کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با ابراز نگرانی از انتشار سؤالی در جریده مجلس آغاز می‌شود که به هتک حرمت میرزا محمدرحیم بلبله بادکوبه، از علمای مشروطه‌خواه، می‌پردازد. در ادامه، به سابقه تشکیل هیئت علمیه نجف و اختلافات داخلی آن پس از ورود امام جمعه تهران اشاره شده و بیان می‌شود که پس از استعفای بسیاری از اعضا، مهر هیئت در دست افراد مغرض باقی مانده است. سپس، به تلاش‌های این گروه برای تخریب وجهه آقای بادکوبه، از جمله متهم کردن او به جاسوسی برای روس‌ها، پرداخته می‌شود و اقدامات ملی و مشروطه‌خواهانه ایشان در ایران و قفقاز، از جمله تأسیس مکتب علوی و قرائت‌خانه، حمایت از اتحاد اسلامی و اعتراض به ورود قشون روس، برشمرده می‌شود. در پایان، از مدیر روزنامه خیرالکلام درخواست تکذیب این اتهامات شده و روزنامه نیز با تأیید دریافت نامه‌های مشابه و فتوتیپ‌هایی از تمجید علما از آقای بادکوبه، بر بی‌اساس بودن اتهامات تأکید می‌کند و از آیات عظام برای رفع این اختلافات و حفظ وحدت استمداد می‌طلبد.

متن کامل گزارش
خدمت باشرافت مدیر محترم جریده خیرالکلام دام تأییداتهم معروض می‌دارد: امروز چیزی که قلب هواخواهان عالم مشروطیت بلکه اسلامیت را داغدار و ما ایرانی‌ها را در انظار عموم برادران قفقازی بلکه عامه اسلامیان لکه‌دار می‌کند، همانا سؤال و جوابی است که در شماره ۱۸ جریده مجلس به امضاء هیئت علمیه در خصوص جناب مستطاب قدوه‌الفقهاء الکرام ثقه‌الاسلام ناصرالمله و الدین حامل لواء الاتحاد بین المسلمین المجاهد فی تأیید المشروطه و نشرالعداله آقای حاجی میرزا محمدرحیم بلبله بادکوبه دامت برکاته درج شده. تمام نجفی‌ها می‌دانند که چند سال قبل به واسطه اهتمام همین جناب، هیئتی مرکب از بیست و پنج نفر تشکیل شد که خود را "هیئت علمیه" نام دادند. بعد از آمدن امام جمعه طهران آقا میرزا ابوالقاسم به نجف، در مابین هیئت اختلافی واقع شده، وجوه [۱] و کارکن و چیزفهم‌ها همه استعفا داده و در آخر جناب معظم‌له هم استعفا داده‌اند، اگرچه استعفاء او را قبول نکرده‌اند. بعد از این، مُهر هیئت علمیه به آن بزرگی در دست پنج شش نفر مردمان بی اطلاع و مغرض و طرفداران امام جمعه مغصوباً [۲] باقی مانده، می‌کنند آنچه دلشان می‌خواهد. مع‌التأسف در خارج به اسم هیئت علماء نجف تمام می‌شود. بعد از آن که امام‌جمعه را [مأموران] عثمانی از نجف بیرون کردند - همان طوری که مجلس مقدس ملی ایران او را از ایران بیرونش کرده بودند - طرفداران امام‌جمعه (همین پنج شش نفر که اسم هیئت به خود داده‌اند)، اخراج او را مستند به این جناب نمودند. شب و روز در صدد تضییع [۳] این جناب بر آمدند. هر اسبابی که فراهم آوردند، نتیجه به عکس بخشید، اسباب ترقی ایشان فراهم آمد و قومیته [۴] های ایران و عثمانی و قفقازی به حمایت این جناب قیام نمودند، تا در آخر، این بیچاره را متهم به راپورتچی [۵] روس انتشار دادند؛ و حال آن که چند روز قبل هنگامی که بنا شد برای خاطر امام جمعه، اسباب جلب او فراهم بیاید، دائماً برای قونسول بغداد کتباً و تلگرافاً مخابره می‌شد که وجود این جناب برای پلتیک [۶] دولت روس در نجف مضر است، جلبش بکنید. از جلب او که به واسطه حمایت عثمانی‌ها مأیوس شدند، به عنوان راپورتچی‌گری پیش آمدند و حال آن که عموم نجفی‌ها - خاصه این چند نفر که به خود اسم هیئت داده‌اند - می‌دانند که این جناب به واسطه شدت اقداماتش در مشروطیت ایران، مکرر محل اعتراض قناسیل [۷] بغداد واقع شده، و پیش دولت خود مقصر و محکوم واقع شده و بالای [۸] ما ایرانی‌ها روی وطن و عشیره خود حسرت مانده. کسی که از میانه سیصد نفر علمای قفقاز قدم پیش نهاده، راحتی این چندین ساله را بر خود حرام کرده، از موجبات ترقی ایرانیان و تحصیل مشروطیت و استحکام آن، آنی تغافل [۹] نکرده، و در تمام تأسیسات نوعیه، مثل تأسیس مکتب علوی و قرائت‌خانه زحمت‌ها کشیده و پیشقدم شده، با سایر احرار [۱۰]، در این اساس‌های ملیه شرکت نموده و در ترویج امتعه [۱۱] اسلامیه پول‌ها خرج کرده، و در تکمیل اتحاد اسلامی رنج‌ها برده، و در هنگام ورود قشون به ایران، پروتست [۱۲] آقایان حجج را بر دول [خارجه] حامل بوده، بر قناسیل بغداد برده، و هنگام حرکت آقایان برای اخراج قشون روس جلو هیئت علمیه افتاده بود، به کاظمین رفته و غیر اینها، از اقدامات ملیه ایشان [است]. آیا این جور آدم را راپورتچی می‌شود گفت؟ آیا جزای عمل این یگانه مرد این بود که پنج شش نفر به اسم "هیئت [علمیه]" اینقدر دروغ و افتراء بر او ببندند؟ ما مگر در نجف نیستیم؟ کی او را اخراج کرده‌اند؟ تاکنون هم بر او اصرار کرده‌اند که به هیئت بیا، پذیرفته نشد. برای حفظ ذوی‌الحقوق و اعانت مظلوم، لابد آن برادر محترم تکذیب این سؤال و جواب را خواهند نمود. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. اَسئَلُ اللهَ دَوامَ تَوفیقِکُم وَ خِدمَهِ الوَطَن وَ الاسلام [۱۳] امضاء محفوظ. خیرالکلام: دو مکتوب دیگر مفصل‌تر از این، به همین مضامین به امضاء جمعی از علمای نجف به اداره روزنامه ما رسیده، بنای جریده ما که بر اختصار است، اقتصار [۱۴] با این یک مکتوب نمود. نه طغرا فتوتیب [۱۵] هم که خطوط و امهار [۱۶] و نطق حجج‌الاسلام را در تمجید و تحسین محامد [۱۷] اطوار و محاسن اقدامات آقای بادکوبه [را] به ما می‌فهماند، در جوف آن مکاتیب [۱۸] به اداره رسیده. علیهذا، ما ساحت شرافت آقای بادکوبه از دنائت [۱۹] آن سؤال و جواب، خیلی دور، بلکه قریب به محال می‌دانیم. چیزی که بیشتر مایه تعجب و حیرت هر متأمل [۲۰] دقیق نظر است این است که در سؤال و جواب مندرجه در جریده مجلس صراحتاً مرقوم است که هیئت علمیه، آقای بادکوبه را در ماه ربیع‌الثانی از هیئت علمیه اخراج کرده‌اند. با آن که رقعه [۲۱] هیئت علمیه که استعفای این وجود محترم را نپذیرفته‌اند، مورخه ماه جمادی است. الان باید گفت: اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی [۲۲]. ما اختلافات هر محل را به پشتگرمی اتفاقات مرکز علم [۲۳] اعتنا نمی‌کردیم. این درد را به کجا بریم که قاطعان طریق [۲۴] می‌خواهند ناصحان فریق را در دو دسته کنند. صلاح این دو، ثبت و رفع این نقار [۲۵] را با کمال ضراعت [۲۶] از درگاه آیات‌الله تمنا می‌کنیم." پیشکش" آزاده " به تبرستان **پاورقی‌ها:** [۱] جمع وجه: بزرگان [۲] به زور [۳] ضایع کردن [۴] تلفظ ترکی کمیته [۵] خبر دهنده، جاسوس [۶] سیاست [۷] جمع قنسول (کنسول) [۸] کذا فی الاصل [۹] خود را از روی عمد بی‌خبر نشان دادن [۱۰] آزادیخواهان [۱۱] جمع متاع: کالاها [۱۲] واژه انگلیسی اعتراض [۱۳] از خداوند استمرار توفیقات شما و خدمت به وطن و اسلام را خواستارم. [۱۴] خلاصه‌گویی، ایجاز [۱۵] فتوتایپ [۱۶] جمع مهر [۱۷] صفات خوب. در اصل: مهامد [۱۸] جمع مکتوبه: نامه‌ها، نوشته‌ها [۱۹] پستی [۲۰] اندیشمند [۲۱] یادداشت، نامه کوتاه [۲۲] سخن مشهور امام حسین (ع) در هنگام شهادت حضرت ابوالفضل (ع): اینک کمرم شکست و چاره‌ام کم شد. [۲۳] منظور، نجف اشرف است. [۲۴] قاطعان طریق: راهزنان، دزدان [۲۵] رنجش، ازردگی [۲۶] فروتنی و تضرع
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1328
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: مدیر روزنامه خیرالکلام

موضوعات و دسته‌بندی‌ها