کنشگران / عالمان دینی
خلاصه
این شعر با خطاب به عالمان و شیوخ صوفیه، به نقد و نکوهش کسانی میپردازد که با وجود جایگاه دینی، به تجملات دنیوی و کسب مال شبههناک روی آوردهاند. در ابتدا، با طرح پرسشهایی درباره پوشیدن لباسهای گرانبها و جمعآوری ثروت، به ریاکاری و دنیاپرستی این افراد اشاره میکند. سپس، با تأکید بر اینکه این اعمال با درد دین و راه حق منافات دارد، به عواقب سوء این رفتارها بر دینداری و تباهی آن هشدار میدهد.
متن کامل گزارش
نقص علم است ای جناب مولوی [۱]
قاقُم [۲] و خز چند پوشی چون شهان
خود بده انصاف ای صاحب کمال
ای عَلَم افراشته در راه دین
چند مال شبههناک آری به کف
عاقبت سازد تو را از دین بَری
درد دینت گر بود ای مرد راه
حشمت و مال و منال دنیوی
مرغ و ماهی چند سازی زیب خوان [۳]
کی شود اینها میسّر از حلال
از چه شد مأکول و ملبوست [۴] چنین
تا که باشی نرمپوش و خوشعلف
این خودآرایی و آن تنپروری
چاره خود کن که شد دینت تباه [۵]
**پاورقیها:**
[۱] عنوانی برای شیوخ صوفیه و علمای روحانی
[۲] (مجازاً) پوست پستانداری گوشتخوار که سفید، گرم، نرم و گرانبهاست.
[۳] زیب خوان: زینت سفره
[۴] مأکول و ملبوس: خوراک و پوشاک
[۵] دیوان کامل شیخ بهایی، ص ۱۲۲، ۱۲۳؛ ریحانةالادب، ج ۳ - ۴، ص ۳۱۷ و ۳۱۸.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1030
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: شعر
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: علما و مراجع، صوفی ها