کنشگران / عالمان دینی
میرزا محمدشفیع حسینی عاملی
عالم دینی
خلاصه

این متن به توصیف ظلم و ستم نادرشاه افشار و پیامدهای آن می‌پردازد. در ابتدا، به شیوه‌های نادرشاه در اخذ مالیات‌های سنگین و بی‌حساب و کتاب از مردم بی‌گناه اشاره می‌کند که حتی به خویشاوندان و شهرها نیز تسری می‌یافت. سپس، به ساخت کله‌مناره‌ها از سر ضعفا و بیگناهان در مسیر حرکت نادرشاه اشاره دارد. در ادامه، وضعیت قحطی و گرانی شدید نان در سال‌های ۱۱۵۵ تا ۱۱۶۱ قمری را شرح می‌دهد که منجر به مرگ و میر گسترده مردم از گرسنگی و حتی خوردن علف توسط آنان شد. در بخش پایانی، به اجبار رعایا برای تأمین آذوقه سپاهیان و فروش فرزندانشان به افغان‌ها و ازبک‌ها به دلیل فقر مفرط اشاره می‌کند. همچنین، از سوءاستفاده اشرار از این وضعیت برای قتل و غارت مردم آبرومند و حتی فروش روغن انسان سخن می‌گوید و در نهایت، به نقل قولی از غسال‌باشی اصفهان اشاره می‌کند که بیست هزار نفر از گرسنگی مرده بودند.

متن کامل گزارش
باب ابواب بی‌حساب گشاده، به این طور که هر بیگناهی ده الف و بیست الف- که هر الفی پنج هزار تومان بوده باشد - از ضرب چوب به اسم خود می‌نوشتند و [اگر] از ایشان به عمل نمی‌آمد، از خویشان و اقوام، بلکه از آن شهر بازیافت [می‌شد.] در دهم محرم سنه ۱۱۶۰ که از اصفهان حرکت می‌کرد کله مناری از رؤس [۱] ضعفا و بیگناهان [۲] در هر منزل ترتیب می‌داد. [۳] .. در همان سال ۱۱۵۵ق نان که در مرتبه پنجاه دینار بود به هزار دینار رسیده، تا آن که در سال ۱۱۶۱ که علیشاه وارد قزوین گردید، تنگی در میان رعیت و سپاه به مرتبه[ای] شد که قرص نان جو را به مبلغ پانصد دینار - که دو مثقال و نیم نقره بوده باشد - داد و ستد کردند، و آن نیز معدوم [۴] بود، و اکثر مردم چون بهایم در علفزارها چرا می‌نمودند و می‌مردند، دست کسی به کفن و دفن نمی‌رسید. و این قحط در اکثر ممالک ایران شایع بود... و در زمان نادرشاه این معنی ترقی کرده، چنین بنا شده بود که جمیع آذوقه سپاهی بایست از مال رعیت بیچاره، سوای مال حسابی که عشر و ماتوجهات [۵] نامند، گرفته شود و رعایا و برایا در عوض یک من و دو من غله، اطفال ذکور و اناث خود را که پرورده مهد راحت بودند، به افغان و اوزبک به ذل [۶] اسیری داده، فروختند. عالمی را کارد به استخوان و جان به لب رسیده، بعضی اشرار منتهز [۷] فرصت می‌شدند که جماعت اهل آبرو که روز سئوال [۸] نمی‌توانستند نمود، لابد شب به تاریکی به در خانه‌ها می‌رفتند، آنها را دو سه نفر متفق شده، می‌گرفتند و می‌کشتند و به گوشت و روغن آنها مدارا کرده، گاهی که یقین به خاطر ایشان می‌رسید، روغن انسان را آورده، می‌فروختند... و اکثر اوقات، گرانی و قحط وغلا بوده، به مرتبه[ای] که غسال‌باشی [۹] اصفهان نقل نموده بود به جز صحیح، [۱۰] بیست هزار نفر که از گرسنگی مرده بود[ند]، شسته... [۱۱] **پاورقی‌ها:** [۱] سرها [۲] در اصل بیگناه [۳] محافل المؤمنین، ص ۱۳۰. [۴] نایاب [۵] در اصل: مالوجهات [۶] خواری، ذلت [۷] منتظر فرصت [۸] درخواست، تقاضای کمک [۹] غسال‌باشی: مدیر و سرپرست مرده‌شوی‌ها [۱۰] افراد سالم [۱۱] همان، ص ۱۳۷ و ۱۳۸.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1190
برهه تاریخی: استقرار حکومت زندیان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران

موضوعات و دسته‌بندی‌ها