کنشگران / عالمان دینی
ابوالفتح حسنی حسینی (سلطان الواعظین)
عالم دینی
خلاصه

متن با شرح فریبکاری و نفوذ اروپاییان (فرنگان) در مکزیک آغاز می‌شود که چگونه با تظاهر به دوستی و اهدای هدایا، به تدریج زبان مردم را آموخته و پادشاه را مقید ساختند. این اقدام منجر به شورش مردم شد که به دلیل عدم تجهیزات کافی، توسط فرنگان سرکوب و بسیاری کشته شدند. در ادامه، به ماهیت مکارانه و دنیاپرست انگلیسی‌ها اشاره می‌شود که تمام امورشان بر پایه مکر و حیله است و پس از رفع حاجت، رفتار خود را تغییر می‌دهند. سپس به ماجرای حضور نگارنده در مدرس (هند) و استفتاء یکی از کارمندان گورنر (حاکم) درباره جواز همکاری با فرنگیان در شریعت شیعه می‌پردازد. نگارنده در پاسخ، همکاری و اعانت به آنها را حرام اعلام می‌کند. این فتوا باعث استعفای آن کارمند می‌شود و گورنر با اطلاع از این فتوا، داروغه شهر را برای نهی نگارنده از صدور چنین فتاوایی می‌فرستد. نگارنده در پاسخ، با استناد به قوانین خود انگلیسی‌ها که بر آزادی عقیده و عدم تسلط بر دیگران تأکید دارد، نهی گورنر را خارج از قاعده و غیرصحیح می‌داند و تهدید به رجوع به «عدالت‌کبیر» می‌کند. در پایان، به برخی از قوانین انگلیسی‌ها مانند عدم تسلط کسی بر دیگری، حق شکایت زیردستان از مافوق و اجرای حد بر متجاوز، و پرهیز از قتل نفس اشاره می‌شود که نشان‌دهنده جنبه‌های مثبت عدالت‌خواهی در میان آنهاست.

متن کامل گزارش
فرنگان صاحب مکر و حیله به مقتضای دنیا داری، هر روزه به حضور پادشاه محلی مکزیک مشرف شده، بنای دوستی و اتحاد و گذرانیدن تحایف[۲] و اقمشه[۳] فرنگ به حضور پادشاه گذاشتند. فرنگیان بتدریج آشنا به زبان آنها شده و تصرف در مملکت نموده، پادشاه مکزیک را مقید[۴] ساختند. چون این خبر در کل شهر و مضافات[۵] منتشر گردید، اهل آنجا نظر به حقوق شاهی، از ذکور و اناث و کبیر و برنا و پیر هجوم آورده بنای شورش و جدال را با فرنگان گذاشته، چون آن مظلومان را حربه کاری نبود، جماعت فرنگان به علت توپ و تفنگ، جمع کثیر را هلاک نمودند. حق اینکه آنچه بر حقیر معلوم گردید، تمامی امور جماعت انگلیسیه به مکر و حیله و جمیع اوقات شبانه روز آنها مصروف به دنیا داری است [...] و اگر حرفه دنیا داری را به بذل مال و رفتار سازش دانند، به قدر ضرورت سعی و تلاش کنند و کوتاهی را به قدر سر مویی تجویز ننمایند؛ بعد از گذشتن امر و حاجت، قطع رفتار و تغییر سلوک دهند. بعد از ورود حقیر در مدرس[۶]، یکی از اعاظم سرکار گوِرنر[۷] مدرس، روزی نزد حقیر آمده استفتا نمود که مشغول فرنگی شدن[۸] در شریعت شما جایز است یا نه؟ حقیر در جواب نوشت که: سؤال این مطلب نه صلاح شما، و جواب این سؤال گفتن نه صلاح من است؛ از این مرحله بگذرند. مذکور نمود که خود، اهل خدمت آنها می‌باشم و به شغل نویسندگی مأمورم؛ مرا مطلب، فهم حقیقت مسأله است. حقیر در جواب نوشت: «شغلی که باعث اعانت آنها باشد، حرام است؛ بلا خلاف است میان علمای شیعه». آن عاقبت به خیر، همان ساعت بلاتأمل از جا برخاسته نزد گورنر رفت و از شغلی که داشت استعفا نمود. هر چه گورنر اصرار نمود و درماهه[۱] او را زیاد کرد آن مرد بزرگ قبول ننمود. آخر الامر لابد شده فتوا را به نظر گورنر رسانیده، گورنر چون مهر حقیر را ملاحظه نموده در تفحص احوال حقیر برآمده، داروغه[۲] شهر را که شیعه خوب و از نبیره[۳] اهل ایران بود نزد حقیر فرستاده و دو کلمه نوشت که این گونه از فتاوی، صلاح شما نیست؛ موقوف دارند. حقیر بر پشت همان نوشته نوشت که: این تکلیف و نهی شما، موافق قانون اهل فرنگ نیست، چه اهل فرنگ را - خصوص جماعت انگلیسیه را - قانون اینکه هر فرقه را بر وفق خود رفتار نمودن، لازم، و رفتار بر خلاف آن، مورث[۴] طعن و توبیخ است و موافق قانون، شما نمی‌توانید بر شخص شیعی هم منع و زجر نمایید. علی ایحال منع شما از قاعده خارج است و صحیح نیست و اگر قبول ننمایید رجوع به صدر که «عدالت‌کبیر»[۵] است خواهد شد؛ زیاده مختارند. بعد از ملاحظه جواب، دست از آن شخص برداشته استدعای ملاقات نمود، حقیر قبول نکرد. از جمله قوانین این فرقه [انگلیسیه] آنست که کسی را بر کسی تسلط نیست. پادشاه و یا امرا هرگاه خواهند بر زیردستان، حتی بر خدمه زیادتی و تعدی‌کنند، آن شخص در محکمه شکایت‌کند و صاحب عدالت هر دو را طلب نموده، در مقابل هم نگاه دارد و امر ایشان را فیصل نماید. و چنانچه از زبردستی[۷] به زیردستی امری باشد که موجب ایذاء و هتک حرمت او شود، زیردست شکوه کند و به حکم قضات، حدّ بر زبردست جاری شود و به جهت پاس آداب، از جانب پادشاه و عظما، در محکمه عدالت همیشه وکلای ایشان حاضرند [...] و این جماعت از قتل نفس، بسیار اجتناب ورزند و تا سعی دارند تدبیر نمایند تا در محکمه، حکم به قتل نشود. **پاورقی‌ها:** [۱] مکزیک [۲] جمع تحفه [۳] جمع قماش: پارچه‌ها، اسباب و وسایل [۴] زندانی، در بند [۵] اطراف شهر [۶] از شهرهای بندری هند [۷] واژه انگلیسی حاکم [۸] مشغول فرنگی شدن: نزد اروپایی کار کردن [۹] درماهه: حقوق ماهانه [۱۰] رئیس پاسبانان [۱۱] نوه‌زاده [۱۲] موجب [۱۳] واحد عالی قضایی، همسنگ دیوان عدالت اداری [۱۴] زبردست: مافوق
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1194
برهه تاریخی: استقرار حکومت قاجار
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: مصاحبه با رسانه
قالب کنش: خاطره
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران، حکومت ایران
حاکم زمان: فتحعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها