کنشگران / عالمان دینی
شیخ محمدعلی
عالم دینی
خلاصه
این بیانیه با خطاب به عموم مردم، بر اهمیت حفظ وحدت ملی و تبعیت از مجلس شورای ملی و انجمنها تأکید میکند. متن به انتقاد از رفتارهای خودسرانه برخی از مردم در برابر مأموران دولتی و حکام میپردازد و آن را مغایر با اصول عقلانی و مصلحت ملی میداند. نویسنده با اشاره به تغییر شرایط پس از مشروطه و کاهش قدرت حکام سابق، از مردم میخواهد که از سختگیری بیش از حد بر حکام جزء خودداری کنند و به جای نفاق، به اتحاد و اتفاق روی آورند. در پایان، بیانیه به وضعیت مالی حکام و لزوم رفتار مسالمتآمیز با آنان اشاره میکند و بر رعایت نظامنامهها و قوانین تأکید دارد.
متن کامل گزارش
ای برادران وطن! امروز چشم جمیع ملل متمدنه به طرف شما باز و گوششان بر آواز شما است که به چه اصول، حفظ وطن عزیز خود را خواهید نمود. کاری نکنید که همسایگان بر ما بخندند و مورد تیر و طعن جرائد عالمگردیم. تا به امروز درست پیش رفتهاید و قدم صحیح برداشتهاید ولی امروزه کارهایی که میکنید، پسند عقلا نیست، هرکاری که میکنید بدون اجازه انجمن، خسران خواهید برد. مثلاً امروز شاه و گدا، عالم و جاهل، کاسب و فقیر، وزیر و امیر، سعادت و سیادت خود را در آراء مُلک آرای مجلس شورای ملی طهران و انجمنهای بلدی تصور نموده و مینمایند. همه تن متوجه آنان و منتظر اصغاء [۱] فرمایشاتشان میباشند. آنهایی که در انجمنها نشستهاند خدا شاهد استکه جز خیر شما سخنی نخواهندگفت. آخر شما، عقلاء ملت و مملکت را برگزیدهاند که در خیر شما گفتگو کنند، دیگر نباید از خود رأی به خرج دهید، باید علی الاتصال گوش به فرمایشات آنان داده آنچه بگویند و آنچه بفرمایند عمل کنید. چرا بدون اجازه انجمن، با سربازهایی که حافظ مایند طرف میشوید؟ به اجازه که قراولها را از قراولخانه بیرون میکنید؟ به حکم که در حاشیه خیابان با یک نفر سرباز طرف میشوید؟ آن حقوقاتی که شما در مُلک و ملت دارید، آنان شاید بیشتر از ما و شما دارند که از وطن، آواره و شب و روز به محافظت شما میکوشند. چرا عوض اتفاق، نفاق میکنید؟ میخواستم مطلب [را] سربسته بنویسم، ولی اقتضای سربستگی ندارد. این حکامی که تا به امروز بر جان و مال شما مسلط بودند اگر میخواستند در یک نصفه روز خانمان چندین ساله شما را بر چینند ممکنشان بود (دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد)که امروز نمیتوانند دست از پا خطا کنند.
ما رعیتها باید تکلیف خودمان را بدانیم و با آنان سخت از در محاکمه بیرون نیاییم. جامی که به دست داری کجدار و مریز. چون بر آنان سختگرفتیم آنان هم در صدد [انتقام] بر خواهند آمد. به جهت ماها چندان منفعتی نخواهد داشت.گذشتنیها گذشت، از برکت مجلس شورای ملی مِن بعد از این، آنها نمیتوانند تسلط سابقه را به خرج دهند، دیگر خون ما و شما بر آنهاحلال نخواهد بود. به این وضعی که ما میبینیم امروز شما بر حکام جزء سخت گرفتهاید، صلاح نیست. بیچارهها را درد خود بس [است]. هرکدام از آنان ظالم بودند از کار، بیکار و به گوشهنشینی دچار.
در هر بلدی یا قصبهای نصف آن قصبه بر ضد حکومت حرکت میکنند و نصف دیگر با حکومت مشی و قدم میزنند. بر آنان سختگرفتن جایز نه. از امروز اگر بر شما ظلمی وارد شد مطابق قانونِ شریعت به کیفر و مجازات خویش خواهند رسید و اعلیحضرت سلطنت از آنها سخت بازخواست خواهند نمود! مثلاً میشنویم بعضی از عمال حکام که عقب مالیات میروند، رعیت او را رانده و جواب نمیدهند که مجلس شورای ملی مالیات را بخشیده. جایشان خالی بودکه در بیرون دروازه نطقهای آقای حاجی سید عبدالحسین آقا راگوش دهند.
جمعی دیگر از حکومت تربت، متظلم و بعضی بر ضد آنان تلگرافات به انجمن معدلت رضوی مینمایند که ما از حکومت سابق خود کمال رضایت را داریم. پس معلوم میشود حکام هنوز دارای نفوذند. جمعی از خاف عارض، حکومت بیتقصیری خود را ثابت میکند که این ظلمها را دیگری وارد آورده است نه من، و چند نفر دیگر را هم خود حکومت به توسط جناب حاجی معین التجار ترضیه [۲] حاصل میکند. تمام رعیت نوشته مُهر میکنند و رضایت خط میدهند. باز دو مرتبه چرا بر
ضد حرکت میکنند!!؟
مکتوباتی از درجزآ [۳] به اداره رسیده است بر ضد حکومت و جمعی بر ضد آنان در شهر عارض. از طرف دیگر منصور الملک از انجمن معدلت خواهش و تمنا میکند که من در این مسئله، مظلوم واقعم. شما دو نفر مفتّش [۴] روانه نماییدکه بر حالات ما مستحضر باشد. از هرکس که مالیات مطالبه میکنم جواب نمیدهد. غرضش اینکه بیتقصیری خود را ثابت کند.
برادرها! این حکام، ابناء وطن ما میباشند، صدمه آنان صدمه ماست، دیگر آسوده باشید. پنجه آهنین مستبدین بر بدن شما فقراکارگر نخواهد بود. شماها هم باید کاری کنید که امروز آنها هم از ما رضایت داشته باشند، دست اتحاد و اتفاق به یکدیگر داده مطابق نظامنامه که به جهت [۵] توضیع [۶] مینمایند رفتارکنیم. بلی یک جواب دارید شما. ما که جان از برایمان دیگر باقی نمانده. در جواب، بنده عرض میکنم که به دست آنان هم یک فلوس [۷] نیست.کسی که باید پولها را ببرد برد، قدری آب هم بهرویش خورد. حکام هم امروز به روز شما نشستهاند. البته دست از آنها نباید برداشت و دامن را از ننگ نفاق، منزه و پاکیزه داشت.
**پاورقیها:**
[۱] شنیدن
[۲] راضی کردن، خشنودی
[۳] درجز یا درگز از شهرستانهای خراسان شمالی واقع در مرز ایران و ترکمنستان
[۴] بازرس
[۵] به جهت: با دلیل
[۶] وضع کردن، در اصل: توزیع
[۷] جمع فلس: پول سیاه، پشیز
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار