متن با تأکید بر مسئولیت علما و مجتهدین در قبال مسائل جامعه آغاز میشود و بیان میکند که آنها باید پس از بررسی دقیق جوانب هر مسئله، رأی خود را اعلام کنند و سکوت در مسائل مهمی چون مشروطیت و استبداد، عقلاً و شرعاً جایز نیست. در ادامه، با طرح پرسشهایی متعدد، به وضعیت اسفبار کشورهای اسلامی در برابر استعمارگران اروپایی، از دست رفتن استقلال و ثروت، نفوذ بیگانگان از طریق تجارت و قرض، و تلاش آنها برای ترویج مسیحیت اشاره میکند. همچنین، به ضعف و ذلت مسلمانان و عدم اتحاد میان آنها میپردازد و از علما میخواهد که به جای سکوت و اختلاف، به وظایف شرعی و اجتماعی خود عمل کرده و ملت را در برابر ظلم و استبداد یاری کنند. در پایان، با هشدار به علما مبنی بر از دست رفتن اعتبار و ریاستشان در صورت ادامه این رویه، از بیداری ملت و لزوم اقدام فوری برای حفظ دین و دنیای مسلمانان سخن میگوید.