کنشگران / عالمان دینی
عبدالرحیم مراغی
عالم دینی
خلاصه
متن با تأکید بر لزوم اطاعت از پادشاه، محمد شاه قاجار، آغاز میشود و او را حامی تشیع و اسلام معرفی میکند. در ادامه، به اهمیت جهاد در راه خدا و عواقب ترک آن، از جمله رواج اعیاد مسیحی و تغییر طریقه اهل بیت، اشاره میکند. سپس، وظیفه علما را در ترغیب مردم به جهاد و اطاعت از پادشاه، از طریق موعظه و نصیحت، یادآور میشود و جهاد را فوزی عظیمتر از شهادت در کربلا میداند. در پایان، از مؤمنان میخواهد که با تمام وجود از پادشاه حمایت کرده و در هیچ امری از امور جهاد با او مخالفت نکنند، زیرا مخالفت با او را مخالفت با خدا و رسول میداند و بر علما واجب میشمارد که مردم را به جهاد و مسائل آن آگاه سازند و متخلفان را مجبور به شرکت در آن کنند تا وحدت حاصل شود.
متن کامل گزارش
اگر شیعیان، طالب عزّ شده و میخواهند که ترک طاعت خداوند عالمیان ننمایند و رحمت الهی شامل حال ایشانگردد، باید فرمانبرداری پادشاه خود نمایند، سِیَّما[۱] سلطان عهد[۲] که [...] بیفتوای علمای دین اطهر، آب نمیخورد [...].
کدام برّ[۳] بهتر است از اهتمام ایشان در حمایت تشیع و اسلام و نصرت شریعت سید انام و دفع کفار لئام از شکستن شوکت اسلام و مندرس نمودن مَعالِم[۴] حلال و حرام؟ و کدام نیکی نیکو تر است از اشتغال ایشان به تجهیز عساکر و آشیاع[۵] و تدبیر خود و اتباع برای استخلاص اسرا و حراست اهل طوس و دفع دشمنان از تبدیل اذان به صدای ناقوس و صلوة تَراویح[۶] و آوازکوس بر هر [؟] و شعور ظاهر است که اگر العیاذ بالله این پادشاه جمجاه، ترک جهاد نماید و به نفس و مال و خَیْل[۷] و رجال قیام به مقاتله و جدال نفرماید. در بعض بلاد ایران، به جای اعیاد محمدیه، اعیاد مسیحیه متداول، و در بعض دیگر طریقه اهل بیت اطهار [...] مبدل خواهدگردید.
پس به کل ایرانیان، بلکه به همه مسلمین، اطاعت و فرمانبرداری او لازم و واجب است[...] بدان که به عهده علمای راشدین است که به جمیع رسایل، ذکر دلایل و مواعظ بالغه و نصایح شافیه، مردم را به این جهاد و اطاعت و انقیاد، ترغیب و تحریص نمایند و زنگ غفلت از آینه دلها بزدایند؛ چه، وعظ لسان اَنَفَذ[۸] از طعن سِنان[۹] است؛ چون در قیام به وظایف، این عمل واجب، قتل و قتال و بذل جان و مال است؛ لهذا طبایع را ناملایم و نفوس را ناموافق است. پس علما راست که به وعظ و نصیحت، مردم را مایل به انقیاد و راغب به جهاد نمایند و به ایشان بفهمانند که شما همیشه در وقت یاد شهدای کربلا میگویید که: «یا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم [فَأْ فُوزَ] فَوزاً عظیما»[۱۰] و در دعای ماه رمضان میخوانید که: «و قَتلاً فی سَبیلِکَ وَفَّقْ لَنا»[۱].
کدام فوز است که اعظم از این جهاد باشد؟ و هر که در آن مقتول شود یقیناً در سبیل خدا مقتول شده، و هر که به این جهاد قیام نماید غِلمان[۲] بهشت به خدمتش برخاسته و حور و قصور برای او آراسته خواهد شد و هر که شهید شود جان خود را به بهای گران فروخته که مهیا شده است او را جنات عالیه. «لا تَسمَعُ فیها لاغِیةَ فیها عَینْ جارِیَةٌ فیها سُرُرٌ مَرفوعَةً وَ أَکوابٌ مَوضوعَةٌ و نَمارقُ مّصفوفةٌ وَ زَرابیُ مَبتُوثَةٌ»[۳].
پس همگی اهل ایمان باید اطاعت پادشاه اسلام نموده شدّ رحال[۴] و تهیه اسباب قتال نمایند. از هر سو به جانب او آیند و اموال و انفس خود را فدای او نمایند. اگر به مقاتله فرمان دهد به اطاعتش شتابند و اگر به مهمی امر فرماید سر از پا نشناسند و از دل و جان به لوازم خدمت قیام نمایند. در هر مهمی از او اجازت طلبند. اگر حکم به انفراد نماید منفرد شوند و اگر به اجتماع امر فرماید مجتمع گردند و اگر صنفی از صنوف را مقدم یا مؤخر دارد مخالفت نکنند و اگر وقتی یا مکانی برای محاربه تعیین سازد تجاوز ننمایند و بیاذن و اجازت او مراجعت نکنند؛ و بالجمله مخالفت او را در هیچ امر از امور جهاد جایز ندانند چنانچه مخالفت خدا و ائمه هدی را جایز نمیدانند؛ چه، او به کیفیت مقاتله أعرّف[۵] و به چگونگی محاربه، اعلم است و مخالفت او مخالفت خدا و رسول است و در وجوب اطاعت سلطانی چنین و اطاعت امیر المؤمنین علیه السلام فرقی نیست مگر به اعتبار ذاتیت؛ چنانچه بر فقیه مُتدرِّب[۶] ظاهر و روشن است و چون اکثر خواص از احکام جهاد غافل و کافه عامه به مسائل آن جاهلند -به خلاف مثل صوم و صلوة[۷]که اکثر مردم به احکام آنها عارف و به فروع جزئیه آنها واقفند . پس باید اهتمام علماء اعلام در این ازمنه و ایام، در نشر مسائل و تبیین دلایل جهاد، زیاده باشد از اهتمامشان در مسائل صلوة و صیام؛ و چنانکه تارکین صوم و صلوة و خمس و زکوة را اجبار مینمایند، باید کسانی را که در جهاد تَهاون[۸] مینمایند اجبار کنند تا دلها متحد و سخنها متفق گردیده به محاربه مشغول شوند. و اگر العیاذ بالله همه علما ترک این موعظه و اجبار نمایند و به این معروف به هیچوجه نپردازند، همه از عدالت دور و از موافَقت[۹] جور، مأجور خواهند گردید؛ چه، وجوب امر به معروف و نهی از منکر از جمله اتفاقیات بلکه از ضروریات است.
**پاورقیها:**
[۱] به ویژه
[۲] منظرر، محمد شاه قاجار است.
[۳] نیکوکاری
[۴] جمع مَعلَم: نشانهها، علامتها
[۵] جمع شیعه: پیروان و یاران
[۶] صلوة تراویح: نمازهای دو رکعتی مستحب که اهل سنت پس از نماز عشا میخوانند.
[۷] سپاهی
[۸] نافذتر
[۹] طعن سنان: ضربت نیزه
[۱۰] امام صادق (ع): ای کاش با شما بودم و به رستگاری بزرگی نایل میشدم. بحارالانوار. ج ۱۰۱، حدیث ۱۶۶ در اصل:یا لیتنا کنامعکم فافوز....
[۱] امام صادق (ع): توفیق کشته شدن در راه خودت را به ما عنایت کن. مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۸۰.
[۲] پسران جوان و زیبارویی که در خدمت اهل بهشت خواهند بود.
[۳] غاشیه، ۱۱ - ۱۶: در آن بهشت سخن لغو نشنوی و در آن چشمه سارها روان باشد و تخت هایی بلند زده و سبوهایی نهاده و بالشهایی درکنار هم چیده و فرش هایی گسترده.
[۴] شدّ رحال کردن: بار بستن، عازم شدن
[۵] اگاهتر
[۶] ورزیده
[۷] صوم و صلوة: روزه و نماز
[۸] غفلت و سهل انگاری کردن
[۹] دوستی داشتن
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1215
برهه تاریخی: جنگ هرات
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: فتوای جهاد
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران، علما و مراجع
حاکم زمان: محمد شاه قاجار