کنشگران / عالمان دینی
سید محمد عبدالحسیب علوی عاملی
عالم دینی
خلاصه
این روایت به نقل از میرداماد، به توصیف روابط نزدیک و احترامآمیز شاه عباس اول صفوی با علما، به ویژه میرداماد، میپردازد. در ابتدا، به ویژگیهای شاه عباس از جمله توجه او به دین و اهل یقین اشاره میشود. سپس، به حضور شاه در مراسم مذهبی مانند روز مبعث و انجام زیارات مأثوره همراه با میرداماد، و همچنین بذل و بخششهای فراوان او به طلاب و مستحقین اشاره دارد. در ادامه، به مشارکت شاه در جلسات افطار و مباحثات علمی با علما در شبهای ماه رمضان و احترام ویژه او به میرداماد در دربار و امور سلطنت پرداخته میشود. در پایان، به حضور شاه در نماز جمعه و تعیین مستمری برای شاگردان میرداماد اشاره شده است.
متن کامل گزارش
جدّم[۱] میفرمود که: پادشاهِ فلکْ بارگاه، بحر موّاج فطرت و فطانت، لَجّهُ زَخَارِ[۲] مرحمت و کرامت، واسطه و رابطه نظام و انتظامِ ارباب دین مبین، و اعتضاد و اعتصامِ قاطبه اصحاب یقین، شاه عبّاس ماضی[۳] - أنار اللهُ بُرهانه - که ساحتِ بارگاه و عَتَبَهُ اسلام پناهش پیوسته محل توجه سالکان آگاه و مقصد أمان و آمال سایران الی الله بوده، در ایام متبرکه، خصوصاً روز مبعثِ خاتمالانبیاء - صلی الله علیه و آله الاتقیاء - که رسالت تامه[۴] بارِعه[۵] و سفارت خاتمه جامعه در این روز بوده است، و به جن و انس از برای اکمال دین و اتمام شریعت مبعوث شده است - که آن روز بیست و هفتم ماه رجب المرجب است - زیارات مأثوره را با من بجای میآورد، و نکهت[۶] گلهای دلگشای مضامین شفقتْآیینش، گلشن پیرای عقیدت و مشامآرای خلوتیان انجمن طریقت و حقیقت میگشت، و تصدّقات بسیار به عرصه وجود میرسانید؛ چنانچه در یک سال از آن سالها، مبلغهای کلی تفویض فرمود که بر طلبه علوم و مستحقین اهل صلاح قسمت نمایند؛ و دو دفعه، دیگر، هر دفعه یک هزار تومان زر[۷] مسکوک، به طلبه و ارباب استحقاق رسانیدم، و در دفعه دیگر که مزاج شریفش را عارضه رو داده بود، قریب به هزار تومان طلای غیر مسکوک عطیه[۸] فرمود که تصدق نمایم، قطعه قطعه طلا به مستحقین میدادم.
و جدم میفرمود که: من، مباشر این خیرات و مبرات بودم. و در شبهای ماه مبارک رمضان با جمعی مخصوص از اهلعلم افطار میفرمود، و بعد از افطار تا قریب به نصف شب، به صحبت علمی و مباحثات علما با یکدیگر مشغول میشدند و تا زمان مُمَهِّدِ مِهاد[۱] عدل و انصاف، هادم[۲] بنیانِ جور و اعتِساف،[۳] مُشیِّدِ[۴] قواعد عقاید اسلام، مُسَدِّدِ[۵] مجاری ظلم و ظلّام،[۶] بهشتْ آرامگاه، شاه صفی - ثَقْلَ اللهُ میزانَ حَسَناتِهِ و أنزَلَهُ روضاتِ جنانِه[۷] - باقی بودند و پادشاه مغفور شیوه استقبال و مشایعت پیش گرفته، به جهت اعزاز و احترام در وقتِ دخول به مجلس بهشتْنشان، در مقامی از مَرکَبْ[۸] نزولش میفرمودند که سایر مقربانْ تصوّر عبور از آن مقام نمیتوانستند نمود، و به قوّتِ مخیّله نمیتوانستند درآورد.
و در آن زمان، عزت و مدخلیت در امور سلطنتْ در کمال بود، به مرتبهای که عقولِ عقلا به وصولِ اوج احترامش عاجز و ادراک عقول از تصور مراتب استقلالش قاصر میشد.
و در اکثر جمعهها در مسجد تشریف میآورده، در عقب ایشان به نماز جمعه اشتغال میجسته، دقیقهای فروگذاشت نمیفرمودند، و مبالغ کلی به جهت تَلامذه[۹] ایشان وظیفه[۱۰] مقرر نمودند[۱۱].
**پاورقیها:**
[۱] منظور میرداماد است.
[۲] لجه زخار: اعماق مواج
[۳] منظور شاه عباس اول صفوی است
[۴] در اصل: نامه
[۵] مؤنث بارع: کامل، بیهمتا
[۶] بوی خوش
[۷] در اصل: از
[۸] بخشش
[۹] ممهد مهاد: زمینهساز، فراهم آورنده
[۱۰] نابود کننده
[۱۱] ستمکاری
[۱۲] استوار کننده
[۱۳] مسدود کننده
[۱۴] بسیار ستم کننده
[۱۵] خداوند ترازوی خوبیهای او را سنگین کند و به او باغهای بهشتاش را ارزانی دارد.
[۱۶] حیوان سواری
[۱۷] جمع تلمیذ: شاگردان
[۱۸] حقوق، مستمری
[۱۹] قواعد السلاطین، ص ۶۴ - ۶۶.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1081
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: خاطره
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران