کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
روز ۱۷ ماه [رمضان] که در شهر آن وقایع رخ می‌داد، در اردوی شاهزاده [عین‌الدوله] نیز پاره‌ای گزارشات اتفاق می‌افتد. مجتهد[۱] و امام‌جمعه که آنجا بوده‌اند. مجتهد شب ۱۶ ماه به اردو رفته بود. با شاه مخابره‌ای می‌نماید و شکایت از شاهزاده می‌کند و شاهزاده نیز مخابرات مفصل کرده، تقصیر را به گردن حضرات وارد می‌آورد؛ و در این بین با امام [جمعه] به کنار آمده، او را متقاعد می‌کند که جنگ صرفه و صلاح نیست. بعد مجتهد حاضر می‌شود و شاهزاده شکایت از وضع کار می‌کند. مجتهد پرخاش می‌نماید که کاش نمی‌آمدید و هرچه زودتر بروید بهتر. شاهزاده می‌گوید اسب حاضر بکنند، دماغ آقا معیوب شده. و از تهران تلگراف سخت و غیظ و طیش[۲] می‌آید که باید حکماً جنگ نمایی و الا سلب شئونات... شاهزاده قسم دوم را قبول می‌کند و از شئونات خود استعفا می‌نماید... شاه هرچه اصرار می‌کند قبول نمی‌نماید. مجتهد و حاجی میرزا محسن آقا به شاهزاده اصرار داشته‌اند که شاهزاده را حرکت داده به دامنه کوه سرخاب بیاورند آنجا منزل بکند و جنگ نمایند، شاهزاده قبول نکرده. عجب این است که به شاهزاده، وقت حرکت اصرار می‌کرده‌اند که لااقل حکم نماید چند تیر توپ به سمت شهر خالی نمایند که اعتنا نمی‌کند. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، میرزا حسن مجتهد تبریزی است. [۲] ناگوار، ناخوشایند
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
برهه تاریخی: استبداد صغیر و فتح تهران
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها