شماری از خیانتها و جنایتهای دولت انگلیس در جنوب کشور
این بیانیه با طرح پرسشهایی خطاب به اقشار مختلف جامعه، به تشریح اقدامات تجاوزکارانه و استعماری دولت انگلیس در جنوب ایران میپردازد. در ابتدا، تصرف غاصبانه بخشهای مهم جنوب، استقرار دوازده هزار نیروی هندی، ورود کشتیهای جنگی و تجهیزات نظامی به بنادر، و تصرف جزایر خلیج فارس توسط انگلیس مورد انتقاد قرار میگیرد. سپس، همدستی انگلیس با حکام خائن محلی، سرکوب آزادیخواهان و استقلالطلبان، جلوگیری از فعالیت احزاب سیاسی و محروم کردن مردم از حق انتخاب وکیل پارلمان، از دیگر خیانتهای این دولت برشمرده میشود. در ادامه، به جمعآوری طلا و نقره مردم در ازای اسکناسهای بیاعتبار و جلوگیری از فعالیت مأموران سیاسی دولتهای دیگر در جنوب ایران اشاره میشود. بیانیه با انتقاد از احتکار آذوقه در سال قحطی و سانسور مراسلات پستی، به این نتیجه میرسد که دولت و ملت ایران باید در مقابل این تعدیات متحد شده و با اجازه ورود قشون ترک و آلمان، در برابر دولت انگلیس ایستادگی کنند تا استقلال ایران، به ویژه جنوب، حفظ شود. در پایان، از شنیدهها مبنی بر جایگزینی نیروهای انگلیسی به جای روسها در اصفهان ابراز نگرانی میشود.

رد تهدیدات سیاسی-نظامی انگلستان و افشای نیرنگهای سیاسی آن کشور و هشدار نسبت به تنفر علما و مردم و رزمندگان ایران از اقدامات مداخلهجویانه انگلستان در ایران و عراق
تلگرافی به نماینده انگلیس در بوشهر ارسال شده است که در آن، نویسنده با وجود عدم تمایل به مکاتبه مستقیم با نماینده خارجی، به دلیل ضرورت زمان پاسخ میدهد. در این تلگراف، به بیطرفی ایران در جنگ جهانی اول اشاره شده و مداخلات انگلیس و روسیه در خلیج فارس و شمال ایران مورد انتقاد قرار گرفته است. ادعای فریبکاری آلمانها توسط عشایر ایران رد شده و ژاندارمری ایران به عنوان نیرویی دولتی و بیطرف معرفی میشود. نویسنده، عنوان کردن دولت انگلیس به عنوان فرمانده مسلمانان را توهینآمیز دانسته و فرماندهی واقعی را از آن پادشاهان عثمانی و ایران و علمای روحانی میداند. همچنین، کمکهای انگلیس به ایران را در پرده خفا میداند و معتقد است صدمات وارده از شمال ایران با تأیید انگلیس بوده است. نویسنده تأکید میکند که ملت ایران در صورت صدور حکم از سوی علمای عراق، جان و مال خود را فدا خواهد کرد و اشاره میکند که اگر جلوگیری او نبود، عشایر جنوب تاکنون به دلیل نقض عهد انگلیس در بصره و حمله به مسلمانان، دست به عملیات زده بودند. در پایان، نویسنده به عملیات اخیر انگلیس در خلیج ناصری و محمره و بردن کنسول آلمان اعتراض کرده و هشدار میدهد که این اقدامات باعث هیجان افکار عمومی و تنفر مردم جنوب از انگلیس شده است. او از انگلیس میخواهد که از حمله به بلاد اسلامی دست بردارد و کنسول آلمان را بازگرداند تا روابط حفظ شود و مسئولیت هرگونه درگیری آینده را متوجه اقدامات جنگطلبانه انگلیس میداند.
سفارش مؤکد به دولت ایران جهت کنار گذاردن سیاست بیطرفی در جنگ جهانی اول و اعلام همکاری با متحدین (آلمان و عثمانی) علیه متفقین (انگلستان، فرانسه و روسیه) و رهایی از استعمار دیرین آن دو کشور
متن با استناد به آیات قرآن و سنت، بر لزوم آمادگی مسلمانان برای مقابله با دشمنان دین تأکید میکند. سپس به غفلت سلاطین اسلامی از این امر و سوءاستفاده قدرتهای استعماری (روس و انگلیس) از ضعف مسلمانان اشاره میکند. نویسنده با برشمردن تجاوزات این کشورها به خاک ایران و سایر ممالک اسلامی، بیطرفی دولت ایران در جنگ جهانی اول را به شدت مورد انتقاد قرار میدهد. در ادامه، به وضعیت مساعد جبهه متحدین (عثمانی، افغان، آلمان و اتریش) در مقابل متفقین اشاره کرده و این موقعیت را فرصتی بینظیر برای ایران جهت رهایی از استعمار و بازپسگیری استقلال میداند. در پایان، از شاه و دولت ایران میخواهد که با قوای نظامی و عشایر، به متحدین بپیوندند و از این فرصت تاریخی برای اعتلای اسلام و ایران بهره ببرند و هشدار میدهد که ادامه بیطرفی به تضعیف داخلی و از دست رفتن فرصتهای بینالمللی منجر خواهد شد.

ضعف و درماندگی و تسلیم مردم جنوب ایران در برابر تجاوز و اشغال جنوب کشور توسط انگلیسیها
متن با ابراز تأسف از وضعیت اسفبار مردم جنوب ایران آغاز میشود که تحت فشار اشغالگران انگلیسی قرار گرفتهاند و قادر به ابراز وجود و فعالیت سیاسی نیستند. در ادامه، با اشاره به تاریخ ملتها، فساد اخلاقی و ضعف سیاسی را عامل اصلی انحطاط و تسلیم در برابر اجانب معرفی میکند و وضعیت ایران را به بدن بیماری تشبیه میکند که میکروبهای خارجی (قشون بیگانه) آن را فرا گرفتهاند. سپس به تفصیل به حضور نظامی گسترده انگلیسیها در جنوب ایران پس از معاهده ۱۹۰۷ و جنگ جهانی اول اشاره میکند و تعداد نیروها و مناطق تحت اشغال را برمیشمارد. در پایان، با انتقاد از بیتفاوتی و عدم اقدام مؤثر دولت و ملت ایران، هشدار میدهد که مذاکرات سیاسی به تنهایی راهگشا نیست و اگر اقدامی صورت نگیرد، جنوب ایران به تصرف کامل انگلیسیها درخواهد آمد.
