در ابتدا، به فتوای علمای شیعه در خصوص وجوب جهاد با روسیه و حمایت از سپاه مسلمانان اشاره میشود. این فتاوا که از سوی علمای برجسته نجف، قم، کربلا و اصفهان صادر شده بود، پادشاه را «غازی فی سبیل الله» معرفی کرده و کمک مالی و جانی به این جنگ را واجب عینی میدانست. در ادامه، به ورود سفیر عثمانی به تهران و مذاکرات او با دولت ایران پرداخته میشود که در آن بر لزوم مقابله با روسیه و عدم حمایت از پاشایان عثمانی تأکید شده است. سپس، به اقدامات سید محمد طباطبایی در تحریک مردم به جهاد علیه روسیه پس از تجاوز به ولایات قفقاز و فتوای مجتهدین مبنی بر وجوب جنگ با روسها اشاره میشود. در بخش بعدی، به ورود گریبایدوف، سفیر روسیه، به تهران و رفتار مغرورانه او که منجر به مطالبه اسرای گرجی و ارمنی از حرمسراهای ایرانی شد، پرداخته میشود. این اقدام، خشم مردم و علما را برانگیخت و در نهایت به هجوم مردم به سفارت روسیه و کشته شدن گریبایدوف و ۳۷ نفر از همراهانش انجامید. در پایان، به اشغال هرات توسط ایران و واکنش انگلستان به این اقدام اشاره میشود. انگلستان با تهدید به حمله به بوشهر، خواستار تسلیم شهر و خروج نیروهای ایرانی شد. در این میان، مقاومت دلیرانه باقرخان تنگستانی و تفنگچیان او در برابر نیروهای انگلیسی در قلعه بهمنی و شهادت احمدخان تنگستانی روایت میشود. در نهایت، به حرکت میرزا محمدخان قاجار به سمت بوشهر و پیمان بازرگانان و خوانین محلی برای مقابله با انگلیسیها اشاره میشود.