در خرمآباد، با نزدیک شدن سپاه عثمانی، علیمردان خان تصمیم به تخلیه و تخریب شهر میگیرد. اما مردم شهر که توانایی کوچ ندارند و از ویرانی شهر ناراضیاند، با تشویق و راهنمایی نگارنده، تصمیم به مقاومت میگیرند. نگارنده مردم را به اتفاق، تجهیز و استحکام مواضع تشویق میکند و خود نیز در پاسداری و سواری با آنها همراه میشود. با آگاهی عثمانیها از آمادگی مردم و دشواری منطقه، آنها از تعرض به خرمآباد منصرف شده و به مناطق دیگر میپردازند. علیمردان خان پس از شش ماه بازگشته و از تصمیم مردم استقبال میکند. در ادامه، به مقاومت چهارماهه مردم همدان در برابر عثمانیها اشاره میشود که با وجود عدم حضور حاکم و لشکر، با شجاعت جنگیدند و تلفات زیادی به دشمن وارد کردند، اما در نهایت شهر سقوط کرده و قتلعام گستردهای رخ میدهد. همچنین به مقاومت مردم یزدجرد و کشتار چهار هزار نفر از عثمانیها توسط آنها و سپس پرداخت جریمه اشاره میشود. سپس به مبارزات سبحان ویردیخان، حاکم سابق همدان، با عثمانیها پرداخته میشود که با وجود عدم مکنت، بیش از سیصد نبرد با آنها داشته و ۲۲ هزار نفر از لشکر روم را به هلاکت رسانده است. در نهایت، به مقاومت مردم تبریز در برابر عبدالله پاشا و لشکر عثمانی اشاره میشود که پس از پنج روز نبرد شدید، عثمانیها از شدت مقاومت مردم به تنگ آمده و به آنها اجازه خروج از شهر را میدهند.