این رساله با ستایش خداوند و درود بر پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) آغاز میشود و علمای دین را مخاطب قرار میدهد. نویسنده به آشکار شدن فتنهها، نزول بلا، تغییر نعمتها، خونریزیها و اسارت زنان و فرزندان شیعه اشاره میکند که کشور را بیمار کرده و پزشکان از درمان آن عاجز ماندهاند. راه چاره را تمسک به قرآن و احادیث ائمه معصومین (ع) میداند و از علما میخواهد که اسباب خرابی و بینظمی و درمان آن را با استمداد از کلام الهی و معصومین (ع) یادآوری کنند. در ادامه، دلایل خرابی را بر اساس سخنان امیرالمؤمنین (ع) و احادیث نبوی، از جمله ترک امر به معروف و نهی از منکر، پیروی از هوای نفس، دنیاطلبی علما و تکیه بر ستمگران، بیان میکند. نویسنده به آیات قرآن استناد میکند که فساد در خشکی و دریا را نتیجه اعمال مردم میداند و تغییر نعمتها را به تغییر خود مردم نسبت میدهد. در بخش درمان، به وضعیت اسفناک مردم، قحطی و گرسنگی اشاره میکند و تأکید دارد که غیرت الهی اجازه نخواهد داد که ثروتمندان از این مصیبت در امان بمانند. از علما میخواهد که برای حفظ جان مسلمانان و زنان و فرزندانشان تلاش کنند و حتی مصالحه با فرقههای دیگر را برای حفظ جان مسلمانان، با استناد به صلح امام حسن (ع) با معاویه، جایز میشمارد. در پایان، نویسنده بر لزوم پیروی از سخنان امیرالمؤمنین (ع) در مورد اوصاف سلطان عادل و پرهیز از سستی در راه حق تأکید میکند و از علما میخواهد که با اتحاد و عمل به دستورات الهی، راه نجات را بیابند و از عذاب الهی برحذر باشند. رساله با درخواست آمرزش از خداوند و درود بر پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) به پایان میرسد.