کنشگران / عالمان دینی
میرزا محمد معین الاسلام بهبهانی
عالم دینی
خلاصه

در این مقاله، نویسنده به بررسی عوامل مؤثر بر اتحاد و انسجام ملی می‌پردازد. ابتدا، نظریه «زبان مشترک» را به عنوان عامل وحدت‌بخش نقد می‌کند و با ارائه مثال‌هایی از انگلستان و ایرلند، هند و آمریکا نشان می‌دهد که زبان به تنهایی نمی‌تواند موجب اتحاد ملی شود. سپس، نقش «خاک و وطن» را در ایجاد همبستگی ملی بررسی می‌کند و با وجود اذعان به اهمیت آن در دفاع از مرزها و حفظ هویت، آن را عامل اصلی اتحاد نمی‌داند. در نهایت، «مذهب» را به عنوان قوی‌ترین و پایدارترین عامل اتحاد ملی معرفی می‌کند. با استناد به تاریخ ایران، یونان، بنی‌اسرائیل و گسترش اسلام، استدلال می‌کند که عقاید و مناسک مذهبی مشترک، افراد و اقوام مختلف را به هم پیوند می‌دهد و حتی اختلافات مذهبی را عامل تفرقه و جدایی دولت‌ها می‌داند.

متن کامل گزارش
هنگامی که بستگی و رشته پیوستگی ملت را نگران می‌شویم به آسانی‌گفتاری روشن در آن باب شنیده نمی‌شود، زیرا در این عنوان چیزنویسان فلسفی و مردم سیاسی را یک رأی و یک عقیده نیست. گروهی، آن رشته الفت را «زبان» می‌دانند و چنان می‌روند که زبانی عمومی در قومی، باعث وحدت اخلاق و یگانگی حسّیات می‌شود و نتیجه آن، بروز یک‌گونه غمخواری و همراهی در حق همدیگر است و به وسیله زبان، آداب و اخلاق آنها یکی خواهد شد و همین که همگی متخلق به اخلاق واحده شدند، حسّیات آن طبیعت ثانیه آنها خواهد شد و از این رهگذر، یک‌گونه اتحاد ملتی در ایشان پیدا می‌شود. بر هشیار چُست[۱] پوشیده نیست‌که به یگانگی زبان، آن رشته مخصوص و سلسله بخصوصی که وسیله بستگی و پیوستگی واقعی ملت است به دست نخواهد آمد؛ زیرا که مردم انگلستان سال‌هاست ایرلند راگرفته‌اند و مردم آن مُلکْ زبان وطنی خود را رها کرده، زبان انگلیسی را هم اختیار کرده‌اند. با وجود [این]ها نهایت عداوت و خصومت و نارضامندی را با همدیگر دارند و هرگز نمی‌توان آنها را یک ملت گفت. هم چنین امروزه در حقیقت، لغت و علم و ادب مردم هندوستان، همه انگلیسی است و ممرّ معاش اکثری از ایشان، ادارات حکومتی و تجارتی انگلیس‌هاست و با این همه، عدم رضایت مردم هند از انگلیس‌ها، و انگلیس‌ها از آنها، بر همه آشکار است. تمام ممالک متحده امریکا، انگلیسی زبان اند و سال‌ها، اغلبی از ایشان در تحت سلطه انگلیس بودند و اکثری پدر یا مادرشان از جنس و قوم انگلیس است و با این حال، دو ملت‌اند جداگانه و ابداً الفت ملتی با همدیگر ندارند. خاک و وطن[۲] وطن و خاک، از رشته‌های یگانگی شمرده می‌شود اما چنان اهمیتی ندارد که از اصول اتحاد ملتی شمرده بشود؛ زیرا بس طوایف هستند که وطن خود را رها کرده‌اند بدون اینکه از وحدت ملتی افتاده باشند. حدود ملل عالم غالباً کم و زیاد شده است و می‌شود، لیکن اتحاد ملتی به جای خود محکم بوده و خواهد بود. با این همه، یک مناسبتی کلی میانه خاک و ملت است که نباید از نظر سیاسی‌دان دور باشد. حدود مملکتی غالباً تعیین[۳] می‌یابد از خصوصیاتی طبیعی، مانند مجرای رودخانه‌ها و رشته‌های کوهستان‌ها. و در زمان‌های‌گذشته که آلات و اسباب‌کن شکاف[۴] صحرانوردِ دریاپیما نبود که دشت و کوه را به سرعت برق و باد درنوردد، در تعیین حدود ممالک، خصوصیات طبیعی را دارای بسی اهمیت بود. وضع طبیعی و آب و هوای خاک را یک‌گونه تأثیر ازکوچکی عادت به چیزهایی طبیعی حاصل می‌شود که آثارش پوشیده نیست و در همه دیده می‌شود. قبض[۵] در یک صحرا، صید از یک دریا، سکونت در یک مَرْغ[۶] وکنار یک آبشار، داشتن یک نوع جنگل و اشجار[۷]، یادداشت‌های مقدس (مانند مزار بزرگان دین و پیشوایان آیین) تماماً رشته بستگی و عروه[۸] پیوستگی ملت به همدیگر و آن سرزمین خواهد بود و همه این مناسبات، سبب این خواهد شدکه دفاع وطن و حفظ انجمن خویش را مردم فرض واجب بدانند و دخل و تصرف دشمن را در حدود خاک، ناحق و به منعش کمر همت را نبستن گناه عظیم بدانند؛ زیرا وطنْ محل دفن استخوان‌های مقدس اولیا و مزار رؤسا و اجداد و آبای ملت است و جای هرگونه تماشای جوشش دیگ غیرت ملتی و خروش جمعیت وطنی است؛ جای دل‌های عزیز است به هم برمزنش. منشا اتحاد ملتی، مذهب است قبله و عقاید واحده مذهبی، تنها رشته بس محکم و عروه به غایت مستحکم است در متحد داشتن افراد و اقوام مختلفه اهل هر زبان؛ زیرا همگی را به دوستی کردن و ارادت ورزیدن به یک گونه رؤسای روحانی و ارواح ملکوتی وا می‌دارد و تمامشان _ از کم و بیش - جهت خوف و امیدی واحد دارند. در مساجد و معابد واحده، آمد و شد می‌کنند و در پرستش‌ها و اعمال مذهبی،گردهم جمع می‌شوند و تواریخ مذهبی و احکام شرعی ایشان واحد است. از قدمای فیلسوفانم این سخن یاد است که فرموده بود: « به گمان من ساختن شهری در هوا آسان‌تر است از اینکه دولت و سلطنتی ایجاد شود یا زیست‌کند بی یک‌گونه خداشناسی و دینداری و پیروی پیغمبران او». مردم قدیم ایران و یونان شاهد بر این سخن‌اند، زیرا تنها اتحاد مذهبی (هر یک جداگانه و در خاک خود) باعث وحدت ملی آنها شد. در اوقاتی که از هم جدا شدند و ملوک طوایف بودند و دولت‌های کوچک کوچک تشکیل دادند، باز اتحاد ملتی آنها از میان نرفت و در روزهای بزرگ و عیدهای مذهبی، با اینکه مسافت زیادی از هم دور بودند در یک جا جمع می‌شدند و جشن می‌گرفتند. دوازده سِبط[۹] بنی‌اسرائیل با اینکه یک زبان داشتند و در زیر کره آفتاب، اقوامی از آنها بی‌تربیت‌تر و نامهذب‌تر و با هم دشمن‌تر نبود و در هر کاری امامی جداگانه داشتند،[اما] رشته مذهبی موسی آنها را برادر و دوستان جانانه‌کرد. تازیان و ایرانیان که هم‌چشمی همسایگی داشتند و افسانه شاپور درگوشت و خون آنها چنان جاکرده بود که به عقل بشر نمی‌آمد که روزی، این دو ملت بزرگ صورت واحد بگیرند، جوهر دین محمدی ذرات حسّیات آنها را در هم آب نموده و در قالب اسلامی ریخت و آنها را با مردم ترکستان _که ترکتازی چنگیزشان هنوز غول خیال اطفال ایران است - متحد ساخت و به دستیاری شخص این ملت سه دستی، چنان چهار پایه سلطنت‌های دنیا را به تزلزل درآورد که هنوز بدن عالم از قوّت بازو و خوف نیروی آن ملت می‌لرزد و تا دین آنها مشوب به آرای مغرضان نشده بود، از پشت دیوار چین تا دریای روم[۱۰]، جزایر افریقا و پاره[ای] از فرنگستان، زیر نگین ایشان بود. و به محض اینکه در عقاید دینیه، منفرد شدند در حسیات ملتی نیز، مختلف آمدند و هرگروهی که رأی و عقیده جداگانه‌گرفتند، دولت و امارت علیحده برای خود تشکیل دادند؛ چنانچه از ترکستان تا افریقا، تقریباً پنجاه دولت و امارت ترتیب یافت. اختلافات مذهبی، نصرانیان را از هم جدا ساخت؛ چنانچه مردم نِدِرلّند[۱۱] بیشتر به سبب اختلاف مذهبی منقسم شدند به دولت هلند و بلجیک[۱۲]. جنگ‌های آرایی[۱۳] مذهبی تا مدتی، سلطنتی را در وسط دولت فرانسه جداگانه تشکیل داد و به محض برخاستن آن اختلاف، هر دو دولت یکی شدند. انفراد دولت ایتالیا را سبب اختلاف عقیده مذهبی است. مردم دولتی که پاره[ای] هندو و گروهی مسلمان یا نصرانی باشند، به اتحاد زبان و خویشی نمودن، هرگز صورت ملت واحد نخواهند داشت و کوشش در یگانگی آنها مشت بر سندان و آب در غربال است. **پاورقی‌ها:** [۱] چابک، چالاک [۲] در اصل: خاک و ملت [۳] در اصل: تعیین [۴] شکافنده معدن [۵] گرفتن، به دست آوردن [۶] سبزه، چمن [۷] جمع شجر: درختان [۸] حلقه [۹] نوه، و در نزد یهود به معنی طایفه، قبیله،گروه. [۱۰] دریای مدیترانه [۱۱] هلند [۱۲] بلژیک [۱۳] فرقه‌ای
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1285
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها