"«العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس»... میرزای قمی، صاحب «قوانین» و صاحب «جامعالشتات» [است]. در کتاب جهاد جامعالشتات، سؤالهایی از او میشود، که اگر کسی نگاه کند میفهمد که این سؤالها را از دربار فتحعلیشاه از او پرسیدهاند. مثلاً: «آقا! اجازه میفرمایید کسی از طرف شما نایب جنگ باشد- چون شما نایب امام زمان هستید- و این جنگ را اداره کند؟» و از این قبیل سؤالها، مکرر در مکرر. این مرد هوشیار زمانشناس و آگاه به تمام اوضاع و احوال، مگر یک ذره و یک لحظه فریب میخورد؟ جوابهای رندانهی او، به نظر من، از نشانههای هوشیاری یک عالم دین و یک فقیه بزرگوار است. تهیهکنندهی این سؤال، پیداست که اهل علم است. یعنی دولتیهای بیسواد اطراف فتحعلیشاه، عقلشان نمیرسد که از این حیله استفاده کنند و بخواهند برای فتحعلیشاه از میرزای قمی وکالت بگیرند؛ میگوید: «خوب؛ حالا یکی طلب شما باشد.» این شوخی هم قرض شما باشد. بعد بنا میکند جواب دادن. و از زیر بار این که به او وکالت بدهد، خارج میشود و حکم شرعی را بیان میکند. میرزای قمی در منزل خود در قم مورد احترام و تجلیل پادشاه زمان خودش قرار میگیرد؛ اما زیر بار خواستهی او نمیرود. آنها اصرار داشتند آنچه را که میخواهند، میرزا فتوا بدهد؛ اما میرزا قبول نکرد، زیر بار نرفت.[^1] [^1]: بیانات در دیدار طلاب و اساتید حوزه علمیه قم (۱۳۸۹/۰۷/۲۹)"
"مرحوم میرزای قمی برای جنگهای ایران و روس در زمان فتحعلی شاه، رسالهی جهادش، رسالهی عباسیه را به اسم عباس میرزا نوشت؛ چون مسائلی بود که دولت در آن زمان با آنها سروکار داشت. البته میرزای قمی در این قضیه خیلی زیرکانهتر از مرحوم کاشفالغطاء با آن دستگاه برخورد کرده است؛ چون در اینجا بوده و از نزدیک اوضاع را میدیده و میدانسته که چگونه باید با آنها رفتار کند؛ اما مرحوم کاشفالغطاء دستگاه را قدری بهتر از واقعیت آن دیده است؛ که حالا خود این بحث دیگری است. [میرزای قمی] نسبت به فتحعلی شاه با سرسختی برخورد میکرد و هیچ باجی به او نمیداد. با اینکه فتحعلی شاه خیلی به میرزا هم اظهار ارادت میکرد؛ اما میرزا به او چندان اعتنایی نداشت. درعینحال، نام رسالهی جهاد خودش را «عبّاسمیرزا» گذاشت؛ زیرا او یکی از سرداران آن زمان بود و بههرحال، دولت ایران مدّت زمانی را با دولت متجاوز روس تزاری جنگیده بود و ایشان احساس تکلیف میکرد که باید از ایرانیان حمایت کند. از خود شاه که آدم فاسدی بود، نمیخواست به صراحت حمایت کند؛ بلکه از عبّاس میرزا که در میدان جنگ، جنگیده بود، اینطور تجلیل میکرد.[^1] [^1]: بیانات در دیدار روحانیون و طلّاب ایرانی و خارجی در صحن «مدرسهی فیضیّهی قم» (۱۳۷۴/۰۹/۱۶)"

.jpeg&w=3840&q=75)
.jpeg&w=3840&q=75)