متن با اشاره به استکبار اهل فضیلت و لعن و تشنیع آنان بر اولیای الهی و اهل سعادت، این رفتار را عامل اصلی خرابی ایران به دست افغانها معرفی میکند. در ادامه، به نقش علماینماها در گمراهی و تخریب ممالک ایران اشاره شده و بیان میشود که اجداد این افراد پیش از صفویه یهودی یا ناصبی بودند و به همت شیخ صفیالدین اردبیلی به تشیع گرویدند. سپس، به کفران نعمتهای الهی توسط این گروه و تخریب خانقاههای اهل فقر اشاره میشود که منجر به انقراض دولت صفویه گردید. متن با استناد به آیات قرآن و احادیث، استکبار و کفران نعمت اهل فضیلت را عامل اصلی نزول بلا و تسلط افغانها بر ایران میداند و بیان میکند که این گروه با تحقیر عارفان و دراویش، با خداوند محاربه کردهاند. در ادامه، به نفرین مجذوبین و عارفان بر این جماعت و استجابت آن توسط خداوند اشاره میشود که منجر به تسلط افاغنه بر ایران و کشتار و اسارت مردم گردید. در پایان، متن به فرار اهل علم از شهرها پس از فتنه افغان و عدم عبرتگیری آنان از این وقایع اشاره میکند و نویسنده از عدم تأثیر نصایح خود بر این گروه ابراز تأسف کرده و بیان میکند که به همین دلیل از ایران گریخته و به مشاهد ائمه پناه برده است.