کنشگران / عالمان دینی
خلاصه
این قطعه شعر با ابراز دلزدگی از جهان و غوغای آن آغاز میشود. در ادامه، به توصیف افرادی میپردازد که فاقد حیات علم و ایمان هستند و دلهایشان از حق تهی است. این افراد در ظاهر خود را حقپرست و اهل زهد و تقوا نشان میدهند، اما در باطن، کردارشان قبیح و دلهایشان ویران است. در پایان، به تضاد میان ظاهر آراسته و باطن زشت و کریه این افراد اشاره میکند که با وجود ادعای دینداری، در حقیقت از مردان خدا دور هستند.
متن کامل گزارش
دل ندیدم در سراپای جهان
سیر شد جانم ز غوغای جهان
بس سخنها کز بدان بشنیدهام
بس مکاره از زمانه دیدهام
بیحیات علم و ایمان مردهاند
جملگی چون قالب افسردهاند
اندرین خانه کسی دیّار نیست
بر دل ایشان ز حق آثار نیست
جان فدا سازند هر دلمرده را
دشمناند این قوم جان زنده را
که تو گویی جان ندارند از ازل
آن چنان دورند از علم و عمل
که تو گویی نام حق نشنیدهاند
بر بطالت آن چنان چسبیدهاند
وز درون دارند کردار قبیح
از برون دارند گفتار فصیح
وز درون با حقپرستان دشمناند
از برون دعویّ ایمان میکنند
خانه دل از درون ویران کنند
از برون از زهد و تقوی دم زنند
وز درون سازند جان را خاکپوش
از برون لافاند از ادراک و هوش
وز درون از فاقه[۲] باشند نفس عور
از برون پوشند سنجاب و سمور
از درون بس ناخوش وزشتوکریه
صورت بیرون خوش و نیک و وجیه
بس کریه وزشت و موحش از درون
از تصنع چون عروسی از برون
وز درون همچون زنان نازنین
از برون ماننده مردان دین
لیک چون زالی، عجوزی از درون[۳]
با رجالالله تشبّه از برون
**پاورقیها:**
[۱] مکار، حیلهگر
[۲] فقر و تنگدستی
[۳] مثنوی ملاصدرا، ص ۱۲۱، ۱۲۲.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1049
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان