کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با اشاره به دریافت تلگرافی مبنی بر ورود قزاق‌های روس به تبریز و اصرار بر بازگشت به شهر آغاز می‌شود. نویسنده با بیان اینکه اقامت در باسمنج در این شرایط نامناسب است، اعلام وداع می‌کند. در ادامه، به خدمات خود به دولت و ملت اشاره کرده و از اینکه نتوانسته از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگیری کند، ابراز تأسف و ناامیدی می‌کند. متن با سوگند به خدا و ابراز یأس از عدم توجه به فریادهایش و با جملاتی حاکی از وداع با زهد، تقوا، عقل و دین به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش
حوالی غروب تلگرافی از شهر رسید که بر حسب ورود قزاق [۱] به شهر در معاودت [۲] اصرار کرده‌اند. با این حال اقامت در باسمنج نارواست. این است با عرض این تلگراف وداع می‌نمایم. در این مدت به حکم ضرورت، عرض‌ها کرده و فرض‌ها بجا آوردم و منظوری جز خدمت به دولت و ملت نداشتم و نخواهم داشت. اما چه کنم و چه خاک به سر بریزم که شد آنچه نمی‌بایستی بشود. باز در این آخرین نفس و آخرین روز، خدا را گواه می‌گیرم که من بدبخت هر چه داد زدم و فریاد کردم یا نبودند کس از باده فروشان بیدار دو یا که من هیچ کسم، هیچ کسم در نگشود در خاتمه عرض می‌کنم: الوداع ای زهد و تقوی، الفراق ای عقل و دین ... علی بن موسی **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، سربازان روس است. [۲] بازگشت (به تبریز) * زندگینامه شهید نیکنام ثقه‌الاسلام تبریزی، ص ۴۴۹، ۴۵۰.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1288
برهه تاریخی: استبداد صغیر و فتح تهران
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها