سید عبدالله بهبهانی از حاج شیخ فضلالله نوری درباره علت تحصن ناگهانی در حرم حضرت عبدالعظیم سؤال میکند. حاج شیخ در پاسخ، به نقش خود در تأسیس مجلس و هزینههایی که متحمل شده اشاره میکند و سپس به مخالفت خود با قوانین مغایر با شرع در قانون اساسی و توهین روزنامهها به علما میپردازد. او توضیح میدهد که به دلیل این مخالفتها و تهدید به قتل، مجبور به تحصن شده است. سید محمد طباطبایی در پاسخ، ادعا میکند که از این وقایع بیخبر بوده و تحصن را بیجا میداند و از حاج شیخ میخواهد که به شهر بازگردد تا با همکاری یکدیگر امور را اصلاح کنند. حاج شیخ در ادامه، سه خواسته اصلی خود را مطرح میکند: عزل و تبعید شش وکیل مجلس، توقیف جراید و تبعید مدیران آنها، و تبعید چهار واعظ یا منع آنها از منبر. او تأکید میکند که در صورت عدم تحقق این خواستهها، بازگشت به تهران محال است. سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی در ادامه، ضمن تأیید برخی انتقادات حاج شیخ، بازگشت او را به شهر ضروری میدانند و پیشنهاد میدهند که با تدبیر، برخی از همراهان او را جدا کرده و به شهر بازگردانند و در نهایت، یکی از همراهان حاج شیخ را از خطرات همراهی با او برحذر میدارند و از او میخواهند که به شهر بازگردد.


