کنشگران / عالمان دینی
عبدالکریم قزوینی
عالم دینی
خلاصه

این متن با استناد به روایات امیرالمؤمنین (ع)، به بررسی مفاسد و خطرات طلب جاه و ریاست می‌پردازد. در ابتدا، طلب پادشاهی را از فریب‌های شیطان دانسته و آن را عامل اصلی ظلم‌های تاریخی بر انبیا و اوصیا معرفی می‌کند. سپس، چهار عامل اصلی زوال دولت‌ها را شامل ضایع کردن اصول (مانند عدالت‌گستری)، چسبیدن به فروع (مانند جمع‌آوری خراج)، مقدم داشتن اراذل و به حاشیه راندن فاضلان برمی‌شمارد. در ادامه، بدی سیرت پادشاهان و زشتی باطن وزرا را آفت حکومت‌ها دانسته و بر لزوم اطاعت رعایا از حاکمان عادل تأکید می‌کند. در پایان، با اشاره به تدبیر نیکو و رعایت حقوق رعیت، به حاکمان توصیه می‌کند که در زمان قدرت، از تکبر و طغیان بپرهیزند و به ضعفا بی‌اعتنایی نکنند، چرا که بی‌توجهی به مظلومان، موجب زوال دولت و اقبال خواهد شد.

متن کامل گزارش
قال امیرالمؤمنین (ع): طَلَبُ السّلطانِ مِن خِداع الشْیطَانِ: طلب پادشاهی و سلطنت، از جمله فریب‌های شیطان است. ممکن است مراد این باشد که مفاسد طلب جاه و ریاست و حکومت و سیاست، بسیار و خطرهای آن بیشمار و مدت بقای آن در نظر عبرت‌پذیر آن بی‌مقدار، و به لوازم آن حسب الواقع قیام و اقدام نمودن، به غایت دشوار و مورث صد گونه غصه و ملال و وزر و وبال است و بر اهل بصیرت روشن است که از زمان آدم تا خاتم، و بعد از آن تا این دم، هر ظلمی که بر انبیا و اوصیا و ائمه هدی- سلام الله علیهم مادام الارض و السماء - واقع شده برای طلب سلطنت و اعتلا بوده که به فریب شیطان، چشم از حق ایشان پوشیدند و در قتل ایشان سعی تمام کوشیدند و به عوض، باده عشرت شاهنشاهی زهر جانگداز غضب الهی نوشیدند. وَ سَیعلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أیَّ مُنقَلَب ینقَلِبُونَ: [آنان که ستم کردند، به زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی باز می‌گردند][۱]. قال امیرالمؤمنین (ع): یستَدَلّ عَلَی إِدبارِ الدَّوَلِ بِاَربَع: تَضییعُ الأصولِ وَ التَّمَسُّک بِالفُرُوع وَ تَقدِیمُ الأرَاذِلِ وَ تَأخِیرُ الآفاضِل: استدلال کرده می‌شود بر برگشتن دولت‌ها به چهار چیز: ضایع گذاشتن اصول و دست زدن به فروع و مقدم داشتن مردمان بی‌قدر ناقابل (یعنی ادنی) و مؤخر داشتن مردمان دانشور عالی. مراد این است - و الله تعالی یعلم - که هرگاه ارباب دولت‌ها، از آن چیزی که در قوام دولت و دوام مملکت اصل است، مثل عدالت‌گستری و رعیّت‌پروری، دست بردارند و به آنچه فرع است، مثل اخذ خراج و استیفای لذات و بسیاری خزانه، همت گمارند و مردمان بی‌قدر و اراذل را در حکومت‌ها و امارت‌ها مقّدم دارند و صاحبان فضل و دانش و نجابت را معطل گذارند. پس این صفت‌ها دلیل زوال دولت ایشان است. قال امیرالمؤمنین (ع): آفَهُ المُلوکِ سُوءُ السِیرَةِ: آفت پادشاهان، بدی سیرت ایشان است؛ یعنی بدی طریقه و سنّت و دستور ایشان است مثل راضی شدن و بی‌مضایقه بودن در بدعت‌ها و ظلم‌ها و امثال آنها. والله تعالی یعلم. قال امیرالمؤمنین (ع): آفَهُ الوُزَراءِ حَیثَ السَّریرَه أَفَهُ الرَّعِیهِ مُخَالَفَهُ الطَّاعَهِ: آفت وزراء، زشتی باطن ایشان است. آفت لشکر، مخالفت نمودن با سرداران است. آفت رعیت، مخالفت اطاعت پادشاهان است. بدان که چنانچه بر زمره علیّه ملوک و سلاطین، معدلت‌گستری و رعیّت‌پروری واجب است، بر کافّه رعایا و عامه بَرایا نیز لازم است که از جاده اطاعت و انقیاد ایشان انحراف جایز نداشته، همواره طریق یکرنگی و اخلاص مسلوک دارند و نام نامی آن طبقه گرامی را در خلوت‌ها و مجمع‌ها بدون تعظیم و تکریم بر زبان نیاورند و دعای ایشان را بر خود واجب شمارند. قال امیرالمؤمنین (ع): مَن ساءَ تَدبیرُهُ تَعَجَلَ تَدمیرُهُ مِنَ النّبل أَن تَتَیقَظَ لِاِیجابِ حَق الرَّعِیهِ إِلَیک وَ تَتغابی عَن الجَنایهِ عَلَیک. الدّهرُ یومَانِ: یومٌ لَک وَ یومٌ عَلَیک. فَإِذا کانَ لَک فَلَا تَبطَر وَإِذَا کانَ عَلَیک فاصطبر: کسی که بد باشد تدبیر او تعجیل می‌کند به سوی او هلاک شدن او. از جمله نجابت و بزرگی است این که آگاهی ورزی برای واجب دانستن حق رعیّت؛ یعنی بجا آوری حقوق ایشان را که بر تو دارند و تغافل کنی از گناه و تقصیرات ایشان در خدمت تو. زمانه دو روز است: یکی روز خوشی و راحت و نعمت تو؛ و یکی، روز ناخوشی و محنت و تنگدستی تو. پس هرگاه بوده باشد روز فراخی و نعمت، پس تکبّر و طغیان مکن. و هرگاه بوده باشد روز سخت و تنگی، پس صبر کن تا وقت نعمت در رسد. بَطَر در لغت به معنی تکبّر و تَجبّر و طغیان در وقت نعمت است. حاصل، این که در حین نعمت، خواه آن نعمت، حکومت و جاه باشد، و خواه مکنت و ثروت دنیا، که باید صاحب آن از تکبّر و تَجبّر متحرّز[۲] باشد و ضعفا و فقرا را حقیر و خوار نشمارد، که این معنی به موجب اخبار کثیره، مورث زوال نعمت است؛ زیرا که اگر والی و حاکم بی‌اعتنایی به ایشان و ضعفا و فقرا نمایند نزدیکان و مقربان او نیز ایشان را بار ندهند و از عرض مطالب به حضرت والی مانع آیند؛ پس ایشان مظلوم و مغموم بمانند و لابد شکایت او به دادرس حقیقی برند و چنانچه گذشت دعوت مظلوم نزد الله تعالی مستجاب است. البته پس باعث زوال دولت و اقبال است به گسستِ رشته عمر و زندگانی به معزولی و خفت جاودانی. شعر. چراغی که بیوه زنی برفروخت بسی‌دیده‌باشی‌که‌شهری‌بسوخت[۳] **پاورقی‌ها:** [۱] سوره مبارکه شعراء، آیه شریفه ۲۲۷. ۲. بقا و زوال دولت .... ص ۸۶ و ۸۷. [۲] خویشتندار [۳] همان، ص ۷۸ و ۷۹.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1115
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: دولتمردان، ملت ایران

موضوعات و دسته‌بندی‌ها