کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با تبیین وجوب جهاد در زمان غیبت امام (ع) برای دفع ضرر از شیعیان آغاز می‌شود و بر شهادت کسانی که در این راه کشته می‌شوند، تأکید می‌کند. در ادامه، با استناد به احادیث معتبر از پیامبر اکرم (ص)، فضیلت جهاد و جایگاه مجاهدان در بهشت را بیان می‌کند و شمشیر اهل حق را کلید بهشت و شمشیر اهل باطل را کلید جهنم معرفی می‌کند. بخش عمده‌ای از متن به نقل خطبه‌ای از امام علی (ع) اختصاص دارد که در آن، امام به مذمت ترک جهاد و سستی مردم در برابر دشمنان می‌پردازد و با اشاره به غارت انبار توسط لشکریان معاویه، از بی‌غیرتی و عدم اقدام مردم به شدت گلایه می‌کند. امام علی (ع) در این خطبه، جهاد را دری از درهای بهشت و زره حفظ‌کننده الهی می‌داند و ترک آن را موجب ذلت و خواری می‌شمارد. متن با تأکید بر وجوب جهاد برای اصلاح دین و دنیا و فضیلت رساندن پیام مجاهدان به خانواده‌هایشان، به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش
جهادی که در زمان غیبت امام (ع) می‌باشد آن است که دفع ضرر کافران و مخالفان از شیعیان بکنند. و اگر جمعی از مخالفان یا کافران بر سر گروهی از شعیان بیایند، بر آن جماعت واجب است که جهاد کنند در رفع آنها و اگر کشته شوند شهیدند و اگر آنها عاجز باشند، بر جمیع مؤمنان واجب است که مدد ایشان بکنند و در دفع آن کافران بکوشند. و در احادیث معتبره وارد شده است که کسی که برای دفع از عِرض خود یا مال خود کشته شود شهید است. و در حدیث معتبر از حضرت رسول(ص) منقول است که: تمام خیرات در شمشیر و زیر سایه شمشیر است، و شمشیر اهل‌حق، کلید بهشت است [و] شمشیر اهل‌باطل کلید جهنم است. و در حدیث معتبر دیگر از آن حضرت منقول است که: بهشت را دری هست که آن را درگاه جهاد کنندگان می‌گویند؛ آنها که در راه خدا جهاد کرده‌اند به سوی آن در می‌روند و می‌بینند که برای ایشان گشوده‌اند و ملائکه، ایشان را مرحبا می‌گویند. و فرمود که: جبرئیل مرا خبر داد که هر که از امت تو در راه خدا جهاد کند و یک قطره بارانی یا دردسری به او برسد ثواب شهادت در نامه عملش نوشته شود. و در حدیث معتبر منقول است که لشکر معاویه، علیه اللعنة والعذاب الشدید، در زمان حضرت امیر المؤمنین(ع) بر انبار - که محلی است در حوالی کوفه - غارت کردند. آن حضرت خطبه خواندند که بعضی از فقرات آن خطبه ترجمه می‌شود: «به درستی که جهاد کردن برای خدا دری است از درهای بهشت که حق تعالی برای مخصوصانِ دوستانش گشوده است و نعمتی است که برای ایشان ذخیره گردانیده است، و جهاد، زره حفظ‌نماینده خداست و سپر محکم الهی است. پس هر که ترک کند جهاد را با قدرت بر آن، حق تعالی بر او جامه مذلت و خواری بپوشاند و بلا او را فروگیرد و خوشنودی از او دوری کند و در دیده‌ها حقیر و بی‌مقدار شود و راه اندیشه بر دلش بسته شود و مغلوب حق گردد و با او به انصاف و عدالت سلوک نکنند. به درستی که من شما را مکرر خواندم به جهاد این گروه در شب و روز و آشکار و پنهان و گفتم که با ایشان جهاد کنید، پیش از آن که ایشان به جنگ شما آیند، قبول نکردید. والله که هر گروهی که در میان دیار و مملکت ایشان با ایشان جنگ کنند البته ایشان ذلیل و بی‌قدر می‌شوند در نظرها. پس [۱] سستی ورزیدید و به یکدیگر حواله کردید تا آن که غارت‌ها بر شما آوردند و وطن‌های شما را مالک شدند. اینک سردار معاویه و لشکرش به انبار آمده و حَسّان را کشته و حرب‌های [۲] لشکر شما را گرفته. شنیده‌ام که شخصی از ایشان به خانه مسلمانی یا کافری که جزیه می‌دهد آمده و دست‌برَنجَن [۳] و خلخال [۴] و زراین [۵] او را می‌کنده است و او چاره‌ای به جز تضرع و عجز کردن و انا للّه و انا الیه راجعون گفتن نداشته است. پس برگشتند آن طاغیان با مال فراوان و هیچیک از ایشان جراحتی برنداشته و خونی از ایشان بر زمین ریخته نشده است. پس اگر مرد مسلمان بعد از چنین مصیبتی بمیرد از حزن و تأسف، محل ملامت نخواهد بود بلکه نزد من پسندیده خواهد بود. پس بسی تعجب دارم؛ تعجبی که دل را می‌میراند و غم‌ها را جمع می‌کند از جمعیت [۶] آن جماعت بر دین باطل خود و پراکندگی شما از دین حق خود. پس بدا حال شما و اندوه مهیا از برای شما که نشانه تیر دشمنان گردیده‌اید. بر شما غارت می‌آورند و شما بر ایشان غارت نمی‌برید و به جنگ شما می‌آیند و شما به جنگ ایشان نمی‌روید و این قِسم نافرمانی خدا می‌کنند و شما راضی می‌شوید. اگر در تابستان می‌گویم به جنگ بروید، می‌گویید که عین شدت گرما است، ما را مهلت ده تا گرما کم شود؛ و اگر در زمستان می‌گویم که بروید، می‌گویید عین شدت سرماست، ما را مهلت ده تا سرما کم شود. هرگاه شما از گرما و سرما می‌گریزید پس از شمشیر بیشتر خواهید گریخت. شما مردمانید چند که مثل عقل‌های طفلان و زنان دارید. کاش هرگز شما را ندیده بودم و شما را نمی‌شناختم، و دلم را پر از چرک و سینه‌ام را پر از خشم کردید. و بس که نافرمانی کردید، رأی مرا ضایع کردید. قریش می‌گویند که: پسر ابوطالب شجاع است اما علم جنگ را نمی‌داند. کی از من داناتر است به جنگ و کی از من بیشتر جنگ کرده است؟ هنوز بیست سال نداشتم که شروع به جهاد کردم و اکنون از شصت سال گذشته‌ام اما کسی را که فرمان نمی‌برند چه رأی به کار برد؟ و در حدیث دیگر فرمود که: حق تعالی جهاد را واجب ساخته و عظیم شمرده، آن را موجب نصرت و یاری گردانیده. والله که دین و دنیا به اصلاح نمی‌آید مگر به جهاد. و از حضرت رسول(ص) منقول است که: هر که پیغام جهاد کننده را به اهلش برساند، چنان است که بنده‌ای آزاد کرده باشد و در ثواب جهاد او شریک باشد و در حدیث دیگر فرمود: جهاد کنید که باعث عزت و بزرگواری فرزندان شما می‌شود. **پاورقی‌ها:** [۱] در اصل: پست [۲] در اصل چنین است. [۳] دستبند [۴] حلقه فلزی که زنان عرب به عنوان زینت، به مچ پا می‌انداختند. [۵] جمع جعلی زرینه. ظاهراً به معنای زیورآلات است. [۶] آسودگی خاطر
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1081
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها