"علّامهی مجلسی مرد خیلی بزرگی است، یعنی کسی نگاه کند به بیانهایی که ایشان در بحار - در ذیل روایات - دارد، میفهمد که این مرد هم فقیه است، هم متکلم است، هم اهل عقلیّات است. مجلسی خیلی بزرگ است، منتها فقط به حدیث معروف شده؛ در حالی که اینجور نیست. ایشان محدّث هم هست - خب کتاب حدیث ایشان، بحارالانوار، کتاب بزرگی است- لکن فقیه متکلم صاحبنظر [است]، گاهی اوقات ایشان یک آرای بسیار برجستهای در مسائل کلامی و عقلی در ذیل روایات دارد که اینها خیلی برجسته است.[^1] [^1]: بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری همایش محدّث کبیر علّامه سیّد نعمتالله جزایری (۱۳۹۱/۱۲/۰۷)"
"همهی آنان [امثال میرداماد و شیخ بهایی] شیخالاسلامها و علمای بزرگ و مورد توجه دربارها بودند؛ اما زندگی آنان را که نگاه میکنید، میبینید مثل یک عالم غیر وابستهی به دستگاهها زندگی میکردند؛ یعنی درست در کنار مردم، با مردم، در خدمت مردم و برای مردم؛ این چیز خیلی عجیبی است. یا مثلا «مجلسی» که شیخالاسلام بزرگ اصفهان بوده و آن دستگاه باعظمت را داشته، یک روحانی بوده که مردم به او مراجعه میکردند و مسئله میپرسیدند؛ همین کارهایی که امروز روحانیون در طول این مدت میکردهاند.[^1] [^1]: بیانات در دیدار با امامجمعه، علما و روحانیون کرمان (۱۳۷۰/۰۸/۲۰)"
"در طول تاریخ علمای شیعه، علّامهی مجلسی یکی از تراز اوّلهاست و شخصیت بسیار بزرگی دارد. کار او فقط جمعآوری حدیث و تدوین بحارالانوار نبود؛ بیانهای ذیل احادیث و آیات در بحارالانوار نشان میدهد که این مرد، فقیه، محقّق و وارد در علوم عقلی بوده است و این توفیق عظیم را در تألیف کتابهای ماندگارش به دست آورده است. نوشتن کتابی مثل بحارالانوار، یا ملاذالاخیار که شرح تهذیب است، یا مرآتالعقول که شرح کافی است، و بقیهی کتابها، مگر شوخی است؟ درعینحال فقیهی، محدّثی، عالم معقول و منقولی در این حد، در زمان خودش به زبان فارسی کتاب حقالیقین و عینالحیاة را مینویسد. سطح کتاب عینالحیاة و حقالیقین و حیاتالقلوب مجلسی در سطح تحقیقات او در بحارالانوار و مرآتالعقول و امثال اینها نیست؛ اما او نیاز زمان را درک کرد. در آن فضای صوفیزدهی دوران صفوی که اطلاعات مردم مسلمان- چه در زمینه توحید، چه در زمینهی اخلاق، چه در زمینهی مسائل اعتقادی و چه در زمینهی مسائل عملی- در حدّ پایینی است، او به جای اینکه به زید و عمرو توصیه کند که بردارید بنویسید، خودش دست به قلم میشود و این کتابهای فارسی را مینویسد. یک روز مرحوم مجلسی در کتاب «حق الیقین» و «عین الحیاة» و امثال اینها، اخلاق و عقاید دینی را با همان زبانِ خودش میگفت و دنیایی را به تفکر اعتقادی شیعی نزدیک میکرد. شما خیال نکنید که این کتب مجلسی بیهوده نوشته شده است؛ نخیر، پایههای تشیع را در آن زمانی که تشیع در کشور ما تازه بود همین کتابها قرص کرده است.[^1] [^1]: بیانات در دیدار طلاب اصفهان (۱۳۸۰/۰۸/۰۸)"