کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با نقل حدیثی از امام باقر(ع) آغاز می‌شود که به قیام گروهی از مشرق‌زمین اشاره دارد که در ابتدا مورد پذیرش قرار نمی‌گیرند، اما با جهاد و پادشاهی، زمینه را برای ظهور امام زمان(عج) فراهم می‌کنند. سپس، نویسنده این حدیث را به سلسله صفویه تعبیر می‌کند و آن را بشارتی برای شیعیان و حامیان این دولت می‌داند. در ادامه، حدیث دیگری از امام صادق(ع) نقل می‌شود که امیرالمؤمنین(ع) در آن به وقایع پس از خود تا ظهور قائم آل‌محمد(ص) اشاره می‌کند. این حدیث به خروج پادشاهانی از خراسان و گیلان و حوادثی نظیر جنگ در بصره و کشته شدن «قوچ پسر خود» می‌پردازد. نویسنده در تفسیر این حدیث، خروج‌کننده خراسان را به امرای ترکمان و خروج‌کننده گیلان را به شاه اسماعیل اول صفوی نسبت می‌دهد. همچنین، «کشته شدن قوچ پسر خود» را به صفی میرزا و پادشاهی که طلب خون می‌کند را به شاه صفی اول تعبیر می‌کند. در پایان، متن بر بشارت تعجیل ظهور امام زمان(عج) و اتصال دولت صفویه به دولت ایشان تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش
شیخ عالی‌مقدار محمّد بن ابراهیم نُعمانی که از اعاظم محدّثین \[شیعه\] است، در کتاب غیبت، به سند معتبر از ابوخالد کابلی روایت کرده است که: حضرت امام هُمام محمد بن علی باقر علوم الأنبیاء والمُرسلین صلوات الله علیه فرموده‌اند که: کَانَی بِقَومِ قَد خَرَجُوا بِالمَشرقِ، یَطلُبُونَ الحَقَّ فَلا یُعطُونَهُ، ثُمَّ یَطلُبُونَهُ فَلا یُعطَونَهُ، فَإِذا رَأَوا ذلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُم عَلَی عَواتِقِهم، فَیُعطُونَ مَا سَأَلَوا، فَلا یَقبَلُونَهُ، حَتَّی یَقُومُوا وَ لا یَدفَعُونَها إِلَّا إِلَی صَاحِبِکُمُ، قَتلاهُم شُهَداءُ. یعنی: گویا می‌بینم گروهی را که از جانب مشرق ظاهر شوند و طلب دین حق از مردم کنند و مردم را به آن دعوت کنند، پس از ایشان قبول نکنند. پس بار دیگر طلب نمایند و قبول نکنند؛ پس چون این را ببینند، شمشیرهای خود را بر دوش‌های خود بگذارند و جهاد کنند؛ پس مردم به دین حقّ در آیند؛ پس ایشان بر این راضی نشوند تا آن که بر ایشان پادشاه و والی شوند، و پادشاهی در میان ایشان بماند و به کسی ندهند مگر به صاحب شما، یعنی: صاحب‌الزّمان صلوات الله علیه، و هر که با ایشان کشته می‌شود در جنگ شهید شده است و ثواب شهیدان دارد. مترجم گوید: که بر صاحبان بصیرت ظاهر است که از جانب مشرق، کسی که طلب دین حق نمود و مردم را به دین حق دعوت کرد و پادشاهی یافت، به غیر سلسله علیّه صفویه خلّد الله ملکهم نبود، و در این حدیث شریف، جمیع شیعیان را - خصوصاً انصار و اعوان این دولت ابدتوأمان را - بشارت‌ها است که بر عاقل پوشیده نیست. [۲] حدیث دوم باز، از شیخ نعمانی، در کتاب مذکور به سند معتبر از حضرت امام بحق ناطق، جعفر بن محمد الصادق صلوات الله علیه روایت کرده است که آن حضرت فرمود که: روزی امیرالمؤمنین و امام المتقین علی بن ابیطالب صلوات الله علیه، خبر می‌دادند از وقایعی که بعد از آن حضرت به ظهور آید تا ظاهر شدن قائم آل‌محمد صلوات الله و سلامه علیه. پس حضرت سیدالشهدا حسین بن علی علیه السلام فرمودند که: یا امیرالمؤمنین! چه وقت حقّ سبحانه و تعالی، زمین را از ظالمان پاک خواهد کرد؟ حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود که: خدای تعالی، زمین را پاک نخواهد کرد، تا خون حرام بسیار بر زمین ریخته شود. بعد از آن، پادشاهان بنی‌امیه و بنی‌عباس علیهم اللعنة را به تفصیل بیان فرمود در حدیث طولانی که راوی اختصار کرده است. پس فرمود: اذَا قَامَ القَائِمُ بِخُراسَانَ وَ غَلَبَ عَلَی أَرض کوفانَ و الملتانَ، وَ جَازَ جَزیرَةَ بَنِی‌کاوَانَ، وَقَامَ مِنَّا قَائِمُ بجیلانَ، وَ أَجَابَتهُ الابرُ و الدَّیلَمُ وَ ظَهَرَت لِوَلَدی رَایاتُ التَّرک مُتفَرّقاتٍ فِی الأقطَارِ وَ الحُرُمَاتِ، وَکانُوا بَینَ هُنّاتٍ وَ هُنّاتٍ إِذا حُربَتِ البَصرَةُ، وَقامَ امیر الامرَةِ، فَحَکی عَلَیهِ السَّلامُ حِکایةً طَویلَهً، ثُمَّ قَالَ: إِذا جُهّزَتِ الأَلُوف وَصُفَتِ الصّفُوفُ، وَقَتَلَ الکبشُ الخَرُوفَ هُنَاک یقُومُ الاخِرُ وَیثُورُ الثَّائِرُ، وَیُهلَکُ الکافِرُ، ثُمَّ یقُومُ القَائِمُ المَأمُولُ والإِمَامُ المَجهُولُ لَهُ الشّرَفُ والفَضلُ، وَهُوَ مِن وُلدِکَ یا حُسَینُ! لا أَینَ مِثلُهُ یظهَرُ بَینَ الرُّکنَین فی ذَرّ یَسیر یَظهَرُ عَلَی الثّقَلَین، وَلا یَترُک فِی الارض الّا دَنَینَ، طُوبَی لِمَن أَدرَک زَمَانَهُ وَ لَحِقَ أَوانَهُ وَ شَهدَ أَیامَهُ. یعنی: هرگاه خروج کند پادشاهی از خراسان و غالب شود بر زمین کوفه و مُلّتان و بگذرد از جزیره بنی‌کاوان - که در حوالی بصره است - و خروج کند از ما پادشاهی در گیلان، و او را اجابت کنند و یاری نمایند اهل أبر [۱] - که در حوالی استرآباد است - و دیلم - که قزوین و حوالی آن است- و ظاهر شود از برای فرزندِ من، عَلَم‌های تُرکان و متفرق شوند در اطراف عالَم و در مکان‌های شریف و جنگ‌ها و فتنه‌های عظیم، ایشان را روی دهد در وقتی که جنگ کنند در بصره، و برخیزد پادشاه پادشاهان. پس حکایت طولانی بیان فرمودند که راوی از میان انداخته است. پس فرمودند که: آنگاه تهیّه کرده شود چندین هزار لشکر و برکشیده شود صف‌ها، و بکُشد قوچ پسر خود را؛ در آن هنگام، دیگری پادشاه شود طلب خون آن کُشته بکند و کافران را هلاک گرداند. پس بعد از زمانی، قائم آل‌محمد(ص) که عالَمیان در آرزوی اویند ظاهر شود و امامی که مردم قدرش را ندانند یا پی به مکانتش نبرند، او راست شرف و فضیلت بر عالَمیان و او از فرزند تو است یا حسین! نه وصف او می‌توان کرد، مثل او کجا بهم می‌رسد؟ و ظاهر شود در میان دو رکن کعبه معظّمه با جماعتی اندک، و بر اِنس و جن غالب گردد و مردم دون - یعنی کافران و ظالمان - را از زمین براندازد. و خوشا حال کسی که به زمان او برسد و او را دریابد و به خدمتش مشرّف شود. مترجم گوید: که ظاهر است که خروج کننده خراسان اشاره است به امرای تُرکمان مثل چنگیزخان و هلاکوخان؛ و خروج کننده در گیلان اشاره است به شاهِ دین پناه، رضوان‌آرامگاه، شاه اسمعیل ماضی [۳] حَشَرهُ اللهُ مَعَ الأئمةِ الطاهرینَ. لهذا حضرت فرمود که: از ما است، و او را فرزند یاد کرد، و از میانِ خسروانِ جهانْ به این نسبتِ عالی‌مقدار، همین سلسله علیّه، ممتاز و سرافرازند. و پادشاهِ پادشاهان یا مراد، همان خسرو خلدآشیان است یا دیگری از سلاطین عِظام اولاد کرام او. چون راوی بسیاری از حدیث انداخته است، به خصوص حکم نمی‌توان کرد، و کشتن قوچ پسر خود را به گمان این حقیر، اشاره به شاهزاده عالی تبار صفی میرزا [۴] نوّر الله مضجعه خواهد بود؛ و پادشاه دیگر که طلب خون نماید، اشارت به سلطنت سلطانِ علیّین‌آشیان، شاه صفیّ الاول، [۵] أفاض الله علیه شَآبیب الغفران [۶] خواهد بود. و چون حدیث را اختصار کرده‌اند، بعضی از وقایع بعد افتاده است. اما بشارت به تعجیل ظهور حضرت صاحب‌الزّمان علیه الصّلوة والسّلام، و اتّصال این دولت دین‌پرور به دولت حقّ امام‌البشر، از آخر حدیث ظاهر است. **پاورقی‌ها:** [۱] معروف به مجلسی دوم [۲] رجعت، ص ۷ و ۸. [۳] منظور، شاه اسماعیل اول صفوی (حکومت: ۹۰۷ - ۹۳۰ ق) بنیانگذار سلسله صفویه است. [۴] منظور، پسر ارشد شاه عباس اول صفوی است که در سال ۱۰۲۲ق در گیلان به دستور پدرش کشته شد. [۵] سام‌میرزا فرزند صفی‌میرزا نوه شاه عباس اول صفوی بود که پس از درگذشت شاه عباس اول صفوی (پدربزرگش در سال ۱۰۳۸ ق به سلطنت رسید و تا سال ۱۰۵۲ ق پادشاهی کرد وی مردی سفاک بود و بسیاری از رجال نامدار کشور و شاهزادگان صفوی، حتی بانوان خاندان خود را یا کشت یا کور کرد و به روز سیاه نشاند. [۶] افاض ... الغفران: خداوند باران رحمت را بر او فرو ریزد.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1072
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان، شیعیان، حکومت صفوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها