بر حذر داشتن فتحعلی شاه قاجار از گرایش به تصوف
میرزای قمی در نامهای به فتحعلی شاه قاجار، ضمن ابراز ارادت و دعا برای بقای سلطنت او، نگرانی عمیق خود را از نفوذ فردی صوفیمسلک (میرزا عبدالوهاب نشاط) در دربار و القای عقاید باطله به شاه ابراز میکند. او این فرد را به دلیل ترویج عقاید صوفیانه و بیاعتنایی به شریعت مورد انتقاد شدید قرار میدهد و معتقد است که این عقاید، شریعت را از بین برده و مردم را فاسدالعقیده میکند. میرزای قمی با اشاره به ضعف جسمانی و مشغلههای فراوان خود، از شاه میخواهد که از همنشینی با صوفیان و اهل بدعت دوری کند و به مطالعه کتب علمای شیعه بپردازد. او همچنین به نقد مفهوم «اولوالامر» از دیدگاه اهل سنت میپردازد و آن را باطل میداند و بر لزوم اطاعت از ائمه معصومین (ع) و در غیاب ایشان، مجتهد عادل تأکید میکند. در پایان، میرزای قمی شاه را به رعایت شریعت و دوری از عقاید انحرافی توصیه میکند و برای او آرزوی سعادت دنیا و آخرت دارد.
فتوای جهاد بر ضد متجاوزان انگلیسی به بوشهر
این فتوا با ستایش از ناصرالدین شاه قاجار آغاز میشود و به تجاوزات انگلیسیها به سواحل عمان و بوشهر اشاره میکند. سپس به وجوب جهاد و دفاع از مسلمانان در برابر کفار و اهل بدعت میپردازد و احکام فقهی مربوط به آن، از جمله وجوب اعانت به مجاهدین با مال و جان، جواز خدعه در جنگ، و احکام شهید را تبیین میکند. در ادامه، به اهمیت قصد قربت در جهاد و حرمت دوستی با کفار و سکونت در بلاد آنها تأکید شده و با استناد به آیات قرآن، مؤمنان را از هرگونه همکاری و اطاعت از دشمنان دین برحذر میدارد.
حدود اختیارات ولی فقیه
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چه دلیلی از عقل و نقل، اجتماع رأی افراد غرضورز و فاقد عصمت، عدالت و علم به باطن و مصلحت خلایق را برای اعطای مرتبهای بزرگ به هر فردی و وجوب اطاعت از او، حتی اگر مانند معاویه و یزید باشد، تأیید میکند. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که شناخت مسائل دین و اداره امور دنیوی و اخروی مسلمانان باید به فردی امین، مصون از خطا و عالم به احکام الهی سپرده شود که چنین فردی جز خدا و پیامبر نیست. سپس، با استناد به اتفاق شیعه مبنی بر اینکه مراد از اولوالامر، ائمه معصومین (ع) هستند، وجوب اطاعت از سلطان ظالم و جاهل به احکام الهی را قبیح دانسته و نتیجه میگیرد که عقل و نقل بر لزوم عصمت و علم کامل برای کسی که اطاعتش واجب است، تأکید دارند، مگر در شرایط اضطرار که اطاعت مجتهد عادل واجب میشود. در پایان، بیان میشود که نهایت آنچه از ادله استنباط میشود، نیابت مجتهد در اموری مانند مرافعات، احکام، ولایت بر اموال صغار و غایبان و تقسیم خراج است، نه ولایت مطلق بر اموال امام.
شرایط سلطنت
متن با تبیین جایگاه والای علما به عنوان خلفای خداوند آغاز میشود و خلافت ایشان را برتر از سایر انواع خلافت میداند. در ادامه، منصب امامت را مشترک میان مجتهدین و سلاطین معرفی میکند که شامل دو رکن «علم به دین» و «اقامه دین و سلطنت» است. توضیح میدهد که چگونه به دلیل معارضه سلاطین و میل آنها به امور دنیوی، این دو رکن از هم جدا شده و علما متکفل رکن علم و سلاطین متکفل رکن اقامه شدهاند. سپس به اهمیت توأمان بودن دین و سلطنت اشاره میکند و بیان میدارد که سلطنت بدون علم ناقص است و سلطان باید عالم به شریعت باشد یا با عالمی بصیر مصاحبت کند. در پایان، تأکید میکند که اقامه دین بدون سلطنت محقق نمیشود و سلطنت بدون دین، اگرچه حیوانی است، اما به دلیل ایجاد نظام و دفع هرج و مرج، مورد تعرض خداوند و ائمه قرار نگرفته است.
شکایت از اوضاع نابسامان اخلاقی و اجتماعی جامعه و لزوم فرمانروای مقتدر
متن با اشاره به وضعیت نامطلوب جامعه در عصر حاضر آغاز میشود که در آن امر به معروف و نهی از منکر به فراموشی سپرده شده و دینداری رو به افول است. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که اصلاح این وضعیت تنها با اراده الهی و ظهور یک فرمانروای مقتدر و سعادتمند امکانپذیر است. سپس، نقش فرمانروایان مقتدر در واداشتن مردم به رعایت شریعت، برقراری نظم و عدالت، و ایجاد الفت و تعاون در جامعه تبیین میگردد. در پایان، به آثار مثبت حکومت یک انسان عادل بر جامعه اشاره شده که شامل نورانی شدن شهرها، سامان یافتن امور، افزایش نسل و استمرار برکات الهی است.

انتقاد از بی نظمی حکومت فتحعلی شاه قاجار
متن با ستایش از شجاعت و مردانگی سپاه ایران در نبردهای توپخانهای آغاز میشود. سپس، با ابراز تأسف از بینظمی و عدم انسجام در حکومت وقت، بیان میکند که اگر این حکومت از نظم و دوام کافی برخوردار بود، میتوانست مانند پادشاهان کیانی، بر سایر سلاطین برتری یابد و آنها را مطیع خود سازد.
تایید احداث راه آهن در ایران
متن با اشاره به بدیهی بودن منافع و فواید راهآهن آغاز میشود. در ادامه، ابراز امیدواری شده است که با اهتمام و تلاش مسئولان دولت، احداث راهآهن در ایران به سرانجام برسد.
تایید انتشار روزنامه مریخ
متن با ابراز امیدواری به روزنامه مریخ آغاز میشود و آن را نتیجه عقل و مقدمهای برای رشد فکری و بینش جامعه معرفی میکند. در ادامه، نقش این روزنامه را در حل مسائل چهارگانه سیاست مدن، تدبیر منزل، تهذیب اخلاق و تعیین حدود طبقات مختلف مردم تبیین میکند. در پایان، آرزو میشود که این نشریه به بلوغ رسیده و به گسترش عدالت و آبادانی در جامعه منجر شود.
بی عدالتی و عدالت پادشاهان نسبت به مردم و زیان ها و فواید آن دو
متن با استناد به روایات اسلامی، به مذمت ظلم و ستم پادشاهان و حاکمان میپردازد و عواقب دنیوی و اخروی آن را برمیشمارد. سپس به بیان فواید عدالت و رعیتپروری برای پادشاهان و جامعه میپردازد و ده لازمه اصلی عدالت را تشریح میکند. این لوازم شامل توکل به خدا، حفظ شریعت، جلوگیری از ظلم زیردستان، انتخاب کارگزاران صالح، نظارت بر عملکرد آنان، دادرسی مظلومان، اجتناب از بدعت و عفو خطاکاران است. در نهایت، بر این نکته تأکید میشود که هدف از حکومتداری نباید لذتجویی شخصی باشد، بلکه باید به آسایش و آرایش رعیت توجه شود و در مقابل، رعایا نیز موظف به اطاعت و دعا برای حاکمان عادل هستند.

نکوهش ستم پادشاهان و ثمرات عدالت آنان
متن با اشاره به مکافات ظالمان در طول تاریخ آغاز میشود و بر این نکته تأکید دارد که ستمکاران به سزای اعمال خود میرسند. در ادامه، نقش پادشاهان و سلاطین را به عنوان سایه رحمت الهی و پاسبانان مال و عرض مردم تبیین میکند و بیان میدارد که پادشاه عادل با رعایت حکمت و عدالت، موجب آبادانی مملکت، خشنودی رعایا و دوام دولت میشود. سپس به پیامدهای منفی پادشاهی که به دنبال لذات نفسانی است و به امور مملکتداری و رعایت حال رعایا بیتوجه است، میپردازد. این بخش به تفصیل به فساد اداری، بیتوجهی به دادخواهی مظلومان و عواقب سوء آن برای دولت و ملت اشاره میکند. در پایان، متن به اهمیت مشورت با خردمندان و لزوم سیاستورزی بر اساس عقل و حکمت تأکید دارد و بیان میکند که عدالت سلطان، عامل اصلی سعادت، پیشرفت علوم و نشر احکام دین است و پادشاه عادل در ثواب عبادات مردم شریک و مقربترین افراد نزد خداوند است، در حالی که پادشاه ظالم در گناهان آنان شریک و دورترین از رحمت الهی است. متن با توصیه به پادشاهان برای حاکم قرار دادن عقل در حوادث و رعایت اعتدال در لطف و خشونت به پایان میرسد.
تایید احداث راه آهن در ایران
این فتوا با ذکر «بسم الله لاقوة الا بالله» آغاز میشود و به تأیید احداث راهآهن از تهران تا مشهد میپردازد. در ادامه، فواید این اقدام از جمله تسهیل امور و افزایش تردد زوار و غیره را برمیشمارد و آن را بیشک و تردید میداند. در پایان، با استناد به ضربالمثل «صلاح مملکت خویش خسروان دانند» و عبارت «والامر بید من له ولایة الامر»، تصمیمگیری نهایی را به حاکمان واگذار میکند.
انتقاد از فرنگیمآبی
متن با ابراز تعجب از رواج فرنگیمآبی در جامعه آغاز میشود. در ادامه، به تفصیل به مظاهر این پدیده، از جمله پوشیدن لباس کفار، تراشیدن ریش، ترک نماز، شرب خمر، قماربازی و بیتوجهی به محرمات شرعی اشاره میکند. در پایان، از برخی سادات و روحانیون که تحت تأثیر حب جاه و ضعف ایمان، به این شیوه زندگی روی آورده و از یاران ظلمه شدهاند، انتقاد میکند و بیاعتنایی آنان به عذاب الهی را نکوهش مینماید.
شرح رفتار مکارانه انگلیسی ها و هشدار به پادشاه و دولتمردان ایران
این متن با اشاره به تجربه هندوستان، به پادشاه و دولتمردان ایران هشدار میدهد که از معاشرت و مسامحه با اروپاییان (به ویژه انگلیسیها) پرهیز کنند. نویسنده توضیح میدهد که چگونه این جماعت با حیلهگری، نفوذ از طریق سفارت و تجارت، و فریب دادن سرداران و ارکان دولت با هدایا و نرمزبانی، به تدریج بر ممالک مسلط میشوند. در ادامه، تأکید میشود که تسلط بیگانگان نه تنها به زوال سلطنت و بدنامی میانجامد، بلکه باعث از بین رفتن امر به معروف و نهی از منکر، خرابی دین و خسران دنیا و آخرت خواهد شد. در پایان، از صاحبان عقل و بینش، به خصوص سلاطین و حکام، درخواست میشود که این هشدار را جدی بگیرند و آن را بازیچه نپندارند.
انتقاد از بی اعتقادی و بی عملی برخی از فلاسفه، صوفیه و فقها
این مثنوی با انتقاد از فلاسفه آغاز میشود و آنها را به دلیل غرق شدن در مباحث نظری و دوری از واقعیت و عمل، مورد سرزنش قرار میدهد. در ادامه، به صوفیان میپردازد و آنها را به رها کردن قید شرع و ریاکاری متهم میکند. بخش پایانی مثنوی به نقد فقها اختصاص دارد که به دلیل تمرکز بر فقه ظاهری و غفلت از فقه جان و حقوق یتیمان، مورد انتقاد شدید قرار میگیرند. در نهایت، با ابراز ارادت به یار و عشق الهی، بر بیاعتباری اعمال ظاهری و اهمیت رضای دوست تأکید میشود.

رفتار سیدمحمدباقر شفتی (حجت الاسلام) در برابر حکام
سید محمدباقر شفتی به دیدن هیچ حاکمی نمیرفت، مگر سلطان که در زمان ورود به اصفهان به دیدارش میرفت. حاکم اصفهان هرگاه به دیدار ایشان میآمد، در دم در سلام میکرد و میایستاد و گاهی سید محمدباقر شفتی پس از مدتی متوجه حضور او میشد و اجازه نشستن میداد.
حدود اختیارات ولی فقیه
این متن به تبیین حدود اختیارات ولی فقیه میپردازد و دو حوزه اصلی برای ولایت فقیه قائل میشود. در ابتدا، ولایت فقیه را در تمام اموری که پیامبر و امامان معصوم ولایت داشتهاند، به جز موارد استثنا شده با دلیل، ثابت میکند. سپس، به اموری اشاره میکند که مربوط به دین و دنیای مردم است و انجام آنها ضروری است، اما متولی خاصی برای آنها تعیین نشده است. در ادامه، برای اثبات امر اول، به روایات متعددی استناد میکند که علما را وارث، امین، خلیفه و حجت پیامبران معرفی میکنند و این روایات را از نظر دلالت بر ولایت، مشابه روایات اثبات امامت ائمه معصومین میداند. در پایان، برای اثبات امر دوم، به اجماع فقها و دو دلیل دیگر اشاره میکند: اول اینکه شارع برای هر کار ضروری که راضی به ترک آن نیست، متولی تعیین میکند و فقیه به دلیل اوصاف عالی خود، شایستهترین فرد برای این مسئولیت است. دوم اینکه فقیه جامعالشرایط، به دلیل جمعآوری بیشترین شرایط از اسلام، ایمان، علم و تقوا، بهترین گزینه برای تصدی این امور است و ولایت او قطعی و طبیعی است، در حالی که ولایت دیگران مشکوک است و با اصل عدم، جواز تصرفشان ممنوع میشود. متن با تأکید بر ارجاع موارد جزئی فقهی به این دو اصل کلی ولایت فقیه به پایان میرسد.

مشروعیت سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و وجوب اطاعت از اوامر او
این متن به مشروعیت سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و وجوب اطاعت از اوامر او میپردازد. در ابتدا، سلطنت شاه را از فرایض شرعی و شخصی او دانسته و تصدی مناصب حکومتی و اخذ وجوهات را حلال و طیب میشمارد. سپس، دلیل این مشروعیت را حفظ دین، نظام شرع، امنیت مرزها، امر به معروف و نهی از منکر، اقامه حدود و نشر عدل و احسان میداند که تنها از عهده شاه برمیآید. در ادامه، بیان میکند که تعدیات و مظالم برخی کارگزاران، منافی وجوب و شرعیت اصل سلطنت نیست و آن را به اعمال برخی فرماندهان در صدر اسلام تشبیه میکند. در پایان، تأکید میکند که پاداشهای الهی منوط به نیت قربت و بندگی است و از شاه انتظار میرود که جز بندگی خدا منظوری نداشته باشد. همچنین، از علما و فقها دعوت میکند تا در صورت اعتراض به این مسئله، دلایل علمی خود را ارائه دهند تا امور بر مردم آسان شود.

موضع علمای ایران نسبت به توسعه کشور و ظلم و فساد و استبداد دولتمردان ایرانی
نامهای به سید حاج مستان مراغهای داغستانی در پاسخ به تصور او مبنی بر مخالفت علما با ترقی ایران آغاز میشود. در ابتدا، نویسنده با طرح پرسشهایی، این اتهام را که علما مانع پیشرفتهایی چون راهآهن، مدارس، عدالتخانه، بیمارستان و ارتش منظم بودهاند، رد میکند. سپس، به فساد و سوءاستفاده برخی از علما از موقعیت خود اشاره میکند، اما تأکید دارد که این رفتار عمومی نیست و بسیاری از علما به حق و فضیلت خدمت میکنند. در ادامه، به ظلم و فساد حاکمان و دولتمردان ایرانی میپردازد و آن را عامل اصلی عقبماندگی و مشکلات کشور معرفی میکند. به عنوان مثال، به رشوه گرفتن برای مناصب حکومتی و پیامدهای آن، از جمله شورش اکراد، اشاره میکند. نویسنده معتقد است که ریشه این مشکلات در ظلم داخلی است و نه توطئه خارجی. در بخش بعدی، به مقایسه ایران با فرانسه میپردازد و علت پیشرفت اروپا را در وجود عدالت، مساوات، آزادی و قانون میداند و نبود اینها را در ایران عامل عقبماندگی معرفی میکند. همچنین، به اهمیت علم و آموزش برای ترقی ملت اشاره کرده و نقش دولت را در تأمین امنیت و فراهم آوردن بستر رشد ملت، حیاتی میداند. در پایان، به ضعف و بیکفایتی وزرای ایران در مقایسه با امیرکبیر و وزرای اروپایی اشاره میکند و آزادی مطبوعات و اصلاح سفارتخانهها را از جمله راههای برونرفت از وضعیت موجود میداند. در نهایت، تأکید میکند که چاره همه خرابیها در علم و همت خیرخواهان وطن برای تأسیس مدارس است، وگرنه ایران به ورطه نابودی کشیده خواهد شد.

درخواست از فتحعلی شاه قاجار جهت جلوگیری از خطر کفار و دراویش
نویسنده از فتحعلیشاه قاجار میخواهد تا با اتخاذ تدابیر امنیتی، خطر کفار و دراویش را مهار کند و با تکیه بر حمایت علمای دینی و قدرت پادشاه، شریعت و ایمان جامعه اسلامی را حفظ نماید.
اظهار نگرانی شدید از واردات بی رویه کالاهای خارجی
متن با ابراز نگرانی شدید از ورود بیرویه کالاهای خارجی از روسیه به ایران آغاز میشود. نویسنده به طور خاص به واردات نفت، قند و شکر، و اشیای شکستنی اشاره میکند و معتقد است که این سیل کالاها ثروت ایران را از بین برده و به اقتصاد کشور آسیب میرساند. در پایان، نویسنده به غفلت ایرانیان از این وضعیت و تصور نادرست آنها مبنی بر اینکه روسها برای کار کردن و ایرانیان برای بهرهبرداری خلق شدهاند، اشاره میکند.
ایستادگی علم در مقابل زورگویان و حقیقت گویی آنان
این روایت به دو واقعه از زندگی آخوند ملا حسن یزدی میپردازد. در واقعه اول، به دلیل ظلم حاکم یزد منصوب از سوی فتحعلی شاه، آخوند ملا حسن حکم به اخراج او میدهد و مردم نیز حاکم را بیرون میکنند. پس از احضار آخوند به دربار فتحعلی شاه، او با شجاعت در برابر سلطان ایستادگی کرده و ظلم حاکم را تأیید میکند، حتی زمانی که پاهایش به فلک بسته شده بود. در نهایت، سلطان او را آزاد کرده و با احترام به او خلعت میدهد، اما آخوند از بازگشت به یزد خودداری میکند. در واقعه دوم، آخوند ملا حسن در مجلسی مذهبی، ذاکری را به دلیل بیان روایتی نادرست درباره حضور امیرالمؤمنین (ع) به شکل شیر در کربلا، توبیخ کرده و از او میخواهد که از این پس چنین مطالبی را بیان نکند و توبه کند.
حرمت اخذ مال خراج از پادشاه ستمگر و حرمت رجوع به وی جهت قضاوت
در این متن، میرزای قمی به حرمت دریافت مالیات خراج از پادشاهان ستمگر شیعه میپردازد، مگر اینکه با اجازه مجتهد عادل و برای مصالح عمومی باشد. سپس بیان میکند که وجوه دریافتی از سلطان جائر، حتی اگر برای خود او حلال نباشد، برای مستحقین آن حلال است، زیرا خود سلطان نیز به عدم استحقاق خود معتقد است. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث ائمه اطهار، به حرمت رجوع به طاغوت و سلاطین جور برای قضاوت تأکید میشود و اشاره میکند که آنچه از حکم ایشان گرفته شود، حتی اگر به حق باشد، سُحُت (حرام) است.
انتقاد از فلاسفه و صوفیه دروغین و ریاکار
متن با نقل حدیثی از امام صادق (ع) آغاز میشود که به توصیف زمانهای میپردازد که در آن ظاهر مردم خندان و باطنشان تاریک است، سنت بدعت و بدعت سنت میشود، مؤمن خوار و فاسق معتبر میگردد. در ادامه، حدیث به علمایی اشاره میکند که بدترین خلق روی زمین هستند، زیرا به فلسفههای موهوم و تصوف روی میآورند و از دین منحرف شدهاند. این علما به دوستی با مخالفان ائمه میپردازند و شیعیان را گمراه میکنند. متن سپس به تفصیل به فساد طریقه فلسفه و تصوف میپردازد. در بخش مربوط به تصوف، نویسنده به ریشه کلمه «صوفی» و ریاکاریهای این گروه اشاره میکند که چگونه با ادعای اهلالله بودن، مردم جاهل را فریب میدهند و به تدریج از ائمه هدی فاصله گرفته و به رأی خود عمل میکنند. این انحراف منجر به ایجاد بدعتهایی مانند ریاضات شیطانی، ذکرهای جلی و خفی، و مجالس و محافل خاص میشود که مردم را از راه آخرت و معیشت دنیوی باز میدارد. در پایان، متن نتیجه میگیرد که هر دو گروه متفلسفه و متصوفه در انحراف از دین و شریعت مشترک هستند و ترویج آنها با کمک بنیعباس صورت گرفته است. نویسنده تأکید میکند که فساد متصوفه شدیدتر از متفلسفه است و در نهایت بیان میکند که این انحراف از شریعت تنها به این دو گروه محدود نمیشود، بلکه تمام اقشار جامعه از جمله علما، جهلا، سلاطین، رعایا، اغنیا، فقرا، زارعین و صنعتگران نیز از طریقه اوایل خود منحرف شدهاند.
لزوم عدل برای پادشاهان
این متن با استناد به آیه «یا داودُ اِنّا جَعَلَّناکَ خَلیفَةً فِی الارْضِ» به تبیین ده نکته اساسی در مورد وظایف و آداب پادشاهی میپردازد. در ابتدا، پادشاهان را به این نکته توجه میدهد که سلطنت عطیه الهی است و نباید دچار عجب و غرور شوند. سپس، بر ناپایداری قدرت و لزوم استفاده از آن برای کسب ملک باقی اخروی تأکید میکند. در ادامه، پادشاه را خلیفه و سایه خداوند بر زمین معرفی کرده و او را به رعایت عدل و پرهیز از هوای نفس و ظلم فرامیخواند. متن به لزوم مباشرت پادشاه در دادرسی و شفقت او بر رعیت اشاره میکند و حکم را باید برای حق و رضای خدا و به دور از طمع و رشوه دانست. همچنین، از پادشاه میخواهد که از پیروی هوای نفس دوری کند، زیرا این کار به منزله شریک قرار دادن برای خداوند است و گمراهی از راه حق را در پی دارد. در پایان، متن بیان میکند که پادشاهی و دنیاداری با نبوت و آخرتداری منافاتی ندارد و پادشاهان عذری برای غفلت از منافع دینی ندارند. در نهایت، مفهوم عدل را به معنای یکسان بودن عطوفت و محبت قلبی سلطان نسبت به تمام رعیت، رعایت تسویه و عدم ظلم قوی بر ضعیف، و مقدم دانستن خیر رعیت بر خیر خود و اطرافیانش تعریف میکند.
نصیحت به آقا محمد خان قاجار در خودداری از ستم بر مردم
متن با توصیف وضعیت رنجآور نویسنده و مردم آغاز میشود که ناشی از ظلم و ستم است و چاره را در عرض حال به پادشاه میبیند. در ادامه، با استناد به صفات الهی و رحمت واسعه خداوند، پادشاه را به مهربانی، عدالت و مراقبت از رعایا فرامیخواند و او را به تشبه به اخلاق الهی توصیه میکند. با ذکر داستان حضرت یونس (ع) و رحمت خداوند بر بندگان، بر لزوم مدارا و عدم شتاب در عذاب تأکید میشود. سپس، با رد این توهم که پادشاهی صرفاً تقدیر الهی است و پادشاه در قبال اعمال خود مسئول نیست، به دو قسم پادشاهی (استحقاق و امتحان) اشاره میکند و مسئولیت پادشاه در قبال بندگان را یادآور میشود. در پایان، نقش علما در حفظ دین و دنیای مردم را بیان کرده و از خداوند میخواهد که پادشاه را بر مردم مهربان کند، دولت او را پایدار سازد و او را در مسیر عدالت و عفو یاری دهد.
لزوم عدالت برای پادشاهان
متن با بیان اهمیت عدالت برای پادشاهان آغاز میشود و هشت فایده اصلی آن را برمیشمارد: کسب رضایت الهی، پاداش اخروی، شکرگزاری نعمتها، حفظ امانت رعایا، کسب نام نیکو، دعای خیر مردم، برکت در نسل و آبادانی کشور. در ادامه، با استناد به سخنان امام علی (ع)، بر لزوم هوشیاری و آمادگی پادشاهان در برابر دشمنان و تغییرات زمانه تأکید میشود. سپس، سه رکن اصلی حفظ دولت و پادشاهی شامل رضایت باطنی خداوند، محافظت ظاهری از رعیت و خزانه و سپاه، و اجرای عدالت و احسان و مبارزه با ظلم تشریح میگردد. در پایان، با ذکر حکایاتی از قباد و باغ انار، تأثیر نیت پادشاه بر برکت و آبادانی کشور و همچنین نقش دعای مظلومان در سرنوشت حکومتها تبیین میشود.
دعوت از دولت های ایران و افغانستان به اتحاد در برابر دشمن
متن با یادآوری نقش برجسته ایرانیان در صدر اسلام در نشر علوم و حفظ احکام دینی آغاز میشود و از آنان میخواهد که امروز نیز برای تجدید وحدت اسلامی و تقویت اخوت دینی پیشقدم شوند. با استناد به حدیث نبوی درباره جایگاه علمی ایرانیان، از فرزندان و دانشمندان ایران میخواهد که با یادآوری سوابق درخشان نیاکان خود، برای حفظ وحدت اسلام بکوشند و شالوده اتحاد اسلامی را بنا نهند. در ادامه، با اشاره به تجربیات تاریخی و حوادث و انقلابات زمانه، بر لزوم عبرتگیری از این وقایع تأکید میکند و از ملت ایران میپرسد که آیا پس از مشاهده وقایع تلخ و قدرت دشمن، سزاوار است که از اتحاد دوری گزینند، در حالی که میدانند تنها اتحاد موجب شوکت و عظمت است. در پایان، زمان کنونی را زمان برادری و بستن پیمان اتحاد معرفی میکند.

لزوم اجرای حدود شرعی در عصر غیبت توسط فقیه
این متن به بررسی جواز و لزوم اجرای حدود شرعی توسط فقها در عصر غیبت میپردازد. در ابتدا، با استناد به روایت عمربن حنظله و حجیت اجماع، بر اتفاق فقها در این زمینه تأکید میشود. سپس، با اشاره به نصوصی که بر عدم خالی ماندن زمین از حجت دلالت دارند، این اجماع تقویت میگردد. در ادامه، استدلال میشود که عدم اجرای حدود در عصر غیبت به تعطیلی احکام الهی و اختلال نظام منجر خواهد شد، در حالی که هدف از وضع حدود، حفظ شریعت و مراقبت از نفوس مردم است. در پایان، تأکید میشود که اجرای احکام الهی، از جمله حدود، در عصر غیبت بر عهده فقهای جامع الشرایط است و هیچ تأخیری در اجرای آنها به هیچ دلیلی جایز نیست، حتی اگر به دستور حاکم یا مأمورین حکومتی باشد.
.jpeg&w=3840&q=75)
حکم سفر ناصرالدین شاه قاجار به فرنگستان
این رساله با طرح پرسشهایی از سوی مؤمنین درباره جواز مراوده و معامله با کفار، سفر به بلاد آنها برای سیاحت یا کسب، و همچنین حکم شرعی سفر ناصرالدینشاه به فرنگستان آغاز میشود. در ادامه، به مسائل فقهی مربوط به طهارت اهل کتاب و کالاهای فرنگی و جواز ازدواج با زنان کافره نیز پرداخته میشود. پاسخ به این پرسشها با تأکید بر عدم وجود نقص شرعی در این امور، به تفصیل بیان میگردد. استدلال میشود که از زمان پیامبران تا کنون، مجالست با کفار امری رایج بوده و تنها در صورتی که فرد نتواند شعائر اسلامی را در بلاد کفر به جا آورد، هجرت واجب میشود. همچنین، سفر پادشاه به فرنگستان به دلیل مصالح دینی و دولتی، از جمله کسب اطلاع از نظم و قواعد فرنگی و خرید اسلحه، نه تنها جایز بلکه ممدوح و ثوابدار شمرده میشود. در پایان، به این شبهه که سفر به فرنگستان موجب ارتکاب معصیت میشود، پاسخ داده شده و تأکید میشود که ارتکاب گناه به ذات سفر ارتباطی ندارد و بسیاری از افراد در داخل ایران نیز مرتکب معاصی میشوند، در حالی که برخی از سفرکنندگان به فرنگستان، ایمانشان تقویت شده است.
شرایط همکاری شیعیان با پادشاهان ظالم و عادل
در ابتدا، به حرمت کمک به ظالمان در امور حرام اشاره میشود و این نهی را به معنای حرمت کمک در ظلم و محرمات میداند، نه در امور مباح. سپس، پرداخت خراج به حاکم جائر را از احکام تقیهای اسلام برمیشمرد که در صورت عدم وجود مقتضای تقیه، باید از آن دست کشید. در ادامه، به جواز اخذ حقوق شیعیان از حکام جائر اشاره میکند و آن را راهی برای جلوگیری از حرج و پایمال شدن حقوق شیعیان در غیبت امام زمان (عج) میداند. در بخش بعدی، به جواز و حتی وجوب اِعمال حدود توسط جانشین سلطان ظالم، به شرط عدم تعدی از حق، میپردازد. در نهایت، ولایت از جانب سلطان عادل را جایز و گاهی واجب میشمارد، به ویژه اگر امر به معروف و نهی از منکر جز از این طریق محقق نشود و بر وجوب تلاش برای کسب آن تأکید میکند.
تایید احداث راه آهن در ایران
متن به تأیید احداث راهآهن در ایران میپردازد. در ابتدا، منافع حاصل از این اقدام را بدیهی و بینیاز از توضیح میداند و در پایان، برای کسانی که در پی انجام این پروژه هستند، آرزوی توفیق الهی میکند.
انتقاد از امرا، علمای دنیاگرا و زمینداران حرام خوار
متن با خطاب به سالک، به نقد و بررسی وضعیت اقشار مختلف جامعه میپردازد. ابتدا به انتقاد از امرا و حاکمان میپردازد که مالیاتها و عوارضی وضع کردهاند که در شریعت اسلامی جایگاهی ندارد و این اقدامات را بدعتی در دین و مخالف با قواعد سلطنت اسلامی میداند. سپس به نقد علمای دنیاگرا میپردازد که با ارزان کردن اجازه اجتهاد، باعث شدهاند هر طالب علمی خود را مجتهد بداند و این امر را آفتزا و گمراهکننده برای عموم مردم معرفی میکند. در ادامه، به تجار و اربابان زمین میپردازد و معاملات و مزارعههای آنان را که بدون رعایت شرایط شرعی صحت و لزوم انجام میشود، حرام و خارج از دین محمدی میشمارد. در پایان، نتیجه میگیرد که هر صنفی دینی ورای دین احمدی اختیار کرده و این بدعتها به نسلهای بعدی نیز منتقل میشود و حتی برخی فضلا نیز با استناد به سیره ناس، اعمال غیرشرعی را حلال میدانند، در حالی که سیره ناس در تعارض با فقه، حجت نیست.
شرایط لازم برای رهبری علمای دین
متن با تقسیم علما به سه دسته آغاز میشود: دسته اول، علمای ظاهرگرا که به دلیل دلبستگی به دنیا و عدم شناخت عمیق از آخرت، صلاحیت رهبری ندارند، هرچند ممکن است عوام به واسطه آنان هدایت شوند. دسته دوم، علمای باطنگرا که به دلیل عدم احاطه بر امور ظاهری، توانایی رهبری گسترده را ندارند. در ادامه، دسته سوم معرفی میشود که علم ظاهر و باطن را توأمان دارند و به مثابه آفتاب، شایسته رهبری و راهنمایی خلق خدا هستند. در پایان، به این نکته اشاره میشود که چنین رهبرانی، به دلیل مخالفت علمای ظاهرگرا که دنیا را معشوق خود میدانند، مورد طعن و آزار قرار میگیرند و به همین دلیل، ممکن است از انظار پنهان بمانند.
پاسخ به نامه مک نیل (وزیر مختار انگلستان در ایران)
این نامه در پاسخ به مک نیل، وزیرمختار انگلستان، نگاشته شده و با حمد و ثنای الهی آغاز میشود. نویسنده ابتدا به دریافت نامه مک نیل و تأمل در مضامین آن اشاره میکند. سپس، به ۹ مطلب اصلی مطرح شده در نامه مک نیل پاسخ میدهد. در پاسخ به مطلب اول، نویسنده به ظلم و تعدی اهالی ترکستان و هرات به مردم خراسان اشاره کرده و اقدام دولت ایران برای دفع این ظلم را عین عدالت میداند و آن را مغایر با معاهدات بین دو دولت نمیشمارد. در ادامه، بیحرمتیهای احتمالی به دولت انگلیس را ناشی از افراد دونپایه دانسته و نه ارکان دولت. در پاسخ به مطلب دوم، خدمات دولت انگلیس به ایران را انکارناپذیر میداند اما درخواست مک نیل برای توقف لشکرکشی به ترکستان و هرات را خلاف مصلحت و قواعد مملکتداری میشمارد. در پاسخ به مطلب سوم، عدم پذیرش برخی خواستههای مک نیل را ناشی از منافات آن با قواعد سلطنت و مصلحت دولت میداند. در پاسخ به مطلب چهارم، استنباط قطع دوستی را رد کرده و دوستی بین دو دولت را پایدار میداند. در پاسخ به مطلب پنجم، ورود کشتیهای جنگی به خلیج فارس را تأیید میکند اما هدف آن را خصومت نمیداند. در پاسخ به مطلب ششم، از مک نیل میپرسد که کدام خلل و فساد در امور دولت انگلیس رخ داده که ناچار به خصومت شوند. در پاسخ به مطلب هفتم، اقدام به خصومت را خلاف مقاصد انبیا و عقل و نقل میداند. در نهایت، در پاسخ به مطلب هشتم، هدف مک نیل از اطلاعرسانی را رفع موانع دوستی میداند و تأکید میکند که اگر زودتر مطلع میشدند، سوءتفاهمها را برطرف میکردند. نامه با بیان اینکه مطالب مصلحتآمیز به اطلاع شاه و امنای دولت خواهد رسید و با آرزوی تدبر در این مرقومه و سلام بر هدایتیافتگان به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
تفویض حکومت از سوی مجتهدان جامعالشرایط عادل به پادشاهان صفوی
متن با اشاره به سابقه سلاطین صفوی در رعایت شرع و اعتقاد شیعه به امامت امام زمان آغاز میشود. سپس بیان میکند که در دوران غیبت، مجتهد جامعالشرایط عادل نایب امام زمان است و وظیفه حفظ حدود الهی را بر عهده دارد. در ادامه، با توجه به عدم امکان مُلکداری و سپهآرایی توسط مجتهدان، این وظیفه به پادشاهانی تفویض میشود که توسط مجتهد زمان خود به نیابت منصوب شدهاند. این نیابت، تصرف پادشاه در مُلک و حکومتش را مشروعیت میبخشد. در پایان، به نمونههایی از این تفویض اشاره میکند؛ از جمله انتصاب شاه سلیمان صفوی توسط آقا حسین خوانساری و سلطان حسین صفوی توسط علامه محمدباقر مجلسی.
هشدار در مورد ایجاد روابط سیاسی با فرانسویان با توجه به سیاست مکارانه آنان
این متن با تأکید بر لزوم عدم اجازه ورود و نفوذ فرانسویان به دربار و ساختار حکومتی ایران آغاز میشود. در ادامه، به ویژگیهای فریبنده و مکارانه فرانسویان در تسخیر قلوب حکام و رعایا، ایجاد فتنه و نفاق میان سران و نفوذ تدریجی در کشورها اشاره میکند. سپس، با وجود شجاعت و غیرت مردم ایران، نگرانی خود را از تردد سفرای فرانسه به پایتخت ابراز میدارد و دلیل آن را مکر و حیلهگری فرانسویان و همچنین نفاق و طمع برخی سرداران ایرانی میداند. در پایان، نسبت به آسیب رسیدن به پایه سلطنت در نتیجه این امور هشدار میدهد.
آداب مملکت داری پادشاه
متن با تأکید بر اهمیت آبادانی مملکت و خزانه، به پادشاه توصیه میکند که به جای تمرکز صرف بر پر کردن خزانه، به آبادانی کشور بپردازد. سپس، بر لزوم استفاده از افراد امین و زیرک برای اطلاع از وضعیت رعایا و حاکمان، و همچنین مشورت با دانایان، اهل قلم و تجار در امور مختلف تأکید میکند. در ادامه، به پادشاه هشدار میدهد که از کسانی که حقایق را از او پنهان میکنند، دوری کند و افراد کارآمد را به خدمت بگیرد. همچنین، بر لزوم حفظ فاصله با سفرای خارجی و جلوگیری از خرید ملک توسط آنها در ایران، و نیز کوتاه کردن دست ظلم از سر رعایا تأکید شده است. در پایان، ویژگیهای وزیر شایسته از جمله تدبیر، دانش، صبر، کمطمعی و دوری از ظلم را برمیشمارد.
نصیحت به شاهزاده محمدعلی میرزا دولتشاه قاجار راجع به نحوه حکومت داری
متن با بیان دشواری و عظمت پادشاهی و مسئولیتهای سنگین آن آغاز میشود و پادشاه را مسئول صلاح و فساد کشور و پاسخگوی هرگونه ظلم و ستم میداند. در ادامه، آیه ۹۰ سوره نحل (اِنَّ اللهَ یأمُرُ بالعَدلِ وَالاحسَانِ و اِیتاءٍ ذِیالقُربی و یَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکرِ وَالبَغْی) را به عنوان دستورالعمل الهی برای پادشاهان معرفی میکند. سپس به تفصیل به شرح سه امر الهی (عدل، احسان و ایتاء ذیالقربی) و سه نهی الهی (فحشاء، منکر و بغی) میپردازد و با استناد به احادیث و روایات ائمه، فضیلت عدل و عواقب ظلم را تبیین میکند. در بخش پایانی، با ذکر حکایتی از اسکندر و ارسطو و همچنین داستانی از یک پادشاه ظالم عرب، بر ناپایداری دنیا و لزوم توجه به آخرت تأکید کرده و پادشاهان را به دوری از ظلم و برقراری عدالت در تمام سطوح حکومتی و حفظ امنیت داخلی و خارجی کشور فرامیخواند تا شایسته عنوان «ظلاللهی» باشند.
تعارض مرام فراموشخانه با شریعت اسلام
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که اگر شریعت اسلام برای تمام امور زندگی قواعدی دارد، چرا فراموشخانه را نادیده گرفته است؟ سپس با استناد به مفاهیم اسلامی مانند اخوت، خمس و زکات، و حدود شرعی، اهداف ادعایی فراموشخانه (برادری، همبستگی و دفع ظلم) را در تضاد با آموزههای دینی میداند. در ادامه، مفهوم آزادی مورد نظر فراموشخانه را که به معنای عدم تبعیت از حکم دیگری است، منافی اساس خداوندی و موجب هرج و مرج در امور دنیا تلقی میکند. در پایان، نتیجهگیری میشود که عدم پیروی از قوانین الهی و تأسی به عقاید دیگر، کفر محض است.

افشای نیرنگ و خدعه استعمارگران اروپایی به ویژه انگلیسی ها و پرهیز از همکاری با آنها و تمجید از آزادی و عدالت در میان آنان
متن با شرح فریبکاری و نفوذ اروپاییان (فرنگان) در مکزیک آغاز میشود که چگونه با تظاهر به دوستی و اهدای هدایا، به تدریج زبان مردم را آموخته و پادشاه را مقید ساختند. این اقدام منجر به شورش مردم شد که به دلیل عدم تجهیزات کافی، توسط فرنگان سرکوب و بسیاری کشته شدند. در ادامه، به ماهیت مکارانه و دنیاپرست انگلیسیها اشاره میشود که تمام امورشان بر پایه مکر و حیله است و پس از رفع حاجت، رفتار خود را تغییر میدهند. سپس به ماجرای حضور نگارنده در مدرس (هند) و استفتاء یکی از کارمندان گورنر (حاکم) درباره جواز همکاری با فرنگیان در شریعت شیعه میپردازد. نگارنده در پاسخ، همکاری و اعانت به آنها را حرام اعلام میکند. این فتوا باعث استعفای آن کارمند میشود و گورنر با اطلاع از این فتوا، داروغه شهر را برای نهی نگارنده از صدور چنین فتاوایی میفرستد. نگارنده در پاسخ، با استناد به قوانین خود انگلیسیها که بر آزادی عقیده و عدم تسلط بر دیگران تأکید دارد، نهی گورنر را خارج از قاعده و غیرصحیح میداند و تهدید به رجوع به «عدالتکبیر» میکند. در پایان، به برخی از قوانین انگلیسیها مانند عدم تسلط کسی بر دیگری، حق شکایت زیردستان از مافوق و اجرای حد بر متجاوز، و پرهیز از قتل نفس اشاره میشود که نشاندهنده جنبههای مثبت عدالتخواهی در میان آنهاست.
شکایت از ظلم وزرا، حکام و ماموران دولتی بر مردم
متن با حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیامبر و آل او آغاز میشود و به نقش انبیا و علما در رساندن فیوضات الهی و عدالت به مردم اشاره میکند. سپس به نقد وضعیت موجود در دارالخلافه میپردازد و با وجود ستایش از شخص پادشاه به دلیل عدالتخواهی ذاتی، وزرا و امنای حکومتی را به ظلم و بیعدالتی متهم میکند. نویسنده بیان میکند که این افراد احکام شرعی و دستخطهای پادشاه را نادیده میگیرند و به جای اجرای عدالت، به منافع شخصی خود میپردازند. در ادامه، نویسنده از وضعیت نابسامان شریعت و بیاعتنایی به احکام الهی ابراز نگرانی میکند و هشدار میدهد که اگر این روند ادامه یابد، اسلام در خطر خواهد بود. در پایان، نویسنده از پادشاه میخواهد که انتقام او را از رجال خائن بگیرد و تأکید میکند که به دلیل عدم اجرای عدالت و نادیده گرفتن دستخطهای پادشاه، قصد ترک تهران و پناه بردن به عتبات عالیات را دارد و برای پادشاه آرزوی اعوان و انصار دولتخواه میکند.
فلسفه تشکیل حکومت و آداب مملکت داری
این متن با بررسی تغییر و تبدل حالات مردمان آغاز میشود و ریشه فساد را در بزرگان و اکابر جامعه میداند. سپس، نظام و صلاح جامعه را به شش گروه (علما، سلاطین، اغنیا، جاهلین، رعایا، فقرا) تقسیم کرده و وظایف هر یک را تشریح میکند. در ادامه، با استناد به احادیث نبوی، به توصیف زمانهای میپردازد که در آن فساد و انحراف در میان اقشار مختلف جامعه رواج مییابد و پیامدهای آن را از جمله جور سلاطین، قحطی، ظلم حکام و بیبرکتی مال برمیشمارد. در بخش بعدی، ضرورت تشکیل حکومت و وجود حکام و سلاطین را برای جلوگیری از هرج و مرج و حفظ نظام جامعه تبیین میکند و رابطه سلطان و رعیت را به روح و جسد تشبیه میکند. سپس، به توأمان بودن دین و سلطنت اشاره کرده و بیان میکند که اقامه دین بدون سلطنت و نظام محقق نمیشود و سلطنت بدون دین نیز فاقد ثمره اخروی است. در ادامه، به مفهوم امامت و وصایت رسول (ص) میپردازد و نقش امام را در حفظ و اقامه احکام الهی تبیین میکند. همچنین، به نیابت خاصه و عامه علما و سلاطین از امام اشاره کرده و منصب امامت را شامل دو رکن علم و اقامه دین (ملک و سلطنت) میداند. در پایان، آداب و سیاست مملکتداری را تشریح کرده و نسبت ملوک و سلاطین به رعایا را به نسبت صاحب منزل به اهل خانه تشبیه میکند و بر لزوم رعایت قوانین عقل و شرع برای حفظ نظام و کمال جامعه تأکید میورزد.
تعیین حدود اختیارات ولی فقیه
تعیین و نصب امام برای اصلاح امور مردم و از بین بردن فتنه و نزاع است. اگر انتخاب امام به اختیار مردم باشد، به دلیل اختلاف آراء، موجب افزایش فتنه خواهد شد؛ بنابراین امام باید به نص الهی و پیامبر تعیین شود تا خلافت و نیابت حقیقی محقق گردد. آیات و روایات بر وجوب اطاعت از خداوند، پیامبر و اولوالامر و همچنین علما و فقها به عنوان نایبان ائمه در عصر غیبت تأکید دارند. قضا و فتوا از مناصب امام است که مجتهد به عنوان نایب عام امام میتواند در آنها و سایر امور مانند تصرف در اموال ایتام و غایبین دخالت کند. اما برخی مناصب مانند جهاد، مخصوص امام بوده و تصرف نایب عام در آنها بدون اذن خاص امام جایز نیست.

شرح دانش، کیاست و کشورداری انگلیسی ها و تسخیر تدریجی هندوستان توسط آنها
متن با ستایش از دانش، کیاست و نظم حکومتی انگلیسیها آغاز میشود و آنها را در مملکتداری و رعایت حال رعایا بینظیر میداند، حتی اگر روشهایشان با حیله و فریب همراه باشد. سپس به چگونگی ورود انگلیسیها به هندوستان اشاره میکند که ابتدا با اجازه پادشاه عالمگیر برای دفع پرتغالیها وارد کلکته شدند. در ادامه، به تدابیر و حیلههای انگلیسیها برای نفوذ و تسلط بر هندوستان میپردازد؛ از جمله ساخت قلعه به بهانه تجارت، جمعآوری نیرو و تجهیزات جنگی، و ارسال نمایندگان با هدایا و عهدنامههای فریبنده به نزد حکام محلی. متن توضیح میدهد که چگونه انگلیسیها با سوءاستفاده از غفلت و غرور حکام هندی، ابتدا با وعده کمک نظامی و سپس با مطالبه مواجب نیروها، بخشهایی از قلمرو آنها را تصاحب میکردند و در نهایت با دخالت در جانشینی حکام، کل مملکت را به تصرف خود درمیآوردند.
بیان سبب استیلای انگلیس بر هند
متن با استناد به روایتی از امام علی (ع) و سخنی از عرفا، به این نکته میپردازد که شیفتگی به لذات و لهو و لعب پادشاهان، موجب تباهی و زوال حکومتشان میشود. برای اثبات این مدعا، به سرنوشت محمدشاه، آخرین پادشاه بابری هند اشاره میکند که به دلیل عیاشی و خوشگذرانی، سلطنتش سست شد و بیگانگان (انگلیسیها) بر مملکتش مسلط گشتند. در ادامه، به غفلت هندیان از نفوذ انگلیسیها و رفتار متواضعانه انگلیسیها در ابتدا اشاره میکند که با دادن هدایا، دل هندیان را به دست میآوردند. در نهایت، بیان میشود که مردم هند به دلیل تمایل به این هدایا و متاعهای فرنگی، حاضر به از دست دادن مال و جان و مُلک خود هستند و از شنیدن حقیقت رویگردانند.
لزوم ایجاد حکومت اسلامی، ویژگی های حاکم اسلامی (ولی فقیه) و حدود اختیارات وی
در ابتدا، به نقد کسانی پرداخته میشود که اهمیت ولایت فقیه را درک نمیکنند و آن را مغایر با سخنان ائمه میدانند. سپس، جایگاه فقیه به عنوان حجت امام بر مردم و حجیت او بر اساس حجیت امام تبیین میگردد. در ادامه، به نافذ بودن حکم فقیه و ولایت عامه او اشاره شده و این ولایت به عنوان جانشینی امام در تمام امور معرفی میشود. همچنین، بر وجوب کمک و تمکین مؤمنان به ولی فقیه، مشروط بر عدم تجاوز او از حق، تأکید میگردد. در بخش بعدی، وجوب تصدی ولایت بر جامعه در صورت لزوم برای امر به معروف و نهی از منکر مطرح میشود. در پایان، به تفاوت نصب فقیه به معنای وکالت و ولایت پرداخته شده و ادعای منافات ولایت فقیه با حکومت امام رد میشود، با این استدلال که تفویض حکومت از سوی امام به دیگری منافاتی با اصل حکومت امام ندارد.