کنشگران / عالمان دینی
مجدالاسلام کرمانی
روزنامه نگار
متن کامل گزارش
اگرچه ملکالمتکلمین [۱] مأیوس نشد ولی بعد از آن که سالارالدوله را سالماً به تهران آوردند و در باغ عشرتآباد بعد از تحصن به منزل اتابک متوقف کردند، طوری دیگری نقشه کشید و از دری دیگر داخل شد و خیالش این بود که مجلس را بر ضد شاه وادارد که رأی بر تغییر او بدهند و آن وقت حتماً ولیعهد را به سلطنت برمیداشتند و حاجی ملک میتوانست اسبابی فراهم کند که سالارالدوله را نایبالسلطنه او قرار دهند. اگرچه در این نقشه، ظلالسلطان [۲] بلکه نایبالسلطنه هم شامل میشدند، ولی چون رشته در دست ملک بود امیدواری داشت که بر حسب اراده خودش به هر طرف که میخواهد میکشاند و واقعاً هم رشته در دست او بود و تمام انجمنها تابع ارادات او بودند و مجلس هم چنان که گفتیم مطیع اوامر و نواهی انجمنها بود.
پس میتوانیم بگوییم در ظرف این دو ساله، قوای ملت ایران فقط در دست ملکالمتکلمین بود و اگر بعضی عیوب در وجود او نبود، یکی از بزرگان دنیا شمرده میشد، ولی افسوس که طمع فوقالعاده و میل به جمع اموال در مزاج او رسوخی تمام داشت. گذشته از آن، در عهد خود پایدار نبود بلکه خیلی ابنالوقت و از اهل این دوره بود. هرگز نمیتوانست از پول چشم بپوشد و هرگز حاضر نمیشد درباره دوستان خود استقامت ورزد، بلکه مکرر دیده شد که برای جزئی وجهی، از دوستان خود اغماض نمیکرد و این که با مساوات [۳] و صور اسرافیل [۴] و چند نفر ناطق زیر دست خود تا مدتی راه رفت، جهتش همان بود که املاک سالارالدوله بالتمام - یعنی آنچه در اطراف تهران داشت - در تصرف او بود و مصرف عایدات آن املاک، همین قسم مصارف بود و در چنین حالی باز گاه به طرف ظلالسلطان میرفت و گاهی از شعاعالسلطنه [۵] انعامی میگرفت و شاید اگر در نقشهاش پیشرفتی حاصل نمیشد سالارالدوله را هم فراموش میکرد و کار را بر حسب اقتضای وقت و زیادی رشوه مقرر مینمود.
اما با قطع نظر از این دو عیب، در سایر اخلاق کمال تفوق بر اهل این عصر داشت و حقیقتاً مردی صاحب عزم بود و در فراست و ذکاوت و قوت قلب و جرأت، سرآمد اَقران [۶] خود محسوب میشد و در فصاحت و بلاغت و نطق، شخص اول ایران به شمار میآمد و رویهمرفته مردی لایق و کافی بود.
**پاورقیها:**
[۱] بعد از سرکوب فتنه سالارالدوله
[۲] سلطان مسعود میرزا قاجار، ملقب به ظلالسلطان (۱۲۶۶-۱۳۳۶ ق)، پسر ناصرالدین شاه (۱۲۶۴-۱۳۱۳ ق) و از شاهزادگان معروف قاجار بود. او در زمان پدر و سپس برادرش مظفرالدین شاه (۱۳۱۳-۱۳۲۴ ق)، حکومت بخشهای مهمی از کشور را در دست داشت و با اقتدار و ستمگری تمام حکومت کرد. اندکی بعد از اعلان مشروطیت، از مقامش عزل شد و به ایالت فارس منصوب گردید. کمی قبل از به توپ بستن مجلس شورای ملی معزول شد و به اروپا رفت و بعد از عزل محمدعلی شاه بار دیگر به کشور بازگشت، اما مشروطهخواهان او را دستگیر کردند و پس از اهانتهای زیاد و گرفتن سیصد هزار تومان غرامت، وی را به اروپا بازگرداندند. او در همانجا درگذشت.
[۳] سید محمدرضا برازجانی، معروف به مساوات (۱۲۴۴-۱۳۰۶ ش)، از روزنامهنگاران و مشروطهخواهان تندرو و از اهالی برازجان بود. در نوجوانی به شیراز آمد و مقدمات علوم و دوره سطح را نزد علمای وقت فرا گرفت و در تهران معقول را نزد میرزا ابوالحسن جلوه آموخت. پس از اعلام مشروطیت، از آن حمایت کرد و روزنامه تندروی مساوات را منتشر ساخت که خود به همان نام معروف گردید. این روزنامه ادبیاتی هتاکانه داشت و محمدعلی شاه را به باد انتقاد میگرفت. پیش از بمباران مجلس شورای ملی، محمدعلی شاه تقاضای تبعید او و صوراسرافیل و سید جمال واعظ و ملکالمتکلمین را از تهران نمود که با مخالفت مجلس روبرو شد. بعد از بمباران مجلس، وی از تهران گریخت و به تبریز رفت و به انتشار روزنامه پرداخت. پس از فتح تهران و استقرار مجدد مشروطیت، مساوات به عضویت «کمیته انقلاب ملی» انتخاب شد. او از سران حزب اجتماعیون - عامیون (دموکرات) بود و در دورههای دوم، سوم، چهارم و پنجم مجلس شورای ملی راه یافت.
[۴] میرزا جهانگیرخان شیرازی، معروف به صوراسرافیل (۱۲۹۲-۱۳۲۶ ق)، از روزنامهنگاران تندروی مشروطیت و از اهالی شیراز بود و در دارالفنون تهران درس خواند. در دوره اول مشروطیت، روزنامه تندروی صوراسرافیل را در تهران منتشر کرد که به شدت از محمدعلی شاه انتقاد مینمود. از این رو شاه پیش از بمباران مجلس، درخواست تبعید او را از تهران کرد که با مخالفت مجلس روبرو گردید. بعد از بمباران مجلس، وی همراه با گروه دیگری از مشروطهخواهان تندرو دستگیر شد و فردای آن روز در باغشاه به قتل رسید.
[۵] ملک منصور میرزا قاجار، ملقب به شعاعالسلطنه (۱۲۹۷ق -۱۲۹۹ ش)، از شاهزادگان قاجار. وی در سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹ ق، والی فارس شد، اما هر دو بار مردم به تحریک متنفذین محلی بر ضد او شورش کردند و به مرکز احضار شد. وی از ثروتمندان کشور بود. پس از مشروطه، مستمری او از ۱۱۵۰۰۰ تومان به ۱۲۰۰۰ تومان در سال تقلیل یافت. در سال ۱۳۲۹ ق، به تحریک روسها، علیه دولت مشروطه اقدام کرد اما شکست خورد و به خارج گریخت و در همانجا درگذشت.
[۶] نزدیکان
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
برهه تاریخی: استبداد صغیر و فتح تهران
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار