کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با استناد به حدیثی از امام صادق (ع) آغاز می‌شود که خداوند برای بندگانش پادشاهی مهربان و وزیری عادل قرار می‌دهد. سپس به تمجید از شاه عباس دوم صفوی می‌پردازد و او را مصداق این حدیث معرفی می‌کند. نویسنده، شاه عباس را حاکمی عادل، بخشنده و مروج دین و مذهب ائمه طاهرین می‌داند که رفاه و امنیت را برای مردم ایران به ارمغان آورده است. در پایان، نویسنده از سرافرازی خود به دلیل انتصاب به شغلی (امامت جمعه اصفهان) که موجب دعاگویی و ثناخوانی شاه می‌شود، سخن می‌گوید و کتاب خود را «لوامع صاحبقرانی» می‌نامد و امید دارد که این کتاب با دولت شاه قرین باشد.

متن کامل گزارش
و بعد، شکسته‌خامه مستمند فیوض قدسی، محمدتقی بن علی، الملقب بالمجلسی؛ بر ضمایر صافیه و خواطر زاکیه [۲] سالکان شوارع نجات و مُتعطِشان [۳] مَناهِل [۴] سعادات، چنین تقریر و تصور می‌نماید که از پرتو اشراق حدیث معتبر، که از مشرق امامت و ولایت درخشیده و جویبار سندش به بحر موّاج حقایق امام بحق ناطق، جعفر بن محمد الصادق صلوات الله علیه مادامَت المشارق و المغارب، متصل گردیده: «إذا أرادَ اللهُ عَزَّ و جَلّ برَعیَتهِ خَیراَ جَعَلَ لَها سُلطاناَ رَحِیماَ و قَیَّضَ لَهُ وَزیراَ عادِلاً» [۵]، بسی روشن و لایح است که چون اراده کریم لایزال جلّ شأنُه وعَظْمَ سلطانُهُ، به مقتضای حکمت‌های نامتناهی، به صلاح و خیریّت و رفاه و امنیت جمعی از عباد تعلق گیرد، تاج سَروَری ایشان بر تارَک فرمانفرمایی نهد که مطمح نظر اندیشه‌اش جز صلاح حال عباد و بلاد نباشد و از خلعت خانه «تُوتِی المُلکَ مَنْ تَشاءُ» [۶] تشریف شریف صاحبقرانی بر قامت شهریاری درست کند که نصب‌العین خاطر خورشیدناظرش، بسط بساط رأفت و عدالت و خَفْض جَناح [۷] ترحم و مکرمت بوده باشد و زمام حل و عقد مصالح دولت و رتق و فتق امور مملکتِ او را در کف کفایت ورزای نَصَفَت‌شعار [۸] و خوانین عدالت‌آثار سپارد. مصداق این مقال و مصدّق این حال، احوال خیرمآل قاطنان ایران جنت‌نشان است که کافه اهل این دیار هدایت‌آثار، سالها است که در ظلّ ظلیل [۱] رأفت و عدالت و حِصن حَصین [۲] شوکت و بَسالت [۳] شهریار عادل کامل باذل [۴]، گردون‌بارگاه، ملایک‌سپاه، جمشیدحشمت، فریدون‌سیرت، سکندرشأن، دارادربان، گلدسته گلستان مصطفوی، نوباوه بوستان مرتضوی، ثمره شجره نبوت و رسالت، غُصن دوحه [۵] امامت و ولایت، ابر فیّاض سخا، بحر موّاج عطا، سپهر گیتی‌ستانی، مرکز دایره جهانبانی، رافع لوای [۶] دین و دولت، مؤسس اساس مُلک و ملت، قطب فلک‌اقتدار، مرکز آسمان عدالت و وقار، محیی‌مراسم ملت [۷] و دین، مروج مذهب ائمه طاهرین در اطاعت شریعت غرّای مصطفوی، از عالمیان ممتاز و به سعادت برافراشتن لوای والای طریقت مرتضوی سرفراز، اعنی [۸] السلطانَ الاعظم و الخاقانَ الاَفخَم مالک رقابِ العربِ و العَجَم سَمِیَ الاعدَلِ الاکرَمِ مُحْرزَ مَمالِک الدّنیا مَظْهَرَ کَلِماتِ اللهِ العُلیا باسِطَ بساطِ الاَمن و الآمانِ رافِعَ رایاتِ العَدلِ و الاحسانِ السُّلطانَ بن السُّلطان بن السُّلطانِ و الخاقانَ بنَ الخاقانِ ابن الخاقانِ، ابو المظفّرِ اَبُو المَکارِمِ وَ المَفاخِرِ، شاه عباس الحسینی الموسوی الصفوی بهادرخان. بیت شاه خورشید منزلت عباس سبق طرز او به جاه و هنر آسمان سبز کرده جاهش پاسبان جهان و مرشد ناس ابر فرّاش دور خرگاهش مذهبش پیشوای مذهب‌ها مشربش پادشاه مشرب‌ها خصم روبه صفت گرفتارش شیر حق یاد و حق نگهدارش از ارسطو گرفت و اسکندر «لا زالَتْ رایاتُ دَولَتِهِ مَرْفُوعَةٌ مَنصورَةً و آیاتُ مِدحَتِهِ مَذْکُورةً مَشهورَةٌ» [۱]، به فراغ بال و رفاه حال در مهد سلامت و فرش استراحت آرمیده‌اند، علی‌الخصوص طبقه علیّه علمای دین مبین که به مَیامِن [۲] توجهات شاهنشاهی و عنایات بی‌غایات ظل‌اللهی در ترویج شریعت غرّا ید بیضا نموده، پیوسته در عرق سعی، غوطه خورده و از بحر اندیشه جواهر حقایق، لئالی دقایق [۳] برآورده اند [...] حسب الامر الاعلی متوجه انفاذ فرمان والانشان گردیدم [۴]. و چون از برکات توجهات سلطانی و عنایات اعلیحضرت خاقانی به این شغل گرامی که مورِث [۵] ازدیاد دعاگویی و ثناخوانی اشرف اعلی است سرافراز گردیدم، آن را لوامع صاحبقرانی نامیدم. امید که این نام و این کتاب الی یوم القیام با دولت ابد قرین، مقرون بوده باشد. بمحمدٍ و آله الطاهرین [۶]. **پاورقی‌ها:** [۱] معروف به مجلسی اول [۲] مؤنث زاکی: پاکیزه [۳] آرزومندان، تشنگان [۴] جمع منهل: آبشخور [۵] هنگامی که خداوند عزّ و جلّ برای بندگانش نیکویی بخواهد برای بندگانش پادشاهی مهربان قرار می‌دهد و برای او وزیری عادل می‌فرستد. [۶] بخشی از سوره مبارکه آل‌عمران، آیه شریفه ۲۶: به هر که بخواهی مُلک می‌دهی. [۷] خفض جناح: مجازاً به معنی تواضع، فروتنی [۸] نصفت‌شعار: عدالت‌خواه [۱] ظل ظلیل: سایه دراز، به مجاز: به معنی لطف و حمایت همه جانبه و بسیار [۲] حصن حصین: دژ استوار [۳] شجاعت [۴] بخشنده [۵] غصن دوحه: شاخه درخت [۶] رافع لوا: برافرازنده پرچم [۷] مراسم ملت: شعایر مذهب [۸] یعنی [۱] لا زالت...: پیوسته پرچم‌های دولتش برافراشته و پیروز بوده و نشانه‌های ستایش‌اش مشهور و پرآوازه باشد. [۲] جمع میمنت: سعادت‌ها [۳] نکته های باریک [۴] متوجه انفاذ فرمان والانشان گردیدم: به انجام فرمان شهریاری اقدام کردم. منظور، امامت جمعه اصفهان است که بزرگانی پیش از او مانند میرداماد، شیخ بهایی، شیخ لطف‌الله عاملی و ملا محمدباقر سبزواری، این منصب را برعهده داشتند و پس از مجلسی، این منصب به فرزند برومند و عالم و لایقش، ملا محمدباقر (مجلسی دوم) محول گردید. [۵] موجب [۶] لوامع صاحبقرانی، ج ۱، ص ۷ - ۱۲ (گزیده).
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1069
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: شاه عباس دوم صفوی، عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها