کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

در این نامه، میرداماد پس از ورود به کربلا و اطلاع از وضعیت اسفناک مردم بغداد که در محاصره قرار گرفته و از گرسنگی تلف می‌شوند، به وضعیت آنان اشاره می‌کند. او با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر لزوم صلح و عدم آسیب رساندن به مؤمنان تأکید می‌کند. سپس، با اشاره به اینکه مردم عادی در هر شرایطی رعیت و فرمانبردار هستند و تقصیری در جنگ‌ها ندارند، از فرماندهان سپاه (صفی قلی‌خان و احمدپاشا) می‌خواهد که از دینداری و غمخواری مخلوقات الهی، به وضعیت مردم رسیدگی کنند و خود را بری‌الذمه سازند. در پایان، متذکر می‌شود که اگر فرماندهان این درخواست را نپذیرند و به خاطر یک ویرانه، خون مسلمانان را بر گردن گیرند، مسئولیت آن با خودشان خواهد بود.

متن کامل گزارش
در این ایام سعادت فرجام که این احقر عباد، به تقریب زیارت روز عرفه و احراز شرایف طواف اماکن مشرّفه وارد این ارض فیض بنیاد [۱] گردید، از تقریر جمعی که از شدت جوع، از تنگنای قلعه [بغداد] فرار کرده می‌آیند، معرفت کامل به احوال سکنه آنجا حاصل نموده، معلوم شد که هر روز جمع کثیر از صغیر و کبیر و برنا و پیر در قلعه از فقدان قوت، فوت و تلف و ملحق به سایرین سَلَف می‌گردیدند. چون اهل قلعه، قائل کلمتین طیّبتین شهادتین و امت رسول الثقلین و در قبله و کتاب موافق، و در دین و شریعت مطابق بودند، به مَدلول [۲] وَ اِنْ طَائِفَتانِ مِنَ المُؤمِنِینَ اقتَتَلَوا فَأصلِحُوا بَینَهُما [۳] به مفاد وَ اِن تَنتَهُوا فَهُوَ خَیرٌ لَکُم [۴] با رؤسای سپاه پرخاشجوی مستدلاً عَلی احکام‌اللّه [۵] گفتگو نموده، جمعی از ایشان را با خود همداستان و به خدمت بندگان خان والاشأن کشورستان، [۶] فائز [۷] و به دلایل عقلیه و نصوص شرعیه، ایشان را به امتثال فرمانِ وَ جادِلهُم بالّتی هِیَ أَحسَنُ [۸] ارشاد و به منطوقه [۹] وَ نَزَعنا ما فی صُدُورِهِم مِنْ غِل، [۱۰] تصفیه زلال عِناد نموده، به نگارش این صحیفه [۱۱] پرداخت. بر ضمایر زاکیه حضرات [۱۲] مخفی نماناد که اگر خان فَلَکْ‌شأن را به تأییدات ایزدی و مددکاری، بخت سعید داعیه کشورگشایی و دارایی [باشد]، و عالیجاه وزیر صاحبْ‌رأی و دستور مُلکْ‌آرای احمدپاشا [۱۳] هوس حکمرانی و فرمانروایی باشد، عَجَزه و ضعفا که بهین ودیعه کارخانه ابداعند، [۱۴] از این دو حالتْ بری، و لامحاله به نافذالامری مبسوط‌الید در مقام رعیتی و فرمانبری می‌باشند و ایشان را در این میانه تقصیری نیست که پامال جنون مِحَن [۱۵] و غارتزده سپاه فِتَن [۱۶] شوند. قطع نظر از آن شغل فرماندهی، به مصداق تُعِزّ مَنْ تَشاءُ و تُذِلّ مَنْ تَشَاءُ به مشیّت سلطان لَمْ یَزَل [۱۷] موقوف و مربوط، و جان سکندرشان، مُؤَیَدٌ من عِنداللَّهِ و مُشَیَّدُ بِجُندِاللّه‌اند. [۱۸] و این معنی هم بدیهی است که بعد از آن که دو صاحب دولت به یکدیگر مسلط شوند، ناموس بزرگی را صیانت و یکدیگر را اعانت خواهند کرد، اما عجزه و رَعاع الناس [۱۹] از رهگذر عدم مُکنت، در میانه پایمال لشکر حوادث می‌گردند. به نهجی [۲۰] که این خادم علوم دینیه، بعض مراتب را به حضرت خانی القا و ایشان نیز به سمع مبارک اصغاء فرمودند، [۲۱] باید آن حضرات عالیات از راه دینداری و غمخواری مخلوقات حضرت باری، مراتب را که باید به عالیجاه مشارٌالیه و باقی پاشایانِ [۲۲] با عزّ و شأن حالی نموده، خود را بریّ‌الذِمَه [۲۳] سازند و زیاده بر این، عجزه و مَلهوفین [۲۴] را به ورطه هلاک نیندازند، وَ لَو أَنَّهُم فَعَلوا ما یُوعَظُونَ بِهِ لَکانَ خَیْراً لَهُم [۲۵] و بعد از آن اگر عالیجاه مشارٌالیه این معنی را نپذیرند و برای کهن ویرانه‌ای که نمونه آن أوهَنَ البُیُوتِ لَبَیْتُ العَنکَبوتِ [۲۶] است، خون این همه مسلمان را به گردن گیرند، صاحب اختیارند. [۲۷] **پاورقی‌ها:** [۱] منظور کربلای معلّی است. [۲] مفاد [۳] سوره مبارکه حجرات، آیه شریفه ۹: و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ برخاستند میانشان آشتی افکنید. [۴] سوره مبارکه انفال، آیه شریفه ۸: اگر از کفر باز ایستید برایتان بهتر است. [۵] مستدل به احکام خداوند. در اصل: مستدلاً عن... [۶] منظور صفی قلی‌خان از فرماندهان لشکر قزلباش شاه عباس است که به کمک استقلال‌طلبان بغداد به سرکردگی بکرآغا شتافته بود و در ربیع‌الاول ۱۰۳۱ ق به دستور شاه عباس اول صفوی به حکومت بغداد منصوب شد. [۷] نایل [۸] سوره مبارکه نحل، آیه شریفه ۱۲۵: و با بهترین شیوه با آنان مجادله کن. [۹] کلام گفته شده، ظاهر سخن [۱۰] سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه ۴۳: و هر گونه کینه‌ای را از دلتان برکندیم. [۱۱] نامه [۱۲] احتمالا، منظور، جمعی از علما و فضلای بغداد است. [۱۳] سردار عثمانی که با لشکری سی هزار نفره به قصد تسخیر بغداد به محاصره آن شهر پرداخته بود. [۱۴] عجزه و... ابداعند: ناتوانان و ضعیفان که بهترین امانت‌های خداوند هستند. [۱۵] جمع محنت [۱۶] جمع فتنه [۱۷] سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه ۲۶: هر کس را بخواهی عزت می‌دهی و هر کس را بخواهی ذلّت. منظور خداوند است. [۱۸] مؤید... بجنداللّه: تأیید شده از سوی خدا و محکم و استوار به سپاه خداوندند. [۱۹] رعاع الناس: مردم درمانده و ناتوان [۲۰] نهج: طریق، شیوه [۲۱] اصغاء فرمودن: شنیدن [۲۲] لقب و عنوانی برای مقامات لشکری و کشوری عثمانی و بعضاً فرمانروایان و حاکمان سرزمین‌های وابسته آن کشور. [۲۳] بری‌الذّمه: کسی که دَین خود را ادا کرده است. [۲۴] ستمدیدگان [۲۵] سوره مبارکه نساء، آیه شریفه ۶۶: و حال آن که اگر اندرزی را که به آنان داده شده، به کار می‌بستند برایشان بهتر بود. [۲۶] سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه ۴۱: هر آینه سست‌ترین خانه‌ها، خانه عنکبوت است. [۲۷] مراسلات نادرشاه و منشآت میرزا مهدی‌خان (جلد ۵). نسخه خطی کتابخانه آیت‌الله العظمی گلپایگانی، به شماره ۵۳/۲۸، ص ۱۲۲ و ۱۲۳؛ میراث اسلامی ایران، دفتر چهارم، ص ۷۱ و ۷۲.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1031
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: صفی قلی خان، احمد پاشا، علما و فضلای بغداد

موضوعات و دسته‌بندی‌ها