شرح مفاسد مداخلات خارجی به ناصرالدین شاه قاجار و تقاضای بازگشت سید علی اکبر فال اسیری از تبعید به وطن
نامهای به ناصرالدین شاه قاجار درباره مفاسد ناشی از مداخلات خارجی در امور داخلی کشور و پیامدهای آن بر دین، دولت و ملت. در این نامه، به قراردادهای بانک، تنباکو، توتون و راهآهن اشاره شده و آنها را منافی با قرآن و نوامیس الهی، موهن استقلال دولت و مخل نظام مملکت دانسته است. واقعه شیراز، قتل مسلمانان و هتک حرمت بقعه احمد بن موسی (ع) و تبعید سیدعلیاکبر فال اسیری به عنوان نمونهای از نتایج این مداخلات ذکر شده است. در پایان، از شاه درخواست شده است که با اتفاق کلمه ملت، این مفاسد را اصلاح کرده و سیدعلیاکبر فال اسیری را از تبعید بازگرداند تا موجب دعای خیر علما و رعایا شود.

سپاسگزاری از ناصرالدین شاه قاجار جهت لغو قرارداد توتون و تنباکو
نامه با سپاسگزاری از ناصرالدین شاه قاجار به دلیل لغو قرارداد تنباکو آغاز میشود. در ادامه، هدف شاه را اعتلای دین و تقویت دولت دانسته و اقدامات علما را نیز در همین راستا و خیرخواهانه معرفی میکند. نویسنده، حرکات ناشایست برخی افراد را به جاهلان و مفسدین نسبت میدهد که قصد تفرقه بین دولت و علما را داشتهاند. در پایان، از شاه درخواست میشود که در اعتلای اسلام، تقویت شریعت، ریشهکن کردن فساد، رفاه مردم و احترام به علما بکوشد و با توکل به خدا و توجه به آیه قرآن، از مکر دشمنان خارجی بیم نداشته و در قطع طمع و نفوذ آنان در داخل کشور اهتمام ورزد.

درخواست از میرزای شیرازی جهت قیام علیه ناصرالدین شاه قاجار
متن با توصیف میرزای شیرازی به عنوان پناهگاه مسلمین آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفبار جهان اسلام اشاره میکند که کفر از هر سو یورش آورده و بیدینان به یاری دشمنان دین برخاستهاند. در ادامه، از سکوت علما و بهویژه میرزای شیرازی در برابر این وضعیت انتقاد شده و از او خواسته میشود که برای اعتلای کلمه حق و صیانت از شریعت قیام کند. در پایان، نویسنده به مشکلات شخصی خود و اتهامات وارده اشاره کرده و بر عزم راسخ خود در راه خدا تاکید میکند و برای میرزای شیرازی و یارانش دعا میکند.

نصیحت به ناصرالدین شاه قاجار در واقعه تنباکو
نامهای به ناصرالدین شاه قاجار ارسال شده است که در ابتدا به ابراز وفاداری و دعاگویی نویسنده میپردازد. سپس، به موضوع تشکر از مراحم ملوکانه در خصوص لغو قرارداد دخانیات و کنارهگیری کمپانی اشاره میکند و بیان میدارد که این اقدام موجب افزایش امیدواری مردم به شاه خواهد شد. در ادامه، به مسئله قلیان و عدم امکان تجویز آن بدون حکم میرزای شیرازی پرداخته و پیشنهاد میشود که نامهای به ایشان ارسال شود که ضمن تشکر از شاه، بر عدم امکان اصلاح کامل وضعیت تأکید کند. در پایان، به شاه هشدار داده میشود که نارضایتی مردم از دخالت خارجیها در امور داخلی و سختگیریهای کمپانی به حدی است که تنها با لغو کامل قرارداد و اطلاعرسانی عمومی در مورد آن، آرامش و امیدواری به مردم باز خواهد گشت.

لزوم استقرار عدالت اجتماعی و حفظ حقوق عمومی
نامه با سپاس و درود به امینالسلطان آغاز میشود و به مکالمهای در مسیر حضرت عبدالعظیم اشاره میکند. نویسنده به نقد کسانی میپردازد که او را به اغراض مادی متهم میکنند و تأکید میکند که هدفش بیدار کردن مسلمانان برای رعایت حقوق عامه و عدالت است. در ادامه، به اهمیت انتظام ادارات و اخلاق آحاد برای پایداری مملکت اشاره میکند و ضعف مسلمانان را ناشی از فقدان فطرت شریف، عقل واسع یا اعتقاد محکم میداند که منجر به فساد و زوال میشود. در پایان، به اتهامات و افتراهایی که به او زده شده پاسخ میدهد و ضمن ابراز محبت به امینالسلطان، شایعات مربوط به دشمنی شاه و رجال دولت با روسیه را تکذیب میکند و از امینالسلطان میخواهد که میرزا ابوتراب ساوجی را مورد عنایت قرار دهد.

تشکر از ناصرالدین شاه قاجار جهت لغو قرارداد توتون و تنباکو
متن با ابراز تشکر و امیدواری از ناصرالدین شاه قاجار به دلیل لغو امتیاز دخانیات آغاز میشود. در ادامه، به این نکته اشاره میکند که این اقدام شاه، مایه مباهات مسلمانان در برابر سایر ملتها است و نشاندهنده استقلال و توجه او به رفاه رعیت و اعتلای دین است. این عمل را سنتی عادلانه میداند که موجب حفظ دین و دولت و احیای مساعی سلاطین پیشین است و سرمشقی برای پادشاهان آینده در نشر عدل و ترفیه حال رعیت خواهد بود. در پایان، برای دوام سلطنت عادلانه و دینپرور شاه دعا میکند و سایه مراحم او را بر سر مسلمانان مستدام میخواهد.

پرهیز از تشبه به کفار
این استفتا با طرح سؤالی درباره حکم شرعی تشبّه به غیرمسلمانان در پوشش و عادات (مانند کشیدن سیگار) آغاز میشود. در پاسخ، به حدیثی از پیامبر اسلام (ص) استناد شده که مسلمانان را از پوشیدن لباس، خوردن خوراک و پیمودن راه دشمنان نهی میکند و عواقب آن را دشمنی با پیامبر (ص) برمیشمارد. این پاسخ بر لزوم حفظ هویت اسلامی و پرهیز از تقلید از کفار تأکید دارد.

مشروعیت علما و سلاطین و لزوم اتحاد میان آن دو
در این متن، با اشاره به پیشرفت روزافزون ملتها، بر لزوم هوشیاری و عبرتگیری از تاریخ و تحولات جهانی تأکید میشود. سپس به بیخبری و بیبصیرتی بسیاری از مردم ایران در قبال حقوق دولت و ملت اشاره شده و از کسانی که بدون علم و معرفت اظهار نظر میکنند، انتقاد میشود. در ادامه، به نقش نویسندگان و مؤلفان در بیان حقوق رعیت در برابر سلاطین پرداخته و لزوم توجه به حقوق پادشاهان بر رعایا برای حفظ نظم و امنیت جامعه تبیین میگردد. همچنین، به اهمیت وجود سلاطین مقتدر برای حفظ تمدن و جلوگیری از هرج و مرج اشاره شده و تخریب قدرت حاکم حتی در صورت ظلم، به دلیل ضرورت حفظ مصالح عمومی، جایز دانسته نمیشود. در بخش بعدی، نویسنده به رابطه دولت و ملت به مثابه روح و جسم اشاره کرده و بر لزوم اتحاد و محبت میان آنها برای آسایش و آبادی کشور تأکید میکند. از کسانی که با ایجاد تفرقه میان دولت و ملت، به شریعت آسیب میرسانند، انتقاد شده و وظیفه حکمرانان در رفع ستم و پاسبانی از حقوق مردم یادآوری میشود. در پایان، با استناد به آیات قرآن، منصب ولایت و سلطنت را حق امام معصوم دانسته و در زمان غیبت، این منصب را به دو شعبه علم و دین (متکفلین آن علما) و اقامه و اجرای احکام (متکفلین آن سلاطین عادل) تقسیم میکند و بر لزوم همکاری این دو گروه برای حفظ نظم و اجرای شریعت تأکید میورزد.
نگارش قانون اساسی، مطابق احکام اسلامی به پیشنهاد ناصرالدین شاه قاجار
متن با اشاره به عنایت الهی و نقش چهارده معصوم در تجدید دین، به فرمان ناصرالدین شاه در سال ۱۳۰۱ قمری برای تدوین احکام شرع در سه کتاب «جامع صغیر ناصری»، «جامع کبیر ناصری» و «جامع اکبر ناصری» میپردازد. هدف از این تدوین، ارائه دستورالعملی برای نظم حکومتی بر اساس دین اسلام، تبیین احکام شرعی برای عموم و حکام، و شرح انتظامات عمومی است. در ادامه، متن به اتمام «جامع صغیر» و آغاز نگارش «جامع کبیر ناصری» اشاره میکند که شامل چهارده باب در احکام و قوانین اسلام و خاتمهای درباره اخلاق ذمیمه رایج در ایران است. در پایان، بر لزوم حفظ و حراست از دولت اسلامی و کارکنان آن تأکید شده و این امر را عین جهاد در راه خدا و موجب حیات ابدی برای شهیدان میداند.
بررسی علل انحطاط عزت و استقلال ملک اسلامی
متن با بررسی رابطه روحانیت و سیاست در اسلام آغاز میشود و بیان میکند که پیشرفت مسلمانان در گذشته ناشی از فرع قرار دادن سیاست بر روحانیت بوده است. در ادامه، به تشریح این موضوع میپردازد که چگونه در صدر اسلام، رهبران دینی، سیاست را تابعی از مذهب میدانستند و هدف اصلی را ترقی اسلام قرار داده بودند. این رویکرد منجر به پیشرفتهای چشمگیر سیاسی شد که حتی تمدنهای دیگر نیز به آن دست نیافتند. سپس، به این نکته اشاره میکند که با تغییر این رویکرد و اصالت دادن به سیاست، انحطاط و زوال در امور سیاسی و روحانی مسلمانان آغاز شد و دشمنان اسلام از این فرصت برای حمله و تضعیف جهان اسلام بهره بردند. در پایان، متن به این نتیجه میرسد که اختلافات مذهبی و فرقهای نیز ریشه در اصالت دادن به سیاست و کنار گذاشتن هدف اصلی ترقی روحانیت اسلام دارد و این امر به تفرقه و ضعف مسلمانان منجر شده است.
دعوت از علما جهت اجرای احکام الهی
متن با تأکید بر لزوم عملی کردن علم و پرهیز از مباحث صرفاً نظری آغاز میشود. سپس به نقد وضعیت مسلمانانی میپردازد که ادعای مسلمانی دارند اما در عمل مرتکب معاصی میشوند و از یاد خدا غافلند. در ادامه، بر مسئولیت علما در حفظ و ترویج دین اسلام تأکید شده و از آنان خواسته میشود که با مجاهده کامل، امر به معروف و نهی از منکر عملی را در پیش گیرند. در پایان، نویسنده بر لزوم اتحاد و همدلی علما، کنار گذاشتن خودخواهی و فداکاری تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که روحانیون مأمورانی برای جلوگیری از ارتکاب مناهی و از بین بردن وسایل معصیت داشته باشند و در صورت مقاومت، اتحادیه روحانیین با آن مبارزه کند.

لزوم اصلاحات سیاسی در ایران
این مصاحبه با طرح سوالاتی درباره وضعیت مردم ایران آغاز میشود. در پاسخ، به استعداد و قریحه بالای ایرانیان اشاره شده و استبداد حاکم به عنوان مانع اصلی ترقی و آزادی عمل معرفی میشود. سپس، ارتباط گوینده با ایران و تلاشهای او برای رهایی از این وضعیت توضیح داده میشود. در ادامه، پیشنهاداتی برای اصلاح وضع دولت ایران و تشکیل حکومتی قابل تحمل ارائه میگردد و بر لزوم حمایت اخلاقی از مردم ستمدیده تأکید میشود. در بخش دیگری، امکان ایجاد روح آزادیخواهانه در اسلام با استناد به تعالیم قرآن و بدون مواجهه با مشکلات مشابه لوتر بررسی میشود. سپس، اصلاحات مورد نیاز در دربار ناصرالدینشاه و نقش اطرافیان جاهل او در سوء اداره کشور مورد بحث قرار میگیرد. در ادامه، به این سوال پاسخ داده میشود که آیا اصلاحات در میان شیعیان دشوارتر از اهل سنت است و در نهایت، تأثیر اصلاحات در ایران بر سایر کشورهای اسلامی و همچنین وضعیت مصر و هند تحت سلطه اروپا و انگلستان بررسی میشود.

اعلان لغو قرارداد توتون و تنباکو به میرزای شیرازی
این نامه با اعلام لغو امتیاز دخانیات توسط شاه آغاز میشود و توضیح میدهد که مردم ایران از این پس در خرید و فروش توتون و تنباکو آزاد هستند. در ادامه، به نقش تلگراف میرزای شیرازی و مذاکرات منسوب به او در تصمیم شاه برای لغو امتیاز اشاره میکند و از او میخواهد که مراتب تشکر خود را از این اقدام شاهانه به اطلاع دربار برساند.



اهداف سیاسی-نظامی انگلستان از عقد قرارداد توتون و تنباکو
متن با مقدمهای درباره لزوم حفظ استقلال و جلوگیری از نفوذ بیگانگان آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که پادشاهان برای حفظ سلطنت خود، عهد و پیمانها را میشکنند. در ادامه، با استناد به تجربه تاریخی استعمار هند و مصر توسط انگلستان، قرارداد تنباکو را ابزاری برای استیلای این کشور بر ایران معرفی میکند. سپس به شواهد عینی مانند ساخت و سازهای مشکوک انگلیسیها در نقاط حساس کشور و هزینههای گزافی که برای این منظور صرف میکنند، اشاره میکند و این اقدامات را نشانهای از اهداف نظامی و سیاسی آنان میداند. در پایان، با استناد به فتوای میرزای شیرازی مبنی بر تحریم تنباکو و واجب عینی بودن حفظ اسلام در برابر استیلای کفار، بر لزوم اطاعت از حکم حاکم شرع تأکید میکند و نقض این حکم را در حد شرک به خدا میداند.

تاکید بر خیرخواهی خود برای مردم
سید جمالالدین اسدآبادی در پاسخ به نامهای، بر خیرخواهی و تلاش بیشائبه خود برای امت محمدیه تأکید میکند و هرگونه انانیت و جاهطلبی شخصی را رد مینماید. او با اشاره به سرنوشت دولت عثمانی و خدیویت مصر که به دلیل مخالفت با او دچار مشکل شدهاند، ایران را نیز در صورت اصرار بر گناهان و عدم توبه، به سرنوشتی مشابه تهدید میکند. اسدآبادی در ادامه، ادعای آماده بودن همه چیز پس از ورودش به تهران را رد کرده و بیان میکند که به دنبال مقام، ثروت یا منافع شخصی نیست و تنها هدفش نصیحت و اصلاح است. او همچنین از امینالسلطان صدراعظم میخواهد که از اقتدار خود در جهت خیر مردم ایران استفاده کند و در پایان، به مسائل شخصی و احوالپرسی با افراد مختلف میپردازد.

نحوه رفتار استعمارگران انگلیسی با هندیان
متن با اشاره به خیرخواهی دولت بریتانیا، به بررسی قدرت نظامی و غرور دولتهای غربی میپردازد و پیشبینی میکند که این قدرت روزی به کار گرفته شده و باعث ناامنی و تفرقه در میان انسانها خواهد شد. در ادامه، حرص و طمع بریتانیا در حفظ هندوستان را مورد نقد قرار میدهد و بیان میکند که حفظ این سرزمین عظیم با جمعیت سیصد میلیونی، نیازمند وسایلی فراتر از مرزبندیهای نظامی است. نویسنده تاکید میکند که بستن سرحدات قلوب هندیان، محکمتر از سدهای فولادی و قویتر از افواج نظامی است و ملت هند به راحتی در اقلیت بریتانیا فنا نخواهد شد، بلکه مانند سلاطین مغول، فاتحان را در خود هضم خواهد کرد. در بخش بعدی، به سیاستهای غلط بریتانیا در ایجاد رعب و دوری از معاشرت با هندیان اشاره میکند که باعث تنفر رعایا میشود. در پایان، راهکار برقراری دوستی و یگانگی را در برداشتن امتیازات، استفاده از زبان وطنی هندیان در امور ملکی و ملتی، و آموزش علوم جدید به زبان مادری در مدارس عمومی میداند و پیشبینی میکند که اگر این توصیهها نادیده گرفته شوند، روزی پشیمانی به بار خواهد آورد.
اعلان لغو کامل قرارداد توتون و تنباکو به میرزای شیرازی
این نامه با اشاره به لغو امتیاز انحصاری دخانیات توسط شاه، از میرزای شیرازی درخواست میکند که با صدور فتوایی صریح، اجازه استعمال مجدد دخانیات را صادر کند. نویسندگان تأکید میکنند که مردم به محض شنیدن حکم قبلی میرزا، استعمال دخانیات را ترک کردهاند و اکنون که مانع برطرف شده، باید به کسب و کار خود بازگردند و به دعاگویی برای شاه مشغول شوند. همچنین، از تلاشهای امینالسلطان در لغو این امتیاز قدردانی شده و هشدار داده میشود که تأخیر در صدور اجازه جدید ممکن است به فساد منجر شود.


مخالفت با قرارداد رویتر و انتقاد شدید از میرزا حسین خان سپهسالار (صدراعظم) و مشاورش
متن با تشکر از بازگشت شاه از سفر فرنگ آغاز میشود و به تبیین جایگاه پیامبر اسلام و ائمه اطهار به عنوان منشأ علم و سلطنت و سپس نقش علمای اعلام و سلاطین در غیبت امام عصر میپردازد. در ادامه، به لزوم عدم جدایی دولت و ملت و حق علما در اظهار نظر در امور دولتی اشاره میکند. سپس به شدت از میرزا ملکم خان به عنوان «دشمن دین و دولت» انتقاد کرده و به سوابق او در تأسیس فراموشخانه و تلاش برای اضمحلال مذهب و ملت اشاره میکند. در بخش بعدی، به قرارداد راهآهن (رویتر) و مفاد زیانبار آن میپردازد که موجب اجبار مردم به تسلیم اموال و املاک خود میشود و خزانه دولت را تهی میکند. نویسنده این قرارداد را خیانتی بزرگ به کشور و دین میداند و از شاه میخواهد که به حفظ دین و دولت و دفع خائنان اهتمام ورزد. در پایان، به نقد مفهوم «آزادی» میپردازد که به ظاهر خوشنماست اما در باطن سراپا نقص و عیب است و موجب بینظمی و فساد در جامعه میشود و علما و حکام را خانهنشین میکند. متن با دعایی برای تأثیر در قلب شاه و اصلاح امور به پایان میرسد.

استمداد از سید محمد طباطبایی در تداوم قیام برای اسلام و استقلال کشور
نامه با ستایش از سیدمحمد طباطبایی آغاز میشود و او را فردی خردمند و شایسته برای رهبری امت معرفی میکند. در ادامه، به نقش علمای ایران در سربلندی اسلام و هراس اروپا از این قدرت اشاره شده و تأکید میشود که اروپاییان اکنون به امید موجود در اسلام برای مقابله با قدرتهای جبّار پی بردهاند. نامه با دعای خیر برای علمای اسلام به پایان میرسد.

سپاسگزاری از امین السلطان پس از لغو کامل قرارداد توتون و تنباکو
متن با دعا برای امینالسلطان و آرزوی موفقیت او در نشر دین و حراست از اسلام آغاز میشود. سپس از تلاشهای او در لغو قرارداد دخانیه ابراز امتنان شده و تأکید میشود که صلاح دین و دولت و انتظام ملت و مملکت به اهتمام او وابسته است. از امینالسلطان خواسته میشود که به توصیههای خیرخواهانه علما که هدفشان ترویج شرع و تعظیم دولت است، توجه کند و در اجرای اراده شاه برای تجدید معالم دین و اصلاح حال رعایا همکاری نماید. در ادامه، وزرا به آینه دولت تشبیه شده و بیان میشود که مردم، سوانح مملکت را از مساعی آنان میدانند. در پایان، اشاره میشود که مطالب مهم دیگری نیز در نامهای جداگانه توسط حاجی ملا باقر واعظ ارسال شده و امید است که در مورد آنها و همچنین امر قبه مقدسه عسکریین مساعدت لازم صورت گیرد.

رد درخواست ناصرالدین شاه برای ترک تبریز
متن با رد درخواست ترک تبریز و عدم تمایل به دیدار شاه آغاز میشود. نویسنده، شاه را به دلیل حمایت از کفر، شایسته عنوان «ناصر دین» نمیداند و بر استقلال خود در سفر به عتبات عالیات تأکید میکند. در ادامه، به نقش اهالی آذربایجان در بقای سلطنت قاجار اشاره شده و نسبت به عواقب رنجاندن آنان هشدار داده میشود. متن با اعلام آمادگی برای دفاع و جهاد به عنوان تکلیف دینی و درخواست تلگراف به شاه با مضمون «اد ل به نیز مکن» به پایان میرسد.
درخواست خلع ناصرالدین شاه قاجار از سلطنت از علمای ایران
متن با خطاب به علمای برجسته شیعه آغاز میشود و به تشریح تلاشهای دولتهای اروپایی برای نفوذ در ایران و آگاهی آنها از جایگاه علما در میان مردم میپردازد. سپس به اقدامات ناصرالدین شاه در تحقیر علما، سلب اختیارات آنها، تبعیدشان و فساد و ظلم او اشاره میکند که منجر به تضعیف کشور و فروش آن به بیگانگان شده است. در ادامه، به قدرت علما در مقابله با قرارداد تنباکو اشاره کرده و از آنها میخواهد که با صدور حکم خلع ناصرالدین شاه، کشور را از شر او نجات دهند. متن با تأکید بر اینکه خلع شاه بدون نیاز به قشون و تنها با فرمان علما ممکن است، به پایان میرسد و از علما میخواهد که پیش از آنکه شاه فرصت انتقام یابد، او را از سلطنت برکنار کنند.

اعلان لغو کامل قرارداد توتون و تنباکو به میرزای شیرازی
این نامه با اشاره به لغو کامل امتیاز دخانیات در ایران، به همت شاه و تدبیرات امینالسلطان، از آسودگی رعایا و احترام به حکم شرع سخن میگوید. در ادامه، از مخاطب درخواست میشود که صراحتاً اجازه استعمال قلیان و توتون را صادر کرده و از این مرحمت شاهانه قدردانی کند و جایگاه امینالسلطان را در ملت و دولت مورد توجه قرار دهد.

حصول اطمینان از لغو قرارداد توتون و تنباکو توسط میرزا حسن آشتیانی
نامهای محرمانه به میرزا محمدحسن آشتیانی درباره لزوم نظارت بر روند لغو قرارداد دخانیه و اطمینان از عدم ایجاد فساد جدید. در این نامه بر ضرورت استرداد کامل سند قرارداد از فرنگیها، صدور فرمان مستحکم دولتی برای رفع ابدی تحریم و مختار بودن رعیت در خرید و فروش و حمل دخانیات تاکید شده است. همچنین، تا زمانی که جزئیات لغو کامل و قطعی قرارداد به اطلاع نگارنده نرسد، حکم تحریم همچنان باقی خواهد ماند و پیشنهاد شده است که این موضوع با امینالسلطان در میان گذاشته شود.

تشکر از مدیر روزنامه حبل المتین جهت حمایت از شرکت (نساجی) اسلامیه
متن با ابراز شادمانی و سلامتی آغاز میشود. سپس، نویسنده از مدیر روزنامه حبلالمتین به خاطر مقالات و بیانات روشنگرانه در حمایت از شرکت نساجی اسلامیه و آگاهسازی مردم از مضرات استفاده از البسه خارجی تشکر میکند. در ادامه، با استناد به حدیث «المؤمنُ اخُ المؤمن»، بر لزوم خیرخواهی و همکاری مؤمنین تأکید شده و از همگان خواسته میشود تا با جدیت و اهتمام، در پیشبرد این شرکت که موجب ترقی ملت، ترویج دین، رفاه رعیت و خیر دنیا و آخرت است، مشارکت کنند. متن با ابراز انتظار برای دریافت مکاتبات و اطلاع از وضعیتها به پایان میرسد.

رواج کالاها و آداب و رسوم اروپایی (فرنگی مآبی) در ایران و زمینه های اعطای امتیاز تنباکو به کمپانی انگلیسی رژی
متن با توصیف ورود کالاهای فرنگی به ایران و کسادی بازار صنایع داخلی آغاز میشود. سپس به تأثیر این مراودات بر تغییر افکار بزرگان ایران و تمایل آنها به تقلید از پیشرفتهای فرنگستان میپردازد. در ادامه، نویسنده به نفوذ فرهنگ و آداب فرنگی در جامعه ایران و کاهش دینداری و ارزشهای اسلامی اشاره میکند. بخش بعدی به نفوذ اقتصادی خارجیها در ایران و ورشکستگی تجار مسلمان میپردازد و از اعطای امتیازات به بیگانگان انتقاد میکند. در نهایت، متن به چگونگی اعطای امتیاز تنباکو به کمپانی رژی و پیامدهای آن، از جمله افزایش حضور فرنگیان و ترویج فساد و مسیحیت در ایران، اشاره کرده و وضعیت ضعف مسلمانان و اقتدار فرنگیان را به تصویر میکشد.
شرح تبعید مکرر سیدجمال الدین اسدآبادی
این متن به شرح تبعیدهای مکرر سیدجمالالدین اسدآبادی میپردازد. ابتدا به سوابق علمی و سیاسی او اشاره میکند و سپس تبعید او از هندوستان، افغانستان و مصر را توضیح میدهد. در ادامه، به انتشار روزنامه «العروة الوثقی» در پاریس و دعوت رسمی او به ایران اشاره میشود. متن سپس به مخالفت دولتهای عثمانی و انگلیس با حضور او در تهران و سفر مجددش به مسکو و پطرزبورغ میپردازد. در نهایت، به دستور اخراج سختگیرانه او از ایران و تحصن وی در حضرت عبدالعظیم اشاره شده و نویسنده از شفاعت خود برای او نزد شاه سخن میگوید. در پایان، به اخراج حاجی سیاح محلاتی و حاجی فیضالله واعظ دربندی نیز اشاره میشود و نویسنده از پذیرش پیغام خود توسط شاه ابراز تشکر میکند.

آگاه نمودن میرزای شیرازی نسبت به عملکرد ناصرالدین شاه قاجار و امین السلطان و درخواست اقدام علیه آنان
متن با ستایش از جایگاه علما و میرزای شیرازی آغاز میشود و او را وارث پیامبران و حافظ دین و حقوق ملت معرفی میکند. سپس به سکوت میرزای شیرازی در برابر مشکلات کشور و نفوذ بیگانگان اشاره کرده و از او میخواهد که برای نجات ملت و دین قیام کند. در ادامه، به تفصیل به اقدامات ناصرالدین شاه و امینالسلطان در واگذاری بخشهای عمدهای از کشور و منابع آن به بیگانگان میپردازد و این اعمال را خیانت به اسلام و ایران میداند. همچنین، به آزار و اذیت علما و آزادیخواهان توسط حکومت اشاره کرده و تجربیات شخصی خود را از زندان و تبعید بیان میکند. در پایان، از میرزای شیرازی میخواهد که با استفاده از نفوذ خود، علمای پراکنده را متحد کرده و برای حفظ استقلال کشور و شریعت اسلام اقدام کند و یادآور میشود که دولت عثمانی و وزرای ناراضی ایرانی نیز از این قیام حمایت خواهند کرد.

شرح استبداد رژیم قاجار و استمداد از ملکه و دولتمردان انگلستان
وضعیت نابسامان ایران در دوره قاجار، شامل خرابی کشاورزی و صنعت، کاهش جمعیت، زندانی شدن بهترین افراد و غارت اموال مردم توسط پادشاه و وزرا را تشریح میکند. به ویژه، وزیر اعظم (امینالسلطان) را فردی بیرحم و فاسد معرفی میکند که اختیار مطلق بر جان و مال مردم دارد. همچنین، به بیقانونی و عدم وجود حکومت واقعی در ایران اشاره میکند و از بین رفتن نفوذ نجبا و شرفا را عامل اصلی این وضعیت میداند. مردم ایران را مستعد انقلاب و شورش میداند و از دولت انگلیس میخواهد که به جای حمایت از پادشاه مستبد، از مردم ایران حمایت کند. به تجربه خود از دستگیری و تبعید اشاره میکند و از ملکه و پارلمان انگلیس میخواهد که در مورد نقض حقوق مردم ایران و فرمانهای صادر شده از پادشاه، توضیح بخواهند. در پایان، هشدار میدهد که اگر انگلیس اقدامی نکند، روسیه برای منافع خود به ایران کمک خواهد کرد و این وضعیت به ضرر منافع انگلیس خواهد بود.

پرهیز مسلمانان از مصرف کالاهای مصرفی و تشویق آنها به رفع احتیاجات خود
سؤالی درباره حکم شرعی استفاده از خوراکیها، آشامیدنیها، پوشاک و مصنوعات وارداتی از کشورهای کفار مطرح شده است. در پاسخ، مفاسد ناشی از ورود این اجناس به ایران تأیید میشود و بر لزوم رفع این مفاسد تأکید میگردد. مسئولیت حفظ دین و دنیای مردم در زمان غیبت امام زمان (عج) بر عهده دولت و ملت است که باید با همکاری یکدیگر به این مهم بپردازند. از آنجا که ملت تنها میتواند به تحریض و تشویق بپردازد و اجرای امور با دولت است، دولت باید به وظیفه خود عمل کند تا ملت نیز به وظایف خود بپردازد. در ادامه، از تمایل مردم به مصرف قند وارداتی با وجود اخبار مفاسد آن ابراز تعجب شده و از تنفر نویسنده از این قذارات و اجتناب از مصرف آن سخن به میان میآید. در نهایت، این موضوع در باب سیاستها و مصالح عمومی قرار گرفته و تکلیف اصلی بر عهده صاحبان قدرت از مسلمانان دانسته میشود که باید با عزم راسخ، نیازهای مردم را با تولید داخلی تأمین کرده و از ورود و مصرف کالاهای خارجی جلوگیری کنند.

اعلان لغو کامل قرارداد توتون و تنباکو به میرزای شیرازی
این نامه با هدف اطمینانبخشی به میرزای شیرازی در خصوص لغو کامل و بدون تبعیض قرارداد دخانیه (توتون و تنباکو) نگاشته شده است. در ابتدا، به دریافت تلگراف میرزای شیرازی اشاره میکند و تأکید دارد که هیچ تردیدی در لغو کامل امتیاز دخانیه، هم در داخل و هم در خارج، وجود ندارد و نباید به سخنان افراد مغرض یا ناآگاه توجه شود. سپس، به اهتمام شاهنشاه در رفع این امتیاز اشاره میکند که با وجود قدرت طرف مقابل (دول قویّه) و ضرر هنگفت کمپانی فرنگی، به جهت آسودگی خاطر مردم و خیرخواهی دولت و ملت، این امتیاز لغو شده است. همچنین، از تلاشهای امینالسلطان، وزیر اعظم، در این زمینه قدردانی میشود. در پایان، به صدور اجازه استعمال دخانیات پس از اطلاع مردم از لغو کامل امتیاز اشاره شده و انتظار میرود که از این اقدام ملوکانه تشکر و دعاگویی کافی صورت گیرد. همچنین، تأکید میشود که اهتمام شاه در ترویج دین، کمتر از اهتمام او در تأیید دولت نیست.

درخواست خلع ناصرالدین شاه قاجار از سلطنت از علمای ایران
متن با ستایش از علمای اسلام آغاز میشود و سپس به نقد شدید ناصرالدین شاه قاجار میپردازد. در ابتدا، شاه به دلیل حرص و طمع، اختلاس اموال بیوهزنان و یتیمان و غارت دارایی فقرا مورد سرزنش قرار میگیرد. سپس، به فروش حقوق مسلمانان و املاک مردم به بیگانگان و بستن قراردادهای زیانبار با فرنگیها اشاره میشود که به ویرانی مملکت انجامیده است. در ادامه، به نقش علما در سرکوب شاه در قضیه تنباکو اشاره شده و سپس به تعهد شاه برای پرداخت غرامت سه میلیون تومانی به شرکتهای خارجی (کمپانی تنباکو و شرکتی دیگر در عثمانی) پرداخته میشود. این اقدام شاه، موجب تجاوز به نوامیس مردم، ویرانی خانهها و ریختن خون مسلمانان توصیف شده است. در پایان، متن با خطاب به علمای دین، تنها راه نجات کشور و حفظ اسلام را خلع ناصرالدین شاه از سلطنت معرفی میکند و هشدار میدهد که در غیر این صورت، ایران بین روسیه و انگلیس تقسیم خواهد شد و مسئولیت این امر بر عهده علما خواهد بود. نویسنده تأکید میکند که خلع شاه، تنها راه جبران خسارات و حفظ شرف اسلام و حقوق مسلمانان است و هر عالمی که پیشگام این امر شود، سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود خواهد کرد.

شرح مفاسد مداخلات خارجی برای ناصرالدین شاه قاجار
این نامه با اشاره به عریضه قبلی در مورد مفاسد مداخله خارجی در امور داخلی ایران آغاز میشود و به عدم توجه کافی به این مفاسد از سوی دولت اشاره دارد. در ادامه، نویسنده به تفصیل به پیامدهای منفی این مداخلات میپردازد که شامل اختلال در قوانین ملت، از بین رفتن استقلال سلطنت، تفرقه میان مردم و یأس آنها از حمایت شاه است. همچنین، نویسنده هشدار میدهد که این مداخلات میتواند به تسلط کفار بر معیشت و تجارت مردم، رواج منکرات، فساد عقاید و در نهایت، تضعیف شریعت اسلام و بازگشت مردم به کفر منجر شود. در پایان، نویسنده از شاه میخواهد که با در نظر گرفتن عرایض صادقانه و توجه به وضعیت رعیت، از این اقدامات جلوگیری کند تا مردم با امیدواری و شکرگزاری به دعاگویی برای دوام دولت مشغول باشند.

بیان واقعه قیام تنباکو به رهبری میرزای شیرازی
این قصیده با ستایش از پیروزی اسلام بر کفر و اشاره به نقش حجت اسلام در این پیروزی آغاز میشود. سپس به توصیف شخصیت میرزای شیرازی، با القابی چون «میرحسنْ اسم حسنْ رسم حسنْ خُلق» و «مخزن دانش» میپردازد. در ادامه، به ماجرای قرارداد تنباکو و نقش بداندیشان فرنگی و خائنان داخلی در آن اشاره میکند. قصیده، نامهنگاری میرزای شیرازی به شاه و بیتوجهی درباریان به آن را روایت کرده و به بنبست رسیدن میرزا و توسل او به حضرت صاحبالزمان (عج) اشاره دارد. صدور حکم تحریم تنباکو و مقاومت برخی در برابر آن، و همچنین خطراتی که از ناحیه این فتنه متوجه دین و ایمان مردم بود، از دیگر بخشهای این قصیده است. در پایان، به یاری الهی و نقش امام زمان (عج) در نجات مردم از این فتنه و پیروزی نهایی اشاره میکند.
تبریک به علمای تهران بابت لغو قرارداد توتون و تنباکو
متن با تبریک به علمای تهران به مناسبت لغو قرارداد دخانیه آغاز میشود. در ادامه، این اتفاق را موجب افزایش شکرگزاری و امیدواری به ذات اقدس شاهنشاهی دانسته و ابراز امیدواری میکند که به همت و عاطفت ملوکانه، دست بیگانگان به طور کامل از ایران کوتاه شود.

درخواست ارسال نامه از میرزا حسن آشتیانی جهت اعلان لغو کامل قرارداد توتون و تنباکو
درخواستی از میرزا محمدحسن آشتیانی برای تأیید کتبی لغو کامل امتیاز دخانیات مطرح شده است. با وجود اطمینان به تلگرافهای قبلی و تعهد شاه به احکام شرع، به دلیل عدم اعتبار کافی تلگراف، تأکید میشود که باید به صورت مکتوب و صریح اعلام شود که انحصار دخانیات به طور کامل از داخل و خارج ایران برداشته شده و هیچ احتمال بازگشت یا تغییر در آن وجود ندارد. در غیر این صورت، حکم حرمت استعمال دخانیات، مطابق شریعت مطهره، همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند.

پاسخ به سوال صحت حکم تحریم توتون و تنباکو
این سند با طرح سؤالی از میرزای شیرازی آغاز میشود که آیا فتوای منسوب به ایشان مبنی بر تحریم تنباکو صحیح است و در صورت لغو امتیاز، حکم آن باقی میماند یا خیر. در ادامه، سؤال اصلی درباره حکم شرعی استعمال تنباکو در شرایط واگذاری امتیاز به بیگانگان مطرح میشود. پاسخ میرزای شیرازی، استعمال تنباکو را در حکم محاربه با امام زمان (عج) اعلام میکند. در بخش پایانی، میرزای شیرازی صحت فتوای خود را تأیید کرده و آن را به هر عملی که موجب مداخله بیگانگان در بلاد مسلمین شود، تعمیم میدهد. همچنین، تصریح میکند که در صورت لغو امتیاز، منع شرعی از استعمال تنباکو برداشته میشود.

درخواست خلع ناصرالدین شاه قاجار از سلطنت از علمای ایران
متن با خطاب به نگهبانان دین و پیشوایان مردم با ایمان آغاز میشود و وضعیت اسفناک اسلام و ایران را در نتیجه اقدامات ناصرالدین شاه و وزیرش (امینالسلطان) تشریح میکند. در ادامه، به رقابت دولتهای اروپایی برای استعمار و استثمار کشورهای شرقی اشاره شده و توضیح میدهد که چگونه ایران نیز در دام این دسیسهها افتاده است. سپس، به پیامدهای لغو قرارداد تنباکو و پذیرش غرامتهای سنگین توسط شاه اشاره میکند که منجر به واگذاری گمرکات به انگلیس و خشم روسیه شده است. در پایان، با هشدار درباره خطرات قریبالوقوع برای اسلام و ایران، از علمای شیعه میخواهد که برای حفظ دین و حقوق مردم، ناصرالدین شاه را از سلطنت خلع کنند و حکومتی مشروع و عادلانه برپا سازند، در غیر این صورت، مسئولیت این کوتاهی بر عهده آنان خواهد بود.

شرح جریان تبعید خود از بست حضرت عبدالعظیم (ع) تا کرمانشاه
سید جمالالدین اسدآبادی در نامهای به حاجی محمدحسن امین، به شرح وقایع تبعید خود از حضرت عبدالعظیم تا کرمانشاه میپردازد. او با اشاره به بیماری و ناتوانی جسمی خود، نحوه دستگیری خشونتآمیز توسط فراشان و انتقال سریع و بیرحمانه خود را توصیف میکند. در ادامه، به غارت اموال شخصیاش و شرایط سخت و غیرانسانی مسیر تبعید، از جمله سرما، گرسنگی و بدرفتاری نگهبانان اشاره میکند. در پایان، با وجود تمام مصائب، بر روحیه قوی و هدف خود برای اصلاح احوال مردم ایران تأکید کرده و از خداوند میخواهد که این واقعه را وسیلهای برای رسیدن به مقاصد عالیاش قرار دهد. همچنین، از برخی افراد که در این مسیر به او کمک کردهاند، یاد میکند و از مخاطب میخواهد که در ایمان خود ثابتقدم بماند.

اجازه استعمال توتون و تنباکو پس از لغو کامل قرارداد
نامهای به میرزا محمدحسن آشتیانی در تهران، دریافت تلگراف او مبنی بر لغو امتیاز دخانیه و اعلام آزادی استعمال تنباکو را تأیید میکند. ضمن ابراز امتنان از اقدامات ملوکانه و تشکر از امینالسلطان، از ارسال تلگراف تشکر به دربار و عریضهای دیگر به همراه پاسخ نامهای از سوی حاجی میرزا باقر واعظ تهرانی خبر میدهد که برای شکرگزاری و هدایت مردم به تهران بازخواهد گشت.

آگاه نمودن ناصرالدین شاه قاجار از اوضاع نابسامان کشور
متن با ستایش از جایگاه شاه به عنوان سایه خدا بر زمین آغاز میشود و وظیفه او را پرستاری از بندگان و رعایت حال رعایا میداند. سپس به انتقاد از عملکرد ناصرالدین شاه میپردازد و به مواردی چون برکناری بیدلیل میرزاتقیخان اتابک، اسارت قوای ایرانی در جنگ مرو، قربانی کردن افراد بیگناه به بهانههای واهی، و ترجیح دادن افراد پست و اراذل بر عقلا و بزرگان مملکت اشاره میکند. همچنین، به حیف و میل اموال عمومی برای ساخت عمارتهای تفریحی و تخریب آثار باستانی اعتراض میکند. در ادامه، به وضعیت نابسامان حکام ولایات و ظلم و ستم آنها بر مردم اشاره شده و از بیتوجهی شاه به شکایات رعایا انتقاد میشود. متن با بیان اینکه کارد به استخوان رسیده و مردم دیگر طاقت اطاعت ندارند، به شاه هشدار میدهد که عاقبت ظلم وخیم است و خواستار وضع قانونی برای رفتار با رعایا به جای سلیقه شخصی افراد میشود.
تایید حرمت استعمال تنباکو و توتون در پاسخ علمای تبریز، اصفهان و شیراز
این متن شامل سه پاسخ جداگانه به علمای تبریز، اصفهان و شیراز است که همگی بر تأیید و استمرار حکم حرمت استعمال دخانیات تأکید دارند. در پاسخ به علمای تبریز، اعلام میشود که حکم حرمت دخانیات همچنان پابرجاست و تا اطلاع ثانوی باید به ترک آن ادامه داد. در پاسخ به علمای اصفهان و شیراز نیز، حکم حرمت دخانیات تأیید شده و شرط رفع این حکم، برچیده شدن کامل نفوذ فرنگیها از تجارت دخانیات و اعلام رسمی آن توسط صادرکننده حکم عنوان شده است.

اعلان خیرخواهی نسبت به ناصرالدین شاه در ماجرای تنباکو
متن با ابراز ارادت و دعاگویی به شاه آغاز میشود و نویسنده توضیح میدهد که پیش از این قصد داشته نامهای در تشکر از مراحم شاهانه و بیان دغدغههای صادقانه خود بنویسد، اما به دلیل ترس از سوءتفاهم یا ملال خاطر شاه، از این کار خودداری کرده است. با این حال، پس از دریافت دستخطی که نشاندهنده بیمهری و سلب عواطف شاهانه بوده، تصمیم میگیرد برای رفع شبهات و تبیین حقیقت اقدام کند. در ادامه، نویسنده به نقش سلطان اسلام در حمایت از دین و شریعت و لزوم اتحاد دولت و ملت اشاره میکند و به مسئله امتیاز دخانیات و مداخله خارجیها در امور داخلی ایران میپردازد. او یادآور میشود که خود و سایر علما بارها مفاسد این امتیاز را به دولت گوشزد کردهاند که منجر به اخلال در نظام مملکت و تضعیف استقلال سلطنت میشود. نویسنده توضیح میدهد که چون پاسخی برای رفع این بلیه بزرگ دریافت نشده، علما گمان کردهاند که شاید دولت در رساندن عرایض کوتاهی کرده یا به دلیل عملی شدن امتیاز، قادر به رفع آن نیست. به همین دلیل، علما با انتخاب راهی که نه موجب اختلاف با دولت و نه باعث تفرقه در میان مردم شود، مردم را از استعمال تنباکو منع کردند. نویسنده تأکید میکند که این اقدام برای رفع مفسدهای بود که جز با لغو کامل امتیاز قابل حل نبود و چون اظهار این مطلب در مجلس احضار ممکن بود به غرضورزی تعبیر شود، تصمیم گرفتند که میرزای شیرازی را از واقعیت امر مطلع کنند. او گلایه میکند که دولت به جای اطلاعرسانی صحیح، به صورت سربسته اعلام کرده که امتیاز برداشته شده و این امر باعث شده علما به اشتباه تصور کنند که مشکل به کلی حل شده است. در پایان، نویسنده به سوءتفاهمات پیشآمده در مورد مسائل دیگر مانند بانک و راهآهن و همچنین اتهام تبعیت از عوام و جاهلان اشاره میکند و با ابراز یأس از بیمهری شاهانه، درخواست مرخصی برای هجرت به عتبات عالیات را مطرح میکند، اما در نهایت ابراز امیدواری میکند که حقیقت عرایضش بر شاه پوشیده نماند و با رفع این بلیه عظیم، ترویج شریعت و علما مورد توجه قرار گیرد تا یأس مردم به امیدواری مبدل شود.

مروری بر سیاست خارجی مزورانه استعماری انگلستان، از جمله در هند و افغانستان و نقش کلیدی علمای این کشور
متن با اشاره به توصیف سیسرون از انگلیسیها به عنوان مردمی وحشی و بیسواد آغاز میشود و سپس به عدم تمایل اولیه آنها به علم و دانش و تحول تدریجیشان به سمت علم و صنعت میپردازد. در ادامه، سیاستهای مزورانه و فریبکارانه انگلستان در رقابتهای جهانی و استعمارگری، به ویژه در هند و افغانستان، تشریح میشود. نویسنده با ذکر مثالهایی از تحریک ایران علیه عثمانی و دامن زدن به اختلافات داخلی در هند و افغانستان، ماهیت فرصتطلبانه سیاست خارجی انگلستان را برجسته میکند. سپس به بررسی ماهیت انانیت و خودشیفتگی انگلیسیها در سه درجه میپردازد و آنها را در پستترین درجه قرار میدهد که منافع خود را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهند. در بخش پایانی، به جایگاه علما در افغانستان و نفوذ معنوی آنها در میان مردم اشاره میشود، اما در عین حال به سوءاستفاده برخی از آنها از این نفوذ برای صدور فتوای تکفیر و ایجاد تفرقه مذهبی نیز انتقاد میشود. در نهایت، به نمونههایی از علمای برجسته و جهادگر مانند ملا عبدالغفور و نقش آنها در مبارزه با استعمار انگلیس اشاره شده و در کنار آن، به رقابتها و اختلافات داخلی میان علما نیز پرداخته میشود.

علل صدور فتوای تحریم تنباکو
متن با اشاره به نفوذ فزاینده دول خارجی در ایران و آمیزش وزرا و امرا با سفرا و رؤسای این دول آغاز میشود. این نفوذ منجر به ورود کفار به ایران، تصاحب مناصب و مشاغل توسط آنان و رواج فساد و منکرات در جامعه اسلامی شده است. در ادامه، به ماجرای اعطای امتیاز انحصاری توتون و تنباکو به یک یهودی انگلیسی به نام «رژی» اشاره میشود که با مخالفت گسترده مردم و تجار مواجه شد. با وجود اعتراضات، شاه و درباریان به این مخالفتها بیتوجهی کرده و حتی معترضان را آزار و اذیت میکردند. در پی این وقایع، مردم تبریز با ارسال عریضهای به شاه، ضمن یادآوری نقش خود در جنگهای گذشته، به او هشدار میدهند که اگر به سلطنت خود ادامه دهد و کفر را بر اسلام مسلط کند، دیگر او را به رسمیت نمیشناسند. شاه در ابتدا خشمگین میشود، اما با مشورت یکی از حاضران، تصمیم میگیرد آذربایجان را از شمول این امتیاز معاف کند. در نهایت، با اوجگیری ظلم و فساد ناشی از این امتیاز، حکم تحریم استعمال توتون و تنباکو از سوی میرزای شیرازی صادر میشود. این حکم با استقبال بینظیر مردم مواجه شده و حتی غیرمسلمانان نیز از آن تبعیت میکنند و به سرعت استعمال دخانیات در سراسر ایران متوقف میشود.