متن با حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) آغاز میشود که به دو بخش تقسیم شده است: اول، هر دولتی را پایانی است و دوم، هر پیمانشکنی بر شبههای استوار است. در بخش اول، نویسنده به تفسیر این بخش از حدیث میپردازد که میتواند تسلیبخش شیعیان در برابر طولانی شدن دولت باطل باشد یا اشارهای به بیثباتی و زوال دولتهای دنیوی. در بخش دوم، به این نکته اشاره میشود که کسانی که از راه حق منحرف میشوند و پیمان الهی را میشکنند، بر اساس شبهاتی است که شیطان در دلشان میاندازد و نفسانیات آن را تقویت میکند. برای نمونه، به شبهات غاصبان خلافت در مورد امام علی (ع) اشاره میشود که بهانههایی مانند کشتار اشراف عرب یا شوخطبعی ایشان را مطرح میکردند. در پایان، متن به دنیاپرستان اشاره میکند که به محض دیدن اعتبار و اقبال، به آن میپیوندند و با زوال آن، به سرعت روی برمیگردانند و به دیگری میپیوندند و این شبهات در هر عصر و زمانی وجود دارد.