کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

این نامه با ستایش از جایگاه علما و نقش آن‌ها در ترغیب پادشاهان به عدالت‌گستری و رفاه رعایا آغاز می‌شود. سپس به اهمیت صلح و تلاش‌های شاه عباس اول برای برقراری آن اشاره می‌کند. در ادامه، به شورش خان‌احمد گیلانی، که از نزدیکان دربار صفوی بوده، و اقدامات شاه عباس برای سرکوب او می‌پردازد. نامه از پادشاه عثمانی می‌خواهد که با توجه به سابقه صلح و دوستی، از فتنه‌انگیزی خان‌احمد گیلانی جلوگیری کرده و اجازه ندهد سخنان مغرضان به صلح میان دو دولت خلل وارد کند. در پایان، بر اعتماد کامل به دانش و بصیرت پادشاه عثمانی تأکید می‌شود.

متن کامل گزارش
بسم الله الرحمن الرحیم. بعد هذا، مُنهای رأی فضیلت‌انتما و مشهود ضمیر منیر علم‌آرا، آن که این معنی مانند نور خورشید درخشان و مثل ضیاء آفتاب تابان ظاهر و نمایان است که غرض اصلی و مطلوب کلی از وجود فائض‌الجود علمای اعلام که تارک مبارکشان به افسر با فرّ إِنّما یَخشَی اللَّهَ مِن عِبَادِهِ العُلَموا [۱] مزیّن و معزّز، و قامت قابلیت‌شان به خلعت واضح‌الاعزاز العُلماءُ وَرَثةُ الانبیاءِ [۲] مُحلّی و مُطرَّز بوده باشد، و قُرب ایشان به سلاطین فلکْ تمکین، و تقربشان در خدمت خَواقین عدالت آیین آن است که پیوسته خسروان نَصَفَت شعار، و پادشاهان جم‌اقتدار را به نشر اضواء شفقت و احسان و بسط بساط معدلت و امتنان، نسبت به کافّهُ عالَمیان و عامّه جهانیان - که بَدایع وَدایع [۳] صانع بی‌چون، و مظهر آثار قدرت خالق کن فیکون‌اند - ترغیب و تحریص نمایند. بر ضمیر منیر همایون، از اَوضَح واضحات است که آن قُدوه ارباب صَلاح و سَداد و زبده اصحاب علم و رشاد را همگی همت، مصروف رفاهِ حال و فراغ بال رعیت و آسایش عباد و آرامش سکنه اَمصار و بلاد [۴] داشته و می‌دارد. و در باب انجام صلح و صَلاح، که به یُمن شفقت و عطوفت اعلیحضرت خاقان جمجاه اسلام‌پناه، ظلّ‌اللّه، سلطان البرّین و البحرین، خاقان المشرقین و المغربین، امان‌الخافقین، ثانی اسکندر ذوالقرنین، خادم‌الحرمین الشریفین [۵]، خلّد اللّه ملکه وظلّه أبداً سِمَت وقوع یافته، نهایت اِسعاد و کمال جدّ و اجتهاد به عمل آورده، به سبب این مراحم جَسیم و خَطب عظیم و حَمیم، دعای خیر جهت نوّاب پادشاه اسلام پناه [۶]، ظلّ‌اللّه حاصل نموده‌اند، رجاء واثق است که بیشتر از پیشتر در استحکام قواعد صلح و میثاق و عهد و وفاق خواهند کوشید. در این اوقات که از خان‌احمد گیلانی بیه‌پیش - که از منسوبان این دولت و پرورده نعمت \[این\] خاندان است و مُلازم نصب‌کرده ما بود - آثار خلاف و طغیان به ظهور رسیده، اکثر عَجَزه و مساکین گیلان از بدعت‌های او به فغان و از دست تعدی او به جان آمده بودند، تنبیه و تأدیب او، از لوازم امور سلطنت و جهانبانی و متحتّمات مَهامّ خلافت و کشورستانی بود؛ لاجرم جمعی از عساکر را جهت دفع شرّ او مأمور ساخته، به گیلان فرستادیم. مُومی‌إلیه از بیم جان خود در کشتی نشسته به شروان رفت. واجب بود که حقیقت حال او و نسبتی که با این سلسله دارد به عرض بندگان اعلیحضرت جمجاه گردونْ بارگاه، ظلّ‌اللّه رسانیده \[شود\]. لهذا قبل از این، عمدةالأعاظم، سیّدی‌بیگ ایشیک‌آقاسی، جهت عرض این مقدمات به سُدّه سَنیه و عَتَبهُ علیّه پادشاه جهان‌پناه فرستاده بودیم. حالا نیز رفعت‌پناه، عمدةُالاعیان، علیخان‌بیگ ایشیک‌آقاسی را روانه آستان فلک‌آشیان و درگاه آستان‌نشان نمود. از حُسن رأی صوابْ‌نما مترصّد است که چون در بدایت حال، متوجه \[اتمام امر خیر\] مهم سعادتْ فرجام مصالحه و معاهده [۷] شده‌اند، در نهایت کار هم در استحکام و اِشتداد این امر میمنتْ انجام توجه مبذول داشته، نگذارند که به سخن ارباب غرض و عِناد و اصحاب فتنه و فساد، خلل به ارکان شدیدالاَرکانِ صلحی که به یُمن صَلاح و اهتمام ایشان و محض لطف و عنایت پادشاه اسلام، مؤَکِّد و مُشیَّد گردیده، واقع شود. و اگر احیاناً کسی خواهد که سخن مُخلّیی مذکور سازد، به نوعی که از کمال دانش و فرط بینش آن صالح فضل و کمال زیبد و سِزَد، سدّ باب حکایات غرض‌آمیز اهل شَین فرمایند تا رعایای متوطّنهُ مَحالّ و بلاد طرفین وکافّهُ خلائق و سکنه اَمصار ثغور جانِبَین [۸]، از روی اطمینان خاطر و جمعیّتِ حواسّ باطن و ظاهر، به دعای دوام دولت و سلطنت ابدی‌الاتصال، و نظام شوکت و حشمت پادشاه والاجاهِ ثریامنزلت و به ذکر خیر آن افادَت پناه، قیام و اقدام نمایند. و در این وقت فرصت، علیخان‌بیگ، مُومی‌اِلیه را به سعادت احراز بساط‌بوسی اعلیحضرت پادشاه گردونْ بارگاه، جمجاه سکندرسپاه رسانیده، حقیقت حال را معروض گردانیده، رخصت معاودت مشارٌالیه حاصل خواهند کرد. چون وثوق کلی بر حُسن صلاکیشی و حقانیت مصلحت‌اندیشی، و تاَدّب أن قدوة زمرة علماء متبحرین و زبده سلسله فضلاء راشدین است، زیاده از این اِطناب و مبالغه مجوَّز نمی‌دانیم [۹]. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره مبارکه فاطر، آیه شریفه ۲۸: هر آینه از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می‌ترسند. [۲] علما، وارثان انبیاء هستند. [۳] بدایع ودایع: عجایب امانات [۴] سکنه امصار و بلاد: شهروندان [۵] منظور، سلطان‌مراد سوم (سلطنت: ۹۸۲ - ۳ جمادی الاول۱۰۰۳ ق)، پادشاه عثمانی است. [۶] منظور، شاه عباس اول صفوی است. [۷] اشاره به معاهده اواخر سال ۹۹۹ ق میان دو دولت ایران و عثمانی است. [۸] سکنه امصار ثغور جانبین: ساکنان سرزمین‌های مرزی دو طرف [۹] مصنفات میرداماد، ص ۶۱۵ - ۶۱۷.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1002
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملا سعدالدین محمد (معلم پادشاه روم)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها