کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با توصیف جایگاه شیخ علی کرکی در دربار صفوی و نقش او در ترویج مذهب شیعه آغاز می‌شود. سپس به وضعیت شیعیان پیش از صفویه اشاره می‌کند که به دلیل عدم وجود پادشاهی شیعه، همواره در تقیه و تحت فشار اهل سنت زندگی می‌کردند و در شهرهای ایران پراکنده بودند. در ادامه، به دوره‌های کوتاهی از قدرت شیعیان در زمان آل بویه و سلطان محمد خدابنده اشاره می‌شود که با تلاش علمایی چون علامه حلی و ملاحسن کاشی، مذهب شیعه رونق گرفت، اما با مرگ این پادشاهان، دوباره اهل سنت مسلط شدند. متن سپس به ظهور دولت صفویه و نقش شاه اسماعیل و شاه طهماسب در احیای مذهب شیعه و اعزام معلمان به شهرهای مختلف ایران برای آموزش احکام شیعه می‌پردازد. در بخش بعدی، به وضعیت کتاب‌های حدیث و فقه شیعه پیش از صفویه و نابودی بسیاری از آنها در جنگ‌ها و حوادث مختلف اشاره شده و تأکید می‌شود که بسیاری از کتب شیعه به برکت دولت صفویه حفظ و منتشر شده‌اند. در پایان، به مراسم عزاداری امام حسین (ع) در دوره صفویه اشاره می‌شود که با وجود برخی اطوار غریب، مورد تأیید علما بوده و به دلیل حکمت‌های نهفته در آن، از آن منع نشده است. همچنین، به تلاش‌های صفویه برای بازسازی عتبات عالیات در عراق و آرزوی نویسنده برای تسلط دولت صفویه بر این مناطق اشاره می‌شود.

متن کامل گزارش
مرحوم شیخ علی کرکی جبل‌عاملی [۲] خود به ولایت ایران آمده و فیض مجالست سلطان سکندرشأن مغفور مبرور شاه اسماعیل ماضی حسینی صفوی [۳] را دریافته و به صحبت [۴] پادشاه مجاهد فی سبیل الله شاه طهماسب - انار الله مَضجَعَهما [۵] - نیز مدت‌ها رسیده و وکلای دولت ایشان آن شیخ بزرگوار را مقتدای شیعیان در هر باب، مقتدر و مطلق‌العنان فرموده‌اند و آثار عظیمه دینیه به [واسطه] این تقریب، [۶] در هر امری بر وجود شریف آن شیخ عالی‌مقدار، در بلاد ایران مترتب می‌شد. [۷] عقیده ایشان [۸] این است که این دین و مذهب شیعه نیز هرگز نبوده ولیکن این مذهب را پادشاه دین پناه، شاه اسماعیل ماضی، خود و جمعی از علمای شیعه خصوص شیخ علی کرکی در اول زمان ظهور دولت سلاطین صفویه - انار الله برهانهم - که خودشان همگی شیعه بوده‌اند، به جهت خاطر ایشان وضع و اختراع نموده‌اند؛ و اما بر صاحب تتّبع بصیر خبیر، این معنا پوشیده نبوده و نیست که مذهب شیعه اثناعشریه فی‌نفسه خود در میان هر طبقه پیوسته در هر عصری بسیار می‌بوده، بلکه عددشان در هر زمان بی‌شمار می‌بوده و اقلاً مقدارشان به نَهجی [۱] بوده که از حد تواتر [۲] - چه جای مرتبه شیاع - [۳] بیرون بوده است؛ ولیکن چون در عرض آن مدت، شیعیان هرگز چنان پادشاه مستقلی نمی‌داشته‌اند لابد هر یک پیوسته در ولایتی و دهی و گوشه‌ای خزیده و یا در ناحیه صحرایی متفرق، بلکه اغلب اوقاتْ مغلوب و عاجز کار خود [بوده] و همیشه به تقیّه مشغول می‌شده‌اند؛ اگرچه احیاناَ در بعضی اوقات، خود ایشان خصوصاَ در زمان بعضی خلفای عباسیه، در ولایت بغداد در عهد سلاطین دیالمه که خودِ شاه شیعه می‌بوده‌اند، بلکه در بعض ولایات دیگر گاه گاهی نیز بر جماعت سنیان قدر غلبه بهم می‌رسانیده‌اند، نهایت باز مکرر بلکه اغلب اوقاتْ شیعیان از ترس اعدای [۴] دین، مُختَفی [۵] نیز می‌بوده‌اند تا آن که آخرالامر به برکت ظهور سلطنت و شوکت دولت ابدمدت سلاطین صفویّه - شَکّر اللهَ مساعیهم - و حُسن سعی شیخ علی کرکی و امثال آن از علمای نامی، در اول خروج نواب سکندرشأن شاه اسماعیل ماضی، اوراق پراکنده شیعیان بعون الله تعالی مجتمع و شیرازه پاره پاره گشته صحایف دوستان خاندان نبوت و هواخواهان اهل‌بیت رسالت بحمد الله سبحانه به اعانت این بزرگواران بسته گردیده و رفته رفته الحال به این حد رسیده... [۶] پوشیده نخواهد بود که جماعت شیعه اثناعشریه، اگرچه خود فی‌نفسه همیشه متفرق و متشتت در بلاد و در تحت سِتر [۷] تقیّه مختفی و مع هذا در عرض این مدت به جهت ایشان مطلقاً رفاهیتی و فراغ بال و خاطر جمعی نمی‌بوده و خصوصاً اختیار و تسلطی برای اعدای دین که ایشان را البته کمتر می‌بوده، بلکه در عصرهای سابق هرگز این مراتب به جهت مؤمنان ممکن نمی‌بوده؛ چه، گاه پادشاه ایشان، پادشاهان سُنّیان و گاه کافران بوده‌اند. بلی، مجمع عمده شیعیان و لاسیّما علمای ایشان از قدیم‌الایام اغلب اوقاتْ در غیر ولایت ایران بوده، مثل بلاد جبل‌عامل شام و بلاد بحرین و شهر حلّه و بعد از آن، در اواخر، بلده حیدرآباد و مانند اینها نیز می‌بوده‌اند، و لیکن ایشان در این مدت به تقیّه زندگانی می‌کرده‌اند. و اما در ولایت، ایران، شهری که اغلب اوقات محل اجتماع شیعیان و مؤمنان می‌بوده و سنّی در آن نادراً وجودی می‌داشته، معدودی چند است از شهرهای کوچک، ولیکن با کثرت تقیّه؛ مثل شهر قم و شهر آوه که قریب به شهر ساوه و مقر سنّیان بوده و الحال خراب شده و دیگر شهر سبزوار و شهر اردبیل به برکت شیخ صفی‌الدین علیه الرحمه و شهر استرآباد و شهر کاشان، و مع ذلک سکنه آنها نیز همگی قبل از ظهور این دولت گردونْ عُدّت در کمال تعب و زحمت و شدت و مشقت از دست تعدی و ظلم سنّیان زندگانی می‌کرده‌اند، حتی رفته رفته بعضی سست اعتقاد نیز شده بوده‌اند و از جمله شهر استرآباد، خود سال‌ها اگرچه خانه شیعه بوده و اما آخرها به انواع بلاها در دین و دنیا گرفتار شده بوده‌اند و اهل آوه نیز به دستور بلکه بیشتر؛ چه، سنیان بر ایشان چنان مسلط بشدند که شهرشان را ویران و خودشان را پریشان و متفرق بلکه مستأصل و از بیخ و بنیان برکندند... [۱] بالجمله، اغلب اوقات اوضاع دین مؤمنان در ولایت ایران، به غایت مختل و برای شیعیان همچنان شوریده می‌بوده است تا زمان ظهور دولت ملوک دیالمه [۲] که در آن ایام، چند روزی شیعیان به قدری، زنده شده جانی گرفته بوده‌اند. بعد از ایشان باز سنّیان بر شیعیان غلبه نموده بودند تا آن که اوقات زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده [۳] بنا کننده شهر سلطانیه که از نواده‌های چنگیزخان بوده که در رسیده، قدری اوضاع شیعیان خوب شده بوده؛ چه، در ا آن اوان، در ایران چون که به برکت آمدن علامه حلی [۴] از عراق عرب به عراق عجم و به سعی ملاحسن کاشی [۱] و امثال ایشان، این پادشاه از خدا آگاه، خود بصیرتی بهم رسانیده، خودش توفیق آن یافته که شیعه شده بوده و به قدر پنج شش سالی اوضاع شیعیان ایران فی‌الجمله در زمان او انتظامی یافته و ایشان از تشویش خاطر به قدری برآمده بوده‌اند که به تقدیر الهی اجل موعود به آن پادشاه مبرور مغفور امان نداده، به زودی او از عالم فانی به عالم باقی ارتحال نموده و باز به اوضاع مؤمنان و احوال شیعیان ایران اختلال تمامی راه یافته و طوایف ملوک و سلاطین اهل‌سنت و مخالفان، غلبه بر شیعیان ولایت ایران دست یافته، باز تقیّه به جهت شیعیان، بسیار شدید گشته بوده تا آن که چند روزی که پادشاه شیعه مؤمن خالص علی بن مؤید سبزواری [۲] در خراسان خروج نموده و کتابت به آدابی تمام، خود به خدمت شیخ شهید جبل‌عاملی [۳] نوشته و آن مکتوب را با وزیر خودش به شام ارسال نموده و آن جناب را تکلیف آمدن به خراسان کرده بوده و شیخ شهید عذرها فرموده و در عوض آمدن خود، کتاب متن لمعه [۴] را در فقه به جهت ایشان نوشته و فرستاده و لیکن دولت این پادشاهِ موفق نیز از راه بی‌طالعی شیعیان ایران چندان پاینده نبوده، زود به سر آمده و تیمورلنگ که سنّی متعصب بوده و از طرف دشت قبچاق و ماوراءالنهر خروج کرده، بر ولایت ایران دست یافته بلکه اکثر جاهای معموره از ایران و روم و هندوستان و ترکستان را گرفته، لابد این علی بن مؤید را نیز مغلوب و اسیر ساخته، همراه خود برده و دولت و رفاهیت شیعیان بعد از آن باز به سر آمد و به همین تقریب، ظهور سلطنت تیمور سنّی و سلسله‌اش به جهت تسلط پادشاهان سنیان، باز اهل‌سنت و جماعت در ولایت ایران به غایه‌الغایه قوی و شیعیان ایران بی‌نهایت عاجز و ضعیف شده‌اند و مؤمنان بی‌پر و بال، سال‌های دراز بر آن منوال می‌بوده‌اند تا به حدی که همه ولایات ایران مملو از کفر و ضلالت و مثل ازمنه سابقه، اعدای دین بر همگی مؤمنین تسلط به نوعی بهم رسانیده بوده که کسی از شیعیان اظهار مذهب خود در ایران نمی‌توانست نمود تا آن که آخر، آفتاب عالَمتاب دولت ملوک صفویّه - شکّر الله مساعیهم - از افق آسمان ایمان طلوع و ظهور کرده و نورشان عالمگیر شده و پادشاه سکندرجاه شاه اسماعیل [۱] - انار الله برهانه - در آذربایجان خروج و بر ولایت ایران و اکثر توران [۲] و بر بعضی از دیار روم [۳] نیز مسلّط گردیده؛ در آن وقت، جماعت شیعه از هر گوشه و کناری از بابت آهوان رم‌دیده، بر دور آن و معین [۴] مؤمنان بل پدر و مادر مهربان شیعیان، از همه مکان، خصوصاً بلاد ایران، گرد آمدند و یکه یکه علمای شیعه در ایران بهم رسیدند و بعد از آن که نَجل [۵] سعادتمند او به عرصه آمده و نخل برومندش پادشاه جنّتْ مکان شاه طهماسب صفوی [۶] - انار الله برهانه - نیز جانشین پدر خود گردیدند و هر یک از ایشان همت بر دفع اعادی دین مبین و رفع [۷] مرتبه شیعیان امیرالمؤمنین - علیه السلام - گماردند، آن وقت اوضاع شیعیان اهل ایران کما هو حقّه منتظم گردید؛ ولیکن چون چنان مجتهد و عالمی در آن اوقات در ایران نبوده و اکثری مؤمنان در اصول و فروع خود باز نادان بودند، تا آن که در عهد آن پادشاهان فردوسْ مکان، مکرر شیخ علی کَرَکی خود از بلاد جبل‌عامل و دیار شام و عراق به ولایت ایران آمده و آخرالامر به اِشفاقات [۸] شاهنشاهی سرافراز گشته و پیشوای شیعیان و ممتاز گردیده و به فرموده آن دو پادشاه دین پناه، این پیشوای دین، خودش به جهت هر یک از شهرهای ولایت ایران، مرشد و معلم تعیین کرده، بلکه به هر ده و قَصبه نیز و در هر مکانی به مناسبت مردم آن به زبان معلمان از طلبه علم عربی‌لسان یا فارسی و ترکی‌زبان فرستاده، مردم هر ناحیه را به لغت خودشان به دین و آیین شیعه راهنمایی نموده، حلال و حرام مذهب حق را به مردم آموخته می‌کرده‌اند تا آن که رفته رفته آن معلمان، به سعی و جهد خود، مقدمه شیعگی و ایمان و معرفت مسائل دین مؤمنان را در آن زمان در دل‌های شیعیان ایران رسوخ می‌داده‌اند؛ حتی به نوعی، علمای آن زمان اهتمام تمام در باب تعلیم معلمان می‌فرموده‌اند که این بی‌بضاعت سال‌ها قبل از این، نوشته به مُهر شیخ علی کرکی دیده که اعتراض خود به یکی از معلمان ولایت کاشان نوشته بوده که تو چون تعلیم و ارشاد مردم کاشان به عمل می‌آوری، و حال آن که من شنیده‌ام که فلان مرد، در فلان ده تا الحال لعن صریح بر اعدای دین، بخصوص اسم به اسم نکرده و معهذا سنن و شرایع دین شیعه را نیز هنوز خوب فرا نگرفته است؟ الحاصل، این فقیر خاکسار اولا، در کتاب رجال ریاض العلماء [۱] خود، مفصلاً به عربی و در کتاب تحفه الصفیه فی علماء الدوله الصفویّه، [۲] ثانیاً به تقریب، نقل احوال علمای آن عصرها به فارسی شرح این مراتب را خود ذکر و بیان نموده است. مجملاً، این شیوه مرضیه معلمان، سال‌های دراز در ایران مستمر و متعارف، و آن معلمان بر این منوال پیوسته می‌بوده‌اند؛ نهایت در این بین، به علت بعض سوانح در بعض ولایت‌های ایران این معنا منسوخ و متروک شده بود تا آن که در عهد دولت ولی‌نعمت عالَمیان و قبله جهانیان، باز این امر مجدداً برقرار و احیای مراسم این طریقه انیقه [۳] اجداد بزرگوار خود، مثل اول بلکه بهتر مقرر فرموده بودند و مراتب تعلیم گرفتن شرایع و دین مبین عود نموده و اشتغال معلمان مدت‌ها بر نهج دلپذیری تمشیت می‌یافته؛ و اما الحال، قدری وهن در این ایام در چنین امر خیری راه یافته تا به حدی که ارباب غرض، نوع دیگر به عرض رسانیده‌اند در این ولا، این امر خیر و صدقه جاریه را ترک نموده‌اند، بلکه از اعظم امور کثیرالمفاسد و منافی آیین مُلک و ملت به قلم داده، حتی مخالف صلاح دین و دولت نیز این چنین امری را وانموده کرده‌اند؛ ولیکن این بی‌بضاعت از بَواطن [۴] اهل‌بیت رسالت و اجداد طاهرین امید آن دارد که حق تعالی باز به خاطر مبارک اقدس انداخته، مجدداً امر به امضاء نموده این امر خوب بی‌خطر و خیر کثیر نیز ان شاء الله می‌فرموده باشند. بمَنّهِ و جُوده و کرمِهِ. [۵] در ایام سلطنت اعلیحضرت شاهی ظل‌اللهی حسب‌الامر به حُسن سعی و اهتمام تام بعضی از مقربان این درگاه خلایقْ امیدگاه نیکوکردار توفیق آثار، بعد از انهدام مالاکلام، با وجود غلبه دولت باطل و تسلّط رومیه شومیه [۱] در آن بلاد، به نوعی آن مرقد مطهر و مشاهد باقی ائمه اطهار عراق تعمیر شده که ان شاء الله تعالی سال‌های دراز باقی و پاینده بوده، بلکه مِن بعد نیز همیشه خواهد پاییدن. و از کرم لطف حضرت کریم علی‌الاطلاق، ماها جماعت شیعیان امید آن داریم که به وسیله خَیّری تمامی مشاهده مشرّفه و لاسیّما [۲] روضات مطهّرات واقعات در ولایت عراق ان شاء الله سبحانه به زودی به دست اولیای دولت قاهره در آمده، بهتر از این، همگی آن مراقد متبرّکه تعمیر می‌یافته باشد. و اما آنچه ارکان سلطنت، باهره، مکرر خود به فکر تدابیر آوردن آب فرات به ارض غرّی [۳] و نجف اشرف افتاده‌اند؛ پس آن، به گمان این بی‌بضاعت، نه امری است که تمشیت آن قبل از ظهور قائم آل محمد کما یَنبَغی [۴] دست تواند داد؛ چه، از مطاوی [۵] اخبار اهل‌بیت رسالت، ظاهر و مستفاد می‌گردد که بعد از خروج حضرت صاحب‌العصر و الزمان، آن حضرت خود از سمت فرات نهرها بریده، آب را به نجف اشرف آورده، باغستان‌ها و عمارات بر کنار آنها ساخته، آن وقت مردم آن ولایت را رفاهیت‌ها حاصل می‌شود؛ و لهذا ملوک صفویّه، خود در ایامی که ولایت بغداد در تصرف ایشان بوده با وجود آن که آب فرات را خود به نجف اشرف جاری کرده‌اند باز منتظم نگشته، در اندک فرصتی آن نهرها انباشته شده و خود سری کما هو حَقّه [۶] نگرفته بوده است... [۷] الحال سال‌هاست که در آیین ملوک و سلاطین صفویّه - انار الله برهانَهم - در باب تعزیه‌داری برای حضرت امام حسین علیه السلام در دهه اول محرم‌الحرام خصوصاً در روز عاشورا در همگی ولایات، ایران پیوسته این چنین بنا گذاشته شده، بلکه هر روزه در هر سالی بعضی از اطوار غریب و برخی از اوضاع قریب به ایران نیز به تدریج بر آن اطوار سابق خود افزوده و می‌افزایند و در این مدت متمادی ایام دولت ابد مدت سلسله صفویّه - انار الله برهانهم - که متجاوز از دویست و چهل سال می‌شود، [۱] هرگز علما و فضلای شیعه در هیچ عصری از اعصار خود، شیعیان را از آن اطوار در تعزیه‌داری حضرت امام حسین علیه السلام منع نکرده‌اند. و همانا که منظور عقلایی که اولاً درین دولت گردونْ عدّت، این چنین طریقه انیقه و رویه و آیینی را در طریقت تعزیت‌داری آن حضرت مقرر کرده‌اند و همچنین مَطمح [۲] نظر جماعت علمایی که از آن تاریخ تا حال درین ابواب مضایقه نمی‌نموده‌اند، بلکه خدا همواره دخیل در آنها نیز می‌بوده و همیشه تصدیق بر خوبیش نیز می‌کرده‌اند، همین باشد که به این وضع عاشورا گرفتن، البته مشتمل بر چندین حکمت و مرکّب از چندین مطلب خواهد شدن. [۳] بر اصحاب دانش و ارباب تتبع و بینش، به غایت واضح و معلوم است که کتاب‌های حدیث و ادعیه اثناعشریه و تصنیفات علمای امامیه بسیار بوده که در این عرض مدت [۴] چندی عمده‌اش در این میان تلف شده و اکثری به ما نرسیده و آنچه هم از آنها به ماها شیعیان ایران رسیده، نیز همگی به برکت دولت سلاطین صفویّه - انار الله برهانهم - بوده؛ چه، کتاب‌های شیعه، از کثرت به حدی بوده که شرح آن نمی‌توان نمود. و یک شمّه از آن مصایب، در انواع جنگ‌های شیعیان و سنّیان در محله‌های بغداد مکرر در زمان خلفای بنی‌العباس واقع می‌شده، خصوصاً این که در آن قضیه که جنگ در میان شیعه و سنی بر سر کبوتربازی برادرزاده خلیفه در محلات بغداد در زمان سابق در عهد خلفای عباسیه به هفتصد سال قبل از این تخمیناَ واقع شده بوده و خلق بسیاری از طرفین کشته گشته و نهب و غارت بسیاری رخ نموده و آخرالامر که سُنّیان بر شیعیان در آن جنگ غلبه کردند و شیخ طوسی شاگرد شیخ مفید و جانشین او را که از عظمای علمای شیعه در آن عصر می‌بوده، نیز وی از ترس، از شهر بغداد به نجف اشرف فرار نموده و آن ملعونان سُنّیان، کرسی‌ای را که شیخ طوسی خود به علت زیادتی کثرت شاگردان بر بالای آن رفته، درس می‌فرموده است، سوخته بودند و بعد از آن از کتاب‌های کتابخانه آن شیخ بزگوار، جماعت سنیان، بعضی حمامات خود را به گردش درآورده تا مدت چهل روز کتاب‌های شیعیان را در تون آن حمام خودشان پیوسته می‌سوخته بودند - سوای انواع هنگامه‌هایی که در عصری خصوصاَ در اعصار سابقه به تقریبات مصیبت‌های چندی که بر سر کتب شیعه آمده که گاه به آب و گاه به آتش و گاه در زیر زمین‌ها و غیر ذلک نابود و ناچیز گشته بوده - و یا در آن میان مفقود می‌شده که ذکر هر یک از آنها طول زیادی می‌دارد و در واقع، چون کتب احادیث شیعه فی‌نفسه بسیار نبوده باشد؛ و حال آن که در زمان حضرت امام جعفر صادق علیه السلام چهار هزار نفر از عظما و تلامذه اصحاب آن حضرت هر یک خود کتاب حدیثی که در باب احادیث مخصوص شنیده، خودشان در همین یک عصر [به] تنهایی، خود اولا تألیف نموده؛ بعد از آن به نظر اصلاح مبارک آن حضرت نیز رسانیده بوده‌اند و به این جهت آن کتاب‌ها را علمای ما در میان خود «اصول» می‌نامند و اینها با قدر چهار هزار اصل بوده، سوای کتاب‌های حدیثی که دیگران خود نیز در همان عصر امام جعفر صادق علیه السلام [تألیف نمودند]، چه جای عصرهای دیگر که اصحاب باقی ائمه خودشان کتاب‌ها نوشته بوده‌اند و یا سایر جماعت علما و رُوات [۱] اخبار شیعیان در عصرهای دیگر در زمان سابق تألیف نموده‌اند که علمای رجال در اصطلاح خودشان آن مصنفات را «کتاب» نام می‌کرده‌اند. مجملاً علمای شیعه در زمان سابق، خودشان از جمله آن چهار هزار اصل به قدر چهارصد اصل را به خصوص خود انتخاب و برگزیده نموده‌اند، چون که بر آنها در میان خود نهایت اعتماد داشته، به آنها زیاده اعتقاد می‌کرده‌اند و به همین جهت که الحال چهار صد اصل در میان متأخرین شیعیان شهرت دارد... و نه چنان که بعضی از کوتاه نظران که تتبعشان رسایی نداشته، گمان کرده‌اند که کتب اصول شیعه همیشه همین چهار صد اصل بوده و بس. به هر حال، ثانی‌الحال، [۲] رفته رفته به علت کثرت مصائب متوارده بر شیعیان در هر زمان، آخرالامر کار شیعیان ایران به جایی رسیده بود که این ذره بی‌مقدار از مشایخ کِبار [۳] خود و از مردم مُعمّر قدیمی نیز مکرر استماع نموده‌ام که در اعصار سابقه در اوایل ظهور دولت صفویّه - انار الله برهانهم - در اصفهان بلکه در کل ایران نیز از کتب مشهوره حدیث، همین کتاب من لا یَحضره الفقیه [۴] تألیف شیخ صدوق به قدری یافت می‌شده، و از کتب فقه همین کتاب قواعد [۵] علامه دیده شده و از کتب دعا همین نسخه صحیفه کامله [سجادیه] موجود بوده، حتی از اینها نیز متعددش خود بهم نمی‌رسیده که توان آنها را مقابله و تصحیح نمود تا آن که الحال به برکت شمشیر و تدبیر ملوک صفویّه، به جدّ و سعی جد بزرگ ایشان و اهتمام تمام علمای دین مبین سید عالمیان، اکثر کتاب‌های ضروری شیعه در ایران است و متعددش بحمد الله تعالی نیز حالا یافت می‌شود، بلکه کم خانه در شهرهای مشهور ایران بلکه حتی در دهات و شهرهای غیر مشهورشان نیز از خانه‌های وضیع و شریف [۱] نادری هست که کتاب حدیث و فقه و ادعیه و اعمال متعددش از فارسی و عربی و ترکی الحال نبوده باشد. [از نبودن آنها] لازم نمی‌آید که در واقع در کتاب‌های حدیث امامیه و مؤلفات شیعه، البته آنها اصلا نبوده باشد و لهذا به تدریج به تقریب سیاحت و عالم‌گردی چهل ساله خودش این فقیر حقیر در هر ولایتی خود بسیاری از کتب شیعه دیده و به دست این بی‌بضاعت افتاده و بر احادیث و ادعیه و اعمال و مسائل و مطالب چندی مطلع گردیده که در کتاب‌های متداوله الحال آنها اصلاً یافت نمی‌شود و دیگران بر عُشر عَشیر [۲] از آن تا الحال واقف نگردیده‌اند و گاه باشد که دیگری نیز که به این فکر می‌افتاده باشد و به این نوع و یا بیش از این فقیر نیز سعی و جد و اجتهاد و اهتمام نماید بر اینها و بر مانند اینهایی که این فقیر کثیرالتقصیر خودش مطلع گشته، بلکه بر زیاده بر آن نیز واقف می‌گردیده باشد؛ چنانچه جمعی از مشایخ ما نیز که بر این طریقه اقدام نموده‌اند فیض‌ها برده‌اند؛ چه، بخل در مبدأ فیاض نمی‌باشد و درِ فیض رحمت خدا بر روی شیعیان به برکت حضرت صاحب‌الزمان - علیه صلوات الملک المنان - ان شاء الله بسته نشده و نمی‌شود و احدی را به خیال نرسد که آنچه را که این فقیر حقیر ادعا نموده بود که این قدر قلیلی که از کتب شیعه در میان اهل ایمان در ایران الحال یافت می‌شود، این نیز به برکت ظهور دولت سلاطین جنّت‌قرین صفویّه - انار الله برهانهم - شده، این خود به رویه متعارف مردم روزگار، محض مزاح‌گویی [۳] و مجرّد خوش‌آمد و زمانه‌سازی بوده؛ چه، بر ارباب بصیرت و ارباب معرفت، این معنا خود از ملاحظه تواریخ و مراجعه کتب معتبره فارسی و عربی نیز به غایت معلوم بلکه بر صاحب هوش، دست به دست از پیشینیان و سلسله‌های خودشان البته این معنا را شنیده و مفهوم دیگران نیز گردیده خواهد بود که در اول زمان ظهور دولت نواب مبرور مغفور شاه اسماعیل ماضی صفوی- انار الله برهانه - در ولایت آذربایجان که پایتختش بلکه شیعه‌خانه نیز شده بود - چه جای شهرهای دیگر ولایت ایران - کتاب کار آمدنی در مذهب شیعه نه در اصول و نه در فروع یافت نمی‌شده، نه به زبان عربی و نه به لغت فارسی و نه به ترکی، [۱] تا آن که به جدّ و اهتمام آن پادشاه دین‌پناه و فرزند ارجمند سعادتمندش شاه طهماسب صفوی- انار الله برهانه - رفته رفته دین حق پیش رفته و جمعی از علمای شیعه که از ترس سنّیان در ولایت ایران در زوایای نسیان مختفی شده بوده‌اند، یکه یکه برآمده و مذهب شیعه را علانیه بروز نموده‌اند، آن وقت علما اظهار مافی‌الضمیر خود لابد کرده‌اند و بعد از آن ایشان کتاب‌ها و رساله‌ها به جهت شیعیان به زبان فصیح عربی و به لغت ترکی و گاه فارسی در حدیث و تفسیر و کلام و در بیان حلال و حرام به طریق شیعه تألیف نموده‌اند، مانند ملاحسین بن عبد الحق الهی اردبیلی [۲] و مولانا احمد اردبیلی [۳] و شیخ علی کرکی و امثال ایشان از مشاهیر علمای شیعه که آنها نیز به برکت انفاس شریفه قطب‌العارفین و السالکین و زبده‌العلماء و المجتهدین شیخ صفی‌الدین اسحاق اردبیلی [۴] جد اعلای سلاطین جنت مکین صفویّه - انار الله برهانهم - و همچنین مانند این جماعت نیز پشت در پشت شیعگی خودشان در ولایت ایران خصوصاً در بلاد آذربایجان و لاسیّما در شهر اردبیل بعون الله الملک الجلیل باقی مانده بوده‌اند، حتی اکثر مردم ولایت کاشان با آن همه عصبیت در تشیع خود نیز به جهت تسلط عامه قبل از ظهور دولت صفویّه به تدریج سُنّی شده بوده‌اند، با وجود آن که به نوعی مراتب تعصب شیعگی ایشان محکم بوده که مافوق آن نباشد، بلکه در حَمیَت [۵] دین مبین، سابقاً در ایشان چنان راسخ بوده که در کتب معتبره قصه‌های غلوّ ایشان در تشیع‌اشان از راه غرابت منقول می‌شده و در واقع که هر یک نهایت تعجب نیز دارد. [۶] **پاورقی‌ها:** [۱] طریقه. [۲] پشت سر هم اتفاق افتادن. [۳] شایع شدن. [۴] جمع عدو: دشمنان. [۵] پنهان. [۶] همان، ص ۳۴ - ۳۵. [۷] پوشش. [۸] منظور اهل‌سنت عثمانی است. [۱] همان، ص ۳۴ - ۳۶. [۲] دیالمه (دیلمیان یا آل‌بویه) سلسله‌ای از امرای شیعی که چند شعبه مختلف آنها در فارس، بغداد، ری، اصفهان، همدان و کرمان روی هم رفته از حدود سال ۳۲۰ تا ۴۴۸ق به تفاوت سلطنت کردند. [۳] اولجایتو (۷۱۶ - ۷۰۳ق) از سلاطین ایلخانی بود که بعد از آنکه به دین اسلام و مذهب شیعه گروید، نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغییر داد. در دوران پادشاهی او، شیعیان تا اندازه‌ای آزادی مذهبی به دست آوردند. [۴] علامه حلی (۷۲۶ - ۶۴۸ق)، از فقهای بزرگ شیعه امامیه، علاوه بر فقه و اصول، در کلام و حکمت و حدیث متبحر بود و در همه این فنون، تألیفات دارد. در حدود ۷۰۷ق به مناسبت فتوایی که درباره بطلان طلاقی که سلطان محمد خدابنده، به زن محبوبش داده بود (علت بطلان طلاق، نبودن آن در حضور دو شاهد عادل بوده است، که شرط صحت طلاق در مذهب شیعه می‌باشد)، طرف توجه فوق‌العاده پادشاه واقع شد و موجب گرویدن این پادشاه به مذهب شیعه گردید. علامه در حکمت و معقول شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی و کاتبی قزوینی، و در کلام و فقه شاگرد دایی خود، محقق حلی و سید بن طاووس و ابن‌میثم بوده است. علامه در حله از شهرهای عراق درگذشت و در جوار مرقد امیرمؤمنان (ع) در نجف اشرف دفن شد. [۱] ملاحسن کاشی ( - ۷۲۶ ق) ملقب به احسن‌المتکلمین، از افاضل شعرای شیعه امامیه قرن هفتم و اوائل قرن هشتم هجری و معاصر علامه حلی. او از ارادتمندان راسخ اهل‌بیت (ع) بود و مدایح بسیاری در آن باره سرود و به دربار هیچیک از بزرگان وقت نرفت و ایشان را مدح نکرد. کتاب‌های الانشاء و هفت بند از آثار اوست. [۲] علی بن مؤید سبزواری (۷۸۸ - ۷۶۶ق) آخرین امیر شیعه امامیه سلسله سربداری خراسان. [۳] منظور، محمد بن مکی عاملی (۷۸۶ - ۷۳۴ ق) مشهور به شهید اول است. او از شاگردان علامه حلی و پسر او فخرالمحققین و جمعی دیگر کسب دانش کرد و در طلب علم به بلاد مختلف اسلامی سفر نمود و از فقهای مکه، مدینه، مصر، شام، بغداد و بیت‌المقدس اجازه گرفت. در آخر عمر، متهم به اقوال و عقاید غُلات شیعه شد؛ از اینرو به زندان افتاد و به حکم قاضی مالکی شام به شهادت رسید. بعد از قتل، جسدش را سنگباران کردند و سوزاندند. او تألیفات بسیاری در فقه و حدیث دارد که از جمله آنها لمعه دمشقیه است. [۴] لمعه یا لمعه دمشقیه، از معروف‌ترین کتب شیعه أثنی‌عشری تألیف شمس‌الدین محمد بن مکی عاملی، معروف به شهید اول است که از کتب درسی حوزه‌های علمیه شیعه می‌باشد. [۱] شاه اسماعیل اول صفوی ( ۹۰۷ - ۹۳۰ق)، نخستین پادشاه و بنیانگذار سلسله صفویه. [۲] منظور، ماوراء النهر و سرزمین بین سیحون و جیحون است. [۳] منظور کشور عثمانی است. [۴] یاور [۵] پسر. منظور، شاه طهماسب اول صفوی است. [۶] شاه طهماسب اول صفوی (۹۳۰ - ۹۸۴)، دومین پادشاه سلسله صفوی. [۷] بالا بردن [۸] دلسوزی‌ها، مهربانی‌ها [۱] از کتاب‌های مهم و کم نظیر رجالی، حاوی شرح حال علمای اسلام از زمان غیبت صغری تا سال ۱۱۱۹ ق است. [۲] کتاب رجالی دیگر در شرح حال علمای عصر صفویه که در طول زمان، از میان رفته است. [۳] مونث انیق: زیبا شگفت‌انگیز [۴] جمع باطن [۵] همان، ص ۴۱ - ۴۳. [۱] منظور، دولت عثمانی است. [۲] به ویژه [۳] از مواضع مشهور مدفن امیرمؤمنان (ع) [۴] کما ینبغی: چنان که شایسته است. [۵] لا به لا، مضامین [۶] کما هو حقه: چنان که سزاوار آن است. [۷] همان، ص ۴۵. [۱] طول مدت دولت صفوی تا آن زمان ۲۱۵ سال قمری بوده است. [۲] در اصل: مطمع نظر [۳] همان، ص ۷۰. [۴] منظور نویسنده، از عصر دیلمیان تا ظهور صفویه و به مدت حدود ششصد سال است. [۱] جمع راوی [۲] ثانی‌الحال: بار دوم [۳] مشایخ کبار، استادان بزرگ [۴] از معروف‌ترین کتب حدیث شیعه و از جمله کتب اربعه، تألیف شیخ صدوق، مشهور به ابن بابویه ( - ۳۲۹ ق). [۵] منظور، کتاب قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام در فقه از علامه حلی (۶۴۸ - ۷۲۶ق) است. [۱] وضیع و شریف: افراد طبقات پایین و بالای جامعه [۲] عشر عشیر: یک صدم [۳] در اصل: مزاج [۱] روملو در احسن التواریخ نوشته است که «در آن اوان، مردم از مسائل مذهب حق جعفری و قواعد و قوانین ملت ائمه اثناعشری اطلاعی نداشتند؛ زیرا از کتب فقه امامیه چیزی در میان نبود و جلد اول از کتاب قواعد اسلام که از جمله تصانیف سلطان‌العلماء المتبحرین شیخ جمال‌الدین مطهر حلی است که شریعت‌پناه قاضی نصرالله زیتونی داشت، از روی آن تعلیم و تعلم مسائل دینی می‌نمودند.» [۲] او ملقب به کمال‌الدین ( - ۹۴۰/۹۵۰ق)، از فقها، ادبا و جامع معقول و منقول بود و در مذهب شیعه تعصب بسیار داشت و از ملاجلال‌الدین دوانی و دیگر فحول معقول و منقول تلمذ کرد. او به تصوف و عرفان تمایل داشت و نخستین کسی بود که مطابق مذهب شیعه به زبان فارسی تألیف کرد. [۳] معروف به مقدس اردبیلی (- ۹۹۳ق)، از علما و متکلمین بزرگ شیعه که به زهد و تقوا شهرت داشت و آثار متعددی به زبان فارسی و عربی دارد. [۴] شیخ صفی‌الدین اردبیلی ( - ۷۳۵ ق) از مشاهیر عرفا و صوفیه [۵] غیرت. [۶] همان، ص ۸۳ - ۸۷.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1112
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها