و سپس به نقد وضعیت فرهنگی و اجتماعی ایران میپردازد. نویسنده بیان میکند که در ایران، حتی علوم دینی مانند قرآن و حدیث نیز به دلیل تعارض با منافع و اعمال بزرگان و حاکمان، قابل تدریس و ترویج نیستند. او با ذکر مثالهایی از آیات قرآن و احادیث درباره ظلم، دروغ و رشوه، نشان میدهد که چگونه این مفاهیم با رفتار بزرگان در تضاد است و به همین دلیل، آموزش آنها با مخالفت و خطر مواجه میشود. در ادامه، به وضعیت فقه و اصول، فروع دین (مانند نماز، روزه، خمس و زکات) و اصول دین (توحید و عدل) اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه این مباحث نیز به دلیل عدم رعایت آنها در جامعه و تضاد با منافع قدرتمندان، عملاً کنار گذاشته شدهاند. در پایان، نویسنده با لحنی طنزآمیز به این نتیجه میرسد که نه علوم دینی و نه علوم دنیایی در ایران قابل آموزش نیستند و وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور را اسفناک توصیف میکند.
اظهار گلایه از سکوت علمای خراسان در برابر اقدامات دولت و عدم همراهی با مشروطهخواهان
متن با ابراز امیدواری به عنایات الهی آغاز میشود. سپس، نگارنده از دریافت نامهای گلایه میکند که حاکی از تخریب مخالفین و اتهام به ملت بوده و موجب پریشانی او شده است. او وضعیت ایران را اسفناک توصیف کرده و از خسارات مالی و جانی مسلمانان و تضییع حقوق دینی و دنیوی توسط خائنین ابراز تأسف میکند. در ادامه، به خطر افتادن حیات ملت شیعه و مذهب جعفری در برابر هجوم کفار اشاره کرده و از بیتفاوتی اهالی برخی مناطق ایران، به ویژه خراسان، انتقاد میکند. نگارنده تأکید میکند که قوای ملت برای مقابله با مخالفان کافی است و تنها نیاز به حس اسلامیت دارند. او از مخاطب میخواهد که مردم خراسان را از غفلت و بیحسی خارج کند و یادآور میشود که سکوت آنان نه تنها موجب شرمساری اوست، بلکه روح پیامبر اسلام را نیز غمگین میسازد. در پایان، با اشاره به پیشرفتهای مشروطهخواهان در سایر نقاط ایران مانند آذربایجان، کرمان، فارس، گیلان، کرمانشاهان، همدان و اصفهان، از اهالی خراسان میخواهد که به این حرکت بپیوندند و سکوت نکنند.

تشویق مردم ایران به برکناری رژیم محمدعلی شاه
این تلگراف در پاسخ به تحصن علمای خراسان صادر شده است. در آن، علمای خراسان به پایداری در برابر ظلم و استبداد تشویق شدهاند و این اقدام را از مهمترین واجبات دینی برشمردهاند. همچنین، بر لزوم دفاع در برابر بیدینیان تأکید شده و از مخاطبان خواسته شده است که اخبار جدید را اطلاع دهند.


درخواست از آخوند محمدکاظم خراسانی جهت عزل دریابیگی از حکومت بوشهر
نامهای به آخوند خراسانی ارسال شده که در آن نویسنده به اقدامات دریابیگی، حاکم بوشهر، اعتراض میکند. نویسنده ابتدا به سابقه مکاتبات خود اشاره کرده و سپس به تشریح اقدامات دریابیگی میپردازد. او توضیح میدهد که دریابیگی با فریبکاری و با استفاده از برخی مفسدین که خود را مجاهد جا زده بودند، به غارت چند دکان در بوشهر دست زده و سپس با متهم کردن مجاهدین به ناامنی، خود را حاکم بنادر کرده است. نویسنده همچنین به ورود نیروهای انگلیسی به گمرک بوشهر به بهانه ناامنی و غارت اشاره میکند و تأکید دارد که این اقدام با تحریک دریابیگی و بدون مجوز قانونی صورت گرفته است. در ادامه، نویسنده به رد اتهامات دریابیگی علیه خود میپردازد و با ارائه شواهد و گواهی جراید، فساد و استبداد او را آشکار میسازد. در پایان، از آخوند خراسانی درخواست میشود که به وضعیت بنادر جنوبی رسیدگی کرده و ملت را از ظلم دریابیگی نجات دهد و اموال غارت شده نویسنده را بازگرداند.
انتقاد از سهلانگاری مأموران حکومتی در اجرای احکام شرعی

مشاوره سیاسی ـ نظامی به محمدعلی شاه قاجار

خودداری از دادن مالیات به دولت تا زمان افتتاح مجلس شورا توسط محمدعلی شاه
سلطان ایران در دستخطی، نشر عدل و رفع ظلم را موجب آبادی کشور و آسایش مردم دانسته و اصول مشروطیت را به ایرانیان اعطا کرده است. تا زمانی که مشروطه به طور کامل و با نظامنامه و انتخابات شورا محقق شود، مردم کرمان نباید مالیات خود را به عمال ظالم و خائن بدهند، زیرا این کار موجب هرج و مرج در امور مشروطه خواهد شد. همچنین، بر افراد لازم است که فوراً از شرارت، سرقت، فساد و بینظمی جلوگیری کرده و راهها را برای عبور کاروانها امن سازند.

چگونگی دستگیری، محاکمه و اعدام حاج شیخ فضلالله نوری
این روایت، خاطرات مدیرنظام نوابی، از صاحبمنصبان نظمیه، درباره دستگیری، محاکمه و اعدام شیخ فضلالله نوری است. در ابتدا، مدیرنظام به مأموریت خود در حفاظت از منزل شیخ فضلالله در بحبوحه درگیریهای مشروطهخواهان اشاره میکند و از مقاومت شیخ در برابر تیراندازی و پناه بردن به سفارت خارجی سخن میگوید. سپس، به تلاشهای شیخ برای دور کردن اطرافیانش از خطر و پیشنهادهای مدیرنظام برای پنهان شدن یا پناهندگی به سفارت اشاره میشود که شیخ هر دو را رد میکند و بر موضع خود در قبال مشروطه تأکید میورزد. در ادامه، نحوه دستگیری شیخ فضلالله توسط مجاهدین و حبس او در نظمیه شرح داده میشود. بخش اصلی روایت به محاکمه شیخ در عمارت خورشید اختصاص دارد که در آن شیخ ابراهیم زنجانی به عنوان مستنطق اصلی، سؤالاتی درباره تحصن حضرت عبدالعظیم و مخالفت شیخ با مشروطه مطرح میکند. شیخ فضلالله با قاطعیت به سؤالات پاسخ میدهد و مشروطه را حرام و مؤسسین آن را لامذهب میخواند. پس از محاکمه، شیخ به میدان توپخانه منتقل و در میان هیاهوی جمعیت اعدام میشود. روایت با جزئیات تکاندهندهای از هتک حرمت به جسد شیخ پس از اعدام و تلاشهای خانواده برای تحویل گرفتن و دفن مخفیانه او ادامه مییابد. در پایان، به سرنوشت عاملان اعدام و همچنین جابجایی مخفیانه جسد شیخ فضلالله و دفن نهایی او در قم اشاره میشود.

بیان اقدامات مستبدانه محمدعلی شاه و اعلام بطلان همه قراردادها و قرضههای دولتی به دیوان بینالمللی لاهه



درخواست رسیدگی به وضعیت زندگی همسر حاج شیخ فضلالله نوری
این نامه با خطاب به رئیسالوزرا و وزیر داخله، به وضعیت همسر و فرزندان مرحوم ثقهالاسلام حاجی میرزا حسین نوری (همسر شیخ فضلالله نوری) میپردازد. نویسنده با اشاره به تلگرافهای قبلی خود، از تعدیات و دعاوی باطلهای که از سوی نزدیکان و بیگانگان به این خانواده وارد شده، ابراز نگرانی میکند و به پناهنده شدن حاجی میرزا هادی و میرزا موسی خان به خارج از کشور اشاره دارد. در ادامه، درخواست میشود که تحقیقات لازم صورت گیرد و در صورت صحت، تعدیات رفع شود. تاکید میشود که بر خلاف شرع، متعرض این خانواده نشوند و هیئتی از افراد صحیح برای رسیدگی به امور آنان تشکیل گردد. در پایان، نویسنده ابراز امیدواری میکند که در اموال و امور مربوط به این خانواده، تعرضی خارج از موازین شرعی صورت نگیرد و نوشتجات معتبره مورد ملاحظه قرار گیرد، چرا که این خانواده مورد توجه اولیای دولت و ملت هستند.

دستاوردهای معکوس از مشروطیت
متن با اشاره به بحرانهای مکرر کابینه وزرا در دوران مشروطه آغاز میشود و نگرانی از پیامدهای منفی این تغییرات را بیان میکند. در ادامه، به ناکارآمدی وزرای معارف، عدلیه و مالیه اشاره شده و تأکید میشود که وزرا به جای انجام وظایف تخصصی خود، تنها به دنبال منافع شخصی هستند. سپس، نویسنده به این نتیجه میرسد که تمام اقدامات و حرکات مشروطهخواهان، به جای آبادی و آسایش، منجر به هرج و مرج، قتل و غارت و عدم امنیت شده است. در پایان، به انحراف مجلس شورای ملی از اهداف اصلی خود و نیز رفتار ظالمانه فاتحین و مجاهدین با مردم، که حتی از دوران استبداد نیز بدتر است، انتقاد میشود.
انتقاد از سکوت و مماطله دولت در برابر درخواستهای مخالفان
متن با اشاره به مذاکره حضوری قبلی آغاز میشود که در آن پیشنهاد شده بود در صورت عدم تمایل به گفتوگو، اصلاحطلبان به انزوا بازگردند، اما پاسخی دریافت نشده است. در ادامه، خطاب به نایبالسلطنه، بر اهمیت جایگاه او در خانواده سلطنت و تکلیفش تأکید میشود و بیان میگردد که زمان بحثهای علمی گذشته و هدف از ورود به مذاکره، نجات مملکت است. سپس به عدم پاسخگویی به درخواستهای ملت و سوق دادن بحث به سمت مجادله توسط عینالدوله اشاره شده و از نایبالسلطنه خواسته میشود که برای نجات مملکت چارهای بیندیشد و اجازه ندهد امور به دست دیگران بیفتد. در پایان، درخواست میشود که اصل مطلب بدون پرده بیان شود و در صورت لزوم با دیگر اشخاص محترم نیز مشورت صورت گیرد تا تکلیف روشن شود.
.jpeg&w=3840&q=75)
تشکر از مبارزه ضداستبدادی علمای بوشهر و تأکید بر حفظ جان اتباع خارجه و داخله آن نواحی
این فتوا با تقدیر از تلاشهای علمای بوشهر و ملت فارس در ریشهکن کردن ظلم و استبداد آغاز میشود. در ادامه، بر وجوب حفظ امنیت عمومی و عدم تعرض به اتباع داخلی و خارجی، اعم از مسلمان، یهودی و دیگران، تأکید شده است. در پایان، از سید عبدالحسین لاری خواسته شده است که پس از ابلاغ سلام، مراقبت کاملی در همه امور داشته باشد.


لزوم ایجاد امنیت عمومی در کرمانشاهان
متنی خطاب به دو تن از علمای کرمانشاهان، با تأکید بر ضرورت تلاش برای رفع ناآرامیها و برقراری صلح عمومی در منطقه. از مخاطبان خواسته شده است که با تمام توان خود برای ایجاد آرامش و آسایش مردم اقدام کرده و نتایج اقدامات خود را گزارش دهند.

ترغیب ایلات و عشایر آذربایجان به تقویت بنیان مشروطیت و برحذر داشتن آنان از همراهی با مخالفان آن



اظهار خشنودی از وعده محمدعلی شاه قاجار در تقویت و حمایت از مشروطیت
متن با تقدیم ادعیه خالصانه به محمدعلی شاه قاجار آغاز میشود. سپس، نویسندگان از دریافت دستخط تلگرافی شاه که حاوی بشارت تکمیل عزم راسخ و عنایت ملوکانه در اجرای قوانین مشروطیت است، ابراز خشنودی میکنند. مشروطیت را موجب قوت دین و دولت، حافظ استقلال سلطنت و مفتاح سعادت و ترقیات میدانند. در ادامه، امیدواری خود را به تداوم ظل عطوفت و دینپروری شاه و مصون ماندن قلب او از دسایس خائنین و اجانب بیان میکنند. از شاه میخواهند که موهبت الهی استقلال را مغتنم شمرده و با نصبالعین قرار دادن ترقیات دیگران، تمام قوا را در استحکام مشروطیت مصروف دارد و خرابیهای ناشی از مفسدین را اصلاح کند. در پایان، ابراز امیدواری میکنند که با بذل عنایات شاه، عموم علما به دعاگویی و ملت به جاننثاری و فدویّت ذات اقدس او ترغیب شوند که موجب وصول به درجات شوکت و اقتدار و مراتب سلطنت و جهانبانی است.



تشریح سلطنت مشروطه و مطابقت آن با احکام اسلام و رد شبهات مخالفان
متن با اشاره به شایعاتی در تهران آغاز میشود که مشروطیت و مجلس شورای ملی را مخالف اسلام و قرآن میدانند و دولت نیز به این بهانه از اجرای آن سر باز میزند. سپس به تبیین مفهوم سلطنت مشروطه و مجلس شورای ملی میپردازد و بیان میکند که این دو با هدف محدود کردن ظلم و خودسری حاکمان و حفظ مصالح مملکت اسلامی، نه تنها منافاتی با اسلام ندارند، بلکه از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر و حفظ بیضه اسلام در برابر تهاجم کفار هستند. در ادامه، با هشدار نسبت به وضعیت نابسامان کشور و خطر از دست رفتن استقلال، علما و بزرگان را به بیداری و اتحاد برای برقراری قانون و نظارت بر دولت فرامیخواند. در بخش پایانی، به شبهه آزادی مطلق در مشروطیت پاسخ میدهد و توضیح میدهد که مراد از آزادی، رهایی از استبداد و زورگویی حاکمان است، نه آزادی در ارتکاب فواحش و منکرات شرعی. تأکید میشود که قانون اساسی ملی باید بر اساس موازین اسلامی باشد و مساوات نیز به معنای اجرای یکسان احکام شرعی برای همه، بدون تبعیض میان قوی و ضعیف است.

درخواست همراهی بیشتر علما و رجال کشور با علمای مخالف مشروطیت

صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
مخالفت با مشروطیت و تبعیت از احکام شرع
نکوهش محمدعلی شاه در برچیدن بساط مشروطیت
ابراز تشکر خود و محمدعلی شاه قاجار از برگزاری جشن و سرور در کربلا به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور

منظور از مشروطیت و رد انتقادات مخالفان

واکنش مراجع نجف به تجاوز روسها به شمال کشور و آمادگی مردم کرمانشاهان به دفاع از مشروطیت
پس از اطلاع از ورود نیروهای روسی به ایران، مراجع نجف دروس و اجتماعات خود را تعطیل کرده و هر روزه در مدرسه آیتالله حاجی خلیلی تهرانی گرد هم میآیند. در این جلسات، سخنرانان به ایراد نطقهای مهیج میپردازند و مردم نیز به صورت گسترده در آن شرکت میکنند. در این میان، سید محمدکاظم یزدی که پنج روز بر موضع استبداد پافشاری کرده بود، تحت فشار افکار عمومی و ناچاراً به جمع علمای مشروطهخواه پیوسته و تلگرافی را که به شاه ارسال شده بود، امضا میکند. امید بر این است که این وضعیت ادامه نیابد و ایران از سلطه بیگانگان رهایی یابد. در این مدت تعطیلی عمومی، کنسولهای دولتهای متمدن در بغداد به سلاطین خود اعتراض کردهاند و پاسخهای مساعدی نیز دریافت شده است. مردم کرمانشاهان نیز با همان شور و حرارت ذاتی خود، آماده دفاع از حقوق غصب شده ملت هستند.
رد اصلاحات دولت و تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت
این تلگراف در پاسخ به مطالبی ارسال شده که موجب حیرت نویسندگان گردیده است. هدف اصلی علمای عظام و ملت استرآباد، ترویج احکام مراجع نجف اشرف است که مقلدین ملت اسلامیه و ناشر احکام نبوی هستند. نویسندگان تأکید میکنند که نه ادعای حکومت دارند و نه توقع احسان، بلکه اهالی استرآباد احکام مراجع را لازمالاطاعه میدانند و برای اجرای اوامر علمای اعلام تا پای جان ایستادهاند. هیئتی متشکل از علما و مردم برای اجرای حکم مراجع، اصلاح مملکت و جلوگیری از خونریزی حرکت خواهند کرد و هدفشان اعلای کلمه حق است. همچنین، مجلس تشکیل شده در تهران را مجلسی میدانند که تنها به نفع دولتیان است و با اهداف ملت تفاوت اساسی دارد.
لزوم وحدت کلمه و اتفاق نظر میان علما جهت اصلاح کشور
متن با تأکید بر نقش علما در اصلاح ایران آغاز میشود و بیان میکند که استقلال دین و کشور تنها با اصلاحات دولتی و قیام ملت ممکن است که این امر در ایران به دلیل نفوذ علما، تنها با پیشگامی آنان محقق میشود. سپس به انتقاد از عدم اتحاد و اتفاق میان علما میپردازد و آن را عامل اصلی وضعیت نامطلوب کشور میداند. در ادامه، از علما میخواهد که با اتحاد و اقدام عملی، به جمعآوری کمکهای مالی برای حفظ استقلال کشور بپردازند و این کار را از هر عمل خیری واجبتر میشمارد. در بخش دوم، به مفهوم «حبالوطن» میپردازد و مدعیان آن را به دلیل عدم اقدام عملی در شرایط بحرانی کشور، دروغگو میخواند. در پایان، با اشاره به نمونههایی از فداکاری مردم عثمانی، از ایرانیان و به ویژه علما و مسئولین میخواهد که با کمک مالی و فداکاری، به نجات کشور از وضعیت فعلی کمک کنند.

دلایل آزادیخواهی مردم ایران
متن با طرح پرسشهایی درباره چرایی جنبشهای آزادیخواهانه در نقاط مختلف ایران آغاز میشود و به نقش روحانیون در این حرکتها اشاره میکند. سپس، آزادی را در مفهوم وسیعتر آن، یعنی رهایی از استبداد و بیقانونی، تعریف میکند و وضعیت مردم ایران را در یک «محبس بیقانون» توصیف میکند که در آن جان، مال و ناموس افراد در معرض تهدید حاکمان ظالم و افراد سودجو قرار دارد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که حتی پس از مرگ نیز، ورثه از دستاندازی حکومت و برخی عالِمنمایان در امان نیستند. در پایان، متن به تغییر نگرش مردم پس از وزیدن «نسیم آزادی» و تجربه عدالت در مواردی مانند محاکمه آصفالدوله اشاره میکند و تأکید دارد که مردم ایران دیگر حاضر به تحمل ظلم و استبداد نیستند و به دنبال تحقق کامل مشروطه و عدالت هستند.
درخواست اتحاد مراجع تقلید در برابر سیاستهای مداخلهجویانه بیگانگان
این نامه با اشاره به سابقه صلحطلبی نویسنده و اقدامات او در اصلاح امور مسلمانان آغاز میشود. سپس به اختلافات گذشته میان علما و مراجع تقلید میپردازد و آنها را کماهمیت میشمارد، زیرا تجاوزات همسایگان شمالی و جنوبی (روسیه و انگلستان) به دلیل تفرقه میان مراجع، افزایش یافته است. در ادامه، بر نقش مراجع تقلید در هدایت مردم تأکید میشود و پیشنهاد میگردد که پنج مرجع تقلید، از جمله مخاطب نامه، با یکدیگر متحد شده و برای رفع تجاوزات بیگانگان و حفظ اسلام اقدام کنند. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که این پیشنهاد را با نظر لطف و قبول بررسی کند.
درخواست از خوانین جهت استقرار مجدد مشروطیت و حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این نامه با ستایش از مخاطب و آرزوی پاداش اخروی برای او آغاز میشود. سپس به همراهی مخاطب با ملت در تأسیس مشروطیت و مبارزه با استبداد اشاره میکند و از او میخواهد که در این برهه حساس که حق و باطل در برابر هم قرار گرفتهاند و دشمنان قصد محو شریعت را دارند، به جهاد ادامه دهد. نامه تأکید میکند که هرکس از خوانین با مخاطب همراهی کند، در زمره لشکر اسلام و اهل بدر محسوب میشود. در ادامه، به صراحت تکلیف شرعی خوانین و مسلمانان را در عدم پرداخت مالیات به شاه ظالم و عدم اطاعت از او بیان میکند و احکام صادر شده در این زمینه را واجبالامتثال میداند. در پایان، متخلفین از این احکام را خارج از اسلام دانسته و بر مسلمانان واجب میشمارد که چنین افرادی را از جامعه اسلامی طرد کنند.

وضعیت دستگیرشدگان پس از بمباران مجلس
اهمیت اصلاح امور مالی
متن با اشاره به دو ویژگی منحصر به فرد اسلام آغاز میشود: اول، جامعیت دین اسلام که علاوه بر تهذیب اخلاق، امور سیاسی را نیز در بر میگیرد؛ و دوم، التزام بینظیر مسلمانان به جزئیات دین خود. سپس، بر اهمیت حیاتی اصلاح امور مالی کشور تأکید میشود و هشدار داده میشود که هرگونه سهلانگاری در این زمینه، حیات سیاسی مملکت را به خطر میاندازد. در ادامه، از دو دولت همجوار (روسیه و انگلستان) انتظار میرود که در مسیر ترقی و تمدن ایران، مساعدت کنند و عدم همکاری آنها به منزله مخالفت با پیشرفت ملت ایران تلقی میشود. در پایان، به عنوان یکی از روحانیون، پیشنهاد میشود که مردم به اقتضای دیانت از مصرف کالایی خاص (احتمالاً پارچه) که خارج از مأکل و مشرب است، خودداری کنند و ابراز امیدواری میشود که سایر روحانیون نیز با این نظر موافق باشند.
تایید و حمایت از مقاومت تبریز به رهبری ستارخان
این بیانیه با استناد به وقایع کربلا، اقدام به جنگ با مردم تبریز و غارت اموال آنان را به منزله همراهی با سپاه یزید دانسته و مسلمانان را از چنین اعمالی برحذر میدارد. در ادامه، به عموم مسلمین ایران، عشایر، ایلات و عساکر هشدار داده میشود که جنگ با مردم تبریز و غارت آذربایجان، همراهی با سپاه ابنسعد و ابنزیاد است و خون کسانی که چنین اقدامی کنند، در مقام دفاع هدر و حلال خواهد بود.


اطلاع از مفاد قراردادهای خارجی دولت و حاکم جدید اصفهان
این نامه با انتقاد از پاسخ نامناسب سعدالدوله به مطالبات مردم اصفهان آغاز میشود و بیاعتنایی وزرا به ایالتها را مغایر با اصول مشروطیت میداند. در ادامه، به ورود قشون روس به آذربایجان در زمان وزارت خارجه سعدالدوله اشاره کرده و از بیاطلاعی مردم از قراردادهای دولت با کشورهای همسایه ابراز نگرانی میکند. نویسندگان، فداکاری مسلمانان را برای استقلال کشور و حقوق ملی میدانند و هرگونه قرارداد پنهانی را مایه ناامیدی و تأسف میشمارند. در پایان، خواستار اطلاعرسانی فوری درباره قراردادهای جدید با دولتهای همسایه و معرفی حاکم جدید اصفهان پیش از اعزام او میشوند و بر لزوم تفرقه اردوی کاشان برای رفع غائله اصفهان تأکید میکنند.
لزوم عفو و اغماض و صبر در برابر ناملایمات
متن با تشکر از تبریک ورود نگارنده آغاز میشود. سپس، بر لزوم اتحاد و اتفاق میان مؤمنین تأکید شده و توصیه میشود در برابر ظلم و شرارت، عفو و اغماض پیشه کنند و صبر را شیوه خود قرار دهند. در ادامه، با استناد به آیه قرآن، بر یاری جستن از صبر و نماز و عدم غفلت از یاد خدا، به ویژه در ایام فتنه، تأکید میشود. از مخاطبان خواسته شده است که برای فرج امام زمان (عج) دعا کنند و از اغتشاش و بلوا دوری گزینند. در پایان، توصیه شده است که جوانان و افراد ناآگاه را به دوری از نزاع و رفتار برادرانه نصیحت کنند و از اوامر حاج شیخ جلیل اطاعت نمایند.
پیشنهاداتی جهت مصالحه میان محمدعلی شاه و مشروطهخواهان
متن با ارائه سیزده پیشنهاد برای حل بحران میان محمدعلی شاه و مشروطهخواهان آغاز میشود. این پیشنهادات شامل جلوگیری از بدگویی نسبت به علمای نجف، کاهش اقدامات نظامی، وعده بازگرداندن مشروطه، تغییر وزرای منفور، قطع ارتباط با افراد مفسد و مخالف مشروطه (مانند شیخ فضلالله نوری)، اظهار نارضایتی از اقدامات اقبالالدوله، برقراری نظم در شهر، عدم اعطای منصب به افراد نالایق، آزادی سید عبدالله بهبهانی، تعمیر مجلس و تبعید موقت برخی اشخاص است. در پایان، نگارنده با تأکید بر بیغرضی خود، بیان میکند که این تدابیر راه صلاح و امیدواری مردم است و در صورت اجرای آنها، خروج متحصنین از سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم را تضمین میکند و هشدار میدهد که در غیر این صورت، اوضاع بدتر خواهد شد.
درخواست ابلاغ دادخواهی و مظلومیت مردم ایران به دولتها و مجالس جهان



ابراز رضایت از وضعیت اجتماعی نائین و امتنان از نایبالحکومه
متن با حمد و ستایش آغاز میشود و به رهایی نائین از استبداد و آسودگی مردم اشاره دارد. در ادامه، از تلاشهای نایبالحکومه برای ترویج شریعت و عدالت و مساوات قدردانی شده و تشکر اهالی از او بیان میشود. در پایان، پیشنهاد میشود که از نایبالحکومه حمایت و ترویج شود.
ناسازگاری مشروطیت با اسلام
آمادگی برای جانفشانی در راه استقرار مجدد مشروطیت به تبعیت از مراجع مشروطهخواه عظام
تلگراف علمای استرآباد به تهران در پاسخ به تلگرافی مبهم از سوی دولتیان، با ابراز تعجب از پاسخ غیرمرتبط و مبهم آنها آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به تباین میان نشر عدالت و ترویج احکام حجج اسلام عتبات عالیات با رویکرد دولتیان اشاره میکنند و با استناد به آیه قرآن، ادعای دولتیان مبنی بر عدم تمایل به خونریزی را رد میکنند و به توپ بستن مسجد و کشتار مسلمانان اشاره میکنند. سپس، به تلگراف قبلی دولتیان که در آن پیشنهاد مذاکره درباره حکومت و احسان مطرح شده بود، پاسخ میدهند و آن را تلاشی برای تطمیع و زیر پا گذاشتن احکام حجج اسلام میدانند. در پایان، با اشاره به تهدید دولتیان به قدرت نظامی، ملت استرآباد را ملتی آماده جانفشانی در راه احیای مذهب و طریقه اثناعشریه معرفی میکنند و دولتیان را از تهدید این ملت برحذر میدارند و سکوت پیشین مسلمانان استرآباد را ناشی از بردباری و امید به تنبه دولتیان میدانند.
بیاعتمادی به قول محمدعلی شاه در پذیرش مشروطیت
ابراز نگرانی شدید از ورود قوای روسیه به داخل کشور
متن با ابراز نگرانی شدید از ورود قوای روسیه به کشور آغاز میشود و این اتفاق را مصیبتی غیرمنتظره و مایه ذلت مملکت اسلامی میداند. در ادامه، به بیاثر ماندن تلاشها برای جلوگیری از این بلا اشاره شده و خبر عبور ۳۵۰ نفر از نیروهای روس از مرز و ادامه لشکرکشی آنها اعلام میشود. نویسنده با بیان اینکه دیگر توان و حواسی برای این جمع باقی نمانده، مسئولیت این زوال را متوجه اولیای امور دانسته و از تصمیم خود برای کنارهگیری و پرداختن به مصیبت وطن سخن میگوید. در پایان، از حاضران در تلگرافخانه تهران درخواست میشود که اگر چارهای دارند، اقدام کنند.
تصمیم علمای مشروطهخواه عتبات عالیات جهت مهاجرت اعتراضآمیز به سوی ایران
این نامه با اشاره به دریافت دستخطی از مخاطب و ابراز خجالت از ارسال نامههایی با عنوان سبک، به موضوعی در کرمانشاهان میپردازد که آن را دروغ میخواند. سپس به مخالفت یک شخص با مشروطیت و عدم همراهی او با علمای نجف اشاره میکند که با وجود تلاشها و اعتراضات عمومی، از حمایت محمدعلی شاه دست برنداشته است. در ادامه، به حرکت علمای مشروطهخواه از نجف به سمت کربلا اشاره میشود که در آن آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی، بهبهانی و دیگران حضور دارند. همچنین به فعالیتهای آقا میرزا مهدی در بغداد با کنسولها اشاره شده و در پایان، نامهای از حجج اسلام در حمایت از سردار مظفر ایلخانی و امید به احقاق حقوق ملت و کوتاه شدن دست ظالم ضمیمه شده است.
تهدید حاکم بوشهر به اعاده حیثیت و اموال به یغما برده سید مرتضی اهرمی
این نامه با اشاره به زحمات و خدمات سید مرتضی اهرمی به ملت، به تخریب خانه و غارت اموال او توسط حاکم بوشهر اعتراض میکند. در ادامه، بر لزوم جبران خسارت، تعمیر خانه و بازگرداندن اموال غارتشده به صورت عین یا قیمت تأکید شده و هشدار داده میشود که در صورت عدم اقدام سریع، اقدامات دیگری صورت خواهد گرفت که نتایج ناگواری برای حاکم و دیگران به دنبال خواهد داشت.


درخواست از محمدعلی شاه و دولت برای همراهی بیشتر با مشروطه خواهان
این نامه در پاسخ به نامهای خصوصی نوشته شده که در آن از نویسنده خواسته شده بود تا راهکاری برای اصلاح وضعیت مملکت ارائه دهد. نویسنده با ابراز دلتنگی و ناراحتی، به انتقاد از عدم توجه به نظرات پیشین خود میپردازد و تأکید میکند که با وجود انزوای خود، همواره در جهت حفظ دین، مذهب و ملت کوشیده است. او به اتهاماتی مبنی بر تناقضگویی و ارتباط با کنسول روس پاسخ میدهد و با استدلالهای منطقی، این اتهامات را رد میکند. در ادامه، نویسنده با اشاره به وضعیت بحرانی آذربایجان و فعالیتهای مشروطهخواهان در داخل و خارج از کشور، از دولت میخواهد تا با تفقّد و امیدواری بخشیدن به ملت، از سقوط آذربایجان به دست روسها جلوگیری کند. او تأکید میکند که صلاح دین، مذهب و سلطنت در گرو همراهی دولت با ملت است و در پایان، با ناامیدی از تأثیرگذاری نظرات خود، از مخاطب میخواهد که راهکار را او ارائه دهد.
.jpeg&w=3840&q=75)
بیانضباطی در اردوگاه نیروهای دولتی و بدبینی و ناامیدی مردم تبریز از آنان
شکایت از تبرئه ستمگران ضد انقلاب در فارس و محکومیت ستمدیدگان در مشروطیت دوم
این نامه به مجلس شورای ملی، شکایتی است از تبرئه غارتگران و ستمگران فارس (ابناء قوام، علیقلی خان و خوانین کراش) که در جریان مشروطیت دوم به مردم لارستان و سبعهجات ظلم کرده و اموالشان را غارت و خون سادات و طلاب را ریختهاند. نویسنده از انتخاب وزیر داخلهای که چنین تلگراف بیمغزی صادر کرده و شکایات لاریها را بیاساس دانسته، ابراز تعجب میکند. نامه به نقش سید عبدالحسین لاری و مردم لار در برپایی مشروطیت در جنوب ایران اشاره دارد و اقدامات آنها را در مقابله با استبداد و محاصره ابناء قوام و خوانین کراش در شیراز یادآور میشود. سپس به خیانت محمدعلی میرزا و حمله ناگهانی ابناء قوام به لار و غارت و کشتار چهارده روزه اشاره میکند. در پایان، از مجلس شورای ملی درخواست میشود که خرابیها را جبران کرده، از ظالمین انتقام بگیرد و از سید عبدالحسین لاری و مردم لار حمایت کند تا موجب خشنودی آیتالله خراسانی شود.
نصایحی به سلطان احمد شاه نوجوان در امر اداره کشور
این نامه با تبریک جلوس احمدشاه آغاز میشود و با دعای خیر برای او ادامه مییابد. سپس، نه توصیه کلیدی برای اداره کشور ارائه میدهد. این توصیهها شامل ترویج شریعت و انتخاب معلمان دیندار، پرهیز از افراد فاسد و دنیاپرست، وطنپروری و تشویق صنایع داخلی، نشر علوم و صنایع نوین، دوری از مداخلات بیگانگان و انتخاب رجال وطنپرست، برقراری عدالت و مساوات در حقوق، ابراز محبت به ملت و مطالعه تاریخ سلاطین بزرگ است. در پایان، بر اهمیت ترویج علما و حفظ جایگاه آنان برای استقلال کشور تأکید شده و از شاه خواسته میشود که القائات دشمنان دین و دولت را نپذیرد.

تایید مجدد مشروطیت
این نامه با ستایش از تلاشهای مخاطب در ابلاغ احکام وجوب تبعیت از مشروطیت، به اهمیت آن در حفظ اسلام و مملکت از تسلط کفار و ریشهکن کردن استبداد و فساد اشاره میکند. در ادامه، با تأکید بر صحت صدور این احکام از سوی نویسندگان، هرگونه تشکیک در آن را مردود دانسته و از مؤمنین میخواهد که بدون عذر شرعی از آن تخلف نکنند. هدف نهایی، تشکیل مجلس ملی برای رفع ظلم و فساد و جلوگیری از تسلط کفر و الحاد بر مملکت اسلامی عنوان شده است.


مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با توصیف شهادت شیخ فضلالله نوری آغاز میشود و او را به فضل الهی و دریای علم تشبیه میکند که با شهادتش به آسمان صعود کرده است. در ادامه، به زندگی پرهیزکارانه و کمالجویانه او اشاره دارد که همچون چراغی برای مردم بود. سپس، از ویرانی شالوده دین و شریعت با شهادت او ابراز تأسف کرده و قاتلانش را اوباش و تبهکار میخواند. مرثیه، شهادت را عاقبتی سعادتمندانه برای شیخ فضلالله نوری میداند که با قوت قلب و ارادهای پولادین آن را پذیرفت. در پایان، به فضیلت و خردمندی او در مقابل دشمنانش اشاره کرده و مرگ او را ماتمی سهمگین برای اسلام توصیف میکند که با تلاوت قرآن و دعا به خاک سپرده شد.
تکریم مجاهدین تبریز و همشان دانستن انجمن تبریز و مجلس شورا
این نامه با ستایش از همت و غیرت سپهسالار ملی و مجاهدین تبریز آغاز میشود و نقش آنان را در غلبه اسلام و سربلندی ملت برجسته میسازد. در ادامه، انجمن تبریز را همشأن دارالشورای کبرای ملت دانسته و از آن انتظار میرود که در تأمین امنیت و آسایش عمومی، جلوگیری از قرضهای جدید و مقابله با اقدامات مملکتفروشی به وظایف خود عمل کند و نتایج را به اطلاع عموم برساند.


هشدار و انتقاد به مشروطهخواهان غربزده
متن با معرفی نویسنده به عنوان فردی وفادار به مشروطیت و خواهان راستی و درستی آغاز میشود. نویسنده به نقد گروهی از مشروطهخواهان میپردازد که با سوءاستفاده از عنوان مشروطه، به ترویج عقاید فاسد و جلب منافع شخصی مشغولند و با ایجاد انجمنهایی مانند «انجمن همّت خواتین» در پی فتنهانگیزی هستند. نویسنده با اشاره به اقدامات خود در جلوگیری از این فعالیتها و کسب تأیید از سید محمد طباطبایی، از مخاطب میخواهد که برای آگاهیبخشی عمومی، عقاید اسلامی خود را در روزنامه منتشر کند. در ادامه، نویسنده با تأکید بر اینکه مشروطه و اسلام جداییناپذیرند، از انحراف برخی مشروطهخواهان از اصول اولیه و پیروی از افکار غربی انتقاد میکند و از آنان میخواهد که دست از سر ملت برداشته و اجازه دهند مردم خود به اصلاح امور بپردازند. متن با دعای خیر برای مخاطب به پایان میرسد.
فروش املاک مجهولالمالک جهت تأمین هزینه مجاهدان
این سند با استناد به احکام مراجع تقلید، دفاع از شریعت در برابر مستبدین را واجب و تأمین هزینههای مجاهدین را ضروری میداند. بر این اساس، خالصهجات مجهولالمالک در منطقه طارم به مبلغ هشت هزار تومان به فردی به نام آقا ملا علیاکبر لاری فروخته شده و صیغه شرعی آن جاری گشته است. در ادامه، صحت این اقدام توسط سید عبدالباقی شیرازی تأیید شده و بر وجوب پیروی از آن و حرمت مخالفت با آن تأکید شده است. این سند توسط عبدالله مازندرانی تحریر شده است.


مقصر بودن مشروطهخواهان و طرفداران دربار و دولت در ایجاد نزاع طرفین و انتخاب نمایندگان شایسته و آگاه در مجلس آینده
فرمان جدید محمدعلی شاه مایه امیدواری ملت است، اما این فرمان تنها حقوق اولیه ملت را بازگردانده است. باید بررسی شود که چگونه این حقوق از ملت سلب شد و چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار آن لازم است. بخشی از قصور متوجه ملت است که وکلای نالایق را انتخاب کردند که نه حقوق ملت و نه حقوق دولت را میشناختند و باعث سقوط کشور به وضعیت فعلی شدند. با وجود خدمات معدود وکلای با دانش، اکثریت نالایق بودند. اکنون که موکلین و داوطلبان وکالت به اهمیت جایگاه خود پی بردهاند، وظیفه انجمنهای ولایتی و ایالتی است که وکلای کاردان، وطنخواه و آگاه به حقوق ملی را انتخاب کنند. وظیفه وکلا نیز این است که با دقت مراقب امور باشند تا از تکرار بدبختیهای گذشته جلوگیری شود. وکالت در این دوره بسیار مهمتر از دوره اول است و باید شالوده را با انتخاب وکلای صحیح و با دانش در انجمنهای ایالتی و ولایتی محکم کرد. این انجمنها باید مراقب اقدامات دولتیان باشند و هرگونه تخلف را سد کنند. همچنین باید افراد لایق را برای وکالت به ملت معرفی کنند تا حقوق ملی حفظ شود.
دلایل موافقت اولیه با مشروطیت و مخالفت بعدی با آن
نامهای از شیخ فضلالله نوری به فرزندش ضیاءالدین، در پاسخ به انتقادات او درباره تغییر موضع شیخ نسبت به مشروطیت. شیخ نوری تأکید میکند که ورود و خروج او در مسئله مشروطه نه از روی هوای نفس و جاهطلبی، بلکه بر اساس تشخیص حق و باطل بوده است. او توضیح میدهد که در ابتدا مشروطیت را صحیح میدانست، اما پس از آشکار شدن اهداف واقعی و انحراف آن از شریعت، با آن مخالفت کرد. شیخ نوری در ادامه به فرزندش توصیه میکند که به جای فنون سیاسی، به علوم اهل بیت (ع) بپردازد و بر لزوم حفظ شریعت اسلامی و مبارزه با مفاهیم غربی آزادی و برابری که با اسلام در تضاد هستند، تأکید میکند. او همچنین به دو نیاز اساسی ایران، یعنی تربیت اهالی بر اساس معارف و تأسیس عدالت عمومی، اشاره کرده و بیان میکند که این اصلاحات باید تحت نظارت روحانیت و بر اساس احکام اسلام باشد. در پایان، شیخ نوری از وضعیت موجود ابراز تأسف کرده و نگرانی خود را از آینده دین و مرجعیت شیعه بیان میکند.

دفاع از مشروطیت و انتقاد از مخالفان مشروطه و مشروطه خواهان تندرو
متن با انتقاد از اشرار و مغرضین آغاز میشود که با تخریب ملت و به خطر انداختن مشروطه، منافع شخصی خود را دنبال میکنند. نویسنده با اشاره به بیغیرتی ملت و عدم جوانمردی دولت، وضعیت کشور را اسفناک توصیف میکند و از عدم پیروی از سیره سیدالشهداء (ع) در دفاع از حق گلایه دارد. در ادامه، به انتقاد از ریاستطلبی برخی افراد میپردازد که با تکفیر دیگران، اسلام را به خطر میاندازند و خانه اسلام را خراب میکنند. نویسنده مشروطه را مجری شریعت اسلام و دافع ظلم معرفی کرده و از هر اسلامپرست، وطنپرست و عدالتپرور میخواهد که از مشروطه دفاع کند و در این راه از جان و مال خود دریغ نورزد. در پایان، به این نکته اشاره میکند که اعمال خلاف برخی مستبدین در لباس مشروطهخواهی، به معنای بدی مشروطه نیست، بلکه تقصیر از کجروی خود افراد است و هر عیبی که هست از مسلمانی ماست.
.jpeg&w=3840&q=75)
اصرار علما بر ادامه جنگ مشروطه خواهان
.jpeg&w=3840&q=75)
تأکید مشروطهخواهان تبریز به بازگشت مشروطه بنا بر فرمان مراجع مشروطهخواه نجف
.jpeg&w=3840&q=75)
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
درخواست از محمدعلی شاه برای حضور در تبریز جهت بیرون راندن قوای روس
این تلگراف به محمدعلی شاه و صدراعظم او ارسال شده است. در ابتدا، نویسندگان به عدم موافقت صدراعظم با بازگشتشان به شهر تبریز اشاره میکنند، اما با وجود این، به دلیل شرایط بحرانی و ورود نیروهای قزاق روس به تبریز، تصمیم به بازگشت به شهر میگیرند. در ادامه، تلگرافی از انجمن ایالتی تبریز و اجلالالملک نقل میشود که در آن از نویسندگان خواسته شده است به دلیل حضور نیروهای روس و نگرانی اهالی، فوراً به تبریز بازگردند تا مایه آرامش و قوت قلب مردم باشند. در پایان، نویسندگان اعلام میکنند که با توجه به وضعیت موجود و تأکیدات، صلاح را در بازگشت به شهر میبینند و صبح روز بعد به تبریز عزیمت خواهند کرد تا در خدمت باشند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تفویض اختیار تام به حکام ایالات جهت استقرار نظم
متن با اشاره به وضعیت آشفته و ناامنی عمومی در کشور آغاز میشود و بیان میکند که وزرا و مسئولان، خود را در قبال نظم و امنیت کشور مسئول نمیدانند. سپس، هرج و مرج موجود را ابزاری برای پیشبرد مقاصد برخی مستبدان معرفی میکند. در ادامه، به بیفایده بودن مذاکرات کمیسیون با وزیر داخله اشاره شده و تأکید میشود که باید به حکام ایالات اختیار تام داده شود تا بتوانند از اشرار و مفسدین جلوگیری کنند و این اقدام نباید محدود به یک منطقه خاص باشد، بلکه باید تکلیفی کلی برای همه حکام تعیین شود.
اعلام موافقت با مذاکره دولت برای حل امور کشور
متن با اشاره به بحثهای اولیه پیرامون مذاکره با دولت مرکزی در تهران آغاز میشود. نویسنده به نگرانیهایی اشاره میکند که مبادا اعزام هیئت از تبریز به تهران، به معنای ضعف ملت تعبیر شود. او پیشنهاد میکند که برای رفع این سوءتفاهم، تلگرافی به انجمن سعادت اسلامبول ارسال شود تا از طریق روزنامهها اعلام کنند که این اقدام صرفاً برای مذاکره است و نه تسلیم. در ادامه، نویسنده به نقش شخصی خود در این مذاکرات اشاره میکند و بیان میدارد که دیگران از اقدامات او مطلع بودهاند اما دخالتی نمیکردند. او تأکید میکند که خود را فرستاده ملت نمیداند و از مخاطبان میخواهد که همین مضمون را به اطراف و اسلامبول تلگراف کنند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت و تقویت بنیانهای شریعت
تقاضای تجدیدنظر در مخالفت با مشروطیت
نامهای به آخوند ملا قربانعلی همدانی نوشته شده است که در آن از او خواسته میشود در موضع خود نسبت به مشروطیت تجدید نظر کند. در این نامه، ابتدا به او یادآوری میشود که مفسدین با القای شبهات، او را به مخالفت با مراجع مشروطهخواه و ایجاد تفرقه در میان مسلمانان واداشتهاند. سپس از او سؤال میشود که آیا این مخالفت، جز اتلاف جان و مال و آبروی مردم، نتیجهای در پی خواهد داشت؟ در پایان، از او درخواست میشود که ابتدا به تحقیق درباره معنی و فواید مشروطیت بپردازد و پس از آن، با تمام توان از این اساس مقدس حمایت کرده و با مفسدین و مخالفین آن مقابله کند.
اعلام تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در جهت استقرار مشروطه
این تلگراف در پاسخ به تلگراف سردار اسعد بختیاری نوشته شده است. در این پیام، تمام اقشار مردم کرمانشاه، اعم از شهری و عشایر، آمادگی کامل خود را برای حفظ حقوق وطن و اجرای دستورات مراجع مشروطهخواه نجف، به ویژه آخوند خراسانی، اعلام میکنند. نویسندگان تأکید میکنند که تا زمانی که پای تجاوز بیگانگان به میان نیامده بود، صبر و تحمل پیشه کرده بودند، اما در شرایط کنونی، مرگ با عزت را بر زندگی با ننگ ترجیح میدهند و منتظر دستورات بعدی هستند.
بیاطلاعی مراجع مشروطهخواه نجف از مقاصد اصلی مشروطهخواهان
ستمکاریها و تعدیهای قوای روسیه در آذربایجان
متن با ابراز نگرانی از وضعیت کشور آغاز میشود. در ادامه، به افزایش قوای روسیه در اردبیل و غارت شهر توسط آنها اشاره شده و بیان میشود که روسها پس از غارت، با دسیسه وارد شده و با آوردن قزاق، ظاهراً امنیت را برقرار کردهاند. سپس، به تلاش روسها برای جلب مردم تبریز از طریق آوردن فواحش و فروش مسکرات ارزانتر اشاره میشود و نویسنده از عواقب این اقدامات در جذب افراد هرزه و اشرار ابراز نگرانی میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از بیتفاوتی و بیعملی مشیرالسلطنه (صدراعظم) در برابر محمدعلی شاه
متن با حمد و سپاس خداوند آغاز میشود که بندگان خود را با بلایا و محن، به ویژه تصدی نادانان در امور مردم، مبتلا میکند. سپس، نویسنده به شرح ملاقات خود با مشیرالسلطنه میپردازد و از بیتفاوتی و غفلت او در اصلاح امور انتقاد میکند. نویسنده با یادآوری سوابق مشیرالسلطنه در دوران شاهان پیشین، او را به دلیل دیانت و دولتخواهی، شایستهترین فرد برای شرفیابی به حضور شاه و عرضه مفاسد امور و ارائه راه حل اصلاحی میداند. در پایان، نویسنده مشیرالسلطنه را به جبران غفلتها و رهایی از بدنامی دعوت میکند و پیشنهاد میدهد که به جمع شاهزادگان و محترمین در عشرتآباد بپیوندد یا مستقلاً برای آسایش مردم اقدام کند.
تشویق ضرغامالسلطنه بختیاری به شرکت در جنبش مشروطهخواهی
متن با اشاره به نارضایتی عمومی از محمدعلی شاه و درباریان فاسد آغاز میشود و بیان میکند که در صورت پیوستن خوانین به مشروطهخواهان، مردم نیز با تمام وجود از آنان حمایت خواهند کرد. در ادامه، به ضرغامالسلطنه بختیاری اشاره شده که به دلیل ارادت به سید احمد نوربخش، از دستور مرشد خود سرپیچی نخواهد کرد. به همین منظور، از سید احمد تقاضا شده است که به فرادنبه، محل اقامت ضرغامالسلطنه، رفته و او را به همکاری با خوانین ترغیب کند.

عدم همراهی با مجاهدان ستارخان
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست عدم مداخله انگلستان و روسیه در امور ایران
درخواست از دولتهای روسیه و انگلستان برای عدم مداخله در امور داخلی ایران و واگذاری ملت و دولت به یکدیگر. تأکید بر اینکه عدم مداخله این دو دولت، مانع از مداخله سایر دولتها نیز خواهد شد. اشاره به اینکه ملت ایران از اغفال این دو دولت آگاه شده و به دولتهای آلمان، اتریش و عثمانی روی آورده است. در پایان، بیان میشود که با عدم مداخله دولتین، ایرانیان قادر خواهند بود دشمنان داخلی خود را از میان برداشته و مشروطیت را به نحو احسن اداره کنند.
درخواست از ایلات و طوایف کرمانشاهان جهت پیوستن به مجاهدان تبریزی و یاری آنها در برابر هجوم نیروهای دولتی
متن با سلام و درود به رؤسا، عشایر و ایلات ایران، به ویژه خوانین کرمانشاهان آغاز میشود. در ادامه، به مدت یک سال از مسدود شدن راههای ارتباطی علما توسط دولتیان برای جلوگیری از حمایت از ملت و مشروطیت و ترفیه حال رعیت گلایه شده و اشاره میشود که دولتیان با نسبت دادن مضامین کفرآمیز به علما، قصد تصرف مستبدانه در اموال و نفوس مردم را دارند. سپس، با یادآوری مجاهدتهای ملت آذربایجان و سردار ستارخان، از خوانین کرمانشاهان به دلیل عدم یاری به مجاهدین و عدم اقدام برای آزادی سید عبدالله بهبهانی که در جوار آنها محبوس بوده، انتقاد میشود. در پایان، از خوانین خواسته میشود که سید عبدالله بهبهانی را آزاد کرده و بر اساس دستورالعمل ایشان، با اتفاق و یکپارچگی، در جهت استحکام مشروطیت و ریشهکن کردن استبداد با مجاهدین آذربایجان متحد شوند. این اقدام به منزله جهاد در رکاب امام زمان و نصرت دین مبین تلقی شده و با استناد به آیه قرآن، وعده یاری الهی داده میشود.

ابراز نگرانی از ورود نیروهای روسی به تبریز و تعیین تکلیف مردم
این نامه با ابراز نگرانی شدید از اخبار تبریز و دخالت بیگانگان در امور داخلی، به ویژه ورود نیروهای روسی، آغاز میشود. نویسندگان با اشاره به اضطراب عمومی ملت و دفاع مردم از خود، از مراجع تقلید درخواست میکنند تا تکلیف شرعی مردم را در این شرایط بحرانی به سرعت مشخص کنند. در پایان، نام جمعی از علما به عنوان نگارندگان نامه ذکر شده است.
درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت تشکیل مجدد مجلس شورا و تهدید وی به تغییر روش در مقابل او در صورت عدم انجام آن




تبریک جلوس سلطنت سلطان احمد شاه و نایب السلطنگی عضدالملک
متن با تبریک جلوس احمدشاه قاجار به سلطنت و انتصاب عضدالملک به نیابت سلطنت آغاز میشود. در ادامه، این وقایع را به مثابه نجات کشتی استقلال ایران از امواج فتنه و آغاز دورانی جدید از سعادت برای دولت و ملت توصیف میکند. در پایان، برای دوام سلطنت احمدشاه و موفقیت عضدالملک در اصلاح امور داخلی و دفع دخالتهای خارجی آرزوی توفیق میکند.


شکایت از رفتار ظالمانه مشروطهخواهان
متن با ابراز تأسف از عدم حضور در جمع مخاطب آغاز میشود و به وضعیت نابسامان رشت تحت حکومت مشروطهخواهان اشاره میکند. در ادامه، به حبس چهار نفر از مجاهدین رشت بدون تحقیق و عدم اعتنای انجمن ایالتی به درخواست مردم برای تشکیل انجمن استنطاق اعتراض شده است. در پایان، نویسنده به نقش خود در آرام کردن مردم و انتظار برای پاسخ از دارالشورای مقدس اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که به این موضوع اهمیت دهد.
عدم سازش با دولت و به رسمیت نشناختن کارگزاران دولتی
این بیانیه با خطاب قرار دادن مشیرالسلطنه، به بیداری ملت خراسان و عدم پذیرش سلطه خائنین به مذهب و ملت اشاره میکند. در ادامه، اقدامات دولت در تغییر مأمورین و خونریزیهای صورت گرفته را بیاثر دانسته و اعلام میکند تا زمانی که حقوق غصب شده ملت بازگردانده نشود، هیچ یک از مأمورین دولتی پذیرفته نخواهند شد و مأمورین فعلی خراسان نیز در صورت عدم همکاری با ملت، مجازات و تبعید خواهند شد. بیانیه با تأکید بر عدم امکان صلح و سازش پس از وقایع اخیر و قتل عمادالعلماء، به پایان میرسد.
ابراز تشکر از اعطای مجدد مشروطیت توسط محمدعلی شاه قاجار
متن با ابراز شکرگزاری از محمدعلی شاه قاجار به دلیل اعطای مجدد مشروطیت و عفو عمومی آغاز میشود. در ادامه، این اقدام شاهانه به مثابه تابش آفتاب مکرمت و مرحمت توصیف شده و اعلام میشود که مژده این عطیه بزرگ به سرعت به اطلاع مردم رسیده است. نویسندگان بیان میکنند که ملت در حال حاضر در حال دعا برای شاه هستند و فردا دستخط همایونی به شهر برده خواهد شد تا مردم از آن مطلع شوند و آثار رحمت الهی آشکار گردد. متن با دعای خیر برای پادشاه و دوام سایه او بر مردم و کشور به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از خوانین و مردم لارستان جهت استقرار مجدد مشروطیت و همراهی با سید عبدالحسین لاری
این نامه با خطاب به خوانین و مردم لارستان، از وضعیت نامساعدی که ظالمین و مخالفین شریعت برای حجتالاسلام سید عبدالحسین لاری و مؤمنین آن منطقه ایجاد کردهاند، ابراز نگرانی میکند. در ادامه، با توجه به شرایط ایران و مخالفت سلطان، حمایت از ملت اسلام در احقاق حقوق مشروطیت و تقویت و همراهی با سید عبدالحسین لاری را لازم و دارای اجر مجاهدین فی سبیلالله میداند و مخالفت با ایشان را در حد شرک به خداوند قلمداد میکند.


اظهار نگرانی از توطئههای احتمالی شاه علیه مشروطه به علمای مشروطه خواه نجف
متن با اشاره به اقدامات اخیر شاه، از جمله تشکیل اردو در خارج دروازه شهر و تبعید برخی امرا بدون بهانه، آغاز میشود. این اقدامات باعث ایجاد ترس و وحشت فوقالعاده در میان مردم و تعطیلی عمومی در ولایات ایران شده است. در پایان، بر لزوم اقدامات جدی و سریع برای مقابله با این وضعیت تأکید شده است.



ابراز همراهی شاه با مجلس و مردم
متن با توصیف دیدار با شاه و ابراز رضایت او از عملکرد وکلا آغاز میشود. در ادامه، به دیدار مجدد با شاه اشاره شده که در آن شاه بر همراهی و حمایت خود از مجلس تأکید کرده و حتی قول افتتاح عمارت جدید مجلس را داده است. سپس، نویسنده به ابراز تأسف از اقدامات جاهلانه برخی اشرار میپردازد که موجب افسردگی ملت و وکلا شده است. در پایان، به نقل از شاه، این اقدامات را به عوامل خارجی نسبت داده و بر اطمینان شاه به ملت و عدم آسیب دیدن او از این حوادث تأکید میشود.
لزوم کمک و همفکری با ستارخان
متن با اشاره به درخواست صد سوار از ستارخان برای اعزام به سامخان آغاز میشود و فداکاری سردار ملی در عدم پناهندگی به کنسولگری روس و بازگشت به تبریز را ستایش میکند. در ادامه، به جوانی و نیاز ستارخان به تجربه و مربی اشاره شده و بر لزوم حمایت و همراهی با سردار و سالار تأکید میشود. نویسنده به حمایتهای پیشین خود از این افراد و گفتگوهایش با کنسولهای روس و انگلیس برای جلوگیری از بازگشت آنها اشاره میکند. در پایان، به قطع رابطه کنسول روس با نویسنده پس از این وقایع اشاره میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
مداخله ندادن سید عبدالله بهبهانی در امور سیاسی
پس از پیروزی مشروطهخواهان و ورود سرداران فاتح، برخی از مردم خواستار بازگشت سید عبدالله بهبهانی از نجف به تهران هستند. در مقابل، گروهی از مشروطهخواهان غربیمآب معتقدند که بهبهانی نباید در امور سیاسی دخالت کند، زیرا نابسامانیهای گذشته ناشی از عدم رعایت قانون بوده است. این گروه تأکید دارند که در دوره دوم مجلس، اجازه دخالت بهبهانی در امور داده نخواهد شد.
لزوم جانفشانی در راه حفظ استقلال کشور در برابر تجاوز روسیه
متن با ابراز خرسندی از غیرت و حمیت مخاطبان آغاز میشود. سپس بر لزوم آمادگی همه مسلمانان برای جانفشانی تا آخرین قطره خون در راه حفظ وطن اسلامی تأکید میکند. در ادامه، از مخاطبان میخواهد که سفرای دولتهای بزرگ را از این عزم آگاه سازند و با اطلاعرسانی متقابل، اقدامات مجدانه و علمی انجام دهند. در پایان، نگارنده آمادگی کامل خود را برای همکاری و انتظار برای دریافت اطلاعات بیشتر اعلام میکند.

ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و استقرار نظم در کشور
انتقاد از تندروی نمایندگان مجلس در مخالفت با محمدعلی شاه و پیشنهاد رفع کدورت فیمابین
نامه با اشاره به جایگاه سید عبدالله بهبهانی در مجلس شورای ملی آغاز میشود و بر لزوم حفظ این جایگاه برای حسن عاقبت امور تأکید میکند. در ادامه، به بدگوییها علیه محمدعلی شاه، تندروی برخی نمایندگان و نفاق میان وکلا اشاره شده که منجر به تصمیم شاه برای مقابله با مجلس و ایجاد ناآرامی شده است. نویسنده پیشنهاد میکند که با وساطت سفارتخانهها، وزرا یا علما، برای اصلاح امور، تفرقه انجمنها و آرام کردن مردم اقدام شود تا مجلس تقویت گردد. در پایان، نویسنده از آمادگی شاه برای درگیری با مجلس خبر میدهد و دلیل اصلی آن را نفاق برخی وکلا میداند که مخفیانه با شاه ملاقات و دستورالعمل دریافت میکنند.
گزارش فتح تهران و رویدادهای پس از آن به مراجع مشروطهخواه نجف
مجلس عالی، پیروزی مجاهدین و فداییان ملت در تصرف تهران در ۲۷ جمادیالثانی را به مراجع مشروطهخواه نجف گزارش میدهد. در این گزارش، به انزجار عمومی از محمدعلی میرزا و پناه بردن او به سفارت روس اشاره شده و تصمیم مجلس عالی مبنی بر خلع محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد میرزا به پادشاهی و تفویض نیابت سلطنت به عضدالملک، مطابق اصول قانون اساسی، اعلام میشود. در پایان، از حمایت مراجع نجف تشکر شده و امید به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام شریعت ابراز میگردد.
ابراز نگرانی از دستهبندیهای سیاسی در آذربایجان و طولانی شدن توقف سپاه روسیه در آنجا
نامه با تبریک پیروزی مشروطیت و برچیده شدن ریشه استبداد آغاز میشود و بر لزوم حضور مخاطب در مجلس شورای ملی در تهران تأکید میکند. در ادامه، نویسنده نگرانی عمیق خود را از اختلافات و دستهبندیهای شدید میان مشروطهخواهان و مجاهدین در تبریز ابراز میدارد و این وضعیت را مانعی برای رفع مشکلات داخلی آذربایجان و حتی عاملی برای طولانی شدن حضور نیروهای روس در منطقه میداند. در پایان، از مخاطب میخواهد که به تهران بازگردد و به فعالیتهای خود ادامه دهد.
توجه و تأکید مراجع نجف اشرف به حفظ مشروطیت
متن با ابراز احترام و شوق نویسنده برای حضور در مجلس شورای ملی آغاز میشود. در ادامه، از تلاشهای نمایندگان مجلس در ترویج احکام اسلام و اجرای قوانین مشروطیت قدردانی شده است. سپس، نویسنده به عنوان «سوغاتی» از سفر خود، تأکید مراجع نجف اشرف بر حفظ اساس مشروطیت را بیان میکند و متذکر میشود که مراجع نجف، ترویج مشروطیت را ترویج حقیقت اسلام میدانند و در حفظ جزئیات آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد و حتی مهاجرت از مساکن خود را نیز در این راه در نظر دارند.
اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و امنیتی مردم آذربایجان پس از مشروطیت
متن با توصیف وضعیت نابسامان آذربایجان پس از سه سال از مشروطیت آغاز میشود. به رکود اقتصادی، از بین رفتن تجارت و بازار، و وضعیت اسفبار مردم از تجار تا رعایا اشاره شده است. در ادامه، ضمن اذعان به اینکه ممکن است راه حلها در دارالشوری و توسط وزرا مطرح شود، بر لزوم بیان این مشکلات و توجه به حقوق و وضعیت کسانی که در این شرایط سخت مقاومت کردهاند، تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
بیثمر بودن تأسیس دارالشورای کبرای مملكتی توسط محمدعلی شاه و پیروزی قریبالوقوع مشروطهخواهان
پس از ناامیدی شاه و درباریان از لغو مشروطیت، مجلسی به نام «قونسل آف استیت» یا شورای مُلکی با پنجاه نفر از منتخبین شاه در دربار تشکیل شد. هدف از این اقدام، اغفال ملت و نسبت دادن خرابکاریهای دربار به این مجلس بود. این مجلس، مانند «دارالشورای کبرا»ی ناصرالدین شاه، بینتیجه خواهد بود. تا زمانی که اختیارات طبقات حاکم محدود نشود، امکان آبادی کشور و رفاه ملت وجود ندارد و این مجلس نیز دوامی نخواهد داشت. دولت تلاش میکند با این حیل، رضایت ملت را به خارجیها بقبولاند تا شاید رسمیت مشروطیت را باطل کنند. اما این تلاش موفق نخواهد شد، زیرا بازگشت امنیت در ایران از اقتدار شاه و این مجلس خارج است و ملت هرگز حقوق خود را رها نخواهد کرد. همچنین، قدرت و آمادگی آذربایجان برای مقابله با دربار، مانع از موفقیت این دسیسه خواهد شد. مهمتر از همه، احکام و فتاوای مراجع مشروطهخواه است که نه کهنه میشود و نه قابل نسخ است و ملت از روی عقاید مذهبی پیرو این احکام الهی هستند. استبداد پس از دو سال مشروطیت، محال است دوباره در ایران حاکم شود. تاریخ انگلستان و تجربه چارلز اول نیز نشان میدهد که اداره کشور بدون پارلمان به زیان منجر میشود. با توجه به تقدیر الهی، آنچه تاکنون رخ داده، به قوت مشروطیت ایران افزوده و آنچه در آینده نیز پیش آید، بهتر خواهد بود. حتی اگر قدرتهای خارجی نیز مانع مشروطیت شوند، جز خذلان نتیجهای نخواهند گرفت. شواهد نشان میدهد که مجلس «قونسل آف استیت» نیز دوامی نخواهد داشت و دیر یا زود مجلس ملی دوباره افتتاح خواهد شد. روسها دشمن آزادی و ترقی ایران هستند و انگلیسیها نیز مایلند این مجلس را تقویت کنند تا مناقشات داخلی ایران را دفع کنند، اما این تلاشها نیز بینتیجه خواهد بود. بیکفایتی شاه و مستبدین بر همگان آشکار شده و اعضای این مجلس نیز بیکفایتی خود را نشان خواهند داد. رفتن سفیر عثمانی از تهران نیز از نکات سیاسی مهم است و نشان میدهد که اگر روسها به آذربایجان قشون بفرستند، عثمانی نیز چنین خواهد کرد. ایرانیان باید منافع خود را بشناسند و از همراهی با بیگانگان دست بردارند و روابط خود را با عثمانی و آلمان افزایش دهند، بدون اینکه روابط با روس و انگلیس را قطع کنند.
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
تایید نقطه نظرات آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی مبنی بر عدم مداخله او در امور سیاست
این متن با ستایش از سید محمدکاظم طباطبایی یزدی آغاز میشود و بر پایبندی او به وظایف شرعی و عدم مداخله در امور سیاسی تأکید میکند. در ادامه، به همراهی گسترده متدینین، علما، تجار و کسبه با این رویکرد اشاره شده و از تشکرات فراوان از سراسر ایران سخن به میان میآید. در مقابل، متن به انتقاد از گروهی از «مجلسخواهان» میپردازد که به دلیل عدم همراهی سید با اغراض نفسانیشان، به مخالفت با او برخاستهاند. در پایان، بر توکل سید محمدکاظم طباطبایی یزدی به خداوند در تمامی امور تأکید میشود.
عواقب ناگوار دعوت و حضور نیروهای روسیه در کشور
متن با توصیف ملت ایران به عنوان ملتی بیصاحب و بختبرگشته آغاز میشود و بیتفاوتی جهانیان نسبت به ظلم روا شده بر ایرانیان را با واکنشهای احتمالی به ستم بر اقلیتهای دیگر مقایسه میکند. در ادامه، به حادثه تبریز اشاره دارد که در آن یک سرباز روسی مورد حمله قرار گرفته و در پی آن، ژنرال روسی از مردم تبریز خسارت طلب میکند و دویست نفر از آزادیخواهان ایرانی به دست روسها کشته میشوند. نویسنده این وقایع را نتیجه دعوت از نیروهای بیگانه توسط دربار وطنفروش میداند و به مشروطهبازانی که شاه را پدر مهربان میخواندند، کنایه میزند، به ویژه سید محمدکاظم یزدی. در پایان، نویسنده یادآور میشود که از پنج ماه قبل، بارها به رؤسا در مورد توطئههای روسها در خراسان و بهانهجوییهای آنان برای سرکوب ملت ایران هشدار داده است، در حالی که مردم به دستور مراجع تقلید از درگیری با خارجیها اجتناب کردهاند، اما روسها بدون دلیل به آنها شلیک کرده و دویست نفر را به قتل رساندهاند.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با ابراز تأسف از به دار آویخته شدن حاج شیخ فضلالله نوری توسط «کفر» آغاز میشود و این واقعه را نشانهای از آشکار شدن کفر و پنهان شدن دین میداند. در ادامه، با تعجب از وقوع چنین رویدادی در پایتخت شاهنشاهی، به خواری اسلام و تباهی علم اشاره میکند و از انتقام الهی در آینده بیم میدهد. در پایان، با عبارت «الشهید فضلالله» به شهادت او اشاره میکند.
درخواست اعلام مجدد مشروطیت در کشور و گشایش مجدد مجلس شورا و عفو عمومی
درخواست میشود که فرمان حکومتی برای بازگرداندن مشروطیت، تأسیس مجدد مجلس شورای ملی و انتخاب نمایندگان صادر شود. این فرمان باید به تمام نقاط کشور ابلاغ گردد تا خطرات موجود برطرف شود. همچنین، عفو عمومی شامل حال تمام مردم خواهد شد. در ادامه، به پافشاری و لجاجت طرف مقابل اشاره شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
بی اعتنایی به شایعهپردازیها و اتهامات نسبت به خود و اعلام تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف
متن با یک بیت شعر آغاز میشود. نویسنده خود را فردی معرفی میکند که با وجود فقر، در امور دولتی فعالیت دارد و اتکای خود را به مراجع مشروطهخواه نجف اعلام میکند. اشاره میشود که در گذشته، برخی افراد که خود را وابسته به مراجع میدانستند، از دستورات سرپیچی کردهاند، اما نویسنده همواره مطیع بوده است. در ادامه، به بیاعتنایی به شایعات و اتهامات (مانند بابیگری یا عضویت در مرکز غیبی) اشاره شده و تأکید میشود که این سخنان بیاساس مورد توجه قرار نگرفتهاند. در پایان، به ایستادگی و قاطعیت در دوره استبداد صغیر و کسب نتیجه مطلوب اشاره میشود و اینکه حتی مخالفان نیز به دلیل موقعیت نویسنده، با احترام با او برخورد میکردند.
.jpeg&w=3840&q=75)
نابودی مبانی دینی به واسطه مشروطیت و تحریم آن
لزوم آموزش نظامی برای عموم و تمرکز گروههای مسلح انقلابی تحت نظر وزارت جنگ
این فتوا با سلام به مجاهدین و اردوهای ملی آغاز میشود و بر اهمیت آمادگی دفاعی و آموزش نظامی نوین به عنوان یک فریضه اسلامی تأکید میکند. در ادامه، با اشاره به اتحاد قوای مملکت و دولت و ملت، استقلال گروههای مجاهدین و اردوهای ملی را عامل بینظمی و تفرقه دانسته و بر لزوم قرار گرفتن تمامی این گروهها تحت نظارت وزارت جنگ و ریاست صاحبمنصبان نظامی تأکید میکند. در پایان، تشکیل اداره مستقل بدون هماهنگی با وزارت جنگ را دشمنی با دین و وطن قلمداد کرده و از آن نهی میکند.


اهداف دشمنان از ورود و مداخله در امور کشور
متن با اشاره به طولانی بودن مذاکرات پیشین و ارسال تلگرافات به عتبات، به ضرورت اخطار درباره وضعیت کنونی کشور میپردازد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که دولت مشروطه را به اختیار خود واگذار نکرده و اقدامات همسایگان (روسیه و انگلستان) برای مداخله در امور ایران، به دلیل نیاز دولت به قرض و تزلزل مملکت است. نویسنده استدلال میکند که ملت تنها در صورت تأسیس دارالشوری و پذیرش مشروطه، با استقراض موافقت خواهد کرد. در این صورت، صاحبان پول برای تضمین بازپرداخت، مالیاتها را کنترل کرده و آذربایجان تحت نفوذ روسیه قرار خواهد گرفت. در پایان، به حضور قوای روس در تبریز و کشمکش دولت و ملت بر سر تعیین حاکم اشاره میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد شدید از قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس
متن با ابراز ناامیدی از دولت استبدادی روسیه آغاز میشود که انتظار میرفت با نهضت آزادیخواهی ایران مقابله کند و به دنبال توسعه نفوذ خود و ریشهکن کردن مشروطیت باشد. سپس، تعجب و انتقاد شدید از دولت انگلیس مطرح میشود که با وجود ادعای حمایت از آزادی و داشتن مشروطیت، به معاهدهای بیرحمانه تن داده و حکم نابودی ملت ایران را امضا کرده است. در ادامه، بر اهمیت اتحاد، وطنپرستی و فداکاری ملت برای بقا و ترقی تاکید میشود و بیان میگردد که بدون این صفات، هیچ ملتی زنده نخواهد ماند. همچنین، توصیه میشود که از علم و صنعت اروپاییان استفاده شود، اما در سیاست به آنها اعتماد نشود، زیرا آنها تنها به منافع خود میاندیشند و ملتهای دیگر را حقیر میشمارند. با استفاده از مثالی از حیوانات درنده و دول استعمارطلب، ماهیت فریبنده استعمارگران تبیین میشود و دولت انگلیس به دلیل ریاکاری و فریبکاری در قبال ایران، مورد سرزنش قرار میگیرد. در پایان، فلسفه سیاسی پشت این معاهده، یعنی ترس انگلیس از قدرت روزافزون آلمان و تلاش برای اتحاد با روسیه به قیمت حیات ایران، برای مخاطبان روشن میشود و از نقش فرانسه در این معاهده ننگین ابراز تعجب میشود.
ارجاع مقلدین به آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی پس از استبداد صغیر
این نامه با اشاره به شایعاتی مبنی بر فشار بر سید محمدکاظم یزدی برای امضای مشروطه و انتشار اخبار کذب توسط مشروطهخواهان آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به ارجاع مقلدین به سید محمدکاظم یزدی و عدم رجوع به میرزا محمدتقی شیرازی اشاره میکند. سپس، به تلاش مروجین مشروطه برای انتشار شایعه امضای مشروطه توسط سید محمدکاظم یزدی و ابراز عکسهای جعلی و مهرهای ساختگی برای تخریب وجهه او میپردازد. در پایان، نویسنده به قحطی رسالههای سید محمدکاظم یزدی و تلاش خود برای چاپ و توزیع جامع عباسی، منتخب الرسائل و صراط المستقیم اشاره میکند و برای نابودی دشمنان دین دعا میکند.
هشدار به مردم ایران به منظور حفظ سلامت جنبش ضداستبدادی
این نامه با ستایش از تلاشهای مخاطب در احقاق حقوق و آگاهیبخشی به ملت آغاز میشود. سپس سه وظیفه اصلی برای حفظ اسلام و جنبش ضداستبدادی را برمیشمارد: اول، جلوگیری از هرگونه بهانه برای مداخله بیگانگان. دوم، حفظ اتحاد ملی و مقابله با مفسدین و تفرقهافکنان. سوم، برقراری امنیت کامل و عدم تعرض به افراد برای نمایش تمدن ملت. در پایان، از مخاطب و انجمن ایالتی و سایر عقلا و غیرتمندان ملت درخواست میشود که در رعایت این مراتب، به ویژه حفظ اتحاد، کوشا باشند و از معاهدات شوم و قرض جلوگیری کنند.

درخواست جلوگیری از اقدامات سید عبدالحسین لاری
متن با اشاره به وضعیت بحرانی لار، به کمیسیون فوقالعاده پیشنهاد میدهد که به سید عبدالحسین لاری نامهای ارسال شود. در این نامه، از او خواسته شود که اگر هدفش ترویج مشروطه است، اقدامات فعلی او موجب تفرقه و نقض غرض است. اگر هدفش تأدیب اهل سنت است، این اقدامات با اتحاد جهان اسلام در برابر دشمنان خارجی منافات دارد. و اگر هدفش انتقام غارت لار است، با توجه به شرایط فعلی کشور و مشکلات داخلی، باید صبر کند تا پس از استقرار دولت و مجلس، مأمور ویژهای برای بازگرداندن اموال غارتشده اعزام شود. در پایان، به او توصیه میشود که از لشکرکشی و ایجاد بینظمی در جنوب کشور خودداری کند، زیرا این کار علاوه بر هزینههای گزاف، میتواند به مداخله بیگانگان و مشکلات بیشتر برای مردم منجر شود، به خصوص که منطقه لار عمدتاً سنینشین است.