کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

این تلگراف در پاسخ به دولت، عملکرد یک ماهه آن را پس از صدور دستخط مشروطیت مورد انتقاد قرار می‌دهد. در ابتدا، به عدم پیشرفت امور و استعفای هیئت‌های مورد اعتماد ملت اشاره می‌کند. سپس، تعلل در تصویب قانون انتخابات را زیر سؤال می‌برد و حضور مفسدین و خیانتکاران در دربار را دلیلی بر عدم تغییر واقعی در اوضاع می‌داند. در ادامه، به وضعیت بحرانی آذربایجان و اقدامات بی‌مطالعه‌ای که منجر به ورود قوای خارجی شده، می‌پردازد و از سکوت دولت در برابر تظلمات مردم انتقاد می‌کند. همچنین، به تناقض در دستورات دولتی مبنی بر جلوگیری از شرارت‌ها و در عین حال مأموریت دادن به سرداران برای قتل و غارت در اصفهان اشاره دارد. در پایان، به وزارت مالیه و دستورات متناقض آن در مورد مالیات و پرداخت انعام به راهزنان اعتراض می‌کند و اعلام می‌دارد که انجمن و اهالی اصفهان سردار معتضد را به حکومت نخواهند پذیرفت و امیر مفخم را مسئول خسارات وارده می‌دانند و منتظر اقدامات عملی دولت در پاسخ به این انتقادات هستند.

متن کامل گزارش
در تلگراف جوابیه انجمن اصفهان می‌فرمایید که مگر در اصفهان کسی نبود مسبوق به قواعد مشروطیت که بداند بعد از صدور دستخط مبارک و شمول مراحم ملوکانه، دیگر جای هیچ حرفی نمانده، و حال آن که اگر مقصود طهران حرف‌سازی و سخنوری نباشد، ناچار باید حق بدهند به اصفهان که موافق قوانین مشروطیت، به ملاحظه جدید با وجود انقلاب فوق‌الطاقه که در تمام ایران مشاهده می‌فرمایند و لزوم اصلاح آن را نظر به دقایق پلتیکی می‌دانند، در ظرف مدت یک ماه مسئولیت خود چه کردند و چه صورت مطلوبی به کارها دادند، جز آن که نفوذ خارجه در مملکت بیش از پیشتر گردیده و استبداد به صورتی مهیب‌تر ظاهر شده؟ اولاً، اگر مسلک کابینه با نیات ملت و اساس مشروطیت موافق بود، کمیته واسطه کناره نمی‌گرفتند و هیئتی که محل توجه و اطمینان عموم ملت بودند، به واسطه عدم پیشرفت امور استعفا نمی‌کردند که خاطرها را پریشان و مضطرب دارند. ثانیاً، قانون انتخابات که نوشتن سطری چند بیش نبود، چه طفره و تعلل، چه دلیل می‌توان داشته باشد که سی روز طول بکشد؟ و اگر به این ترتیب اصلاح مفاسد را مترصد باشند شاید که عمر ماها کفایت این مسامحه را ننماید! ثالثاً، مفسدین و خیانتکارانی که اساس مملکت را متزلزل و خون کرورها ملت بیچاره را ریخته، همچنان در حواشی اریکه سلطنت، سلسله‌جنبان و در تمام امور حاجب آیند به طوری که بالقطع و الیقین می‌توان گفت هنوز دائره امور بر همان محور سابقه است، و این هیئت جدید محض حفظ صورت و اغفال مردم، حفظ و ابقاء آنان که معلوم‌الحال و شرارتشان مسلّم است در ظلّ مراحم ملوکانه چه صورتی دارد، و ترجیح چند نفر شریر[۱] بر یک هیئت ملتی جز سلب اطمینان عموم چه فایده خواهد داشت؟ رابعاً، در باب حال موحش آذربایجان می‌فرمایند گویا که به اصل موضوع پی نبرده‌ایم که چه اقدامات بی‌مطالعه، قشون خارج را به داخله مملکتی جلب نمود و حال هم که اهالی ملتجی به عثمانی‌ها شدند خواهیم دید که یک پیچیدگی و مغلطه عظیم در عقب خواهد داشت. خوب است اولا، در این موقع انصاف دهند و کتمان نکنند که اقدامات بی‌مطالعه که موجب جلب قشون خارج شده از طرف کی بود؟ و ملت مظلوم بیچاره جز مطالبه حقوق چه گناهی کرد؟ و الآن هم اگر از شدت مزاحمت و خشونت و تصرفات مالکانه مهمانان تازه[۲] به شهبندری عثمانی پناه نبرند چه کنند؟ و در حالتی که از طهران هیچ طور جواب تظلمات آنها ندهند و رفع این مصیبت هائل را نفرمایند چه چاره دارند؟ چنانچه ما هم هر قدر گفته و استدعا کردیم هیچ طور موافقتی ظاهر نشد و جواب مُسکِتی نرسید، و نمی‌دانیم توقف این مدعوین محترم تا کی و سوء رفتارشان تا چند طول خواهد کشید، و ملت ایران از سکوت عمیق اولیاء امور چه تصوری بنمایند و جز پناه به یک مأمن اسلامی چه می‌توانند کرد؟ خامساً، تفصیل ورود قشون عثمانی به آذربایجان و این نغمه جدید، چیست؟ سادساً، از یک طرف جناب صمصام‌السلطنه را می‌فرمایید از شرارت خواجه‌های موکوئی و قتل و غارت آنان جلوگیری کنند، و از طرف دیگر سردار معتضد و امیر مفخم به حکم اولیاء دولت، آنان را به قتل و غارت مأموریت می‌دهند. و تمام سوار و پیاده بختیاری که در اردوی کاشان بودند به اطراف اصفهان پراکنده نموده، به تاراج پُست و قوافل و چاپیدن قُری[۳] و مزارع دستورالعمل می‌دهند که با قوت قلب آنچه را که قلم از شرح آن عاجز است مرتکب می‌شوند. سابعاً، به وزارت مالیه امر می‌فرمایید که ترتیب اداره مالیه را دقت نمایند که بی‌رویه و ترتیب معامله نشود، آن وقت حکم دیگر می‌رسد به اردستان که پنج هزار تومان از عین مالیات انعام به یک دسته دزد قطاع‌الطریق[۴] بدهند. ثامناً، سردار معتضد را با اردوی کاشان نگاه داشته و مبالغی از مال مسلمانان صرف آنها می‌نمایند و مترصدند که اصفهان کسی را که به خونریزی و غارت آنها آمده به حکومت پذیرند، با این حالت انجمن و عموم اهالی مجبور است تصریح نمایند، سردار معتضد را به هیچ وجه نخواهیم پذیرفت و امیر مفخم را مسئول تمام خسارات وارده بر اصفهان می‌دانند و با کمال بی‌صبری انتظار می‌برند که اقدامات فعلی را در جواب مستدعیات هشت‌گانه مشاهده نمایند و بیش از این در حالت مدافعه و اضطراب نمانند. **پاورقی‌ها:** [۱] اشاره به اعضای دارالشورای کبرای مملکتی یا دارالمعدله است که از جانب محمدعلی شاه و در غیاب مجلس شورای ملی منصوب شدند. [۲] اشاره به قوای روس است که در همان ایام به آذربایجان وارد شده بودند. [۳] جمع قریه: روستاها [۴] راهزنان
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1288
برهه تاریخی: استبداد صغیر و فتح تهران
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: حکومت ایران
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها