کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

این متن با استناد به احادیث و روایات ائمه اطهار (ع) و پیامبر اکرم (ص)، به نکوهش خدمت به پادشاهان و حاکمان ظالم می‌پردازد. در ابتدا، عواقب دنیوی و اخروی مدح و یاری ظالمان، از جمله همنشینی با آنان در جهنم و دوری از رحمت الهی، بیان می‌شود. سپس، به تفصیل به مضرات نزدیکی به صاحبان قدرت، از جمله فساد قلب، فراموشی مرگ و عدم رضایت به روزی الهی اشاره شده و توصیه‌هایی برای پرهیز از این امر ارائه می‌گردد. در ادامه، با ذکر نمونه‌هایی از برخورد ائمه (ع) با افرادی که در دستگاه ظالمان کار می‌کردند، راهکارهایی برای جبران اشتباهات گذشته و توبه ارائه می‌شود. در پایان، به مسئولیت حاکمان عادل و وظیفه آنان در رسیدگی به امور مردم و پرهیز از ظلم و ستم تأکید شده و عواقب سخت الهی برای ظالمان و یاری‌کنندگان آنان تشریح می‌گردد.

متن کامل گزارش
و از حضرت رسول(ص) منقول است که: هر که مدح کند پادشاه ظالمی را و نزد او شکستگی و تذلّل[۲] کند برای طمع دنیا، قَرین[۳] او باشد در جهنم، زیرا که حق تعالی می‌فرماید: وَ لا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا فَتَمَسَکمُ النارُ.[۴] یعنی به دل میل مکنید به سوی آنها که ظلم می‌کنند، پس مَسّ می‌کند شما را آتش، و فرمود: هر که راهنمایی کند ظالمی را بر ظلم، در جهنم با هامان، وزیر فرعون باشد. و هر که از جانب ظالمی خصومت کند یا یاری او نماید در آن خصومت، چون مَلِکُ‌الموت نزد او آید بگوید: بشارت باد ترا به لعنت خدا و آتش جهنم. و هر که تازیانه در دست گرفته نزد پادشاه یا حاکم جابری بایستد، حق تعالی آن تازیانه را در قیامت اژدهایی گرداند از آتش جهنم که درازای آن هفتاد ذرع باشد مسلّط گرداند آن را بر او در جهنم. و نهی فرمود از حاضر شدن بر سر سفره فاسقان. و حضرت امیرالمؤمنین(ع) در وقت فوت وصیت فرمود به حضرت امام حسن(ع) که: دوست دار صالحان را برای صلاح ایشان و مدارا کن به ظاهر با فاسقان و در دل دشمن ایشان باش. و از حضرت صادق(ع) منقول است که: هر که دوست دارد بقای ظالمان را دوست داشته است که خدا را معصیت کنند و هر که دوست دارد که خدا را معصیت کند با خدا دشمنی کرده است علانیه. و در حدیث دیگر فرمود که: حضرت عیسی(ع) با بنی‌اسرائیل می‌گفت که: یاری نکنید ظالم را بر ظلمش که فضل شما باطل می‌شود. و از حضرت رسول(ص) منقول است که: چهار چیز است که دل را فاسد می‌کند و نفاق را در دل می‌رویاند، چنانچه آب درخت را می‌رویاند: شنیدن سازها و خوانندگی‌ها، و فحش گفتن، و به در خانه پادشاه رفتن، و از پی شکار رفتن. و از حضرت صادق(ع) منقول است که: نگاه دارید و حفظ کنید دین خود را به پرهیزکاری از محرّمات و قوّت دهید دین خود را به تقیّه کردن از مخالفان و مستغنی شدن به خدا از طلب کردن حوائح از پادشاهان، و بدانید هر مؤمنی که خضوع و شکستگی کند نزد صاحب سلطنتی، یا کسی که مخالف او باشد در دینش از برای طلب آن دنیایی که در دست او است، خدا او را گمنام کند و دشمن دارد او را و او را به خود بگذارد، و اگر چیزی از دنیای او به دستش بیاید، خدا برکت را از آن بردارد و او را ثواب ندهد اگر خرج کند در حج یا عمره یا بنده آزاد کردن. و در حدیث معتبر از حضرت رسول(ص) منقول است که: چون روز قیامت شود، منادی از جانب حق تعالی ندا کند که کجایند ظالمان و مددکاران ایشان و آنان که دوات ایشان را لیقه گذاشته‌اند یا سرکیسه برای ایشان بسته‌اند یا مَدّ[۱] قلمی به ایشان داده‌اند، آنها را هم با ظالمان محشور کنند. و در حدیث معتبر دیگر فرمود که: هیچ بنده به پادشاهی نزدیک نمی‌شود مگر آن که از خدا دور می‌شود، و هیچ بنده‌ای مالش زیاد نمی‌شود مگر آن که حسابش دشوارتر می‌شود و هیچ بنده‌ای اتباعش بیشتر نمی‌شود مگر آن که شیاطین او بیشتر می‌شوند. و فرمود: زینهار که احتراز کنید از در خانه پادشاهان و آنها که با پادشاهان می‌باشند که نزدیکترین شما به آنها دورترین شمایند از خدا، و هر که پادشاه را بر خدا اختیار کند خدا پرهیزکاری را از او بردارد و او را حیران گرداند. و در حدیث صحیح از حضرت صادق(ع) منقول است که: هر که معذور دارد ظالمی را در ظلم او، خدا مسلّط گرداند بر او کسی را که ظلم بر او کند؛ پس اگر دعا کند دعایش مستجاب نشود و خدا او را بر آن ستم که می‌کِشد ثواب ندهد. و در حدیث صحیح دیگر فرمود که: هر که یاری دهد ظالمی را بر مظلومی، پیوسته حق تعالی بر او خشمناک باشد تا دست از آن یاری بردارد. و در حدیث دیگر فرمود که: در زمان حضرت موسی(ع) پادشاه ظالمی بود که حاجت مؤمنی را به شفاعت بنده صالحی برآورد، پس آن پادشاه و آن مرد صالح هر دو در یک روز مردند و همگی بر جنازه پادشاه جمع شدند و درهای بازارها را بستند برای مردن او تا سه روز، و آن مرد صالح در خانه خود ماند تا کِرم‌های زمین رویش را خوردند. پس حضرت موسی بعد از سه روز مُرده آن مرد صالح را به آن حال مشاهده کرد و گفت: پروردگارا! آن دشمن تو بود که با آن اعزاز و اکرام، او را برداشتند و این دوست تَوست و به این حال مانده است. حق تعالی وحی فرستاد به او که: یا موسی! این دوست من از آن جبار، حاجتی سؤال کرد[۱] و آن را برآورد، او را مکافات دادم برای برآوردن حاجت این مؤمن، و کِرم‌های زمین را بر روی این مؤمن مسلّط کردم برای سؤالی که از آن جبار کرد. و در حدیث دیگر منقول است که: سلیمان جعفری به حضرت امام رضا(ع) عرض کرد که چه می‌فرمایید در کارهایی که مردم متکفّل می‌شوند از جانب پادشاهان؟ حضرت فرمود که: داخل شدن در اعمال ایشان و یاری ایشان کردن و سعی در حوائج ایشان نمودن معادل کفر است و عمداً نظر به سوی ایشان کردن گناه کبیره است. و از حضرت امیر المؤمنین(ع) منقول است که: هر که برود به نزد توانگری و به نزد او شکستگی کند برای توانگری او، دو ثلث دینش می‌رود. و در حدیث معتبر از حضرت امام محمد باقر(ع) منقول است که: هر که برود به سوی پادشاه ظالمی و او را امر به پرهیزکاری بکند و پند و نصیحت بگوید او را، مثل ثواب جن و انس بوده باشد. و از علی ابن حمزه منقول است که گفت: من دوستی داشتم از نویسندگان بنی‌امیه، با من به خدمت حضرت صادق(ع) آمد و عرض کرد که من در دیوان بنی‌امیه کار می‌کردم و مال بسیار بهم رسانیده‌ام. حضرت فرمود که: اگر نه این بود که مردم برای بنی‌امیه کتابت می‌کنند و غنیمت برای ایشان جمع می‌کنند و از برای ایشان جنگ می‌کنند و نزد ایشان حاضر می‌شوند، هرآینه حق ما را غصب نمی‌کردند. آن شخص گفت که: آیا مرا چاره‌ای هست؟ حضرت فرمود که: اگر بگویم خواهی کرد؟ گفت: می‌کنم. فرمود که: هر چه کسب کرده‌ای در دیوان ایشان آنچه صاحبش را می‌شناسی پس ده و آنچه نمی‌شناسی تصدّق کن و اگر چنین کنی من ضامن بهشت می‌شوم برای تو. آن شخص ساعتی سر در زیر افکند، پس گفت: چنین می‌کنم. علی ابن حمزه گفت که: آن جوان با من به کوفه آمده و تمام مال خود را داد،حتی آن جامه‌هایی که پوشیده بود، و ما در میان خود مالی جمع کردیم و جامه‌ها برای او خریدیم و خرجی برای او فرستادیم. بعد از چند ماهی بیمار شد، چون من بدیدنش رفتم در حال جان کَندن بود؛ پس چشم گشود و گفت: حضرت صادق (ع) به ضامنی خود وفا کرد. این را گفت و مرد، پس او را دفن کردیم و در سال دیگر به خدمت آن حضرت رفتم. چون نظر آن حضرت بر من افتاد فرمود: واللّه که برای رفیق تو به ضامنی خود وفا کردیم. و از مفضّل بن مزید - که نویسنده خلفا بود و شیعه بود- منقول است که به خدمت حضرت صادق(ع) عرض کرد که می‌دانید خدماتی که من نزد این خلفا می‌کنم؟ حضرت فرمود که: آنچه بهم می‌رسانی به شیعیان بده حق تعالی می‌فرماید که: حسنات، گناهان و سیئات را می‌برد. و در حدیث معتبر منقول است که: صفوان شتردار به خدمت حضرت امام موسی(ع) آمد. حضرت فرمود که: همه چیز تو خوب است به غیر از آن که شترهای خود را به هارون‌الرشید کرایه می‌دهی. صفوان گفت: واللّه که من شتر خود را به او کرایه نداده‌ام برای کار بدی یا شکاری یا لهوی، ولیکن از برای راه مکه به او کرایه دادم .من خود با او نمی‌روم، نوکران و غلامان خود را می‌فرستم. حضرت فرمود: آیا می‌خواهی آنقدر زنده باشد که کرایه تو را بدهد؟ گفت: بلی. فرمود: هر که زندگی ایشان را خواهد، از ایشان است و هر که از ایشان است، از اهل جهنم است. و در حدیث دیگر منقول است که: عبدالغفار بن القاسم از حضرت امام محمد باقر و حضرت صادق علیهما السلام پرسید که: چه می‌فرمایید در باب رفتن به نزد پادشاه؟ فرمود که: خوب نمی‌دانم برای تو. گفت: بسیار است که به شام می‌روم و مرا به نزد ابراهیم پسر ولید می‌برند. حضرت فرمود که: رفتن به نزد پادشاه و حکام باعث سه چیز بد می‌شود: اوّل، محبت دنیا؛ دویّم، فراموشی مرگ؛ سیّم راضی نبودن آنچه خدا تو را روزی کرده است. گفت: یا ابن رسول‌اللّه! من مرد عیال‌بارم و به تجارت می‌روم آنجا برای منفعت. حضرت تجویز این فرمود. و از حضرت امیرالمؤمنین(ع) منقول است که: هر که راضی باشد به حکم پادشاه ظالمی و اعانت او کند، از دوستان او خواهد بود. و از حضرت رسول (ص) منقول است که: دو صنف‌اند از امت من که صلاح ایشان موجب صلاح تمام امت است و فساد ایشان موجب فساد: امت فقیهان و پادشاهان. و حضرت صادق(ع) فرمود که: امید نجات دارم برای هر که اعتقاد به امامت ما داشته باشد از این امت مگر سه کس: صاحب استیلائی که ظلم کند بر رعیت خود، و کسی که در دین بدعت کند، و کسی که علانیه فسق کند. و فرمود: سه کس‌اند که هر که با ایشان منازعه کند ذلیل و بی‌مقدار می‌شود: پدر و پادشاه و قرض‌خواه. و از حضرت رسول(ص) منقول است که: بی‌وفاتر و کم دوست‌تر از همه کس پادشاهان‌اند. و در حدیث حسن از آن حضرت منقول است که: هر که حکومت مردم اختیار کند و عدالت کند و درِ خانه خود را بگشاید و پرده بردارد که همه کس راه به او داشته باشند و به احوال همه مردم برسد، بر خدا لازم است که ترس او را در قیامت به ایمنی مبدل گرداند و او را داخل بهشت کند. و در حدیث دیگر فرمود که: چون حق تعالی خیر رعیتی را خواهد، پادشاهِ مهربانی بر ایشان مسلط می‌گرداند و برای او وزیر عادلی میسر می‌گرداند. و به سند معتبر از حضرت رسول خدا(ص) منقول است که: خداوندِ عالمیان می‌فرماید که: منم پروردگاری که به جز من خداوندی نیست، آفریده‌ام پادشاهان را و دل‌های ایشان به دست من است. پس هر گروهی که طاعت من بکند، دل‌های پادشاهان را بر ایشان رحمت می‌گردانم و هر گروهی که معصیت من بکند، دل‌های پادشاهان را بر ایشان غضب می‌گردانم؛ پس مشغول مگردانید خود را به دشنام دادن پادشاهان و توبه کنید به سوی من تا دل‌های ایشان را بر شما مهربان بگردانم. و در حدیث دیگر فرمود که: چون حق تعالی بهشت را خلق نمود فرمود که: به بزرگواری خود سوگند می‌خورم که داخل بهشت نمی‌کنم کسی را که همیشه شراب خورد و سخن‌چینان را و دویت[۱] را و چوبکیان[۲] ظالمان را و شکافندگان قبرها را و تمغاچیان[۳] را که عُشور[۴] از مردم می‌گیرند و قطع کننده رحم را و کسی که به جبر قائل باشد. و در حدیث دیگر فرمود: هر که به ناحق سرکرده جماعتی شود و بر ایشان استیلا یابد، حق تعالی او را در کنار جهنم به ازای هر روزی، هزار سال بدارد و چون محشور شود، دست‌هایش در گردنش بسته باشد. پس اگر به امر خدا در میان ایشان عمل کرده باشد خدا او را رها کند، و اگر ظلم بر ایشان کرده باشد او را به جهنم اندازد. و از حضرت صادق (ع) منقول است که: هر که والی مسلمانان شود و ایشان را ضایع گذارد و به احوال ایشان نپردازد، خدا او را ضایع بگذارد و رحمت خود را از او بازگیرد. و از حضرت امیرالمؤمنین (ع) منقول است که: هر والی که مردم را ممنوع سازد از آن که کارهای خود را به او عرض کنند، حق تعالی در قیامت حاجت او را بر نیاورَد و اگر چیزی به رسم هدیه بگیرد چنان است که از غنیمت دزدی کرده است که بدترین دزدی‌ها است، و اگر رشوه بگیرد چنان است که به خدا شرک آورده باشد. و در حدیث معتبر از حضرت صادق(ع) منقول است که: حق تعالی وحی فرمود به سوی پیغمبری از پیغمبران که در مملکت پادشاه جباری بود که برو و به آن پادشاه بگو که من ترا پادشاه نکرده‌ام که خون مردم را بریزی و مال‌های ایشان را بگیری؛ برای این تو را پادشاه کرده‌ام که صداهای مظلومان را از من بازگیری. به درستی که من ترک بازخواست ستمها که بر ایشان شود نمی‌کنم، هر چند کافر باشند. و از حضرت امام محمد باقر(ع) منقول است که: در جهنم، کوهی هست که آن را سعدا می‌گویند و در آن کوه، وادی[۱] هست که آن را سَقَر[۲] می‌گویند و در آن وادی چاهی هست که آن را هَیهَب گویند. هرگاه که پرده آن چاه را بر می‌اندازند، اهل جهنم از گرمی آن به فریاد می‌آیند؛ و آن چاه، جای جباران است. و در روایت دیگر منقول است از محمد بن اسمعیل بن نوح که حضرت امام رضا(ع) فرمود که: خدا را در درِ پادشاهان جماعتی هست که خدا دین حق را به ایشان عطا فرموده و ایشان را استیلا بر شهرها داده است که به سبب ایشان از دوستانش ضررها و ستم‌ها را دفع کند و به برکت ایشان به اصلاح آورَد امور مسلمانان را، و مؤمنان در حال‌های بد به ایشان پناه می‌برند و محتاجان شیعیان ما به ایشان متوسل می‌شوند، و به ایشان خدا، ترس مؤمنان را به ایمنی مبدل می‌کند. در مملکت ظالمان ایشان‌اند مؤمنان بحق و راستی، و ایشانند امینان خدا در زمین، و نور ایشان روشنی می‌دهد اهل آسمان را؛ چنانچه ستاره‌ها روشنی می‌دهند اهل زمین را، و در قیامت نور ایشان عرصه محشر را روشن می‌کند و ایشان برای بهشت خلق شده‌اند. اگر خواهی که از ایشان باشی شاد گردان مؤمنان از شیعیان ما را. و در حدیث صحیح از حضرت امام موسی(ع) و در حدیث معتبر از حضرت رسول(ص) منقول است که: هر که برساند به پادشاهی حاجت کسی را که نتواند حاجت خود را به او رساند، حق تعالی پاهایش را در قیامت بر صراط ثابت گرداند. و در حدیث معتبر منقول است که: حمیری، عریضه نوشت به خدمت حضرت صاحب‌الامر(ع) که شخصی هست که متصدی اوقاف است و حلال می‌داند تصرف در آنها را و بی‌پروا می‌گیرد و صرف می‌کند، و من گاهی در ده او وارد می‌شوم و اگر طعام او را نخورم با من عداوت می‌کند و گاهی هدیه هم برای من می‌فرستد. حضرت در جواب نوشتند که: اگر این مرد مالی و معاشی به غیر آنچه در دست اوست از وقف دارد، طعامش را بخور و احسانش را قبول کن؛ و اگر به غیر آن مال حرام، چیزی ندارد، طعامش را مخور و مالش را قبول مکن. و از حضرت صادق (ع) منقول است که: سه دعاست که از درگاه خدا رد نمی‌شود: دعای پدر برای فرزند نیکوکار و نفرین او بر فرزند بدکردار، و نفرین مظلوم بر ظالم و دعای مظلوم برای کسی که انتقام از ظالم برای او بکِشد، و دعای مؤمن برای مؤمنی که از برای دوستی اهل‌بیت او را به مال خود اعانت کند و نفرین مؤمن بر کسی که اعانت او نکند با قدرت و احتیاج آن مؤمن به او. و از حضرت رسول(ص) منقول است که: حق تعالی می‌فرماید که غضب من سخت است و شدید است بر ظالمی که ظلم کند بر کسی که یاوری به جز من نیابد. و در حدیث دیگر منقول است که: حق تعالی می‌فرماید که من مستجاب نمی‌کنم دعای کسی را که مظلمه[۱] از کسی نزد او باشد و از حضرت امیرالمؤمنین(ع) منقول است که: ظلم کننده و یاری کننده او بر ظلم و کسی که راضی به آن ظلم باشد، هر سه در گناه شریکند. و از حضرت صادق(ع) منقول است که: هر که ظلمی بر کسی بکند، حق تعالی برانگیزد کسی را که مِثل آن ظلم را نسبت به او یا فرزندان او یا فرزندان فرزندان او بکند. و در حدیث دیگر فرمود که: هر که حق مؤمنی را حبس کند، حق تعالی در قیامت او را پانصد سال برپا بدارد تا آن که از عرقش رودخانه‌ها جاری شود و منادی ندا کند که این است ظالمی که حق خدا را حبس کرده است. پس چهل روز او را سرزنش کنند، پس بفرماید که او را به جهنم برند. و از حضرت رسول(ص) منقول است که: بهترین جهادها آن است که چون کسی صبح کند ظلم بر کسی در خاطر نداشته باشد.[۲] **پاورقی‌ها:** [۱] (اصطلاح خوشنویسی) کشیدن و دراز کردن حرفی در نوشتن [۲] فروتنی بیش از حد [۳] همنشین [۴] سوره مبارکه هود، آیه شریفه ۱۱۳. [۵] سؤال کردن: درخواست کردن [۶] دوگانگی، جدایی و اختلاف [۷] چوبکی: نوکر و زیردست پاسبانان [۸] تمغاچی (واژه ترکی) :مأمور وصول تمغا (عوارضی که در شهرها از اصناف یا مالیاتی که در دروازه شهرها گرفته می‌شده است.) در اصل: تمقاچی [۹] (اصطلاح دیوانی). ده یک [۱۰] سرزمین، مکان [۱۱] دوزخ، جهنم [۱۲] آنچه به زور و ستم از کسی بگیرند یا به ناحق تصاحب کنند. [۱۳] حلیة المتقین، ص ۲۵۶ - ۲۶۲.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1081
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها